فسق در قرآن: تفاوت میان نسخهها
(←منابع) |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
# جبههگیری در برابر [[اسلام]] و [[مخالفت]] باخدا و [[رسول]] عامل [[فسق]] [[آدمی]]: {{متن قرآن|ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا الله وَرَسُولَهُ وَمَنْ يُشَاقِّ الله فَإِنَّ الله شَدِيدُ الْعِقَابِ * مَا قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَى أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ الله وَلِيُخْزِيَ الْفَاسِقِينَ}}؛ | # جبههگیری در برابر [[اسلام]] و [[مخالفت]] باخدا و [[رسول]] عامل [[فسق]] [[آدمی]]: {{متن قرآن|ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا الله وَرَسُولَهُ وَمَنْ يُشَاقِّ الله فَإِنَّ الله شَدِيدُ الْعِقَابِ * مَا قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَى أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ الله وَلِيُخْزِيَ الْفَاسِقِينَ}}؛ | ||
# [[مداومت]] [[منافقان]] بر [[فسق]]، موجب [[حرمت]] [[اقامه نماز]] بر آنان و حضور بر قبرشان از سوی [[پیامبر]]: {{متن قرآن|وَلَا تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِنْهُمْ مَاتَ أَبَدًا وَلَا تَقُمْ عَلَى قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِالله وَرَسُولِهِ وَمَاتُوا وَهُمْ فَاسِقُونَ}}<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۳۴۵.</ref>. | # [[مداومت]] [[منافقان]] بر [[فسق]]، موجب [[حرمت]] [[اقامه نماز]] بر آنان و حضور بر قبرشان از سوی [[پیامبر]]: {{متن قرآن|وَلَا تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِنْهُمْ مَاتَ أَبَدًا وَلَا تَقُمْ عَلَى قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِالله وَرَسُولِهِ وَمَاتُوا وَهُمْ فَاسِقُونَ}}<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۳۴۵.</ref>. | ||
==فسق اقتصادی== | |||
[[فسق]]، حالت انفصال و جدایی اصل و فرع است؛ چنانکه جدا شدن پوست خرما از خرما را فسق گویند. در اصطلاح [[قرآنی]]، [[فاسق]] کسی است که با [[عصیان]] و [[تجاوزگری]] خویش، خودش را از اصل یعنی [[خدا]] و [[شریعت الهی]] جدا کند و در [[گناه]] و [[لذت]] [[غرق]] نماید. | |||
با نگاهی به کاربردهای قرآنی واژه فسق میتوان دریافت که بیشترین عاملی که موجب میشود تا شخصی به عنوان فاسق معرفی شود، [[رفتار]] خلاف [[شریعت]] در حوزه [[اقتصادی]] است؛ به این معنا کهاشخاص با رفتارهای [[حرام]] و عصیانگرانه اقتصادی است که به این نام در [[قرآن]] معرفی میشوند. بنابراین، بررسی فسق اقتصادی از نظر قرآن میتواند کمک کند تا [[انسان]] خود را از عنوان فاسق در [[امان]] نگه دارد و آثار و تبعات [[دنیوی]] و [[اخروی]] فسق بر او بار نشود.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق اقتصادی از نظر قرآن (مقاله)|فسق اقتصادی از نظر قرآن]].</ref>. | |||
==معنا و مفهوم فسق و فاسق== | |||
فسق در لغت خروج و [[تجاوز]] از حدود و عصیان ورزی است؛ و از همین رو، به [[گناهکار]]، فاسق میگویند؛ چنانکه در فرهنگنامهها فاسق به کسی اطلاق میشود که [[میل به گناه]]<ref>ترتیب کتاب العین، ج ۳، ص۱۳۹۶، فسق</ref>، عصیان، ترک [[امر خدا]] و خروج از طریق [[حق]] <ref>لسان العرب، ج ۱۰، ص۲۶۲ – ۲۶۳، فسق</ref> و خروج از محدوده [[شرع]] دارد؛ به طوری که حتی در [[فرهنگ قرآنی]] نیز گفته شده که نوعاً فاسق بر کسی اطلاق میشود که ملتزم و مقرّ به [[حکم شرع]] باشد، ولی خلاف آن عمل کند<ref>مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص۶۳۶، فسق</ref>، با این همه، این معنای اصطلاحی در [[فرهنگ قرآن]]، محدود به [[اعمال]] [[مسلمان]] نمیشود که بر خلاف [[اعتقادات]] در عمل، [[رفتاری]] ضد شریعت داشته باشد؛ زیرا خدا در قرآن، [[قوم]] [[کافر]] را نیز فاسق معرفی میکند؛ چراکه آنان بر خلاف اصول [[انسانی]] رفتار میکنند که [[فطرت]] و [[عقل سلیم]] آن را به عنوان اصول انسانی شناخته و معرفی کرده است. | |||
به عنوان نمونه خدا درباره [[قوم لوط]] میفرماید: و به [[لوط]] [[حکمت]] و [[دانش]] عطا کردیم و او را از آن شهری که مردمش کارهای [[پلید]] جنسی میکردند، [[نجات]] دادیم براستی آنها گروه بد و [[منحرف]] ([[فاسق]]) بودند.<ref>{{متن قرآن|وَلُوطًا آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ تَعْمَلُ الْخَبَائِثَ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَاسِقِينَ}} «و به لوط داوری و دانشی دادیم و او را از شهری که (مردم آن) کارهای پلید میکردند رهاندیم که آنان گروه بدی نافرمانبردار بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۴.</ref> | |||
این خبائث که [[قوم لوط]] آن را انجام میدادند و آنان را فاسق ساخت، لواط است که بر خلاف همه اصول [[انسانی]] و [[اخلاقی]] است؛ زیرا [[خدا]] در جایی دیگر میفرماید: شما به کاری [[زشت]] میپردازید که هیچ یک از [[مردم]] [[زمین]] در آن کار بر شما پیشی نگرفته است.<ref>{{متن قرآن|وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُمْ بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعَالَمِينَ}} «و لوط را (یاد کن) آنگاه که به قوم خود گفت: شما آن کار زشت را میکنید که در آن هیچ کس از جهانیان، از شما پیش نیفتاده است» سوره عنکبوت، آیه ۲۸؛ {{متن قرآن|وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُمْ بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعَالَمِينَ}} «و لوط را (به پیامبری فرستادیم) آنگاه که به قوم خود گفت: آیا (آن) کار زشت را انجام میدهید که پیش از شما هیچ کس از جهانیان انجام نداده است؟!» سوره اعراف، آیه ۸۰.</ref> | |||
همچنین [[مخالفت]] با [[اصول اخلاقی]] چون [[نقض عهد]] و [[پیمان]]، از مصادیق [[فسق]] است.<ref>{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا مَا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ * الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ}} «خداوند پروا ندارد که به پشه یا فراتر از آن مثلی بزند، پس آنان که ایمان دارند میدانند این از سوی پروردگار آنها درست است اما کسانی که کافرند میگویند: «خداوند از این مثل، چه میخواهد؟»؛ با آن بسیاری را بیراه و بسیاری (دیگر) را رهیاب میکند. و جز نافرمانان را با آن بیراه نمیگرداند * همان کسان که پیمان با خداوند را پس از بستن آن میشکنند و چیزی را که خداوند فرمان به پیوند آن داده است میگسلند و در زمین تباهی میورزند، آنانند که زیانکارند» سوره بقره، آیه ۲۶-۲۷.</ref> [[قرآن]] در قالب [[صنعت]] احتباک، میان [[مؤمن]]، [[فاسق]] فرق نهاده تا بیان کند مؤمن، فاسق نیست، در حالی که [[کافر]]، فاسق است.<ref>{{متن قرآن|أَفَمَنْ كَانَ مُؤْمِنًا كَمَنْ كَانَ فَاسِقًا لَا يَسْتَوُونَ}} «آیا آنکه مؤمن است همگون کسی است که نافرمان است؟ (هرگز) برابر نیستند» سوره سجده، آیه ۱۸.</ref> | |||
[[خدا]] رفتارهای ضد [[عقلی]] [[فرعون]] همچون [[پروردگار]] دانستن خویش را به عنوان [[فسق]] معرفی میکند و او را به سبب همین [[اعمال]] و [[رفتار]] [[کیفر]] میکند.<ref>{{متن قرآن|وَنَادَى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قَالَ يَا قَوْمِ أَلَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَهَذِهِ الأَنْهَارُ تَجْرِي مِن تَحْتِي أَفَلا تُبْصِرُونَ * أَمْ أَنَا خَيْرٌ مِّنْ هَذَا الَّذِي هُوَ مَهِينٌ وَلا يَكَادُ يُبِينُ * فَلَوْلا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِّن ذَهَبٍ أَوْ جَاءَ مَعَهُ الْمَلائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ * فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ * فَلَمَّا آسَفُونَا انتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ أَجْمَعِينَ}} «و فرعون در میان قوم خود بانگ برداشت و گفت: ای قوم من! آیا پادشاهی مصر از آن من نیست در حالی که این جویبارها از زیر (کاخ) من روان است؟ آیا نمیبینید؟ * بلکه من از این کس بهترم که خوارمایه است و به درستی نمیتواند سخن گوید * پس چرا دستبندهایی زرّین برای او فرو نیفکندهاند یا فرشتگان، دوشادوش با او نیامدهاند؟ * آنگاه قوم خود را سبکسار کرد (و از راه به در برد) و آنان از او فرمان بردند زیرا آنان قومی بزهکار بودند * و چون ما را به خشم آوردند از آنان انتقام گرفتیم و همه را غرق کردیم» سوره زخرف، آیه ۵۱-۵۵.</ref> | |||
