استقامت در قرآن: تفاوت میان نسخهها
(←منابع) |
|||
| خط ۵۶: | خط ۵۶: | ||
*{{متن قرآن|قُلْ يَا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ}}<ref>«بگو ای قوم من! هر چه میتوانید کرد انجام دهید من نیز خواهم کرد، به زودی خواهید دانست که سرانجام (نیکوی) جهان واپسین از آن کیست؛ به راستی ستمگران رستگار نمیگردند» سوره انعام، آیه ۱۳۵.</ref> | *{{متن قرآن|قُلْ يَا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ}}<ref>«بگو ای قوم من! هر چه میتوانید کرد انجام دهید من نیز خواهم کرد، به زودی خواهید دانست که سرانجام (نیکوی) جهان واپسین از آن کیست؛ به راستی ستمگران رستگار نمیگردند» سوره انعام، آیه ۱۳۵.</ref> | ||
*در این دو [[آیه]] نیز [[خداوند]] استقامت و [[پایداری]] [[محمد]]{{صل}} را تأیید کرده است و به او [[دستور]] داده که به [[مخالفان]] بگو شما در [[جایگاه]] خود باشید و من هم در [[جایگاه]] خودم که [[توحید]] است، با استقامت عمل میکنم و شما در [[آینده]] نتیجه را خواهید دید<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۱۰۶.</ref>. | *در این دو [[آیه]] نیز [[خداوند]] استقامت و [[پایداری]] [[محمد]]{{صل}} را تأیید کرده است و به او [[دستور]] داده که به [[مخالفان]] بگو شما در [[جایگاه]] خود باشید و من هم در [[جایگاه]] خودم که [[توحید]] است، با استقامت عمل میکنم و شما در [[آینده]] نتیجه را خواهید دید<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۱۰۶.</ref>. | ||
==استقامت در [[تفاسیر]]== | |||
[[شیخ طوسی]] در تبیان فی قوله: {{متن قرآن|فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ}}، فرموده: تا آنجا که آنان نسبت به [[عهد]] و [[پیمان]] شما استمرار دارند، شما هم بر عهد و پیمان خود نسبت به آنها استمرار داشته باشید<ref>تبیان، ج۵، ص۱۷۶.</ref>. | |||
فی قوله: {{متن قرآن|فَاسْتَقِيمَا}} هم فرموده: [[امر]] است از جانب [[حق تعالی]] به آن دو نفر؛ یعنی [[موسی]] و [[هارون]]{{عم}}، به این که در دعوتشان بر اساس آنچه [[خدای متعال]] به آنان امر فرموده، در برابر [[فرعون]] و [[قوم]] فرعون [[پایداری]] و استقامت کنند<ref>تبیان، ج۵، ص۴۲۴.</ref>. | |||
نیز فی قوله: {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}}، فرموده: امر است از جانب حق تعالی به خود [[پیامبر]]{{صل}} و به [[امت]] او به این که همانگونه که خدای متعال به آنان و همچنین به کسانی که به سوی [[خدا]] و پیامبر او بازگشتهاند، امر فرموده، [[ثابتقدم]] باشند و پایداری کنند، و در معنای قوله: {{متن قرآن|لَا تَطْغَوْا}}، فرموده: در استقامت و پایداری، [[طغیان]] نکنید، پس از حد آن، از آنچه به شما امر شده، چه در وجه [[وجوب]] و چه در وجه [[استحباب]]، (فراتر نرفته و) [[زیادهروی]] نکنید<ref>تبیان، ج۶، ص۷۷.</ref>. | |||
همین طور فی قوله: {{متن قرآن|فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ}}، فرموده: در [[طاعت]] و [[خلوص]] [[عبادت]] نسبت به او بر وجه واحدی که مقتضای [[حکمت]] است، [[استمرار]] داشته باشید<ref>تبیان، ج۹، ص۱۰۶.</ref>. | |||
فی قوله: {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَقَامُوا}} هم فرموده: بر آنچه بدان [[ربوبیت]] را توجیه میکنید، استمرار داشته باشید، و گفتهاند: بر طاعت خدای متعال استمرار داشته و پایداری کنید<ref>تبیان، ج۹، ص۱۲۳.</ref>. | |||
همچنین فی قوله: {{متن قرآن|فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ}}، فرموده: یعنی {{عربی|فالی ذلک فادع}}؛ هم چنان که فرموده: {{متن قرآن|بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا}}<ref>«زیرا پروردگارت به آن، وحی کرده است،» سوره زلزال، آیه ۵.</ref><ref>تبیان، ج۹، ص۱۵۱.</ref>. | |||
نیز فی قوله: {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَقَامُوا}}، فرموده: یعنی بر آن ([[اعتقاد قلبی]] به ربنا [[الله]]) استمرار داشته و از آن [[عدول]] نکنند<ref>تبیان، ج۹، ص۲۷۴.</ref>. | |||
فی قوله: {{متن قرآن|وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ}} هم فرموده: آن بر دو امر است: | |||
#یعنی اگر بر [[راه هدایت]] استقامت کنند، به دلالت [[آیه]] ۶۹ [[سوره مائده]]: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئُونَ وَالنَّصَارَى مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«بیگمان (از) مؤمنان و یهودیان و صابئان و مسیحیان، کسانی که به خداوند و روز بازپسین ایمان آورند و کار شایسته کنند، نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند» سوره مائده، آیه ۶۹.</ref>، و آیه ۹۶ [[سوره اعراف]]: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنْ كَذَّبُوا}}<ref>«و اگر مردم آن شهرها ایمان میآوردند و پرهیزگاری میورزیدند بر آنان از آسمان و زمین برکتهایی میگشودیم اما (پیام ما را) دروغ شمردند بنابراین برای آنچه میکردند آنان را فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۹۶.</ref>. | |||
#یعنی اگر به طریقه [[کفر]]، [[استمرار]] و پایدرای کنند، به دلالت آیه ۳۳ زخرف: {{متن قرآن|وَلَوْلَا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَجَعَلْنَا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِنْ فِضَّةٍ وَمَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ}}<ref>«و اگر نه این بود که مردم (در تمایل به کفر) امّتی واحد میشدند بیگمان برای خانههای کسانی که به (خداوند) بخشنده کفر میورزند بامهایی سیمین و نردبانهایی که از آنها فرا روند قرار میدادیم» سوره زخرف، آیه ۳۳.</ref>. | |||
و معنای آیه به گفته اکثر [[مفسران]] این است که اگر عقلا بر راه هدایت [[پایداری]] کرده و بر آن استمرار داشته باشند و به موجب آن عمل نمایند، جزای آنان را به [[سیرابی]] بسیار خواهیم داد<ref>تبیان، ج۱۰، ص۱۵۴.</ref>. | |||
[[طبرسی]] در [[مجمعالبیان]] فی قوله: {{متن قرآن|فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ}}، فرموده: {{عربی|فما استقاموا لكم على العهد}}: مادامی که با شما بر طریق راست و مستقیمی باقی هستند، پس شما هم با آنان این چنین باشید<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۱۴.</ref>. | |||
نیز فی قوله: {{متن قرآن|فَاسْتَقِيمَا}}، فرموده: یعنی بر آنچه به شما دو نفر، [[موسی]] و [[هارون]]{{عم}}، [[امر]] شده است (در [[مأموریت]] [[دعوت]] [[مردم]] به [[ایمان]] به [[خدای متعال]] و انذاز آنان نسبت به [[عذاب الهی]])، [[ثابت]] و پا بر جا باشید<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۱۹۶.</ref>. | |||
همین طور فی قوله: {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}}، فرموده: ای [[محمد]]{{صل}}! بر [[وعظ]]، [[انذار]]، تمسّک به [[اطاعت]]، [[امر]] نمودن و [[دعوت]] بدان، [[پایدار]] و [[ثابتقدم]] باش (و استقامت، عبارت است از انجام [[مأمور]] به و [[نهی]] از منهی عنه) همچنانکه در [[قرآن]] به آن مأمور شدهای<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۳۰۴.</ref>. | |||
نیز فی قوله: {{متن قرآن|فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ}}، فرموده: از [[راه]] او [[منحرف]] نشوید؛ با [[طاعت]] به سوی او توجّه نمایید، هم چنانکه گفته میشود: {{عربی|استقم إلی منزلک}}: راست و مستقیم به سوی خانهات روانه شو؛ بدین معنا که از جهت آن، به سمت دیگر آن [[عدول]] ننما<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۵.</ref>. | |||
فی قوله: {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَقَامُوا}} هم فرموده: بر اینکه [[خدای متعال]]، [[پروردگار]] آنان، [[یکتا]] است، [[استمرار]] داشته و هیچ چیزی را برای او [[شریک]] قرار ندادهاند، و گفتهاند: {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَقَامُوا}} در افعالشان است؛ هم چنان که {{متن قرآن|اسْتَقَامُوا}} در گفتارشان است، و گفته اند: {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَقَامُوا}} بر توجیه ربوبیتی که نسبت به [[عبادت]] او دارند<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۱۷.</ref>. | |||
و از [[انس]] [[روایت]] شده که [[پیامبر]]{{صل}} این [[آیه]] را بر ما قرائت فرمود، پس از آن گفت: {{متن حدیث|قد قالها ناس ثم کفر اکثرهم، فمن قالها حتی یموت، فهو ممن استقام علیها}}: [[مردم]] آن را گفتند و سپس اکثر آنان از آن روی گردانیدند، پس هر کس آن را بگوید تا هنگامی که بمیرد، پس او از کسانی خواهد بود که بر آن استقامت ورزیده است<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۱۷؛ المیزان، ج۱۷، ص۳۹۴.</ref>. | |||
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}} هم فرموده: بر امر [[خدای تعالی]] ثابت باش و به آن تمسّک کن و به موجب آن عمل نما، و گفتهاند: بر [[تبلیغ رسالت]] پایدار و با استقامت باش<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۳۸.</ref>. | |||
همچنین فی قوله: {{متن قرآن|وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا}}، فرموده: یعنی اگر [[انسان]] و [[جنّ]] بر راه [[ایمان]] استقامت و [[پایداری]] ورزند، و گفتهاند: در [[آیه]]، [[مشرکین]] [[مکّه]] [[اراده]] شدهاند؛ یعنی اگر [[ایمان]] آورند و بر [[هدایت]] استقامت و [[پایداری]] کنند، برای آنان آب فراوانی را از [[آسمان]] میبارانیم، و گفتهاند: اگر ایمان آوردند و استقامت و پایداری ورزند، در [[دنیا]] بر آنان وسعت میدهیم. {{عربی|ماء غدق}} را مثل زده؛ زیرا آن همهاش خیر کلی بوده و روزی در [[مطر]] است<ref>مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۵۹.</ref>. | |||
