جنگ حنین در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخهها
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-==پانویس== {{یادآوری پانویس}} {{پانویس}} +== پانویس == {{پانویس}})) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
[[غزوه]] «حنین» از [[غزوههای پیامبر]]{{صل}} با [[مشرکان]] [[هوازن]]، در [[سال هشتم هجرت]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۳۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۱۴.</ref> اتفاق افتاد. «حنین» منطقهای بین [[مکه]] و [[طائف]] بود که از مکه، سه شب فاصله داشت<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۱۴.</ref> و [[طایفه]] هوازن در نزدیکی آن [[زندگی]] میکرد. بعد از [[فتح مکه]]، این طایفه به [[فرماندهی]] [[جوانی]] سی ساله به نام «[[مالک بن عوف نصری]]» به جمعآوری نیرو پرداخت تا بتواند با [[مسلمانان]] مقابله کند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۳۷؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ خلیفه بن خیاط، ص۴۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۱۴؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۳، ص۸۸۵.</ref>. مالک بن عوف نصری که بر خلاف نظر بزرگان [[قبیله]] چنین اقدامی کرده بود، دستور داد تا همه [[سپاهیان]]، [[زنان]]، [[کودکان]] و نیز شتران، گاو و گوسفندانشان را همراه بیاورند؛ چون این [[اقدام]] باعث میشد جنگجویان در [[دفاع از مال]]، [[جان]] و [[ناموس]] خود محکمتر باشند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۳، ص۸۸۸.</ref><ref>[[عباس میرزایی|میرزایی، عباس]]، [[غزوه حنین (مقاله)|غزوه حنین]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۱۶۱.</ref>. | |||
==واکنش [[پیامبر]]{{صل}}== | ==واکنش [[پیامبر]]{{صل}}== | ||
[[رسول خدا]]{{صل}} پس از آنکه «[[عتاب بن اسید]]» را به عنوان [[حاکم مکه]] [[منصوب]] کرد<ref>احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۳۶۵؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ خلیفة بن خیاط، ص۴۲؛ ابن هشامه السیرة النبویه، ج۲، ص۴۴۰.</ref>، همراه [[دوازده]] هزار نفر عازم حنین شد<ref>احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۳۶۵؛ یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۶۲؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۴۰.</ref>. [[حضرت]]، عدهای را به فرماندهی «[[خالد بن ولید]]» به عنوان [[پیشگامان]] [[لشکر]]، جلوتر فرستاد<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۳، ص۸۹۶.</ref>. همچنین دستور داد، همان افرادی که هنگام ورود به مکه [[پرچمدار]] بودهاند، [[پرچم]] بر دوش گیرند. پرچم بزرگ را نیز به دست [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} داد<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۳، ص۸۹۵؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۱۴.</ref>. [[پیامبر]]{{صل}} [[صبح]] [[شنبه]]، ششم [[شوال]] از [[مکه]] خارج شد<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۳، ص۸۸۹؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۳۳۲.</ref>. | |||