با نگاهی به [[آیات قرآن]] معلوم میشود که اصطلاح [[فسق]] و [[فاسق]] در [[قرآن]] تنها درباره [[مسلمانان]] و مؤمنانی نیست که بر خلاف [[اعتقاد]] خویش عمل میکنند، بلکه [[خدا]] حتی کافرانی را که بر خلاف [[اصول اخلاقی]] و [[عقلانی]] عمل و [[رفتار]] میکنند، به عنوان فاسق معرفی میکند.<ref>{{متن قرآن|وَيَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ فِي حَيَاتِكُمُ الدُّنْيَا وَاسْتَمْتَعْتُمْ بِهَا فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنْتُمْ تَفْسُقُونَ}} «و روزی که کافران را بر آتش (دوزخ) عرضه کنند و (به آنان گویند): چیزهای خوشایندتان را در زندگانی دنیا به پایان بردید و از آنها بهرهمند شدید پس امروز برای گردنکشی ناحق در زمین و آن نافرمانی که میکردید با عذاب خواریآور کیفر میبینید» سوره احقاف، آیه ۲۰؛ {{متن قرآن|وَأَمَّا الَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأْوَاهُمُ النَّارُ كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا أُعِيدُوا فِيهَا وَقِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ}} «و اما نافرمانان جایگاهشان آتش (دوزخ) است؛ هر بار که میخواهند از آن بیرون روند دوباره به آن بازگردانده میشوند و به آنان میگویند: عذاب آتشی را که دروغ میشمردید، بچشید» سوره سجده، آیه ۲۰؛ {{متن قرآن|مَا قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَى أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِيُخْزِيَ الْفَاسِقِينَ}} «هر درخت خرمایی که بریدید یا بر ریشههای آن وانهادید به اذن خداوند بود و (چنین کرد) تا نافرمانان را خوار گرداند» سوره حشر، آیه ۵؛ {{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا يَمَسُّهُمُ الْعَذَابُ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ}} «و به آنان که آیات ما را دروغ انگاشتند برای نافرمانی که میکردند عذاب میرسد» سوره انعام، آیه ۴۹.</ref> | |||
براین اساس [[اکثریت]] [[مشرکان]] و [[کافران]] مردمانی فاسق هستند که در هر کاری دنبال زشتکاریاند و از رفتارهای [[نیک]] و [[پسندیده]] [[پرهیز]] میکنند<ref>{{متن قرآن|تِلْكَ الْقُرَى نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْبَائِهَا وَلَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانُوا لِيُؤْمِنُوا بِمَا كَذَّبُوا مِنْ قَبْلُ كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِ الْكَافِرِينَ * وَمَا وَجَدْنَا لِأَكْثَرِهِمْ مِنْ عَهْدٍ وَإِنْ وَجَدْنَا أَكْثَرَهُمْ لَفَاسِقِينَ}} «ما از اخبار این شهرها برای تو باز میگوییم و به راستی پیامبرانشان برهانها (ی روشن) برای آنان آوردند و آنها بر آن نبودند که به آنچه پیشاپیش دروغ انگاشته بودند ایمان آوردند بدین گونه خداوند بر دل کافران مهر مینهد * و در بیشتر آنان پیمانی (استوار) نیافتیم و به راستی بیشتر آنها را نافرمان یافتیم» سوره اعراف، آیه ۱۰۱-۱۰۲؛ {{متن قرآن|كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ * كَيْفَ وَإِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لَا يَرْقُبُوا فِيكُمْ إِلًّا وَلَا ذِمَّةً يُرْضُونَكُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ وَتَأْبَى قُلُوبُهُمْ وَأَكْثَرُهُمْ فَاسِقُونَ}} «چگونه مشرکان را نزد خداوند و پیامبرش پیمانی تواند بود؟ جز کسانی که با آنها در کنار مسجد الحرام پیمان بستهاید پس تا (در پیمان خود) با شما پایدارند شما نیز (بر پیمان) با آنان پایدار بمانید که خداوند پرهیزگاران را دوست میدارد * چگونه (به پیمان خود وفادار باشند)؟ حال آنکه اگر بر شما پیروز گردند نه پیوندی را درباره شما پاس میدارند و نه پیمانی را؛ با زبان خود خشنودتان میکنند و دلهای آنان (شما را) پس میزند و بیشتر آنان نافرمانند» سوره توبه، آیه ۷-۸.</ref> آنان زشتکاریهای خویش را علنی انجام داده و آن را [[زشت]] و نابهنجار نمیشمارند، در حالی که از رفتارهای معروف [[پرهیز]] میکنند و آن را زشت جلوه میدهند. | |||
البته [[اکثریت]] [[اهل کتاب]] نیز با آنکه به ظاهر بر اساس [[آیین آسمانی]] عمل میکنند، ولی در عمل مردمانی زشتکار و [[فاسق]] هستند.<ref>{{متن قرآن|كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ}} «شما بهترین گروهی بودهاید که (به عنوان سرمشق) برای مردم پدیدار شدهاید؛ به کار پسندیده فرمان میدهید و از (کار) ناپسند باز میدارید و به خداوند ایمان دارید و اهل کتاب اگر ایمان میآوردند برای آنان بهتر بود؛ برخی از آنها مؤمن امّا بسیاری از آنان نافرمانند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۰؛ {{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ هَلْ تَنْقِمُونَ مِنَّا إِلَّا أَنْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلُ وَأَنَّ أَكْثَرَكُمْ فَاسِقُونَ * قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعُوا أَهْوَاءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَأَضَلُّوا كَثِيرًا وَضَلُّوا عَنْ سَوَاءِ السَّبِيلِ * وَلَوْ كَانُوا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالنَّبِيِّ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِيَاءَ وَلَكِنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ فَاسِقُونَ}} «بگو ای اهل کتاب! آیا جز از این رو با ما میستیزید که ما به خداوند و آنچه بر ما و آنچه از پیش فرو فرستاده شده است، ایمان داریم و بیشتر شما نافرمانید؟ * بگو ای اهل کتاب! در دین خود ناحق غلو نورزید و از هوسهای گروهی که از پیش گمراه بودند، و بسیاری را گمراه کردند و از راه میانه به بیراه افتادند پیروی نکنید * و اگر به خداوند و پیامبر و آنچه به سوی او فرو فرستاده شده است ایمان میداشتند آنان را سرور نمیگرفتند اما بسیاری از ایشان نافرمانند» سوره مائده، آیه ۵۹ و ۷۷ و ۸۱.</ref> | |||
پس همان طوری که [[مسلمانان]] با رفتارهایی چون [[تمسخر]] و [[القاب زشت]] گرفتار [[فسق]] [[رفتاری]] و [[زشتکاری]] میشوند که باید از آن [[پرهیز]] کنند<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَى أَنْ يَكُونُوا خَيْرًا مِنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِنْ نِسَاءٍ عَسَى أَنْ يَكُنَّ خَيْرًا مِنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ وَمَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ * يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِيمٌ}} «ای مؤمنان! هیچ گروهی گروه دیگر را به ریشخند نگیرد، بسا آنان از اینان بهتر باشند؛ و نه زنانی زنانی دیگر را، بسا آنان از اینان بهتر باشند و از یکدیگر عیبجویی مکنید و (همدیگر را) با لقبهای ناپسند مخوانید! پس از ایمان، بزهکاری نامگذاری ناپسندی است و آنان که (از این کارها) بازنگردند ستمکارند * ای مؤمنان! از بسیاری از گمانها دوری کنید که برخی از گمانها گناه است و (در کار مردم) کاوش نکنید و از یکدیگر غیبت نکنید؛ آیا هیچ یک از شما دوست میدارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ پس آن را ناپسند میدارید و از خداوند پروا کنید که خداوند توبهپذیری بخشاینده است» سوره حجرات، آیه ۱۱-۱۲.</ref>، همچنین [[کافران]] و مشرکانی هستند که گرفتار زشتکارهایی چون لواط و [[مصرف]] خبائثی چون شراب خمر هستند، اینان نیز [[فاسق]] هستند.<ref>{{متن قرآن|وَاعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ يُطِيعُكُمْ فِي كَثِيرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ أُولَئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ}} «و بدانید که فرستاده [[خداوند]] در میان شماست، اگر در بسیاری از [[کارها]] از شما [[پیروی]] کند به [[سختی]] میافتید امّا خداوند [[ایمان]] را در نظر شما [[محبوب]] ساخت و آن را در دلهای شما آراست و [[کفر]] و [[بزهکاری]] و [[سرکشی]] را در نظر شما [[ناپسند]] گردانید؛ آنانند که راهدانند» [[سوره حجرات]]، [[آیه]] ۷؛ [[انبیاء]]، آیه ۷۴؛ عنکبوت، آیه ۲۸؛ [[اعراف]]، آیه ۸۰</ref> | |||
