سوره طارق در علوم قرآنی
مقدمه
هشتاد و ششمین سوره قرآن و سی و ششمین آن به ترتیب نزول، نازل شده در مکه با موضوع آفرینش انسان و معاد. این سوره را به این مناسبت «طارق» مینامند که در آغاز آن به آسمان و طارق (= شباینده و اختر شگرفی که در شب ظاهر میشود) سوگند یاد شده است ﴿وَالسَّمَاءِ وَالطَّارِقِ﴾[۱]. دارای ۱۷ آیه، ۶۱ کلمه و ۲۵۴ حرف است. از سورههای «مفصلات» و اولین سوره از سورههای سیزدهگانه «اوساط» است. همچنین پانزدهمین سورهای است که با سوگند آغاز میشود.
در این سوره خداوند با سوگند به آسمان و شباینده، به آفرینش انسان اشاره میکند و با یادآوری این که آدمی از چه چیز آفریده شده است میفرماید که بیگمان به بازگرداندن او در قیامت توانا است، همان روز که رازها و نهانیها آشکار میگردد. آنگاه از عظمت قرآن که آن سخنی قاطع است و هزل نیست، سخن میگوید[۲].
این سوره مردم را نسبت به معاد انذار داده و به مطلق بودن قدرت خدا استدلال کرده و سخن خود را با تأکید قرین نموده و ضمناً به حقیقت آن روز اشاره میکند و سوره را با تهدید کفار ختم مینماید[۳].
میبدی در تأویل سوره طارق نوشته است: قوله: ﴿وَالسَّمَاءِ وَالطَّارِقِ﴾. رب العالمین در قرآن فراوان قسم یاد میکند. بعضی به ذات قدیم خویش، چنانک: ﴿قُلْ إِي وَرَبِّي﴾[۴]، ﴿وَرَبِّ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ﴾[۵]، بعضی به صفات کریم خویش چنانک: ﴿وَالْقُرْآنِ الْمَجِيدِ﴾[۶]، ﴿وَالْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ﴾[۷]. بعضی به مفعولات و مصنوعات خویش چنانک: ﴿وَالْمُرْسَلَاتِ﴾[۸]، ﴿وَالنَّازِعَاتِ﴾[۹]، ﴿وَالْعَادِيَاتِ﴾[۱۰]، ﴿وَالذَّارِيَاتِ﴾[۱۱]، ﴿وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْبُرُوجِ﴾[۱۲]، ﴿وَالسَّمَاءِ وَالطَّارِقِ﴾[۱۳] و امثاله. مؤمن موحد، الله را جل جلاله بیسوگند باور دارد، به هر چه گوید تصدیق و تحقیق آرد، لکن به جلال عز خویش سوگند یاد میکند تأکید و تأیید را، تعریف و تشریف را تا دوست میشنود، به جان مینازد دشمن میشنود، بدل میگدازد.
﴿وَالسَّمَاءِ وَالطَّارِقِ﴾، ﴿إِنْ كُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌ﴾[۱۴] جواب قسم است. سوگند یاد میکند که هیچ کس نیست که بر او گوشوانی نیست مگر که بر او گوشوانی و نگهبانی هست، همان است که جای دیگر گفت: ﴿وَإِنَّ عَلَيْكُمْ لَحَافِظِينَ﴾[۱۵] بر شما گوشواناناند فریشتگان دبیران و نویسندگان بر شما موکل کردهاند تا گفتار و کردار شما مینویسند و آن گه بر مصطفی (ص) عرضه میکنند چنان که در خبر است. «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): تُعْرَضُ عَلَيَّ أَعْمَالُكُمْ فَمَا كَانَتْ مِنْ حَسَنَةٍ حَمِدْتُ اللَّهَ عَلَيْهَا وَ مَا كَانَتْ مِنْ سَيِّئَةٍ اسْتَغْفَرْتُ اللَّهَ لَكُمْ».
