دوستی در سبک زندگی اسلامی

مقدمه

حضرت امام علی(ع) در حکمت ۱۳۴ نهج‌البلاغه می‌‌فرماید: دوست از عهده دوستی برنیاید، مگر آنکه در سه حال مواظب دوستش باشد: به وقت گرفتاری و بلا، هنگامی که حاضر نیست، و پس از مرگش.

«مردی از امام علی(ع) پرسید: دوستان چند دسته‌اند؟ فرمود: دو دسته، دوستان مورد اعتماد و دوستان خنده‌رو. گروه اول به منزله بازو و دارایی انسان‌اند. دوستان صمیمی رازدار و خالص‌اند و در سختی‌ها از کمک مالی و جانی دریغ نمی‌کنند. اما گروه دیگر فقط لذت دیدارشان نصیب آدمی می‌‌شود و تا وقتی با آنان هستی خوب است که خود را از همراهی ایشان محروم نکنی».

بر دوستی با کسانی که بر جاده دانش و ایمان گام می‌‌زنند، و دوستی با انسان‌های بخشنده و عفیف و خداشناس بسیار تأکید شده است و گفته‌اند: بهترین همنشین کسی است که آدمی را به یاد خدا و آخرت اندازد و گفتار و کردارش شما را به نیک‌رفتاری مشتاق‌تر سازد. دوست خوب مانند آینه عیوب انسان را روبه‌رو می‌گوید و دلسوز است[۱].

در نزد حکیمان؛ دوستان شایسته مرهم جان‌اند و دل‌آرام. آنان در روزهای آسایش زیوراند و در روزهای سختی پشتیبان و یاور. آنان مدام رنج خود و راحت یاران می‌‌طلبند. یاران صمیمی چنان باصفایند که دل بی‌هیچ زحمتی به سرشت پاکشان گواهی می‌دهد.

دوست خوب همیشه نمیخنداند، بلکه ‌ای بسا که اشک بر گونه بنشاند و روی آدمی را به سوی آفات و بیماری‌های نفسانی‌اش برگرداند.

حضرت سلیمان فرمود: «درباره کسی قضاوت نکنید، مگر آنکه به دوستانش نظر اندازید؛ چراکه انسان به وسیله یاران و رفیقانش شناخته می‌‌شود»[۲]. امام علی(ع) به نقل از رسول خدا(ص) فرمودند: «درباره کسانی که هم‌صحبت آنان می‌شوید دقت کنید؛ زیرا هر کس مرگش فرا رسد دوستانش در نزد او حاضر می‌شوند، اگر آنان نیک باشند او هم نیک است و اگر بد باشند او هم بد است. هیچ کس نمی‌میرد مگر آنکه به وقت مردن دوستانش در برابرش مجسم می‌شوند»[۳].[۴]

ابراز محبت دوستان

ابراز مهر و محبتی که در دل است به منزله طلوع خورشید در یک صبح بهاری، مایه نشاط و خرمی دل کسانی می‌گردد که مورد این خطاب مهرآمیز قرار می‌‌گیرند. وقتی یک مرد به همسر وفادار و عفیفش می‌گوید: «نمی‌دونی چقدر دوستت دارم عزیزدلم»، این سخن تمام وجود بهترین یاور زندگی او را فرا می‌‌گیرد و به او توانایی و قدرت تحمل مشکلات زندگی را می‌‌بخشد و متقابلاً آتش عشق و دلدادگی را در دل او نیز برمی‌‌انگیزد. شاید بتوان گفت که در محاورات روزمره آن کلامی که تکرارش ملال‌آور نمی‌شود همین جمله است. وظیفه مردان است که برخی اوقات حتی برخلاف میل درونی خود، نسبت به شریک زندگیشان بیشتر ابراز مهر و علاقه کنند.

امام صادق(ع) فرمودند: «وقتی کسی را دوست می‌داری، او را از این امر با خبر کن؛ زیرا باعث استواری محبت بین شما می‌‌گردد»[۵].[۶]

دوستان بد

«امام جعفر صادق(ع) به نقل از رسول اکرم(ص) فرمود: «سه دسته‌اند که همنشینی با آنان دل را می‌‌میراند: همنشینی با اراذل و فرومایگان، گفت و شنود با زنان (نامحرم) و نشستن با ثروتمندان»[۷]. مولوی معتقد است که یار بد از گرزه مار بدتر است.

پیشوایان، ما را از دوستی با انسان‌های پست و فرومایه، بدکاران، دروغگویان، بخیلان، قاطعان رحم، خائنان و عهدشکنان، سخن‌چینان، ستمکاران، بدقولان، ترسویان، عیب‌جویان، ثروتمندان بی‌خیر، زنان نامحرم و احمقان برحذر داشته‌اند.

امام باقر(ع) قصد سفر داشت، پدر بزرگوارشان امام سجاد(ع) به فرزند گرامی خود سفارش فرمودند که: «پسرم! با احمق معاشرت و دوستی مکن؛ زیرا او در حضور و غیاب، یکسره به دنبال عیب‌جویی است. اگر سخن بگوید به سبب نادانی‌اش رسوا می‌گردد. اگر سکوت کند ناتوانی در گفتار او را خوار سازد. وقتی مسئولیتی بر عهده می‌‌گیرد آن را ضایع می‌‌کند. دانش او مایه بی‌نیازی‌اش نمی‌شود و دانش دیگران هم او را فایده‌ای نمی‌بخشد و اندرز ناصحان هم به گوشش فرو نمی‌رود. دوستانش از دست او آسوده نیستند. مادر و همسر و همسایگانش خواهان فراق اویند. دوستانش مشتاق دیدار او نیستند. اگر در مجلسی از دیگران کوچک‌تر باشد، حضور او مایه شکنجه آنان است و اگر از دیگران بزرگ‌تر باشد آنان را به راه فساد و کارهای بد می‌کشاند»[۸].[۹]

جلب رضایت دوستان

در برخورد با دوستان، بشّاش و خنده‌رو باشید. به هنگام گرفتاری یاریشان کنید. دلشان را با مهر و محبت خود شاد کنید. در همه حال مواظب باشید که به خاطر رابطه دوستانه، حقی از آنان ضایع نشود. هرچند به خطا می‌‌گویند: «بین الأحباب تسقط الآداب»، باید همواره برای حفظ دوستی به دوستان احترام گذاشت و در مجالس و محافل مورد توجهشان قرار داد. مبادا در جلو چشم دیگران زبان به ملامت یا بدگویی از یک دوست بگشایید، که این کاری است خصمانه و به دور از جوانمردی و ادب[۱۰].

رفتار دوستان

امام علی(ع) در نامه مهم خود به امام حسن(ع)، در باب دوستی می‌‌فرماید: «چون برادرت از تو جدا گردد، تو پیوند دوستی را برقرار کن. اگر او روی گرداند، تو مهربانی ورز. اگر به مال یاری‌ات نکرد، تو از بخشش دریغ مدار، هنگامی که دوری گزید تو نزدیک شو، چون سخت گرفت، تو آسان گیر، به وقت لغزش از خطایش درگذر و عذرش را بپذیر، رفتارت با او چنان باشد که گویی بنده اویی و او ارباب توست. البته این سفارشات را درباره نااهلان به کار مبند.

دشمن دوست خود را به دوستی مگیر، در پند و هشدار دادن به دوست کوتاهی مکن، در همه حال خشم خویش را فرو خور که من جرعه‌ای شیرین‌تر از آن ننوشیده‌ام، و فرجامی نیکوتر از آن ندیده‌ام. با کسی که با تو درشتی کرده، نرمی کن. امید است که به زودی او نیز نرم گردد. به دشمنت به بخشش رفتار کن. اگر خواستی از برادرت جدا شوی، جایی برای دوستی مجدد بگذار. آن کس را که به تو خوش‌گمان است با خوش‌رفتاری‌ات تصدیق کن. هرگز حق برادرت را با اعتماد بر رابطه دوستانه‌اش ضایع مکن؛ زیرا کسی را که حقش را تباه می‌کنی دیگر برادر تو نیست. به کسی که به تو علاقه‌ای ندارد، دل مبند. برای جدایی بهانه به دست دوستت مده و هرگز به پاداش آن کس که به تو دوستی کرده است، به وی بدی مکن»[۱۱].

آن حضرت در خطبۀ ۱۴۱ نهج‌البلاغه می‌‌فرمایند: «ای مردم، آن کس که دریافت برادرش در دینداری ثابت قدم است، به گفته دیگران در باره او گوش ندهد که گاهی تیرانداز، تیر می‌اندازد و تیرهایش به خطا می‌رود سخن نیز چنین است، درباره کسی حرفی می‌زنند و درست نیست. هان؛ سخنِ یاوه، تباه است و خداوند شنوا و شاهد. بدانید که میان حق و باطل فاصله‌ای به جز چهار انگشت نیست. گفتند: معنای این سخن چیست؟ امام(ع) انگشتان خود را میان گوش و چشم گذاشت و فرمود: باطل آن است که بگویی شنیدم، و حق آن است که بگویی دیدم». همچنین آن حضرت در حکمت ۱۵۸ نهج‌البلاغه می‌‌فرمایند: «اگر خواستی برادرت را سرزنش کنی، این کار را با احسان به او به انجام رسان، و گزند وی را با بخشندگی‌ات، به خودش بازگردان»[۱۲].

شناخت دوستان

از دیدگاه امام علی(ع)؛ در دگرگونی‌ها و تحولات روزگار، گوهر و ماهیت اشخاص بازشناخته می‌شود[۱۳]. ایشان فرموده است: یک دوست وقتی دوست حقیقی است که به هنگام گرفتاری تو را فراموش نکند و در نبودنت مدافع تو باشد و حتی پس از وفات تو هم‌چنان به نیکی یادت کند و به بازماندگانت محبت ورزد[۱۴]. امام صادق(ع) فرمود: دوستی دارای شرایطی است. اگر کسی هیچ یک از آن شرایط را مراعات نکرد، دوست نیست و هرکس به کمال رعایت نکرد، دوست خالص و کامل نیست (آن شرایط عبارت است از):

  1. نهان و آشکارش با تو یکی باشد.
  2. خوبی تو را خوبی خود و بدی تو را بدی خود بداند.
  3. دارایی و پُست و مقام او را نسبت به تو دگرگون نسازد.
  4. هرچه در توان و قدرت اوست از تو دریغ ندارد.
  5. در گرفتاری‌ها تو را تنها نگذارد[۱۵].

به گفته حکیمان معصوم(ع) برای سنجش عیار دوستی، می‌‌توان کارهای زیر را انجام داد: از او کمک مالی بخواهید، مالی را به مدت معلومی نزد او بسپارید، در کار سخت و پرمشقتی شریک او شوید با او به سفر بروید، یکی دو بار کمی ناراحتش کنید چنانچه شکیبایی و گذشت کرد شایسته دوستی است، ببینید در مصیبت یا نکبتی که بر شما وارد شده چه کمکی می‌‌کند، آیا همچنان که در حضور به شما احترام می‌گذارد در غیبت هم همان‌گونه است؟ آیا به ارزش‌ها و آرمان‌های شما به‌سان خودتان می‌نگرد یا به ایما و اشاره و طنز و کنایه آنها را به سخره می‌گیرد؟ آیا همراهی شما با او در نظر دیگر بستگان و دوستانتان که در دوستی خالص‌اند، چه نمودی دارد؟ آیا مال و قدرت می‌‌تواند پیوند دوستی شما را سست کند؟ آیا آن دوست بر سر دو راهی انتخاب، بین راحتی و نفع خود و رنج و زیان شما، کدام را برمی‌‌گزیند؟[۱۶].[۱۷]

دوست‌یابی

انسان موجودی اجتماعی است و به تنهایی نمی‌تواند به کمال برسد و همواره در تمام عمر نیاز دارد که از وجود دوستانی یکدل بهره‌مند باشد، اما یافتن چنین دوستانی کار چندان آسانی نیست. دوستان بر سه دسته‌اند: برخی در مقابل شما از حق خویش می‌گذرند، برخی از مال خود می‌‌گذرند. این دو دسته دوستان راستین‌اند. دسته سوم کسانی هستند که شما را واسطه‌ای برای جلب منافع خود می‌دانند، دوستی اینان تابع منافعشان است؛ لذا همین که دیگر سودی در میان نباشد، رشته ارتباطشان نیز گسسته می‌شود. سعدی چنین دوست‌نمایانی را با مگسانی مقایسه کرده است که گرد شیرینی جمع می‌شوند.

در آیین دوستیابی شرایط زیر را باید مورد توجه قرار داد: اثبات محبت و اخلاص: ابراز دوستی نباید تابع احوال زمانه باشد؛ یعنی تا یکی بر سر کار، مقام، قدرت یا ثروتی است، دلباخته و مخلص او شویم. و چون مقام و ثروتش از کف رفت، رهایش کنیم. این کار جوانمردانه‌ای نیست.

اگر غرض از ابراز محبت، چشم‌داشت، کسب شهرت یا خودنمایی و تظاهر باشد، به دوستی پایداری نمی‌انجامد. پاینده‌ترین دوستی‌ها آن است که در راه کسب معرفت و تقویت ایمان و برای کمک به همنوعان باشد. شرط مهم دوستی، هماهنگی و یکرنگی است. اشتراک در اندیشه‌ها و دیدگاه‌ها و سلیقه‌ها، نکته مهمی است که نمی‌شود آن را از نظر دور داشت.

هم‌ترازی و همسانی: دو دوست از نظر معیشت، راه و رسم خانوادگی، فرهنگ و اعتقادات... باید هم‌تراز باشند.

هم‌سن و سالی: اگر دو فرد باهم، در یک ردیف سنّی نباشند، شاید وقتی در کنار هم قرار می‌گیرند وجه مشترکی از جهت کار یا فکر یا سلیقه نداشته باشند، در این صورت محاوره آنها برای یکدیگر، رضایت‌بخش نخواهد بود.

همدلی و همانندی: دوستی دو نفر زمانی پایدار است که باهم همدل و هم‌خُلق باشند، به طوری که بتوانند به راحتی، همدیگر را تحمل کنند، بلکه از مجالست یکدیگر لذت ببرند و پس از هر دیدار بیش از پیش مشتاق دیدار هم شوند.

ابراز علاقه: ابراز دوستی فقط به گفتن و لفظ نیست، گاهی احترام کردن لازم است با هدیه دادن یا سوغات خریدن و اینگونه حرکات همراه گردد.

استقامت در دوستی: نگه داشتن دوستان صدیق نیازمند تدبیر است. چرا برخی با یافتن دوستان جدید دوستان قدیم را به باد فراموشی می‌‌سپرند؟ آیا اینان با دوستان جدید هم روزی چنان می‌کنند؟ حضرت مسیح در باب دوست‌یابی می‌فرماید: «هرگاه خواستی برای خود دوستی برگزینی، اول در او نظر کن؛ اما نه به نَسَب نیک او و نه به طایفه معتبر او و نه به خانه خوب او و نه به جامه‌های فاخر او و نه به صورت زیبای او و نه به سخن نیکوی او؛ زیرا اگر تو به اینها نظر کنی، به آسانی فریب خواهی خورد. بلکه نظر کن که چگونه از خدا می‌ترسد و چه‌سان چیزهای زمینی و امور دنیوی را حقیر می‌‌شمارد و چگونه کارهای نیکو را دوست می‌دارد، و به وجه اخص چه‌سان تعلق به جسد خود را دشمن می‌دارد؟ راستی به شما بگویم که هرکس [چنان]دوستی پیدا کرد، به یکی از مسرت‌های فردوس دست یافته است، بلکه او همه فردوس را یافته است[۱۸].[۱۹]

منابع

پانویس

  1. آداب معاشرت از دیدگاه معصومین، ص۲۳، ۲۷، ۳۰.
  2. میزان الحکمه، ج۲، ص۱۵۹۰.
  3. آداب معاشرت از دیدگاه معصومین، ص۲۹.
  4. دشتی نیشابوری، محمد، سبک زندگی، ص ۲۳۸.
  5. آداب معاشرت از دیدگاه معصومین، ص۵۲.
  6. دشتی نیشابوری، محمد، سبک زندگی، ص ۲۴۰.
  7. آداب معاشرت از دیدگاه معصومین، ص۳۹.
  8. آداب معاشرت از دیدگاه معصومین، ص۳۸.
  9. دشتی نیشابوری، محمد، سبک زندگی، ص ۲۴۱.
  10. دشتی نیشابوری، محمد، سبک زندگی، ص ۲۴۲.
  11. نهج‌البلاغه، نامه ۳۱.
  12. دشتی نیشابوری، محمد، سبک زندگی، ص ۲۴۳.
  13. نهج‌البلاغه، حکمت ۲۱۷.
  14. نهج‌البلاغه، حکمت ۱۳۴.
  15. آداب معاشرت از دیدگاه معصومین، ص۱۱۲.
  16. میزان الحکمه، ج۲، ص۱۵۸۲ به بعد؛ با تلخیص.
  17. دشتی نیشابوری، محمد، سبک زندگی، ص ۲۴۴.
  18. انجیل برنابا، فصل ۸۶.
  19. دشتی نیشابوری، محمد، سبک زندگی، ص ۲۴۶.