بنابراین [[تفسیر]] راغب [[اصفهانی]] از فاسق و محدودسازی آن به [[مخالفت]] با [[شریعت]] از سوی [[مسلمانان]]، با اصطلاح [[قرآنی]] نمیسازد؛ زیرا [[قرآن]] [[فسق]] را بر هر [[کافر]] نیز بار میکند، همان طوری که بر [[مسلمان]] یا [[اهل کتاب]] بار میکند. البته راغب بیان میکند که نوعا این گونه است، ولی به نظر میرسد که این اغلبیت و [[اکثریت]] را نمیتوان [[اثبات]] کرد. | |||
به هر حال، در اصطلاح قرآن فاسق کسی است که بر خلاف [[اعتقادات]] خویش [[رفتار]] [[زشت]] و خلاف [[عقل سلیم]] و نقل معتبر انجام میدهد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق اقتصادی از نظر قرآن (مقاله)|فسق اقتصادی از نظر قرآن]].</ref>. | |||
==اشراف و [[مترفان]]، مصداق [[فاسقان]] [[اقتصادی]]== | |||
از نظر [[آموزههای دینی]]، یکی از مهمترین مصادیق [[فسق]] و [[زشتکاری]] بر خلاف عقل سلیم و نقل [[وحیانی]]، در حوزه اقتصادی نیز خودنمایی میکند؛ زیرا همان طوری که حوزه رفتارهای [[اخلاقی]] از مهمترین حوزههای [[زندگی]] [[بشر]] است؛ حوزه اقتصادی نیز از دیگر حوزههای مهم زندگی بشر است؛ چراکه بسیاری از [[فعالیتهای اقتصادی]]، در چارچوب [[اخلاق]] است که میتواند یک [[فعالیت اقتصادی]] سالم باشد؛ و فعالیت اقتصادی که فاقد مبانی و [[اصول اخلاقی]] باشد، اصولا یک [[اقتصاد سالم]] نیست که بتواند [[انسانی]] سالم را [[تغذیه]] و [[جامعه]] سالمیرا بسازد. | |||
[[اقتصاد]] و اخلاق و [[فرهنگ]] چنان در [[اسلام]] آمیخته است که نمیتوان سخن از اقتصاد بدون اخلاق داشت؛ چراکه [[اقتصاد اسلامی]] همان اقتصاد اخلاقی است؛ چنانکه [[اخلاق اقتصادی]] میبایست در دستور کار قرار گیرد تا اقتصاد سالم [[اسلامی]] تحقق یابد. | |||
پس یک فعال اقتصادی نمیتواند بدون [[شناخت]] و عمل به اخلاق در حوزه اقتصادی به فعالیت سالم اقتصادی بپردازد و [[معتقد]] باشد که بر [[اساس اسلام]] و [[شریعت]] عمل کرده است. هر فعال اقتصادی میبایست [[اخلاقیات]] اقتصادی را بشناسد و بدان عمل کند؛ زیرا اگر چنین نباشد، باید بداند که اقتصادی که در حال [[تولید]] و ترویج و [[مصرف]] آن است، یک اقتصادی غیراسلامی و غیرسالم است که برآیند خارجی آن نیز چیزی جز [[تباهی]] و [[فساد]] و [[شقاوت]] نیست. | |||
از نظر [[قرآن]]، [[لباس]] و [[خوراک]] و [[آشامیدنی]] آدمی باید [[حلال]] باشد، و در عین حال از شرط [[طیب]] بودن نیز بهرهمند باشد؛ زیرا اگر چیزی [[خبیث]] باشد، آن چیز نمیتواند حلال باشد. این بدان معنا است که در فعالیتهای اقتصادی، [[انسان]] باید از هر چیزی که خبیث و زشت و [[پلید]] است، [[پرهیز]] کند؛ زیرا این امور خبیث و بهرهمندی از آن همان فسق است؛ چنانکه در [[آیه]] ۷۴ [[سوره انبیاء]] بیان شد. | |||
از جمله مصادیقی که [[خدا]] آن را [[زشتکاری]] و [[فسق]] میداند و [[عقل سلیم]] و نقل [[وحیانی]] آن را مردود و [[خبیث]] میشمارد، خوردن [[خون]]، ذبیحه [[حرام]]، مردار، گوشت خوک و کسب از حرام از جمله قمار است. <ref>{{متن قرآن|حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلَامِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}} «مردار و خون و گوشت خوک و آنچه جز به نام خداوند ذبح شده باشد و مرده با خفگی و مرده با ضربه و مرده با افتادن از بلندی و مرده از شاخ زدن حیوان دیگر و آنچه درندگان نیمخور کرده باشند- جز آن را که (تا زنده است) ذبح کردهاید- و آنچه بر روی سنگهای مقدّس (برای بتها) قربانی شود و آنچه با تیرهای بختآزمایی قسمت کنید (خوردن گوشت همه اینها) بر شما حرام و آنها (همه) گناه است؛ امروز کافران از دین شما نومید شدند پس، از ایشان مهراسید و از من بهراسید! امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم پس، هر که در قحطی و گرسنگی ناگزیر (از خوردن گوشت حرام) شود بیآنکه گراینده به گناه باشد بیگمان خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره مائده، آیه ۳؛ {{متن قرآن|وَلَا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ * قُلْ لَا أَجِدُ فِي مَا أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنْزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}} «و از چیزی که (در ذبح) نام خداوند بر آن برده نشده است نخورید؛ و آن به راستی نافرمانی (از خداوند) است و شیطانها بیگمان در یاران خویش میدمند که با شما چالش ورزند و اگر از آنان فرمانبرداری کنید به یقین مشرک خواهید بود * بگو: در آنچه به من وحی شده است چیزی نمییابم که برای خورندهای که آن را میخورد حرام باشد؛ مگر مردار و یا خون ریخته یا گوشت خوک که پلید است و یا (آنچه) از سر نافرمانی جز به نام خداوند ذبح شده باشد اما کسی که (از خوردن آنها) ناگزیر شده است در حالی که افزونخواه (برای رسیدن به لذت) و متجاوز (از حدّ سدّ جوع) نباشد بیگمان پروردگارت آمرزنده بخشاینده است» سوره انعام، آیه ۱۲۱ و ۱۴۵.</ref> | |||
[[خدا]] [[اصحاب سبت]]، از ایمانآورندگان دوره [[موسی]]{{ع}} را نیز از [[فاسقان]] بر میشمارد؛ زیرا آنان به طور علنی با کلاه [[شرعی]] بر آن بودند تا کاری [[زشت]] را [[مشروع]] و [[نیک]] جلوه دهند و با دور زدن [[قوانین]] شرعی، مجوزی برای ماهیگیری در [[زمان]] ممنوع را به دست آورند. آنان برخلاف [[شریعت]] عمل میکردند و به کسانی که آنان را از [[مخالفت]] با شریعت و [[قانون]] باز میداشتند بیتوجهی میکردند یا حتی نسبت به کسانی که درصدد [[امر به معروف و نهی از منکر]] بودند، خرده میگرفتند که بیخیال [[فریضه]] [[نهی از منکر]] شوند. اینگونه بود که این دو دسته عاملان و خرده گیران به [[عذاب الهی]] دچار شدند؛ زیرا [[فاسق]] یا مدافع فاسقان بودند.<ref>{{متن قرآن|وَاسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعًا وَيَوْمَ لَا يَسْبِتُونَ لَا تَأْتِيهِمْ كَذَلِكَ نَبْلُوهُمْ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ * وَإِذْ قَالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا قَالُوا مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ * فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ أَنْجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ}} «و از ایشان درباره شهری که در کرانه دریا بود بپرس، آنگاه که (از حکم حرام بودن ماهیگیری) در روز شنبه تجاوز میکردند زیرا روز شنبه آنان ماهیهاشان نزد ایشان روی آب میآمدند و روزی که شنبهشان نبود نزد آنان نمیآمدند، بدینگونه آنها را برای آنکه نافرمانی میکردند، میآزمودیم * و (یاد کن) آنگاه را که گروهی از ایشان گفتند: چرا قومی را پند میدهید که خداوند یا آنان را نابود یا به سختی عذاب خواهد کرد؟ گفتند: تا عذری نزد پروردگارتان گردد و باشد که آنان پرهیزگاری ورزند * آنگاه چون اندرزی که به ایشان داده شده بود از یاد بردند کسانی را که (مردم را) از کار بد باز میداشتند رهایی بخشیدیم و ستمورزان را برای آنکه نافرمانی میکردند به عذابی سخت فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۱۶۳-۱۶۵.</ref> | |||
