مولی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Heydari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۶ دسامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۵:۴۸ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل مولی (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

مولا در فرهنگ مطهر

یکی از معانی مولا، ناصر و یاور است [بنابراین کلمه مولا اگر به معنی حلیف آمده، باز معنای یاور را می‌دهد][۶]. کلمه مولی در زبان عربی معانی متعدد و احیاناً متضادی دارد، مثلاً هم به سرور و مطاع و آقا مولی می‌گویند، آن چنان که پیغمبر اکرم درباره علی(ع) فرمود: «مَنْ‏ كُنْتُ‏ مَوْلَاهُ‏ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ» و هم در مورد بنده و برده و مطیع، به‌طور کلی معنی “ولاء” پیوند و قرابت است و لهذا مورد استعمال متعددی دارد. یکی از موارد استعمال این کلمه ولاء عتق است، افرادی که قبلاً برده بودند و آزاد می‌شدند به آنها و به فرزندانشان مولی می‌گفتند، همچنان که به آزادکننده نیز مولی می‌گفتند. احیاناً به افرادی که با قبیله‌ای پیمان می‌بستند، مخصوصاً افراد غیر عرب که با اعراب پیمان می‌بستند که از حمایت آنها برخوردار باشند نیز مولی می‌گفتند. به ایرانیان از آن جهت موالی می‌گفتند که با اجدادشان برده و سپس آزاد شده بودند- که البته عده اینها زیاد نبود- و یا با برخی قبائل عرب پیمان حمایت بسته بودند. تدریجاً به همه مردم ایران موالی می‌گفتند، اما اینکه برخی مدعی شده‌اند که اعراب ایرانیان را بدان جهت مولی می‌گفتند که آنها را برده خود می‌دانستند، قطعاً اشتباه است[۷]. مفهوم اصلی کلمه مولا “قرب” و “دُنو” است. در مورد دو چیز که پهلوی یکدیگر و متّصل به یکدیگر باشند، کلمه “ولاء” یا “ولیّ” یا کلمه “مولا” به کار برده می‌شود و لهذا غالباً در دو معنی متضاد به کار می‌رود. مثلاً به خداوند اطلاق مولا نسبت به بندگان شده است و بالعکس به آقا اطلاق شده، و به غلام هم گفته می‌شود. یکی از معانی کلمه “مولا” که مقصودم همین است، “مُعْتِق” یعنی آزادکننده است. به کسی که آزاد می‌شود “مُعتَق” می‌گویند. کلمه مولا هم به “مُعتِق” اطلاق شده است و هم به “مُعتق” یعنی هم به آزاد کننده مولا می‌گویند، هم به آزادشده[۸].[۹]

مولا عابس

منظور از مولا عابس، این نیست که غلام یا آزاد شده عابس بوده، بلکه به این معنی است که هم پیمان او بوده، و گفته‌اند که در جلالت قدر و شخصیت اجتماعی از عابس بزرگ‌تر بوده است[۱۰].[۱۱]

پرسش‌های وابسته

منابع

  1. محدثی، جواد، فرهنگ غدیر.
  2. زکریایی، محمد علی، فرهنگ مطهر

پانویس

  1. محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۵۵۸.
  2. جلد ۱ ص ۳۴۰ تا ۴۰۰
  3. فشرده‌ای از بحث طولانی علامه امینی در الغدیر، در جزوه‌ای فارسی به نام «معنای مولی» به قلم جواد محدثی، از انتشارات مرکز پژوهش‌های فارسی الغدیر، چاپ شده است، در ۵۸ صفحه جیبی
  4. از جمله «رسالة فی معنی المولی» شیخ مفید، «فضائل الخمسة من الصّحاح السته» ج ۱ ص ۳۹۲، «عبقات الأنوار» ج ۱، «المراجعات» نامه ۵۴ تا ۶۰، «بحارالأنوار»، ج ۲۱ و ۳۷، «فیض القدیر» و...
  5. محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۵۵۸.
  6. امامت و رهبری، ص۲۰۶.
  7. خدمات متقابل اسلام و ایران، ص۳۵۷.
  8. گفتارهای معنوی، ص۱۰.
  9. زکریایی، محمد علی، فرهنگ مطهر، ص ۷۸۱.
  10. حماسه حسینی، جلد اول ۲۹۵.
  11. زکریایی، محمد علی، فرهنگ مطهر، ص ۷۸۲.