بدون خلاصۀ ویرایش
(←منابع) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
یکی از پدیدههایی که به عنوان [[ظهور]] مطرح شده است، [[خروج دجال]] است. بررسی این پدیده، نیازمند [[شناخت]] مفهوم و مستند و ماهیت آن است که در چند محور، ارائه میشود<ref>[ | یکی از پدیدههایی که به عنوان [[ظهور]] مطرح شده است، [[خروج دجال]] است. بررسی این پدیده، نیازمند [[شناخت]] مفهوم و مستند و ماهیت آن است که در چند محور، ارائه میشود<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[دانشنامهٔ امام مهدی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام مهدی ج۷]]، ص۴۵۶.</ref>. | ||
== واژهشناسی == | == واژهشناسی == | ||
«[[دجال]]» در لغت به صیغۀ مبالغه و به معنای بسیار [[دروغگو]] و بسیار گمراه کننده، است <ref>النهایة: ج۲ ص۱۲.</ref>. این کار غالباً با استفاده از راههایی انجام میشود که در منابع لغت به عنوان ریشههای این واژه شناخته شدهاند. این ریشهها عبارتاند از: [[دروغ]]، زراندود کردن، طلا و [[آب]] طلا، و گروه بزرگ همسفران<ref>لسان العرب: ج۱۱ ص۲۳۶.</ref> صاجب تاج العروس در جمعبندی این میگوید: [[دجال]] به معنای بسیار [[دروغگو]]ست و [[دروغ]] او [[سحر]] سحر، فرییب، تهمت، حقپوشی و اظهار مطالبی است که در [[دل]] او وجود ندارد<ref>تاج | «[[دجال]]» در لغت به صیغۀ مبالغه و به معنای بسیار [[دروغگو]] و بسیار گمراه کننده، است<ref>النهایة: ج۲ ص۱۲.</ref>. این کار غالباً با استفاده از راههایی انجام میشود که در منابع لغت به عنوان ریشههای این واژه شناخته شدهاند. این ریشهها عبارتاند از: [[دروغ]]، زراندود کردن، طلا و [[آب]] طلا، و گروه بزرگ همسفران<ref>لسان العرب: ج۱۱ ص۲۳۶.</ref> صاجب تاج العروس در جمعبندی این میگوید: [[دجال]] به معنای بسیار [[دروغگو]]ست و [[دروغ]] او [[سحر]] سحر، فرییب، تهمت، حقپوشی و اظهار مطالبی است که در [[دل]] او وجود ندارد<ref>تاج العروس، ج۱۴ ص۲۲۸.</ref>. [[دجال]] کسی است که با [[فریب]] و [[دروغ]]، کسانی را به [[کفر]] میکشاند و با پیروانش [[زمین]] را مینوردد<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[دانشنامهٔ امام مهدی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام مهدی ج۷]]، ص۴۵۶.</ref>. | ||
== [[دجال]] در [[ادیان]] آسمانی == | == [[دجال]] در [[ادیان]] آسمانی == | ||
=== [[دجال]] در مسیحیت === | === [[دجال]] در مسیحیت === | ||
پدیدۀ [[دجال]]، فتنهای است که [[مسیحیت]] هم از آن یاد شده است. این اتفاق با عنوان "آنتی کرایست" <ref>«antichrist» در دایرة المعارف کاتولیک.</ref>یا "[[مخالفان]] [[مسیح]]"، در [[کتاب مقدس]] آمده است. در [[انجیل]] [[یوحنا]] سه بار از [[دجال]] نام برده شده است<ref>کتاب مقدس، انجیل یوحنا.</ref>. نظریههای گوناگونی هم در [[مسیحیت]] دربارۀ [[حقیقت]] آن بیان شده است<ref>ر. ک: دایره المعارف کاتولیک.