از سوی دیگر [[مالک بن عوف]] که [[لشکر]] خود را آماده کرده بود، سه نفر را برای کسب خبر به [[لشکرگاه]] [[مسلمانان]] فرستاد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۱۴؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۳۳۲.</ref>. همان کاری که «[[عبدالله بن ابی]] حَدرد اسلمی» برای [[رسول خدا]]{{صل}} انجام داد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۱۴؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۵، ص۱۲۱؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۳۹- ۴۴۰.</ref><ref>[[عباس میرزایی|میرزایی، عباس]]، [[غزوه حنین (مقاله)|غزوه حنین]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۱۶۱-۱۶۲.</ref>. | |||
==حضور [[اهل مکه]]== | ==حضور [[اهل مکه]]== | ||
در این [[غزوه]] که اولین غزوه بعد از [[فتح مکه]] به شمار میرفت، [[مردم]] مکه و انبوهی از [[مشرکان]] پیشین، از جمله سران آنها، مانند [[صفوان بن امیه]]، [[ابوسفیان]] و بسیاری دیگر هم حضور داشتند<ref>محمد بن موسی بن عقبه، المغازی النبویه، ص۳۶۷؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۳، ص۷۵؛ ابن سعده الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۱۴؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۳۹- ۴۴۰.</ref>؛ اما آنها چندان مایل به [[پیروزی]] پیامبر{{صل}} نبودند؛ بلکه بیشتر برای دیدن نتیجه [[جنگ]] و بهرهمندی از [[غنایم]]، همراه [[حضرت رسول]]{{صل}} آمده بودند. هنگامی که [[پیشگامان]] [[سپاه]] به [[فرماندهی]] [[خالد بن ولید]]، وارد منطقه و دره حنین شدند، با [[حمله]] مشرکان [[هوازن]] که از شب قبل در درّه کمین کرده بودند، روبهرو شدند. نیروهای خالد بن ولید نتوانستند در برابر آنان [[پایداری]] کنند و پس از [[شکست]]، عقبنشینی کردند. به دنبال آنها اهل مکه و همه مسلمانان، عقب نشستند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۳، ص۸۷۹.</ref>؛ اتفاقی که تازه مسلمانان از آن بسیار خوشحال بودند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۴۳- ۴۴۴.</ref><ref>عباس میرزایی|میرزایی، عباس، غزوه حنین (مقاله)|غزوه حنین، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۱۶۲-۱۶۳.</ref>. | |||
==بازگشت به [[جنگ]]== | ==بازگشت به [[جنگ]]== | ||
در این هنگام، [[پیامبر]]{{صل}} [[مهاجران]] و [[انصار]] را با نام «[[اصحاب]] سَمُره» ([[بیعتکنندگان]] در [[بیعت رضوان]]) صدا میزد که برخی از آنان بازگشتند. «[[عباس بن عبدالمطلب]]» که صدای بلندتری داشت، همین سخنان [[پیغمبر]]{{صل}} را تکرار میکرد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۱۵؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۴۵؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۳، ص۷۵.</ref>. در آن [[کارزار]] سخت، «[[علی بن ابیطالب]]{{ع}}»، «[[فضل بن عباس]]»، «[[ربیعة بن حارث]]»، «[[ابوسفیان بن حارث بن عبدالمطلب]]»، و [[برادر]] او «عباس بن عبدالمطلب»، «[[اسامة بن زید]]» و برخی دیگر، [[شجاعت]] و [[پایداری]] بسیاری از خود نشان دادند<ref>احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۶۴؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۳، ص۷۴؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۱۵.</ref>. این موضوع [[همبستگی]] مجددی را به [[سپاه اسلام]] باز گرداند و [[مسلمانان]]، لبیک گویان بازگشتند. آنان [[انسجام]] و [[نظم]] از دست رفته را باز یافتند که به [[شکست]] [[هوازن]] و همپیمانیانشان منجر شد<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۴۵؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۱۵؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۳۳۴.</ref>. با وجود شکست اولیه مسلمانان، بیش از چهار نفرشان کشته نشدند<ref>محمد بن موسی عقبه، المغازی النبویه، ص۹۲۲؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ خلیفه بن خیاط، ص۴۲؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۵۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۱۵.</ref> و بازماندگان هوازن نیز به جاهای مختلف از جمله «[[طائف]]» فرار کردند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۱۵؛ محمد بن موسی عقبه، المغازی النبویه، ص۳۶۸.</ref>. | |||
