عصمت پیامبران در معارف و سیره رضوی

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Jaafari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۲۷ ژوئیهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۲:۴۲ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
اعتقادات شیعه
خداشناسی
توحیدتوحید ذاتیتوحید صفاتیتوحید افعالیتوحید عبادیصفات ذات و صفات فعل
فروعتوسلشفاعتتبرکاستغاثه
عدل الهی
حُسن و قُبحبداءامر بین الامرین
نبوت
عصمت پیامبرانخاتمیتپیامبر اسلاممعجزهعدم تحریف قرآن
امامت
باورهاعصمت امامانولایت تكوینیعلم غیبخلیفة‌اللهغیبتمهدویتانتظار فرجظهوررجعت
امامانامام علیامام حسنامام حسینامام سجادامام باقرامام صادقامام کاظمامام رضاامام جوادامام هادیامام عسکریامام مهدی
معاد
برزخمعاد جسمانیحشرصراطتطایر کتبمیزان
مسائل برجسته
اهل‌بیتچهارده معصومکرامتتقیهمرجعیتولایت فقیه

مقدمه

امام علی بن موسی(ع)، در زمانی ویژه می‌زیست. ایشان در مدت امامت بیست ساله خود، ده سال نخست را با هارون الرشید، پنج سال بعد را با امین عباسی و پنج سال پس از آن را با حکومت مأمون عباسی سپری کرد. امام رضا(ع) در سه سال آخر عمر خود، یعنی از سال دویست هجری قمری در سرزمین خراسان در مقام ولایتعهدی مأمون عباسی بود[۱]. نکته مهم زندگانی امام رضا(ع)، کثرت روایات رسیده از ایشان در همان سه سال حضور در ایران است، که بخشی از آنها نیز مربوط به مسائل اعتقادی است. نگاهی کوتاه به حیات پربرکت امام رضا(ع)، به ویژه سه سال آخر عمر ایشان، تأکید ایشان بر تبیین معارف اعتقادی را نشان می‌دهد. حضور دانشمندان ادیان و مذاهب گوناگون در دربار مأمون عباسی، در تبیین نوع معارف صادر شده از آن حضرت بی‌تأثیر نبوده است؛ زیرا اغلب مباحث مطرح شده در آن محافل، مسائل اصولی و بنیادین میان ادیان و مذاهب بوده است. نگاهی اجمالی به کتاب شریف عیون اخبار الرضار(ع) می‌تواند پرده از این واقعیت بردارد.

از مباحث اعتقادی‌ای که در بارگاه مأمون عباسی و به طور کلی در سرزمین ایران از امام رضا(ع) می‌پرسیدند، مسئله عصمت، به ویژه عصمت پیامبران بوده است. در بارگاه مأمون، بارها درباره عصمت پیامبران از امام رضا(ع) پرسیدند. اباصلت هروی در این باره نقل می‌کند که روزی مأمون عباسی، بزرگان ادیان و مذاهب را جمع کرد. علی بن محمد بن جهم از امام(ع) پرسید: «ای فرزند رسول خدا، آیا قایل به عصمت پیامبران هستی؟ فرمود: بله»[۲].

در مجلس دیگری نیز خود مأمون عباسی همین پرسش را خدمت امام مطرح کرد و همان پاسخ را شنید[۳]. البته نکته مهمی که باید به آن توجه داشت، آن است که در برخی از بیانات امام رضا(ع) گناهان صغیره برای پیامبران، بخشیده شده شمرده شده است. فضل بن شاذان از نامه‌ای سخن به میان آورده است که امام رضا(ع) برای مأمون نوشته‌اند و ضمن آن فرموده‌اند: «همانا گناهان صغیره پیامبران بخشیده شده است»[۴]. در این روایت امام(ع) میان زمان پیش از نبوت و پس از آن یا خود گناهان صغیره تفاوتی قایل نیست؛ اما در بیانی دیگر جواز صدور گناهان صغیره از پیامبران را به زمان پیش از نبوت مقید می‌کند و ظاهراً گناهان صغیره را نیز به طور مطلق بخشوده و مجاز نمی‌داند. ایشان در مقام پاسخ‌گویی به پرسشی درباره آیه ﴿وَعَصَى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَى[۵] می‌فرماید: «آن عصیان، از گناهان صغیره بخشیده‌شده‌ای است که پیش از نزول وحی برای آنها جایز و به آنان رواست. پس هنگامی که خداوند آنها را برگزید و به آنان مقام پیامبری داد، معصوم بودند و مرتکب گناه صغیره و کبیره نمی‌شدند»[۶]. نتیجه‌ای که می‌توان از این بیانات گرفت، آن است که اولاً، در آنها تلقی عصمت، تنها عصمت از گناه است؛ ثانیاً، پیامبران دست‌کم پیش از نبوت از برخی گناهان صغیره، معصوم نیستند؛ اما از سایر گناهان در آن زمان و از همه گناهان پس از تصدی منصب نبوت معصوم‌اند. امام رضا(ع) در بخش دیگری از بیانات خود به شبهه‌های عصمت پیامبران پاسخ می‌دهند. پیش‌تر نیز بیان شد که قرآن کریم دربردارنده آیات فراوانی است که به ظاهر نسبت داشتن گناه و عصیان را با پیامبران الهی ثابت می‌کند. وجود چنین آیاتی، سبب شده بود تا برای برخی از دانشمندان عصر امام رضا(ع) و نیز شخص مأمون عباسی شبهه ایجاد شود. آنان که از دیدگاه امام(ع) درباره عصمت پیامبران آگاه بودند، با طرح آن آیات در صدد شنیدن پاسخ امام(ع) در این باره بودند.

