مراحل معاد: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۷۷: خط ۷۷:
=== زمان مرگ ===
=== زمان مرگ ===


=== [[احتضار]] ===
=== احتضار ===
# حقیقت احتضار
{{اصلی|احتضار}}
# کیفیت احتضار
در فرهنگ قرآن، همان‌گونه که [[حیات]]، امری وجودی است و [[مأمور]] و [[فرشته]] برای آن تعیین شده است؛ مرگ هم امری وجودی است و فرشته و [[فرشتگان]] مخصوص خود دارد و [[خداوند متعال‌]] یکی از [[فرشتگان مقرب]] خویش، "[[ملک الموت]]" را برای قبض روح [[آدمیان]] برگزیده است که با [[یاری]] فرشتگان دیگر، روح آدمیان را قبض می‌کند. البته در [[حقیقت]]، [[خداوند]] است که روح را قبض می‌کند و ملک‌الموت و دستیارانش واسطۀ [[اجرای فرمان]] خدایند
# احتضار مؤمنان
 
# احتضار [[کافران]] و گنه‌کاران
لحظات [[جان]] دادن را "احتضار" می‌خوانند زیرا مرگ بر بالین [[آدمی]] حضور می‌یابد و یا اینکه فرشتگان، [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و [[امامان]]{{ع}} حاضرند و یا به دلیل آنکه [[مؤمنین]] برای [[تشییع]] آدمی گرد او می‌آیند. ارتباط آدمی در حال احتضار با اطرافیانش قطع می‌شود و حقایقی را می‌بیند که تا آن دَم ندیده است. فرشتۀ مرگ را می‌بیند که جان از بدنش بیرون می‌کشد. [[فرشته مرگ]] با صورتی [[نیکو]] سراغ [[نیکان]] می‌آید و با نرمی و [[مهربانی]] با آنان سخن می‌گوید و جانشان را باز می‌گیرد؛ اما برای زشتکاران، ملک‌الموت با سیمایی ترسناک سراغشان می‌آید و با [[سختی]] و تندی و درد و [[رنج]] جانشان را می‌گیرد<ref>سوره سجده، آیه ۱۱؛ سوره نحل، آیه ۳۲؛ سوره نحل، آیه ۲۸؛ سوره انفال، آیه ۵۰.</ref>.<ref>بحارالانوار، ۶/ ۱۴۱.</ref> اگر محتضر از [[نیکان]] باشد، [[اعمال]] خویش را با صورتی [[زیبا]] می‌بیند و با دیدن [[اهل بیت]]{{ع}} و جایگاه خویش در [[بهشت]]، با [[شادی]] و [[شوق]] [[جان]] می‌بازد و [[شیطان]] توان [[فریب]] او را نمی‌یابد. [[گناهکاران]] با دیدن اهل بیت{{ع}} و جایگاه خویش در [[دوزخ]]، به [[اندوه]] می‌افتند و اعمال خویش را با صورتی [[زشت]] می‌بینند و بدین‌سان، مرگ بر آنان بسیار سخت و پردرد می‌شود و شیطان توان می‌یابد آنان را بفریبد
 
آنان که بر بالین محتضر حاضرند، وظایفی دارند و باید [[آداب]] و سننی به جای آورند که موجب آسانی مرگ محتضر می‌شود. این آداب و سنن عبارت‌اند از:
# [[واجب]] است محتضر را به پشت بخوابانند به گونه‌ای که کف پای او به سوی [[قبله]] شود؛
# [[مستحب]] است شهادتین و [[اقرار]] به [[دوازده امام]]{{ع}} و عقاید حقه را به او تلقین کنند؛
# مستحب است دعای {{متن حدیث|اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الْکَبِیرَ مِنْ مَعْصِیَتِک‏}} را تلقین کنند؛
# مستحب است او را به جایی برند که در آن [[نماز]] گزارده و بر بالینش قرآن بخوانند به ویژه [[سورۀ یس]] را<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۴۰۹ ـ ۴۱۰؛ [[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[مرگ (مقاله)|مقاله «مرگ»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۹]]، ص۲۶۰–۲۶۴.</ref>.


