آثار ازدواج
آثار و برکات تشکیل خانواده
امر مقدس ازدواج و پیوند زناشویی و در نتیجه تشکیل خانواده، برکتهای فراوانی دارد. فلسفه اصلی شکلگیری این نهاد مقدس و متعالی، همین برکتها و پیامدهای مثبت آن است. در بررسی آثار و برکتهای ازدواج، فلسفه و چرایی آن نیز خود را نشان خواهد داد. کوشیدهایم مواردی از مهمترین برکات ازدواج را به مدد آیههای قرآن و سخنان اهلبیت(ع) برشماریم.
سکونت و آرامش
از زیبندهترین انواع روابط انسانی، پیوند آسمانی و الهی زناشویی و ازدواج است. پیوندی که موجب نزدیکی قلوب دستکم دو انسان به هم میشود و زمینه عشق و دلدادگی بین آن دو را فراهم میآورد. زن و مرد با ازدواج و قرار گرفتن در کنار یکدیگر احساس آرامش و نشاط میکنند. این آرامش و سکونت از مواهب و الطاف الهی است. خداوند از همان لحظههای نخستین پیوند، از فضل و رحمت خود به آنان میبخشد. زمینه این لذت حلال را نیز پروردگار از همان روز نخست آفرینش زن و مرد، در خمیره وجود آنان قرار داده و در این آیه، ایشان را از این حقیقت مهم آگاه ساخته است: ﴿وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ﴾[۱] و در آیهای دیگر میفرماید: ﴿هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا﴾[۲].
به شهادت آیههایی مانند آیه بالا، از مهمترین برکتهای ازدواج و تشکیل خانواده، سکونت و آرامشی است که هر یک از زوجین در کنار هم به آن دست مییابند. بیشک زندگی انسان مسیری پرفرازونشیب و اقیانوسی طوفانی و پرتلاطم است. در چنین فضایی صعب و سخت، ازدواج برای انسان، لنگری نگاهدارنده و ساحل نجاتی آرامشبخش است. البته این بستر و فضای آرام که خداوند برای زن و مرد آماده ساخته است، برای آنان بهرههای دیگری را نیز به همراه خواهد داشت؛ مانند دین و ایمان کاملتر، رضای الهی، فضل و رحمت خداوند، لذتها و کامجوییهای حلال، موفقیتهای فردی و خانوادگی و... .
شاید بتوان با بهرهگیری از ذوق عارفانه اولیای الهی ادعا کرد که خداوند برای ایجاد نشاط و فعالیت و سرعت بخشیدن به سیر و سلوک معنوی و متعالی انسان قانون مقدس ازدواج را تشریح فرموده است. غفلت، خواهشهای نفسانی، دخالتهای همیشگی شیطان، زرق و برق دنیا، کسالت و تنبلی جسمی و... موجب نوعی خستگی و کسالت و گاه انحراف از مسیر اصلی حرکت انسان به سوی خداوند میشود. تنوع بهرهمندی انسان از نعمتهای الهی در دنیا و لذائذ حلال، از جمله ازدواج، برای آن است که او با قدری استراحت روحی و روانی، حرکت خویش را با نیرو و نشاطی مضاعف، دوچندان کند. کششی که حضرت حق میان دو جنس مخالف قرار داده و دلبستگی و انس و الفتی که به ویژه میان زن و شوهر ایجاد کرده است، زمینهای بسیار مناسب برای تجدید قوا، استراحت و نشاط روحی و روانی در جهت سیر روحانی و سلوک الی الله است.
فلسفه تأکیدهای پیاپی و تشویق و ترغیبهای قرآن، سنت و سیره اهلبیت(ع) به ازدواج، دستورهای مؤکد به زوجین بر کامیاب و بهرهمند ساختن همدیگر از لذتهای حلال، لزومِ داشتن روابط مناسب و همراه با خوشرویی و سرور و... برای برآورده ساختن همین مسئله مهم است[۳].
مودت و رحمت
آیههای قرآن کریم گویای این واقعیت است که خداوند به پاس اقدام پسندیده ازدواج زن و مرد، با ارادهای تکوینی، آنان را مشمول فضل و رحمت خود میکند؛ یعنی میان آنان عشق و محبت ایجاد میکند و ایشان را با مودت و راز و رمز ابراز محبت آشنا میکند. در نتیجه، زوجین به یکدیگر عشق و محبت میورزند؛ بر شیرینی و جذابیت زندگی خود میافزایند و پیوند زناشوییشان روزبهروز مستحکمتر و عمیقتر میشود: ﴿وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ﴾[۴].
عشق و علاقه زوجین، بعدها به حدی از عمق و استحکام میرسد که حتی علاقه به فرزند نیز نمیتواند جایگزین آن شود. در مواردی نیز دلبستگی زوجین حتی از دلبستگی آنان به پدر و مادرشان نیز بیشتر میگردد. فلسفه این دلبستگیهای شدید آن است که همسران، در کنار هم و هماهنگ با یکدیگر، از عهده وظیفه سنگین مدیریت خانواده برایند[۵].
پاسخ به نیازهای مادی و معنوی
ازدواج و تشکیل خانواده، زمینه مناسبی برای پاسخگویی به نیازهای مادی و معنوی زوجین است. نیاز به آسایش و آرامش، امنیت، انس و نزدیکی به یکدیگر، وابستگی و تعلق خاطر، عشق و محبت، مودت، نیاز به تکریم، احترام متقابل، نیاز جنسی، تولید و تناسل، نیاز به کمککار و همیار مادی و معنوی، همه و همه تنها در سایه تشکیل خانواده پاسخ داده میشود. شاید بتوان گفت که حتی به نیازهایی چون موفقیت و کامیابی در رسیدن به قدرت و مقام مال و ثروت یا نیاز به جمال و زیبایی نیز تا حدودی در سایه پیوند زناشویی بتوان پاسخ گفت. از این مجموعه نیازها تنها به دو نمونه مهمتر اشاره خواهیم کرد:
ارضای غریزه جنسی؛ کامیابی از لذتهای حلال
از مجموعه میلها و نیازهای انسانی، نیاز جنسی از جنبههایی اهمیت فوقالعاده دارد. تا جایی که به یک معنا، حیات مادی و معنوی و کمال جسمی و حتی روحی برخی انسانها به شناسایی و کنترل و ارضای درست آن بستگی دارد. شریعت مقدس اسلام شیوه منحصر به فرد ارضای صحیح و مشروع غریزه جنسی را در انسان، ازدواج میداند. خداوند در سوره مؤمنون، یکی از نشانههای انسانهای مؤمن را بهرهگیری جنسی حلال از همسرانشان دانسته و صورتهای دیگر این بهرهگیری را تجاوز از حدود الهی و ممنوع شمرده است: ﴿قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ *... وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ * إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ * فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ﴾[۶].