فی قوله: {{متن قرآن|لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ}} هم فرموده: بر امر [[خدای متعال]] و بر [[طاعت]] او، راست و مستقیم باشد. [[خدای سبحان]] ابتدا آن را به طور عموم برای جمیع [[خلق]] ذکر فرمود و پس از آن، مستقیم را خاصّ نمود؛ زیرا [[منفعت]] به آنان بر میگردد، همچنانکه فرمود: {{متن قرآن|إِنَّمَا تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِيَ الرَّحْمَنَ بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ كَرِيمٍ}}<ref>«تو تنها به آن کس میتوانی بیم دهی که از این قرآن پیروی میکند و از (خداوند) بخشنده در نهان بیم دارد پس او را به آمرزش و پاداشی ارزشمند نوید ده» سوره یس، آیه ۱۱.</ref><ref>مجمع البیان، ج۱۰، ص۶۷۸.</ref>. | |||
[[زمخشری]] در [[تفسیر کشاف]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ}}، فرموده: {{متن قرآن|فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ}}: پس مادامی که بر [[عهد]] شما، بر [[راه راست]] و مستقیماند، {{متن قرآن|فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ}}: پس شما هم مثل آنان بر راه راست و مستقیم باشید<ref>کشاف، ج۲، ص۱۷۶.</ref>. | |||
نیز فی قوله: {{متن قرآن|فَاسْتَقِيمَا}}، فرموده: پس بر آنچه که شما دو نفر ([[موسی]] و [[هارون]]) بر آن متفقید، دعوتتان، [[ثابت]] و [[استوار]]، و در [[الزام]] [[حجت]]، [[برتر]] باشید<ref>کشاف، ج۲، ص۲۵۱.</ref>. | |||
فی قوله: {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}}، هم فرموده: پس بر طریق راست و مستقیم، ثابت و استوار باش، مانند آن طریق راست و مستقیمی که بر [[جدیت]] و تلاش به [[حق]] بدون [[عدول]] از آن مأموری، و از [[جعفر صادق]]{{ع}} است که فی قوله: {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}} را فرموده: {{متن حدیث|افتقر الی الله بصحة العزم}}: با صحّت [[عزم]]، استغنای به [[خداوند]] یاب<ref>کشاف، ج۲، ص۲۹۵.</ref>. | |||
همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ}}، فرموده: پابرجا و [[استوار]] نسبت به [[توحید]] و [[خلوص]] [[عبادت]] او باشید، بدون اینکه به راست یا به چپ بروید، و بدون توجه به آنچه [[شیطان]] با اتخاذ [[دوستان]] و [[شفیعان]] برای شما میآراید<ref>کشاف، ج۲، ص۴۴۳.</ref>. | |||
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَقَامُوا}}، فرموده: {{متن قرآن|ثُمَّ}}، برای دوری استقامت از [[اقرار]]، در [[مرتبت]]، و فضیلتش نسبت به آن است؛ زیرا استقامت برایش [[شأن]] و مرتبت، همهاش، است، مانند آن، قوله تعالی: {{متن قرآن|...إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا}}<ref>«تنها مؤمنانند که به خداوند و پیامبرش ایمان آوردهاند سپس تردید نورزیدهاند و با داراییها و جانهایشان در راه خداوند جهاد کردهاند، آنانند که راستگویند» سوره حجرات، آیه ۱۵.</ref>، است، و معنای آن چنین است: سپس بر اقرار و مقتضیات آن، [[ثابت]] و پابرجا ماندند<ref>کشاف، ج۴، ص۴۵۳.</ref>. | |||
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}} هم فرموده: بر آن و بر [[دعوت]] به آن؛ همان گونه که [[خدا]] تو را به آن امر فرموده، پابرجا و استوار باش<ref>کشاف، ج۴، ص۴۶۴.</ref>. | |||
همینطور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ}}، فرموده: {{متن قرآن|وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا}}: {{متن قرآن|أَنْ}}، مخففه از ثقیله است و معنای [[آیه]] چنین میشود که: و به من [[وحی]] شده در شأن و [[حدیث]] اینکه: اگر [[جنیان]] بر روش مثل من، ثابت و پابرجا بودند؛ یعنی اگر [[پدر]] آنان جانّ بر آنچه بر آن بود از [[عبادت خدا]] و [[طاعت]] او، ثابت بود و از [[سجود]] به [[آدم]] [[تکبر]] نمیکرد و [[کافر]] نمیشد و فرزند او پیرو [[اسلام]] بود، بر آنان انعام میکردیم و روزی آنان را وسیع مینمودیم، و {{عربی|ماء غدق}} به [[فتح]] دال و به کسر آن ذکر شده و آن به معنای بسیار است، و به هر دو قرائت شده؛ زیرا آن (آب گوارا) اصل معاش و وسعت روزی است<ref>کشاف، ج۴، ص۱۷۰.</ref>. | |||
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ}}، فرموده: {{متن قرآن|لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ}}، بدل است از {{متن قرآن|لِلْعَالَمِينَ}} (که ذیل [[آیه]] قبل آمده)، و البته، بدل از آنان است؛ زیرا آنان که در دخول به [[اسلام]]، [[پایداری]] و [[مقاومت]] کردند، همانها با ذکر منتفع میگردند. پس مثل این است که جز آنان، دیگران [[پند]] نگرفتهاند، گرچه همگی [[موعظه]] میشدهاند<ref>کشاف، ج۴، ص۲۳۶.</ref>. | |||
ملا [[محسن فیض کاشانی]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا}}، در [[تفسیر صافی]] فرموده: [[امر]] آنان را [[منتظر]] باشید، اگر آن [[مشرکان]] بر [[عهد]] خود استمرار داشته و [[ثابت]] و [[استوار]] بودند، پس شما هم بر وفایتان ثابت و پابرجا باشید، و {{متن قرآن|كَيْفَ}} که در آیه بعد تکرار گردیده، به سبب بعید بودن آن مشرکان است نسبت به [[استواری]] آنان در امر عهد و پیمانی که بستهاند<ref>صافی، ج۲، ص۳۲۳.</ref>. | |||
فی قوله: {{متن قرآن|قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا}} هم فرموده: دعای [[موسی]] و [[هارون]]، و گفتهاند: موسی [[دعا]] مینمود و هارون آمین میگفت، پس هر دوی آنان را «[[دعا کننده]]» خطاب فرمود، و در [[کتاب کافی]] از [[پیامبر]]{{صل}} آمده است که موسی دعا میفرمود و هارون آمین و ملایکه آمین میگفتند. (پس) [[خدای متعال]] فرمود: {{متن قرآن|قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا}}، {{متن حدیث|وَ مَنْ غَزَا فِي سَبِيلِ اللَّهِ اسْتُجِيبَ لَهُ كَمَا اسْتُجِيبَ لَكُمَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ}}: [[دعوت]] شما دو نفر [[اجابت]] شد، و هر کس در [[راه]] [[خدای تعالی]] [[جهاد]] کند، دعای او به اجابت میرسد؛ همچنانکه برای شما دو نفر در [[روز قیامت]] به اجابت میرسد، و در کافی و [[تفسیر عیاشی]] از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] است که: بین قول خدای تعالی: {{متن قرآن|قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا}}، و بین اخذ [[فرعون]]، [[چهل]] سال فاصله افتاد<ref>صافی، ج۲، ص۴۱۵؛ برهان، ج۲، ص۱۹۵؛ نورالثقلین، ج۲، ص۳۱۶، حدیث ۱۱۷ و ۱۱۸.</ref>. | |||
همینطور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَاسْتَقِيمَا}}، فرموده: بر آنچه شما دو نفر، موسی و هارون{{ع}}، بدان [[مأمور]] هستید، در دعوت نمودن به [[حق]] به همراه [[حجت]] و [[دلیل]]، با [[ثبات]] و استوار باشید و نسبت به آن [[تعجیل]] نکنید که آنچه مطلوب شماست، انجام شدنی است، اما در وقت و [[زمان]] خودش<ref>صافی، ج۲، ص۴۱۵.</ref>. | |||
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}}، فرموده: بر جاده [[حق]] پابرجا باش بدون این که از آن [[عدول]] نمایی و آن، شامل [[عقاید]] و [[اعمال]] است، {{متن قرآن|وَمَنْ تَابَ مَعَكَ}}: کسانی که از [[کفر]] [[توبه]] نموده و با تو [[ایمان]] آوردند. از [[ابن عباس]] [[نقل]] شده که چون این [[آیه]] بر [[پیامبر]]{{صل}} نازل گردید، بر آن [[حضرت]] بسیار مشقّتبار مینمود و لذا فرمود: {{متن حدیث|شَيَّبَتْنِي هُودُ وَ الْوَاقِعَةُ وَ اخواتها}}<ref>صافی، ج۲، ص۴۷۵.</ref>. | |||
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ}} هم فرمود: در عمل و افعالتان [[پایدار]] و [[ثابت قدم]] باشید، در حالی که به سوی او توجه دارید و از آنچه شما پیش از این بر آن بودید، [[طلب آمرزش]] کنید<ref>صافی، ج۴، ص۳۵۳.</ref>. | |||
همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَقَامُوا}}، فرموده: بر مقتضای آن، [[ثابت]] و [[استوار]] بودند، و [[قمی]] هم فرموده: بر [[ولایت علی]]، [[امیر مؤمنان]]{{ع}}، پابرجا و استوار بودند<ref>صافی، ج۴، ص۳۵۸.</ref>. | |||
همین طور فی قوله: {{متن قرآن|قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا}}، فرموده: بین آن [[توحیدی]] که خلاصه [[علم]] است و استقامت در اموری که منتهی به عمل میشود، {{متن قرآن|ثُمَّ }} برای دلالت بر تأخر رتبه عمل و متوقف بودن [[ارزش]] آن بر [[توحید]] است. قمی فرموده: {{متن قرآن|اسْتَقَامُوا}}، بر ولایت علی، [[امیرمؤمنان]]{{ع}}، دلالت میکند <ref>صافی، ج۵، ص۱۳.</ref>. | |||
[[علامه طباطبایی]]، در [[تفسیر المیزان]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَاسْتَقِيمَا}}، فرموده: استقامت، عبارت است از ثابت بودن در امر، و آن درباره آن دو [[برادر]] ([[موسی]] و [[هارون]]{{ع}}) است و (معنای این در آیه) عبارت است از ثابت بودن بر [[دعوت]] به سوی [[خدای متعال]] و بر احیای کلمه حق<ref>المیزان، ج۱۰، ص۱۱۷.</ref>. | |||
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}} هم فرموده: بر [[دین]]، ثابت و پابرجا باش، در حالی که حق آن را ادا مینمایی، مطابق آنچه تو نسبت به آن. [[امر]] به استقامت شدهای، و مراد از {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ}} الخ، [[امر]] به آشکار نمودن [[ثبات]] و [[پایداری]] در [[عبودیت]] و [[لزوم]] [[قیام]] به [[حق]] آن است. پس از آن، [[نهی]] از [[تعدی]] در این استقامت و نهی از [[استکبار]] از [[خضوع]] برای [[خداوند متعال]] و [[خروج]] از آن به [[زندگی]] عبودیت است که فرمود: {{متن قرآن|وَلَا تَطْغَوْا}}<ref>المیزان، ج۱۱، ص۴۹.</ref>. | |||