مؤمن موحد معتقد چون میداند که از حق جل جلاله بر وی گوشوان است و نگهبان، باید که لباس مراقبت در پوشد و گوش به احوال و اقوال و اعمال خود دارد و ساحت سینه خود از لوث غفلت پاک دارد. ﴿أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى﴾[۱۶] بر دوام ورد خود سازد، ﴿وَإِنَّ عَلَيْكُمْ لَحَافِظِينَ﴾[۱۷] در پیش دیده خود دارد، ﴿وَمَا كُنَّا عَنِ الْخَلْقِ غَافِلِينَ﴾[۱۸]. نقش نگین یقین خود گرداند.
قوله: ﴿فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسَانُ مِمَّ خُلِقَ﴾[۱۹]، تا در نگرد مردم که او را خود از چه چیز آفریدهاند و از بهر چه آفریدهاند؟. خداوند صورتی آفرید که برای سجده کردن و چشمی که برای اشک ریختن و جسمی که برای خدمت و دلی که برای شناخت و درونی که برای دوست داشتن شایستگی دارد]: ﴿وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ﴾[۲۰]. که خداوندزبان شما را به شهادت و دلهایتان را به معرفت و سعادت و بدنهایتان را برای خدمت و عبادت زینت کرد و آنها را آراست.
﴿خُلِقَ مِنْ مَاءٍ دَافِقٍ يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ﴾[۲۱]. این مردم را که آفریدند از آبی افکنده ریخته آفریدند. آبی که از پشت مرد بیرون میآید و از استخوان سینه زن، اول نطفه بود و به قدرت خود علقه گردانید، پس به مشیت خود مضغه ساخت، پس به اراده خود عظام را پدید آورد. به جود خود کسوه لحم در عظام پوشانید. چون خواست که بر مادر و پدرت جلوه کند، در صدف رحم، تو را به صورت نیکو بیاراست چنان که نخاس کنیزک را بیاراید، به وقت عرض، همچنین پس از آنکه تو را در قبر، خاک گردانید برای عرضه بر پیامبران و خداوند میآراید. قال الله تعالی: ﴿وَعُرِضُوا عَلَى رَبِّكَ صَفًّا﴾[۲۲]. کوزه که در آب بود تو آن را نگونسار کنی، در وی هیچ نماند.
رب العزة، نطفه را در رحم نهاد و نگونسار نگه داشت، به قدرت خود. رب العزة بعضی از مخلوقات بر صورت ساجدان آفریدی چون مار و ماهی و حشرات، بعضی بر صورت راکعان، چون بهائم و سباع، بعضی بر صورت قائمان، چون اشجار و نبات، بعضی بر صورت قاعدان، چون جبال راسیات. این همه بر سجود و رکوع و قعود مجبوراند و ایشان را در آن مدحی نه. و آدمی را بر صورتی آفرید که درو قدرت سجود و رکوع و قعود و قیام است و او را در آن اختیار و استطاعت داده لاجرم مستوجب مدح و ثنا شده که: ﴿التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ...﴾[۲۳]. "سبحان من خلق ابن آدم لاظهار القدرة ثم رزقه لاظهار الكرم، ثم يميته لاظهار الجبروت، ثم يحييه لاظهار الثواب و العقاب ﴿فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ﴾[۲۴][۲۵].
از جهت ساختاری سوره طارق به ۴ بخش قابل تقسیم است:
بخش اول: آیه ﴿وَالسَّمَاء وَالطَّارِقِ وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ النَّجْمُ الثَّاقِبُ إِن كُلُّ نَفْسٍ لَّمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌ ﴾[۲۶]. سوگند به آسمان و ستاره درخشنده آنکه انسان به حال خود رها نشده و بر او نگهبانانی گماشته شده است.
بخش دوم: آیه ﴿فَلْيَنظُرِ الإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ خُلِقَ مِن مَّاء دَافِقٍ يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ إِنَّهُ عَلَى رَجْعِهِ لَقَادِرٌ يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ فَمَا لَهُ مِن قُوَّةٍ وَلا نَاصِرٍ ﴾[۲۷]. اگر انسان به خلقت خود که از نطفه ناچیزی بوده است نگاه کند، زنده شدن دوبارهاش را در قیامت انکار نمیکند. روزی که ضمائر قلوب و عقاید فاش و محاسبه میشود.