بر مبنای این دیدگاه، زن و مرد در ارضای نیاز جنسی مکمل یکدیگرند. هریک از آنان امکان لذت بردن و کام گرفتن از دیگری را دارد. از این روی، هریک بدون دیگری ناقص است. اما این آیه با محدود کردن شیوه مجاز و مشروع ارضای میل جنسی، شیوههای دیگر ارضای این غریزه حیاتی، اما سرکش را انحراف از مسیر اصلی و در نتیجه موجب سقوط و هلاکت انسان و سرانجام مردود دانسته است.
پاسخگویی زن و شوهر به نیاز جنسی یکدیگر و لذت بردن آنان از این راه، افزون بر ارضای این نیاز حیاتی، زمینه مناسبی برای دیگر فعالیتها و موفقیتهای ایشان خواهد بود. امام موسی بن جعفر(ع) در یکی از وصیتهای طولانیشان فرمودهاند: بکوشید شبانهروز خود را چهار قسمت کنید: بخشی از آن را به مناجات با پروردگار اختصاص دهید؛ در بخشی دیگر از زمانتان در پی تهیه نیازمندیهایتان و رزق وروزی و بهره بردن از آن باشید؛ بخشی از آن را به همنشینی با برادران دینی و افراد مطمئن بهسر برید که عیوب شما را بازگو کنند، ولی در باطن دوستتان داشته باشند؛ سرانجام بخشی از زمانتان را با خود خلوت کنید و آن را به لذتهای حلال اختصاص دهید. با کمک بخش پایانی است که میتوانید امور دیگرتان را به سامان برسانید[۷].
بدون شک از مصادیق بارز لذت حلال بهره بردنهای متنوع زن و شوهر از یکدیگر است. حضرت با صرافت و ظرافت تمام تصریح فرمودهاند که اگر انسان در کامیابی از لذتهای حلال ناموفق باشد در بهرهگیری از عمر خود ناتوان خواهد بود و دیگر اوقات او به تباهی کشیده خواهد شد.
نکته دیگر اینکه امام بهرهمندی از لذتهای حلال را در ردیف و عِدل کسب روزی حلال و مناجات با خداوند دانستهاند که از ضروریات حیات مادی و معنوی انسانی است. رساتر اینکه خود امام(ع) اشاره فرمود که با برآوردن درست این خواسته، دیگر نیازها به خوبی برآورده خواهد شد[۸].
ارتباط عاطفی
انسان بهطور طبیعی و فطری تو۵انی بالقوه در برقراری ارتباط با دیگران دارد. این موهبت الهی به انسان امکان میدهد تا در ابعاد گوناگون، از جمله مسائل عاطفی، با دیگر همنوعان خود تعامل داشته باشد. ازدواج و تشکیل خانواده، میدان مناسبی برای شکوفایی این استعداد انسانی در بعد عاطفی است. اگر انتخاب همسر و ازدواج بر پایه اصول و اسلوب به درستی انجام شود، زن و مرد در ادامه زندگی و برقراری ارتباط عاطفی با مشکلات کمتری روبهرو خواهند بود. آنچه در قرآن کریم با عنوان سکونت و آرامش و مودت و رحمت به منزله نتیجه و اثر ماندگار پیوند زناشویی معرفی شده است، هنگامی محقق میشود که زن و شوهر چنین ارتباط مبارکی داشته باشند.
بیشک ارتباط عاطفی بین زوجین افزون بر داشتن آثار پربار برای آنان، بر دیگرانی که به گونهای با ایشان ارتباط دارند، به ویژه فرزندانشان بسیار تأثیرگذار خواهد بود. خانوادهای که میان اعضای آن تعامل و ارتباط عاطفی سالم حاکم باشد، سالمترین و موفقترین فرزندان را تربیت خواهد کرد. به همین دلیل، اغلب فرزندان ناموفق و شکستخورده، دستپرورده پدران و مادرانیاند که به عللی در برقراری ارتباطات عاطفی سالم موفق نبودهاند.
دستورهای قرآن، رسول خدا و اهلبیت(ع) درباره حسن برخورد زوجین و سیره آن بزرگواران در این موارد، برای هرچه عمیقتر شدن اینگونه ارتباطات سالم بین زوجین و ایجاد کانونی پر از مهر و صفا میان اعضای خانواده است[۹].
رضا و خشنودی خداوند
ازدواج و تشکیل خانواده از جمله اعمال صالحی است که خداوند در آیههای قرآن به مناسبتهای گوناگون درباره آن دستورها و توصیههای فراوان فرموده است[۱۰]. به همین دلیل، رسول خدا(ص) پیوسته به آن توصیه فرموده و آن را از سنتهای خویش دانستهاند: «ازدواج کردن سنت من است. پس هرکس از سنتم روی برگرداند از من نیست»[۱۱].
حضرت در این سخن حکیمانه، کسانی را که از ازدواج روی برمیگردانند، در عمل به قوانین دین مقدس اسلام، از دایره مسلمانان خارج میدانند.
بیشک این توصیهها و دستورات به جهت حکمتها و مصالح موجود در این مسئله، مهم است؛ چراکه تشکیل خانواده بنابر خواست و اراده تکوینی خداوند موجب پیدایش انسان، تحصیل سعادت ابدی، تعمیق باورها و اعتقادات، آشنایی و هماهنگی با فرهنگ اسلامی در همه ابعاد و انتقال تجارب زندگی به فرزندان و... است[۱۲].
از این روی، ازدواج و تشکیل خانواده کاری شایسته و منطبق با حکمتها و مصالح الهی و خواست و اراده خداوند و رضای اوست[۱۳].
فراهم شدن زمینه پیشرفت در امور دنیوی و اخروی
از آثار پربرکت ازدواج، انس و الفت بین اعضای خانواده به ویژه همسران است. از این روی، زمینه مناسب و قابل اعتماد در زندگی، بهویژه در امور دینی و و آخرتی انسان و پیشرفت و سرعت بیشتر او، در این مسیر خواهد بود. رسول خدا(ص) از همسر نیکوکار و مؤمن به منزلهٔ پشتیبانی شایسته تجلیل میکنند: وقتی آیه ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ كَثِيرًا مِنَ الْأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَا يُنْفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ﴾[۱۴] نازل شد، اصحاب از رسول خدا(ص) پرسیدند: «[مقصود چیست{و ما کدام عمل را باید انجام دهیم؟ حضرت فرمودند: «شما باید هر کدام زبانی گویا، دلی سپاسگزار خداوند و همسری مؤمن و نیکوکار داشته باشید تا شما را در دینداری یاری دهد[۱۵].