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ}}، فرموده: چون به جز [[خدای یکتا]] که هیچ شریکی برای او نیست، خدایی نیست، (پس) به سوی توحیدش و [[نفی]] شرکا از او آراسته شوید و نسبت به آنچه از [[شرک]] و [[گناه]] از شما گذشته است، [[استغفار]] و [[طلب آمرزش]] کنید<ref>المیزان، ج۱۷، ص۳۶۱.</ref>. | |||
همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَقَامُوا}}، فرموده: پس مراد از آن، لزوم بودن در وسط و میان [[راه]] است بدون [[انحراف]] و تمایلی، و [[ثابت]] بودن بر قولی که آن را گفتهاند: {{متن قرآن|فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا}} و {{متن قرآن|وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ}}<ref>المیزان، ج۱۷، ص۳۸۹.</ref>. | |||
همین طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ}}، فرموده: [[لام]] در {{متن قرآن|فَلِذَلِكَ}}، برای تعلیل است، و گفتهاند که لام به معنای «الی» است؛ یعنی به آنچه از [[دین]] برای شما [[تشریع]] گردید، پس به آن [[دعوت]] کن و نسبت به آن، در راه و روشی مستقیم، [[استوار]] و پابرجا باش<ref>المیزان، ج۱۸، ص۳۳.</ref>. | |||
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَقَامُوا}} هم فرموده: مراد از استقامت آنان، ثبات و پایداری ایشان است بر آنچه بدان [[شهادت]] دادهاند بدون انحراف و [[کجی]] و با [[التزام]] آنان به لوازم عملی آن<ref>المیزان، ج۱۸، ص۱۹۶.</ref>. | |||
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ}}، فرموده: {{متن قرآن|أَنْ}}مخففه از ثقیله است و مراد به {{متن قرآن|الطَّرِيقَةِ}}، طریقه [[اسلام]] ([[ایمان]]) میباشد، و استقامت و پایداری بر آنچه است که [[ایمان به خدا]] اقتضای آن را دارد و لازمه آن است، و معنای [[آیه]] چنین میشود. این که اگر [[جن]] و [[انس]] بر طریقه اسلام (ایمان) برای [[خدا]] [[پایداری]] و استقامت کنند، روزی بسیاری را روزی آنان میکنیم تا ایشان را در روزیشان بیازماییم. پس این [[آیه]] هم معنا با آیه: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنْ كَذَّبُوا}}<ref>«و اگر مردم آن شهرها ایمان میآوردند و پرهیزگاری میورزیدند بر آنان از آسمان و زمین برکتهایی میگشودیم اما (پیام ما را) دروغ شمردند بنابراین برای آنچه میکردند آنان را فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۹۶.</ref>، است<ref>المیزان، ج۲۰، ص۴۶.</ref>. | |||
همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ}}، فرموده: مشروط به این است که استقامت بر [[حق]] را بخواهند، و آن، عبارت است از تلبّس به پایداری و [[ثبات]] بر [[عبودیت]] و [[طاعت]]<ref>المیزان، ج۲۰، ص۲۲۰.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۱۴۶-۱۵۴.</ref> | |||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||
نسخهٔ ۷ فوریهٔ ۲۰۲۱، ساعت ۰۸:۲۷
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل استقامت (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
واژهشناسی لغوی
- این واژه از ریشه "ق و م" است و برای آن معانی مختلفی مانند اعتدال[۱]، ثبات و مداومت[۲]، استمرار[۳]، پایداری، ایستادن، درست شدن و قیمت نهادن[۴] را بازگو کردهاند و معنای اعتدال شهرت بیشتری دارد[۵].
- برخی گفتهاند: استقامت همان اقامه است؛ ولی اضافه شدن دو حرف "س" و "ت" معنای آن را تأکید میکند[۶].
- در معنایی جامع میتوان گفت نظر به اینکه اصل واحد در این ماده، مفهومی است در برابر قعود و معنای اصلی آن به پاداشتن و فعلیت عمل است، استقامت با توجه به معنایطلبی باب استفعال، به معنای طلب قیام است و استمرار و استدامت و مانند آن از لوازم معنای اصلی بهشمار میآید[۷].
استقامت در قرآن
- استقامت در مفهوم قرآنی آن اصطلاحی برای پایداری در دین و مسیر حق در برابر کژیهاست[۸].
- اهل معرفت تعابیری چون "اهل استقامت" و "منزل استقامت" را که مرحلهای از مراحل سلوک الی اللّه است بهکار میبرند[۹].
- در نظر عارفان، استقامت برزخی است بین پرتگاههای مخوف عالم تفرق و سدرةالمنتهای عالم جمع و روحی است که احوال سالکان بدان زنده و باقی است[۱۰].
- واژه استقامت بهصورت مصدری در قرآن نیامده است؛ اما صورتهای فعلی و اسم فاعلی آن ۴۷ بار به کار رفته است: در ۹ آیه، مشتقات فعلی استقامت ۱۰ بار به صورتهای "استقم"﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ﴾[۱۱]؛ ﴿فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ﴾[۱۲]، "استقیما"﴿قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ﴾[۱۳]، "استقیموا"﴿فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ﴾[۱۴] برای امر به استقامت، و به گونه "یستقیم"﴿لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ﴾[۱۵] و "استقاموا" ﴿فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ﴾[۱۶]؛ ﴿إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا...﴾[۱۷]؛ ﴿إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ﴾[۱۸]؛ ﴿وَأَلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُم مَّاء غَدَقًا﴾[۱۹] برای بیان آثار استقامت، استعمال شده است.
- در ۳۷ آیه دیگر نیز واژه "مستقیم" که اسم فاعل مصدر استقامت است کاربرد دارد؛ از جمله در ﴿إِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ﴾[۲۰]؛ ﴿عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ﴾[۲۱] و ﴿وَاتَّبِعُونِ هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ﴾[۲۲].
- بیشتر مباحث قرآنی استقامت مربوط به ۹ آیهای است که متضمن مشتقات فعلی استقامت است. در این آیات جز آیه ﴿كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ﴾[۲۳] که به موضوع استقامت در عهد و پیمان پرداخته سایر آیات، استقامت را در مورد توحید و سیر به سوی خدا مطرح کرده است.
استقامت در تفسیر
- همانگونه که واژهپژوهان برای استقامت چندین معنا برشمردهاند مفسران نیز در معنا و تفسیر آن معانی اعتدال، و دوری از افراط و تفریط[۲۴]، ثبات و دوام[۲۵]، و طلب قیام[۲۶] را بازگو کردهاند.
- تفسیر استقامت به طلب قیام به این صورت است که انسان در حال قیام و ایستادن در متعادلترین حالت و مسلط بر تواناییها و کارهای خود است و این تسلط انسان را به شخصیت و شأن انسانی خود میرساند تا بتواند کارهای مناسب با استعداد انسانی خود را انجام دهد. به این جهت، از متعادلترین حالت هر چیز بهگونهای که امکان نمایان شدن همه آثار و تواناییهای آن وجود داشته باشد، بهصورت استعاره با واژه "قیام" یاد میشود، بنابراین، قیام عمود، این است که بهصورت طولی برافراشته گردد و قیام عدل به گسترش عدالت در زمین است.
- استقامت نیز چون مصدر باب استفعال است و معنای طلب دارد به معنای طلب قیام و استدعای ظهور همه آثار و منافع است. نمایان شدن همه ویژگیها و آثار هر پدیدهای نیز به حسب توانایی و شخصیت ذاتی آن گوناگون است؛ بهطور مثال، استقامت طریق عبارت است از برخورداری آن از هر چیزی که برای "راه" لازم است؛ مانند: همواری، وضوح و به گمراهی نینداختن رهرو، و استقامت انسان در امری آن است که شخص قیام به آن امر و اصلاح آن را از خود طلب کند، بهگونهای که کامل شود و فساد و نقص در آن راه نیابد، بنابراین، معنای استقامت در هر آیهای با توجه به زمینهای که استقامت در آن مطرح شده، متفاوت است؛ مانند قیام به حق توحید در عبودیت: ﴿قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ﴾[۲۷]، و ثبات بر ربوبیت حق در همه شئون زندگی و محافظت بر توحید در همه امور باطنی و ظاهری: ﴿إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا﴾[۲۸] و قیام به وظایف دینی: ﴿فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا﴾[۲۹][۳۰] و شاید به همین جهت مفسران، تفسیرهای گوناگونی از استقامت در آیات مربوط ارائه کردهاند[۳۱].
- براساس این تفسیر، استقامت مفهومی جامعتر از آنچه دیگر مفسران در معنای آن گفتهاند دارد، زیرا چیزی را برپا داشتن بهگونهای که همه آثار آن ظاهر گردد مستلزم اعتدال، صبر و ثبات در آن است، ازاینرو هر یک از این تعریفها را میتوان تعریف به لازم استقامت و آنها را به لحاظ مفهومی، مستقل از استقامت دانست، زیرا صبر در لغت به معنای حبس نفس و بردباری در ناملایمات است و جنبه سلبی در آن لحاظ شده است، برخلاف استقامت که ویژگی اثباتی و ایجابی دارد و همچنین الزاماً در ناملایمات به کار گرفته نمیشود. شاید بتوان گفت با توجه به موارد کاربرد استقامت و صبر در قرآن، استقامت به معنای پافشاری و پایداری در اصل دین و ارزشهای دینی و عدم انحراف از راه حق به بیراهههای کفر و شرک و نفاق است که بیشتر بعد فکری و عقیدتی در آن لحاظ شده است و صبر به معنای شکیبایی در برابر سختیهای اطاعت و دشواریهای مصائب و عدم تمکین در برابر طغیان شهوات است که بیشتر در مقام عمل متصور است[۳۲]، افزون بر این، کاربرد استقامت و صبر در روایات[۳۳] بهصورت قسیم یکدیگر و بهصورت دو مفهوم جدا از هم، بر استقلال مفهومی هریک دلالت دارد. اعتدال هم در لغت به معنای مراعات تساوی و حد وسط بین دو چیز[۳۴] و ثبات به معنای دوام شئ است[۳۵].