علی بن محمد بن جهم در محفل علمی باشکوهی که در حضور مأمون عباسی و دانشمندان ادیان و مذاهب گوناگون آن زمان برپا شده بود، با تمسک به آیات قرآن کریم، در صدد خدشه وارد کردن به عصمت برخی از پیامبران بود. امام(ع) پس از شنیدن سخنان او، با تندی وی را از تفسیر به رأی و متهم کردن پیامبران به ارتکاب گناه برحذر داشت[۷]. مأمون عباسی نیز در جلسه دیگری از امام(ع) درباره معنای برخی از آیاتی که موجب توهم نسبت گناه به پیامبران می‌شد، پرسش‌هایی پرسید. به طور کلی حضرت آدم، ابراهیم، یونس، یوسف، داوود، موسی و محمد(ص)، پیامبرانی بودند که درباره عصمت آنان پرسش‌ها و شبهاتی مطرح شد، و امام(ع) به آنها پاسخ داد. نگاهی دقیق به متناظرات شکل گرفته، نشان این واقعیت است که در همه موارد، امام(ع) پاسخ‌گوی شبهه‌های عصمت پیامبران از گناهان بوده است؛ زیرا پرسش کنندگان، آیه ﴿وَعَصَى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَى[۸] را برای نقض عصمت حضرت آدم به کار بردند که موهم صدور عصیان و گناه از وی است. همچنین آنان آیه ﴿لَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَذَا رَبِّي[۹] را برای نقض عصمت حضرت ابراهیم(ع) به زبان آوردند که موهم ستاره‌پرستی آن حضرت است. نیز از آیه ﴿وَذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ[۱۰] برای نقض عصمت حضرت یونس(ع) استفاده کردند که موهم آن است که حضرت یونس(ع) گمان کرده است که خدا نمی‌تواند به او دست یابد. همچنین آنان با طرح آیه معروف ﴿وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا[۱۱] در صدد خدشه‌دار کردن عصمت حضرت یوسف(ع) برآمدند. شبهه کنندگان با طرح آیه ﴿وَظَنَّ دَاوُودُ أَنَّمَا فَتَنَّاهُ[۱۲] در صدد لکه‌دار کردن دامن حضرت داوود(ع) - با ساختن داستان دل باختن او به همسر «اوریا»- برآمدند. پرسشگران، از جمله خود مأمون عباسی، با طرح آیاتی همچون ﴿فَوَكَزَهُ مُوسَى فَقَضَى عَلَيْهِ قَالَ هَذَا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ[۱۳]، ﴿قَالَ فَعَلْتُهَا إِذًا وَأَنَا مِنَ الضَّالِّينَ[۱۴] و ﴿وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَنْ تَرَانِي[۱۵] در صدد صدمه زدن به عصمت حضرت موسی(ع) نیز بودند که همگی ناظر به عصمت از گناه‌اند.