کامیابی انسان از لذتهای مادی و معنوی، تحمل و پذیرش بخشی از بار مسئولیت سنگین زندگی از سوی همسر و شریک زندگی، همچنین مشورت و دخالت در تصمیمگیریها، کوشش برای رشد سالم فرزندان در ابعاد گوناگون، تلاش در جهت تربیت سالم فرزندان، و... موجب میشود که انسان در مسیر مراحل رشد و تکامل معنوی و دینی موفقتر گام نهد. بیشک انسان به تنهایی نمیتواند همه این امور را انجام دهد. بنابراین تشکیل خانواده بستر مناسبی را برای سرعت بخشیدن به انجام فرایض دینی و وظایف اجتماعی، کسب تجربه و پختگی در امور مختلف و... برای انسان فراهم میکند[۱۶].
تولید نسلی پاک و تربیت فرزندانی صالح
فرزند صالح، ثمره مبارک زناشویی و از جمله اساسیترین اهداف آن است. خداوند بر آفرینش انسان بهطور مستقیم، مانند آفرینش حضرت آدم(ع) تواناست. لکن حکمت الهی بر این قرار گرفته است که قدرت بیمانند خویش را در جهان هستی - از جمله تولید و بقای نسل انسان - با کمک فرایندی ویژه بنمایاند. ازدواج تنها راه منحصر به فرد برای تحقق این هدف است.
البته درخواست فرزند از جنبههای گوناگون موجب نزدیکی انسان به خداوند است؛ مانند:
- به دست آوردن محبت و رضای الهی[۱۷]؛
- به دست آوردن محبت و رضای رسول خدا(ص)[۱۸]؛
- بهرهگیری و تبرک جستن از دعای فرزند صالح پس از فوت والدین یا طلب شفاعت فرزند صغیر در صورت فوت پیش از والدین[۱۹] و جنبههای دیگری که به جهت اختصار، مجال پرداختن به آنها نیست[۲۰].
آنچه گفتیم زمانی برآورده میشود که خانواده وظیفه خطیر خود را در پرورش کودک در ابعاد گوناگون جسمی و روحی و در سنین گوناگون به بهترین وجه انجام دهد. تنها در این صورت فرزندان برای والدین نسلی پاک و بازماندگانی صالح خواهند بود[۲۱].
حفظ گوهر عفت و پاکدامنی زوجین
عفت و پاکدامنی گوهری گرانبهاست که پروردگار به انسان ارزانی داشته است. خداوند انسان را پاک و عفیف آفریده است و بیشک دوست دارد با همان طهارت و پاکدامنی به سوی او بازگردد. بسیاری از آیههای قرآن به گونههای مختلف به حفظ و حراست از عفت و پاکدامنی در زنان و مردان مؤمن تأکید دارد[۲۲].
اما چگونه؟ به راستی انسان با وجود موانع و مشکلات فراوانی که هواهای نفسانی و شیطان بر سر راهش نهادهاند، چگونه باید این مسیر پرخطر را به سلامت طی کند؟
در این مورد نیز ازدواج به منزله تنها روش مجاز و ثمربخش معرفی شده است. امام صادق(ع) از جد بزرگوارشان رسول خدا(ص) درباره اثر پربرکت حفظ عفت و پاکدامنی و چگونگی عملی ساختن آن چنین میگویند: «کسی که دوست دارد پاک و طاهر به دیدار پروردگار برود، باید با انتخاب همسر زمینه عفت و پاکدامنی خود را فراهم آورد»[۲۳].
حضرت در بیانی دیگر ازدواج را موجب پاکدامنی و عفاف میدانند: «ای گروه جوانان، هر کدام از شما که میتوانید، ازدواج کنید؛ زیرا ازدواج در عفت چشم و پاکدامنی مؤثرتر است...»[۲۴].[۲۵]
کسب تجربه، پختگی و کمال
کمال انسان در عقل، پختگی و تجربهای است که طی گذران عمر در دنیا و استفاده از مواهب خدادادی به دست میآورد. از جمله اموری که به انسان در رسیدن به کمال و پختگی کمک میکند ازدواج است. به نظر استاد شهید مرتضی مطهری برخی از ویژگیهای اخلاقی تنها در پی تشکیل خانواده در انسان زنده میشود. به باور ایشان، زنده شدن ویژگیهای پسندیدهای چون خروج از خودِ طبیعی فردی، گسترش یافتن شخصیت انسان، توجه به دیگران و علاقهمندی به سرنوشت ایشان، و موارد دیگری از رشد و کمالاتی از این دست، با ریاضتهای طولانی اخلاقی و عرفانی یا حتی با جهاد با نفس، نماز شب، ارادت به نیکان و... نیز بهطور کامل دستیافتنی نیست، ولی با ازدواج و تشکیل خانواده به بسیاری از آنها میتوان دست یافت. کسانی که این دوران را نگذرانده و عزب، ماندهاند، تا پایان عمر نوعی خامی در آنان وجود داشته است[۲۶].
به همین دلیل که محرومیت از ازدواج، انسان را از رسیدن به این درجات از کمال بازمیدارد، در روایات، با تجلیل از ازدواج کنندگان، کسانی که به این کار تن نمیدهند، نکوهش شدهاند. رسول خدا(ص) میفرمایند: «بهترین افراد امت من کسانیاند که ازدواج میکنند و بدترین آنان عزبهایند»[۲۷]. در سایه این کمال و پختگی است که بسیاری از توانمندیهای خدادادی انسان شکوفا میشود. به اختصار به برخی از آنها اشاره میشود:
کمال اخلاقی ـ اجتماعی
از ارزشمندترین سرمایههای معنوی انسان در نظام اخلاقی اسلام، آزادی معنوی، خشوع و تذلل، به ویژه در قبال خداوند و بندگان مؤمن او، بیرون آمدن از لاک خودمحوری و خودپسندی، توجه به غیر، احسان، انفاق، ایثار و از خودگذشتگی در قبال دیگران است. موارد یاد شده ویژگیهای نیک و رفتارهایی پسندیده است که در آغاز به صورت توان و استعدادی خدادادی در انسان نهفته است. ازدواج و فرایند زندگی، بستری مناسب است تا این تواناییها آرامآرام شکوفا شود.