- برخی گفتهاند: ثبات ویژه امور مادی و استقامت مربوط به امور معنوی است[۳۶]. ویژگیهای معنایی واژه استقامت به همراه مفهوم قرآنی آنکه از زمینه طرح استقامت در آیات شکل میگیرد، پیوستگی این مفهوم را با مجموعهای گسترده از آیات و مفاهیم قرآن نشان میدهد، زیرا تحقق استقامت در هر زمینهای، افزون بر همراهی بااعتدال و صبر و ثبات، پرهیز از هرگونه زیغ، ضلل، عوج، الحاد، فسق و فساد را میطلبد، ازاینرو مفسران "عدل"﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا شَهَادَةُ بَيْنِكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِينَ الْوَصِيَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِنْكُمْ...﴾[۳۷] و "حنف"﴿إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ﴾[۳۸] را به استقامت معنا کردهاند[۳۹] و برخی، صبر و ثبات را در آیات، مرادف استقامت دانستهاند[۴۰] و زیغ[۴۱]، فساد[۴۲]، فسق[۴۳]، عوج و الحاد[۴۴] را به خروج از استقامت تعریف کردهاند. مفهوم قرآنی استقامت نیز بدان سبب که همه آیات (جز یک آیه) در یک نگاه کلی استقامت را در زمینه "توحید و باور به ربوبیت خداوند و سیر به سوی او بر اساس این باور"، مطرح کرده و میتوان از آن به "استقامت در دین" تعبیر کرد، با مفاهیمی چون صراط مستقیم، هدایت، عبودیت، ایمان، عمل صالح، تقوا و هرآنچه لازمه دینداری است، پیوند دارد، زیرا استقامت در این مفهوم پس از پذیرش دین مطرح میشود: ﴿إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا﴾[۴۵]، ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ﴾[۴۶] و استقامت به کمال رساندن مؤلفههای لازم دینداری چون هدایت، ایمان، عبودیت، تقوا و عمل صالح است؛ اما برای روشن شدن پیوند این مفهوم با موضوع "صراط مستقیم" باید توجه داشت که انسانها همگی در مسیری به سوی خداوند در تکاپو و حرکتاند: ﴿يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ﴾[۴۷]، ﴿وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ﴾[۴۸] و این سیر و حرکت نیز در یکی از سه راه نعمت یافتگان: ﴿أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ﴾[۴۹]، غضب شدگان: ﴿ْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ﴾[۵۰] و گمراهان: ﴿الضَّالِّينَ﴾[۵۱] واقع میگردد[۵۲]. چون راه بندگان نعمت یافته خدا همان "صراط مستقیم" است که به سبب هدایت الهی حاصل میشود: ﴿اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ﴾[۵۳] و صراط مستقیم نیز چیزی جز بندگی خدا و دین نیست: ﴿اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ﴾[۵۴]، ﴿هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا﴾[۵۵] و استقامتکنندگان نیز بخشی از جامعه انسانیاند که بر مدار باور و راه توحیدی که همان عبودیت و دین حق است در حرکتاند، میتوان گفت صراط مستقیم راه اهل استقامت است که خداوند آنان را بندگان نعمت یافته شناسانده است: ﴿الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ﴾[۵۶]، بنابراین، شناخت ویژگیهای صراط مستقیم و رهروان آن﴿وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ﴾[۵۷]؛ ﴿عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ﴾[۵۸]؛ ﴿وَهَدَيْنَاهُمَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ﴾[۵۹] ما را به شناخت اهل استقامت میرساند، ازاینرو پیامبران، صدّیقان، شهیدان و صالحان که بندگان نعمت یافته خدایند اهل استقامتاند و هرکس پیرو خدا و رسول او باشد با آنان همراه میگردد و از استقامتکنندگان به شمار میآید: ﴿مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ﴾[۶۰][۶۱]. این ویژگیهای مفهومی و گستردگی ارتباط با مفاهیمی بنیادین چون هدایت و عبودیت، استقامت را در تعالیم قرآن و روایات دینی در جایگاه ویژهای نشانده است، چنانکه در قرآن دو بار به پیامبر اسلام فرمان به استقامت داده شده است: ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ﴾[۶۲] و در ادامه یکی از این دو خطاب پیروان پیامبر نیز به استقامت مکلف شدهاند: ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ﴾[۶۳].
- از موسی و هارون(ع) نیز استقامت خواسته شده است: ﴿قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ﴾[۶۴].
- افزون بر این موارد در قرآن آثاری چند برای استقامت بازگو شده که نشان اهمیت آن است. در روایات دینی هم دعوت به استقامت جایگاه گستردهای دارد[۶۵].
- در بزرگی و دشواری استقامت از پیامبر اسلام روایت شده است که خطاب ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ﴾[۶۶] آن حضرت را پیر کرده است[۶۷]. این سخن پیامبر را میتوان بر اثر دشواری امر استقامت برای پیروان آن حضرت دانست، زیرا در آیه ﴿ فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلا تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ وَقُلْ آمَنتُ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِن كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ لا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ اللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ﴾[۶۸] پیامبر به تنهایی دعوت به استقامت شده است و چنین سخنی از آن حضرت روایت نشده است.
موارد استقامت
- یک آیه از ۹ آیهای که مشخصاً به موضوع استقامت پرداخته استقامت را در زمینه عهد و پیمان مطرح کرده است: ﴿فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ﴾[۶۹] و سایر آیات مربوط به استقامت در زمینه توحید و ایمان به ربوبیت و الوهیت خدا و سیر به سوی او (استقامت در دین) است. در یک آیه از این آیات ذکر بودن قرآن برای کسانی مفید دانسته شده که میخواهند اهل استقامت در حق[۷۰] باشند: ﴿إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ﴾[۷۱]. سایر آیات در یک تقسیم کلی یا فرمان استقامت داده﴿قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ﴾[۷۲]؛ ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ﴾[۷۳]؛ ﴿فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ﴾[۷۴] یا از آثار استقامت سخن گفته است: ﴿إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ﴾[۷۵]؛ ﴿وَأَلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُم مَّاء غَدَقًا﴾[۷۶].
- مخاطب یک آیه از ۴ آیهای که فرمان استقامت داده همه انسانها هستند. این آیه با بیان وحدانیت خدای سبحان خواهان استقامت بندگان در مسیر حرکت به سوی خداست: ﴿أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ﴾[۷۷]؛ اما سه آیه دیگر مشخصا بعضی از پیامبران را مخاطب قرار داده است. در دو آیه از پیامبر اسلام خواسته شده است همانگونه که به او فرمان داده شده، استقامت ورزد﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ﴾[۷۸]؛ ﴿فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ...﴾[۷۹]. ظاهر این آیات به روشنی خواهان استقامت بر مدار فرمانهای خداوند است؛ اما مفسران مراد از فرمانها را در این آیات متفاوت بیان کردهاند؛ بعضی این فرمانها را چیزی غیر از قرآن میدانند که در این آیات خداوند پیامبر را مأمور اجرای آن کرده است[۸۰]؛ اما مفسرانی دیگر استقامت را ناظر به دستورهای قرآن میدانند که پیش از نزول این آیات بر پیامبر فرود آمده است[۸۱].
- موسی و هارون(ع) دیگر پیامبران الهیاند که در قرآن مأمور به استقامت شدهاند: ﴿قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ﴾[۸۲]. با توجه به عبارت ﴿لَا تَتَّبِعَانِّ﴾ که در ادامه آیه، موسی و هارون را از پیروی راه نادانان بر حذر میدارد میتوان گفت که مراد، استقامت بر پیروی از راه خداست. برخی مقصود از آن را استقامت در دعا دانستهاند [۸۳]. بعضی از مفسران با توجه به اینکه مخاطب سه آیه اخیر پیامبران الهی هستند و یکی از مهمترین دستورهای خداوند برای آنان به انجام رساندن رسالت و ابلاغ پیام خداست، استقامت را، استقامت در تبلیغ دین و پیامبری هم میدانند[۸۴].
- در میان دستهای دیگر از آیات که آثار استقامت را در اندیشه و حرکت توحیدی بیان میکند دو آیهای که استقامت در اعتقاد به ربوبیت الهی را مطرح میکند از شهرت بیشتری برخوردار است: ﴿الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا﴾[۸۵] برخی، از کلمه ﴿ثُمَّ﴾ که برای تراخی است استفاده کردهاند که باید در حال و آینده استقامت داشت و با استقامت از دنیا رفت[۸۶].
- آیه دیگر نیز استقامت در راه حق[۸۷]، ایمان[۸۸]، و اسلام[۸۹] را مطرح کرده است: ﴿وَأَلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ﴾[۹۰]. در روایاتی مقصود از آیات فوق، استقامت بر ولایت اهل بیت(ع) دانسته شده[۹۱]، چنانکه صراط مستقیم نیز اهل بیت(ع) هستند[۹۲].
- آیات دیگری نیز بهصورت غیر مستقیم به استقامت در اموری مانند جهاد پرداخته است: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴾[۹۳].
آثار و موانع استقامت
- در قرآن آثاری چند برای استقامت بازگو شده که بخشی از آن، پاداش اهل استقامت در دنیا و پارهای دیگر پاداش استقامت در آخرت است؛ اما ویژگی بهرهمندی از ولایت الهی، در دنیا و آخرت شامل بندگان با استقامت میگردد: ﴿الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ... نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ﴾[۹۴]. میتوان عبارت: ﴿نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ﴾ را از جانب ملائکه دانست؛ اما چون فرشتگان واسطه رحمت خداوند بوده، از خود ولایتی ندارند، این عبارت به ولایت الهی تفسیر میشود[۹۵].
- اهل استقامت، از رهگذر بهرهای که از ولایت الهی و نزول فرشتگان بشارت دهنده دارند، از چنبره ترس و اندوه آزادند: ﴿الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا... نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ﴾[۹۶].
- اهل استقامت در دنیا از برکات خداوند بهرهمند میشوند: ﴿وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا﴾[۹۷]. عبارت: ﴿مَاءً غَدَقًا﴾ در این آیه که به آب فراوان[۹۸] معنا شده کنایه از وسعت و فراوانی روزی است[۹۹]. مشابه این تعبیر کنایی درباره اهل کتاب نیز آمده است: ﴿وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَمِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ﴾[۱۰۰][۱۰۱]. برخی نیز: ﴿مَاءً غَدَقًا﴾ را به هدایت[۱۰۲] و علم کثیر[۱۰۳] تفسیر کردهاند.
- در آخرت هم زندگی جاودانه در بهشت موعودی که همه چیز در آن فراهم است، فرجام نیکوی بندگانی است که بر ربوبیت خداوند استقامت میورزند: ﴿...وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ لَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنْفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ﴾[۱۰۴]،: ﴿أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴾[۱۰۵][۱۰۶].