بخش سوم: آیه ﴿ وَالسَّمَاء ذَاتِ الرَّجْعِ وَالأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْعِ إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ وَمَا هُوَ بِالْهَزْلِ﴾[۲۸]. سوگند به آسمان و زمین که قرآن سخنی قاطع و به دور از بیهودگی و شوخی است.
بخش چهارم: آیه ﴿إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْدًا وَأَكِيدُ كَيْدًا فَمَهِّلِ الْكَافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْدًا﴾[۲۹]. کفار برای خاموش کردن اسلام توطئه میکنند ولی خداوند، توطئه آنها به خودشان باز میگرداند.
ملاصدرا تفسیری تأویلی - حکمی، بر سوره طارق نوشته است و برخی دلایل تجرد و جاودانگی نفس و تقسیم سه گانه عوالم به عالم دنیا و برزخ و آخرت و امکان عقلی رستاخیز انسان در آخرت را تبیین کرده است. او پس از تمهید مقدمهای در طی فصلی، دلالت آسمان را بر وجود خدا در وجوهی چند بیان داشته و سپس به تأویلی عرفانی در لمعهای اشراقی پرداخته و در بحث هدایتی عقل، ثابت میکند که نگهبان انسان و خارج کنندهاش از نقص به کمال، فرشتهای روحانی است که فعال معقولات است و سپس به اثبات عوالم سه گانه حس و مثال و عقل؛ و موت و فزع و صعق به معاد او میپردازد. و در پایان نیز مناجات زیبایی را سروده است: ای نفس: از شوخی و هرزه درایی بازایست و خو پذیر به اخلاق پروردگار یگانه و از خواب بیخبران بیدار شو و از خفتگاه نادانان که هدفی جز هواهای خویش ندارند و آنان را جز آرزوهایشان به جنبش درنیاورد. برخیز ای نفس، هوا را رها کن و راه پروردگارت را به هدایت بپیما [۳۰].
محور مطالب این سوره دو چیز است: یکی هشدار نسبت به معاد و دیگری نعمت قرآن و جایگاه والای آنکه جدا کننده حق از باطل است.
قرینه سوگندها ﴿وَالسَّمَاءِ وَالطَّارِقِ﴾ و آیه ﴿إِنَّهُ عَلَى رَجْعِهِ لَقَادِرٌ﴾[۳۱] و آیات دیگری که رجوع همه موجودات را به سوی خداوند اعلام نموده و سیاق آیات قبل که راجع به معاد است و این که «الصدع» تعبیر دیگری از «انشقاق» عمیق و همه جانبه زمین میباشد، این آیات باید ناظر به وضع نهایی آسمان و زمین و پراکنده شدن و برگشت آنها به سوی عالم فوق ماده و طبیعت باشد. ذات، نوعی اشعار به طبیعت و خاصیت ذاتی دارد: آسمان به طبیعت خود برگشتنی و زمین به طبیعت خود شکافته و جدا شدنی میباشد[۳۲].
در این سوره، سه دلیل برای اثبات معاد جسمانی و بازگشت دوباره روح به بدن مادی بیان شده است. در دلیل نخست با یادآوری قدرت خداوند در آفرینش انسان از نطفهای ناچیز، به قدرت مطلق خداوند برای بازگرداندن دوباره جسم انسان و پیوستنش به روح استدلال میکند. سپس با یادآوری قانون عمومی برگشتپذیری پدیدههای مادی که در آسمان و زمین جاری است، دلیل دیگری برای اثبات امکان بازسازی دوباره جسم انسان بیان میکند. سوم آنکه انسان موجودی ممکن است و قدرت الهی بر او غلبه دارد.[۳۳].[۳۴]
هشتاد و ششمین سوره قرآن کریم
سوره طارق در ترتیب مصحف، هشتاد و ششمین سوره قرآن است که پس از سوره بروج و پیش از سوره اعلی قرار گرفته و در ترتیب نزول، مطابق روایت مشهور عطا از ابن عباس، سی و ششمین سوره است که پس از سوره بلد و پیش از سوره قمر نازل شده است[۳۵]. این سوره به اتفاق نظر مفسران و قاریان، از سورههای مکی قرآن است[۳۶] و کوتاهی و وحدت سیاق آیات آن نشان نزول یکباره آن است. طبرسی شمار آیات این سوره را بیهیچ اختلافی ۱۷ آیه نقل کرده[۳۷]؛ اما مطابق گزارش ابوالفتوح[۳۸] و سخاوی[۳۹] قاریان مدنی اول با ادغام دو آیه ۱۵ و ۱۶: ﴿إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْدًۭا * وَأَكِيدُ كَيْدًۭا﴾[۴۰] برای سوره ۱۶ آیه شمردهاند.
