وساطت فاعلی: تفاوت میان نسخهها
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۴۴: | خط ۴۴: | ||
#'''در [[فقه]]''': باید توجه داشت که بسیاری از مباحث [[کلامی]] و آرای مربوط به [[فقه اکبر]] در [[احکام]] صادره در [[فقه اصغر]] جا خوش کردهاند. اندک تفحصی نشان میدهد که برخلاف تصور اولیه میتوان مطالبی را در خور بحث وساطت فاعلی، در [[کتب فقهی]] یافت. از باب نمونه آرای کلامی [[فقیهان]] درباره اصل وساطت فاعلی (یا وساطت فاعلی در صفت خلقت) تا حدودی در [[فروع]] مربوط به مجسمهسازی و نقاشی یافت میشود. با این توضیح که در [[تاریخ]] کسانی از مجسمهسازی یا برخی هنرهای دیگر در راستای همطراز دانستن خود با [[خداوند]] بهره میگرفتند<ref>برخی فراعنه مصر را میتوان از این دسته دانست که با ساختن اهرام و مجسمههایی مانند ابوالهول کار را به جایی رساندند که فرعون زمان حضرت موسی{{ع}} ادعای خدایی نمود ({{متن قرآن|فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى}} «و گفت: من پروردگار برتر شمایم،» سوره نازعات، آیه ۲۴؛ {{متن قرآن|وَنَادَى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قَالَ يَا قَوْمِ أَلَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَهَذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِي مِنْ تَحْتِي أَفَلَا تُبْصِرُونَ}} «و فرعون در میان قوم خود بانگ برداشت و گفت: ای قوم من! آیا پادشاهی مصر از آن من نیست در حالی که این جویبارها از زیر (کاخ) من روان است؟ آیا نمیبینید؟» سوره زخرف، آیه ۵۱).</ref>؛ لذا حداقل دستهای از [[روایات]] را میتوان متوجه این گروه دانست<ref>مانند اینکه پیامبر{{صل}} فرمودند: «هر کس مجسمهای بسازد، در روز قیامت، خداوند از او میخواهد که در مجسمهاش بدمد و او از انجام این کار ناتوان است» (شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج١٧، ص٢٩٧، ح٢٢۵٧۴).</ref>. از اینرو بنا بر یک نظر، [[حرمت]] مجسمهسازی ذی الارواح (به صورت ک[[امل]]) با این پیشفرض صادر شده است که ماسوی [[الله]] در صفت [[خلقت]] نمیتواند وساطت فاعلی داشته باشد. از اینرو با این [[صنعت]]، نوعی شرکت در [[صفات فعل]] [[خدا]] و در نتیجه [[شرک]] رخ خواهد داد<ref>{{عربی|أَنَّ الظَّاهِرَ أَنَّ الْحِكْمَةَ فِي التَّحْرِيمِ هِيَ حُرْمَةُ التَّشَبُّهِ بِالْخَالِقِ فِي إِبْدَاعِ الْحَيَوَانَاتِ وَ أَعْضَائِهَا عَلَى الْأَشْكَالِ الْمَطْبُوعَةِ، الَّتِي يَعْجِزُ الْبَشَرُ عَنْ نَقْشِهَا عَلَى مَا هِيَ عَلَيْهِ، فَضْلًا عَنْ اخْتِرَاعِهَا}} (مرتضی الانصاری، المکاسب المحرمه، ج۱، ص١٨۵).</ref>. به علاوه در کتاب [[طهارت]] در مبحث [[نجاست]] [[غلات]] بعضی از [[متکلمان]] به مفاهیم نظری مرتبط با بحث مانند معنای [[غلو]]، [[تفویض]] و مراتب آنها پرداختهاند. | #'''در [[فقه]]''': باید توجه داشت که بسیاری از مباحث [[کلامی]] و آرای مربوط به [[فقه اکبر]] در [[احکام]] صادره در [[فقه اصغر]] جا خوش کردهاند. اندک تفحصی نشان میدهد که برخلاف تصور اولیه میتوان مطالبی را در خور بحث وساطت فاعلی، در [[کتب فقهی]] یافت. از باب نمونه آرای کلامی [[فقیهان]] درباره اصل وساطت فاعلی (یا وساطت فاعلی در صفت خلقت) تا حدودی در [[فروع]] مربوط به مجسمهسازی و نقاشی یافت میشود. با این توضیح که در [[تاریخ]] کسانی از مجسمهسازی یا برخی هنرهای دیگر در راستای همطراز دانستن خود با [[خداوند]] بهره میگرفتند<ref>برخی فراعنه مصر را میتوان از این دسته دانست که با ساختن اهرام و مجسمههایی مانند ابوالهول کار را به جایی رساندند که فرعون زمان حضرت موسی{{ع}} ادعای خدایی نمود ({{متن قرآن|فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى}} «و گفت: من پروردگار برتر شمایم،» سوره نازعات، آیه ۲۴؛ {{متن قرآن|وَنَادَى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قَالَ يَا قَوْمِ أَلَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَهَذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِي مِنْ تَحْتِي أَفَلَا تُبْصِرُونَ}} «و فرعون در میان قوم خود بانگ برداشت و گفت: ای قوم من! آیا پادشاهی مصر از آن من نیست در حالی که این جویبارها از زیر (کاخ) من روان است؟ آیا نمیبینید؟» سوره زخرف، آیه ۵۱).