- استقامتورزی برای مؤمنان، به سبب عوامل بازدارندهای در بیرون و درون وجود آدمی، همواره با موانع و دشواریهایی همراه است که با توجه به مفهوم استقامت، هر کوتاهی و نقصی در عبودیت خدا را، میتوان مانع استقامت تلقی کرد، ازاینرو در بعضی از آیات مرتبط با استقامت به چند عامل کلی اشاره شده است. این موانع عبارت است از: فراموشی یاد خدا: ﴿وَمَنْ يُعْرِضْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِ يَسْلُكْهُ عَذَابًا صَعَدًا﴾ [۱۰۷][۱۰۸]، پیروی از هوا و هوس: ﴿فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ...﴾[۱۰۹][۱۱۰]، پیروی از راه نادانان: ﴿قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ﴾[۱۱۱][۱۱۲]، ممانعت شیطان از حرکت انسان در صراط مستقیم: ﴿قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ﴾[۱۱۳][۱۱۴]، اختلاف و تنازع: ﴿وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ﴾[۱۱۵] و دنیاطلبی: ﴿وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ حَتَّى إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَعَصَيْتُمْ مِنْ بَعْدِ مَا أَرَاكُمْ مَا تُحِبُّونَ مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الْآخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَلَقَدْ عَفَا عَنْكُمْ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ﴾[۱۱۶][۱۱۷].
استقامت در فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱
منظور استقامت و ایستادگیهای پیامبر در طول دعوت است که خداوند بارها فرمان به آن میدهد و یکی از علل موفقیت وی در به انجام رسیدن اهداف رسالت است که قرآن در آیات فراوان با آن اشاره کرده است:
- ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ﴾[۱۱۸]
- ﴿فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَقُلْ آمَنْتُ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ لَا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ اللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ﴾[۱۱۹]
- نکته: پیامبر همراه مؤمنین، مأمور به استقامت در امر توحید و دعوت به آن است. در این حرکت جمعی او و همراهان باید مواظب باشند که دچار تجاوز و طغیان نشوند و از هواها و تمایلات انسانها پیروی نکنند و اساس حرکت و مأموریت، دعوت به توحید، کتاب خدا و عدالت و عدم تخطی از احکام است، که استقامت میطلبد و پیامبر به چنین استقامتی مأمور است و همچنین مؤمنان پیرو پیامبر[۱۲۰]
- ﴿إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ﴾[۱۲۱]
- ﴿عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ﴾[۱۲۲]
- ﴿قُلْ يَا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ﴾[۱۲۳]
- در این دو آیه نیز خداوند استقامت و پایداری محمد(ص) را تأیید کرده است و به او دستور داده که به مخالفان بگو شما در جایگاه خود باشید و من هم در جایگاه خودم که توحید است، با استقامت عمل میکنم و شما در آینده نتیجه را خواهید دید[۱۲۴].
استقامت در تفاسیر
شیخ طوسی در تبیان فی قوله: ﴿فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ﴾، فرموده: تا آنجا که آنان نسبت به عهد و پیمان شما استمرار دارند، شما هم بر عهد و پیمان خود نسبت به آنها استمرار داشته باشید[۱۲۵]. فی قوله: ﴿فَاسْتَقِيمَا﴾ هم فرموده: امر است از جانب حق تعالی به آن دو نفر؛ یعنی موسی و هارون(ع)، به این که در دعوتشان بر اساس آنچه خدای متعال به آنان امر فرموده، در برابر فرعون و قوم فرعون پایداری و استقامت کنند[۱۲۶]. نیز فی قوله: ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ﴾، فرموده: امر است از جانب حق تعالی به خود پیامبر(ص) و به امت او به این که همانگونه که خدای متعال به آنان و همچنین به کسانی که به سوی خدا و پیامبر او بازگشتهاند، امر فرموده، ثابتقدم باشند و پایداری کنند، و در معنای قوله: ﴿لَا تَطْغَوْا﴾، فرموده: در استقامت و پایداری، طغیان نکنید، پس از حد آن، از آنچه به شما امر شده، چه در وجه وجوب و چه در وجه استحباب، (فراتر نرفته و) زیادهروی نکنید[۱۲۷]. همین طور فی قوله: ﴿فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ﴾، فرموده: در طاعت و خلوص عبادت نسبت به او بر وجه واحدی که مقتضای حکمت است، استمرار داشته باشید[۱۲۸].
فی قوله: ﴿ثُمَّ اسْتَقَامُوا﴾ هم فرموده: بر آنچه بدان ربوبیت را توجیه میکنید، استمرار داشته باشید، و گفتهاند: بر طاعت خدای متعال استمرار داشته و پایداری کنید[۱۲۹]. همچنین فی قوله: ﴿فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ﴾، فرموده: یعنی فالی ذلک فادع؛ هم چنان که فرموده: ﴿بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا﴾[۱۳۰][۱۳۱].
نیز فی قوله: ﴿ثُمَّ اسْتَقَامُوا﴾، فرموده: یعنی بر آن (اعتقاد قلبی به ربنا الله) استمرار داشته و از آن عدول نکنند[۱۳۲]. فی قوله: ﴿وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ﴾ هم فرموده: آن بر دو امر است:
- یعنی اگر بر راه هدایت استقامت کنند، به دلالت آیه ۶۹ سوره مائده: ﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئُونَ وَالنَّصَارَى مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ﴾[۱۳۳]، و آیه ۹۶ سوره اعراف: ﴿وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنْ كَذَّبُوا﴾[۱۳۴].
- یعنی اگر به طریقه کفر، استمرار و پایدرای کنند، به دلالت آیه ۳۳ زخرف: ﴿وَلَوْلَا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَجَعَلْنَا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِنْ فِضَّةٍ وَمَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ﴾[۱۳۵].
و معنای آیه به گفته اکثر مفسران این است که اگر عقلا بر راه هدایت پایداری کرده و بر آن استمرار داشته باشند و به موجب آن عمل نمایند، جزای آنان را به سیرابی بسیار خواهیم داد[۱۳۶].
طبرسی در مجمعالبیان فی قوله: ﴿فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ﴾، فرموده: فما استقاموا لكم على العهد: مادامی که با شما بر طریق راست و مستقیمی باقی هستند، پس شما هم با آنان این چنین باشید[۱۳۷]. نیز فی قوله: ﴿فَاسْتَقِيمَا﴾، فرموده: یعنی بر آنچه به شما دو نفر، موسی و هارون(ع)، امر شده است (در مأموریت دعوت مردم به ایمان به خدای متعال و انذاز آنان نسبت به عذاب الهی)، ثابت و پا بر جا باشید[۱۳۸]. همین طور فی قوله: ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ﴾، فرموده: ای محمد(ص)! بر وعظ، انذار، تمسّک به اطاعت، امر نمودن و دعوت بدان، پایدار و ثابتقدم باش (و استقامت، عبارت است از انجام مأمور به و نهی از منهی عنه) همچنانکه در قرآن به آن مأمور شدهای[۱۳۹]. نیز فی قوله: ﴿فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ﴾، فرموده: از راه او منحرف نشوید؛ با طاعت به سوی او توجّه نمایید، هم چنانکه گفته میشود: استقم إلی منزلک: راست و مستقیم به سوی خانهات روانه شو؛ بدین معنا که از جهت آن، به سمت دیگر آن عدول ننما[۱۴۰]. فی قوله: ﴿ثُمَّ اسْتَقَامُوا﴾ هم فرموده: بر اینکه خدای متعال، پروردگار آنان، یکتا است، استمرار داشته و هیچ چیزی را برای او شریک قرار ندادهاند، و گفتهاند: ﴿ثُمَّ اسْتَقَامُوا﴾ در افعالشان است؛ هم چنان که ﴿اسْتَقَامُوا﴾ در گفتارشان است، و گفته اند: ﴿ثُمَّ اسْتَقَامُوا﴾ بر توجیه ربوبیتی که نسبت به عبادت او دارند[۱۴۱].
و از انس روایت شده که پیامبر(ص) این آیه را بر ما قرائت فرمود، پس از آن گفت: «قد قالها ناس ثم کفر اکثرهم، فمن قالها حتی یموت، فهو ممن استقام علیها»: مردم آن را گفتند و سپس اکثر آنان از آن روی گردانیدند، پس هر کس آن را بگوید تا هنگامی که بمیرد، پس او از کسانی خواهد بود که بر آن استقامت ورزیده است[۱۴۲]. نیز فی قوله تعالی: ﴿وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ﴾ هم فرموده: بر امر خدای تعالی ثابت باش و به آن تمسّک کن و به موجب آن عمل نما، و گفتهاند: بر تبلیغ رسالت پایدار و با استقامت باش[۱۴۳].
همچنین فی قوله: ﴿وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا﴾، فرموده: یعنی اگر انسان و جنّ بر راه ایمان استقامت و پایداری ورزند، و گفتهاند: در آیه، مشرکین مکّه اراده شدهاند؛ یعنی اگر ایمان آورند و بر هدایت استقامت و پایداری کنند، برای آنان آب فراوانی را از آسمان میبارانیم، و گفتهاند: اگر ایمان آوردند و استقامت و پایداری ورزند، در دنیا بر آنان وسعت میدهیم. ماء غدق را مثل زده؛ زیرا آن همهاش خیر کلی بوده و روزی در مطر است[۱۴۴]. فی قوله: ﴿لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ﴾ هم فرموده: بر امر خدای متعال و بر طاعت او، راست و مستقیم باشد. خدای سبحان ابتدا آن را به طور عموم برای جمیع خلق ذکر فرمود و پس از آن، مستقیم را خاصّ نمود؛ زیرا منفعت به آنان بر میگردد، همچنانکه فرمود: ﴿إِنَّمَا تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِيَ الرَّحْمَنَ بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ كَرِيمٍ﴾[۱۴۵][۱۴۶]. زمخشری در تفسیر کشاف فی قوله تعالی: ﴿فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ﴾، فرموده: ﴿فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ﴾: پس مادامی که بر عهد شما، بر راه راست و مستقیماند، ﴿فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ﴾: پس شما هم مثل آنان بر راه راست و مستقیم باشید[۱۴۷]. نیز فی قوله: ﴿فَاسْتَقِيمَا﴾، فرموده: پس بر آنچه که شما دو نفر (موسی و هارون) بر آن متفقید، دعوتتان، ثابت و استوار، و در الزام حجت، برتر باشید[۱۴۸].