پیامبر{{صل}} دستور داد، هر کس مشرکی را بکشد، [[لباس]] و [[سلاح]] آن شخص، [[مال]] او میشود. همچنین گروهی را به [[فرماندهی]] «[[ابوعامر]] [[اشعری]]» همراه «سعد بن اکوع» برای تعقیب هوازنیان فراری فرستاد <ref>احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۳۶۵- ۳۶۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۱۵؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۳، ص۹۱۵.</ref>. در این تعقیب و [[گریز]]، ابوعامر اشعری کشته شد و سعد بن اکوع به جای او [[فرمانده]] گروه شد. [[پیامبر]]{{صل}} نیز بعد از شنیدن خبر [[شهادت]] [[ابوعامر]] [[اشعری]] برای وی بسیار [[دعا]] کرد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۱۵؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۳، ص۹۱۵.</ref><ref>[[عباس میرزایی|میرزایی، عباس]]، [[غزوه حنین (مقاله)|غزوه حنین]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۱۶۳-۱۶۴.</ref>. | |||
==پایان [[جنگ]]== | ==پایان [[جنگ]]== | ||
[[مسلمانان]]، بعد از پایان جنگ، [[اسیران]] و [[اموال]] فراوانی از جمله حیوانات، جمعآوری، و همه را در منطقهای به نام «جعرانه» مستقر کردند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۱۶؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۲۶۸؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۸۱.</ref>. | |||
سایهبانی به دستور [[رسول خدا]]{{صل}} برای اسیران فراهم شد تا از [[آفتاب]] گرم و سوزان در [[امان]] باشند. در این جنگ، ۶ هزار [[اسیر]]، ۲۴ هزار شتر، بیش از ۴۰ هزار گوسفند و ۴ هزار اوقیه نقره، به [[غنیمت]] مسلمانان درآمد. پیامبر{{صل}} مدتی از تقسیم اسیران خودداری کردند تا شاید [[نمایندگان]] [[قبایل]] برای [[آزاد]] کردن افراد خود [[اقدام]] کنند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۱۶.</ref>. | |||
ایشان در این جنگ به عدهای از [[مشرکان]] نیز مانند «[[ابوسفیان]] و دو پسرش»، «یزید» و «[[معاویه]]»، «[[حکیم بن حزام]]»، «نصر بن [[حارث بن کلده]]»، «[[اسد]] بن [[جاریه]] ثقفی»، «[[حارث بن هشام]]»، «[[صفوان بن امیه]]» و عدهای دیگر، اموالی را به عنوان «[[مؤلفة القلوب]]» پرداخت<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۱۶؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۲۷۰.</ref><ref>عباس میرزایی|میرزایی، عباس، غزوه حنین (مقاله)|غزوه حنین، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۲، ص:۱۶۴.</ref>. | |||
==[[جنگ حنین و طائف]]== | ==[[جنگ حنین و طائف]]== | ||