</ref>؛ اما همۀ آنها در این که [[دجال]] پدیدهای انحرافزا و [[فتنه]] آفرین است، [[اتفاق نظر]] دارند<ref>[ | پدیدۀ [[دجال]]، فتنهای است که [[مسیحیت]] هم از آن یاد شده است. این اتفاق با عنوان "آنتی کرایست" <ref>«antichrist» در دایرة المعارف کاتولیک.</ref>یا "[[مخالفان]] [[مسیح]]"، در [[کتاب مقدس]] آمده است. در [[انجیل]] [[یوحنا]] سه بار از [[دجال]] نام برده شده است<ref>کتاب مقدس، انجیل یوحنا.</ref>. نظریههای گوناگونی هم در [[مسیحیت]] دربارۀ [[حقیقت]] آن بیان شده است<ref>ر. ک: دایره المعارف کاتولیک.</ref>؛ اما همۀ آنها در این که [[دجال]] پدیدهای انحرافزا و [[فتنه]] آفرین است، [[اتفاق نظر]] دارند<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[دانشنامهٔ امام مهدی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام مهدی ج۷]]، ص۴۵۶.</ref>. | ||
=== [[دجال]] در [[احادیث]] [[اهل سنت]] === | === [[دجال]] در [[احادیث]] [[اهل سنت]] === | ||
این پدیده در [[آموزههای اسلامی]] بر پایۀ پیشگوییهایی در [[احادیث]] است که در آینده، پیش خواهد آمد. غالب [[احادیث]] این موضوع در مصار [[اهل سنت]] آمدهاند<ref>ر. ک: منتخب الأثر فی الإمام الثانی عشر: ج۳ ص۱۰۳ – ۱۱۱.</ref>. [[ابن حماد]]، [[محدث]] [[سنی]] [[مذهب]]، در مهمترین کتابی که دربردارندۀ حوادث [[آخر الزمان]] است، هفت باب از کتاب [[الفتن]] خود را به [[دجال]] اختصاص داده و دهها خبر دربارۀ او آورده است، اگر چه در دیگر مصادر حدیثی [[اهل سنت]] هم [[احادیث]] [[دجال]] وجود دارد<ref>ر. ک: المسند: ج۱ ص۲۴۲ و ۲۹۸ و ج۲ ص۹۵ و ۱۰۴ و ج۴ ص۷ -۶ و ج۵ ص۱۴۵ و ۳۸۹، صحیح مسلم: ج۱ ص۱۳۸ و ج۸ ص۱۸۰ -۱۷۹ و ۱۹۵، سنن الترمذی: ج۴ ص۵۰۷ و ۵۰۸ و... | این پدیده در [[آموزههای اسلامی]] بر پایۀ پیشگوییهایی در [[احادیث]] است که در آینده، پیش خواهد آمد. غالب [[احادیث]] این موضوع در مصار [[اهل سنت]] آمدهاند<ref>ر. ک: منتخب الأثر فی الإمام الثانی عشر: ج۳ ص۱۰۳ – ۱۱۱.</ref>. [[ابن حماد]]، [[محدث]] [[سنی]] [[مذهب]]، در مهمترین کتابی که دربردارندۀ حوادث [[آخر الزمان]] است، هفت باب از کتاب [[الفتن]] خود را به [[دجال]] اختصاص داده و دهها خبر دربارۀ او آورده است، اگر چه در دیگر مصادر حدیثی [[اهل سنت]] هم [[احادیث]] [[دجال]] وجود دارد<ref>ر. ک: المسند: ج۱ ص۲۴۲ و ۲۹۸ و ج۲ ص۹۵ و ۱۰۴ و ج۴ ص۷ -۶ و ج۵ ص۱۴۵ و ۳۸۹، صحیح مسلم: ج۱ ص۱۳۸ و ج۸ ص۱۸۰ -۱۷۹ و ۱۹۵، سنن الترمذی: ج۴ ص۵۰۷ و ۵۰۸ و... . | ||
غالب [[عالمان]] [[اهل سنت]] [[دجال]] را شخص معینی دانستهاند که مشخات او در [[احادیث]] آمده و او در [[آخر الزمان]]، [[ظهور]] خواهد کرد<ref>منتخب الأثر: ج۳ س۲۸۴ – ۲۸۸.</ref>؛ اما کسانی هم هستند که اوصاف [[دجال]] را در [[احادیث]] اشاره به شخص معینی نمیدانند<ref>تفسیر المنار: ج۳ ص۳۱۷. | غالب [[عالمان]] [[اهل سنت]] [[دجال]] را شخص معینی دانستهاند که مشخات او در [[احادیث]] آمده و او در [[آخر الزمان]]، [[ظهور]] خواهد کرد<ref>منتخب الأثر: ج۳ س۲۸۴ – ۲۸۸.</ref>؛ اما کسانی هم هستند که اوصاف [[دجال]] را در [[احادیث]] اشاره به شخص معینی نمیدانند<ref>تفسیر المنار: ج۳ ص۳۱۷.</ref>. | ||