</ref>؛ لذا حداقل دستهای از [[روایات]] را میتوان متوجه این گروه دانست<ref>مانند اینکه پیامبر{{صل}} فرمودند: «هر کس مجسمهای بسازد، در روز قیامت، خداوند از او میخواهد که در مجسمهاش بدمد و او از انجام این کار ناتوان است» (شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج١٧، ص٢٩٧، ح٢٢۵٧۴).</ref>. از اینرو بنا بر یک نظر، [[حرمت]] مجسمهسازی ذی الارواح (به صورت ک[[امل]]) با این پیشفرض صادر شده است که ماسوی [[الله]] در صفت [[خلقت]] نمیتواند وساطت فاعلی داشته باشد. از اینرو با این [[صنعت]]، نوعی شرکت در [[صفات فعل]] [[خدا]] و در نتیجه [[شرک]] رخ خواهد داد<ref>{{عربی|أَنَّ الظَّاهِرَ أَنَّ الْحِكْمَةَ فِي التَّحْرِيمِ هِيَ حُرْمَةُ التَّشَبُّهِ بِالْخَالِقِ فِي إِبْدَاعِ الْحَيَوَانَاتِ وَ أَعْضَائِهَا عَلَى الْأَشْكَالِ الْمَطْبُوعَةِ، الَّتِي يَعْجِزُ الْبَشَرُ عَنْ نَقْشِهَا عَلَى مَا هِيَ عَلَيْهِ، فَضْلًا عَنْ اخْتِرَاعِهَا}} (مرتضی الانصاری، المکاسب المحرمه، ج۱، ص١٨۵).</ref>. به علاوه در کتاب [[طهارت]] در مبحث [[نجاست]] [[غلات]] بعضی از [[متکلمان]] به مفاهیم نظری مرتبط با بحث مانند معنای [[غلو]]، [[تفویض]] و مراتب آنها پرداختهاند. | ||
#'''در [[فلسفه]] و [[عرفان]]''': در [[علوم]] [[فلسفی]] و مشربهای مختلف [[فلسفه اسلامی]]، مباحثی همچون صادر نخستین و همچنین تواناییهای مربوط به نفس میتواند مرتبط با [[وساطت فاعلی اهل بیت]]{{عم}} باشد؛ به این معنا که بعد از [[اثبات]] اصل وساطت فاعلی در فلسفه با بهرهگیری از نقل [[اهل بیت]]{{عم}} به عنوان مصداق صادر نخستین و یا نفس [[برتر]] معرفی میشوند. همچنین در عرفان مفاهیمی مانند [[انسان کامل]] و [[ولایت]] وجود دارد که از دیرباز اهل بیت{{عم}} به عنوان مصادیق بارز آن به شمار میرفتهاند.<ref>[[سید محمد حسن صالح|صالح، سید محمد حسن]]، [[ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات (کتاب)|ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات]]، ص ؟؟؟.</ref> | #'''در [[فلسفه]] و [[عرفان]]''': در [[علوم]] [[فلسفی]] و مشربهای مختلف [[فلسفه اسلامی]]، مباحثی همچون صادر نخستین و همچنین تواناییهای مربوط به نفس میتواند مرتبط با [[وساطت فاعلی اهل بیت]]{{عم}} باشد؛ به این معنا که بعد از [[اثبات]] اصل وساطت فاعلی در فلسفه با بهرهگیری از نقل [[اهل بیت]]{{عم}} به عنوان مصداق صادر نخستین و یا نفس [[برتر]] معرفی میشوند. همچنین در عرفان مفاهیمی مانند [[انسان کامل]] و [[ولایت]] وجود دارد که از دیرباز اهل بیت{{عم}} به عنوان مصادیق بارز آن به شمار میرفتهاند.<ref>[[سید محمد حسن صالح|صالح، سید محمد حسن]]، [[ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات (کتاب)|ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات]]، ص ؟؟؟.</ref> | ||
==[[ضرورت]] بحث== | |||
ضرورت بحث از [[وساطت فاعلی اهل بیت]]{{عم}} را در چند جهت میتوان بیان نمود: | |||
# بدیهی است که [[شناخت]] دقیق نقش [[اهل بیت]]{{عم}} در تکوینیات عالم نقش مهمی در [[محبت]] و [[اطاعت]] از [[فرامین]] آنان خواهد داشت. به علاوه در نوع نگاه [[شیعیان]] به عالم وجود تأثیرگذاری فراوان خواهد داشت. به عنوان نمونه نوع [[اعتقادی]] که به اهل بیت{{عم}} وجود دارد. در همین راستا [[فهم]] و [[اعتقاد]] برخی مفاهیم اعتقادی مانند [[شفاعت]] و [[توسل]] بسیار راحتتر خواهد بود؛ | |||
#دو مفهوم [[غلو]] و تقصیر از جمله صفاتی است که [[ائمه اطهار]]{{عم}} شیعیان و [[پیروان]] خود را از گرفتار شدن در دام آنها نهیب و هشدار دادهاند. همچنین [[تاریخ اسلام]] به ما مینمایاند که [[امت اسلامی]] در مورد شخصیتهای طراز اول خود به خصوص [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[حضرت علی]]{{ع}} به سه گروه غالی، مقصر و [[معتدل]] تقسیم شدهاند، و حتی [[پیشوایان دینی]] این تقسیمبندی را [[پیشبینی]] نمودهاند<ref>محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۲۵، ص٢۶۴ و ٢۶۵.</ref>. از مهمترین نقاط مورد [[اختلاف]] که اعتقاد و یا عدم اعتقاد به آن شدن موجب متهم به تقصیر و یا غلو بوده است بحث [[شأن]] و جایگاه [[تکوینی]] اهل بیت{{عم}} بوده است؛ چه اینکه برخی امروزه اعتقاد به [[ولایت تکوینی]] فراتر از حد [[اعجاز]] را نوعی غلو و خارج شدن از مسیر [[اعتدال]] میدانند، و در طرف دیگر خطر تقصیر و فروکاهیدن [[مقام اهل بیت]]{{عم}} به [[منزلت]] [[علمای ابرار]] وجود دارد. از اینروی گرفتار نشدن در دام غلو و تقصیر ضرورت این بحث را دو چندان مینماید؛ | |||