پس از [[شکست]] و [[تسلیم]] [[قریش]]، به نظر میرسد [[ | پس از [[شکست]] و [[تسلیم]] [[قریش]]، به نظر میرسد قبایل اطراف [[مکه]] که تحت [[سلطه]] [[فکری]] و [[سیاسی]] قریش و مکیان بودند، نباید تحرکاتی بر [[ضد]] مسلمانان انجام میدادند؛ با این حال، تحرکاتی از سوی [[قبیله]] [[هوازن]] و ثقیف شکل گرفت. به [[روایت]] [[طبری]]<ref>طبری، ج۳، ص۷۰.</ref> قبایل هوازن و ثقیف هنگامی که شنیدند پیامبر از [[مدینه]] حرکت کرده، [[گمان]] کردند به [[جنگ]] آنان میآید. از اینرو، نیروهای خود را جمع کردند و [[فرماندهی]] نیروها را که چهار هزار نفر بود، به [[مالک بن عوف]] سپردند. [[فتح مکه]]، موجب به وجود آمدن [[بیم]] و [[ترس]] بیشتر در بنی [[هوازن]] شد که منطقه مسکونی آنها در جنوب [[مکه]] قرار داشت. این [[وحشت]] و ترس در [[بنی ثقیف]] که [[مردم]] [[طائف]] و اطراف آن بودند نیز به وجود آمد و [[تصمیم]] به [[مقاومت]] مشترک در برابر [[پیامبر]] گرفتند. | ||
[[رسول خدا]]{{صل}} چون تحرکات هوازن را شنید، با دوازده هزار نیرو که دو هزار نفر آنان از [[مشرکان]] تازه [[مسلمان]] بودند، به سوی | [[رسول خدا]]{{صل}} چون تحرکات هوازن را شنید، با [[دوازده]] هزار نیرو که دو هزار نفر آنان از [[مشرکان]] تازه [[مسلمان]] بودند، به سوی حنین حرکت کرد. برخی از [[مسلمانان]] از فزونی [[سپاه]] دچار [[شگفتی]] و [[غرور]] شدند و [[شکست]] سپاه مسلمان را ناممکن دانستند که [[آیه]] {{متن قرآن|لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئًا وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ}}<ref>«بیگمان خداوند در نبردهایی بسیار و در روز (جنگ) «حنین» شما را یاری کرده است؛ هنگامی که فزونیتان شما را به غرور واداشت اما هیچ سودی برای شما نداشت و زمین با گستردگیش بر شما تنگ شد سپس با پشت کردن (به دشمن) واپس گریختید» سوره توبه، آیه ۲۵.</ref> به آن اشاره دارد. | ||
[[سپاه اسلام]] با [[حمله]] غافلگیرانه [[دشمن]] مواجه شد و نتوانست [[تعادل]] و [[ثبات]] خود را [[حفظ]] کند و پا به فرار گذاشت. تنها عده کمی از [[بنی هاشم]] مقاومت کردند و مقاومت ایشان توانست سپاه مسلمان را دوباره بازگرداند<ref>مفید، ج۱، ص۱۴۰.</ref>. با [[پایداری]] این عده، اوضاع به نفع مسلمانان [[تغییر]] کرد و مشرکان | [[سپاه اسلام]] با [[حمله]] غافلگیرانه [[دشمن]] مواجه شد و نتوانست [[تعادل]] و [[ثبات]] خود را [[حفظ]] کند و پا به فرار گذاشت. تنها عده کمی از [[بنی هاشم]] مقاومت کردند و مقاومت ایشان توانست سپاه مسلمان را دوباره بازگرداند<ref>مفید، ج۱، ص۱۴۰.</ref>. با [[پایداری]] این عده، اوضاع به نفع مسلمانان [[تغییر]] کرد و مشرکان شکست خوردند و [[غنایم]] بسیاری نصیب مسلمانان شد. | ||
پیامبر پس از [[پیروزی]] بر هوازن، به سوی طائف رفت و آن [[شهر]] را محاصره کرد و [[اعلان]] نمود که [[غلامان]] آنان در صورت [[پناه]] آوردن، [[آزاد]] خواهند شد که چند نفر به آن [[حضرت]] [[پناهنده]] شدند. اما با وجود تلاش [[رسول خدا]]{{صل}} و استفاده از تمامی شیوههای [[جنگی]] برای گشودن [[دژ]] [[طائف]]، موفق به [[فتح]] آن نشد و منطقه را ترک کرد. | پیامبر پس از [[پیروزی]] بر هوازن، به سوی طائف رفت و آن [[شهر]] را محاصره کرد و [[اعلان]] نمود که [[غلامان]] آنان در صورت [[پناه]] آوردن، [[آزاد]] خواهند شد که چند نفر به آن [[حضرت]] [[پناهنده]] شدند. اما با وجود تلاش [[رسول خدا]]{{صل}} و استفاده از تمامی شیوههای [[جنگی]] برای گشودن [[دژ]] [[طائف]]، موفق به [[فتح]] آن نشد و منطقه را ترک کرد. | ||