=== [[سکرات مرگ]] ===
=== [[سکرات مرگ]] ===

نسخهٔ ‏۱۵ دسامبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۲:۲۶

مقدمه

مسئله معاد در تمام ادیان الهی به عنوان یکی از اصول اعتقادی معرفی شده است. قرآن کریم در آیات بسیاری از معاد و بازگشت انسان‌ها به جهان آخرت سخن گفته است. متکلمان و حکمای اسلامی کوشیده‌اند مباحثی مانند: چگونگی حشر، میزان، حساب، صراط و بازگشت به عالم آخرت را از راه ظواهر کتاب و سنت بیان کنند[۱].

معناشناسی

«معاد» اسم زمان یا اسم مکان از ماده «عود» به معنای بازگشت است[۲] یا هر چه به آن رجوع شود[۳] یا مصدر میمی به معنای بازگشتن است[۴]. همچنین گاهی به معنای گردیدن و صیرورت به کار می‌رود[۵].[۶] بر عالم آخرت نیز معاد اطلاق می‌شود[۷]؛ زیرا بازگشت مردم به آنجاست.

«معاد» در اصطلاح به معنای بازگشت دوباره انسان‌ها برای حضور در قیامت است و در حقیقت آن اختلاف است. متکلمان و فقیهان اهل سنت و اهل حدیث معتقدند که معاد جسمانی است؛ زیرا آنان روح را جسمی می‌دانند که در بدن جریان دارد همانند جریان آتش در زغال و آب در گل و روغن در زیتون. معظم فلاسفه و پیروان مشائین معتقدند که معاد فقط روحانی است. بسیاری از بزرگان حکما و عرفا و عدّه‌ای از متکلمان و بسیاری از عالمان شیعه همانند شیخ مفید شیخ طوسی، سید مرتضی علامه طوسی و... معتقدند معاد جسمانی و روحانی است؛ زیرا روح امری است مجرّد به بدن باز می‌گردد[۸].[۹]

برای معاد با توجه به معانی که صورت گرفته سه مرحله بیان شده است که عبارت است از: مرگ، برزخ و قیامت. در ذیل به بررسی هر کدام از این مراحل پرداخته می‌شود.

مرحله اول: مرگ

مرگ یکی از پیچیده‌ترین معماهای زندگی بشری است که در طول تاریخ مورد توجه متفکران بوده است. در برخی ادیان غیر آسمانی مسئله مرگ پایان حیات، شمرده نمی‌شود و دفن اجساد مردگان همراه با خوراک و تزئینات و مومیایی کردن مرده‌ها برای سالم ماندن بدن، گواه اعتقاد انسان‌ها به ادامه زندگی پس از مرگ است. در اسلام بحث مرگ از مباحث مهم معاد است و در آیات بسیاری از قرآن کریم به آن توجه شده است[۱۰].

معناشناسی

«مرگ» به معنای پایان حیات و رفتن از دنیاست[۱۱]. در زبان عربی از آن به «موت» تعبیر می‌شود. در اصطلاح فلسفه و کلام، جداشدن همیشگی روح از جسم و انتقال آن از عالم دنیا به عالم آخرت است[۱۲].[۱۳]

انسان‌ها در زندگی دنیوی خود پس از سپری کردن دوره‌های مختلف زندگی، سرانجام به دورۀ پیری می‌رسند و در تقدیری گریزناپذیر در آستانۀ مرگ قرار می‌گیرند. موضوع مرگ و فنا و زوال انسان یا مرگ و ادامۀ هستی او در جهانی دیگر و در شرایطی جدید، موضوعی است که مکاتب گوناگون نتوانسته‌اند بی‌تفاوت از آن عبور کنند و هر یک به فراخور جهان‌بینی و ایدئولوژی خاص خود، در این‌باره مواضعی اتخاذ کرده‌اند[۱۴].