همه پاسخ‌های امام رضا(ع) نیز مؤید تقریر همین مفهوم از عصمت (عصمت از گناه) است. افزون بر آنکه تفسیر آن حضرت از آیه ﴿وَظَنَّ دَاوُودُ أَنَّمَا فَتَنَّاهُ، گویای صدور اشتباه از حضرت داوود(ع) در امر قضاوت است؛ بدین معنا که امام(ع) در تفسیر این آیه می‌فرماید: «خداوند دو فرشته را فرستاد تا به محل عبادت داوود(ع) بروند. آن دو فرشته به داوود(ع) گفتند که ما دشمن یکدیگریم، و تو میان ما حکم کن. یکی از آن دو نفر گفت: ای داوود، این مرد برادر من است و ۹۹ میش دارد، و من تنها یک میش دارم. او به من گفته است که مرا کفیل گردان تا آن میش نیز از آن من باشد». امام(ع) پس از آن فرمود: «فَعَجَّلَ دَاوُدُ(ع) عَلَى الْمُدَّعَى عَلَيْهِ فَقَالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤالِ نَعْجَتِكَ إِلى نِعاجِهِ وَ لَمْ يَسْأَلِ الْمُدَّعِيَ الْبَيِّنَةَ عَلَى ذَلِكَ... فَكَانَ هَذَا خَطِيئَةُ رَسْمِ الْحُكْمِ»[۱۶]؛ «داوود(ع) در حکم کردن بر مدعی علیه عجله کرد و بدون آنکه از مدعی طلب شاهد کند، گفت که برادرت بر تو ستم کرده است. خطای داوود(ع) چنین بوده است». توجه به این نکته، این مطلب را به ما می‌آموزد که امام(ع) تنها در صدد دفاع از عصمت پیامبران از گناه – و نه از اشتباه - بوده است. بارها پیشوایان دین بر عصمت امام تأکید کرده بودند. این مسئله در دوران امام رضا(ع) نیز تثبیت شد. امام رضا(ع) در یکی از بیانات نورانی خود، ویژگی‌هایی همچون برتری در علم، تقوا، شجاعت و عبادت و نیز مطهَّر بودن را از اوصاف امام شمرد[۱۷].

عبدالعزیز بن مسلم نقل می‌کند که همراه با امام رضا(ع) در مرو بودیم. روزی وارد مسجد شدم و دیدم مردم جمع شده‌اند و به بحث درباره مسئله امامت مشغول‌اند، نزد امام رضا(ع) رفتم و ایشان را باخبر کردم. امام(ع) با تأکید بر اینکه منزلت و جایگاه امام چنان رفیع است که هرگز به عقل‌های مردم نمی‌رسد، فرمودند: ... خداوند مقام امامت را در مرتبه سوم، پس از مقام نبوت و دوستی خود، به ابراهیم خلیل الله اختصاص داد... و در کلام خود فرمود: ﴿إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا[۱۸]... [و] فرمود: ﴿لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ[۱۹]. پس حق تعالی به سبب این آیه امامت هر ظالم و ستمکاری را تا روز قیامت باطل کرد و امام را از برگزیدگان خود قرار داد.... امام، از گناهان پاک و از عیوب مبرا و مخصوص به علم الهی است.... او معصوم، تأییدشده، توفیق داده شده و محکم شده است و از اشتباهات و گمراهی‌ها و لغزش‌ها در امان است، و خداوند او را به این امور مختص ساخته است تا حجت او بر بندگان باشد[۲۰].