#از مفاهیم کلیدی [[قرآن]] که پیوند اساسی با [[ولایت]] دارد مسئله [[توحید]] و [[یکتاپرستی]] است. از زیر مجموعههای [[اعتقاد به توحید]]، [[توحید در خالقیت]] و [[رازقیت]] و در یک کلمه [[توحید افعالی]] است. از سوی دیگر از جمله اتهاماتی که همواره به [[مذهب امامیه]] ایراد میشود بیتوجهی به توحید افعالی و گرفتار شدن در دام [[شرک]] است. شرک بزرگترین خطر برای [[ایمان]] یک [[مسلمان]] است. فراتر از [[اعتقاد به خدا]] و [[رب]] دانستن [[ائمه]]{{عم}} که [[اعتقادی]] به [[یقین]] [[باطل]] است، گاه برخی نظریات اتصاف [[مخلوقات]] به هرگونه صفت خدایی و [[ربوبی]] را برنتابیده و [[معتقد]] به آن را [[مشرک]] معرفی مینماید؛ لذاست که هم برای [[اطمینان]] [[نفسانی]] و هم جوابگویی و رد شبهاتْ ارتباط [[وساطت فاعلی اهل بیت]]{{عم}} و تبیین صحیح آن به طوری که عدم اصطکاک آن با [[توحید افعالی]] و نزدیک نشدن آن به [[شرک]] مشخص و تبیین شود [[ضرورت]] مییابد؛ | |||
#تبیین [[اعتقاد]] به وساطت فاعلی از حیث روشن ساختن رابطه بین [[انسان]] و [[خداوند]] و همچنین مشخص کردن جایگاه انسان در [[نظام آفرینش]] ضرورت مییابد. به دیگر سخن اعتقاد به وساطت فاعلی اهل بیت{{عم}} [[مبیّن]] نوعی [[نظام اجتماعی]] خاص در [[جهان هستی]] است که نه بر اساس امتیازات عادی و قراردادی، بلکه بر اساس [[میزان]] [[عبودیت]] و [[اطاعت]] از [[حق]] است. در [[جهان مادی]] امروز که سببیت را در وسایط [[تجربی]] منحصر میکنند، نوعی [[تصرف در عالم]] که بر پایه [[قرب معنوی]] و امور ماورای مادی است، میتواند نگاه و [[بینش]] جدیدی را به انسان [[هدیه]] کند که تمام [[مکاتب سیاسی]] و [[اجتماعی]] را تحت تأثیر قرار دهد. | |||
اگرچه در حوزههای پیشگفته آثار متعددی نگاشته شده است، ولکن با توجه به اینکه بحث وساطت فاعلی مفهومی است که ارتباط تنگاتنگی با دیگر مفاهیم همچون [[تفویض]]، [[غلو]]، توحید افعالی و [[ولایت تکوینی]] دارد لازم است به طور ویژه به این بحث پرداخته شود. به دیگر سخن بحث وساطت فاعلی مبحثی منقح و آماده در میان [[آثار کلامی]] نیست؛ لذا باید ضمن واکاوی مفاهیم و قلمروهای متعدد و همچنین رصد [[آیات]] و [[روایات]] مورد نظر و با نگاه ویژه به بحث [[وساطت]] و فاعلیت، وساطت فاعلی اهل بیت{{عم}} به عنوان یک عنوان [[کلامی]] از دیگر عناوین استقصا و [[مرز]] آن با دیگر مفاهیم کلامی مشخص شود.<ref>[[سید محمد حسن صالح|صالح، سید محمد حسن]]، [[ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات (کتاب)|ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات]]، ص ؟؟؟.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
نسخهٔ ۳۰ نوامبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۹:۱۱
مقدمه
واسطه فاعلی یا همان علت فاعلی، موجودی است که موجود دیگر (معلول) از آن پدید میآید. علت فاعلی به این معنا فاعلهای طبیعی را نیز که در حرکات و دگرگونیهای اجسام مؤثر هستند، شامل میشود[۱]. در فلسفه به عامل وجودبخش یا ایجادکننده اصطلاحاً فاعل گفته میشود[۲]. حکما از دیرباز تقسیماتی را برای فاعل ذکر کردهاند. ملاصدرا در اسفار فواعل ششگانه را ترسیم کرده[۳]، و حاجی سبزواری در شرح منظومه هشت قسم را برای فاعل برشمرده است[۴]. با توجه به اقسام هشتگانه فاعل میتوان همین تعداد قسم را برای وساطت فاعلی فرض کرد: وساطت فاعلی بالقسر، وساطت فاعلی بالطبع، وساطت فاعلی بالجبر، وساطت فاعلی بالقصد، وساطت فاعلی بالتسخیر، وساطت فاعلی بالعنایه، وساطت فاعلی بالرضا، وساطت فاعلی بالتجلی. سه قسم نخست به فاعلهای غیر ارادی، و بقیه به فاعلهای ارادی و دارای اختیار اختصاص دارد. فاعل بالطبع، فاعلی است که فعل آن مطابق طبع و ساختار وجودیاش باشد، اما بدون علم و اختیار از آن صادر شود؛ مانند ریزش باران از آسمان که آب بدون اختیار خود به سوی پایین حرکت میکند؛ ولی مطابق طبع آن یعنی میل به پایین است[۵].