تعداد کلمات این سوره نیز ۶۱ کلمه و[۴۱] نام آن برگرفته از آیه نخست آن: ﴿وَٱلسَّمَآءِ وَٱلطَّارِقِ﴾[۴۲] است؛ به معنای ستاره و در اصل طارق کسی است که شب وارد میشود و در را میکوبد[۴۳] و ستاره را هم از این رو که در شب طلوع میکند «طارق» گویند[۴۴]. سخاوی با نقل دیدگاهی مبنی بر اینکه حکم آیه پایانی این سوره: ﴿فَمَهِّلِ ٱلْكَـٰفِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْدًۢا﴾[۴۵] با آیه سیف[۴۶] منسوخ شده، این دیدگاه را نادرست شمرده و خود بر این باور است که هیچ یک از آیات این سوره نه ناسخ دیگر آیات قرآناند، نه منسوخ آنها[۴۷]. در واقع این آیات در مقام انذار و تهدید مشرکان مکهاند و آیات مشتمل بر وعده و وعید نسخناپذیرند[۴۸].[۴۹]
فضای نزول
فضای نزول سوره طارق همان فضای عمومی حاکم بر ذهن مردم مکه بوده است که دعوت پیامبر را نپذیرفته، ایمان نمیآوردند و انذارها و هشدارهای پیامبر درباره معاد و کیفر اعمال نیز آنان را از انکار معاد باز نمیداشت. در چنین فضایی، سوره طارق نازل شد و با شیوه بیان خاص خود بر معاد و بازگشت دوباره انسان در روز بازپسین استدلال و کافران را در برابر انکار معاد و مکر و نیرنگشان در برابر دعوت پیامبر تهدید کرد.[۵۰]
محتوای سوره
سوره با نظم و آهنگ خاص خود به انسان هشدار میدهد که خدایی هست و تدبیر، تقدیر، هدف و حساب و کتاب و جزایی و در نهایت برای کافران عذابی شدید دارد؛ همچنین با تأکید بیان میکند که آیات قرآن شوخی و لغو نیست، بلکه سخنی جدی است که روشن و دقیق، حق را از باطل جدا میکند.