بنابراین، [[زشتکاری]] در حوزه [[فعالیتهای اقتصادی]] از جمله [[تولید]] و [[توزیع]] و [[مصرف]] میبایست بهعنوان یک عمل فاسقانه مدنظر قرار گیرد و از آن اجتناب شود؛ زیرا آثار [[پلید]] آن میتواندگریبانگیر [[جامعه اسلامی]] شود و [[خدا]] نسبت به این افراد و ساکتان، [[غضبناک]] شده و آنان را نابود سازد. | |||
[[مترفان]]، [[مجرمان]] [[جوامع]] | |||
از نظر [[قرآن]]، بزرگترین مجرمان هر [[جامعه]] مترفان آن هستند. مترفان افرادی هستند که از لحاظ [[اقتصادی]] در شرایط بسیار خوبی قرار دارند، ولی گرفتار رفاهزدگی [[فکری]] و [[رفتاری]] و [[اخلاقی]] هستند و [[نعمتهای خدا]] را به [[درستی]] به کار نمیگیرند، بلکه در مصرف [[اسراف]] و [[تبذیر]] میکنند. این گروه از افراد جامعه خطرناکترین افرادی هستند که میتوانند نه تنها بنیادهای اقتصادی را [[سست]] کنند، بلکه به بنیادهای [[اعتقادی]] و اخلاقی [[مردم]] نیز ضربه بزنند و هنجارهای [[نیک]] و ارزشی را از جامعه بزدایند و هنجارهای [[زشت]] و [[ضد ارزشی]] را جایگزین سازند.<ref>{{متن قرآن|وَإِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُوا فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا}} «و چون بر آن شویم که (مردم) شهری را نابود گردانیم به کامروایان آن فرمان میدهیم و در آن نافرمانی میورزند پس (آن شهر) سزاوار عذاب میگردد، آنگاه یکسره نابودش میگردانیم» سوره اسراء، آیه ۱۶؛ {{متن قرآن|اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ وَاضْمُمْ إِلَيْكَ جَنَاحَكَ مِنَ الرَّهْبِ فَذَانِكَ بُرْهَانَانِ مِنْ رَبِّكَ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ}} «دست در گریبان خویش فرو بر (و برآور) تا سپید بیآسیب بیرون آید و (در پرهیز) از بیم، بازویت را به خویش بفشر که این دو (معجزه)، دو برهان از پروردگار تو برای فرعون و سرکردگان اوست، بیگمان آنان قومی نافرمانند» سوره قصص، آیه ۳۲</ref> | |||
برخی از گروههای [[اجتماعی]] از جمله اشراف [[مردمان]] خوشگذران و فاسقی هستند که با [[کارهای زشت]] و رفتارهای ضد هنجاری و ارزشی [[جوامع]] خودشان را به [[تباهی]] میکشانند. اینان با چنین رفتارهایی بستری را برای [[خشم]] و [[عذاب الهی]] فراهم میآورند که [[جامعه]] نابود میشود. بنابراین، رفتارهای آنان نه تنها به خودشان آسیب میرساند بلکه نابودی [[جوامع بشری]] را نیز بهدنبال دارد. | |||
به سخن دیگر، یکی از [[سنتهای الهی]] این است که برای نابودی جوامع از زشتکارهایاشراف بهره میگیرد تا اینگونه زمینه تباهی و نابودی آنان فراهم آید. پس اگر جامعهای بخواهد خود را [[نجات]] دهد، میبایست نخست [[اخلاق اقتصادی]] را در جامعه گسترش دهد بهطوری که [[ثروتمندان]] و اشراف از [[اتراف]] و [[فسق]] [[رفتاری]] دوری کنند و به جای رفتارهای [[ضد ارزشی]] و ناسالم [[اقتصادی]] و [[اخلاقی]] بهدنبال [[ارزشهای اخلاقی]] و اخلاق اقتصادی باشند. | |||
این اشرافیت و [[روحیه]] اشرافی موجود در [[مسئولان]] و [[رهبران]] هر [[اجتماع]] و امتی بدترین خطر برای آن جامعه به شمار میآید؛ زیرا [[فرعون]] و [[فرعونیان]] از جمله اشرافی بودند که با فسق خویش بستری را برای نابودی اجتماع خویش فراهم آوردند. شکی نیست که [[خصلت]] اترافگرایی و [[تجملگرایی]] و مانند آن هرگاه در مسئولان و متولیان جامعه [[رسوخ]] کند، زمینهساز بسیاری از مفسدههای [[اداری]] و اجتماعی و نیز موجب [[بدبینی]] [[مردم]] جامعه نسبت به اصول اولیه [[نظام اسلامی]] میشود. امروز مشکلی که [[جامعه]] [[ایران اسلامی]] با آن مواجه است، همین اشرافیت و اترافیگرایی و [[تجملگرایی]] است که در برخی بلکه بسیاری از [[مسئولان]] [[رسوخ]] کرده است؛ زیرا با [[پیروزی انقلاب اسلامی ایران]] و استقرار [[دولتها]] کمترین توقع [[عامه]] [[مردم]]، دوری از اشرافیت و [[تجملات]] [[مدیران]] و مسئولان جامعه بود، اما متأسفانه از همان آغازین روزها خطر اشرافیت، [[دنیاطلبی]]، تجملگرایی و اترافگرایی مسئولان، [[نظام]] را [[تهدید]] می کرد، از این رو [[امام خمینی]] در سخنرانیهای متعددی مسئولان و [[روحانیون]] را نسبت به خطراشرافیت و تجملات هشدار میدادند. | |||
[[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} در [[عهدنامه]] مالک اشتر به او [[فرمان]] میدهند با [[کارگزاران]] [[خائن]] برخورد جدّی صورت گیرد و صرفاً با [[عزل]] به پایان نرسد. حضرت میفرمایند: از همکاران نزدیکت سخت [[مراقبت]] کن و اگر یکی از آنان دست به [[خیانت]] زد و گزارش ماموران مخفی تو هم آن خیانت را [[تأیید]] کردند، به همین مقدار [[گواهی]] [[قناعت]] کرده، او را با تازیانه [[کیفر]] کن و آنچه را که از [[اموال]] در [[اختیار]] دارد از او باز پسگیر، سپس او را [[خوار]] کن و خیانت کار بشمار و طوق بدنامی به گردنش بیفکن.<ref>نهجالبلاغه، نامه ۵۲</ref> | |||
همچنین حضرت یکی از [[فرمانداران]] خویش در [[بصره]] به نام [[عثمان بن حنیف]] را که [[دعوت]] به یک مهمانی مجلل را پذیرفته بود، مورد [[عتاب]] قرار دادند و فرمودند: ای پسر [[حنیف]] به من خبر رسیده که مردی از بصره تو را به میهمانی فراخوانده و تو نیز [[اجابت]] کردهای. سفرهای رنگین برایت افکنده و کاسهها پیش [[رؤیت]] نهاده، هرگز نمیپنداشتم تو دعوت کسانی را اجابت کنی که بینوایان را از در میرانند و [[توانگران]] را بر سفره مینشانند… بدان که هر کس را امامی است که به او [[اقتدا]] میکند و از [[نور]] [[دانش]] او فروغ میگیرد، اینک [[امام]] شما از همه دنیایش به پیراهنی و دستاری و از همه طعامهایش به دو قرص نان اکتفا کرده است؛ البته شما را یارای آن نیست که چنین کنید اما مرا با [[پارسایی]] و [[مجاهدت]] و [[پاکدامنی]] و [[درستی]] خویش [[یاری]] دهید. <ref>نهجالبلاغه، نامه ۴۵</ref> این مقدار حساسیت حضرت نشاندهنده [[میزان]] خطراشرافیت و [[تجملگرایی]] است.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق اقتصادی از نظر قرآن (مقاله)|فسق اقتصادی از نظر قرآن]].</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||
نسخهٔ ۱۹ سپتامبر ۲۰۲۳، ساعت ۰۹:۳۸
مقدمه
- ﴿قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ الله وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ الله بِأَمْرِهِ وَالله لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ﴾[۱].
- ﴿إِنَّ الله لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ * هُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ لَا تُنْفِقُوا عَلَى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ الله حَتَّى يَنْفَضُّوا وَلِلَّهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَفْقَهُونَ﴾[۲].
- ﴿فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًا فِي قُلُوبِهِمْ إِلَى يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِمَا أَخْلَفُوا الله مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ * اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لَا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ الله لَهُمْ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِالله وَرَسُولِهِ وَالله لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ﴾[۳].
- ﴿سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ الله لَهُمْ إِنَّ الله لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ﴾[۴].
- ﴿وَأَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ الله وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ مَا أَنْزَلَ الله إِلَيْكَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ الله أَنْ يُصِيبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ﴾[۵].
- ﴿وَإِذْ أَخَذَ الله مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُوا أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُوا وَأَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ * فَمَنْ تَوَلَّى بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ﴾[۶].