پیوند مقدس زناشویی بین مرد و زن، آغاز نگاه به غیر و فرصتی است تا بخشی از توان و انرژی خود را برای دیگری صرف کنند. همراه با پیوند مقدس زناشویی در هر یک از مرد و یا زن در قبال همسرش احساس غیرت و حمیت زنده میشود. این ویژگی پسندیده اخلاقی - اجتماعی آرامآرام در او به صورت ملکه بروز خواهد کرد؛ به گونهای که او در خود چنین احساسی را در قبال نوامیس دیگران نیز احساس خواهد کرد. زنده شدن حس مسئولیتپذیری در برابر همسر، روحیه احساس مسئولیت را در قبال دیگر بانوان و زنان جامعه نیز در انسان زنده کند؛ احساسی که پیش از این و در دوران عزوبت و تجرد در آنان کمتر دیده میشود. همین داستان درباره فرزندان نیز صادق است. زن و مرد که با عنایت الهی پدر و مادر شدهاند به فرزند عشق و علاقه وافری نشان میدهند و هر آن بر ژرفا و گستره آن افزوده میشود. از این رهگذر آنان به هر کودکی ابراز علاقه میکنند و به آنها بیشتر توجه نشان میدهند. بنابراین تأثیر ازدواج در زنده شدن این فضایل و کمالات بر کسی پوشیده نیست و کمتر عاملی چون ازدواج تأثیری چنین شگرف را در افراد ایجاد میکند[۲۸].
تجربه مدیریتی
هر یک از مرد و زن تا پیش از ازدواج عضوی از خانوادهای بودند و زیر سرپرستی پدر یا مادرشان زندگی میکردند. این پدر و یا مادر بودند که مسئولیت تمام و کمال کارهای خانه را بر دوش داشتند و به رتق و فتق امور میپرداختند. فرزندان نیز کمتر مسئولیتی را در خانه یا بیرون از خانه بر دوش داشتند اما با ازدواج و تشکیل کانونی جدید، آن پسر یا دختر دیروز خود سرپرست و گرداننده اصلی امور زندگی در داخل خانه و رتقوفتق امور در بیرون از خانه میشود. آنان باید خود به ناچار بار زندگی را بر دوش بکشند و به مقصد برسانند از این پس این زوج جوان با تجارب اندکی که اندوختهاند و کمکهایی که میگیرند مدیریت و رسیدگی امور خانه را خودشان بر دوش میگیرند و آرامآرام به پیش خواهند برد. این مسئله کمکم موجب شکوفایی توان و استعداد مدیریتی آنان میشود و از آن دو، به ویژه مرد، مدیرانی لایق خواهد ساخت. آنها رفتهرفته مدیرانی توانمند خواهند شد؛ به گونهای که حتی بیرون از کانون خانواده، در سرپرستی و مدیریت مراکز و نهادهای اجتماعی به موفقیتهایی دست خواهند یافت[۲۹].
پختگی عاطفی ـ احساسی
سکونت و آرامش متقابلی که خداوند از روز نخست ازدواج بهطور تکوینی در زن و شوهر ایجاد میکند[۳۰]، آرامآرام بیشتر میشود و به زمینهای مناسب برای فعالیتها و رفتارهای عاطفی و احساسی در ایشان تبدیل میگردد. این ارتباط تکوینی افزون بر کششهای جنسی که در آن دو، به ویژه در این دوران حساس عمرشان وجود دارد، ابراز محبت و احساسات را در ایشان دوچندان خواهد کرد. ارتباطهای عاطفی بین زوجین از همینجا آغاز میشود. زوجین هرچه بیشتر این ارتباط عاطفی را تجربه کنند و پاسخهایی مناسب و ارضا کننده از دیگری بگیرند این روحیات و رفتارها در آنان درونیتر میشود. افزون بر این آنان از این راه آرامآرام رفتارهایی جدید را از هم و دیگران میآموزند تا در قبال رفتار دیگری پاسخی مناسبتر داشته باشند.
تا پیش از این رفتارها و فعالیتهای احساسی و عاطفی آنان بسیار محدود، ناپخته ناقص و گاه منحرف بوده است. همه این فعالیتها و به قول معروف بدهبستانهای احساسی و عاطفی که روزبهروز بر تنوع، کمال و پختگی آن افزوده میشود، تجارب جدیدی است که تنها در سایه پرمهر پیوند مقدس زناشویی حاصل شده است. این مسئله زمانی به اوج میرسد که فرزندانی به عرصه زندگی پا میگذارند[۳۱].
کمال معنوی ـ دینی
صادق آل محمد(ع) از پدران بزرگوارشان و آنان از رسول خدا(ص) چنین نقل میکنند: «آن کس که ازدواج میکند، نصف دینش را به دست آورده است. پس باید برای به دست آوردن نصف دیگر آن تقوای الهی را پیشه خویش سازد»[۳۲].
بنابراین، با پیوند ازدواج، روحیات معنوی انسان تقویت میشود و انسان به معنویات بیشتر گرایش مییابد. در نتیجه ازدواج، چشمها کنترل میشود؛ آتش شهوت افراد در اثر ارضای صحیح و قرار گرفتن در مسیر درست، فروکش میکند؛ افراد، پاکدامن باقی میمانند و سرانجام حریم حدود الهی بیشتر مراعات میشود و زمینه بسیاری از گناهان و بیدینیها خودبهخود رخت برمیبندد. بیبندوباریها و لجامگسیختگیهای اجتماعی که اغلب در جوانان بیش از دیگر گروههای سنی دیده میشود، موجب دوری آنان از معنویات و معارف دینی و احکام الهی است. ازدواج میتواند سد محکمی در برابر این نوع رفتارهای ناپخته و ناهنجار اجتماعی و سوق دادن افراد به سوی معنویات و معارف دینی باشد. در حقیقت با چنین فضایی دین و ایمان افراد به گونهای بیمه میشود[۳۳].
این حقیقت به دلیلهای گوناگون رخ میدهد؛ چراکه در درجه نخست، نفس ازدواج و تشکیل خانواده نوعی پیروی از دستورها و توصیههای الهی و عمل کردن به سنت نبوی(ص) است؛ دوم زوجین بدینوسیله به هم عشق و علاقه بیشتری مییابند و ابراز محبت میکنند، سوم، از این پس، هر یک از زن و شوهر، به خویشان و ارحام طرف مقابل نگاهی همراه با مهر و محبت خواهد داشت؛ چهارم، حاصل این پیوند مبارک فرزندانی خواهد بود که موجب روشنی چشم آنها و همۀ خویشان میشود.
