عقل: تفاوت میان نسخه‌ها

۵٬۹۳۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳ مهٔ ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۰: خط ۱۰:


== معناشناسی ==
== معناشناسی ==
عقل در لغت به معنی بازداشتن و نگهداری است<ref>راغب اصفهانی، المفردات.</ref>. از این رو در همه موارد کاربرد این واژه معنی [[حفظ]]، نگاه داری و بازداشتن لحاظ شده است. از جمله بستن پای شتر که او را نگاه می‌دارد و مانع فرارش می‌شود<ref>جوهری، الصحاح، ج۴، ‌تر ۱۴۴۲.</ref> و به هر چیز ارزشمندی که صاحبش از آن پاسداری کند، عقیله می‌گویند، مثل مروارید که در صدف خود [[حفظ]] می‌شود و [[زن]] باشخصیتی که در هاله‌ای از [[عفاف]] و [[امتناع]] از دسترس [[بیگانگان]] دور است<ref>راغب اصفهانی، مفردات؛ جوهری، الصحاح، ج۴، ص۱۴۴۲؛ ابن منظور، لسان العرب.</ref>. [[قوة]] مدركه [[انسان]] را نیز عقل می‌گویند<ref>راغب اصفهانی، المفردات؛ جوهری، الصحاح، ج۴، ص۱۴۴۲؛ ابن منظور، لسان العرب.</ref>؛ چون صاحب خود را از افتادن به ورطه‌های هلاکت [[حفظ]] می‌کند<ref>ابن منظور، لسان العرب ابوهلال عسکری، الفروق اللغویة، ص۵۱۹.</ref>. به [[انسان]] [[عاقل]]، [[عاقل]] گفته می‌شود، چون آراء و امور خود را از تشتت [[حفظ]] می‌کند و نفس خویش را از [[پیروی]] [[امیال]] [[سرکش]] باز می‌دارد<ref>ابن منظور، لسان العرب.</ref>.<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱ (کتاب)|اخلاق الاهی، ج۱]]، ص۱۶۵-۱۶۶.</ref>
{{اصلی|عقل در لغت}}
[[عقل]]، واژه‌ای عربی است از ریشه «ع ق ل» که از حیث مفهوم به «عقال» وابسته است<ref>الف. {{عربی|عَقَلْتُ الْبَعِيرَ عَقْلًا: شددت يده بالعِقال‌}}؛ فراهیدی، [[خلیل بن احمد]]، کتاب العین، ج۲، ص۱۲۵۳.
ب. {{عربی|رجُلٌ عَاقِلٌ‌: مَأْخوذٌ من عَقَلْتُ البَعيرَ إذا جَمَعْتَ قَوَائِمَهُ}}؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۹، ص۳۲۶.
ج. {{متن حدیث|فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ {{صل}} إِنَّ الْعَقْلَ عِقَالٌ مِنَ الْجَهْلِ‌}}؛ حرانی، ابو محمد حسن، تحف العقول، ص۱۵.</ref> و عقال عبارت از بندی است که به وسیله آن، زانوی شتر [[سرکش]] را می‌بندند تا طغیان‌گری‌اش را مهار کنند<ref>خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۱، ص۱۵۹: {{عربی|عقلت البعیر عقلا شددت یده بالعقال أی الرباط}}؛ همچنین ر.ک: صاحب بن عباد، المحیط فی اللغه، ج۱، ص۱۷۲؛ احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغه، ج۴، ص۷۲؛ احمد بن محمد فیومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی، ج۲، ص۴۲۲؛ محمد مرتضی حسینی زبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، ج۱۵، ص۵۰۴.</ref>. این واژه، همچنین بر یکی از قوای [[نفس انسان]] اطلاق شده که فهم و یادگیری به آن وابسته است<ref>حسین بن محمد راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، تحقیق صفوان عدنان داوودی، ص۵۷۷: {{متن حدیث|العَقْلُ يقالُ للقُوَّةِ المُتَهَيِّئَةِ لقُبُول العِلْمِ}}؛ همچنین ر.ک: احمد بن محمد فیومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی، ج۲، ص۴۲۳؛ محمد مرتضی حسینی زبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، ج۱۵، ص۵۰۴.</ref>. گویا وجه این تطبیق آن است که این قوه و [[علم]] حاصل از آن، باعث جلوگیری [[انسان]] از افتادن در پرتگاه [[جهل و نادانی]] می‌شود<ref>محمد بن مکرمین منظور، لسان العرب، ج۱۱، ص۴۵۸: {{عربی|و سمی العقل عقلا لأنه یعقل صاحبه عن النورط فی المهالک، أی یحبسه}}؛ همچنین ر.ک: محمد مرتضی حسینی زبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، ج۱۵، ص۵۰۴.</ref>. عقل غرایز و [[امیال]] سرکش را مهار می‌کند و زانوی [[غضب]] و [[شهوت]] سرکش را می‌بندد<ref>جوادی آملی، عبدالله، مراحل اخلاق در قرآن، ص۷۰.</ref>. از این رو، این کلمه در اصل به معنای امساک و استمساک<ref>{{عربی|أصل الْعَقْلِ‌: الإمساك و الاستمساك‌}}؛ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۵۷۸.</ref> یا [[عقد]] و امساک است<ref>اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح- تاج اللغة وصحاح العربیة، تحقیق و تصحیح احمد عبدالغفور عطار، ج۵، ص۱۷۹۹: العقل الحجر والنهی؛ همچنین ر.ک: صاحب بن عباد، المحیط فی اللغه، ج۱، ص۱۷۲؛ احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغه، ج۴، ص۶۹؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۱۱، ص۴۵۸؛ محمد مرتضی حسینی زبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، ج۱۵، ص۵۰۴.</ref>.<ref>[[احمد دیلمی|دیلمی، احمد]]، [[مبانی و نظام اخلاق (مقاله)| مقاله «مبانی و نظام اخلاق»]]، [[دانشنامه امام علی ج۴ (کتاب)| دانشنامه امام علی ج۴]]، ص ۱۶۷؛ [[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)| ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲]]، ص ۱۹۴؛ [[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص ۸۹؛ [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[عقل و معرفت عقلی (مقاله)|مقاله «عقل و معرفت عقلی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]]، ص ۱۲؛ [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص۶۸؛ [[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱ (کتاب)|اخلاق الاهی، ج۱]]، ص۱۶۵-۱۶۶.</ref>