رسول خدا{{صل}} در | رسول خدا{{صل}} در راه بازگشت از طائف، در جِعرّانه در شمال شرقی [[مکه]]، توقف کرد و [[غنایم]] [[حنین]] را تقسیم نمود. در این مکان، نمایندگانی از [[هوازن]] به حضور رسول خدا{{صل}} رسیده و [[پذیرش اسلام]] [[قبیله]] خود را [[اعلان]] کردند. [[پیامبر]] نیز [[اسلام]] آنان را پذیرفت و [[اسیران]] هوازن را به تقاضای بزرگان ایشان و با نظر مساعد [[مسلمانان]] [[آزاد]] کرد و در تقسیم [[اموال]] و غنایم، به افرادی همچون [[ابو سفیان]] و [[حکیم بن حزام]] با گشاده دستی [[رفتار]] کرد تا [[دل]] آنان را بیشتر به سوی اسلام جلب نماید که این [[رفتار پیامبر]]، [[اعتراض]] برخی از مسلمانان، مانند [[سعد بن ابی وقاص]] را برانگیخت<ref>واقدی، ج۳، ص۹۴۸.</ref>. | ||
[[انصار]] نیز از بابت بخششهایی که به سران [[قبایل عرب]] شد، ناراحت و نگران شدند و به آن حضرت [[گلایه]] کردند. رسول خدا{{صل}} با توضیحاتی، ایشان را [[راضی]] کرد و | [[انصار]] نیز از بابت بخششهایی که به سران [[قبایل عرب]] شد، ناراحت و نگران شدند و به آن [[حضرت]] [[گلایه]] کردند. رسول خدا{{صل}} با توضیحاتی، ایشان را [[راضی]] کرد و انصار پذیرفتند که به جای دریافت اموال، رسول خدا{{صل}} در سهم آنان و همراه ایشان باشد. در حوادث مربوط به تقسیم غنایم هوازن، [[مردم]] [[هجوم]] گستردهای به سوی رسول خدا{{صل}} بردند از ایشان درخواست اکید و صریح کردند که هر چه زودتر غنایم را میان ایشان تقسیم کند. این رفتار بدان دلیل بود که مسلمانان [[بیم]] داشتند مبادا پیامبر اموال هوازن را نیز مانند اسیرانشان به آنان بازگرداند و ایشان دست خالی از این [[نبرد]] بازگردند<ref>میر شریفی، ص۲۱۳.</ref>. | ||
پس از بازگشت رسول خدا{{صل}} از طائف، مردم طائف نیز چون گسترش [[دولت رسول خدا]]{{صل}} و در تنگنا قرار گرفتن خود را دیدند، به [[مقاومت]] بینتیجه خود در برابر اسلام پی بردند و ناگزیر پس از بازگشت رسول خدا{{صل}} به [[مدینه]]، نمایندگانی را به سوی ایشان رهسپار کردند که | پس از بازگشت رسول خدا{{صل}} از طائف، مردم طائف نیز چون گسترش [[دولت رسول خدا]]{{صل}} و در تنگنا قرار گرفتن خود را دیدند، به [[مقاومت]] بینتیجه خود در برابر اسلام پی بردند و ناگزیر پس از بازگشت رسول خدا{{صل}} به [[مدینه]]، نمایندگانی را به سوی ایشان رهسپار کردند که اسلام مردم طائف و [[پیوستن]] آنها به [[دولت اسلامی]] را به اطلاع ایشان برسانند.<ref>[[منصور داداش نژاد|داداش نژاد، منصور]]، [[دانشنامه سیره نبوی (کتاب)|مقاله «محمد رسول الله»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۱، ص:۶۶-۶۷.</ref> | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
نسخهٔ ۱۳ دسامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۵:۰۲
مقدمه
غزوه «حنین» از غزوههای پیامبر(ص) با مشرکان هوازن، در سال هشتم هجرت[۱] اتفاق افتاد. «حنین» منطقهای بین مکه و طائف بود که از مکه، سه شب فاصله داشت[۲] و طایفه هوازن در نزدیکی آن زندگی میکرد. بعد از فتح مکه، این طایفه به فرماندهی جوانی سی ساله به نام «مالک بن عوف نصری» به جمعآوری نیرو پرداخت تا بتواند با مسلمانان مقابله کند[۳]. مالک بن عوف نصری که بر خلاف نظر بزرگان قبیله چنین اقدامی کرده بود، دستور داد تا همه سپاهیان، زنان، کودکان و نیز شتران، گاو و گوسفندانشان را همراه بیاورند؛ چون این اقدام باعث میشد جنگجویان در دفاع از مال، جان و ناموس خود محکمتر باشند[۴][۵].
واکنش پیامبر(ص)
رسول خدا(ص) پس از آنکه «عتاب بن اسید» را به عنوان حاکم مکه منصوب کرد[۶]، همراه دوازده هزار نفر عازم حنین شد[۷]. حضرت، عدهای را به فرماندهی «خالد بن ولید» به عنوان پیشگامان لشکر، جلوتر فرستاد[۸]. همچنین دستور داد، همان افرادی که هنگام ورود به مکه پرچمدار بودهاند، پرچم بر دوش گیرند. پرچم بزرگ را نیز به دست علی بن ابی طالب(ع) داد[۹]. پیامبر(ص) صبح شنبه، ششم شوال از مکه خارج شد[۱۰].