در آغاز سوره به آسمان و طارق سوگند یاد میکند: ﴿وَٱلسَّمَآءِ وَٱلطَّارِقِ﴾[۵۱] و طارق را ستاره فروزان معرفی میکند: ﴿ٱلنَّجْمُ ٱلثَّاقِبُ﴾[۵۲]. تفسیر طارق به ستاره فروزان از این روست که ستاره، شب را میشکافد و در تاریکی شب جلوهای آشکار دارد[۵۳]. این سوگند و تفخیم آن با جمله ﴿وَمَآ أَدْرَىٰكَ مَا ٱلطَّارِقُ﴾[۵۴] و تفسیر آن به ستاره فروزان بسان استدلالی است برای اثبات این معنا که بر هر انسانی نگهبانی گماشته شده تا اعمال نیک و بد وی را ثبت کند: ﴿إِن كُلُّ نَفْسٍۢ لَّمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌۭ﴾[۵۵]. این سوگند، مخاطب را به این نکته توجه میدهد که همانگونه که ستاره فروزان تاریکیهای شب را شکافته و به اعماق آن نفوذ میکند، برانسان هم نگهبانانی گمارده شدهاند که تا اعماق دل و نیّات او نفوذ کرده و همه اعمال آشکار و پنهان او را ثبت و حفظ میکنند تا در روز بازپسین بر پایه آن به انسان جزا داده شود؛ احتمالاً مراد از﴿حَافِظٌۭ﴾ افزون بر حفظ و ثبت اعمال انسان، حفظ جان آدمی از فناست و آیه بیان میکند که آدمی با مرگ نابود نمیشود، بلکه فرشتگانی پس از مرگ، جان او را حفظ میکنند تا در آستانه قیامت آن را به بدنِ دوباره آفریده شده وی بازگردانند[۵۶]. در بخش بعدی[۵۷] با دعوت انسان به تأمل و تدبر در امری که مشهود هر انسانی بوده و هیچ انکارپذیر نیست، بر امکان و آسانی معاد و بازگشت دوباره انسان به حیات در روز بازپسین استدلال میکند. انسان باید بیندیشد که از چه آفریده شده است؛ از آبی جهنده که از میان صلب و دوپای مرد خارج میشود و خدای متعالی حتماً بر بازگرداندن و حیات دوباره انسان در روزی که نهانها آشکار و شناخته میشوند تواناست. در آن روز انسان نه خود میتواند مانع کشف اسرار درونیاش و دفع عذاب از خود گردد و نه یاوری هست که به او مدد رساند تا اسرارش آشکار نشوند[۵۸]. مفسران پیشین «ترائب» در آیه ۷ را به میان سینۀ زن تفسیر کردهاند[۵۹]؛ اما امروزه مفسران با توجه به اینکه انعقاد نطفه انسان با وسط سینۀ زن ربطی ندارد، «ترائب» را نیز متعلق به مرد[۶۰] و میان دو پای وی تفسیر کردهاند[۶۱]. در بخش بعدی سوره[۶۲] باز با سوگند به برخی پدیدههای مشهود در زندگی انسان، بر امکان و آسانی احیای دوباره انسان پس ازمرگ استدلال کرده و آن (یا قرآن) را سخنی جدی و پیراسته از هزل و شوخی، نیز سخنی جداکننده میان حق و باطل معرفی میکند و این چنین، ناباوران را انذار میدهد: سوگند به آسمان دارایِ باران یا ابر بارانزا که پیاپی بازمیگردد و باران میبارد و سوگند به زمین که پیوسته میشکافد و ازآن گیاه میروید. این دو سوگند نیز کاملاً با موضوع اصلی سوره یعنی اثبات احیای دوباره انسان پس از مرگ و نظام کیفر و پاداش هماهنگاند. به همین وضوح و آسانی که ابر مشهود در آسمان همواره بازمیگردد و باران میبارد و به همین آسانی که زمین میشکافد و از آن گیاه میروید، انسان هم پس از مرگ با شکافتن زمین، از زمین میروید و دوباره زنده می شود.