هر یک از موارد یاد شده اثری پربرکت در جهت اراده و خواست حضرت حق ـ تبارک و تعالی ـ است و موجب افزایش ایمان و روحیات معنوی بیشتر در انسان خواهد شد[۳۴].[۳۵]
کمال و پختگی در شخصیت
به گواهی فرهنگ موجود در بسیاری از جوامع و ملل، انسانها پس از ازدواج، از فضای فکری و احساسی گذشته فاصله میگیرند و به کمک تجارب جدید و اموری که از دیگران میآموزند، آرامآرام، شخصیت و منشی جدید در آنان شکل میگیرد. آنها هرچه از مجردی و عزوبت فاصله میگیرند، با فضای جدید، انسی بیشتر و عمیقتر مییابند.
این رخداد، چندان واقعی و جدی است که نهتنها عامه مردم و گروههای اجتماعی، بلکه ادیان و شرایع نیز آن را مهم میشمارند و برای افراد متأهل، احکام و سنن جدیدی را در نظر میگیرند[۳۶].
این جایگاه جدید برای کسانی که تازه ازدواج میکنند بسیار مهم است؛ به گونهای که افراد و گروههای اجتماعی، اعم از جوامع دینی یا غیردینی، از همان روزهای نخست از فرد متأهل انتظارهایی دیگر دارند. آنان به مرد یا زن متأهل با دیدی دیگر نگاه میکنند. در برخی جوامع از مردان و زنان متأهل انتظار دارند، درست از روز پس از ازدواج از پوشش و آرایشی جدید استفاده کنند و گفتار و رفتاری متفاوت با گذشته داشته باشند. اما در همه این موارد، انتظار آن است که هالهای از سنگینی، متانت و وقار آن را پوشش دهد و فرد از ناپختگی و خامی دوران عزوبت و تجرد به دور باشد؛ به گونهای که اگر فرد آنگونه که انتظار میرود تغییر نکند، شخصیتی ناسالم و سنتشکن شمرده میشود[۳۷].
بنابر آنچه بیان شد ازدواج موجب ایجاد تغییری مثبت و متکامل در شخصیت انسان میشود. البته آنچه بیان شد تنها گوشهای از برکتها و آثار ازدواج به شمار میآید و پرداختن به موارد دیگر از مجال بحث ما خارج است[۳۸].[۳۹]
منابع
پانویس
- ↑ «و از نشانههای او این است که از خودتان همسرانی برایتان آفرید تا کنار آنان آرامش یابید و میان شما دلبستگی پایدار و مهر پدید آورد؛ بیگمان در این، نشانههایی است برای گروهی که میاندیشند» سوره روم، آیه ۲۱.
- ↑ «اوست که شما را از تنی یگانه آفرید و از (خود) او همسرش را پدید آورد تا بدو آرامش یابد» سوره اعراف، آیه ۱۸۹.
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۳۱.
- ↑ «و از نشانههای او این است که از خودتان همسرانی برایتان آفرید تا کنار آنان آرامش یابید و میان شما دلبستگی پایدار و مهر پدید آورد؛ بیگمان در این، نشانههایی است برای گروهی که میاندیشند» سوره روم، آیه ۲۱.
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۳۳.
- ↑ «بیگمان مؤمنان رستگارند *... و آنان که پاکدامنند * جز با همسران خویش یا کنیزهاشان که اینان نکوهیده نیستند * پس کسانی که بیش از این بخواهند تجاوزکارند» سوره مؤمنون، آیه ۱ و ۵-۷.
- ↑ «اجْتَهِدُوا فِي أَنْ يَكُونَ زَمَانُكُمْ أَرْبَعَ سَاعَاتٍ سَاعَةً لِمُنَاجَاةِ اللَّهِ وَ سَاعَةً لِأَمْرِ الْمَعَاشِ وَ سَاعَةً لِمُعَاشَرَةِ الْإِخْوَانِ وَ الثِّقَاتِ الَّذِينَ يُعَرِّفُونَكُمْ عُيُوبَكُمْ وَ يُخْلِصُونَ لَكُمْ فِي الْبَاطِنِ وَ سَاعَةً تَخْلُونَ فِيهَا لِلَذَّاتِكُمْ فِي غَيْرِ مُحَرَّمٍ وَ بِهَذِهِ السَّاعَةِ تَقْدِرُونَ عَلَى الثَّلَاثِ سَاعَاتٍ» (حسن بن شعبه الحرانی، تحف العقول، ص۴٠٩؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۷۸، ص۳۲۱).
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۳۴.
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۳۶.
- ↑ ﴿وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ﴾ «و بیهمسران (آزاد) و بردگان و کنیزان شایستهتان را همسر دهید، اگر نادار باشند خداوند از بخشش خویش به آنان بینیازی میدهد و خداوند نعمتگستری داناست» سوره نور، آیه ۳۲؛ ﴿وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا تَعْضُلُوهُنَّ أَنْ يَنْكِحْنَ أَزْوَاجَهُنَّ إِذَا تَرَاضَوْا بَيْنَهُمْ بِالْمَعْرُوفِ ذَلِكَ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كَانَ مِنْكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكُمْ أَزْكَى لَكُمْ وَأَطْهَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ﴾ «و چون زنان را طلاق دادید و به سرآمد عدّه خوی ش رسیدند دیگر آنان را از زناشویی با شوهران دلخواه خود که با هم به شایستگی به سازش رسیدهاند باز ندارید؛ هر کس از شما به خداوند و روز بازپسین ایمان داشته باشد بدین سخن اندرز داده میشود؛ این برای شما پاکتر و پاکیزهتر است و خداوند میداند و شما نمیدانید» سوره بقره، آیه ۲۳۲؛ ﴿وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ وَجَعَلْنَا لَهُمْ أَزْوَاجًا وَذُرِّيَّةً وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ﴾ «و بیگمان پیش از تو پیامبرانی فرستادیم و به آنان همسران و فرزندانی دادیم و هیچ پیامبری را نسزد که معجزهای بیاورد مگر با اذن خداوند؛ هر سرآمدی، زمانی نگاشته دارد» سوره رعد، آیه ۳۸؛ ﴿وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا﴾ «و آنان که میگویند: پروردگارا! به ما از همسران و فرزندانمان روشنی دیدگان ببخش و ما را پیشوای پرهیزگاران کن» سوره فرقان، آیه ۷۴؛ ﴿وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ﴾ «و از نشانههای او این است که از خودتان همسرانی برایتان آفرید تا کنار آنان آرامش یابید و میان شما دلبستگی پایدار و مهر پدید آورد؛ بیگمان در این، نشانههایی است برای گروهی که میاندیشند» سوره روم، آیه ۲۱؛ ﴿هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِيفًا فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَيْتَنَا صَالِحًا لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ﴾ «اوست که شما را از تنی یگانه آفرید و از (خود) او همسرش را پدید آورد تا بدو آرامش یابد و چون با او آمیزش کرد، همسرش باری سبک برگرفت آنگاه (چندی) با او به سر آورد تا چون گرانبار شد، خداوند- پروردگارشان- را خواندند که: اگر به ما (فرزند) شایستهای بدهی به یقین از سپاسگزاران خواهیم بود» سوره اعراف، آیه ۱۸۹.
