بدعت در معارف و سیره معصوم

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقابله با بدعت‌ها و تحریف‌ها

دین و آموزه‌های آن گوهر نابی است که شیادان و متقلبان همواره در صددند برای فریب مردم نسخه بدلی از آن ارائه دهند و اگر در سطح کلان موفق به ایجاد انحراف در دین نشدند دست‌کم در برخی از آموزه‌های دینی به این هدف دست یابند. بنابراین در طول تاریخ دین و آموزه‌های نورانی آن، پیوسته در معرض تحریف، سوءاستفاده، تفسیر نادرست و بدعت‌آفرینی بوده است و امروزه نیز چنین است.

پس از رحلت رسول خدا(ص) این خطر به صورتی جدی‌تر رخ نمود؛ چراکه علی‌رغم دستور خدا و رسول، کسانی زمام امور مردم را به دست گرفتند که با روح دین آشنایی نداشتند و در عین حال به خود اجازه می‌دادند در امور دین دخالت کنند و دست به نوآوری‌های بی‌پایه و اساسی بزنند که اصل و ریشه‌ای در قرآن و سنت نبوی نداشت. آنان ابتدا در امور کم‌اهمیت‌تر دخل و تصرف کردند؛ برای مثال به مردم دستور دادند که مردم با دست‌های بسته نماز بخوانند و برای تشویق مردم به جهاد، سنت نبوی «حَيَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَلِ» را از اذان حذف کردند و به‌جای آن الصَّلَاةُ خَيْرٌ مِنَ النَّوْمِ را گذاشتند. در دوران‌های بعد، این خط انحرافی، از مسیر مستقیم دورتر شد تا اینکه بنی‌امیه دست به ایجاد انحرافاتی عظیم و عمیق در دین زدند و اسلام عزیز را تا مرز سقوط نهایی پیش بردند.

راستی انگیزه آنان از این بدعت‌ها چه بود؟ شاید باورشان این بود که می‌‌توانند بهتر از خدا و پیامبر حکم وضع کنند؛ مصلحت اسلام را بهتر می‌دانند و یا قادرند بر قرآن و سنت حاشیه بزنند! اما به روشنی معلوم است که آنان بافته‌های ذهنی خودشان را به نام سنت پیامبر(ص) در جامعه رواج دادند تا خط سیاسی خود را در جامعه نهادینه کنند.

از سوی دیگر وظیفه امامان حق و علمای دین، صیانت از اسلام و معتقدات اسلامی در مقابل تحریف‌ها و بدعت‌هاست. از رسول خدا(ص) روایت شده است: «هرگاه بدعت‌ها آشکار شد، عالم باید دانش خویش را آشکار کند»[۱]. در سخن دیگری از آن حضرت نقل شده است: «هر بدعتی که پس از من پدید آید و ایمان را در معرض خطر و هجوم و نیرنگ قرار دهد، یک ولیّ از دودمان من عهده‌دار آن می‌شود که از ایمان دفاع کند و با الهام از خدا زبان بگشاید و حق را علنی و روشن کند و نیرنگ مکاران را پاسخ گوید»[۲].

بنابراین رهبران معصوم اسلام همواره در برابر این بدعت‌ها ایستاده‌اند؛ بطلان نوآوری‌هایی را که به سنت تبدیل شده بود، به مردم فهماندند؛ با انحرافات مبارزه کردند و کوشیدند اسلام را به مسیر واقعی خود برگردانند. در ادامه به نمونه‌های تاریخی بحث در سیره نظامی معصومان(ع) اشاره می‌‌کنیم.

یک نمونه از واکنش‌های امیرمؤمنان علی(ع) در مقابل بدعت‌ها، برخورد آن حضرت با نماز تراویح بود که عمر با پذیرفتن اینکه بدعت است - و آن را بدعت خوب می‌‌نامید - برقرار کرد. زمانی که علی(ع) در کوفه بود، برخی از سپاهیان امام(ع) نزد امام(ع) آمدند و از آن حضرت خواستند که برای نماز تراویح آنان در ماه رمضان، امامی معین کند. امام آنها را از این کار نهی فرمود؛ اما شب‌هنگام فریاد «وا رمضانا» در میان آنان بلند شد. حارث اعور نزد علی(ع) آمد و گفت: مردم به ضجه افتاده و از سخن شما ناراحت شده‌‌اند. امام(ع) فرمود: رهایشان کن تا هر کاری می‌خواهند بکنند و هر کس را می‌خواهند به امامت جماعت برگزینند[۳].

موضع‌گیری در مقابل سوءاستفاده از آموزه‌های دینی، بخش دیگری از تلاش‌های فرهنگی رهبران دین محسوب می‌شود. ازاین‌رو آنان می‌‌کوشیدند اذهان مردم را در این زمینه روشن کنند. برای نمونه می‌‌توان به اقدام امیرمؤمنان علی(ع) در مقابل اقدامات نابجای عایشه در جنگ جمل اشاره کرد.

در جنگ جمل عایشه برای تقویت روحیه سپاه جمل فریاد می‌زد: «فرزندانم بردبار باشید و حمله کنید که من بهشت را برای شما ضمانت می‌کنم». بر اثر این شعار گروهی دور او را گرفتند و به‌قدری پیشروی کردند که در چندقدمی سپاه امام(ع) قرار گرفتند. عایشه برای تحریک یاران خود مشتی خاک ‌طلبید و چون به او دادند، آن را به روی یاران امام(ع) پاشید و گفت: شَاهَتِ الْوُجُوهُ؛ یعنی رؤیتان سیاه باد. او در این کار از رسول خدا(ص) تقلید می‌کرد؛ زیرا آن حضرت نیز در جنگ بدر یک مش مشت خاک برداشت و به‌سوی دشمن پاشید و همین جمله را فرمود. آنجا بود که خداوند این آیه را نازل کرد: ﴿وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى[۴]. امام علی(ع) هنگامی که عمل عایشه را مشاهده کرد، فرمود: «وَ مَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لَكِنَّ الشَّيْطَانَ رَمَى». امام این‌گونه با سوءاستفاده عایشه از مقدسات مقابله کرده و نقشه عایشه را در هزینه کردن از پیامبر(ص) برای اقدامات جاه‌طلبانه‌اش نقش‌برآب کرد.

بی‌تردید یکی از اهداف مهم قیام امام حسین(ع) نیز مقابله با چنین خطرات عظیمی بود که اسلام را تهدید می‌کرد. این مطلب در برخی سخنان و نامه‌های آن حضرت انعکاس یافته است. از جمله در نامه‌ای که امام به بزرگان بصره نوشت، چنین آمده است: «شما را به کتاب خدا و سنت پیامبرش دعوت می‌کنم. همانا سنت مرده است و بدعت زنده شده است»[۵]. تأکید امام حسین(ع) بر پیروی از راه‌وروش پدرش امیرمؤمنان علی(ع) و جدش رسول خدا(ص) نیز گونه دیگری از همین بدعت‌ستیزی و حفاظت از دین است[۶].

منابع

پانویس

  1. «إِذَا ظَهَرَتِ الْبِدَعُ فِي أُمَّتِي فَلْيُظْهِرِ الْعَالِمُ عِلْمَهُ فَمَنْ لَمْ يَفْعَلْ فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ» (محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۵۴).
  2. «إِنَّ عِنْدَ كُلِّ بِدْعَةٍ تَكُونُ مِنْ بَعْدِي يُكَادُ بِهَا الْإِيمَانُ وَلِيّاً مِنْ أَهْلِ بَيْتِي مُوَكَّلًا بِهِ يَذُبُّ عَنْهُ يَنْطِقُ بِإِلْهَامٍ مِنَ اللَّهِ وَ يُعْلِنُ الْحَقَّ وَ يُنَوِّرُهُ وَ يَرُدُّ كَيْدَ الْكَائِدِينَ يُعَبِّرُ عَنِ الضُّعَفَاءِ فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ وَ تَوَكَّلُوا عَلَى اللَّهِ» (محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۵۴).
  3. محمد بن مسعود عیاشی، تفسیر العیاشی، ج۱، ص۲۷۵؛ محمد بن ادریس حلی، مستطرفات السرائر، ص۶۳۸؛ شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۸ ص۴۷.
  4. «و چون تیر افکندی تو نیفکندی بلکه خداوند افکند» سوره انفال، آیه ۱۷.
  5. احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۷۸؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۳۵۷.
  6. رستمی، علی امین، آموزه‌های فرهنگی در سیره نظامی معصومان، ص ۴۷۷ ـ ۴۸۰.