فاعل بالقسر، فاعلی است که فعلش بدون علم و آگاهی صادر میشود و مطابق طبع و ساختار طبیعی آن نیز نیست؛ مانند فواره، و سنگی که به آسمان پرتاب میشود، یا هضم سم به وسیله دستگاه گوارش که این فعل با طبیعت دستگاه گوارش سازگاری ندارد[۶]. فاعل بالجبر هم فاعلی است که برخلاف دو قسم پیشین، به فعل خود علم دارد، اما فعلش را به اراده خود انجام نمیدهد؛ مثل اینکه شخصی را به انجام دادن فعلی وادار کنند که مورد ارادهاش نیست[۷]. تقسیمات بعدی از نوع نگاه حکما نسبت به فاعل ارادی نشئت گرفته است و مخصوص فاعلهای اختیاری است. فلاسفه اسلامی با تعمق و ژرفاندیشی درباره فاعل ارادی، آن را به دو قسم فاعل بالقصد و فاعل بالعنایه تقسیم کردهاند. فرق فاعل بالقصد و فاعل بالعنایه در این است که در فاعل بالقصد برای تحقق فعل، علاوه بر ذات فاعل، به وجود انگیزه و داعی برای ذات فاعل هم نیاز است؛ مانند انسان که برای اینکه با اراده خود از جایی به جایی حرکت کند باید انگیزهای (مثلاً رسیدن به منفعت) در او پدید آید. اما در فاعل بالعنایه به انگیزه زائد بر ذات فاعل نیاز نیست؛ بلکه صرف علم به فعل، برای تحقق آن کافی است[۸]. از دیدگاه علمای مشا فاعلیت خداوند، فاعلیت بالعنایه است. ولی حکمای اشراق و حکمت متعالیه این نظر را رد کرده و معتقدند که فاعلیت خداوند از نوع دیگری است که به ترتیب از آن به فاعلیت بالرضا و فاعلیت بالتجلی یاد میکنند.
همچنین فلاسفه اسلامی با توجه به اینکه گاهی دو فاعل در طول یکدیگر در انجام دادن کاری مؤثر هستند و فاعل بعید، کار را به وسیله فاعل قریب انجام میدهد، نوعی دیگر از فاعلیت را به نام «فاعلیت بالتسخیر» اثبات کردند که با انواعی از فاعلیتها قابل جمع است؛ مثلاً گوارش غذا را که به وسیله قوای بدنی ولی تحت تسلط و تدبیر نفس انجام میگیرد، فعل تسخیری نامیدند[۹]. غرض از ذکر این تقسیمات آن است که بگوییم فاعلیت اهل بیت(ع) تمامی این اقسام را شامل نمیشود. به دیگر سخن از آنجا که برخی از این اقسام مختص فاعلهای غیر ارادی و جبری است (مانند فاعلیت بالطبع و فاعلیت بالقسر)، قطعاً فاعلیت اهل بیت(ع) به عنوان انسانهایی دارای اراده و اختیار، مصداق آن نخواهد بود. همچنین اگر در میان این اقسام فاعلیتی مختص خدای متعال دانسته شد (که مصداق آن بنا بر سه مکتب فلسفی مشا، اشراق و حکمت متعالیه متفاوت است)، قطعاً از محل بحث خارج است. از اینرو میتوان گفت وساطت فاعلی، فاعلیت ارادی قابل تحقق در ممکنات را در بر میگیرد که قدر متیقن آن فاعلیت بالقصد است.[۱۰]
وساطت فاعلی عام و خاص
وساطت فاعلی میتواند به دو گونه عام و خاص انجام شود. منظور از وساطت فاعلی عام این است که کل تأثیر و تأثرات عالم هستی توسط واسطه انجام شود؛ مثل اینکه قایل شویم امام معصوم(ع) مجرای مشیت و قدرت خداوند در نظام عالم است و هرگونه آفرینش و رزق و دیگر افعال به دست او انجام میشود. اما منظور از وساطت فاعلی خاص این است که واسطه صرفاً در بعضی از امور نقش وساطت و فاعلیت دارد و نه در کل عالم هستی؛ مثل اینکه معتقد شویم امام معصوم(ع) در موقعیتهای خاصی برای اثبات مقام الهی خود یا مصالح دیگر، کارهای خارقالعاده انجام دهد.[۱۱]
جایگاهشناسی بحث وساطت فاعلی
وساطت فاعلی در مباحث کلامی
به طور خاص میتوان خاستگاههای عمده بحث وساطت فاعلی اهل بیت(ع) در امور تکوینی عالم را در موارد ذیل جستوجو کرد:
- فلسفه امامت: فلسفه یا اهداف امامت از بحثهای کلی امامت است که معمولاً در مسئله ضرورت امام به آن اشاره میشود. همچنین بسیاری از تعاریف از امام در کتب متکلمان، تعریف به غایت است که به نوعی دربردارنده فلسفه امامت نیز هست. در ادوار متأخر و به خصوص بعد از خواجه نصیر طوسی، فلسفه امامت به صورت بحثی مستقل و منحاز مطرح شد و در اصطلاح به عنوان مسئله «لمَ الامامه» در کنار مسائل بنیادین دیگر (ما الامام؟ هل الامام؟ کیف الامام؟ و من الامام؟) مورد کاوش قرار گرفت[۱۲]. در میان فرق کلامی اهل تسنن یعنی معتزله، اشاعره و ماتریدیه فلسفه امامت به جنبههای عملی و اجرایی منحصر شده است؛ به طوری که امام صرفاً دارای نقشی تنفیذی و اجرایی است و نه حتی علمی و ارشادی[۱۳]. اما در اندیشه کلامی امامیه علاوه بر حفظ عملی امت اسلامی در برابر تهدیدات کفار و دشمنان، نوعی مرجعیت دینی و حفاظت نظری از اندیشههای دینی هم به عنوان فلسفه امامت ذکر میشود. همچنین در فلسفه امامت وجود امام به عنوان انسان کامل و فلسفه خلقت مورد توجه قرار میگیرد که در این میان میتوان نقش فاعلی او را تبیین نمود. به دیگر سخن وساطت فیض بودن امام به عنوان فلسفه امامت معرفی شده است که میتوان با تحلیل آن فراتر از وساطت غایی، وساطت فاعلی را نتیجهگیری نمود.
- شئون امامت: کلام امامیه بر خلاف اهل تسنن علاوه بر شأن زعامت سیاسی، نوعی مرجعیت دینی و بالاتر از آن ولایت معنوی را برای امام قایل است. اعتقاد به امامت نزد اعتقاد شیعیان یعنی به وجود انسانی کامل که حامل معنویت کلی انسانیت و قطب و محور عالم امکان است. این اعتقادات به خوبی در روایات، زیارتنامهها و ادعیه مختلف نمایان و مشهود است[۱۴]. این نگاه ویژه به امام که برگرفته از عمق و تدبر در بحث خلافت الهی است، نزد متکلمان امامیه موجب نوعی نگاه حداکثری به صفات امام در میان عقاید شیعه شده است. در همین راستا امامیه نیز معتقدند که امام مانند پیامبر دارای نفس کامل و مهذبی است که ضمن ارتباط با غیب میتواند عالم ممکن را نیز تحت تأثیر خود قرار دهد که در اصطلاح از آن به (ولایت در تصرف) و یا (ولایت تکوینی) تعبیر میشود.
- بحث معجزه و فاعل آن: یکی از مسائلی که از دیرباز در کتب کلامی بررسی شده، بحث فاعل معجزه و خرق عادت است. اگرچه برخی از متکلمان فاعل خرق عادت را خداوند میدانند، لکن بسیاری دیگر، خرق عادت را فعل پیامبر و امام و محصول ولایت او بر تکوین میدانند. بسیاری از رهیافتهایی که نسبت به فاعل معجزه در کتب کلامی آمده است میتواند به نوعی در بحث ما اثرگذار باشد.
- بحث توسل: آموزه توسل هم از جمله مسائلی است که مرتبط با بحث وساطت فاعلی است. در این میان مهمترین دستاویز مخالفین توسل بحث توحید عبادی که زیرمجموعه توحید افعالی است، بوده است، و از سوی دیگر موافقان غالباً نوعی وساطت فاعلی را برای ائمه(ع) پیشفرض گرفتهاند، و در همین راستا به توجیه و تبیین آن در راستا و مرز اعتقاد به توحید افعالی پرداختهاند.
- توحید افعالی: تفسیر خاصی که نحلههای کلامی از توحید افعالی به عنوان یکی از مراتب توحید داشتهاند با نظر آنها درباره امکان و یا اثبات وساطت فاعلی ارتباط تنگاتنگی داشته است. معمولاً در توضیح توحید افعالی در کتب کلامی مستقیم و یا غیر مستقیم در مورد وساطت فاعلی مخلوقین به این معنا که آیا میتوان آنها را خالق افعال خود دانست یا نه؟ قول به جبر، تفویض و امر بین الامرین در حقیقت سرشاخههای مهم بحث از وساطت فاعلی و امکان تفویض صحیح صفات فعل به شمار میرود.