- ↑ «النِّكَاحُ سُنَّتِي فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِي فَلَيْسَ مِنِّي» (تاج الدین شعیری، جامع الأخبار، ص۱۰۱). در بیانی دیگر امام محمد باقر(ع) از رسول خدا الگو:ص چنین نقل میکنند: «مِنْ سُنَّتِيَ التَّزْوِيجُ فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِي فَلَيْسَ مِنِّي» (میرزاحسین النوری، الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج١۴، ص١۵٢).
- ↑ خانواده سکوی پرش انسان به سوی سعادت دنیوی و اخروی است. نطفه و دامن پاک، لقمه حلال، تربیت درست، و سرانجام پیمودن صحیح راه سعادت ابدی در خانواده سالم برای انسان امکانپذیر است. طی این مسیر دشوار، جز با نشوونما در خانوادهای سالم ممکن نیست. خانوادهای که در پرتو دین مبین اسلام شکل میگیرد، محلی مناسب برای رشد و نمو انسان در جهت فراگیری و آشنایی با جهانبینی درست و معارف بینقص اسلام عزیز خواهد بود. چنین خانوادهای، هماهنگ با انتقال تجارب مهم زندگی و آشنا ساختن فرزندان با امور مربوط به زندگی دنیوی خود را در قبال انتقال درست این ارزشها و باورها مسئول میداند و همه توان خود را در همان جهت به کار خواهد گرفت. امیرمؤمنان علی(ع) میفرمایند: «عَلِّمُوا صِبْيَانَكُمْ مِنْ عِلْمِنَا مَا يَنْفَعُهُمُ اللَّهُ بِهِ لَا تَغْلِبْ عَلَيْهِمُ الْمُرْجِئَةُ بِرَأْيِهَا»؛ «علوم و معارف ما را که خداوند برای فرزندانتان نافع قرار داده است به آنان بیاموزید؛ پیش از آنکه منحرفان افکار خود را به آنها القا کنند» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، الخصال، ج۲، ص۶١۴؛ حسن بن شعبه الحرانی، تحف العقول، ص١٠۴؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۲، ص۱۷؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعه، ج۴، ص٢٠).
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۳۷.
- ↑ «ای مؤمنان! بسیاری از دانشوران دینی (اهل کتاب) و راهبان، داراییهای مردم را به نادرستی میخورند و (مردم را) از راه خداوند باز میدارند؛ (ایشان) و آنان را که زر و سیم را میانبارند و آن را در راه خداوند نمیبخشند به عذابی دردناک نوید ده!» سوره توبه، آیه ۳۴.
- ↑ «... وَ لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ يَعْنِي قَوْلَهُ تَعَالَى ﴿وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَا يُنْفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ﴾ قَالُوا: فَأَيَّ الْمَالِ نَتَّخِذُ؟ قَالَ(ع): لِسَاناً ذَاكِراً وَ قَلْباً شَاكِراً وَ زَوْجَةً تُعِينُكَ عَلَى دِينِكَ» (میرزاحسین النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج١۴، ص۱۷۰؛ به نقل از: نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الإسلام). همچنین بیان دیگری از آن وجود نازنین از زبان امیرمؤمنان(ع) نقل شده است: «الْجَعْفَرِيَّاتُ، أَخْبَرَنَا عَبْدُ اللَّهِ أَخْبَرَنَا مُحَمَّدٌ حَدَّثَنِي مُوسَى قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ(ع) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) أَرْبَعٌ مَنْ أُعْطِيَهُنَّ فَقَدْ أُعْطِيَ خَيْرَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ بَدَناً صَابِراً وَ لِسَاناً ذَاكِراً وَ قَلْباً شَاكِراً وَ زَوْجَةً صَالِحَةً» (میرزا حسین النوری، الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج۲، ص۴١۴؛ ج١۴، ص۱۷۰؛ به نقل از نعمان بن محمد تمیمی مغربی دعائم الإسلام).
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۳۸.
- ↑ اقدام به ازدواج و خواست فرزند از راه آمیزش مشروع زن و مرد همان عملی است که مطابق خواست و اراده الهی با هدف بقای نسل بشر انجام میگیرد. بنابراین، این اقدام، مرضی پروردگار و موجب جلب محبت آن ذات یگانه است.
- ↑ اقدام به ازدواج و خواست فرزند، عمل به سنت و دستور ایشان است. پیامبر فرمودهاند: «تَنَاكَحُوا تَنَاسَلُوا أُبَاهِي بِكُمُ الْأُمَمَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حَتَّى بِالسِّقْطِ»؛ «[ای مردان و زنان مسلمان،] با هم ازدواج کنید و نسل خود را افزایش دهید. من در روز قیامت به شما حتی فرزندانی که به دنیا نیامده و سقط شدهاند افتخار میکنم» (محمد بن زین الدین بن ابیجمهور، عوالی اللئالی، ج۳، ص٢۶٣). در برخی سفارشها تأکید شده است، هنگام ازدواج همسرانی را برگزینید که ولود (فرزندزا) باشند. امام محمد باقر از جد بزرگوارشان پیامبر مکرم اسلام(ص) نقل میکنند که ایشان افراد را چنین سفارش میکردند: «تَزَوَّجُوا بِكْراً وَلُوداً وَ لَا تَزَوَّجُوا حَسْنَاءَ جَمِيلَةً عَاقِراً فَإِنِّي أُبَاهِي بِكُمُ الْأُمَمَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۳۳۳).