- ﴿ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا الله وَرَسُولَهُ وَمَنْ يُشَاقِّ الله فَإِنَّ الله شَدِيدُ الْعِقَابِ * مَا قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَى أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ الله وَلِيُخْزِيَ الْفَاسِقِينَ﴾[۷]
- ﴿وَلَا تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِنْهُمْ مَاتَ أَبَدًا وَلَا تَقُمْ عَلَى قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِالله وَرَسُولِهِ وَمَاتُوا وَهُمْ فَاسِقُونَ﴾[۸].
نکات
در آیات فوق این موضوعات مطرح گردیده است:
- ترجیح خانواده، خویشاوندان و امکانات دنیایی بر خداوند، پیامبر، و جهاد فی سبیل الله، از پیامدهای فسق: ﴿قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ الله وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ الله بِأَمْرِهِ وَالله لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ﴾؛
- سعی بر جداسازی مسلمانان از پیامبر اسلام پیامد فسق و تبهکاری: ﴿إِنَّ الله لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ * هُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ لَا تُنْفِقُوا عَلَى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ الله حَتَّى يَنْفَضُّوا وَلِلَّهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَفْقَهُونَ﴾؛
- فسق منافقان، موجب عدم تأثیر استغفار پیامبر در حق آنان: ﴿فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًا فِي قُلُوبِهِمْ... * اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لَا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ الله لَهُمْ... وَالله لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ﴾، ﴿سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ الله لَهُمْ إِنَّ الله لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ﴾؛
- رویگردانی از قضاوت پیامبر، در پی دارنده فسق و تبهکاری: ﴿وَأَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ الله وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ مَا أَنْزَلَ الله إِلَيْكَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ الله أَنْ يُصِيبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ﴾؛
- یاری نکردن پیامبر به رغم پیمان و تعهد برای آن، عامل فسق و تبهکاری: ﴿وَإِذْ أَخَذَ الله مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُوا أَقْرَرْنَا... * فَمَنْ تَوَلَّى بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ﴾؛
- جبههگیری در برابر اسلام و مخالفت باخدا و رسول عامل فسق آدمی: ﴿ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا الله وَرَسُولَهُ وَمَنْ يُشَاقِّ الله فَإِنَّ الله شَدِيدُ الْعِقَابِ * مَا قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَى أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ الله وَلِيُخْزِيَ الْفَاسِقِينَ﴾؛
- مداومت منافقان بر فسق، موجب حرمت اقامه نماز بر آنان و حضور بر قبرشان از سوی پیامبر: ﴿وَلَا تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِنْهُمْ مَاتَ أَبَدًا وَلَا تَقُمْ عَلَى قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِالله وَرَسُولِهِ وَمَاتُوا وَهُمْ فَاسِقُونَ﴾[۹].
فسق اقتصادی
فسق، حالت انفصال و جدایی اصل و فرع است؛ چنانکه جدا شدن پوست خرما از خرما را فسق گویند. در اصطلاح قرآنی، فاسق کسی است که با عصیان و تجاوزگری خویش، خودش را از اصل یعنی خدا و شریعت الهی جدا کند و در گناه و لذت غرق نماید. با نگاهی به کاربردهای قرآنی واژه فسق میتوان دریافت که بیشترین عاملی که موجب میشود تا شخصی به عنوان فاسق معرفی شود، رفتار خلاف شریعت در حوزه اقتصادی است؛ به این معنا کهاشخاص با رفتارهای حرام و عصیانگرانه اقتصادی است که به این نام در قرآن معرفی میشوند. بنابراین، بررسی فسق اقتصادی از نظر قرآن میتواند کمک کند تا انسان خود را از عنوان فاسق در امان نگه دارد و آثار و تبعات دنیوی و اخروی فسق بر او بار نشود.[۱۰].
معنا و مفهوم فسق و فاسق
فسق در لغت خروج و تجاوز از حدود و عصیان ورزی است؛ و از همین رو، به گناهکار، فاسق میگویند؛ چنانکه در فرهنگنامهها فاسق به کسی اطلاق میشود که میل به گناه[۱۱]، عصیان، ترک امر خدا و خروج از طریق حق [۱۲] و خروج از محدوده شرع دارد؛ به طوری که حتی در فرهنگ قرآنی نیز گفته شده که نوعاً فاسق بر کسی اطلاق میشود که ملتزم و مقرّ به حکم شرع باشد، ولی خلاف آن عمل کند[۱۳]، با این همه، این معنای اصطلاحی در فرهنگ قرآن، محدود به اعمال مسلمان نمیشود که بر خلاف اعتقادات در عمل، رفتاری ضد شریعت داشته باشد؛ زیرا خدا در قرآن، قوم کافر را نیز فاسق معرفی میکند؛ چراکه آنان بر خلاف اصول انسانی رفتار میکنند که فطرت و عقل سلیم آن را به عنوان اصول انسانی شناخته و معرفی کرده است. به عنوان نمونه خدا درباره قوم لوط میفرماید: و به لوط حکمت و دانش عطا کردیم و او را از آن شهری که مردمش کارهای پلید جنسی میکردند، نجات دادیم براستی آنها گروه بد و منحرف (فاسق) بودند.[۱۴]
این خبائث که قوم لوط آن را انجام میدادند و آنان را فاسق ساخت، لواط است که بر خلاف همه اصول انسانی و اخلاقی است؛ زیرا خدا در جایی دیگر میفرماید: شما به کاری زشت میپردازید که هیچ یک از مردم زمین در آن کار بر شما پیشی نگرفته است.[۱۵] همچنین مخالفت با اصول اخلاقی چون نقض عهد و پیمان، از مصادیق فسق است.[۱۶] قرآن در قالب صنعت احتباک، میان مؤمن، فاسق فرق نهاده تا بیان کند مؤمن، فاسق نیست، در حالی که کافر، فاسق است.[۱۷]
خدا رفتارهای ضد عقلی فرعون همچون پروردگار دانستن خویش را به عنوان فسق معرفی میکند و او را به سبب همین اعمال و رفتار کیفر میکند.[۱۸] با نگاهی به آیات قرآن معلوم میشود که اصطلاح فسق و فاسق در قرآن تنها درباره مسلمانان و مؤمنانی نیست که بر خلاف اعتقاد خویش عمل میکنند، بلکه خدا حتی کافرانی را که بر خلاف اصول اخلاقی و عقلانی عمل و رفتار میکنند، به عنوان فاسق معرفی میکند.[۱۹]
براین اساس اکثریت مشرکان و کافران مردمانی فاسق هستند که در هر کاری دنبال زشتکاریاند و از رفتارهای نیک و پسندیده پرهیز میکنند[۲۰] آنان زشتکاریهای خویش را علنی انجام داده و آن را زشت و نابهنجار نمیشمارند، در حالی که از رفتارهای معروف پرهیز میکنند و آن را زشت جلوه میدهند.
البته اکثریت اهل کتاب نیز با آنکه به ظاهر بر اساس آیین آسمانی عمل میکنند، ولی در عمل مردمانی زشتکار و فاسق هستند.[۲۱] پس همان طوری که مسلمانان با رفتارهایی چون تمسخر و القاب زشت گرفتار فسق رفتاری و زشتکاری میشوند که باید از آن پرهیز کنند[۲۲]، همچنین کافران و مشرکانی هستند که گرفتار زشتکارهایی چون لواط و مصرف خبائثی چون شراب خمر هستند، اینان نیز فاسق هستند.[۲۳] بنابراین تفسیر راغب اصفهانی از فاسق و محدودسازی آن به مخالفت با شریعت از سوی مسلمانان، با اصطلاح قرآنی نمیسازد؛ زیرا قرآن فسق را بر هر کافر نیز بار میکند، همان طوری که بر مسلمان یا اهل کتاب بار میکند. البته راغب بیان میکند که نوعا این گونه است، ولی به نظر میرسد که این اغلبیت و اکثریت را نمیتوان اثبات کرد. به هر حال، در اصطلاح قرآن فاسق کسی است که بر خلاف اعتقادات خویش رفتار زشت و خلاف عقل سلیم و نقل معتبر انجام میدهد.[۲۴].
