احیاگری در قرآن
احیای دین
احیای سنت محمدی
احیای سنت محمدی اشاره به زمان ظهور امام زمان (ع) دارد و از روایات فهمیده میشود امام زمان، دین جدیدی را به جهان عرضه نمیکند، بلکه چون مردم از اسلام واقعی منحرف شدهاند، حضرت دوباره به آن دین دعوت میکند؛ چنانکه پیامبر(ص) به آن دعوت کرد و در حقیقت حضرت مهدی(ع) سنّت محمدی را احیا میکند. از این روایات استفاده میشود:
- برخی از احکام الهی، هرچند از سوی خداوند پایهریزی شده است، ولی شرایط اعلام و اجرای آن در زمان ظهور حضرت مهدی(ع) فراهم میشود و اوست که آن احکام را اعلام و اجرا میکند.
- با گذشت زمان، به وسیله زورمندان و تحریفگران، دگرگونیها و تحریفاتی در احکام الهی پدید آمده است و حضرت قائم(ع) پس از ظهور، آنها را تصحیح و تعدیل میکند.
- چون فقها در استنباط حکم شرعی، از یک سلسله قواعد و اصول بهره میجویند، گاهی حکمی را که استنباط کردهاند با حکم واقع مطابقت ندارد؛ هرچند نتیجه آن استنباط، برای مجتهد و مقلّدینش حجّت شرعی است؛ ولی در حکومت امام زمان(ع) حضرت، احکام واقعی را بیان میفرماید.
- برخی از احکام شرعی در شرایطی خاص و اضطراری و برای تقیه به صورت غیر واقعی اعلام شده است که در روزگار حضرت، تقیه برداشته میشود و حکم واقعی بیان میگردد[۱].[۲]
احیای فرهنگ جهاد
از مهمترین کارکردهای سیاسی حادثه عظیم عاشورا احیای فرهنگ جهاد در میان امت مسلمان بود؛ زیرا با بروز مجدد روحیه جاهلی و خوگیری روزافزون حاکمان به ملوک پادشاهی ـ پس از رسول خدا (ص) ـ به تدریج اصول و فروع اسلام رنگ باختن را آغاز کرد؛ از جمله این اصول و فروع، جهاد بود. به یقین سرآغاز این رنگ باختن را میتوان سرپیچی نمودن سران سقیفه از فرمان پیامبر اسلام در سپاه اسامه، آن هم به بهانه جوانی فرمانده سپاه دانست.
آغاز جنگهای گسترده سپاهیان اسلام و آغاز کشور گشایی و صدور اسلام - به ویژه در زمان خلیفه دوم - و به تدریج پس از آن به خلافت رسیدن حضرت امام علی (ع) و آغاز جنگهای خونین داخلی در پی سه نبرد سنگین با قاسطین، مارقین و ناکثین و به هر حال خستگی سپاهیان و آغاز عذر و بهانههای مختلف از شرکت در جنگها روندی بود که به تدریج دامن گیر «جهاد» گردیده بود. چنین روند وحشتناک و روز افزونی در زمان امام حسن مجتبی (ع) نیز تکرار گردید و به آن چنان صورتی نمودار شد که سپاهیان و اصحاب شبانه و روزانه، آشکار و پنهان اردوگاه را ترک میگفتند و به سپاه معاویه ملحق میشدند. با مرگ معاویه و آغاز پادشاهی یزید، جامعۀ اسلامی وارد مرحلۀ نوینی گردید. شرایط و اقتضائات حاکم و زمانه بهگونهای دیگر گردید به صورتی که زمینه را برای جهاد امام حسین (ع) مهیا مینمود. قیام و جهاد حسینی الگویی گردید برای عدالتخواهان و آزادیخواهان[۳].
احیای قلب
«احیا» به معنای «زنده کردن»، اختصاص به مسأله بازگرداندن نفس به جسم و روان به تن ندارد، بلکه همان طوری که در فرهنگ احیای شبهای قدر ماه رمضان روشن است، بیشترین تاثیر را در زنده کردن مردگانی دارد که به ظاهر زنده و در باطن گرفتار مرگ حقیقی هستند؛ زیرا زنده بودن آثاری دارد که در این به ظاهر زندگان دیده نمیشود. از نظر آموزههای قرآن، پیامبر(ص) احیاگر انسان است؛ هرچند که ایشان به سبب اذن الهی توانایی احیا و اماته به مفهوم اعاده نفس به بدن و اخراج آن را دارد، ولی مهمترین و اصلیترین کار آن حضرت(ص) احیای دلمردگی نفس انسانی است.
براساس آموزههای قرآن، حیات معنوی همان حیات حقیقی است که مدنظر خدا در زندگی انسان است[۴]؛ چراکه انسان برای زندگی ابدی نیازمند حیات معنوی است که با ایمان حقیقی تحقق مییابد و نورانیتی را در دل انسان بر میافروزد که میتواند نه تنها حقایق هستی را ببیند و بشناسد و بدان گرایش یابد، بلکه میتواند در جایگاه خلافت الهی در مظهریت ربوبیت و پروردگاری به احیای قلوب دیگران بپردازد.
عواملی که حیات معنوی و حقیقی انسان را موجب میشود و نورانیت الهی را در دل انسان برمیافروزد، اموری است که از جمله مهمترین آنها داشتن قلب سلیم است؛ داشتن قلب سلیم موجب میشود که خدا او را به عنوان زنده در برابر مرده بشناسد. احیای حقیقی قلب و زنده کردن انسان به آن است که قلب از نور توحید سرشار شود. هر چند که ذات انسان به سبب نرم افزار فطرت و الهامات الهی، از هدایت و نورانیت روحی و باطنی بهرهمند است[۵]؛ اما این دل زمانی به تمام و کمال زنده میشود که از هدایتهای تشریعی الهی نیز بهرهمند شود[۶].
منابع
پانویس
- ↑ چشماندازى به حکومت مهدى(ع)، نجم الدین طبسى، ص۱۵۰.
- ↑ تونهای، مجتبی، موعودنامه، ص۷۸.
- ↑ آل سید غفور، سید محسن، مقاله «کارکردهای سیاسی عاشورا» فرهنگ عاشورایی ج۸، ص ۳۷.
- ↑ سوره انعام، آیه ۳۶؛ سوره یس، آیه ۶۹-۷۰.
- ↑ طه، آیه ۵۰.
- ↑ منصوری، خلیل، احیاگری پیامبر از نظر قرآن.