- ↑ در این زمینه، روایتی جالب از سیره پیامبر مکرم اسلام(ص) نقل شده است: «وَ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ أَنَّ رَجُلًا كَانَ يَجِيءُ بِصَبِيٍّ لَهُ مَعَهُ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ(ص) وَ أَنَّهُ مَاتَ فَاحْتُبِسَ وَالِدُهُ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ(ص) فَسَأَلَ عَنْهُ فَقَالُوا مَاتَ صَبِيُّهُ الَّذِي رَأَيْتَهُ مَعَهُ فَقَالَ(ص) هَلَّا آذَنْتُمُونِي فَقُومُوا إِلَى أَخِينَا نُعَزِّيهِ فَلَمَّا دَخَلَ عَلَيْهِ إِذًا الرَّجُلُ حَزِينٌ «(۲)» وَ بِهِ كَآبَةٌ فَعَزَّاهُ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ كُنْتُ أَرْجُوهُ لِكِبَرِ سِنِّي وَ ضَعْفِي فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) أَ مَا يَسُرُّكَ أَنْ يَكُونَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِإِزَائِكَ يُقَالُ لَهُ ادْخُلِ الْجَنَّةَ فَيَقُولُ يَا رَبِّ وَ أَبَوَايَ فَلَا يَزَالُ يَشْفَعُ حَتَّى يُشَفِّعَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِيكُمْ فَيَدْخُلُ الْجَمِيعُ الْجَنَّةَ» (میرزاحسین النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج۲، ص۳۹۳).
- ↑ برای آگاهی بیشتر ر.ک: مولی محسن فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ج۳، ص۶٩.
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۳۹.
- ↑ ﴿قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ * وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ * وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ﴾ «به مردان مؤمن بگو دیدگان (از نگاه حرام) فرو دارند و پاکدامنی ورزند، این برای آنان پاکتر است، بیگمان خداوند از آنچه میکنند آگاه است * و به زنان مؤمن بگو دیدگان (از نگاه حرام) فرو دارند و پاکدامنی ورزند و زیور خود را آشکار نگردانند مگر آنچه از آن، که خود پیداست و باید روسریهایشان را بر گریبان خویش افکنند و زیور خود را آشکار نگردانند جز بر شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان (هم آیین) شان یا کنیزهاشان یا مردان وابستهای که نیاز (به زن) ندارند یا کودکانی که از شرمگاههای زنان آگاهی ندارند و چنان پا نکوبند که آنچه از زیورشان پوشیده میدارند آشکار گردد و همگان ای مؤمنان! به درگاه خداوند توبه کنید، باشد که رستگار گردید * و بیهمسران (آزاد) و بردگان و کنیزان شایستهتان را همسر دهید، اگر نادار باشند خداوند از بخشش خویش به آنان بینیازی میدهد و خداوند نعمتگستری داناست» سوره نور، آیه ۳۰-۳۲؛ خداوند بهطور خاص به کسانی که امکان ازدواج برایشان فراهم نیست تأکید میکند تا فراهم شدن شرایط تشکیل خانواده، عفاف پیشه کنند: ﴿وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ...﴾ «و کسانی که (توان) زناشویی نمییابند باید خویشتنداری کنند تا خداوند به آنان از بخشش خویش بینیازی دهد.».. سوره نور، آیه ۳۳.
- ↑ «عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ(ع): أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) قَالَ: مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَلْقَى اللَّهَ طَاهِراً مُطَهَّراً فَلْيَتَعَفَّفْ بِزَوْجَةٍ» (نعمان بن محمد تمیمی، مغربی دعائم الإسلام، ج۲، ص۱۸۹؛ میرزاحسین النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج١۴، ص١۵٠). درباره طریق پاکدامنی از وجود مقدس صادق آل محمد(ع) چنین نقل شده است: «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: ثَلَاثَةُ أَشْيَاءَ لَا يُحَاسَبُ عَلَيْهِنَّ الْمُؤْمِنُ طَعَامٌ يَأْكُلُهُ وَ ثَوْبٌ يَلْبَسُهُ وَ زَوْجَةٌ صَالِحَةٌ تُعَاوِنُهُ وَ يُحْصِنُ بِهَا فَرْجَهُ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۱، ص٢١۴).
- ↑ «عَنِ النَّبِيِّ(ص) أَنَّهُ قَالَ: يَا مَعْشَرَ الشَّبَابِ! مَنِ اسْتَطَاعَ مِنْكُمُ الْبَاهَ فَلْيَتَزَوَّجْ فَإِنَّهُ أَغَضُّ لِلْبَصَرِ وَ أَحْصَنُ لِلْفَرْجِ وَ مَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَلْيَصُمْ فَإِنَّ الصَّوْمَ لَهُ وِجَاءٌ» (رضیالدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الأخلاق، ص۱۹۷؛ میرزا حسین النوری، الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج١۴، ص١۵٧).
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۴۱.
- ↑ مرتضی مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام، ص۲۵۱، ۲۵۲، ۳۹۸.
- ↑ «قَالَ(ص): خِيَارُ أُمَّتِي الْمُتَأَهِّلُونَ وَ شِرَارُ أُمَّتِي الْعُزَّابُ» (تاجالدین شعیری، جامع الأخبار، ص۱۰۲). روایات در این باب بسیار است؛ مانند: «قَالَ النَّبِيُّ(ص): لَرَكْعَتَانِ يُصَلِّيهِمَا مُتَزَوِّجٌ أَفْضَلُ مِنْ رَجُلٍ عَزَبٍ يَقُومُ لَيْلَهُ وَ يَصُومُ نَهَارَهُ» (ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۳، ص٣٨۴)؛ «وَ عَنْ زَيْدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ(ع) قَالَ: عَذَابُ الْقَبْرِ يَكُونُ مِنَ النَّمِيمَةِ وَ الْبَوْلِ وَ عَزَبِ الرَّجُلِ عَنْ أَهْلِهِ» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، علل الشرایع، ج۱، ص۳۰۹؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج۱، ص۳۳۹)؛ «قَالَ(ص): الْمُتَزَوِّجُ النَّائِمُ أَفْضَلُ عِنْدَ اللَّهِ مِنَ الصَّائِمِ الْقَائِمِ الْعَزَبِ» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۰۰، ص۲۲۱؛ تاجالدین شعیری، جامعالأخبار، ص١٠١)؛ «رُوِيَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) قَالَ: إِنَّ أَرَاذِلَ مَوْتَاكُمُ الْعُزَّابُ» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص٣٨۴)؛ «رُوِيَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) قَالَ: أَكْثَرُ أَهْلِ النَّارِ الْعُزَّابُ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۳۲۹).
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۴۳.
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۴۴.