اشراف و مترفان، مصداق فاسقان اقتصادی
از نظر آموزههای دینی، یکی از مهمترین مصادیق فسق و زشتکاری بر خلاف عقل سلیم و نقل وحیانی، در حوزه اقتصادی نیز خودنمایی میکند؛ زیرا همان طوری که حوزه رفتارهای اخلاقی از مهمترین حوزههای زندگی بشر است؛ حوزه اقتصادی نیز از دیگر حوزههای مهم زندگی بشر است؛ چراکه بسیاری از فعالیتهای اقتصادی، در چارچوب اخلاق است که میتواند یک فعالیت اقتصادی سالم باشد؛ و فعالیت اقتصادی که فاقد مبانی و اصول اخلاقی باشد، اصولا یک اقتصاد سالم نیست که بتواند انسانی سالم را تغذیه و جامعه سالمیرا بسازد. اقتصاد و اخلاق و فرهنگ چنان در اسلام آمیخته است که نمیتوان سخن از اقتصاد بدون اخلاق داشت؛ چراکه اقتصاد اسلامی همان اقتصاد اخلاقی است؛ چنانکه اخلاق اقتصادی میبایست در دستور کار قرار گیرد تا اقتصاد سالم اسلامی تحقق یابد. پس یک فعال اقتصادی نمیتواند بدون شناخت و عمل به اخلاق در حوزه اقتصادی به فعالیت سالم اقتصادی بپردازد و معتقد باشد که بر اساس اسلام و شریعت عمل کرده است. هر فعال اقتصادی میبایست اخلاقیات اقتصادی را بشناسد و بدان عمل کند؛ زیرا اگر چنین نباشد، باید بداند که اقتصادی که در حال تولید و ترویج و مصرف آن است، یک اقتصادی غیراسلامی و غیرسالم است که برآیند خارجی آن نیز چیزی جز تباهی و فساد و شقاوت نیست. از نظر قرآن، لباس و خوراک و آشامیدنی آدمی باید حلال باشد، و در عین حال از شرط طیب بودن نیز بهرهمند باشد؛ زیرا اگر چیزی خبیث باشد، آن چیز نمیتواند حلال باشد. این بدان معنا است که در فعالیتهای اقتصادی، انسان باید از هر چیزی که خبیث و زشت و پلید است، پرهیز کند؛ زیرا این امور خبیث و بهرهمندی از آن همان فسق است؛ چنانکه در آیه ۷۴ سوره انبیاء بیان شد.
از جمله مصادیقی که خدا آن را زشتکاری و فسق میداند و عقل سلیم و نقل وحیانی آن را مردود و خبیث میشمارد، خوردن خون، ذبیحه حرام، مردار، گوشت خوک و کسب از حرام از جمله قمار است. [۲۵] خدا اصحاب سبت، از ایمانآورندگان دوره موسی(ع) را نیز از فاسقان بر میشمارد؛ زیرا آنان به طور علنی با کلاه شرعی بر آن بودند تا کاری زشت را مشروع و نیک جلوه دهند و با دور زدن قوانین شرعی، مجوزی برای ماهیگیری در زمان ممنوع را به دست آورند. آنان برخلاف شریعت عمل میکردند و به کسانی که آنان را از مخالفت با شریعت و قانون باز میداشتند بیتوجهی میکردند یا حتی نسبت به کسانی که درصدد امر به معروف و نهی از منکر بودند، خرده میگرفتند که بیخیال فریضه نهی از منکر شوند. اینگونه بود که این دو دسته عاملان و خرده گیران به عذاب الهی دچار شدند؛ زیرا فاسق یا مدافع فاسقان بودند.[۲۶] بنابراین، زشتکاری در حوزه فعالیتهای اقتصادی از جمله تولید و توزیع و مصرف میبایست بهعنوان یک عمل فاسقانه مدنظر قرار گیرد و از آن اجتناب شود؛ زیرا آثار پلید آن میتواندگریبانگیر جامعه اسلامی شود و خدا نسبت به این افراد و ساکتان، غضبناک شده و آنان را نابود سازد. مترفان، مجرمان جوامع از نظر قرآن، بزرگترین مجرمان هر جامعه مترفان آن هستند. مترفان افرادی هستند که از لحاظ اقتصادی در شرایط بسیار خوبی قرار دارند، ولی گرفتار رفاهزدگی فکری و رفتاری و اخلاقی هستند و نعمتهای خدا را به درستی به کار نمیگیرند، بلکه در مصرف اسراف و تبذیر میکنند. این گروه از افراد جامعه خطرناکترین افرادی هستند که میتوانند نه تنها بنیادهای اقتصادی را سست کنند، بلکه به بنیادهای اعتقادی و اخلاقی مردم نیز ضربه بزنند و هنجارهای نیک و ارزشی را از جامعه بزدایند و هنجارهای زشت و ضد ارزشی را جایگزین سازند.[۲۷]
برخی از گروههای اجتماعی از جمله اشراف مردمان خوشگذران و فاسقی هستند که با کارهای زشت و رفتارهای ضد هنجاری و ارزشی جوامع خودشان را به تباهی میکشانند. اینان با چنین رفتارهایی بستری را برای خشم و عذاب الهی فراهم میآورند که جامعه نابود میشود. بنابراین، رفتارهای آنان نه تنها به خودشان آسیب میرساند بلکه نابودی جوامع بشری را نیز بهدنبال دارد. به سخن دیگر، یکی از سنتهای الهی این است که برای نابودی جوامع از زشتکارهایاشراف بهره میگیرد تا اینگونه زمینه تباهی و نابودی آنان فراهم آید. پس اگر جامعهای بخواهد خود را نجات دهد، میبایست نخست اخلاق اقتصادی را در جامعه گسترش دهد بهطوری که ثروتمندان و اشراف از اتراف و فسق رفتاری دوری کنند و به جای رفتارهای ضد ارزشی و ناسالم اقتصادی و اخلاقی بهدنبال ارزشهای اخلاقی و اخلاق اقتصادی باشند.
این اشرافیت و روحیه اشرافی موجود در مسئولان و رهبران هر اجتماع و امتی بدترین خطر برای آن جامعه به شمار میآید؛ زیرا فرعون و فرعونیان از جمله اشرافی بودند که با فسق خویش بستری را برای نابودی اجتماع خویش فراهم آوردند. شکی نیست که خصلت اترافگرایی و تجملگرایی و مانند آن هرگاه در مسئولان و متولیان جامعه رسوخ کند، زمینهساز بسیاری از مفسدههای اداری و اجتماعی و نیز موجب بدبینی مردم جامعه نسبت به اصول اولیه نظام اسلامی میشود. امروز مشکلی که جامعه ایران اسلامی با آن مواجه است، همین اشرافیت و اترافیگرایی و تجملگرایی است که در برخی بلکه بسیاری از مسئولان رسوخ کرده است؛ زیرا با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و استقرار دولتها کمترین توقع عامه مردم، دوری از اشرافیت و تجملات مدیران و مسئولان جامعه بود، اما متأسفانه از همان آغازین روزها خطر اشرافیت، دنیاطلبی، تجملگرایی و اترافگرایی مسئولان، نظام را تهدید می کرد، از این رو امام خمینی در سخنرانیهای متعددی مسئولان و روحانیون را نسبت به خطراشرافیت و تجملات هشدار میدادند. امیرمؤمنان علی(ع) در عهدنامه مالک اشتر به او فرمان میدهند با کارگزاران خائن برخورد جدّی صورت گیرد و صرفاً با عزل به پایان نرسد. حضرت میفرمایند: از همکاران نزدیکت سخت مراقبت کن و اگر یکی از آنان دست به خیانت زد و گزارش ماموران مخفی تو هم آن خیانت را تأیید کردند، به همین مقدار گواهی قناعت کرده، او را با تازیانه کیفر کن و آنچه را که از اموال در اختیار دارد از او باز پسگیر، سپس او را خوار کن و خیانت کار بشمار و طوق بدنامی به گردنش بیفکن.[۲۸] همچنین حضرت یکی از فرمانداران خویش در بصره به نام عثمان بن حنیف را که دعوت به یک مهمانی مجلل را پذیرفته بود، مورد عتاب قرار دادند و فرمودند: ای پسر حنیف به من خبر رسیده که مردی از بصره تو را به میهمانی فراخوانده و تو نیز اجابت کردهای. سفرهای رنگین برایت افکنده و کاسهها پیش رؤیت نهاده، هرگز نمیپنداشتم تو دعوت کسانی را اجابت کنی که بینوایان را از در میرانند و توانگران را بر سفره مینشانند… بدان که هر کس را امامی است که به او اقتدا میکند و از نور دانش او فروغ میگیرد، اینک امام شما از همه دنیایش به پیراهنی و دستاری و از همه طعامهایش به دو قرص نان اکتفا کرده است؛ البته شما را یارای آن نیست که چنین کنید اما مرا با پارسایی و مجاهدت و پاکدامنی و درستی خویش یاری دهید. [۲۹] این مقدار حساسیت حضرت نشاندهنده میزان خطراشرافیت و تجملگرایی است.[۳۰].
منابع
پانویس
- ↑ «بگو اگر پدرانتان و فرزندانتان و برادرانتان و همسرانتان و دودمانتان و داراییهایی که به دست آوردهاید و تجارتی که از کساد آن بیم دارید و خانههایی که میپسندید از خداوند و پیامبرش و جهاد در راه او نزد شما دوستداشتنیتر است پس چشم به راه باشید تا خداوند امر (عذاب) خود را (در میان) آورد و خداوند گروه نافرمانان را راهنمایی نمیکند» سوره توبه، آیه ۲۴.
- ↑ «بیگمان خداوند نافرمانان را راهنمایی نمیکند * آنان همان کسانند که میگویند: به آنان که نزد پیامبر خدایند چیزی ندهید تا (از کنار او) پراکنده شوند با آنکه گنجینههای آسمانها و زمین از آن خداوند است امّا منافقان درنمییابند» سوره منافقون، آیه ۶-۷.