مضامین این [[احادیث]] از نظر اوصاف [[دجال]] و نیز کارهایی که انجام میدهد، مختلف است. در برخی از این [[احادیث]]، عنوان "[[مسیح]]" بر [[دجال]] اطلاق شده است. شارحان [[کتب حدیثی]] [[اهل سنت]]، در ضبط این نام و نیز وجه تسمیۀ آن دچار [[اختلاف]] شدهاند<ref>ر. ک: تنویر الحوالک: ص۲۲۳، فتح الباری: ج۲ ص۲۶۴ و ج۶ ص۳۴۰ و ج۱۳ ص۸۲، عمده القاری: ج۲ ص۹۴، الدیباج علی مسلم: ج۱ ص۲۱۵.</ref> از این رو، [[احادیث]] این موضوع را از نظر اعتبار، میتوان به دو دستۀ کلی تقسیم کرد: دستهای از آنها محتوایی معقول دارند و مخالف با ضروریات [[عقلی]] نیستند. از این رو، مانع [[عقلی]] و شرعی از پذیرش این دسته [[احادیث]] نیست؛ اما دستهای دیگر از [[احادیث]] این موضوع، دارای مطالبی متناقض و غیر معقول و نامتناسب با [[حکمت الهی]] است. از این رو، این دسته [[احادیث]] یا باید [[تأویل]] شوند و یا این که آنها را طرح و طرد کرد <ref>ر. ک: نهایة البدایة و النهایة: ج۱ ص۹۶ و ۱۰۱- ۱۰۵ و ۱۶۱.</ref><ref>[ | مضامین این [[احادیث]] از نظر اوصاف [[دجال]] و نیز کارهایی که انجام میدهد، مختلف است. در برخی از این [[احادیث]]، عنوان "[[مسیح]]" بر [[دجال]] اطلاق شده است. شارحان [[کتب حدیثی]] [[اهل سنت]]، در ضبط این نام و نیز وجه تسمیۀ آن دچار [[اختلاف]] شدهاند<ref>ر. ک: تنویر الحوالک: ص۲۲۳، فتح الباری: ج۲ ص۲۶۴ و ج۶ ص۳۴۰ و ج۱۳ ص۸۲، عمده القاری: ج۲ ص۹۴، الدیباج علی مسلم: ج۱ ص۲۱۵.</ref> از این رو، [[احادیث]] این موضوع را از نظر اعتبار، میتوان به دو دستۀ کلی تقسیم کرد: دستهای از آنها محتوایی معقول دارند و مخالف با ضروریات [[عقلی]] نیستند. از این رو، مانع [[عقلی]] و شرعی از پذیرش این دسته [[احادیث]] نیست؛ اما دستهای دیگر از [[احادیث]] این موضوع، دارای مطالبی متناقض و غیر معقول و نامتناسب با [[حکمت الهی]] است. از این رو، این دسته [[احادیث]] یا باید [[تأویل]] شوند و یا این که آنها را طرح و طرد کرد<ref>ر.ک: نهایة البدایة و النهایة: ج۱ ص۹۶ و ۱۰۱- ۱۰۵ و ۱۶۱.</ref>.<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[دانشنامه امام مهدی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام مهدی ج۷]]، ص۴۵۷ ـ ۴۵۸.</ref> | ||
=== [[دجال]] در [[احادیث]] [[شیعه]] === | === [[دجال]] در [[احادیث]] [[شیعه]] === | ||
در مصادر [[شیعی]]، [[دجال]] به عنوان علامت [[ظهور]] [[نقل]] شده است. بیشتر [[احادیث]] [[دجال]]، به [[نقل]] از منابع غیرشیعی به آنها راه یافته است <ref>الغیبة، طوسی: ص۴۳۶ ح۴۲۶.</ref>. در این [[احادیث]] که بسیار کم هستند، [[دجال]] به عنوان یک پدیدۀ آخر الزمانی معرفی شده است <ref>تفسیر القمی: ج۱ ص۱۹۸، الغیبة، طوسی: ص۴۳۶ ح۴۲۶. | در مصادر [[شیعی]]، [[دجال]] به عنوان علامت [[ظهور]] [[نقل]] شده است. بیشتر [[احادیث]] [[دجال]]، به [[نقل]] از منابع غیرشیعی به آنها راه یافته است <ref>الغیبة، طوسی: ص۴۳۶ ح۴۲۶.</ref>. در این [[احادیث]] که بسیار کم هستند، [[دجال]] به عنوان یک پدیدۀ آخر الزمانی معرفی شده است <ref>تفسیر القمی: ج۱ ص۱۹۸، الغیبة، طوسی: ص۴۳۶ ح۴۲۶.</ref>. | ||