- ↑ ﴿وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ﴾ «و از نشانههای او این است که از خودتان همسرانی برایتان آفرید تا کنار آنان آرامش یابید و میان شما دلبستگی پایدار و مهر پدید آورد؛ بیگمان در این، نشانههایی است برای گروهی که میاندیشند» سوره روم، آیه ۲۱؛ نیز ﴿هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا﴾ «اوست که شما را از تنی یگانه آفرید و از (خود) او همسرش را پدید آورد تا بدو آرامش یابد» سوره اعراف، آیه ۱۸۹.
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۴۵.
- ↑ «عَنِ الصَّادِقِ(ع) عَنْ آبَائِهِ(ع) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدْ أَحْرَزَ نِصْفَ دِينِهِ فَلْيَتَّقِ اللَّهَ فِي النِّصْفِ الْبَاقِي» (ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، الأمالی، ص۵۱۸؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۰۰، ص۲۱۹).
- ↑ ازدواج مانع و پوششی برای هر نوع بیحرمتی، حریمشکنی، پردهدری، بیعفتی، بیبندوباری، فساد و فحشا، تهدیدهای فیزیکی و روحی و روانی و افشای اسرار است و زمینه مناسبی را برای حالات و ملکات روحی و معنوی در انسان ایجاد خواهد کرد. اغلب ارتباطهای نامشروع انسانی، به ویژه ارتباط جنسی بین دو فرد که زاییده ارضا نشدن درست و کنترل نکردن غریزه قدرتمند جنسی در انسان است موجب چنین پیامدهای نامیمونی است خداوند ازدواج را بهترین شیوه حل این معضل بزرگ زندگی فردی و اجتماعی انسان قرار داده است. به بیان قرآن ازدواج بهترین وسیله پوشاندن و سایه افکندن هر کدام از زن و مرد برای دیگری است. در نتیجه، از انواع مفاسد اجتماعی پیشگیری میشود: ﴿هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ﴾ «آنها جامه شما و شما جامه آنهایید» سوره بقره، آیه ۱۸۷.
- ↑ افزون بر آنچه گفته شد، این نکته نیز اهمیت دارد که انجام تکالیف الهی برای انسان سخت است. نفس آدمی به راحتی به آن رضایت نمیدهد. خداوند برای حل این نقیصه در انسان زندگی او را با لذتهایی همراه کرده است تا نفس او به آن لذتهای حلال آرامش یابد و انجام تکالیف الهی برایش راحتتر شود. امام علی(ع) در این باره میفرمایند: «رَوِّحُوا قُلُوبَكُمْ فَإِنَّهَا إِذَا أُكْرِهَتْ عَمِيَتْ»؛ «به دلها آرامش ببخشید؛ زیرا اگر ناراحت شوند کور خواهند شد». (محمد بن زینالدین بن ابیجمهور، عوالی اللئالی، ج۳، ص٢٩۶). بودن با همسر و لذت بردن از او این زمینه نشاط و آرامش را برای انسان فراهم میکند و دل او را از غم و اندوه و در نتیجه مردن و کور شدن نجات خواهد بخشید. نفوس بندگان خدا و پرهیزگاران به چنین امور لذتبخشی نیازمند است. آنگاه در بستری آماده که به لطف پیوند مقدس زناشویی گسترده شده است، عبادت حقتعالی نیکوتر انجام خواهد شد (مولی محسن فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ج۳، ص۶٩).
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۴۶.
- ↑ نظیر حقوق و تکالیف واجب فردی و اجتماعی، وظایف اخلاقی و... برای هر یک از زوجین در قبال یکدیگر یا والدین هم و....
- ↑ مانند حلقه ازدواجی که بیشتر در زنان و نوعروسان یا گاه مردان رسم است؛ یا پوششی ویژه که میان زنان شوهرکرده رسم است و آن را برای دختران عیب میدانند. در مقابل، پوشش ویژه دختران جوان و مجرد را بر زنان شوهرکرده عیب میدانند و....
- ↑ مواردی چون: ۱. زمینهای مناسب برای مجاهده ریاضت و مبارزه با نفس. هر یک از زن و شوهر در قبال هم دارای وظایف و تکالیفی است. انجام این تکالیف به استقامت، صبر، تحمل و مجاهده نفس نیاز دارد. رسول خدا(ص) فرمودهاند: «مَنْ سَعَى فِي نَفَقَةِ عِيَالِهِ وَ وَالِدَيْهِ فَهُوَ كَالْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» (میرزا حسین النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج۱۳، ص۵۵). امام صادق(ع) نیز فرمودهاند: «الْكَادُّ عَلَى عِيَالِهِ كَالْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» (محمد بن یعقرب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۸۸). همچنین فرمودهاند: «إِذَا كَانَ الرَّجُلُ مُعْسِراً فَيَعْمَلُ بِقَدْرِ مَا يَقُوتُ بِهِ نَفْسَهُ وَ أَهْلَهُ وَ لَا يَطْلُبُ حَرَاماً فَهُوَ كَالْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» (محمد بن یعقرب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۸۸) و.... چنین روایتهایی با این مضامین در کتب روایی بسیار است (محمد بن یعقرب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۹۳؛ ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام ج۳، ص١۶٨؛ مولی محسن فیض کاشانی، محجة البیضاء، باب النکاح، ص۶٩، ٧٠). عالم بزرگوار، مرحوم فیض کاشانی میگوید: «گروهی از اصحاب حضرت یونس(ع) میهمان او شدند حضرت از آنها پذیرایی میکرد. آنها دیدند که همسر پیامبر او را آزار میدهد ولی او ساکت است و به وی کاری ندارد. تعجب کردند و از ایشان سبب را پرسیدند. حضرت یونس در پاسخ فرمودند: «تعجب نکنید. من از خداوند خواستهام [تا در صورتی که شایسته کیفر بودم] مرا در قیامت کیفر ندهد و در همین دنیا عقابم کند. خداوند [درخواستم را پذیرفت و] فرمود: »عقوبت [دنیای] تو آن است که با دختر فلان شخص ازدواج کنی«، من نیز با همان دختر ازدواج کردم. حال چنانکه میبینید بر آنچه میگذرد شکیبایم» (مولی محسن فیض کاشانی، المحجة البیضاء، باب النکاح، ص۷۱). زندگی با چنین همسری خود ریاضت و مجاهده با نفس است و موجب کنترل و فرونشاندن آتش خشم و غضب و خوشخلقی با دیگران است؛ ۲. ایجاد پشتوانهای مادی برای خانواده؛ ۳. تحقق نوعی تقسیم کار در خانواده بین زن و شوهر و فرزندان؛ ۴. اعمال مدیریتی صحیح و... .
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۴۸.