از سوی دیگر مالک بن عوف که لشکر خود را آماده کرده بود، سه نفر را برای کسب خبر به لشکرگاه مسلمانان فرستاد[۱۱]. همان کاری که «عبدالله بن ابی حَدرد اسلمی» برای رسول خدا(ص) انجام داد[۱۲][۱۳].
حضور اهل مکه
در این غزوه که اولین غزوه بعد از فتح مکه به شمار میرفت، مردم مکه و انبوهی از مشرکان پیشین، از جمله سران آنها، مانند صفوان بن امیه، ابوسفیان و بسیاری دیگر هم حضور داشتند[۱۴]؛ اما آنها چندان مایل به پیروزی پیامبر(ص) نبودند؛ بلکه بیشتر برای دیدن نتیجه جنگ و بهرهمندی از غنایم، همراه حضرت رسول(ص) آمده بودند. هنگامی که پیشگامان سپاه به فرماندهی خالد بن ولید، وارد منطقه و دره حنین شدند، با حمله مشرکان هوازن که از شب قبل در درّه کمین کرده بودند، روبهرو شدند. نیروهای خالد بن ولید نتوانستند در برابر آنان پایداری کنند و پس از شکست، عقبنشینی کردند. به دنبال آنها اهل مکه و همه مسلمانان، عقب نشستند[۱۵]؛ اتفاقی که تازه مسلمانان از آن بسیار خوشحال بودند[۱۶][۱۷].
بازگشت به جنگ
در این هنگام، پیامبر(ص) مهاجران و انصار را با نام «اصحاب سَمُره» (بیعتکنندگان در بیعت رضوان) صدا میزد که برخی از آنان بازگشتند. «عباس بن عبدالمطلب» که صدای بلندتری داشت، همین سخنان پیغمبر(ص) را تکرار میکرد[۱۸]. در آن کارزار سخت، «علی بن ابیطالب(ع)»، «فضل بن عباس»، «ربیعة بن حارث»، «ابوسفیان بن حارث بن عبدالمطلب»، و برادر او «عباس بن عبدالمطلب»، «اسامة بن زید» و برخی دیگر، شجاعت و پایداری بسیاری از خود نشان دادند[۱۹]. این موضوع همبستگی مجددی را به سپاه اسلام باز گرداند و مسلمانان، لبیک گویان بازگشتند. آنان انسجام و نظم از دست رفته را باز یافتند که به شکست هوازن و همپیمانیانشان منجر شد[۲۰]. با وجود شکست اولیه مسلمانان، بیش از چهار نفرشان کشته نشدند[۲۱] و بازماندگان هوازن نیز به جاهای مختلف از جمله «طائف» فرار کردند[۲۲].
پیامبر(ص) دستور داد، هر کس مشرکی را بکشد، لباس و سلاح آن شخص، مال او میشود. همچنین گروهی را به فرماندهی «ابوعامر اشعری» همراه «سعد بن اکوع» برای تعقیب هوازنیان فراری فرستاد [۲۳]. در این تعقیب و گریز، ابوعامر اشعری کشته شد و سعد بن اکوع به جای او فرمانده گروه شد. پیامبر(ص) نیز بعد از شنیدن خبر شهادت ابوعامر اشعری برای وی بسیار دعا کرد[۲۴][۲۵].
پایان جنگ
مسلمانان، بعد از پایان جنگ، اسیران و اموال فراوانی از جمله حیوانات، جمعآوری، و همه را در منطقهای به نام «جعرانه» مستقر کردند[۲۶].
سایهبانی به دستور رسول خدا(ص) برای اسیران فراهم شد تا از آفتاب گرم و سوزان در امان باشند. در این جنگ، ۶ هزار اسیر، ۲۴ هزار شتر، بیش از ۴۰ هزار گوسفند و ۴ هزار اوقیه نقره، به غنیمت مسلمانان درآمد. پیامبر(ص) مدتی از تقسیم اسیران خودداری کردند تا شاید نمایندگان قبایل برای آزاد کردن افراد خود اقدام کنند[۲۷].