اگر چه برخی [[عالمان]] همچون [[شیخ مفید]]<ref>ر. ک: الفصول العشرة: ص۱۲۱.</ref>، مدعی وجود اخباری در علامت بودن [[ظهور]] [[دجال]]، برای [[امام مهدی|حجت]] {{ع}} شدهاند. ولی حتی ایشان نیز در هنگام شمارش نزدیک به [[چهل]] علامت [[ظهور]] در کتاب [[ارشاد]]، از [[دجال]] به عنوان نشانۀ [[ظهور]] یاد نکرده است. ظاهراً اشاره به [[دجال]] در کتاب دیگر ایشان ناشی از اختلاط [[اشراط الساعه]] و [[علائم ظهور]] است که پیش از این به عنوان یک آسیب در [[شناخت]] [[علائم ظهور]]، از آن یاد کردیم<ref>[ | اگر چه برخی [[عالمان]] همچون [[شیخ مفید]]<ref>ر. ک: الفصول العشرة: ص۱۲۱.</ref>، مدعی وجود اخباری در علامت بودن [[ظهور]] [[دجال]]، برای [[امام مهدی|حجت]] {{ع}} شدهاند. ولی حتی ایشان نیز در هنگام شمارش نزدیک به [[چهل]] علامت [[ظهور]] در کتاب [[ارشاد]]، از [[دجال]] به عنوان نشانۀ [[ظهور]] یاد نکرده است. ظاهراً اشاره به [[دجال]] در کتاب دیگر ایشان ناشی از اختلاط [[اشراط الساعه]] و [[علائم ظهور]] است که پیش از این به عنوان یک آسیب در [[شناخت]] [[علائم ظهور]]، از آن یاد کردیم<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[دانشنامه امام مهدی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام مهدی ج۷]]، ص۴۵۷ ـ ۴۵۸.</ref>. | ||
== ماهیت [[دجال]] == | == ماهیت [[دجال]] == | ||
در [[احادیث]] برای [[دجال]]، اوصافی را بیان کردهاند که بسیار وحشتانگیز و غیر عادیاند: چشمان او به اشکال گوناگون و عجیب<ref>ر. ک: سنن الترمذی: ج۳ ص۳۴۹ ح۲۳۴۲، مسند ابن حنبل: ج۳ ص۱۱۵ و ۱۲۳.</ref>، میان چشمان او [[کافر]] نوشته شده<ref>ر. ک: مسند ابن حنبل: ج۳ ص۳۶۷.</ref>، قدش تا ابرها میرسد<ref>ر. ک: المصنف: ج۸ ص۶۵۷ ح۲۱.</ref>، در پیشانی او شاخ وجود دارد | در [[احادیث]] برای [[دجال]]، اوصافی را بیان کردهاند که بسیار وحشتانگیز و غیر عادیاند: چشمان او به اشکال گوناگون و عجیب<ref>ر. ک: سنن الترمذی: ج۳ ص۳۴۹ ح۲۳۴۲، مسند ابن حنبل: ج۳ ص۱۱۵ و ۱۲۳.</ref>، میان چشمان او [[کافر]] نوشته شده<ref>ر.ک: مسند ابن حنبل: ج۳ ص۳۶۷.</ref>، قدش تا ابرها میرسد<ref>ر.ک: المصنف: ج۸ ص۶۵۷ ح۲۱.</ref>، در پیشانی او شاخ وجود دارد. | ||