مرگ، از مراحل مهم زندگی روح انسانی و جدایی روح او از بدن و انتقال یافتنش به جهان دیگر است. کسانی که انسان را بدن مادی معرفی می‌‌کنند، مرگِ بدن را پایان زندگی می‌‌دانند و کسانی که انسان را مرکب از روح و جسم می‌دانند، مرگ را پایان یک جهان و آغاز جهان دیگر. مکتب اسلام، مرگ را جزئی از اصول دین قرار داده و زندگی جاوید انسان را در جهان آخرت می‌داند[۱۵].

ماهیت و حقیقت مرگ

در خصوص ماهیت و حقیقت مرگ دیدگاه‌های گوناگونی وجود دارد:

  1. مرگ نیستی و نابودی نیست، بلکه انتقال از عالمی به عالم دیگر است؛
  2. آنچه شخصیت واقعی انسان را تشکیل می‌دهد در قرآن به "نفس" و "روح" تعبیر شده است؛
  3. روح مافوق ماده و مادیات است که با مرگ به نشئه‌ای که از سنخ روح است منتقل می‌‌شود.

نیمی از معارف اصیل غیر قابل انکار اسلامی بر اصالت روح و استقلال آن از بدن و بقای بعد از موت آن استوار است و تمام آیاتی که صریحاً زندگی بلافاصله پس از مرگ را بیان می‌‌کنند، دلیل است که قرآن روح را واقعیتی مستقل از بدن و باقی بعد از فنای بدن می‌‌داند[۱۶].

حکما با استناد به آیه ﴿الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ[۱۷] مرگ را امری وجودی می‌دانند؛ زیرا مرگ به معنای انتقال از عالمی به عالم دیگر است؛ بنابراین به واسطه مرگ، آدمی در هیچ‌ یک از مراتب حیات خود در عدم قرار نمی‌گیرد، بلکه نحوه هستی و حیات او تغییر می‌کند[۱۸].[۱۹]

اقسام مرگ

به لحاظ تعلق به موجودات

مرگ انسان
  1. مرگ انبیا
  2. مرگ امامان
  3. مرگ مؤمنان
  4. مرگ کفار
  5. مرگ ستمکاران
  6. مرگ گنه‌کاران
مرگ غیر انسان
  1. مرگ ملائکه
    1. مرگ عزرائیل
    2. مرگ سایر فرشتگان
  2. مرگ اجنه
  3. مرگ حیوانات
  4. مرگ نباتات

به لحاظ تعلق آن به نفس و بدن

  1. مرگ بدن
  2. مرگ نفس

به لحاظ جنس

  1. مرگ طبیعی (حتف انف)
  2. مرگ به سیف (شهادت)

به لحاظ سختی و آسانی

  1. مرگ آسان
  2. مرگ سخت

به لحاظ طبیعت و اخترام

  1. مرگ طبیعی
  2. مرگ اخترامی

به لحاظ اختیار و عدم اختیار

  1. مرگ اختیاری
  2. مرگ غیراختیاری

زمان مرگ

احتضار

در فرهنگ قرآن، همان‌گونه که حیات، امری وجودی است و مأمور و فرشته برای آن تعیین شده است؛ مرگ هم امری وجودی است و فرشته و فرشتگان مخصوص خود دارد و خداوند متعال‌ یکی از فرشتگان مقرب خویش، "ملک الموت" را برای قبض روح آدمیان برگزیده است که با یاری فرشتگان دیگر، روح آدمیان را قبض می‌کند. البته در حقیقت، خداوند است که روح را قبض می‌کند و ملک‌الموت و دستیارانش واسطۀ اجرای فرمان خدایند

