بحث:مذهب زیدیه در کلام اسلامی

Page contents not supported in other languages.
از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

از فرقه‌های شیعه‌اند که خویش را پیرو زید بن علی بن الحسین (ع) می‌دانند[۱].

زید بن علی (ع) در عهد هشام بن عبدالملک، علیه حکومت اموی قیام کرد[۲]. پس از شهادت امام حسین (ع)، چون زید علیه امویان شورید، برخی شیعیان پنداشتند که او امام است؛ زیرا به گمان آنان امام، کسی بود که با شمشیر قیام کند. این گروه، خود را "زیدیه" خواندند. بسیاری از علمای شیعه بر آن‌اند که زید بن علی (ع) هیچ گاه ادعای امامت نکرده و حضرت باقر و حضرت صادق (ع) را امام می‌دانسته است[۳].[۴]

عقاید

برخی محققان بر آن‌اند که زیدیه امامت حضرت علی، حضرت حسن بن علی و حضرت حسین بن علی (ع) را باور دارند. اینان، پس از امام حسین (ع) تعیین امام را بر عهده شورا می‌دانند و امامت حضرت علی بن الحسین را نپذیرفته‌اند.

زیدیه برای شخص امام پنج شرط برنهاده‌اند:

  1. از فرزندان حضرت فاطمه (س) باشد؛
  2. به شریعت اسلام عالِم باشد؛
  3. اهل زهد باشد؛
  4. از شجاعت بهره بَرَد؛
  5. با شمشیر قیام کند[۵].

برخی دیگر از محققان شرطهای امام را از نظر زیدیه چنین دانسته‌اند:

  1. از فرزندان حسن یا حسین (ع) باشد؛
  2. با شمشیر قیام کند و بر دفاع، توانا باشد. اینان امامت شخص خردسال را نمی‌پذیرند و نیز عصمت را شرط امامت نمی‌دانند و وجود بیش از یک امام را در زمان واحد، جایز نمی‌شمارند و سرانجام آنکه رَجعت را باور ندارند[۶].

بنابر باورهای زیدیه، چون شورای مسلمانان، یکی از فرزندان امام حسن یا امام حسین (ع) را به امامت برگزیند، او امام واجب الاطاعه است. مهم‌ترین رکن اعتقادی زیدیه، امر به معروف و نهی از منکر است و در حقیقت، امامت تابع این رکن است و شرط قیام با شمشیر امام نیز ریشه در همین رکن دارد[۷]. فرقه زیدیه که در میان فرقه‌های شیعه، از همه به اهل سنت نزدیک‌تر است، اختلاف کلامی و فقهی متعددی با امامیه دارد[۸].[۹]

انشعاب‌ها

زیدیه به دلیل اختلافات فکری، به انشعابات فراوانی دچار شده است. شمار شعبه‌های زیدیه را تا پانزده شعبه برشمرده‌اند که بیشترین آنها از میان رفته‌اند[۱۰]. برخی تاریخ‌نگاران اهل سنت کوشیده‌اند عقاید زیدیه را به معتزله نزدیک نمایند[۱۱]. مهم‌ترین شعبه‌های زیدیه عبارت‌اند از:

  1. جارودیه: اینان به خلافت بلافصل علی بن ابی طالب (ع) معتقدند و ترک بیعت با علی (ع) را برابر با کفر می‌دانند. بنابر باور این گروه، پس از امام علی (ع)، دو فرزندش، امام حسن و امام حسین (ع) به امامت رسیده‌اند و پس از این دو امام، هر کس از فرزندان آنان قیام کند و شورای مسلمانان او را به امامت برگزیند، امام است[۱۲].
  2. سلیمانیه: این گروه، بیعت با ابوبکر و عمر را خطا می‌شمارند؛ اما این خطا را به حد کفر نمی‌رسانند. با این حال، عثمان را به دلیل بدعت‌هایی که برنهاده است، کافر می‌دانند.
  3. بتریه: اینان نیز خلافت ابوبکر و عمر را خطا می‌شمارند؛ اما درباره عثمان توقف کرده، به تفسیق او قائل نیستند. فرقه سلیمانیه و بتریه، همچون فرقه جارودیه، قیام با شمشیر و تعیین شورای مسلمانان را شرط امامت می‌دانند[۱۳].[۱۴]

زیدیه در فرهنگ اصطلاحات علم کلام

از جمله فرقه‌های شیعی، "زیدیه" است که به زید شهید (متولد ۸۰ و متوفای ۱۲۱ق) منتسب می‌‌باشند. تاریخ پیدایش آن به قرن دوم هجری باز می‌‌گردد. از زیدیه به "چهار امامی" نیز یاد می‌‌شود؛ زیرا آنان تنها به امامت امام علی، امام حسن، امام حسین(ع) و زید بن علی معتقدند و دیگر ائمه را تنها به عنوان پیشوایان علم و معرفت می‌‌دانند.