ایشان در این جنگ به عدهای از مشرکان نیز مانند «ابوسفیان و دو پسرش»، «یزید» و «معاویه»، «حکیم بن حزام»، «نصر بن حارث بن کلده»، «اسد بن جاریه ثقفی»، «حارث بن هشام»، «صفوان بن امیه» و عدهای دیگر، اموالی را به عنوان «مؤلفة القلوب» پرداخت[۲۸][۲۹].
جنگ حنین و طائف
پس از شکست و تسلیم قریش، به نظر میرسد قبایل اطراف مکه که تحت سلطه فکری و سیاسی قریش و مکیان بودند، نباید تحرکاتی بر ضد مسلمانان انجام میدادند؛ با این حال، تحرکاتی از سوی قبیله هوازن و ثقیف شکل گرفت. به روایت طبری[۳۰] قبایل هوازن و ثقیف هنگامی که شنیدند پیامبر از مدینه حرکت کرده، گمان کردند به جنگ آنان میآید. از اینرو، نیروهای خود را جمع کردند و فرماندهی نیروها را که چهار هزار نفر بود، به مالک بن عوف سپردند. فتح مکه، موجب به وجود آمدن بیم و ترس بیشتر در بنی هوازن شد که منطقه مسکونی آنها در جنوب مکه قرار داشت. این وحشت و ترس در بنی ثقیف که مردم طائف و اطراف آن بودند نیز به وجود آمد و تصمیم به مقاومت مشترک در برابر پیامبر گرفتند.
رسول خدا(ص) چون تحرکات هوازن را شنید، با دوازده هزار نیرو که دو هزار نفر آنان از مشرکان تازه مسلمان بودند، به سوی حنین حرکت کرد. برخی از مسلمانان از فزونی سپاه دچار شگفتی و غرور شدند و شکست سپاه مسلمان را ناممکن دانستند که آیه ﴿لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئًا وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ﴾[۳۱] به آن اشاره دارد.
سپاه اسلام با حمله غافلگیرانه دشمن مواجه شد و نتوانست تعادل و ثبات خود را حفظ کند و پا به فرار گذاشت. تنها عده کمی از بنی هاشم مقاومت کردند و مقاومت ایشان توانست سپاه مسلمان را دوباره بازگرداند[۳۲]. با پایداری این عده، اوضاع به نفع مسلمانان تغییر کرد و مشرکان شکست خوردند و غنایم بسیاری نصیب مسلمانان شد.
پیامبر پس از پیروزی بر هوازن، به سوی طائف رفت و آن شهر را محاصره کرد و اعلان نمود که غلامان آنان در صورت پناه آوردن، آزاد خواهند شد که چند نفر به آن حضرت پناهنده شدند. اما با وجود تلاش رسول خدا(ص) و استفاده از تمامی شیوههای جنگی برای گشودن دژ طائف، موفق به فتح آن نشد و منطقه را ترک کرد.
رسول خدا(ص) در راه بازگشت از طائف، در جِعرّانه در شمال شرقی مکه، توقف کرد و غنایم حنین را تقسیم نمود. در این مکان، نمایندگانی از هوازن به حضور رسول خدا(ص) رسیده و پذیرش اسلام قبیله خود را اعلان کردند. پیامبر نیز اسلام آنان را پذیرفت و اسیران هوازن را به تقاضای بزرگان ایشان و با نظر مساعد مسلمانان آزاد کرد و در تقسیم اموال و غنایم، به افرادی همچون ابو سفیان و حکیم بن حزام با گشاده دستی رفتار کرد تا دل آنان را بیشتر به سوی اسلام جلب نماید که این رفتار پیامبر، اعتراض برخی از مسلمانان، مانند سعد بن ابی وقاص را برانگیخت[۳۳].
انصار نیز از بابت بخششهایی که به سران قبایل عرب شد، ناراحت و نگران شدند و به آن حضرت گلایه کردند. رسول خدا(ص) با توضیحاتی، ایشان را راضی کرد و انصار پذیرفتند که به جای دریافت اموال، رسول خدا(ص) در سهم آنان و همراه ایشان باشد. در حوادث مربوط به تقسیم غنایم هوازن، مردم هجوم گستردهای به سوی رسول خدا(ص) بردند از ایشان درخواست اکید و صریح کردند که هر چه زودتر غنایم را میان ایشان تقسیم کند. این رفتار بدان دلیل بود که مسلمانان بیم داشتند مبادا پیامبر اموال هوازن را نیز مانند اسیرانشان به آنان بازگرداند و ایشان دست خالی از این نبرد بازگردند[۳۴].