فی قوله: ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ﴾، هم فرموده: پس بر طریق راست و مستقیم، ثابت و استوار باش، مانند آن طریق راست و مستقیمی که بر جدیت و تلاش به حق بدون عدول از آن مأموری، و از جعفر صادق(ع) است که فی قوله: ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ﴾ را فرموده: «افتقر الی الله بصحة العزم»: با صحّت عزم، استغنای به خداوند یاب[۱۴۹]. همچنین فی قوله تعالی: ﴿فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ﴾، فرموده: پابرجا و استوار نسبت به توحید و خلوص عبادت او باشید، بدون اینکه به راست یا به چپ بروید، و بدون توجه به آنچه شیطان با اتخاذ دوستان و شفیعان برای شما میآراید[۱۵۰]. نیز فی قوله تعالی: ﴿ثُمَّ اسْتَقَامُوا﴾، فرموده: ﴿ثُمَّ﴾، برای دوری استقامت از اقرار، در مرتبت، و فضیلتش نسبت به آن است؛ زیرا استقامت برایش شأن و مرتبت، همهاش، است، مانند آن، قوله تعالی: ﴿...إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا﴾[۱۵۱]، است، و معنای آن چنین است: سپس بر اقرار و مقتضیات آن، ثابت و پابرجا ماندند[۱۵۲]. فی قوله تعالی: ﴿وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ﴾ هم فرموده: بر آن و بر دعوت به آن؛ همان گونه که خدا تو را به آن امر فرموده، پابرجا و استوار باش[۱۵۳]. همینطور فی قوله تعالی: ﴿وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ﴾، فرموده: ﴿وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا﴾: ﴿أَنْ﴾، مخففه از ثقیله است و معنای آیه چنین میشود که: و به من وحی شده در شأن و حدیث اینکه: اگر جنیان بر روش مثل من، ثابت و پابرجا بودند؛ یعنی اگر پدر آنان جانّ بر آنچه بر آن بود از عبادت خدا و طاعت او، ثابت بود و از سجود به آدم تکبر نمیکرد و کافر نمیشد و فرزند او پیرو اسلام بود، بر آنان انعام میکردیم و روزی آنان را وسیع مینمودیم، و ماء غدق به فتح دال و به کسر آن ذکر شده و آن به معنای بسیار است، و به هر دو قرائت شده؛ زیرا آن (آب گوارا) اصل معاش و وسعت روزی است[۱۵۴].
فی قوله تعالی: ﴿لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ﴾، فرموده: ﴿لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ﴾، بدل است از ﴿لِلْعَالَمِينَ﴾ (که ذیل آیه قبل آمده)، و البته، بدل از آنان است؛ زیرا آنان که در دخول به اسلام، پایداری و مقاومت کردند، همانها با ذکر منتفع میگردند. پس مثل این است که جز آنان، دیگران پند نگرفتهاند، گرچه همگی موعظه میشدهاند[۱۵۵]. ملا محسن فیض کاشانی فی قوله تعالی: ﴿فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا﴾، در تفسیر صافی فرموده: امر آنان را منتظر باشید، اگر آن مشرکان بر عهد خود استمرار داشته و ثابت و استوار بودند، پس شما هم بر وفایتان ثابت و پابرجا باشید، و ﴿كَيْفَ﴾ که در آیه بعد تکرار گردیده، به سبب بعید بودن آن مشرکان است نسبت به استواری آنان در امر عهد و پیمانی که بستهاند[۱۵۶].
فی قوله: ﴿قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا﴾ هم فرموده: دعای موسی و هارون، و گفتهاند: موسی دعا مینمود و هارون آمین میگفت، پس هر دوی آنان را «دعا کننده» خطاب فرمود، و در کتاب کافی از پیامبر(ص) آمده است که موسی دعا میفرمود و هارون آمین و ملایکه آمین میگفتند. (پس) خدای متعال فرمود: ﴿قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا﴾، «وَ مَنْ غَزَا فِي سَبِيلِ اللَّهِ اسْتُجِيبَ لَهُ كَمَا اسْتُجِيبَ لَكُمَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ»: دعوت شما دو نفر اجابت شد، و هر کس در راه خدای تعالی جهاد کند، دعای او به اجابت میرسد؛ همچنانکه برای شما دو نفر در روز قیامت به اجابت میرسد، و در کافی و تفسیر عیاشی از امام صادق(ع) نقل است که: بین قول خدای تعالی: ﴿قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا﴾، و بین اخذ فرعون، چهل سال فاصله افتاد[۱۵۷]. همینطور فی قوله تعالی: ﴿فَاسْتَقِيمَا﴾، فرموده: بر آنچه شما دو نفر، موسی و هارون(ع)، بدان مأمور هستید، در دعوت نمودن به حق به همراه حجت و دلیل، با ثبات و استوار باشید و نسبت به آن تعجیل نکنید که آنچه مطلوب شماست، انجام شدنی است، اما در وقت و زمان خودش[۱۵۸]. نیز فی قوله تعالی: ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ﴾، فرموده: بر جاده حق پابرجا باش بدون این که از آن عدول نمایی و آن، شامل عقاید و اعمال است، ﴿وَمَنْ تَابَ مَعَكَ﴾: کسانی که از کفر توبه نموده و با تو ایمان آوردند. از ابن عباس نقل شده که چون این آیه بر پیامبر(ص) نازل گردید، بر آن حضرت بسیار مشقّتبار مینمود و لذا فرمود: «شَيَّبَتْنِي هُودُ وَ الْوَاقِعَةُ وَ اخواتها»[۱۵۹]. فی قوله تعالی: ﴿فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ﴾ هم فرمود: در عمل و افعالتان پایدار و ثابت قدم باشید، در حالی که به سوی او توجه دارید و از آنچه شما پیش از این بر آن بودید، طلب آمرزش کنید[۱۶۰].
همچنین فی قوله تعالی: ﴿ثُمَّ اسْتَقَامُوا﴾، فرموده: بر مقتضای آن، ثابت و استوار بودند، و قمی هم فرموده: بر ولایت علی، امیر مؤمنان(ع)، پابرجا و استوار بودند[۱۶۱]. همین طور فی قوله: ﴿قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا﴾، فرموده: بین آن توحیدی که خلاصه علم است و استقامت در اموری که منتهی به عمل میشود، ﴿ثُمَّ ﴾ برای دلالت بر تأخر رتبه عمل و متوقف بودن ارزش آن بر توحید است. قمی فرموده: ﴿اسْتَقَامُوا﴾، بر ولایت علی، امیرمؤمنان(ع)، دلالت میکند [۱۶۲]. علامه طباطبایی، در تفسیر المیزان فی قوله تعالی: ﴿فَاسْتَقِيمَا﴾، فرموده: استقامت، عبارت است از ثابت بودن در امر، و آن درباره آن دو برادر (موسی و هارون(ع)) است و (معنای این در آیه) عبارت است از ثابت بودن بر دعوت به سوی خدای متعال و بر احیای کلمه حق[۱۶۳]. فی قوله تعالی: ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ﴾ هم فرموده: بر دین، ثابت و پابرجا باش، در حالی که حق آن را ادا مینمایی، مطابق آنچه تو نسبت به آن. امر به استقامت شدهای، و مراد از ﴿فَاسْتَقِمْ﴾ الخ، امر به آشکار نمودن ثبات و پایداری در عبودیت و لزوم قیام به حق آن است. پس از آن، نهی از تعدی در این استقامت و نهی از استکبار از خضوع برای خداوند متعال و خروج از آن به زندگی عبودیت است که فرمود: ﴿وَلَا تَطْغَوْا﴾[۱۶۴]. نیز فی قوله تعالی: ﴿فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ﴾، فرموده: چون به جز خدای یکتا که هیچ شریکی برای او نیست، خدایی نیست، (پس) به سوی توحیدش و نفی شرکا از او آراسته شوید و نسبت به آنچه از شرک و گناه از شما گذشته است، استغفار و طلب آمرزش کنید[۱۶۵].
همچنین فی قوله تعالی: ﴿ثُمَّ اسْتَقَامُوا﴾، فرموده: پس مراد از آن، لزوم بودن در وسط و میان راه است بدون انحراف و تمایلی، و ثابت بودن بر قولی که آن را گفتهاند: ﴿فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا﴾ و ﴿وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ﴾[۱۶۶]. همین طور فی قوله تعالی: ﴿فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ﴾، فرموده: لام در ﴿فَلِذَلِكَ﴾، برای تعلیل است، و گفتهاند که لام به معنای «الی» است؛ یعنی به آنچه از دین برای شما تشریع گردید، پس به آن دعوت کن و نسبت به آن، در راه و روشی مستقیم، استوار و پابرجا باش[۱۶۷]. فی قوله تعالی: ﴿ثُمَّ اسْتَقَامُوا﴾ هم فرموده: مراد از استقامت آنان، ثبات و پایداری ایشان است بر آنچه بدان شهادت دادهاند بدون انحراف و کجی و با التزام آنان به لوازم عملی آن[۱۶۸].
نیز فی قوله تعالی: ﴿وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ﴾، فرموده: ﴿أَنْ﴾مخففه از ثقیله است و مراد به ﴿الطَّرِيقَةِ﴾، طریقه اسلام (ایمان) میباشد، و استقامت و پایداری بر آنچه است که ایمان به خدا اقتضای آن را دارد و لازمه آن است، و معنای آیه چنین میشود. این که اگر جن و انس بر طریقه اسلام (ایمان) برای خدا پایداری و استقامت کنند، روزی بسیاری را روزی آنان میکنیم تا ایشان را در روزیشان بیازماییم. پس این آیه هم معنا با آیه: ﴿وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنْ كَذَّبُوا﴾[۱۶۹]، است[۱۷۰]. همچنین فی قوله تعالی: ﴿لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ﴾، فرموده: مشروط به این است که استقامت بر حق را بخواهند، و آن، عبارت است از تلبّس به پایداری و ثبات بر عبودیت و طاعت[۱۷۱].[۱۷۲]
پرسشهای وابسته
جستارهای وابسته
منابع
رضوی، سید عباس و قدمی، غلام رضا، دائرةالمعارف قرآن کریم
سعیدیانفر و ایازی، فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم
زکریایی، محمد علی، فرهنگ مطهر
پانویس
- ↑ تاج العروس، ج۱۷، ص۵۹۲؛ الصحاح، ج۵، ص۲۰۱۷؛ مجمع البحرین، ج۳، ص۵۶۶.
- ↑ النهایه، ج۴، ص۱۲۵.
- ↑ الفروق اللغویه، ص۵۱؛ ترتیب العین، ص۶۹۴.
- ↑ لغتنامه، ج۶، ص۲۱۸۱؛ فرهنگ فارسی، ج۱، ص۲۵۵.
- ↑ القاموس المحیط، ج۲، ص۱۵۱۷؛ المعجم الوسیط، ص۷۶۸؛ الصحاح، ج۵، ص۲۰۱۷.