بر اساس این روایت، امام(ع) چنان منزلتی دارد که عقول مردم قادر به درک آن نیست. امام(ع)، نه تنها از گناه معصوم است، بلکه از همه عیب‌ها و اشتباهات[۲۱] نیز مصون است. نکته مهم این روایت آن است که می‌توان گفت واژه «معصوم» در اینجا به عصمت از اشتباه نیز گسترش یافته است؛ زیرا امام(ع) واژگانی همچون «امن» را، هم درباره لغزش‌ها و هم اشتباهات به کار برده است، که در حقیقت بیانی دیگر از همان مفهوم معصوم است که در چند کلمه پیش، آن را به کار برد: «وَ هُوَ مَعْصُومٌ مُؤَيَّدٌ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ قَدْ أَمِنَ الْخَطَايَا وَ الزَّلَلَ وَ الْعِثَارَ»[۲۲]. همچنین مرحوم شیخ صدوق در کتاب شریف عیون اخبار الرضا(ع) روایتی را بدون سند از امام رضا(ع) چنین نقل می‌کند: «إِنَّ الْإِمَامَ مُؤَيَّدٌ بِرُوحِ الْقُدُسِ وَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ عَمُودٌ مِنْ نُورٍ يَرَى فِيهِ أَعْمَالَ الْعِبَادِ وَ كُلَّمَا احْتَاجَ إِلَيْهِ لِلدَّلَالَةِ اطَّلَعَ عَلَيْهِ وَ يَبْسُطُ لَهُ فَيَعْلَمُ وَ يُقْبَضُ عَنْهُ فَلَا يَعْلَمُ وَ الْإِمَامُ يُولَدُ وَ يَلِدْ وَ يَصِحُّ وَ يَمْرَضُ... وَ يَنْسَى وَ يَسْهُو وَ يَفْرَحُ وَ يَحْزَنُ...»[۲۳]؛ «امام به وسیله روح القدس تأیید می‌شود، و میان او و خداوند عمودی از نور است که اعمال بندگان را در آن می‌بیند و هرگاه که به راهنمایی او نیاز پیدا کند، به آن آگاهی می‌یابد و آن عمود باز می‌شود. امام که آگاه شد، بسته می‌شود. پس امام دیگر نمی‌داند. امام، زاده می‌شود و فرزند به دنیا می‌آورد و سالم و مریض می‌شود... و فراموش می‌کند و اشتباه می‌کند و خوشحال و ناراحت می‌شود». بر اساس این روایت، امام(ع) اگرچه تأیید شده روح القدس است، همچون مردم عادی به فراموشی نیز دچار می‌شود. از این‌رو نمی‌توان او را از اشتباه و فراموشی معصوم دانست. البته با توجه به اینکه این روایت فاقد سند است و مضمون آن با دیگر روایات صادر شده از امامان پاک(ع) منافات دارد، نمی‌توان آن را پذیرفت.[۲۴]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. گفتنی است در این باره، میان محققان اختلاف‌نظر وجود دارد. ر.ک: رسول جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ص۴۲۵.
  2. محمد بن علی بن حسین (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۱۷۰.
  3. محمد بن علی بن حسین (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۱۷۴.
  4. «أَنَّ ذُنُوبَ الْأَنْبِيَاءِ(ع) صَغَائِرُهُمْ مَوْهُوبَةٌ»؛ (محمد بن علی بن حسین (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا(ع)، ج۱، ص۱۳۵). یادکرد این نکته مهم لازم است که نگارنده در این مقام در صدد گزارش روایات و اثبات این مطلب است که مباحث مربوط به عصمت در آن دوران مطرح بوده است، و جرح و تعدیل روایات و جمع‌بندی و نتیجه‌گیری متقن از آنها، خود پژوهشی مستقل می‌طلبد. از این رو، خوانندگان محترم نباید مضمون این روایات را نظریه نهایی امامان(ع) درباره عصمت پیامبران به شمار آورند.
  5. «آنگاه، (هر دو) از آن خوردند و شرمگاه‌هاشان بر آنان نمایان شد و آغاز کردند به نهادن برگ (درختان) بهشت بر خودشان و آدم با پروردگارش نافرمانی کرد و بیراه شد» سوره طه، آیه ۱۲۱.
  6. «إِنَّمَا كَانَ مِنَ الصَّغَائِرِ الْمَوْهُوبَةِ الَّتِي تَجُوزُ عَلَى الْأَنْبِيَاءِ قَبْلَ نُزُولِ الْوَحْيِ عَلَيْهِمْ فَلَمَّا اجْتَبَاهُ اللَّهُ تَعَالَى وَ جَعَلَهُ نَبِيّاً كَانَ مَعْصُوماً لَا يُذْنِبُ صَغِيرَةً وَ لَا كَبِيرَةً»؛ (محمد بن علی بن حسین (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۱۷۴).
  7. «وَيْحَكَ يَا عَلِيُّ اتَّقِ اللَّهَ وَ لَا تَنْسُبْ إِلَى أَنْبِيَاءِ اللَّهِ الْفَوَاحِشَ وَ لَا تَتَأَوَّلْ كِتَابَ اللَّهِ بِرَأْيِكَ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ قَالَ ﴿وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ»؛ (محمد بن علی بن حسین (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۱۷۰- ۱۷۱).