در بخش پایانی سوره با اشاره به کید و مکر کافران برای رویارویی با دعوت پیامبر و جلوگیری از گسترش آن، آنان را به کید خدا با مهلتی اندک تهدید میکند: ﴿إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْدًۭا * وَأَكِيدُ كَيْدًۭا * فَمَهِّلِ ٱلْكَـٰفِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْدًۢا﴾[۶۳] کید خدا عذاب و مجازات کافران در برابر مکرشان است[۶۴] و تعبیر به «کید» از باب مشاکله است[۶۵]. واژه «مَهِّلْ» در آیه تهدید ویژه را دربردارد و بدین معناست که به کافران بگو منتظر باشید تا تهدید خدا را ببینید؛ اما مقصود از﴿أَمْهِلْ﴾ آن است که تو خود نیز به آنان مهلتی اندک ده؛ به زودی تحقق تهدید و عذاب خدا درباره آنان را خواهی دید.[۶۶]
فضیلت سوره
در روایت مرسل اُبَیّ بن کعب از رسول خدا آمده است که هرکس این سوره را قرائت کند، خداوند به عدد ستارگان آسمان ۱۰ حسنه به او میدهد[۶۷]. از امام صادق نیز نقل شده که هرکس سوره ﴿وَٱلسَّمَآءِ وَٱلطَّارِقِ﴾[۶۸] را در نماز فریضه بخواند، در روز قیامت نزد خدا از آبرو و منزلتی والا برخوردار و از همنشینان پیامبران و یاران ایشان در بهشت گردد[۶۹]. در روایتی دیگر از جابر آمده است که رسول خدا او را به قرائت این سوره و سورههای هماندازه آن در نماز مغرب، به جای قرائت سورههای بلندی چون بقره و نساء توصیه کردند[۷۰]؛ نیز به قرائت سورههایی هماندازه با سوره طارق در نماز عشاء سفارش شده است[۷۱].[۷۲]
منابع
پانویس
- ↑ «سوگند به آسمان و به ستاره صبح (شبشکن)» سوره طارق، آیه ۱.
- ↑ تفسیر الجلالین، ص۸۰۳؛ دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ص۱۲۶۳.
- ↑ المیزان.
- ↑ «بگو آری سوگند به پروردگارم که بیگمان حقّ است» سوره یونس، آیه ۵۳.
- ↑ «پس، سوگند به پروردگار آسمان و زمین که این (سخن) به همان گونه که سخن میگویید راستین است» سوره ذاریات، آیه ۲۳.
- ↑ «قاف، سوگند به قرآن بلند جایگاه» سوره ق، آیه ۱.
- ↑ «صاد، سوگند به قرآن بیانگر (که تو از پیامبرانی)» سوره ص، آیه ۱.
- ↑ «سوگند به بادهای فرستاده پی در پی،» سوره مرسلات، آیه ۱.
- ↑ «سوگند به بیرون کشندگان (جان کافران) به سختی،» سوره نازعات، آیه ۱.
- ↑ «سوگند به آن اسبان دونده (که) نفس زنان (تاختند)،» سوره عادیات، آیه ۱.
- ↑ «سوگند به بادهای ابرگستر،» سوره ذاریات، آیه ۱.
- ↑ «سوگند به آسمان که باروها دارد،» سوره بروج، آیه ۱.
- ↑ «سوگند به آسمان و به ستاره صبح (شبشکن)،» سوره طارق، آیه ۱.
- ↑ «هیچ جانی نیست جز آنکه آن را نگهبانی است،» سوره طارق، آیه ۴.
- ↑ «و بیگمان بر شما نگهبانی گماردهاند» سوره انفطار، آیه ۱۰.
- ↑ «آیا ندانسته است که خداوند میبیند؟» سوره علق، آیه ۱۴.
- ↑ «و بیگمان بر شما نگهبانی گماردهاند» سوره انفطار، آیه ۱۰.
- ↑ «و از آفریدگان غافل نیستیم» سوره مؤمنون، آیه ۱۷.
- ↑ «پس انسان باید بنگرد که او را از چه آفریدهاند،» سوره طارق، آیه ۵.
- ↑ «و نعمت خداوند را بر خویش به یاد آورید» سوره بقره، آیه ۲۳۱.
- ↑ «از آبی جهنده آفریده شده است که از میان (استخوانهای) پشت و پیش بیرون میآید» سوره طارق، آیه ۶-۷.
- ↑ «و آنان را بر پروردگارت به صف بگذرانند» سوره کهف، آیه ۴۸.
- ↑ «آنان توبهکنندگان، پرستشگران، ستایشگران، رهپویان، نمازگزاران، سجدهکنندگان، فرمان دهندگان به کار شایسته و بازدارندگان از کار ناشایست و پاسداران حدود خداوندند و به (چنین) مؤمنان نوید ده» سوره توبه، آیه ۱۱۲.
- ↑ «خداوند که نیکوترین آفریدگاران است» سوره مؤمنون، آیه ۱۴.