وجود این اوصاف [[غیر طبیعی]]، باعث شده است که عدهای، تصور معنای حقیقی برای [[دجال]] را برنتابند. از این رو این افراد، احتمال میدهند که این اوصاف، نمادین و نشانگر موجودی خبیث یا یک جریان فتنهگر [[انحرافی]] باشند<ref>تاریخ بعد الظهور: ص۱۹۲ -۲۰۳.</ref><ref>[ | وجود این اوصاف [[غیر طبیعی]]، باعث شده است که عدهای، تصور معنای حقیقی برای [[دجال]] را برنتابند. از این رو این افراد، احتمال میدهند که این اوصاف، نمادین و نشانگر موجودی خبیث یا یک جریان فتنهگر [[انحرافی]] باشند<ref>تاریخ بعد الظهور: ص۱۹۲ -۲۰۳.</ref>.<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[دانشنامه امام مهدی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام مهدی ج۷]]، ص۴۵۹.</ref> | ||
== نشانۀ [[قیامت]] یا [[ظهور]]؟ == | == نشانۀ [[قیامت]] یا [[ظهور]]؟ == | ||
آنچه مضمون مشترک همۀ [[احادیث]] است، صرفاً [[پیشگویی]] وقوع فتنۀ [[دجال]] در [[آخر الزمان]] است. در [[احادیث]] [[اهل سنت]]، به وفور، این [[فتنه]] را از [[اشراط الساعه]] دانستهاند<ref>العدد القویة: ص۸۹ ح۱۵۴</ref>؛ مصادر [[شیعی]] نیز [[ظهور]] [[دجال]] را علامت [[آخر الزمان]] دانستهاند<ref>الخصال: ص۴۴۶ ح۴۶ | آنچه مضمون مشترک همۀ [[احادیث]] است، صرفاً [[پیشگویی]] وقوع فتنۀ [[دجال]] در [[آخر الزمان]] است. در [[احادیث]] [[اهل سنت]]، به وفور، این [[فتنه]] را از [[اشراط الساعه]] دانستهاند<ref>العدد القویة: ص۸۹ ح۱۵۴</ref>؛ مصادر [[شیعی]] نیز [[ظهور]] [[دجال]] را علامت [[آخر الزمان]] دانستهاند<ref>الخصال: ص۴۴۶ ح۴۶.</ref>. | ||
با در نظر گرفتن نکاتی که مطرح شد، اظهار نظر قطعی دربارۀ این که [[خروج دجال]] از [[علائم ظهور]] است، ممکن نیست، و [[احادیث]] مربوط به این موضوع، باید در مباحث مربوط به [[قیامت]]، مورد بررسی دقیق قرار گیرند<ref>[ | با در نظر گرفتن نکاتی که مطرح شد، اظهار نظر قطعی دربارۀ این که [[خروج دجال]] از [[علائم ظهور]] است، ممکن نیست، و [[احادیث]] مربوط به این موضوع، باید در مباحث مربوط به [[قیامت]]، مورد بررسی دقیق قرار گیرند<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[دانشنامه امام مهدی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام مهدی ج۷]]، ص۴۵۹.</ref>. | ||
== علامتها نماد یا واقعیت == | == علامتها نماد یا واقعیت == | ||
عدهایی به [[دلیل]] آن که برخی [[نشانههای ظهور]]، قابل [[درک]] و [[فهم]] نبوده است، از آن به عنوان نشانۀ نمادین یا رمزی تعبیر نمودهاند. مرحوم [[سید محمد صدر]] از احتمال رمزی بودن [[دجال]]، [[سفیانی]] و [[یأجوج و مأجوج]] سخن گفته و [[دجال]] را نماد "[[انحرافات]] عمومی"، [[سفیانی]] را نماد "[[انحراف]] در داخل [[مسلمانان]]" و [[یأجوج و مأجوج]] را نمادهایی از "[[تمدن]] مادی" میداند<ref>تاریخ الغیبة | عدهایی به [[دلیل]] آن که برخی [[نشانههای ظهور]]، قابل [[درک]] و [[فهم]] نبوده است، از آن به عنوان نشانۀ نمادین یا رمزی تعبیر نمودهاند. مرحوم [[سید محمد صدر]] از احتمال رمزی بودن [[دجال]]، [[سفیانی]] و [[یأجوج و مأجوج]] سخن گفته و [[دجال]] را نماد "[[انحرافات]] عمومی"، [[سفیانی]] را نماد "[[انحراف]] در داخل [[مسلمانان]]" و [[یأجوج و مأجوج]] را نمادهایی از "[[تمدن]] مادی" میداند<ref>تاریخ الغیبة الکبری، ص۶۴۷ -۶۴۰، تاریخ ما بعد الظهور، ص۱۴۹ و ۱۷۳.</ref>. | ||