- غلو: غلو از مباحث مهم کلامی است که با بحث وساطت فاعلی ارتباط تنگاتنگ دارد. عقاید غالیانه همواره مطرود متکلمان بوده است. درباره اینکه منظور از غلو چیست نظریات متنوع و گستردهای ارائه شده است. بر اساس برخی نظریات، ممکن است اعتقاد به فاعلیت یکی از مخلوقات خداوند یا گسترده دانستن ولایت تکوینی از عقاید غالیانه به شمار آید؛ از اینرو این بحث از بزنگاههای رصد دیدگاههای مختلف در مورد صحیح یا سقیم بودن اعتقاد به وساطت فاعلی اهل بیت(ع) است.[۱۵]
وساطت فاعلی در علوم غیر از کلام
- در تفسیر: در تفاسیر مربوط به قرآن حداقل در دو جایگاه میتوان بحث وساطت فاعلی را پیگیری کرد:
- در مورد خوارق عادات در قرآن: این معجزات و کرامات که به دست انبیا و غیر انبیا ظاهر شده است عملاً مفسران را به مباحث کلامی مبنی بر تعیین فاعل خرق عادت کشانده است؛
- در مورد برخی از آیات خاص که به عنوان فضایل قرآنی اهل بیت(ع) نام برده میشود: تفاسیر شیعی به نوعی با بهرهگیری از تأویل روایی آیات نوعی وساطت در عالم وجود را برای اهل بیت(ع) که مصادیق بارز و یا منحصر این آیات هستند در نظر گرفتهاند.
- در حدیث: بحث وساطت فاعلی را در چند دسته از احادیث اهل بیت(ع) میتوان پیگیری کرد:
- احادیث مربوط به بیان کرامات: کتب روایی پُر است از بیان کرامات اهل بیت(ع)، به طوری که دأب مصنفین مجامع حدیثی متقدم بر جمعآوری و احصای معجزات پیامبر خاتم(ص) و کرامات امامان معصوم(ع) و حضرت زهرا(س) بوده است که گاه آنها را به صورت مزجی، گاه به صورت ترتیب امامت و گاه به صورت موضوعی بیان کردهاند؛
- احادیث مربوط به تعلیل و فلسفه معجزات: در احادیث مربوط به معجزات گاه کدها و اشارههایی وجود دارد که موجب میشود تمام این کرامات را در مسیر علیت فاعلی تفسیر کنیم؛ مثلاً امامان معصوم(ع) در تعلیل برخی از معجزات از مفاهیمی همچون ملکیت و قدرت بهره بردهاند، که در جای مربوطه بدان اشاره خواهد شد؛
- احادیث خاص وساطت فاعلی: این احادیث بدون اشاره به معجزه خاصی به صفات و ویژگیهای برجسته امام معصوم(ع) در فرهنگ شیعه اشاره میکند که نتیجه طبیعی دارا بودن این صفات اثبات وساطت فاعلی است؛ مثلاً احادیث مربوط به اسم اعظم الهی و عالم بودن اهل بیت(ع) به آن و بلکه مصداق آن بودن را میتوان در این دسته جای داد[۱۶]؛
- احادیث خاص رد وساطت فاعلی: برخلاف دسته پیش، ظاهر برخی از احادیثْ نفی وساطت اهل بیت(ع) در امور خاصی مانند خلق و رزق را به دنبال دارد. این دسته از احادیث و پذیرش و یا توجیه آنها مرتبط با بحث وساطت فاعلی میباشد؛
- احادیث مربوط به ولایت کلیه: دسته خاصی از احادیث وجود دارند که ضمن تأکید بر اصل وساطت فاعلی، کلی بودن و بالجمله بودن آن را مورد تأکید قرار میدهند[۱۷]. اینکه عکسالعمل علما نسبت به این روایات و یا زیارات چگونه است در جای خود بررسی خواهد شد؛
- احادیث مربوط به خلقت نوری اهل بیت(ع): احادیث زیادی برای اهل بیت(ع) فراتر از وجود عنصری متأخر نوعی وجود نوری متقدم را قایلاند که از جمله صفات آن وساطت فاعلی در خلقت کل عالم هستی و حتی ملائکه پیامبران بوده است.
- در فقه: باید توجه داشت که بسیاری از مباحث کلامی و آرای مربوط به فقه اکبر در احکام صادره در فقه اصغر جا خوش کردهاند. اندک تفحصی نشان میدهد که برخلاف تصور اولیه میتوان مطالبی را در خور بحث وساطت فاعلی، در کتب فقهی یافت. از باب نمونه آرای کلامی فقیهان درباره اصل وساطت فاعلی (یا وساطت فاعلی در صفت خلقت) تا حدودی در فروع مربوط به مجسمهسازی و نقاشی یافت میشود. با این توضیح که در تاریخ کسانی از مجسمهسازی یا برخی هنرهای دیگر در راستای همطراز دانستن خود با خداوند بهره میگرفتند[۱۸]؛ لذا حداقل دستهای از روایات را میتوان متوجه این گروه دانست[۱۹]. از اینرو بنا بر یک نظر، حرمت مجسمهسازی ذی الارواح (به صورت کامل) با این پیشفرض صادر شده است که ماسوی الله در صفت خلقت نمیتواند وساطت فاعلی داشته باشد. از اینرو با این صنعت، نوعی شرکت در صفات فعل خدا و در نتیجه شرک رخ خواهد داد[۲۰]. به علاوه در کتاب طهارت در مبحث نجاست غلات بعضی از متکلمان به مفاهیم نظری مرتبط با بحث مانند معنای غلو، تفویض و مراتب آنها پرداختهاند.