- ↑ غرائبالتفسیر، ج۱، ص۴۳۵؛ رحمة منالرحمن، ج۱، ص۲۶۵.
- ↑ التحقیق، ج۹، ص۳۴۱؛ المیزان، ج۱۱، ص۴۷-۴۸.
- ↑ التحریر والتنویر، ج۱۱، ص۲۸۲.
- ↑ الفتوحات المکیه، ج۲، ص۲۱۷؛ منازلالسائرین، ص۴۲؛ مدارجالسالکین، ج۲، ص۱۰۸.
- ↑ منازل السائرین، ص۴۲.
- ↑ «پس چنان که فرمان یافتهای پایداری کن» سوره هود، آیه ۱۱۲
- ↑ «پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافتهای پایداری کن» سوره شوری، آیه ۱۵.
- ↑ «فرمود: دعای شما پذیرفته شد پس پایداری ورزید و از روش کسانی که دانایی ندارند پیروی نکنید» سوره یونس، آیه ۸۹.
- ↑ «پس به او رو آورید و از او آمرزش بخواهید» سوره فصلت، آیه ۶.
- ↑ «برای هر کس از شما که بخواهد راه راست در پیش گیرد» سوره تکویر، آیه ۲۸.
- ↑ «پس تا (در پیمان خود) با شما پایدارند شما نیز (بر پیمان) با آنان پایدار بمانید» سوره توبه، آیه ۷
- ↑ «فرشتگان بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند، فرود میآیند که نهراسید و اندوهناک نباشید...» سوره فصلت، آیه ۳۰.
- ↑ «آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند» سوره احقاف، آیه ۱۳.
- ↑ «و اینکه (به من وحی شده است) اگر بر راه (حقّ) پایداری ورزند آنان را از آبی (و رفاهی) فراوان سیراب میکنیم» سوره جن، آیه ۱۶.
- ↑ «بیگمان خداوند، پروردگار من و شماست؛ او را بپرستید، این، راهی است راست» سوره آل عمران، آیه ۵۱.
- ↑ «بر راهی راست» سوره یس، آیه ۴.
- ↑ «و از من پیروی کنید! این راهی است راست» سوره زخرف، آیه ۶۱.
- ↑ «چگونه مشرکان را نزد خداوند و پیامبرش پیمانی تواند بود؟ جز کسانی که با آنها در کنار مسجد الحرام پیمان بستهاید پس تا (در پیمان خود) با شما پایدارند شما نیز (بر پیمان) با آنان پایدار بمانید که خداوند پرهیزگاران را دوست میدارد» سوره توبه، آیه ۷.
- ↑ روحالمعانی، مج ۷، ج۱۲، ص۲۲۷؛ التحریر والتنویر، ج۶، ص۲۳۷.
- ↑ جامع البیان، مج ۷، ج۱۱، ص۲۰۹؛ مجمع البیان، ج۹، ص۳۸؛ المیزان، ج۱۰، ص۱۱۶.
- ↑ المیزان، ج۱۱، ص۴۷.
- ↑ «بگو: من تنها بشری همانند شمایم، به من وحی میشود که خدای شما خدایی یگانه است پس به او رو آورید» سوره فصلت، آیه ۶.
- ↑ «آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند» سوره فصلت، آیه ۳۰.
- ↑ «بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار!» سوره روم، آیه ۳۰.
- ↑ المیزان، ج۱۱، ص۴۷-۴۸.
- ↑ المیزان، ج۱۰، ص۱۱۶؛ ج۱۷، ص۳۸۹؛ ج۲۰، ص۴۶.
- ↑ مجمع البحرین، ج۲، ص۵۷۷؛ بصائر ذوی التمییز، ج۳، ص۳۷۱.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱۷۶.
- ↑ لسان العرب، ج۹، ص۸۳؛ القاموس المحیط، ج۲، ص۱۳۶۱؛ تاج العروس، ج۱۵، ص۱۴۷، «عدل».
- ↑ التحقیق، ج۲، ص۵.
- ↑ تفسیر قرطبی، مج ۴، ج۸، ص۲۴۰.
- ↑ «ای مؤمنان! چون مرگ یکی از شما در رسد گواه گرفتن میان شما هنگام وصیت، (گواهی) دو (مرد) دادگر از شما (مسلمانان) است» سوره مائده، آیه ۱۰۶.
- ↑ «من با درستی آیین روی خویش به سوی کسی آوردهام که آسمانها و زمین را آفریده است و من از مشرکان نیستم» سوره انعام، آیه ۷۹.
- ↑ المیزان، ج۶، ص۱۹۶؛ ج۷، ص۱۹۱؛ غریبالقرآن، ص۳۸۸.
- ↑ نمونه، ج۳، ص۱۲۲؛ ج۴، ص۲۳۴؛ راهنما، ج۶، ص۱۹۲، ص۱۹۶.
- ↑ المیزان، ج۳، ص۲۳.
- ↑ مفردات، ص۶۳۶، «فسد».
- ↑ تاج العروس، ج۱۳، ص۴۰۱ ۴۰۲، «فسق».
- ↑ مجمع البیان، ج۶، ص۶۹۳.
- ↑ «آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند». سوره فصلت، آیه ۳۰؛ سوره احقاف، آیه ۱۳.
- ↑ «پس چنان که فرمان یافتهای پایداری کن» سوره هود، آیه ۱۱۲.
- ↑ «ای انسان! بیگمان تو به سوی پروردگارت سخت کوشندهای، پس به لقای او خواهی رسید» سوره انشقاق، آیه ۶.
- ↑ «و بازگشت (هر چیز) به سوی اوست» سوره تغابن، آیه ۳.
- ↑ «راه آنان که به نعمت پروردهای» سوره فاتحه، آیه ۷.
- ↑ «راه آنان که بر ایشان خشم آوردهای» سوره فاتحه، آیه ۷.
- ↑ «آنان که گمراهاند» سوره فاتحه، آیه ۷.
- ↑ المیزان، ج۱، ص۲۸-۲۹.
- ↑ «راه راست را به ما بنمای راه آنان که به نعمت پروردهای؛ که نه بر ایشان خشم آوردهای و نه گمراهاند» سوره فاتحه، آیه ۶-۷.
- ↑ «مرا بپرستید که این راهی است راست؟» سوره یس، آیه ۶۱.
- ↑ «بگو: بیگمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار» سوره انعام، آیه ۱۶۱.
- ↑ «راه راست را به ما بنمای راه آنان که به نعمت پروردهای» سوره فاتحه، آیه ۶-۷.
- ↑ «و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم» سوره انعام، آیه ۸۷
- ↑ «بر راه راست» سوره یس، آیه ۴
- ↑ «و هر دو را به راه راست رهنمون شدیم» سوره صافات، آیه ۱۱۸.
- ↑ «و آنان که از خداوند و پیامبر فرمان برند با کسانی که خداوند به آنان نعمت داده است از پیامبران و راستکرداران و شهیدان و شایستگان خواهند بود و آنان همراهانی نیکویند» سوره نساء، آیه ۶۹.
- ↑ المیزان، ج۱، ص۳۱-۳۲.
- ↑ «پس چنان که فرمان یافتهای پایداری کن» سوره هود، آیه ۱۱۲.
- ↑ «پس چنان که فرمان یافتهای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند)» سوره هود، آیه ۱۱۲.
- ↑ «فرمود: دعای شما پذیرفته شد پس پایداری ورزید و از روش کسانی که دانایی ندارند پیروی نکنید» سوره یونس، آیه ۸۹.
- ↑ الخصال، ج۲، ص۴۰۴؛ معجم الفاظ غررالحکم، ص۹۵۱.
- ↑ «پس چنان که فرمان یافتهای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند)» سوره هود، آیه ۱۱۲.
- ↑ مجمع البیان، ج۵، ص۳۰۴؛ تفسیر قرطبی، مج ۵، ج۹، ص۷۱.
- ↑ پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافتهای پایداری کن و از هوسهای آنان پیروی مکن و بگو: به هر کتابی که خداوند فرو فرستاده است ایمان دارم و فرمان یافتهام که میان شما دادگری کنم، خداوند پروردگار ما و شماست، کردارهای ما از آن ما و کردارهای شما از آن شما، هیچ چالشی میان ما و شما نیست، خداوند میان ما را جمع میگرداند و بازگشت (هر چیز) به سوی اوست؛ سوره شورای، آیه:۱۵.
- ↑ «پس تا (در پیمان خود) با شما پایدارند شما نیز (بر پیمان) با آنان پایدار بمانید» سوره توبه، آیه ۷.
- ↑ المیزان، ج۲۰، ص۲۲۰.
- ↑ «این (قرآن) جز یادکردی برای جهانیان نیست برای هر کس از شما که بخواهد راه راست در پیش گیرد» سوره یوسف، آیه ۱۰۴.
- ↑ «فرمود: دعای شما پذیرفته شد پس پایداری ورزید و از روش کسانی که دانایی ندارند پیروی نکنید» سوره یونس، آیه ۸۹.
- ↑ «پس چنان که فرمان یافتهای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند)» سوره هود، آیه ۱۱۲.
- ↑ «پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافتهای پایداری کن» سوره شوری، آیه ۱۵.
- ↑ «آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند» سوره احقاف، آیه ۱۳.
- ↑ «و اینکه (به من وحی شده است) اگر بر راه (حقّ) پایداری ورزند آنان را از آبی (و رفاهی) فراوان سیراب میکنیم» سوره جن، آیه ۱۶.
- ↑ «که خدای شما خدایی یگانه است پس به او رو آورید» سوره فصلت، آیه ۶.
- ↑ «پس چنان که فرمان یافتهای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند) و سرکشی نورزید که او به آنچه انجام میدهید بیناست» سوره هود، آیه ۱۱۲.
- ↑ «پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافتهای پایداری کن و از هوسهای آنان پیروی مکن» سوره شوری، آیه ۱۵.
- ↑ روح المعانی، مج ۷، ج۱۲، ص۲۲۷.
- ↑ المیزان، ج۱۱، ص۴۸.
- ↑ «فرمود: دعای شما پذیرفته شد پس پایداری ورزید و از روش کسانی که دانایی ندارند پیروی نکنید» سوره یونس، آیه ۸۹.
- ↑ تفسیر قرطبی، مج ۴، ج۸، ص۲۴۰.
- ↑ کشفالاسرار، ج۴، ص۲۰۹، ۴۵۲؛ مجمعالبیان، ج۵، ص۳۰۴؛ تفسیر قرطبی، مج ۴، ج۸، ص۲۴۰.
- ↑ «آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند». سوره فصلت، آیه ۳۰؛ سوره احقاف، آیه ۱۳.