دانشمندان زیدیه، گرچه به سیره عملی و نوشته‌های زید توجه داشتند؛ اما در عقاید از معتزله و در فقه از مکتب ابوحنیفه تأثیر پذیرفتند[۱۵].[۱۶].

شخصیت زید

در ابتدا لازم است عدم همخوانی حضرت زید بن علی بن حسین با فرقه موسوم به زیدیه روشن شود، مبنی بر اینکه نه زید آن‌گونه بود که امروز زیدیه هستند و نه خود مدعی و یا بنیان‌گذار این فرقه بوده است. زید، شیعه امامیه معتقد و از شاگردان و راویان حدیث پدرش امام سجاد(ع) و برادرش امام باقر(ع) بوده است و به منظور گرفتن خلافت از بنی‌امیه، پس از واقعه کربلا دعوت کوفیان را پذیرفت و علیه هشام بن عبدالملک قیام کرد[۱۷].

سبب شبهه درباره شخصیت زید، روایاتی است که از ائمه در مذمت و منقبت زید و نکوهش قیام او نقل شده است؛ حال آنکه این روایات، نه از نظر سند قابل اعتمادند و نه از نظر کمیت و تعداد، با روایات مدح و ستایشی که از زید شده است، برابری می‌‌کنند. از این‌روی محققان، روایات ذم را مردود دانسته‌اند[۱۸].

بیشتر روایاتی که از ائمه درباره زید نقل شده تأیید و تکریم اوست. این روایات هم شامل شخصیت زید می‌‌شود و هم قیام و حرکت او. امام رضا(ع) او را دانشمند آل‌محمد معرفی می‌‌کند [۱۹] و امام باقر(ع) او را بزرگ خاندان آل‌رسول می‌داند[۲۰].

امام صادق(ع) پس از شهادت زید فرمودند: خدا او را رحمت کند. او مؤمنی دانا و دانایی راستگو بود. اگر پیروز می‌‌شد به عهد خود وفا می‌‌کرد و اگر قدرت را به دست می‌‌گرفت می‌دانست آن را چگونه به‌کار ببندد[۲۱]. کسی که بر او گریه کند، با او در بهشت خواهد بود و کسی که او را سرزنش نماید، شریک خون او خواهد بود[۲۲].

او در کمالات علمی و معنوی، ائمه(ع) را بر خود برتر می‌‌دانست. علامه مجلسی در بحارالأنوار می‌‌گوید: زید همواره می‌‌گفت: آنکه می‌‌خواهد جهاد کند، نزد من آید و آنکه می‌خواهد علم بیاموزد، نزد پسر برادرم جعفر بن محمد برود[۲۳][۲۴].

شیخ مفید نیز می‌‌گوید: "زید بر این مطلب که برادرش، امام باقر(ع) لایق امامت بود و به هنگام وفات به امامت حضرت صادق(ع) باشید وصیت نمود، آگاه بود[۲۵].

از این‌رو هیچ‌گاه قیام زید در جهت کنار گذاشتن امامان معصوم و غصب خلافت ایشان نبوده است و پیدایش فرقه‌ای به نام زیدیه از سر غلو و افراط درباره وی بوده است؛ همان‌گونه که چنین گرایش‌هایی را درباره امام علی بن ابی‌طالب(ع)، محمد حنفیه و اسماعیل بن جعفر نیز می‌‌بینیم[۲۶].

دیدگاه‌های زیدیه درباره امامت

مهم‌ترین اصول اعتقادی زیدیه در مسئله امامت که در منابع کلامی و تاریخی آمده است، عبارتند از:

  1. امامت به فرزندان حضرت فاطمه(س) منحصر است. مراد از فاطمی، از نگاه آنان، کسی است که از طریق پدر به امام حسن(ع) یا امام حسین(ع) برسد؛ زیرا پیامبر اکرم فرمود: «الْمَهْدِيُّ مِنْ وُلْدِ فَاطِمَةَ»؛
  2. امام بایستی عالم به شریعت باشد تا بتواند مردم را به احکام دینی هدایت نماید؛
  3. امام باید زاهد باشد تا به اموال مسلمانان چشم طمع نورزد؛
  4. امام باید شجاع باشد تا در جهاد با دشمنان فرار نکند؛
  5. امام علی(ع) بر سایر صحابه در خلافت افضلیت و اولویت دارد؛ در عین حال، تقدم مفضول بر فاضل جایز است. از این‌رو از نظر آنها خلافت خلفای پیشین نیز مشروع است؛
  6. خالی بودن زمان از امام جایز است؛ چنان‌که امکان وجود دو امام در یک زمان در دو منطقه ممکن می‌‌باشد؛
  7. قیام مسلحانه در برابر ستمگران به صورت علنی جایز است. در حقیقت این مهم‌ترین ویژگی مکتب زیدیه است. البته این شرط را درباره امام حسن و امام حسین(ع) لازم نمی‌دانند، زیرا پیامبر درباره آنان فرمود: «هُمَا إِمَامَانِ قَامَا أَوْ قَعَدَا»؛
  8. مشروعیت امام به دعوت آشکار به خود و قیام علیه ظالمان مشروط است[۲۷].