- ↑ کشف الاسرار.
- ↑ «سوگند به آسمان و به ستاره صبح (شبشکن)، و چه دانی که ستاره صبح (شبشکن) چیست؟ ستاره درخشان است، هیچ جانی نیست جز آنکه آن را نگهبانی است» سوره طارق، آیه ۱-۴.
- ↑ «۵ پس انسان باید بنگرد که او را از چه آفریدهاند، از آبی جهنده آفریده شده است، که از میان (استخوانهای) پشت و پیش بیرون میآید. بیگمان او بر بازگرداندن وی تواناست، روزی که رازهای نهان، آشکار گردد، دیگر او نه توانی و نه یاوری دارد» سوره طارق، آیه ۵-۱۰.
- ↑ «و سوگند به آسمان بارانزا، و به زمین برشکافته (از گیاه)، که آن (قرآن) گفتاری جدّی و قاطع است، و هزل نیست» سوره طارق، آیه ۱۱-۱۴.
- ↑ «آنان نیرنگی میبازند، من نیز تدبیری میکنم. پس کافران را فرصتی ده و اندکک به خود واگذار» سوره طارق، آیه ۱۵-۱۷.
- ↑ ملاصدرا، تفسیر سوره طارق، ترجمه خواجوی، ص۳ و ۵۱.
- ↑ «بیگمان او بر بازگرداندن وی تواناست،» سوره طارق، آیه ۸.
- ↑ پرتوی از قرآن.
- ↑ تفسیر ساختاری.
- ↑ صفوی، سید سلمان، مقاله «سوره طارق»، دانشنامه معاصر قرآن کریم.
- ↑ نک: مجمع البيان، ج ۱۰، ص۶۱۳.
- ↑ تفسير قمی، ج ۲، ص۴۱۵؛ الکشاف، ج ۴، ص ۲۴۰.
- ↑ مجمع البيان، ج ۱۰، ص۷۱۲.
- ↑ روض الجنان، ج ۲۰، ص۲۲۳.
- ↑ جمال القراء، ج ۱، ص۳۱۴.
- ↑ «آنان نیرنگی میبازند، * من نیز تدبیری میکنم» سوره طارق، آیه ۱۵-۱۶.
- ↑ روض الجنان، ج ۲۰، ص۲۲۳.
- ↑ «سوگند به آسمان و به ستاره صبح (شبشکن)،» سوره طارق، آیه ۱.
- ↑ الكشاف، ج ۴، ص۷۳۴.
- ↑ مفردات، ص۵۱۸، «طرق».
- ↑ «پس کافران را فرصتی ده و اندکک به خود واگذار» سوره طارق، آیه ۱۷.
- ↑ ﴿فَإِذَا ٱنسَلَخَ ٱلْأَشْهُرُ ٱلْحُرُمُ فَٱقْتُلُوا۟ ٱلْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَٱحْصُرُوهُمْ وَٱقْعُدُوا۟ لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍۢ فَإِن تَابُوا۟ وَأَقَامُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتَوُا۟ ٱلزَّكَوٰةَ فَخَلُّوا۟ سَبِيلَهُمْ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭ﴾«و چون ماههای حرام به پایان رسید مشرکان را هر جا یافتید بکشید و دستگیرشان کنید و به محاصره درآورید و در هر کمینگاهی به کمین آنان بنشینید؛ و اگر توبه کردند و نماز برپا داشتند و زکات دادند آزادشان بگذارید که بیگمان خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۵.
- ↑ جمال القراء، ج ۱، ص۴۹۶.
- ↑ نک: الاتقان، ج ۱، ص۵۳۸.
- ↑ طیب حسینی، سید محمود، مقاله «سوره طارق»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۴۵۱.
- ↑ طیب حسینی، سید محمود، مقاله «سوره طارق»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۴۵۲.
- ↑ «سوگند به آسمان و به ستاره صبح (شبشکن)،» سوره طارق، آیه ۱.
- ↑ «ستاره درخشان است،» سوره طارق، آیه ۳.