- ↑ «آنگاه به کیفر شکستن پیمانی که با خداوند بسته بودند و دروغی که میگفتند (خداوند) تا روزی که به لقای او برسند دورویی را در دلهایشان بر جای نهاد * چه برای آنان آمرزش بخواهی چه نخواهی (سودی ندارد زیرا) اگر هفتاد بار برای آنها آمرزش بخواهی هیچگاه خداوند آنان را نخواهد آمرزید؛ این از آن روست که آنان به خداوند و پیامبرش کافر شدهاند و خداوند این گروه نافرمان را راهنمایی نمیکند» سوره توبه، آیه ۷۷ و ۸۰.
- ↑ «برای آنان برابر است چه برایشان آمرزش بخواهی چه نخواهی هرگز خداوند آنان را نمیآمرزد؛ بیگمان خداوند نافرمانان را راهنمایی نمیکند» سوره منافقون، آیه ۶.
- ↑ «و در میان آنان بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری کن و از خواستههای آنان پیروی مکن و از آنان بپرهیز مبادا تو را در برخی از آنچه خداوند به سوی تو فرو فرستاده است به فتنه اندازند و اگر رو برتابند بدان که خداوند جز این نمیخواهد که آنان را به برخی از گناهانشان گرفتار سازد و بیگمان بسیاری از مردم نافرمانند» سوره مائده، آیه ۴۹.
- ↑ «و آنگاه خداوند از پیامبران پیمان گرفت که چون به شما کتاب و حکمتی دادم سپس پیامبری نزدتان آمد که آن (کتاب) را که با شماست راست میشمارد، باید بدو ایمان آورید و باید او را یاوری کنید و (آنگاه) فرمود: آیا اقرار کردید و بر (پایه) آن پیمان مرا پذیرفتید؟ گفتند: اقرار کردیم؛ فرمود: پس گواه باشید و من نیز همراه شما از گواهانم * بنابراین پس از آن، کسانی که رو بگردانند نافرمانند» سوره آل عمران، آیه ۸۱-۸۲.
- ↑ «این از آن روست که آنان با خداوند و پیامبر وی مخالفت ورزیدند و هر کس با خداوند مخالفت ورزد به راستی خداوند سختکیفر است * هر درخت خرمایی که بریدید یا بر ریشههای آن وانهادید به اذن خداوند بود و (چنین کرد) تا نافرمانان را خوار گرداند» سوره حشر، آیه ۴-۵.
- ↑ «و هیچگاه بر هیچیک از ایشان چون مرد نماز مگزار و بر گور او حاضر مشو؛ اینان به خداوند و پیامبرش کفر ورزیدهاند و نافرمان مردهاند» سوره توبه، آیه ۸۴.
- ↑ سعیدیانفر و ایازی، فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم، ج۲، ص ۳۴۵.
- ↑ منصوری، خلیل، فسق اقتصادی از نظر قرآن.
- ↑ ترتیب کتاب العین، ج ۳، ص۱۳۹۶، فسق
- ↑ لسان العرب، ج ۱۰، ص۲۶۲ – ۲۶۳، فسق
- ↑ مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص۶۳۶، فسق
- ↑ ﴿وَلُوطًا آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ تَعْمَلُ الْخَبَائِثَ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَاسِقِينَ﴾ «و به لوط داوری و دانشی دادیم و او را از شهری که (مردم آن) کارهای پلید میکردند رهاندیم که آنان گروه بدی نافرمانبردار بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۴.
- ↑ ﴿وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُمْ بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعَالَمِينَ﴾ «و لوط را (یاد کن) آنگاه که به قوم خود گفت: شما آن کار زشت را میکنید که در آن هیچ کس از جهانیان، از شما پیش نیفتاده است» سوره عنکبوت، آیه ۲۸؛ ﴿وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُمْ بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعَالَمِينَ﴾ «و لوط را (به پیامبری فرستادیم) آنگاه که به قوم خود گفت: آیا (آن) کار زشت را انجام میدهید که پیش از شما هیچ کس از جهانیان انجام نداده است؟!» سوره اعراف، آیه ۸۰.
- ↑ ﴿إِنَّ اللَّهَ لَا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا مَا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ * الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ﴾ «خداوند پروا ندارد که به پشه یا فراتر از آن مثلی بزند، پس آنان که ایمان دارند میدانند این از سوی پروردگار آنها درست است اما کسانی که کافرند میگویند: «خداوند از این مثل، چه میخواهد؟»؛ با آن بسیاری را بیراه و بسیاری (دیگر) را رهیاب میکند. و جز نافرمانان را با آن بیراه نمیگرداند * همان کسان که پیمان با خداوند را پس از بستن آن میشکنند و چیزی را که خداوند فرمان به پیوند آن داده است میگسلند و در زمین تباهی میورزند، آنانند که زیانکارند» سوره بقره، آیه ۲۶-۲۷.
- ↑ ﴿أَفَمَنْ كَانَ مُؤْمِنًا كَمَنْ كَانَ فَاسِقًا لَا يَسْتَوُونَ﴾ «آیا آنکه مؤمن است همگون کسی است که نافرمان است؟ (هرگز) برابر نیستند» سوره سجده، آیه ۱۸.
- ↑ ﴿وَنَادَى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قَالَ يَا قَوْمِ أَلَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَهَذِهِ الأَنْهَارُ تَجْرِي مِن تَحْتِي أَفَلا تُبْصِرُونَ * أَمْ أَنَا خَيْرٌ مِّنْ هَذَا الَّذِي هُوَ مَهِينٌ وَلا يَكَادُ يُبِينُ * فَلَوْلا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِّن ذَهَبٍ أَوْ جَاءَ مَعَهُ الْمَلائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ * فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ * فَلَمَّا آسَفُونَا انتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ أَجْمَعِينَ﴾ «و فرعون در میان قوم خود بانگ برداشت و گفت: ای قوم من! آیا پادشاهی مصر از آن من نیست در حالی که این جویبارها از زیر (کاخ) من روان است؟ آیا نمیبینید؟ * بلکه من از این کس بهترم که خوارمایه است و به درستی نمیتواند سخن گوید * پس چرا دستبندهایی زرّین برای او فرو نیفکندهاند یا فرشتگان، دوشادوش با او نیامدهاند؟ * آنگاه قوم خود را سبکسار کرد (و از راه به در برد) و آنان از او فرمان بردند زیرا آنان قومی بزهکار بودند * و چون ما را به خشم آوردند از آنان انتقام گرفتیم و همه را غرق کردیم» سوره زخرف، آیه ۵۱-۵۵.
- ↑ ﴿وَيَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ فِي حَيَاتِكُمُ الدُّنْيَا وَاسْتَمْتَعْتُمْ بِهَا فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنْتُمْ تَفْسُقُونَ﴾ «و روزی که کافران را بر آتش (دوزخ) عرضه کنند و (به آنان گویند): چیزهای خوشایندتان را در زندگانی دنیا به پایان بردید و از آنها بهرهمند شدید پس امروز برای گردنکشی ناحق در زمین و آن نافرمانی که میکردید با عذاب خواریآور کیفر میبینید» سوره احقاف، آیه ۲۰؛ ﴿وَأَمَّا الَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأْوَاهُمُ النَّارُ كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا أُعِيدُوا فِيهَا وَقِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ﴾ «و اما نافرمانان جایگاهشان آتش (دوزخ) است؛ هر بار که میخواهند از آن بیرون روند دوباره به آن بازگردانده میشوند و به آنان میگویند: عذاب آتشی را که دروغ میشمردید، بچشید» سوره سجده، آیه ۲۰؛ ﴿مَا قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَى أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِيُخْزِيَ الْفَاسِقِينَ﴾ «هر درخت خرمایی که بریدید یا بر ریشههای آن وانهادید به اذن خداوند بود و (چنین کرد) تا نافرمانان را خوار گرداند» سوره حشر، آیه ۵؛ ﴿وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا يَمَسُّهُمُ الْعَذَابُ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ﴾ «و به آنان که آیات ما را دروغ انگاشتند برای نافرمانی که میکردند عذاب میرسد» سوره انعام، آیه ۴۹.