پس از بازگشت رسول خدا(ص) از طائف، مردم طائف نیز چون گسترش دولت رسول خدا(ص) و در تنگنا قرار گرفتن خود را دیدند، به مقاومت بینتیجه خود در برابر اسلام پی بردند و ناگزیر پس از بازگشت رسول خدا(ص) به مدینه، نمایندگانی را به سوی ایشان رهسپار کردند که اسلام مردم طائف و پیوستن آنها به دولت اسلامی را به اطلاع ایشان برسانند.[۳۵]
جستارهای وابسته
منابع
میرزایی، عباس، غزوه حنین، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲- پرونده:1100558.jpg داداش نژاد، منصور، مقاله «محمد رسول الله"، دانشنامه سیره نبوی ج۱
پانویس
- ↑ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۳۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۱۴.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۱۴.
- ↑ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۳۷؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ خلیفه بن خیاط، ص۴۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۱۴؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۳، ص۸۸۵.
- ↑ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۳، ص۸۸۸.
- ↑ میرزایی، عباس، غزوه حنین، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۲، ص:۱۶۱.
- ↑ احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۳۶۵؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ خلیفة بن خیاط، ص۴۲؛ ابن هشامه السیرة النبویه، ج۲، ص۴۴۰.
- ↑ احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۳۶۵؛ یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۶۲؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۴۰.
- ↑ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۳، ص۸۹۶.
- ↑ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۳، ص۸۹۵؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۱۴.
- ↑ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۳، ص۸۸۹؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۳۳۲.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۱۴؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۳۳۲.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۱۴؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۵، ص۱۲۱؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۳۹- ۴۴۰.
- ↑ میرزایی، عباس، غزوه حنین، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۲، ص:۱۶۱-۱۶۲.
- ↑ محمد بن موسی بن عقبه، المغازی النبویه، ص۳۶۷؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۳، ص۷۵؛ ابن سعده الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۱۴؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۳۹- ۴۴۰.
- ↑ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۳، ص۸۷۹.
- ↑ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۴۳- ۴۴۴.
- ↑ عباس میرزایی|میرزایی، عباس، غزوه حنین (مقاله)|غزوه حنین، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۲، ص:۱۶۲-۱۶۳.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۱۵؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۴۵؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۳، ص۷۵.
- ↑ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۶۴؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۳، ص۷۴؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۱۵.
- ↑ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۴۵؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۱۵؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۳۳۴.
- ↑ محمد بن موسی عقبه، المغازی النبویه، ص۹۲۲؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ خلیفه بن خیاط، ص۴۲؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۵۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۱۵.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۱۵؛ محمد بن موسی عقبه، المغازی النبویه، ص۳۶۸.
- ↑ احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۳۶۵- ۳۶۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۱۵؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۳، ص۹۱۵.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۱۵؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۳، ص۹۱۵.
- ↑ میرزایی، عباس، غزوه حنین، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۲، ص:۱۶۳-۱۶۴.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۱۶؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۲۶۸؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۸۱.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۱۶.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۱۶؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۲۷۰.
- ↑ عباس میرزایی|میرزایی، عباس، غزوه حنین (مقاله)|غزوه حنین، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۲، ص:۱۶۴.
- ↑ طبری، ج۳، ص۷۰.
- ↑ «بیگمان خداوند در نبردهایی بسیار و در روز (جنگ) «حنین» شما را یاری کرده است؛ هنگامی که فزونیتان شما را به غرور واداشت اما هیچ سودی برای شما نداشت و زمین با گستردگیش بر شما تنگ شد سپس با پشت کردن (به دشمن) واپس گریختید» سوره توبه، آیه ۲۵.
- ↑ مفید، ج۱، ص۱۴۰.
- ↑ واقدی، ج۳، ص۹۴۸.
- ↑ میر شریفی، ص۲۱۳.
- ↑ داداش نژاد، منصور، مقاله «محمد رسول الله»، دانشنامه سیره نبوی ج۱، ص:۶۶-۶۷.