- ↑ لطائف الاشارات، ج۲، ص۳۲۷.
- ↑ جامع البیان، مج ۱۴، ج۲۹، ص۱۴۱؛ روض الجنان، ج۱۹، ص۴۵۰.
- ↑ مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۵۹.
- ↑ روح المعانی، مج ۱۶، ج۲۹، ص۱۵۵؛ فتح القدیر، ج۵، ص۳۰۸؛ المیزان، ج۲۰، ص۴۶.
- ↑ «اگر بر راه (حقّ) پایداری ورزند...» سوره جن، آیه ۱۸.
- ↑ بحارالانوار، ج۶، ص۱۴۸؛ ج۲۴، ص۲۴ ۲۹.
- ↑ نورالثقلین، ج۱، ص۲۰ ۲۱.
- ↑ «ای مؤمنان! چون با دستهای (از دشمن) رویاروی شدید استوار باشید و خداوند را بسیار یاد کنید باشد که رستگار گردید» سوره انفال، آیه ۴۵.
- ↑ «فرشتگان بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند، فرود میآیند... ما دوستان شما در این جهان و در جهان واپسینیم» سوره فصلت، آیه ۳۰-۳۱.
- ↑ المیزان، ج۱۷، ص۳۹۰.
- ↑ «فرشتگان بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند، فرود میآیند که نهراسید و اندوهناک نباشید... ما دوستان شما در این جهان و در جهان واپسینیم» سوره فصلت، آیه ۳۰-۳۱.
- ↑ «و اینکه (به من وحی شده است) اگر بر راه (حقّ) پایداری ورزند آنان را از آبی (و رفاهی) فراوان سیراب میکنیم؛» سوره جن، آیه ۱۶.
- ↑ مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۵۹؛ المیزان، ج۲۰، ص۴۶.
- ↑ تفسیر ماوردی، ج۶، ص۱۱۶؛ الدرالمنثور، ج۸، ص۳۰۵؛ المیزان، ج۲۰، ص۴۶.
- ↑ «و اگر آنان تورات و انجیل و آنچه را از پروردگارشان به سوی آنها فرو فرستاده شده است، بر پا میداشتند از نعمتهای آسمانی و زمینی برخوردار میشدند» سوره مائده، آیه ۶۶.
- ↑ مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۵۹.
- ↑ تفسیر ماوردی، ج۶، ص۱۱۷.
- ↑ بحارالانوار، ج۲۴، ص۲۹.
- ↑ «...و شما را به بهشتی که وعده میدادند مژده باد! ...در آنجا هر چه دلتان بخواهد هست و هر چه درخواست کنید دارید» سوره فصلت، آیه ۳۰-۳۱.
- ↑ «آنان بهشتیاند» سوره احقاف، آیه ۱۴.
- ↑ المیزان، ج۱۸، ص۱۹۶.
- ↑ «و هر کس از یاد پروردگارش روی گرداند او را به عذابی بسیار دشوار گمارد» سوره جن، آیه ۱۷.
- ↑ المیزان، ج۲۰، ص۴۶.
- ↑ «پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافتهای پایداری کن و از هوسهای آنان پیروی مکن...» سوره شوری، آیه ۱۵.
- ↑ الکشاف، ج۴، ص۲۱۶.
- ↑ «فرمود: دعای شما پذیرفته شد پس پایداری ورزید و از روش کسانی که دانایی ندارند پیروی نکنید» سوره یونس، آیه ۸۹.
- ↑ الکشاف، ج۲، ص۳۶۶.
- ↑ «گفت: پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان مینشینم» سوره اعراف، آیه ۱۶.
- ↑ الکشاف، ج۲، ص۹۱.
- ↑ «و از خداوند و پیامبرش فرمانبرداری کنید و در هم نیفتید که سست شوید و شکوهتان از میان برود و شکیبا باشید که خداوند با شکیبایان است» سوره انفال، آیه ۴۶.
- ↑ «و به راستی خداوند به وعده خود وفا کرد که (در جنگ احد) به اذن وی آنان را از میان برداشتید؛ تا اینکه سست شدید و در کار (خود) به کشمکش افتادید و پس از آنکه آنچه را دوست میداشتید به شما نمایاند سرکشی کردید؛ برخی از شما این جهان را و برخی جهان واپسین را میخواستید؛ سپس شما را از (دنبال کردن) آنان روگردان کرد تا بیازمایدتان؛ و از شما در گذشت و خداوند به مؤمنان بخشش دارد» سوره آل عمران، آیه ۱۵۲.
- ↑ رضوی، سید عباس و قدمی، غلام رضا، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۳، ص.
- ↑ «پس چنان که فرمان یافتهای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند) و سرکشی نورزید که او به آنچه انجام میدهید بیناست» سوره هود، آیه ۱۱۲.
- ↑ «پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافتهای پایداری کن و از هوسهای آنان پیروی مکن و بگو: به هر کتابی که خداوند فرو فرستاده است ایمان دارم و فرمان یافتهام که میان شما دادگری کنم، خداوند پروردگار ما و شماست، کردارهای ما از آن ما و کردا» سوره شوری، آیه ۱۵.
- ↑ اینکه پیامبرفرموده: سوره هود من را پیر کرد. مربوط به همین آیه استقامت است که بسیار مشکل است؛ مخصوصاً حفظ عدالت وطغیان نکردن. ر. ک: البرهان
- ↑ «اینها آیات خداوند است که آن را به درستی بر تو میخوانیم و همانا تو بیگمان از فرستادگانی» سوره بقره، آیه ۲۵۲.
- ↑ «و دروغ انگاران آیات ما، کران و لالانی در تاریکیهایند؛ هر کس را خداوند بخواهد، در بیراهی وا مینهد و هر کس را بخواهد، بر راهی راست میدارد» سوره انعام، آیه ۳۹.
- ↑ «بگو ای قوم من! هر چه میتوانید کرد انجام دهید من نیز خواهم کرد، به زودی خواهید دانست که سرانجام (نیکوی) جهان واپسین از آن کیست؛ به راستی ستمگران رستگار نمیگردند» سوره انعام، آیه ۱۳۵.
- ↑ سعیدیانفر و ایازی، فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم، ج۱، ص ۱۰۶.
- ↑ تبیان، ج۵، ص۱۷۶.
- ↑ تبیان، ج۵، ص۴۲۴.
- ↑ تبیان، ج۶، ص۷۷.
- ↑ تبیان، ج۹، ص۱۰۶.
- ↑ تبیان، ج۹، ص۱۲۳.
- ↑ «زیرا پروردگارت به آن، وحی کرده است،» سوره زلزال، آیه ۵.
- ↑ تبیان، ج۹، ص۱۵۱.
- ↑ تبیان، ج۹، ص۲۷۴.
- ↑ «بیگمان (از) مؤمنان و یهودیان و صابئان و مسیحیان، کسانی که به خداوند و روز بازپسین ایمان آورند و کار شایسته کنند، نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند» سوره مائده، آیه ۶۹.
- ↑ «و اگر مردم آن شهرها ایمان میآوردند و پرهیزگاری میورزیدند بر آنان از آسمان و زمین برکتهایی میگشودیم اما (پیام ما را) دروغ شمردند بنابراین برای آنچه میکردند آنان را فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۹۶.
- ↑ «و اگر نه این بود که مردم (در تمایل به کفر) امّتی واحد میشدند بیگمان برای خانههای کسانی که به (خداوند) بخشنده کفر میورزند بامهایی سیمین و نردبانهایی که از آنها فرا روند قرار میدادیم» سوره زخرف، آیه ۳۳.
- ↑ تبیان، ج۱۰، ص۱۵۴.
- ↑ مجمع البیان، ج۵، ص۱۴.
- ↑ مجمع البیان، ج۵، ص۱۹۶.
- ↑ مجمع البیان، ج۵، ص۳۰۴.
- ↑ مجمع البیان، ج۹، ص۵.
- ↑ مجمع البیان، ج۹، ص۱۷.
- ↑ مجمع البیان، ج۹، ص۱۷؛ المیزان، ج۱۷، ص۳۹۴.
- ↑ مجمع البیان، ج۹، ص۳۸.
- ↑ مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۵۹.
- ↑ «تو تنها به آن کس میتوانی بیم دهی که از این قرآن پیروی میکند و از (خداوند) بخشنده در نهان بیم دارد پس او را به آمرزش و پاداشی ارزشمند نوید ده» سوره یس، آیه ۱۱.
- ↑ مجمع البیان، ج۱۰، ص۶۷۸.
- ↑ کشاف، ج۲، ص۱۷۶.
- ↑ کشاف، ج۲، ص۲۵۱.
- ↑ کشاف، ج۲، ص۲۹۵.
- ↑ کشاف، ج۲، ص۴۴۳.
- ↑ «تنها مؤمنانند که به خداوند و پیامبرش ایمان آوردهاند سپس تردید نورزیدهاند و با داراییها و جانهایشان در راه خداوند جهاد کردهاند، آنانند که راستگویند» سوره حجرات، آیه ۱۵.
- ↑ کشاف، ج۴، ص۴۵۳.
- ↑ کشاف، ج۴، ص۴۶۴.
- ↑ کشاف، ج۴، ص۱۷۰.
- ↑ کشاف، ج۴، ص۲۳۶.
- ↑ صافی، ج۲، ص۳۲۳.
- ↑ صافی، ج۲، ص۴۱۵؛ برهان، ج۲، ص۱۹۵؛ نورالثقلین، ج۲، ص۳۱۶، حدیث ۱۱۷ و ۱۱۸.
- ↑ صافی، ج۲، ص۴۱۵.
- ↑ صافی، ج۲، ص۴۷۵.
- ↑ صافی، ج۴، ص۳۵۳.
- ↑ صافی، ج۴، ص۳۵۸.
- ↑ صافی، ج۵، ص۱۳.
- ↑ المیزان، ج۱۰، ص۱۱۷.
- ↑ المیزان، ج۱۱، ص۴۹.
- ↑ المیزان، ج۱۷، ص۳۶۱.
- ↑ المیزان، ج۱۷، ص۳۸۹.
- ↑ المیزان، ج۱۸، ص۳۳.
- ↑ المیزان، ج۱۸، ص۱۹۶.
- ↑ «و اگر مردم آن شهرها ایمان میآوردند و پرهیزگاری میورزیدند بر آنان از آسمان و زمین برکتهایی میگشودیم اما (پیام ما را) دروغ شمردند بنابراین برای آنچه میکردند آنان را فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۹۶.
- ↑ المیزان، ج۲۰، ص۴۶.
- ↑ المیزان، ج۲۰، ص۲۲۰.
- ↑ امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱، ص ۱۴۶-۱۵۴.