در روایاتی که از [[پیشوایان معصوم]] {{ع}} به دست ما رسیده است، غالباً نیروی عقل به وسیله ویژگی‌ها، [[خواص]] و اغراض و فواید آن تعریف شده است:
در منابع واژه‌شناسی، ضمن بیان این مفهوم ریشه‌ای، از معانی دیگری نیز سخن رفته است که رنگ و بویی اصطلاحی دارند؛ مانند «قوه [[شناسایی]] مجهولات و بازداشتن [[انسان]] از گفتار و [[کردار]] ناپسند»<ref>ابن فارس، احمد، معجم مقاییس اللغه، ج۴، ص۶۹.</ref>؛ «نوری [[روحانی]] که نفس به وسیله آن، [[علوم]] بدیهی و نظری را در می‌یابد»<ref>مجمع البحرین، ج۲، ص۲۲۳.</ref>؛ «حالتی مقدماتی برای گام نهادن در راه خیر و اجتناب از [[شر]]»<ref>مجمع البحرین، ج۲، ص۲۲۴.</ref>، «نیروی بازشناختن امور [[صالح]] از [[فاسد]] در زندگی مادی و [[معنوی]] و سپس، ضبط و [[حبس]] نفس بر اساس این [[شناخت]]»<ref>مصطفوی، سید حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ماده عقل.</ref>. در نتیجه، می‌توان گفت معنای اصلی عقل، با توجه به مفهوم عقال، عبارت است از بستن و باز داشتن. با اینکه عقل در هر کسی دارای وجودی یگانه است، نه دوگانه، اما دو وجه [[علمی]] و عملی دارد؛ بدین معنا که از یک سو [[حق و باطل]] را در عرصه نظر، و [[خیر و شر]] را در قلمرو عمل، از یکدیگر باز می‌شناسد، و از سوی دیگر، همچون عقال، زانوی نفس [[سرکش]] را بر می‌بندد و آن را از پندار، گفتار و [[کردار]] نادرست باز می‌دارد<ref>[[احمد دیلمی|دیلمی، احمد]]، [[مبانی و نظام اخلاق (مقاله)| مقاله «مبانی و نظام اخلاق»]]، [[دانشنامه امام علی ج۴ (کتاب)| دانشنامه امام علی ج۴]]، ص ۱۶۷؛ [[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)| ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲]]، ص ۱۹۴.</ref>.
# [[رسول خدا]] {{صل}} در [[وصیت]] به [[امیرالمؤمنین علی]] {{ع}} می‌فرماید: "عقل چیزی است که با آن [[بهشت]] به دست آید و [[خشنودی]] خدای [[مهربان]] را جویند"<ref>{{متن حدیث|يَا عَلِيُّ اَلْعَقْلُ مَا اُكْتُسِبَتْ بِهِ اَلْجَنَّةُ وَ طُلِبَ بِهِ رِضَا اَلرَّحْمَنِ}}؛ شیخ صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۳۵۲.</ref>.
# [[امام صادق]] {{ع}} در پاسخ به [[پرسش]] یکی از [[اصحاب]] که پرسید عقل چیست؟ می‌فرماید: "عقل چیزی است که با آن [[خدا]] را [[بندگی]] کنند و [[بهشت]] به دست آرند"<ref>{{متن حدیث|مَا عُبِدَ بِهِ اَلرَّحْمَنُ وَ اُكْتُسِبَ بِهِ اَلْجِنَانُ}}</ref>. راوی با این جواب [[امام]] به یاد کسانی می‌افتد که هیچ یک از این دو را نمی‌کنند و با این حال [[عاقل]] شمرده می‌شوند؛ بنابراین از [[امام]] سؤال می‌کند؛ آنچه در [[معاویه]] بود، نامش چیست؟ و [[امام]] فرمود: "آن زیرکی و شیطنت است، شبیه عقل است ولی عقل نیست"<ref>{{متن حدیث|تِلْكَ اَلنَّكْرَاءُ تِلْكَ اَلشَّيْطَنَةُ وَ هِيَ شَبِيهَةٌ بِالْعَقْلِ وَ لَيْسَتْ بِالْعَقْلِ}}؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۱؛ احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۱، ص۱۹۵؛ علی بن حسین صدوق، معانی الاخبار ص۲۳۹.</ref>.<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱ (کتاب)|اخلاق الاهی، ج۱]]، ص۱۶۶-۱۶۸.</ref>