- در فلسفه و عرفان: در علوم فلسفی و مشربهای مختلف فلسفه اسلامی، مباحثی همچون صادر نخستین و همچنین تواناییهای مربوط به نفس میتواند مرتبط با وساطت فاعلی اهل بیت(ع) باشد؛ به این معنا که بعد از اثبات اصل وساطت فاعلی در فلسفه با بهرهگیری از نقل اهل بیت(ع) به عنوان مصداق صادر نخستین و یا نفس برتر معرفی میشوند. همچنین در عرفان مفاهیمی مانند انسان کامل و ولایت وجود دارد که از دیرباز اهل بیت(ع) به عنوان مصادیق بارز آن به شمار میرفتهاند.[۲۱]
ضرورت بحث
ضرورت بحث از وساطت فاعلی اهل بیت(ع) را در چند جهت میتوان بیان نمود:
- بدیهی است که شناخت دقیق نقش اهل بیت(ع) در تکوینیات عالم نقش مهمی در محبت و اطاعت از فرامین آنان خواهد داشت. به علاوه در نوع نگاه شیعیان به عالم وجود تأثیرگذاری فراوان خواهد داشت. به عنوان نمونه نوع اعتقادی که به اهل بیت(ع) وجود دارد. در همین راستا فهم و اعتقاد برخی مفاهیم اعتقادی مانند شفاعت و توسل بسیار راحتتر خواهد بود؛
- دو مفهوم غلو و تقصیر از جمله صفاتی است که ائمه اطهار(ع) شیعیان و پیروان خود را از گرفتار شدن در دام آنها نهیب و هشدار دادهاند. همچنین تاریخ اسلام به ما مینمایاند که امت اسلامی در مورد شخصیتهای طراز اول خود به خصوص پیامبر اکرم(ص) و حضرت علی(ع) به سه گروه غالی، مقصر و معتدل تقسیم شدهاند، و حتی پیشوایان دینی این تقسیمبندی را پیشبینی نمودهاند[۲۲]. از مهمترین نقاط مورد اختلاف که اعتقاد و یا عدم اعتقاد به آن شدن موجب متهم به تقصیر و یا غلو بوده است بحث شأن و جایگاه تکوینی اهل بیت(ع) بوده است؛ چه اینکه برخی امروزه اعتقاد به ولایت تکوینی فراتر از حد اعجاز را نوعی غلو و خارج شدن از مسیر اعتدال میدانند، و در طرف دیگر خطر تقصیر و فروکاهیدن مقام اهل بیت(ع) به منزلت علمای ابرار وجود دارد. از اینروی گرفتار نشدن در دام غلو و تقصیر ضرورت این بحث را دو چندان مینماید؛
- از مفاهیم کلیدی قرآن که پیوند اساسی با ولایت دارد مسئله توحید و یکتاپرستی است. از زیر مجموعههای اعتقاد به توحید، توحید در خالقیت و رازقیت و در یک کلمه توحید افعالی است. از سوی دیگر از جمله اتهاماتی که همواره به مذهب امامیه ایراد میشود بیتوجهی به توحید افعالی و گرفتار شدن در دام شرک است. شرک بزرگترین خطر برای ایمان یک مسلمان است. فراتر از اعتقاد به خدا و رب دانستن ائمه(ع) که اعتقادی به یقین باطل است، گاه برخی نظریات اتصاف مخلوقات به هرگونه صفت خدایی و ربوبی را برنتابیده و معتقد به آن را مشرک معرفی مینماید؛ لذاست که هم برای اطمینان نفسانی و هم جوابگویی و رد شبهاتْ ارتباط وساطت فاعلی اهل بیت(ع) و تبیین صحیح آن به طوری که عدم اصطکاک آن با توحید افعالی و نزدیک نشدن آن به شرک مشخص و تبیین شود ضرورت مییابد؛
- تبیین اعتقاد به وساطت فاعلی از حیث روشن ساختن رابطه بین انسان و خداوند و همچنین مشخص کردن جایگاه انسان در نظام آفرینش ضرورت مییابد. به دیگر سخن اعتقاد به وساطت فاعلی اهل بیت(ع) مبیّن نوعی نظام اجتماعی خاص در جهان هستی است که نه بر اساس امتیازات عادی و قراردادی، بلکه بر اساس میزان عبودیت و اطاعت از حق است. در جهان مادی امروز که سببیت را در وسایط تجربی منحصر میکنند، نوعی تصرف در عالم که بر پایه قرب معنوی و امور ماورای مادی است، میتواند نگاه و بینش جدیدی را به انسان هدیه کند که تمام مکاتب سیاسی و اجتماعی را تحت تأثیر قرار دهد.
