فضل بن حسن طبرسی در تاریخ اسلامی
آشنایی اجمالی
ابوعلی طبرسی (م ۵۴٨): امین الاسلام ابوعلی فضل بن حسن طبرسی تفرشی از دانشمندان برجسته سده ششم هجری است که به دلیل کتاب تفسیری مهمش با عنوان مجمع البیان (تألیف به سال ۵٣٠) و جوامع الجامع (تألیف به سال ۵۴٢ در هفتاد سالگی) شهرت دارد. وی در خراسان میزیسته و از عالمان معتدل شیعی در این دوره به شمار میآید. از دیگر آثار وی میتوان به الآداب الدینیة للخزانة المعینیه و جواهر النحو اشاره کرد. شرح حال مفصل وی، بررسی تفصیلی آثار او و نیز اوضاع زمان وی را استاد کریمان در کتاب طبرسی و مجمع البیان آورده است. در شمار آثار وی یکی نیز کتاب پر ارج إعلام الوری بأعلام الهدی به معنای «آگاه ساختن خلایق از احوال امامان هدایت» است. این کتاب در چهار رکن ترتیب یافته رکن نخست در سیره پیامبر خدا(ص) و فاطمه زهرا(س)؛ رکن دوم در زندگی و امامت علی بن ابیطالب(ع)؛ رکن سوم در شرح امامت و زندگی امامان تا امام حسن عسکری(ع). و رکن چهارم درباره امامت ائمه اثناعشر و امام زمان(ع).
طبرسی در این کتاب بر آن بوده است تا موجزی از دیدگاه تاریخی شیعه را درباره سیره رسول خدا(ص) و تاریخچه زندگی امامان به همراه بحث امامت آنها عرضه کند. قاعدتاً چنین متنی میتوانسته برای تودههای شیعی نگاشته شده باشد که در آن زمان در ایران بسیار گسترده بودند. او معمولاً در پایان هر بحثی، بدین نکته اشارت دارد که مطلب را به اختصار آوردیم؛ خواستاران تفصیل به متون مفصلتر رجوع کنند. وی کتاب خود را به یکی از شاهان شیعه مازندران با نام علی بن شهریار بن قارن (سلطنت از ۵١١-۵٣۴) از آل باوند اهداء کرده و در مقدمه با ستایش فراوان از وی سخن گفته است. این سلسله از سلاطین شیعه مذهب خطه مازندران بوده و در دورانی طولانی به بسط مذهب شیعه در آن ناحیه تلاش کردند[۱]. کتاب اعلام الوری در کنار الارشاد مفید و کشف الغمه اربلی و روضة الواعظین فتال نیشابوری، از آثار با ارزشی است که از قرن پنجم تا هفتم درباره زندگی چهارده معصوم نگاشته شده و حکم منابع اصلی را در این زمینه دارد. ارزش این کتابها از آنروست که کوشیدهاند تا از مصادر و منابع پیشین شرح حالی برای معصومان(ع) تدارک دیده و در اختیار مسلمانان به ویژه شیعیان قرار دهند. طبیعی است که در کتابها، بیش از هر چیز مراعات حال خوانندگان کتابها میشده است. کتاب اعلام الوری میان شیعیان جایگاه والایی داشته است. به نظر میرسد که در طی قرون بعد، نسخهای بدون آغاز از این کتاب دست کسی افتاده و او بدون آگاهی، آن را به نام ربیع الشیعه به ابن طاووس نسبت داده است. علامه مجلسی که به شباهت میان این دو کتاب توجه داشته، ربیع الشیعه را به کناری نهاده و به درستی به اعلام الوری اعتماد کرده است. در اصل، کمترین تردیدی درباره اعلام الوری و نسبت آن به طبرسی وجود ندارد.
باید توجه داشت که طبرسی در دورهای زندگی میکند که شیعیان گرچه در ایران فراوانند، اما حکومت در بیشتر نقاط در دست اهل سنت است. این مسأله سبب میشد تا نوشتههای آنها به صورتی معتدل نگاشته شود تا باعث تحریک دیگران بر ضد شیعه نشود. افزون بر آن، طبرسی همانند عالمان شیعه همدوره خود در ایران مثل عبدالجلیل قزوینی و قوامی رازی شیعهای معتدل است[۲]. به همین دلیل در این کتاب و نیز در تفسیر او آثار این اعتدال را به روشنی درمییابیم به عنوان نمونه در زندگی حضرت زهرا(س) کمترین اشارهای به برخورد وی با حاکمیت و روابط میان آن حضرت با خلیفه اول و دوم نشده است. (نک: ۱ / ۳۰۰-۳۰۱). وی در بحث دفن امام مجتبی(ع) با آنکه اشاره به حضور عایشه و سر و صدای وی کرده، اما این خبر را آورده که از اصل قرار نبود تا امام را در کنار جدش پیغمبر دفن کنند بلکه وی را برای تجدید عهد به آن سمت آوردند و قرار بود تا در بقیع کنار جدهاش فاطمه بنت اسد دفن شود. شیوه وی در بحث از زندگانی ائمه، درست مانند ارشاد و سایر آثار از بیان خصوصیات شخصی، سن و سال تولد و وفات و کیفیت آن و نیز معرفی فرزندان و مدت خلافت و امامت و محل دفن آغاز شده و به دنبال آن از اثبات امامت هر امام با دلایل عقلی و نقلی بحث ادامه پیدا میکند. در ادامه نقلهایی که در معجزات امامان آورده شده و نیز به تناسب بخشی از اخبار زندگی هر امام عرضه میشود. از سیره رسول اکرم(ص) به تفصیل سخن گفته شده است. همینطور از امام علی(ع) که به طور عمده از فضائل آن حضرت سخن گفته شده. در زندگی امام حسین(ع) نیز این تفصیل رعایت شده و بحث عمده مقتل امام حسین(ع) است.
واقعیت آن است که طبرسی بنای یاد از مصادر خود را نداشته و بیشتر کوشیده تا متنی فراهم آورد تا راهبرد شیعیان در شناخت زندگی امامان باشد. برآورده کردن چنین هدفی، نیازی به ذکر اسناد احادیث و یا مآخذ آنها نداشته است. علاوه بر این شیوه طبرسی در دیگر آثار او نیز نقل مصادر نیست. به همین دلیل وی بیشتر اخبار کتاب خود را بدون یاد از مأخذ آورده و با عبارت رَوَى نَقَلَةُ الْآثَارِ یا رَوَى نَقَلَةُ الْأَخْبَارِ، جَاءَ فِي الْآثَارِ، رَوَى جَمَاعَةٌ مِنْ أَهْلِ السِّيرِ، رَوَى جَمَاعَةٌ مِنْ أَهْلِ التَّارِيخِ مطالب را نقل کرده است. وی در مواردی که احادیث صحیحی را آورده از ذکر سند نیز خودداری کرده مینویسد به دلیل اشْتِهَارُهَا بَيْنَ نَقَلَةِ الْآثَارِ، وَ اعْتِمَادًا عَلَى أَنَّ نَقْلَهَا مِنْ كُتُبٍ مَحْكُومَةٍ بِالصِّحَّةِ عِنْدَ نُقَّادِ الْأَخْبَارِ سند را نیز حذف کرده است.
با این حال مواردی وجود دارد که طبرسی نام کتابی را یاد کرده و یا اگر از شخصی نقل کرده، مطمئن هستیم که کتاب خاصی از آن مؤلف مورد نظر وی بوده است. معمولاً وقتی چیزی در این کتاب از شیخ مفید نقل میشود، میتوان مطمئن بود که آن را از ارشاد نقل میکند. (نک: ١ / ۴٧٧) در کنار آن، مواردی هست که از اشخاصی از مؤلفان نقل کرده اما به دلیل آنکه نام کتاب وی را نیاورده اطمینان به اینکه از چه کتابی از او نقل کرده نداریم. برای مثال مینویسد و ذُكِرَ السَّيِّدُ الْأَجَلُّ الْمُرْتَضَى فِي بَعْضِ مَسَائِلِهِ... (١ / ۴٧٧). در میان منابع وی، چند کتاب وجود دارد که اثری از آنها برجای نمانده است. برخی از آنها، تنها فقرات برجای ماندهشان، همین چند نقلی است که طبرسی از آنها به دست داده است. نمونه آن کتاب اخبار ابیهاشم جعفری، الرد علی الزیدیه دوریستی، التفهیم ابومحمد حسینی، نوادر الحکمة اشعری قمی، و مهمتر از همه کتاب المغازی ابان بن عثمان احمر است که طبرسی قسمتهای فراوانی از آن را نقل کرده است. در اینجا مروری گذرا بر نام کتابهایی که طبرسی مطلبی از آنها نقل کرده داریم[۳]. این کتابها عبارتند از:
اخبار ابی هاشم داوود الجعفری، از احمد بن محمد بن عبیدالله بن عیاش جوهری؛ صحیح بخاری، دلائل النبوه، از ابوبکر بیهقی، مستدرک حاکم، تاریخ نیشابور، (و یا مفاخر الرضا) السیرة النبویه، از محمد بن اسحاق بن یسار؛ صحیح مسلم؛ المغازی از موسی بن عقبه، شرف المصطفی(ص) از ابوسعد محمد بن عبدالملک واعظ زاهد خرگوشی (م ۴٠۶)؛ کتاب المشیخه؛ الرد علی الزیدیه از ابوعبدالله جعفر بن محمد بن ابی احمد دوریستی؛ الکامل، از مبرد. تفسیر علی بن ابراهیم قمی؛ کمال الدین از شیخ صدوق؛ الغیبه از شیخ طوسی، الواحده از محمد بن حسن بن جمهور عمی؛ عیون الاخبار از شیخ صدوق؛ مقاتل الطالبیین از ابوالفرج اصفهانی؛ المغازی از محمد بن عمر واقدی؛ التفهیم از ابومحمد حسن بن حمزة الحسینی؛ الارشاد از شیخ مفید؛ نوادرالحکمه از محمد بن احمد بن یحیی بن عمران اشعری قمی؛ مسند الرضا؛ الشافی فی الامامه از سید مرتضی؛ الکافی از شیخ ابوجعفر کلینی؛ المبعث و المغازی از ابان بن عثمان احمر.[۴]
منابع
پانویس
- ↑ تاریخ تشیع در ایران، ج۲، ص۵١۵-۵١۶.
- ↑ تاریخ تشیع در ایران، ج۲، فصل: تشیع اعتدالی در ایران قرن ششم و هفتم.
- ↑ در مقالی دیگر (چاپ شده در مقالات تاریخی دفتر چهارم با تفصیل بیشتری از منابع وی و محل آنها در کتاب اعلام الوری سخن گفتهایم.
- ↑ جعفریان، رسول، منابع تاریخ اسلام، ص ۲۹۶.