لحظات جان دادن را "احتضار" می‌خوانند زیرا مرگ بر بالین آدمی حضور می‌یابد و یا اینکه فرشتگان، پیامبر اسلام(ص) و امامان(ع) حاضرند و یا به دلیل آنکه مؤمنین برای تشییع آدمی گرد او می‌آیند. ارتباط آدمی در حال احتضار با اطرافیانش قطع می‌شود و حقایقی را می‌بیند که تا آن دَم ندیده است. فرشتۀ مرگ را می‌بیند که جان از بدنش بیرون می‌کشد. فرشته مرگ با صورتی نیکو سراغ نیکان می‌آید و با نرمی و مهربانی با آنان سخن می‌گوید و جانشان را باز می‌گیرد؛ اما برای زشتکاران، ملک‌الموت با سیمایی ترسناک سراغشان می‌آید و با سختی و تندی و درد و رنج جانشان را می‌گیرد[۲۰].[۲۱] اگر محتضر از نیکان باشد، اعمال خویش را با صورتی زیبا می‌بیند و با دیدن اهل بیت(ع) و جایگاه خویش در بهشت، با شادی و شوق جان می‌بازد و شیطان توان فریب او را نمی‌یابد. گناهکاران با دیدن اهل بیت(ع) و جایگاه خویش در دوزخ، به اندوه می‌افتند و اعمال خویش را با صورتی زشت می‌بینند و بدین‌سان، مرگ بر آنان بسیار سخت و پردرد می‌شود و شیطان توان می‌یابد آنان را بفریبد

آنان که بر بالین محتضر حاضرند، وظایفی دارند و باید آداب و سننی به جای آورند که موجب آسانی مرگ محتضر می‌شود. این آداب و سنن عبارت‌اند از:

  1. واجب است محتضر را به پشت بخوابانند به گونه‌ای که کف پای او به سوی قبله شود؛
  2. مستحب است شهادتین و اقرار به دوازده امام(ع) و عقاید حقه را به او تلقین کنند؛
  3. مستحب است دعای «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الْکَبِیرَ مِنْ مَعْصِیَتِک‏» را تلقین کنند؛
  4. مستحب است او را به جایی برند که در آن نماز گزارده و بر بالینش قرآن بخوانند به ویژه سورۀ یس را[۲۲].

سکرات مرگ

  1. کیفیت
  2. راه‌کارهای کاهش سکرات
    1. عدم وابستگی به دنیا و شهوات
    2. انفاق مال
    3. پرهیز از گناه
    4. صله رحم
    5. نیکی به والدین
    6. روزه روز آخر ماه رجب
    7. انتقال محتضر به مصلی
    8. قرائت سوره‌های یاسین و صافات نزد محتضر

قبض روح

کیفیت

  1. قبض روح انبیا
  2. قبض روح امامان
  3. قبض روح مؤمنان
  4. قبض روح کافران
  5. قبض روح ملائکه
  6. قبض روح اجنه و شیاطین
  7. قبض روح حیوانات

عوامل

  1. خدای متعال
  2. فرشتگان
    1. عزرائیل
    2. سابحات
    3. ناشئات[۲۳]
    4. نازعات[۲۴]
    5. سابقات

راه‌کارهای آسان شدن قبض روح

تغسیل(جنبه‌های معرفتی)

تشییع(جنبه‌های معرفتی)

تدفین(جنبه‌های معرفتی)

تلقین(جنبه‌های معرفتی)

انتقال روح

وادی السلام در نجف اشرف

وادی برهوت در یمن

شبهه تناسخ

به لحاظ سیر صعودی و نزولی

  1. تناسخ صعودی
  2. تناسخ نزولی
    1. رسخ
    2. فسخ
    3. مسخ
    4. نسخ (تناسخ)

به لحاظ نسخ نفوس زکیه و ردیه

  1. تناسخ نفوس زکیه
  2. تناسخ نفوس ردیه

بدون لحاظ

  1. تناسخ مطل
  2. رجوع روح به جسد جدید

مرحله دوم: برزخ

معناشناسی

اثبات برزخ

اقسام برزخ

احوال برزخ

شب اول قبر
سؤال قبر
  1. به لحاظ مسئول عنه
    1. سؤال از اصول دین
    2. سؤال از بدن
    3. سؤال از جوانی
    4. سؤال از عمر
    5. سؤال از عمل
    6. سؤال از فروع دین
    7. سؤال از مال
    8. سؤال از ولایت اهل بیت به صورت کلی و ولایت امیرالمؤمنین به طور ویژه
  2. به لحاظ مسئول
    1. سؤال از مکلفین
      1. انبیا
      2. ائمه
      3. کفار
      4. مؤمنان
      5. مستضعفان
      6. اجنه
    2. سؤال از غیر مکلفین
  3. به لحاظ سائل
    1. بشیر و مبشر
    2. نکیر و منکر