با توجه به مطالب گذشته و کارکردهای [[علائم ظهور]]، نمادین دانستن آنها به راحتی ممکن نیست؛ چه آن که در این صورت، نقش و کارکرد این [[علائم]] لغو میشود. مثلاً اگر قرار بود مراد از [[سفیانی]]، طرز [[تفکر]] اُمَوی و [[ابوسفیان]] و به معنای مقابله با [[اسلام]] باشد، میتوانست از آن، تعبیرات دیگری هم بشود که یا دست کم در یکی دو [[حدیث]]، رد پایی از رمزی بودن و نمادین بودن آن باشد و حال آن که چنین نیست. اگر قرار باشد همۀ [[نشانهها]] را نماد یک [[انحراف]] یا [[رفتار]] [[اجتماعی]] یا... بدانیم، راه برای چنین برداشتی در دیگر موضوعات هم باز خواهد شد | با توجه به مطالب گذشته و کارکردهای [[علائم ظهور]]، نمادین دانستن آنها به راحتی ممکن نیست؛ چه آن که در این صورت، نقش و کارکرد این [[علائم]] لغو میشود. مثلاً اگر قرار بود مراد از [[سفیانی]]، طرز [[تفکر]] اُمَوی و [[ابوسفیان]] و به معنای مقابله با [[اسلام]] باشد، میتوانست از آن، تعبیرات دیگری هم بشود که یا دست کم در یکی دو [[حدیث]]، رد پایی از رمزی بودن و نمادین بودن آن باشد و حال آن که چنین نیست. اگر قرار باشد همۀ [[نشانهها]] را نماد یک [[انحراف]] یا [[رفتار]] [[اجتماعی]] یا... بدانیم، راه برای چنین برداشتی در دیگر موضوعات هم باز خواهد شد. | ||
این دیدگاه، با اشکالات دیگری نیز روبه روست از جمله آن که، حمل [[نشانهها]] به معنای رمزی خلاف ظاهر [[احادیث]] و ذهنیت و ذهنیت عرفی مخاطبان آن است. تعبیر [[یأجوج و مأجوج]] در [[قرآن]] هم به کار رفته و مراد، معنای ظهاری آن است. حمل بسیاری از [[نشانههای ظهور]] به معنای نمادین بودن، امکانپذیر نیست، ضمن این که به قرینه نیاز دارد؛ یعنی از معنای اصلی، خارج و مجاز خواهد شد و اگر چنین باشد، هر که طبق سلیقه خود، [[علائم]] را [[تفسیر]] و توجیه خواهد کرد و به طور کلی، مفهوم علامت و این ویژگی که موجب [[شناخت]] موضوع دیگر میشود، با نمادین بودن سازگاری ندارد<ref>[ | این دیدگاه، با اشکالات دیگری نیز روبه روست از جمله آن که، حمل [[نشانهها]] به معنای رمزی خلاف ظاهر [[احادیث]] و ذهنیت و ذهنیت عرفی مخاطبان آن است. تعبیر [[یأجوج و مأجوج]] در [[قرآن]] هم به کار رفته و مراد، معنای ظهاری آن است. حمل بسیاری از [[نشانههای ظهور]] به معنای نمادین بودن، امکانپذیر نیست، ضمن این که به قرینه نیاز دارد؛ یعنی از معنای اصلی، خارج و مجاز خواهد شد و اگر چنین باشد، هر که طبق سلیقه خود، [[علائم]] را [[تفسیر]] و توجیه خواهد کرد و به طور کلی، مفهوم علامت و این ویژگی که موجب [[شناخت]] موضوع دیگر میشود، با نمادین بودن سازگاری ندارد<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[دانشنامه امام مهدی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام مهدی ج۷]]، ص۴۵۹ ـ ۴۶۰.</ref>. | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||