اگرچه در حوزههای پیشگفته آثار متعددی نگاشته شده است، ولکن با توجه به اینکه بحث وساطت فاعلی مفهومی است که ارتباط تنگاتنگی با دیگر مفاهیم همچون تفویض، غلو، توحید افعالی و ولایت تکوینی دارد لازم است به طور ویژه به این بحث پرداخته شود. به دیگر سخن بحث وساطت فاعلی مبحثی منقح و آماده در میان آثار کلامی نیست؛ لذا باید ضمن واکاوی مفاهیم و قلمروهای متعدد و همچنین رصد آیات و روایات مورد نظر و با نگاه ویژه به بحث وساطت و فاعلیت، وساطت فاعلی اهل بیت(ع) به عنوان یک عنوان کلامی از دیگر عناوین استقصا و مرز آن با دیگر مفاهیم کلامی مشخص شود.[۲۳]
منابع
پانویس
- ↑ محمدتقی مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ج۲، ص۹۱.
- ↑ عبدالرسول عبودیت و مجتبی مصباح، خداشناسی فلسفی؛ ص۵۱.
- ↑ ملاصدرا، الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الأربعة، ج۲، ص٢٢١-٢٢۴.
- ↑ حاجی سبزواری، شرح منظومه، ج۲، ص۴٠۸-۴٠۹.
- ↑ ملاصدرا، الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة، ج۲، ص۲۲۰.
- ↑ ملاصدرا، الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة، ج۲، ص۲۲۱.
- ↑ ملاصدرا، الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة، ج۲، ص۲۲۲.
- ↑ ملاصدرا، الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة، ج۲، ص۲۲۳.
- ↑ محمدتقی مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ج۲، ص۹۱-۹۳.
- ↑ صالح، سید محمد حسن، ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات، ص ؟؟؟.
- ↑ صالح، سید محمد حسن، ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات، ص ؟؟؟.
- ↑ ر.ک: نصیر الدین طوسی، تلخیص المحصل، ص۴۲۵ و ۴۲۶ و ۴٢٩؛ ابن میثم بحرانی، قواعد المرام فی علم الکلام، ص١٧٣ و ١٧۴.
- ↑ در این زمینه عبدالجبار معتزلی مینویسد: أَنَّ الْإِمَامَ إِنَّمَا يُرَادُ لِأُمُورٍ سَمْعِيَّةٍ، كَإِقَامَةِ الْحُدُودِ وَ تَنْفِيذِ الْأَحْكَامِ وَ مَا شَاكَلَهُمَا (عبدالجبار معتزلی، المغنی، ج۲۰؛ همو، الامامة، ج۱، ص۳۹؛ قوام الدین مانکدیم، شرح الاصول الخمسه، ص۵٠٩؛ سعدالدین تفتازانی، شرح العقائد النسفیه، ص۱۰؛ ابوبکر باقلانی، تمهید الاوائل و تلخیص الدلائل، ص۴٧٧؛ عضدالدین ایجی، شرح المواقف، ج٨، ص٣۴۶).
- ↑ ر.ک: احمدحسین شریفی، خاتمیت، امامت و مهدویت، ص۷۱؛ مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۴، ص۷۱۹ و ۷۲۰.
- ↑ صالح، سید محمد حسن، ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات، ص ؟؟؟.
- ↑ ر.ک: محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۲۷، ص٢۵.
- ↑ در پایان فصل چهارم به این احادیث اشاره خواهد شد.
- ↑ برخی فراعنه مصر را میتوان از این دسته دانست که با ساختن اهرام و مجسمههایی مانند ابوالهول کار را به جایی رساندند که فرعون زمان حضرت موسی(ع) ادعای خدایی نمود (﴿فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى﴾ «و گفت: من پروردگار برتر شمایم،» سوره نازعات، آیه ۲۴؛ ﴿وَنَادَى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قَالَ يَا قَوْمِ أَلَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَهَذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِي مِنْ تَحْتِي أَفَلَا تُبْصِرُونَ﴾ «و فرعون در میان قوم خود بانگ برداشت و گفت: ای قوم من! آیا پادشاهی مصر از آن من نیست در حالی که این جویبارها از زیر (کاخ) من روان است؟ آیا نمیبینید؟» سوره زخرف، آیه ۵۱).
- ↑ مانند اینکه پیامبر(ص) فرمودند: «هر کس مجسمهای بسازد، در روز قیامت، خداوند از او میخواهد که در مجسمهاش بدمد و او از انجام این کار ناتوان است» (شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج١٧، ص٢٩٧، ح٢٢۵٧۴).
- ↑ أَنَّ الظَّاهِرَ أَنَّ الْحِكْمَةَ فِي التَّحْرِيمِ هِيَ حُرْمَةُ التَّشَبُّهِ بِالْخَالِقِ فِي إِبْدَاعِ الْحَيَوَانَاتِ وَ أَعْضَائِهَا عَلَى الْأَشْكَالِ الْمَطْبُوعَةِ، الَّتِي يَعْجِزُ الْبَشَرُ عَنْ نَقْشِهَا عَلَى مَا هِيَ عَلَيْهِ، فَضْلًا عَنْ اخْتِرَاعِهَا (مرتضی الانصاری، المکاسب المحرمه، ج۱، ص١٨۵).
- ↑ صالح، سید محمد حسن، ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات، ص ؟؟؟.
- ↑ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۲۵، ص٢۶۴ و ٢۶۵.
- ↑ صالح، سید محمد حسن، ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات، ص ؟؟؟.