حیات برزخی

کیفیت حیات برزخی
ویژگی‌های حیات برزخی
پاداش و کیفر برزخی (لذت و الم)
پاداش برزخی

وسعت قبر

کیفر برزخی
  1. عذاب قبر
    1. به لحاظ معذب
      1. عذاب قبر فاسق
      2. عذاب قبر کافر
      3. عذاب قبر مؤمن
    2. به لحاظ نوع عذاب
    3. ضیق قبر
      1. فشار قبر
        1. فشار قبر کافر
        2. فشار قبر مؤمن
  2. وحشت قبر
اختیار در برزخ
تکامل در برزخ
ارتباط اهل برزخ با اهل دنیا

رجعت

منابع

پانویس

  1. احمدی امیری، سید علی، مقاله «معاد»، دانشنامه امام خمینی ج۹، ص۴۰۲–۴۱۴.
  2. راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ماده «عود»،ص ۵۹۴.
  3. ابن‌فارس، معجم مقاییس اللغه، ۴/۱۸۱.
  4. زبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، ۵/۱۳۴.
  5. ابن‌منظور، لسان العرب، ۳/۳۱۷.
  6. احمدی امیری، سید علی، مقاله «معاد»، دانشنامه امام خمینی ج۹، ص۴۰۲–۴۱۴؛ قربانی لاهیجی، زین‌العابدین، مقاله «معاد»، دانشنامه امام علی ج۲ ص ۳۸۱.
  7. لسان‌العرب، ج ۹، ص۴۶۰، «عود».
  8. المبدأ والمعاد، ملاصدرا، ص۴۶۳ ـ ۴۶۵؛ بحارالانوار، ج ۷، ص۴۷ ـ ۵۴.
  9. فرهنگ قرآن، واژه «معاد».
  10. صاحبی، باقر، مقاله «مرگ»، دانشنامه امام خمینی ج۹، ص۲۶۰–۲۶۴.
  11. دهخدا، فرهنگ‌لغت دهخدا، ۱۳/۲۰۷۰۱.
  12. افلاطون، دوره کامل آثار افلاطون، ۱/۴۴–۴۵ و ۴۹–۶۳؛ ابن‌سینا، رسائل، ۳۴۳؛ فیض کاشانی، علم الیقین فی اصول الدین، ۲/۱۰۱۷–۱۰۱۹.
  13. صاحبی، باقر، مقاله «مرگ»، دانشنامه امام خمینی ج۹، ص۲۶۰–۲۶۴.
  14. ر.ک: دانشنامه نهج البلاغه ج۲، ص۶۸۳-۶۸۴.
  15. ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۱۸۰؛ فرهنگ شیعه، ص۴۰۸؛ دین‌پرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۲، ص۶۸۳-۶۸۴.
  16. ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۱۸۱.
  17. «همان که مرگ و زندگی را آفرید» سوره ملک، آیه ۲.
  18. خواجه‌نصیر، تلخیص المحصل المعروف بنقد المحصل، ۱۵۳؛ میرداماد، القبسات، ۱۷۹–۱۸۰؛ ملاصدرا، زاد المسافر، ۲۳–۲۴.
  19. صاحبی، باقر، مقاله «مرگ»، دانشنامه امام خمینی ج۹، ص۲۶۰–۲۶۴.
  20. سوره سجده، آیه ۱۱؛ سوره نحل، آیه ۳۲؛ سوره نحل، آیه ۲۸؛ سوره انفال، آیه ۵۰.
  21. بحارالانوار، ۶/ ۱۴۱.
  22. ر.ک: فرهنگ شیعه، ص۴۰۹ ـ ۴۱۰؛ صاحبی، باقر، مقاله «مرگ»، دانشنامه امام خمینی ج۹، ص۲۶۰–۲۶۴.
  23. قبض کننده روح مؤمنان عادی
  24. قبض کننده روح کفار