- ↑ نک: الکشاف، ج ۴، ص۷۳۴؛ تفسير بيضاوی، ج ۵، ص۳۰۳.
- ↑ «و چه دانی که ستاره صبح (شبشکن) چیست؟» سوره طارق، آیه ۲.
- ↑ «هیچ جانی نیست جز آنکه آن را نگهبانی است،» سوره طارق، آیه ۴.
- ↑ نک: الميزان، ج ۲۰، ص۲۵۸-۲۵۹.
- ↑ ﴿فَلْيَنظُرِ ٱلْإِنسَـٰنُ مِمَّ خُلِقَ﴾«پس انسان باید بنگرد که او را از چه آفریدهاند،» * ﴿خُلِقَ مِن مَّآءٍۢ دَافِقٍۢ﴾«از آبی جهنده آفریده شده است،» * ﴿يَخْرُجُ مِنۢ بَيْنِ ٱلصُّلْبِ وَٱلتَّرَآئِبِ﴾«که از میان (استخوانهای) پشت و پیش بیرون میآید» * ﴿إِنَّهُۥ عَلَىٰ رَجْعِهِۦ لَقَادِرٌۭ﴾«بیگمان او بر بازگرداندن وی تواناست،» * ﴿يَوْمَ تُبْلَى ٱلسَّرَآئِرُ﴾«روزی که رازهای نهان، آشکار گردد،» * ﴿فَمَا لَهُۥ مِن قُوَّةٍۢ وَلَا نَاصِرٍۢ﴾«دیگر او نه توانی و نه یاوری دارد،» سوره طارق، آیه ۵-۱۰.
- ↑ نک: فى ظلال القرآن، ج ۶، ص۳۸۸۰.
- ↑ براى نمونه نک: الكشاف، ج ۴، ص۷۳۵؛ تفسير قرطبی، ج ۲۱، ص۵؛ روح المعانى، ج ۱۵، ص۳۰۸.
- ↑ نک: پرتوی از قرآن، ج ۳، ص۳۳۱-۳۳۲؛ التمهيد، ج ۶، ص۶۶.
- ↑ نک: مجمع البيان، ج ۱۰، ص۷۱۵؛ التفسير الکبیر، ج۳، ص۱۲۰؛ التفسیر الحدیث، ج۲، ص۲۶۷-۲۶۸.
- ↑ ﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلرَّجْعِ﴾«و سوگند به آسمان بارانزا،» * ﴿وَٱلْأَرْضِ ذَاتِ ٱلصَّدْعِ﴾«و به زمین برشکافته (از گیاه)،» * ﴿إِنَّهُۥ لَقَوْلٌۭ فَصْلٌۭ﴾«که آن (قرآن) گفتاری جدّی و قاطع است،» * ﴿وَمَا هُوَ بِٱلْهَزْلِ﴾«و هزل نیست» سوره طارق، آیه ۱۱-۱۴.
- ↑ «آنان نیرنگی میبازند، * من نیز تدبیری میکنم * پس کافران را فرصتی ده و اندکک به خود واگذار» سوره طارق، آیه ۱۵-۱۷.
- ↑ التفسير الکبير، ج ۳۱، ص۱۲۳؛ البحر المحيط، ج ۱۰، ص۴۵۳؛ تفسير بيضاوی، ج ۵، ص۳۰۴.
- ↑ التحرير والتنوير، ج ۳۰، ص۲۳۸-۲۳۹.
- ↑ طیب حسینی، سید محمود، مقاله «سوره طارق»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۴۵۲.
- ↑ مجمع البیان، ج ۱۰، ص۷۱۲.
- ↑ «سوگند به آسمان و به ستاره صبح (شبشکن)،» سوره طارق، آیه ۱.
- ↑ ثواب الاعمال، ص۱۲۲؛ مجمع البيان، ج ۱۰، ص۷۱۲.
- ↑ نک: الدرالمنثور، ج ۶، ص۳۳۵.
- ↑ النهايه، ص۷۸.
- ↑ طیب حسینی، سید محمود، مقاله «سوره طارق»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۴۵۳.