  8. «و آدم با پروردگارش نافرمانی کرد و بیراه شد» سوره طه، آیه ۱۲۱.
  9. «و چون شب بر او چادر افکند ستاره‌ای دید گفت: این پروردگار من است اما هنگامی که ناپدید شد گفت: ناپدیدشوندگان را دوست نمی‌دارم» سوره انعام، آیه ۷۶.
  10. «و یونس را (یاد کن) هنگامی که خشمناک راه خویش در پیش گرفت و گمان برد که هیچ‌گاه او را در تنگنا نمی‌نهیم پس در آن تاریکی‌ها بانگ برداشت که هیچ خدایی جز تو نیست، پاکا که تویی، بی‌گمان من از ستمکاران بوده‌ام» سوره انبیاء، آیه ۸۷.
  11. «و بی‌گمان آن زن آهنگ وی کرد و وی نیز اگر برهان پروردگار خویش را نمی‌دید آهنگ او می‌کرد بدین گونه (بر آن بودیم) تا از او زشتی و پلیدکاری را بگردانیم که او از بندگان ناب ما بود» سوره یوسف، آیه ۲۴.
  12. «و داود دانست که ما او را آزموده‌ایم» سوره ص، آیه ۲۴.
  13. «پس موسی مشتی بر او زد که او را کشت، (موسی) گفت: این از کار شیطان است» سوره قصص، آیه ۱۵.
  14. «گفت: آن را هنگامی کردم که از ناآگاهان بودم» سوره شعراء، آیه ۲۰.
  15. «و چون موسی به وعده‌گاه ما آمد و پروردگارش با وی سخن سر کرد، گفت: پروردگارا! خویش را به من بنمای تا در تو بنگرم، فرمود: مرا هرگز نخواهی دید اما در این کوه بنگر! اگر بر جای خود استوار ماند مرا نیز خواهی دید و همین که پروردگارش بر آن کوه تجلّی کرد آن را با خاک یکسان ساخت و موسی بیهوش افتاد و چون به خویش آمد، گفت: پاکا که تویی! به پیشگاهت توبه آوردم و من نخستین مؤمنم» سوره اعراف، آیه ۱۴۳.
  16. محمد بن علی بن حسین (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۱۷۲.
  17. «لِلْإِمَامِ عَلَامَاتٌ يَكُونُ أَعْلَمَ النَّاسِ وَ أَحْكَمَ النَّاسِ وَ أَتْقَى النَّاسِ وَ أَحْلَمَ النَّاسِ وَ أَشْجَعَ النَّاسِ وَ أَسْخَى النَّاسِ وَ أَعْبَدَ النَّاسِ وَ يلد [يُولَدُ] مَخْتُوناً وَ يَكُونُ مُطَهَّراً»؛ (محمد بن علی بن حسین (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۱۹۲).
  18. «من تو را پیشوای مردم می‌گمارم» سوره بقره، آیه ۱۲۴.
  19. «پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.
  20. «إِنَّ الْإِمَامَةَ أَجَلُّ قَدْراً وَ أَعْظَمُ شَأْناً وَ أَعْلَى مَكَاناً وَ أَمْنَعُ جَانِباً وَ أَبْعَدُ غَوْراً مِنْ أَنْ يَبْلُغَهَا النَّاسُ بِعُقُولِهِمْ أَوْ يَنَالُوهَا بِآرَائِهِمْ أَوْ يُقِيمُوا إِمَاماً بِاخْتِيَارِهِمْ إِنَّ الْإِمَامَةَ خَصَّ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهَا إِبْرَاهِيمَ الْخَلِيلَ(ع) بَعْدَ النُّبُوَّةِ وَ الْخُلَّةِ مَرْتَبَةً ثَالِثَةً وَ فَضِيلَةً شَرَّفَهُ بِهَا وَ أَشَادَ بِهَا ذِكْرَهُ فَقَالَ ﴿إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا... الْإِمَامُ الْمُطَهَّرُ مِنَ الذُّنُوبِ وَ الْمُبَرَّأُ عَنِ الْعُيُوبِ الْمَخْصُوصُ بِالْعِلْمِ... وَ هُوَ مَعْصُومٌ مُؤَيَّدٌ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ قَدْ أَمِنَ الْخَطَايَا وَ الزَّلَلَ وَ الْعِثَارَ وَ خَصَّهُ اللَّهُ بِذَلِكَ لِيَكُونَ حُجَّتَهُ عَلَى عِبَادِهِ وَ شَاهِدَهُ عَلَى خَلْقِهِ...»؛ (محمد بن علی بن حسین (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۱۹۵-۲۰۰).
  21. گفتنی است در روایت یاد شده واژه «خطایا» به کار رفته است. در صفحات پیشین «خطیئة» را به معنای گناه غیر عمدی دانستیم؛ اما چنان که بیان شد به لحاظ لغوی استعمال آن در «اشتباه» نیز صحیح است.
  22. محمد بن علی بن حسین (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۱۹۵-۲۰۰.
  23. محمد بن علی بن حسین (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۱۹۳.
  24. فاریاب، محمد حسین، عصمت امام، ص ۱۷۶.