آرای کلامی زیدیه

نمونه‌هایی از آرا و عقاید کلامی را نیز یادآور می‌‌شویم[۲۸]:

  1. زیدیه "صفات خبریه" را تأویل می‌‌کنند؛ مثلاً "ید" را به قدرت و نعمت، و "وجه" را به ذات تفسیر و تأویل می‌‌کنند. آنان رؤیت بصری خدا را محال و مستلزم حدوث و جسمانیت خدا می‌‌دانند؛
  2. درباره عدل و حکمت الهی معتقدند که خداوند فعل قبیح انجام نمی‌دهد و تکلیف به ما لا یطاق نمی‌کند و همچنین افعال قبیح، متعلق اراده خدا نیست و آنچه به مقتضای حکمت واجب است، ترک نمی‌کند؛
  3. در خلق افعال و اختیار، تعابیر آنان به دیدگاه مفوضه نزدیک‌تر است؛
  4. مرتکب کبیره نه فاسق است، نه مؤمن و اگر مرتکب کبیره بدون توبه بمیرد، مخلد در عذاب است[۲۹].

انشعاب‌های زیدیه

در دوره‌های بعد، فرقه‌ها و انشعاب‌های مختلفی از زیدیه پدیدار شدند که مهم‌ترین آنها عبارتند از[۳۰]:

  1. "جارودیه" یا "سرحوبیه"، پیروان ابی‌جارود ابونجم زیاد بن منذر عبدی همدانی خراسانی؛
  2. "سلیمانیه" یا "جریریهپیروان سلیمان بن جریر رقی زیدی؛
  3. "صالحیه" یا "بتریهپیروان دو تن از رهبران زیدیه: حسن بن صالح بن حی همدانی و ابواسماعیل، کثیر بن اسماعیل بن نافع نواء، ملقب به کثیر النواء و الأبتر؛
  4. "قاسمیه"، پیروان قاسم رسی؛
  5. "هادویه"، پیروان یحیی بن حسین بن قاسم مشهور به الامام الهادی إلی الحق؛
  6. "ناصریه"، پیروان ناصر اطروش؛
  7. "صیاحیه"، پیروان صباح بن قاسم مری، یا مزنی؛
  8. "عقبیه"، پیروان عبدالله بن محمد عقبی.
  9. "نعیمیهپیروان نعیم بن یمان؛
  10. "یعقوبیهپیروان یعقوب بن علیا عدی کوفی[۳۱].

پانویس

  1. مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلین، ۴۰.
  2. الفرق بین الفرق، ۲۳.
  3. ر.ک: مصنفات شیخ مفید، ۱۱/ ۲/ ۱۷۲.
  4. فرهنگ شیعه، ص 283.
  5. شیعه و تشیع، ۵۲.
  6. تاریخ شیعه و فرقه‌های اسلامی، ۶۰.
  7. دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ۱۰/ ۱۴۱.
  8. ر.ک: فرهنگ فرق اسلامی، ۲۱۹- ۲۱۷.
  9. فرهنگ شیعه، ص 283.
  10. شخصیت و قیام زید بن علی، ۴۱۴.
  11. ر.ک: الملل والنحل‌، ۱/ ۱۵۵.
  12. فرق الشیعه، ۳۹ و ۴۰.
  13. المقالات والفرق، ۷.
  14. فرهنگ شیعه، ص 284.
  15. شهرستانی، الملل و النحل، ج۷، ص۲۰۲.
  16. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۳۰۱
  17. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۳۰۱
  18. ربانی گلپایگانی، درآمدی بر علم کلام، ص۲۰۲.
  19. صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ج۱، باب ۲۵، ص۲۴۸.
  20. صدوق، امالی، ص۳۳۵، حدیث ۱۱.
  21. طوسی، اختیار معرفه الرجال (رجال کشی)، شماره ۵۰۵.
  22. مجلسی، بحارالأنوار، ج۴۶، ص۱۹۳.
  23. مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۴۱.
  24. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۳۰۲
  25. مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ص۱۷۲.
  26. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۳۰۲
  27. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۳۰۳
  28. بنگرید به: ربانی گلپایگانی، درآمدی بر علم کلام، ص۲۱۴ - ۲۱۳، به نقل از رساله العقد الثمین، امیر حسن بن بدرالدین (۶۶۲ - ۵۸۲).
  29. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۳۰۳-۳۰۴
  30. درباره تاریخچه و باورهای اعتقادی آنان رجوع شود به بحث فرقه زیدیه در کتاب‌های مربوط، مانند نوبختی، فرق الشیعه؛ شهرستانی، الملل و النحل؛ صابری، تاریخ فرق اسلامی، ج۲.
  31. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۳۰۴.