== عقل، رسول باطنی ==
== عقل، رسول باطنی ==
خط ۳۵: خط ۳۶:


خلاصه آنکه، در فرهنگ دینی، عقل به معنای قوه تمییز [[حق]] از [[باطل]] است و کسی که چنین قوه‌ای را به کار نمی‌اندازد، در مرتبه حیوانات، بلکه پست‌تراز آنهاست: {{متن قرآن|وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ}}<ref>«و بی‌گمان بسیاری از پریان و آدمیان را برای دوزخ آفریده‌ایم؛ (زیرا) دل‌هایی دارند که با آن درنمی‌یابند و دیدگانی که با آن نمی‌نگرند و گوش‌هایی که با آن نمی‌شنوند؛ آنان چون چارپایانند بلکه گمراه‌ترند؛ آنانند که ناآگاهند» سوره اعراف، آیه ۱۷۹.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)| ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲]]، ص ۱۹۷-۲۰۴.</ref>
خلاصه آنکه، در فرهنگ دینی، عقل به معنای قوه تمییز [[حق]] از [[باطل]] است و کسی که چنین قوه‌ای را به کار نمی‌اندازد، در مرتبه حیوانات، بلکه پست‌تراز آنهاست: {{متن قرآن|وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ}}<ref>«و بی‌گمان بسیاری از پریان و آدمیان را برای دوزخ آفریده‌ایم؛ (زیرا) دل‌هایی دارند که با آن درنمی‌یابند و دیدگانی که با آن نمی‌نگرند و گوش‌هایی که با آن نمی‌شنوند؛ آنان چون چارپایانند بلکه گمراه‌ترند؛ آنانند که ناآگاهند» سوره اعراف، آیه ۱۷۹.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)| ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲]]، ص ۱۹۷-۲۰۴.</ref>
== عقل در روایات ==
{{اصلی|عقل در حدیث}}
در روایاتی که از [[پیشوایان معصوم]] {{ع}} به دست ما رسیده است، غالباً نیروی عقل به وسیله ویژگی‌ها، [[خواص]] و اغراض و فواید آن تعریف شده است:
# [[رسول خدا]] {{صل}} در [[وصیت]] به [[امیرالمؤمنین علی]] {{ع}} می‌فرماید: "عقل چیزی است که با آن [[بهشت]] به دست آید و [[خشنودی]] خدای [[مهربان]] را جویند"<ref>{{متن حدیث|يَا عَلِيُّ اَلْعَقْلُ مَا اُكْتُسِبَتْ بِهِ اَلْجَنَّةُ وَ طُلِبَ بِهِ رِضَا اَلرَّحْمَنِ}}؛ شیخ صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۳۵۲.</ref>.
# [[امام صادق]] {{ع}} در پاسخ به [[پرسش]] یکی از [[اصحاب]] که پرسید عقل چیست؟ می‌فرماید: "عقل چیزی است که با آن [[خدا]] را [[بندگی]] کنند و [[بهشت]] به دست آرند"<ref>{{متن حدیث|مَا عُبِدَ بِهِ اَلرَّحْمَنُ وَ اُكْتُسِبَ بِهِ اَلْجِنَانُ}}</ref>. راوی با این جواب [[امام]] به یاد کسانی می‌افتد که هیچ یک از این دو را نمی‌کنند و با این حال [[عاقل]] شمرده می‌شوند؛ بنابراین از [[امام]] سؤال می‌کند؛ آنچه در [[معاویه]] بود، نامش چیست؟ و [[امام]] فرمود: "آن زیرکی و شیطنت است، شبیه عقل است ولی عقل نیست"<ref>{{متن حدیث|تِلْكَ اَلنَّكْرَاءُ تِلْكَ اَلشَّيْطَنَةُ وَ هِيَ شَبِيهَةٌ بِالْعَقْلِ وَ لَيْسَتْ بِالْعَقْلِ}}؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۱؛ احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۱، ص۱۹۵؛ علی بن حسین صدوق، معانی الاخبار ص۲۳۹.</ref>.<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱ (کتاب)|اخلاق الاهی، ج۱]]، ص۱۶۶-۱۶۸.</ref>


== [[عقل نظری]] و عملی ==
== [[عقل نظری]] و عملی ==
۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش