سوره ضحی در علوم قرآنی

مقدمه

نود و سومین سوره قرآن و یازدهمین آن به ترتیب نزول، نازل شده در مکه با موضوع انقطاع موقت وحی و نعمت‌های ویژه خداوند نسبت به پیامبرش. این سوره را «ضحی» می‌نامند زیرا که خداوند در آغاز آن به ضحی (روز و روشنایی روز) سوگند یاد کرده است.

دارای ۱۱ آیه ۴۰ کلمه و ۱۶۵ حرف است. از نظر حجم از سوره‌های کوچک و «مفصلات» است. بیستمین سوره از سوره‌هایی است که با سوگند آغاز می‌شود (در آیه اول و دوم آن، دو سوگند یاد شده است). همچنین از سوره‌های چهارده‌گانه‌ای است که یک‌جا و به طور مجموع نازل شده است و این سوره به مسئله «انقطاع موقت وحی» و شروع ارتباط مجدد و نزول دوباره وحی اشاره می‌کند و به پیامبر (ص) تسلی خاطر می‌دهد که خداوند از یتیمی پناهش داد و از سرگشتگی به راه هدایتش آورد و از فقر نجاتش بخشید.

به مسئله شفاعت و مقام محمود رسول خدا (ص) در قیامت و کرامات و عطایای خدا نسبت به آن حضرت اشاره می‌شود و در پایان سه دستور اخلاقی و اجتماعی می‌دهد. اول رأفت و عطوفت نسبت به یتیمان، دوم مساعدت به سائلان و نیازمندان و اجتناب از رد و بی‌اعتنایی نسبت به آنان، سوم شکر و سپاس و اظهار کردن و یاد کردن نعمت‌های خدا و اجتناب از انکار و مخفی داشتن آنها[۱].

میبدی در تأویل سوره ضحی نوشته است: ﴿وَالضُّحَى وَاللَّيْلِ إِذَا سَجَى[۲]. ﴿وَالضُّحَى: عبارت است از روز روشن ﴿وَاللَّيْلِ عبارت است از شب تاریک و بر لسان اهل اشارت و بر ذوق جوانمردان طریقت، مقصود از این روز و شب کشف و حجاب است. و کشف و حجاب نشان لطف و قهر است. نسیم لطفی بر عالم جمال گذر کرد، طایفه‌ای را در صحرای فضل یافت از آن قاف قسم ﴿وَالضُّحَى حلقه عهدی ساختند و از آن سین او، سلسله ارادت بر جان‌ها و دل‌های ایشان نهادند و به درگاه سعادت باز بستند که: ﴿وَالضُّحَى. باز سموم قهری از میدان جلال بتافت. قومی را در عالم عدل دید، هم از آن قاف قسم ﴿وَاللَّيْلِ قید قهری ساختند و بر دل‌ها و جان‌های ایشان نهادند و به درگاه شفاوت باز بستند که: ﴿وَاللَّيْلِ إِذَا سَجَى. نه آنجا که فضل جمال بود میلی و نه اینجا که عدل جلال بود ظلمی... و گفته‌اند: ﴿وَالضُّحَى اشارت است به روشنایی روی با جمال مصطفی (ص)، ﴿وَاللَّيْلِ إِذَا سَجَى، اشارت است به سیاهی موی با کمال مصطفی (ص). رب العالمین تحقیق تشریف وی را به روی و موی او سوگند یاد می‌کند که ﴿مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَى[۳].

روزی چند که وحی منقطع گشته بود، رسول خدا (ص) دلتنگ همی بود... رسول هر وقتی به بالای بوقبیس بر رفتی و طیلسان نبوت را در خاک کردی و به زاری بگریستی و به ضرب مثل گفتی: «إِنِّي لَأَجِدُ نَفَسَ الرَّحْمَنِ مِنْ قِبَلِ الْيَمَنِ».

هر شب نگرانم به یمن تا تو بر آیی، زیرا که سهیلی و سهیل از یمن آید. روزی عظیم دلتنگ شده بود، روی مبارک بر خاک نهاده گفت: پادشاها به حق آن نسیم صباء دولت معرفت که به هر وقت سحرگاهی بر درگاه دل دوستان گذر کند که یک بار دیگر صحرای سینه محمد را به آن نسیم وحی پاک خوش گردانی. آن ساعت زلزله در ملکوت اعلی افتاد. هفت اطباق زمین در جنبش آمده، خلق دریاها خون از دیدگان گشاده، صحابه صدق چون صورت او در قهر آن عتاب دیدند هر یکی ماتمی گرفته... باران از پیش وی برخاستند و برید حضرت جلال جبرئیل امین وحی پاک به مسامع سر او رسانید که: ﴿وَالضُّحَى وَاللَّيْلِ إِذَا سَجَى. ای سید، به حق روشنایی روی تو و سیاهی موی تو که ما تو را فرو نگذاشتیم و از دوستی تو هیچ نکاستیم و در این عتاب جز سعادت امت تو نخواستیم. قوله: ﴿وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى[۴].

وقتی جبرئیل امین (ص) به حضرت نبوت (ص) درآمد، سید را دید بی‌قرار و بی‌آرام گشته، عنان دل به دست غم سپرده، سوز و اندوه وی به غایت رسیده، دیده وی لؤلؤ بار گشته. جبرئیل گفت: ای سید کونین و ای مهتر عالمین این چه سوز است و چه شور که در تو می‌بینم؟ چه بار غم و اندوه است که بر خود نهاده‌ای؟! گفت: ای جبرئیل، اندوه عاصیان امت مرا چنین بی‌قرار کرد، اندیشه کار و عاقبت کار ایشان مرا زار و نزار کرد. ای جبرئیل از دوست می‌خواهم که ایشان را به من بخشد تا دلم فارغ گردد و از غم ایشان بیاساید. جبرئیل به حضرت عزت رفت و باز آمد و گفت: الله تو را سلام می‌کند و می‌گوید: ﴿وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى. دل خوشدار و اندوه مدار، عالمیان همه خشنودی ما می‌خواهند و ما خشنودی تو میخواهیم، تا آنکه خشنود شوی، به تو می‌بخشم. ای محمد هر که از امت تو تا قیام الساعة از دلی پاک به اخلاص و اعتقاد قرار دهد که من خداوندم و تو رسول منی. هر طاعت که دارد مبرور کنم، هر زلت که باشدش مغفور کنم و اگر پری روی زمین گناه دارد هباء منثور کنم[۵].

سوره ضحی از سه گفتار تشکیل شده است:

در گفتار نخست، با اشاره به حمایت دائمی خدا از بندگانش در دنیا و آخرت، به گستره حمایت خدا از پیامبر اشاره می‌فرماید که خداوند در گذشته، حال و آینده از بنده خود حمایت می‌کند و هیچ گاه او را به حال خود رها نکرده است: ﴿وَالضُّحَى وَاللَّيْلِ إِذَا سَجَى مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَى وَلَلآخِرَةُ خَيْرٌ لَّكَ مِنَ الأُولَى وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى [۶].

در گفتار دوم، به انواع حمایت‌های خدا از بندگانش اشاره می‌کند و حمایت‌های عاطفی، دینی و مالی خدا را در شرایط مختلف از پیامبر که بنده برگزیده او است یادآور می‌گردد: ﴿ أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيمًا فَآوَى وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَى وَوَجَدَكَ عَائِلا فَأَغْنَ[۷].

در گفتار سوم، عواملی را که باعث استمرار حمایت خدا از بندگان می‌گردد را برمی‌شمارد و به اموری مانند یتیم‌نوازی، خوش‌رفتاری با نیازمندان و به جا آوردن شکر نعمت‌های الهی اشاره می‌فرماید: ﴿ فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ وَأَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ[۸].[۹].[۱۰]

نود و سومین سورۀ قرآن کریم

سوره ضحی نود و سومین سوره قرآن مجید در ترتیب مصحف است که پس از سوره لیل و پیش از سوره شرح (انشراح) قرار گرفته و در ترتیب نزول، مطابق روایت مشهور عطا از ابن عباس، یازدهمین سوره قرآن است که پس از سوره فجر و پیش از سوره شرح نازل شده است[۱۱]. نام سوره از آیه نخست آن (وَالضُّحَی) گرفته شده و ضحی به معنای روز یا وسط روز (ظهر) است؛ زمانی که خورشید به اوج روشنایی‌بخشی خود می‌رسد[۱۲]. در برخی از تفاسیر هم از آن به سوره﴿وَٱلضُّحَىٰ[۱۳] یاد شده است[۱۴]. این سوره به اتفاق نظر قاریان ۱۱ آیه دارد[۱۵] و شمار کلمات آن ۴۰ است[۱۶]. نزول این سوره نیز به اتفاق روایات در مکه بوده است[۱۷]؛ اما علامه طباطبایی به استناد برخی روایات، احتمال نزول آن در مدینه را نیز داده است[۱۸]. به نظر می‌رسد این احتمال با سیاق سوره سازگار نیست. مطابق برخی روایات، سور مفصّل قرآن (سوره‌های کوتاه آخر قرآن که مکرر با بسم الله از هم جدا شده‌اند) از سوره ضحی تا سوره ناس را دربر می‌گیرند[۱۹]. برخی مفسران صحابی و تابعی چون اُبَیّ بن کعب و مجاهد به گفتن تکبیر هنگام قرائت این سوره مفصّل سفارش کرده‌اند؛ اما ابن عباس از اُبَیّ بن کعب نقل کرده است که پیامبر فرمود پس از پایان قرائت سوره ضحی و سوره‌های پس از آن تکبیر بگویید[۲۰]. بر اساس این روایت، ابن کثیر، قاری مشهور مکه نیز به استحباب تکبیرهای یادشده نظر داده است؛ اما این خبر، ضعیف و راوی آن مُنْکَرالحدیث شمرده شده است[۲۱]. برخی مفسران، این سوره را خالص برای پیامبر دانسته‌اند؛ بدین معنا که همه آیات آن به شخص پیامبر اختصاص دارد[۲۲]. آیه نخست این سوره: ﴿وَٱلضُّحَىٰ و همچنین آیه‌های﴿وَٱلْفَجْرِ و ﴿وَٱلْعَصْرِ کوتاه‌ترین آیه‌های قرآن‌اند[۲۳] و آیه پنجم سوره: ﴿وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى[۲۴] بیانگر یکی از برجسته‌ترین عطاها و الطاف خدای متعالی به پیامبر اکرم است. در روایتی از امیرمؤمنان علی آمده که ایشان به اهل عراق - که درباره امیدبخش‌ترین آیه در کتاب خدا سخن می‌گفتند - فرمود که ما اهل بیت آیه ﴿وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى را که به شفاعت پیامبر ناظر است، امیدبخش‌ترین آیه قرآن می‌دانیم[۲۵]. در روایتی دیگر از جابر بن عبداللّه آمده است که رسول خدا بر حضرت فاطمه وارد شد، و با مشاهدۀ فاطمه که لباسی از کُرْک شتر بر تن داشت و با سختی آسیا می‌کرد، به او فرمود: تلخی‌های دنیا را برای رسیدن به‌نعمت‌های فراوان آخرت برخود هموار کن و آن‌گاه آیه﴿وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى نازل شد[۲۶]. در روایتی دیگر از امام باقر آمده است که رسول خدا (در قیامت) آن قدر برای امت خود شفاعت مقبول نزد خدا دارد که آن حضرت خشنود می‌شود[۲۷].[۲۸]

وحدت سوره ضحی با شرح

مطابق بعضی روایات شیعی و اهل تسنن، دو سوره ضحی و الم نشرح در حکم یک سوره‌اند و بر این اساس فقیهانی که پس از حمد در نمازهای واجب قرائت سوره کامل را لازم می‌دانند، قرائت هر دو سوره را با هم در یک رکعت از نماز، واجب شمرده‌اند[۲۹]. امام صادقفرمودند هیچ دو سوره‌ای در یک رکعت نماز با هم قرائت نمی‌شوند، مگر دو سوره والضحی و الم نشرح و دو سوره فیل و قریش[۳۰]. عیاشی می‌نویسد: علمای شیعه دو سوره ضحی و الم نشرح را یک سوره شمرده‌اند؛ زیرا از نظر موضوع به هم وابسته‌اند[۳۱]؛ نیز زید شحام روایت کرده‌ که امام صادق نماز صبح را برای ما به جماعت برپا داشت و در یک رکعت دو سوره والضحی و الم نشرح را قرائت کرد[۳۲]؛ همچنین از طاوس و عمر بن عبدالعزیز نقل کرده‌اند که آنان هر دو سوره را در یک رکعت از نماز قرائت‌کرده‌اند[۳۳]. روایات نقل شده درباره قرائت هر دو سوره در یک رکعت از نماز معارض نیز دارند: در روایت دیگری از زید شحام با همان سند آمده است که امام صادق در نمازی که به جماعت برپا شد، در رکعت نخست سوره ضحی و در رکعت دوم سوره شرح را قرائت کردند[۳۴]. نیز داوود رِقّی از امام صادق نقل کرده است که آن حضرت در نخستین رکعت نماز جماعت صبح، سوره ضحی و در دومین رکعت سوره توحید را قرائت کردند[۳۵]، از همین رو وحدت این دو سوره ثابت نیست و به رغم وجود پیوند معنایی میان این دو سوره، اصل بر آن است که هریک از این دو سوره که بسمله میان آنها فاصله شده، مستقل باشد. بنابراین برخلاف دیدگاه مشهور میان فقها و مفسران متأخر شیعه، هریک از این دو سوره، مستقل به‌شمار می‌آید[۳۶] و از جمع‌بندی روایات درباره این موضوع می‌توان گفت جمع قرائت دو سوره ضحی با شرح و فیل با قریش در یک رکعت از نماز واجب جایز است یا ترجیح دارد، برخلاف دیگر سوره‌های قرآن که جمع دو سوره از آنها در یک رکعت در نمازهای واجب مکروه است[۳۷].[۳۸]

فضای نزول

سوره ضحی پس از زمانی کوتاه از فَتْرت و انقطاع وحی نازل شد؛ اما روایات در باره علت فترت و سبب نزول سوره گوناگون‌اند. در روایتی از جندب بن عبداللّه بجلی آمده است زنی که او را ام‌ جمیل همسر ابولهب گفته‌اند، نزد پیامبر آمد و گفت: ای محمد! شیطانت را می‌بینم که تو را رها کرده و بر تو خشم گرفته است؛ آن‌گاه سوره ضحی برای دلداری دادن به پیامبر در این ماجرا نازل شد[۳۹]. در روایتی دیگر از همان راوی و از ابن عباس آمده که مشرکان مکه با غرض سرزنش رسول خدا، پیامبر را مورد خشم پروردگارش معرفی کردند[۴۰]. در روایتی از زید بن اسلم نیز آمده است که وجود توله‌سگی مرده در خانه رسول خدا متعلق به حسنین موجب قطع وحی شده بود[۴۱]. روایت اخیر افزون بر ضعف سند[۴۲]، از نظر متن نیز مخدوش است؛ زیرا مقتضای این روایت آن است که سوره در مدینه نازل شده باشد، در حالی که سوره ضحی به اتفاق نظر مفسران در مکه نازل شده است[۴۳] و در روایتی آمده که خدیجه هنگام انقطاع وحی به پیامبر گفت: پروردگارت بر تو خشم گرفته است و بر پایه روایتی خود رسول خدا این سخن را به خدیجه گفت و در پی آن سوره ضحی نازل شد[۴۴]؛ امّا شایسته مقام پیامبر نیست که درباره خود چنین گمانی برده باشد[۴۵]، ‌چنان که ایمان خدیجه به پیامبر و وحی نیز اجازه نمی‌دهد که با قطع ۱۲ یا ۱۵ یا ۲۵ یا حداکثر ۴۰ روزه وحی[۴۶]، درباره پیامبر تردید کند که بدون ارتکاب هیچ گناه و خطایی خدای متعالی او را رها کرده و بر او خشم گرفته است؛ نیز از آیات سوره به نظر می‌رسد که صِرف سخن زنی نمی‌تواند نفس مطمئن و روح بزرگ پیامبر را چنان متلاطم و اندوهناک کرده باشد که موجب نزول این سوره شود. تعابیر شدیدی چون ترک کردن و رها کردن (وَدَّعَک) و خشم و نفرت شدید از کسی یا چیزی (قَلَی) در آیه سوم سوره، بیانگر آن‌اند که مشرکان مکه در دوره فترت و قطع وحی با غرض جلوگیری از گسترش دعوت پیامبر و ایجاد تردید در مردمِ متمایل به پیامبر و دین جدید، به ترویج این شایعه دست زدند که خشم و نفرت خدا از پیامبر موجب قطع وحی شده است و رواج این شایعه اندوه و نگرانی شدید رسول خدا را در پی داشت تا اینکه خدای متعالی با نزول سوره ضحی و شرح، به پیامبر دلداری داد.[۴۷]

مضمون سوره

استدلال و شیوه بیان این سوره در نفی شایعه مشرکان و تسلّی دادن به پیامبر بسیار شگفت‌انگیز است. سوره با واو قسم شروع می‌شود و به دو پدیده محسوس و دیدنی برای هر انسانی، یعنی «ضُحی» و «لیل» در هنگامی که همه‌جا را فرامی‌گیرد و همه عالم در سکوت و سکون فرو می‌رود سوگند یاد می‌کند. سرّ سوگند به «ضحی» و «لیل» ذهن مفسران را به خود مشغول کرده است[۴۸]؛ اما این سوگند می‌تواند برای آن باشد که مخاطب را به اموری محسوس و ادراک‌پذیر برای همه که هیچ جای شک ندارند توجه می‌دهد تا مقدمه‌ای روشنگر برای بیان امور معنوی و غیبی باشد که با حواس ادراک نمی‌شوند[۴۹]. مُقْسَمٌ به در این سوره، میانه روز (ضحی) و شب در اوج تاریکی آن: ﴿وَٱلَّيْلِ إِذَا سَجَىٰ[۵۰] است که در معرض دید مردم دائم در گردش و رفت و آمدند، بی‌آنکه نظام عالم دچار اختلال شود یا انکار شاهدان را برانگیزد. هیچ‌گاه با سپری شدن تابش خورشید از میانه روز و فراگیر شدن تاریکی شب به ذهن کسی نمی‌آید که خورشید از آسمان کناره‌گیری و آن را تسلیم ظلمت شب کرده و دیگر بازنمی‌گردد. حال چه جای شگفتی است که پس از تجلی نور وحی بر پیامبر، اندک فترتی پیش آمده و نزول وحی قطع گردد. آیات پسین یکی پس از دیگری اندوه و نگرانی را از دل پیامبر می‌زداید و به آن حضرت آرامش و امید می‌بخشد: ای پیامبر! پروردگارت هرگز تو را رها نکرده و بر تو خشم نگرفته است: ﴿مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَىٰ[۵۱] [۵۲] و سپس با تأکید بیان می‌کند که در آینده روز به روز وضع تو بهتر از گذشته و آغاز رسالت و وحی خواهد بود: ﴿وَلَلْـَٔاخِرَةُ خَيْرٌۭ لَّكَ مِنَ ٱلْأُولَىٰ[۵۳]. در آیه بعدی امیدبخشی را به اوج می‌رساند که ای پیامبر! به زودی خدا آن قدر به تو عطا خواهد کرد که تو از عمق وجودت خشنود گردی: ﴿وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَىٰٓ[۵۴]. در این آیه با حذف مفعول دوم﴿يُعْطِيكَ به آیه تعمیم و شمول داده تا هرگونه عطایی، اعم از عطای دنیایی مانند پیروزی و غلبه بر کافران و استقرار دین خدا در زمین و عطای آخرت ی مانند انواع نعمت‌ها در بهشت را دربرگیرد و اوج عطایای خدا مقام شفاعتی است که در آخرت به پیامبر خواهد داد، چنان که در روایتی از امیرمؤمنان و امام باقر این آیه امیدبخش‌ترین آیه قرآن معرفی شده است[۵۵]؛ نیز در روایتی نزول سوره را درباره خطاب رسول خدا به دخترش فاطمه نسبت به تحمل تلخی‌های دنیا معرفی کرده[۵۶] و هر دو روایت به مقام شفاعت و عطایای خدا به پیامبر و خاندانش در آخرت ناظرند[۵۷]. این روایاتْ بیانگر بخشی از عطایای خداوند به آن حضرت‌اند.

در بخش بعدی سوره، خدای متعالی استدلال دیگری بر رها نکردن و خشم نگرفتن بر پیامبر ارائه می‌دهد. در این بخش خداوند پیامبرش را به نقطه‌های حساس و برجسته در زندگی گذشته‌اش توجه می‌دهد که در آنها پیامبر مورد لطف ویژه خدا قرار گرفته تا اعلام کند که اگر خدا می‌خواست با خشم شدید تو را از خود براند، در گذشته این همه به تو لطف نمی‌کرد؛ هنگامی که یتیم بودی و تو را در پناه خود گرفت: ﴿أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيمًا فَآوَى[۵۸] [۵۹] و آن‌گاه که متحیر بودی و هدایتت کرد: ﴿وَوَجَدَكَ ضَآلًّۭا فَهَدَىٰ[۶۰] [۶۱] و هنگامی که فقیر بودی و تو را بی‌نیاز ساخت: ﴿وَوَجَدَكَ عَآئِلًۭا فَأَغْنَىٰ[۶۲] [۶۳]. مفسران در تفسیر «ضلال» پیامبر: ﴿وَوَجَدَكَ ضَآلًّۭا.... احتمالات زیادی بیان کرده‌اند[۶۴] که برخی از آنها مانند کفر و گمراهی و شرک با عصمت پیامبر سازگاری ندارد[۶۵]. بنا بر این متناسب با سیاق سوره و شأن پیامبر، مراد از آن یا گمراهی ذاتی است؛ یعنی اگر خدای متعالی از همان آغاز به پیامبر عنایت ویژه و هدایتش نمی‌کرد، پیامبر هم مانند دیگر مردم گمراه می‌شد[۶۶]، یا اشاره دارد به دغدغه‌مندی و تحیر پیامبر درباره چگونگی هدایت و نجات مردم از آداب و رسوم و باورها و اخلاق ناپسند و انحرافات فردی و قومی و اجتماعی که بسان بیماری مزمنی موجب سقوط آنها شده بود و جامعه را رنج می‌داد و خدا با نزول وحی راه و چگونگی هدایت کردن و سعادت مردم را به پیامبر نشان داد. بنابراین مراد آیه شریفه همان مفاد آیه ۵۲ سوره شوری است[۶۷]: ﴿وَكَذَٰلِكَ أَوْحَيْنَآ إِلَيْكَ رُوحًۭا مِّنْ أَمْرِنَا مَا كُنتَ تَدْرِى مَا ٱلْكِتَـٰبُ وَلَا ٱلْإِيمَـٰنُ وَلَـٰكِن جَعَلْنَـٰهُ نُورًۭا نَّهْدِى بِهِۦ مَن نَّشَآءُ مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِىٓ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ[۶۸]. معنای اخیر با سیاق سوره شرح که پس از سوره ضحی نازل شده و بیانگر بخشی از تفضلات و نعمت‌های خدا به پیامبر[۶۹] از جمله شرح صدر است کاملاً هماهنگی دارد.

عطای برجسته دیگر خدا به پیامبر آن است که پیامبر فقیر بود و خدا او را بی‌نیاز کرد:﴿وَوَجَدَكَ عَآئِلًۭا فَأَغْنَىٰ[۷۰]. بسیاری از مفسران، مراد از «غنا» در این آیه را ثروت و دارایی مادی دانسته‌اند که خدا پس از ازدواج با خدیجه به پیامبر بخشید[۷۱]؛ اما راغب آن را به غنای نفس تفسیر کرده است[۷۲] که پیامبر با داشتن آن حتی در اوج فقر و نیز در ارتباطش با ثروتمندان هرگز احساس نیاز و سرشکستگی نمی‌کرد.

بخش پایانی سوره چند دستور اخلاقی متناسب با الطاف خدا به پیامبر است: ای پیامبر! اکنون که این همه مورد لطف خدا بوده و هستی، هرگز با هیچ یتیمی چنان برخورد نکن که در روح حساس و تنها و بی‌پناه او اندک شکستگی پدید آید[۷۳]: ﴿فَأَمَّا ٱلْيَتِيمَ فَلَا تَقْهَرْ[۷۴] و هرگز نیازمندی یا طالب دانشی را[۷۵] از خود مران:﴿وَأَمَّا ٱلسَّآئِلَ فَلَا تَنْهَرْ[۷۶] و حتماً نعمت‌پروردگارت (نعمت رسالت و برگزیدگی به نبوت) را برای مردم بازگو کن[۷۷]: ﴿وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ[۷۸].[۷۹]

فضیلت سوره

در روایت ابیّ بن کعب از پیامبر اکرم آمده است که هرکس سوره ضحی را بخواند، از کسانی خواهد بود که خدا از او خشنود می‌شود و پیامبر می‌تواند برای او شفاعت کند و در برابر هر یتیم و گدایی به او ۱۰ حسنه می‌دهد[۸۰]. در روایتی دیگر آمده است که اگر این سوره را بر اسم گم‌شده‌ای بنویسند، سالم نزد خانواده یا همراهانش بازمی‌گردد و چنانچه کسی چیزی را در جایی فراموش کند و چون یادش آمد، سوره ضحی را قرائت کند، خدا آن را تا زمانی که به صاحبش برسد حفظ خواهد کرد[۸۱].[۸۲]

منابع

پانویس

  1. دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ص۱۲۶۵؛ تفسیر الجلالین، ص۸۱۹-۸۲۰.
  2. «سوگند به روشنایی روز و سوگند به شب چون آرام گیرد» سوره ضحی، آیه ۱-۲.
  3. «که پروردگارت تو را رها نکرده و (از تو) آزرده نشده است» سوره ضحی، آیه ۳.
  4. «و زودا که پروردگارت به تو (اختیار میانجیگری) ببخشد و تو خرسند گردی» سوره ضحی، آیه ۵.
  5. کشف الاسرار.
  6. «سوگند به روشنایی روز، و سوگند به شب چون آرام گیرد. که پروردگارت تو را رها نکرده و (از تو) آزرده نشده است. و بی‌گمان جهان واپسین برای تو از این جهان بهتر است. و زودا که پروردگارت به تو (اختیار میانجیگری) ببخشد و تو خرسند گردی» سوره ضحی، آیه ۱-۵.
  7. «آیا یتیمت نیافت و در پناه گرفت؟ و تو را گم‌گشته یافت و راه نمود. و تو را نیازمند یافت و بی‌نیاز کرد» سوره ضحی، آیه ۶-۸.
  8. «پس با یتیم تندی مکن! و (مستمند) خواهنده را از خود مران! و نعمت پروردگارت را باز گوی!» سوره ضحی، آیه ۹-۱۱.
  9. تفسیر ساختاری.
  10. صفوی، سید سلمان، مقاله «سوره ضحی»، دانشنامه معاصر قرآن کریم.
  11. مجمع البيان، ج ۱۰، ص۶۱۳؛ البرهان، زركشى، ج ۱، ص۱۹۳.
  12. نک: معانى القرآن، ج ۳، ص۲۷۳؛ الكشاف، ج ۴، ص۷۶۵.
  13. «سوگند به روشنایی روز،» سوره ضحی، آیه ۱.
  14. نک: جوامع الجامع، ج ۴، ص۵۰۳؛ التسهیل، ج ۲، ص۴۹۰؛ التحرير والتنوير، ج ۳۰، ص۳۴۷.
  15. التبيان، ج ۱۰، ص۳۶۷؛ مجمع البيان، ج ۱۰، ص۷۶۲.
  16. روض الجنان، ج ۲۰، ص۳۰۶.
  17. نک: المحررالوجيز، ج ۵، ص۴۹۳؛ تفسیر قرطبی، ج ۲۰، ص۹۰؛ ‌الاتقان، ج ۱، ص۱۱۰.
  18. الميزان، ج ۲۰، ص۳۱۰.
  19. نک: التبیان، ج ۱، ص۲۰؛ التحرير والتنوير، ج ۳۰، ص۳۴۸.
  20. الدرالمنثور، ج ۶، ص۳۶۲.
  21. تفسیر ابن کثیر، ج ۸، ص۴۰۹- ۴۱۰.
  22. روح المعانى، ج ۱۵، ص۳۷۲؛ فى ظلال القرآن، ج ۶، ص۳۹۲۵.
  23. نک: الاتقان، ج ۲، ص۳۸۸.
  24. «و زودا که پروردگارت به تو (اختیار میانجیگری) ببخشد و تو خرسند گردی» سوره ضحی، آیه ۵.
  25. مجمع البيان، ج ۱۰، ص۷۶۵؛ نک: الدرالمنثور، ج ۶، ص۳۶۱؛ نورالثقلين، ج ۵، ص۵۹۵.
  26. الدرالمنثور، ج ۶، ص۳۶۱؛ الصافی، ج ۵، ص۳۴۱؛ روح المعانى، ج ۱۵، ص۳۷۹.
  27. الدرالمنثور، ج ۶، ص۳۶۱؛ روح المعانی، ج ۱۵،‌ ص۳۷۹.
  28. طیب حسینی، سید محمود، مقاله «سوره ضحی»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۳۸۷.
  29. من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص۳۰۶؛ وسائل الشیعه، ج ۶، ص۵۴؛‌ الحدائق، ج ۸، ص۲۰۱-۲۰۷.
  30. مجمع البیان، ج ۱۰، ص۸۲۷؛ نورالثقلين، ج ۵، ص۵۹۳.
  31. مجمع البیان، ج ۱۰، ص۸۲۷؛ نورالثقلین، ج ۵، ص۵۹۳.
  32. تهذيب، ج ۲، ص۷۲.
  33. نک: التفسیر الکبیر، ج ۳۲، ص۲۰۵؛‌ غرائب القرآن، ج ۶، ص۵۲۱.
  34. نک: تهذيب، ج ۲، ص۷۲؛ الاستبصار، ج ۱، ص۳۱۷-۳۱۸.
  35. نک: الخرائج و الجرائح، ج ۲، ص۶۲۹-۶۳۰؛ وسائل الشيعه، ج ۶، ص۵۶.
  36. نک: قرآن و حديث، ش ۲، ص۷۷ – ۸۸، «بررسى وحدت ضحى و انشراح و فيل و قريش».
  37. الحدائق، ج ۸، ص۱۲۱؛ العروة الوثقی، ج ۱، ص۶۴۸؛ المیزان، ج ۲۰، ص۳۶۵.
  38. طیب حسینی، سید محمود، مقاله «سوره ضحی»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۳۸۸.
  39. نک: جامع البيان، ج ۳۰، ص۱۴۸.
  40. نک: جامع البيان، ج ۳۰، ص۱۴۸؛ مجمع‌البيان، ج ۱۰، ص۷۶۴؛ تفسير ابن كثير، ج ۸، ص۴۱۱.
  41. اسباب النزول، ص۳۰۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۳۱، ص۱۹۳؛ تفسیر قرطبی، ج ۲۰،‌ ص۹۳.
  42. الاتقان، ج ۱، ص۱۲۸- ۱۲۹.
  43. نک: التفسير البيانى، ج ۱، ص۱۷.
  44. التفسیر الکبیر، ج ۳۱، ص۱۹۲.
  45. نک: التفسیر الکبیر، ج ۳۱، ص۱۹۲.
  46. روض الجنان، ج ۲۰،‌ ص۳۰۷؛ تفسیر قرطبی، ج ۲، ص۹۲.
  47. طیب حسینی، سید محمود، مقاله «سوره ضحی»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۳۸۹.
  48. التفسیر الکبیر، ج ۳۱، ص۱۹۱؛ الاتقان، ج ۲، ص۲۹۲.
  49. التفسير البيانى، ج ۱، ص۲۶، ۳۱.
  50. «و سوگند به شب چون آرام گیرد» سوره ضحی، آیه ۲.
  51. «که پروردگارت تو را رها نکرده و (از تو) آزرده نشده است» سوره ضحی، آیه ۳.
  52. نک: التفسير البيانى، ج ۱، ص۲۵-۲۸.
  53. «و بی‌گمان جهان واپسین برای تو از این جهان بهتر است» سوره ضحی، آیه ۴.
  54. «و زودا که پروردگارت به تو (اختیار میانجیگری) ببخشد و تو خرسند گردی» سوره ضحی، آیه ۵.
  55. الدرالمنثور، ج ۶، ص۳۶۱.
  56. الدرالمنثور، ج ۶، ص۳۶۱.
  57. نک: التفسیر الکبیر، ج ۳۱، ص۱۹۴؛ تفسیر قرطبی، ج ۲۱، ص۹۵؛ روح المعانى، ج ۱۵، ص۳۷۹.
  58. «آیا یتیمت نیافت و در پناه گرفت؟» سوره ضحی، آیه ۶.
  59. نک: التفسیر الکبیر، ج ۳۱، ص۱۹۴؛ تفسیر قرطبی، ج ۲۱، ص۹۵؛ روح المعانى، ج ۱۵، ص۳۷۹.
  60. «و تو را گم‌گشته یافت و راه نمود» سوره ضحی، آیه ۷.
  61. نک: التفسیر الکبیر، ج ۳۱، ص۱۹۷ - ۱۹۹.
  62. «و تو را نیازمند یافت و بی‌نیاز کرد،» سوره ضحی، آیه ۸.
  63. التفسير البيانى، ج ۱، ص۳۷.
  64. نک: التفسیر الکبیر، ج ۳۱، ص۱۹۷ - ۱۹۹.
  65. التفسير البيانى، ج ۱، ص۳۷.
  66. نک: الميزان، ج ۲۰، ص۳۱۰-۳۱۱.
  67. نک: الميزان، ج ۲۰، ص۳۱۰-۳۱۱؛ التفسير البيانى، ج ۱، ص۴۶-۴۷؛ تفسير مراغى، ج ۳۰، ص۱۸۵ - ۱۸۶.
  68. «و بدین‌گونه ما روحی از امر خویش را به تو وحی کردیم؛ تو نمی‌دانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از بندگان خویش هر که را بخواهیم راهنمایی می‌کنیم و بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی» سوره شوری، آیه ۵۲.
  69. نک: روض الجنان، ج ۲۰، ص۳۲۱؛ تفسير مراغى، ج ۳۰، ص۱۸۸؛ نمونه، ج ۲۷، ص۱۱۸.
  70. «و تو را نیازمند یافت و بی‌نیاز کرد،» سوره ضحی، آیه ۸.
  71. نک: مجمع البیان، ج ۱۰، ص۷۶۷؛ التفسیر الکبیر، ج ۳۱، ص۱۹۹؛ المیزان، ج ۲۰، ص۳۱۱.
  72. مفردات، ص۶۱۵، «غنى».
  73. نک: من وحى القرآن، ج ۲۴، ص۳۰۹؛ الميزان، ج ۲۰، ص۳۱۱؛ التفسير البيانى، ج ۱، ص۵۱-۵۴.
  74. «پس با یتیم تندی مکن!» سوره ضحی، آیه ۹.
  75. مجمع البيان، ج ۱۰، ص۷۶۸؛ التفسیر الکبیر، ج ۳۱، ص۲۰۱؛ الميزان، ج ۲۰، ص۲۱۱.
  76. «و (مستمند) خواهنده را از خود مران!» سوره ضحی، آیه ۱۰.
  77. التفسير البيانى، ج ۱، ص۵۴.
  78. «و نعمت پروردگارت را باز گوی!» سوره ضحی، آیه ۱۱.
  79. طیب حسینی، سید محمود، مقاله «سوره ضحی»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۳۹۰.
  80. مجمع البیان، ج ۱۰، ص۷۶۲.
  81. البرهان، بحرانی، ج ۵، ص۶۸۱.
  82. طیب حسینی، سید محمود، مقاله «سوره ضحی»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۳۹۲.