- ↑ ﴿تِلْكَ الْقُرَى نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْبَائِهَا وَلَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانُوا لِيُؤْمِنُوا بِمَا كَذَّبُوا مِنْ قَبْلُ كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِ الْكَافِرِينَ * وَمَا وَجَدْنَا لِأَكْثَرِهِمْ مِنْ عَهْدٍ وَإِنْ وَجَدْنَا أَكْثَرَهُمْ لَفَاسِقِينَ﴾ «ما از اخبار این شهرها برای تو باز میگوییم و به راستی پیامبرانشان برهانها (ی روشن) برای آنان آوردند و آنها بر آن نبودند که به آنچه پیشاپیش دروغ انگاشته بودند ایمان آوردند بدین گونه خداوند بر دل کافران مهر مینهد * و در بیشتر آنان پیمانی (استوار) نیافتیم و به راستی بیشتر آنها را نافرمان یافتیم» سوره اعراف، آیه ۱۰۱-۱۰۲؛ ﴿كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ * كَيْفَ وَإِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لَا يَرْقُبُوا فِيكُمْ إِلًّا وَلَا ذِمَّةً يُرْضُونَكُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ وَتَأْبَى قُلُوبُهُمْ وَأَكْثَرُهُمْ فَاسِقُونَ﴾ «چگونه مشرکان را نزد خداوند و پیامبرش پیمانی تواند بود؟ جز کسانی که با آنها در کنار مسجد الحرام پیمان بستهاید پس تا (در پیمان خود) با شما پایدارند شما نیز (بر پیمان) با آنان پایدار بمانید که خداوند پرهیزگاران را دوست میدارد * چگونه (به پیمان خود وفادار باشند)؟ حال آنکه اگر بر شما پیروز گردند نه پیوندی را درباره شما پاس میدارند و نه پیمانی را؛ با زبان خود خشنودتان میکنند و دلهای آنان (شما را) پس میزند و بیشتر آنان نافرمانند» سوره توبه، آیه ۷-۸.
- ↑ ﴿كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ﴾ «شما بهترین گروهی بودهاید که (به عنوان سرمشق) برای مردم پدیدار شدهاید؛ به کار پسندیده فرمان میدهید و از (کار) ناپسند باز میدارید و به خداوند ایمان دارید و اهل کتاب اگر ایمان میآوردند برای آنان بهتر بود؛ برخی از آنها مؤمن امّا بسیاری از آنان نافرمانند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۰؛ ﴿قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ هَلْ تَنْقِمُونَ مِنَّا إِلَّا أَنْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلُ وَأَنَّ أَكْثَرَكُمْ فَاسِقُونَ * قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعُوا أَهْوَاءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَأَضَلُّوا كَثِيرًا وَضَلُّوا عَنْ سَوَاءِ السَّبِيلِ * وَلَوْ كَانُوا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالنَّبِيِّ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِيَاءَ وَلَكِنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ فَاسِقُونَ﴾ «بگو ای اهل کتاب! آیا جز از این رو با ما میستیزید که ما به خداوند و آنچه بر ما و آنچه از پیش فرو فرستاده شده است، ایمان داریم و بیشتر شما نافرمانید؟ * بگو ای اهل کتاب! در دین خود ناحق غلو نورزید و از هوسهای گروهی که از پیش گمراه بودند، و بسیاری را گمراه کردند و از راه میانه به بیراه افتادند پیروی نکنید * و اگر به خداوند و پیامبر و آنچه به سوی او فرو فرستاده شده است ایمان میداشتند آنان را سرور نمیگرفتند اما بسیاری از ایشان نافرمانند» سوره مائده، آیه ۵۹ و ۷۷ و ۸۱.
- ↑ ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَى أَنْ يَكُونُوا خَيْرًا مِنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِنْ نِسَاءٍ عَسَى أَنْ يَكُنَّ خَيْرًا مِنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ وَمَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ * يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِيمٌ﴾ «ای مؤمنان! هیچ گروهی گروه دیگر را به ریشخند نگیرد، بسا آنان از اینان بهتر باشند؛ و نه زنانی زنانی دیگر را، بسا آنان از اینان بهتر باشند و از یکدیگر عیبجویی مکنید و (همدیگر را) با لقبهای ناپسند مخوانید! پس از ایمان، بزهکاری نامگذاری ناپسندی است و آنان که (از این کارها) بازنگردند ستمکارند * ای مؤمنان! از بسیاری از گمانها دوری کنید که برخی از گمانها گناه است و (در کار مردم) کاوش نکنید و از یکدیگر غیبت نکنید؛ آیا هیچ یک از شما دوست میدارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ پس آن را ناپسند میدارید و از خداوند پروا کنید که خداوند توبهپذیری بخشاینده است» سوره حجرات، آیه ۱۱-۱۲.
- ↑ ﴿وَاعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ يُطِيعُكُمْ فِي كَثِيرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ أُولَئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ﴾ «و بدانید که فرستاده خداوند در میان شماست، اگر در بسیاری از کارها از شما پیروی کند به سختی میافتید امّا خداوند ایمان را در نظر شما محبوب ساخت و آن را در دلهای شما آراست و کفر و بزهکاری و سرکشی را در نظر شما ناپسند گردانید؛ آنانند که راهدانند» سوره حجرات، آیه ۷؛ انبیاء، آیه ۷۴؛ عنکبوت، آیه ۲۸؛ اعراف، آیه ۸۰
- ↑ منصوری، خلیل، فسق اقتصادی از نظر قرآن.
- ↑ ﴿حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلَامِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ﴾ «مردار و خون و گوشت خوک و آنچه جز به نام خداوند ذبح شده باشد و مرده با خفگی و مرده با ضربه و مرده با افتادن از بلندی و مرده از شاخ زدن حیوان دیگر و آنچه درندگان نیمخور کرده باشند- جز آن را که (تا زنده است) ذبح کردهاید- و آنچه بر روی سنگهای مقدّس (برای بتها) قربانی شود و آنچه با تیرهای بختآزمایی قسمت کنید (خوردن گوشت همه اینها) بر شما حرام و آنها (همه) گناه است؛ امروز کافران از دین شما نومید شدند پس، از ایشان مهراسید و از من بهراسید! امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم پس، هر که در قحطی و گرسنگی ناگزیر (از خوردن گوشت حرام) شود بیآنکه گراینده به گناه باشد بیگمان خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره مائده، آیه ۳؛ ﴿وَلَا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ * قُلْ لَا أَجِدُ فِي مَا أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنْزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ﴾ «و از چیزی که (در ذبح) نام خداوند بر آن برده نشده است نخورید؛ و آن به راستی نافرمانی (از خداوند) است و شیطانها بیگمان در یاران خویش میدمند که با شما چالش ورزند و اگر از آنان فرمانبرداری کنید به یقین مشرک خواهید بود * بگو: در آنچه به من وحی شده است چیزی نمییابم که برای خورندهای که آن را میخورد حرام باشد؛ مگر مردار و یا خون ریخته یا گوشت خوک که پلید است و یا (آنچه) از سر نافرمانی جز به نام خداوند ذبح شده باشد اما کسی که (از خوردن آنها) ناگزیر شده است در حالی که افزونخواه (برای رسیدن به لذت) و متجاوز (از حدّ سدّ جوع) نباشد بیگمان پروردگارت آمرزنده بخشاینده است» سوره انعام، آیه ۱۲۱ و ۱۴۵.
- ↑ ﴿وَاسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعًا وَيَوْمَ لَا يَسْبِتُونَ لَا تَأْتِيهِمْ كَذَلِكَ نَبْلُوهُمْ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ * وَإِذْ قَالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا قَالُوا مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ * فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ أَنْجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ﴾ «و از ایشان درباره شهری که در کرانه دریا بود بپرس، آنگاه که (از حکم حرام بودن ماهیگیری) در روز شنبه تجاوز میکردند زیرا روز شنبه آنان ماهیهاشان نزد ایشان روی آب میآمدند و روزی که شنبهشان نبود نزد آنان نمیآمدند، بدینگونه آنها را برای آنکه نافرمانی میکردند، میآزمودیم * و (یاد کن) آنگاه را که گروهی از ایشان گفتند: چرا قومی را پند میدهید که خداوند یا آنان را نابود یا به سختی عذاب خواهد کرد؟ گفتند: تا عذری نزد پروردگارتان گردد و باشد که آنان پرهیزگاری ورزند * آنگاه چون اندرزی که به ایشان داده شده بود از یاد بردند کسانی را که (مردم را) از کار بد باز میداشتند رهایی بخشیدیم و ستمورزان را برای آنکه نافرمانی میکردند به عذابی سخت فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۱۶۳-۱۶۵.
- ↑ ﴿وَإِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُوا فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا﴾ «و چون بر آن شویم که (مردم) شهری را نابود گردانیم به کامروایان آن فرمان میدهیم و در آن نافرمانی میورزند پس (آن شهر) سزاوار عذاب میگردد، آنگاه یکسره نابودش میگردانیم» سوره اسراء، آیه ۱۶؛ ﴿اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ وَاضْمُمْ إِلَيْكَ جَنَاحَكَ مِنَ الرَّهْبِ فَذَانِكَ بُرْهَانَانِ مِنْ رَبِّكَ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ﴾ «دست در گریبان خویش فرو بر (و برآور) تا سپید بیآسیب بیرون آید و (در پرهیز) از بیم، بازویت را به خویش بفشر که این دو (معجزه)، دو برهان از پروردگار تو برای فرعون و سرکردگان اوست، بیگمان آنان قومی نافرمانند» سوره قصص، آیه ۳۲
- ↑ نهجالبلاغه، نامه ۵۲
- ↑ نهجالبلاغه، نامه ۴۵
- ↑ منصوری، خلیل، فسق اقتصادی از نظر قرآن.