ربا در نهج البلاغه

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

معناشناسی

«ربا» در لغت: به معنای «زیادتی»[۱] و در اصطلاح: «زیاده گرفتن در وام و بیع»[۲]. ربا در معامله، عبارت است از: مبادله دو کالای مثل هم با دریافت اضافی، مانند فروش یک کیلو گندم با دو کیلو یا یک کیلو به انضمام چند ریال یا یک کیلو گندم نقد با یک کیلو گندم نسیه. این نوع ربا در سایر معاملات مانند صلح و... نیز جریان دارد. ربا در معامله در صورتی که توأم با دو شرط زیر باشد، حرام است:

  1. از نظر عرف، هر دو کالای مورد مبادله، یک جنس و یک نوع محسوب شود.
  2. دو کالای مورد مبادله، کیلی و وزنی باشد نه عددی و نه نظری[۳].

پیامدهای زیان‌بار ربا

آن طور که از کتب آسمانی و تواریخ برمی‌آید، ربا خواری در همه ادیان زشت به شمار می‌آمده است، اما لحن اسلام درباره ربا بسیار تند و هراس‌انگیزتر است. در قرآن و روایات، کمتر موضوعی به اندازه ربا مورد نکوهش واقع شده است. قرآن کریم، خدا و پیامبرش را در جنگ با رباخوار می‌داند: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَذَرُوا مَا بَقِيَ مِنَ الرِّبَا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ * فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ[۴]. در روایات بسیار آمده که یک درهم ربا خواری نزد خداوند از گناه هفتاد بار زنا با محارم زشت‌تر و عظیم‌تر است[۵].

ربا گذشته از مفاسد اخلاقی و اجتماعی، دارای مفاسد اقتصادی نیز هست که عبارت‌اند از:

  1. کمک به ایجاد فقر، بیکاری و تجمع سرمایه بدون زحمت؛
  2. فرار از بار مالیاتی و حقوق واجب؛
  3. جلوگیری از رشد تولید، تجارت و توزیع؛
  4. نابودی مال، انفاق و قرض‌الحسنه؛
  5. گرانی؛
  6. نوسانات اقتصادی[۶].

در آموزه‌های اسلام، اقتصاد ربوی عامل گرایش به سودپرستی و فراموشی کمک‌های انسان‌دوستانه به دیگران است و به شکاف روزافزون در سطح زندگی‌ها و شکل‌گیری فاصله طبقاتی و ثروت‌های افسانه‌ای نزد گروهی از افراد می‌انجامد و اسباب تباهی انسان را فراهم می‌آورد و کسان بسیاری را وادار به تحمل ستمی فرساینده و جانکاه می‌کند، ظلمی که جسم و روان آدمی را می‌آزارد و او را از مسیر تکامل و تعالی و زندگی درست و سازنده باز می‌دارد. با حاکمیت فرهنگ ربا، انجام کارهای نیک و اساسی برای پایداری حیات اجتماعی رنگ می‌بازد و استوارسازی زیربناهای اقتصادی مورد توجه قرار نمی‌گیرد و سرمایه‌گذاری و گردش درست اموال و دارایی‌ها در گردونه انحرافی و ویرانگری می‌افتد. آنچه سود آنی و سرشار دارد به جای آنچه مورد نیاز واقعی است تولید می‌شود و در نتیجه نظام اقتصادی روندی ویرانگر می‌یابد[۷].[۸]

ربا در نهج‌البلاغه

از جمله انگل‌های اقتصادی از دیدگاه امام علی(ع) ربا است که باید به شدت با آن مبارزه کرد. در نگاه نکوهش‌آمیز به مسئله ربا همین بس که آن حضرت(ع) به نقل از رسول خدا(ص) ربا را یکی از فتنه‌ها برمی‌شمرد. شرح ماجرا از این قرار است که زمانی حضرت امیر(ع) مشغول خطابه بود؛ مردی برخاست و گفت: ما را از فتنه خبر ده، آیا آن را از رسول خدا(ص) پرسیدی؟ حضرت فرمود: وقتی خدا آیه ﴿الم * أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ[۹] را فرستاد، دانستم که تا زمانی که رسول خدا(ص) در میان ماست، فتنه‌ای وجود نخواهد داشت، پرسیدم ای رسول خدا، این فتنه‌ای که خدا تو را از آن خبر داده چیست؟ فرمود: ای علی، پس از من، مردم به مال‌های خود فریفته شوند و به دین خویش بر خدا منت نهند، حرام خدا را حلال شمارند با شبهت‌های دروغ و هوس‌هایی که به غفلت در سر دارند، می‌‌‌را نبیذ گویند و حلال پندارند، حرام را هدیت خوانند و ربا را معاملت دانند[۱۰]. رسول خدا(ص) در این بخش از سخنش بر جزئیاتی از آزمون بزرگ و فتنه‌انگیز انگشت می‌نهد و به پنج وصف از اوصاف گروهی که امتحان می‌شوند، اشاره می‌کند. قبل از هر چیز تصریح می‌کند که آنها به اموالشان امتحان می‌شوند. از ویژگی‌های آنها این است که کارهای حرام را که مورد علاقه آنهاست زیر پوشش‌های فریبنده قرار می‌دهند[۱۱]. برای حضرت امیر(ع) آن قدر مسئله ربا مهم است که جهت نیفتادن تاجر در دام شیطانی آن، دانستن فقه را برای تجار و کسبه ضروری شمرد و فرمود: «مَنِ اتَّجَرَ بِغَيْرِ فِقْهٍ فَقَدِ ارْتَطَمَ فِي الرِّبَا»[۱۲]؛ آن‌که بی‌دانستن فقه به بازرگانی پرداخت، خود را در ورطه ربا انداخت[۱۳].

منابع

پانویس

  1. شرایع الاسلام، ج۱، ص۱۸۰.
  2. منتخب اللغات.
  3. محمد هومن، فرهنگ لغات و اصطلاحات اقتصاد اسلامی، ذیل واژه ربا.
  4. «ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و اگر مؤمنید آنچه از ربا که باز مانده است رها کنید * و اگر (رها) نکردید پس، از پیکاری از سوی خداوند و فرستاده وی (با خویش) آگاه باشید» سوره بقره، آیه ۲۷۸-۲۷۹.
  5. ر.ک: حسین مظاهری، مقایسه‌ای بین سیستم‌های اقتصادی، ج۲، ص۴۶-۴۷.
  6. ر.ک: حسین مظاهری، مقایسه‌ای بین سیستم‌های اقتصادی، ج۲، ص۱۵۴-۱۵۵؛ محمدیوسف حریری، اسلام و نظام اقتصادی، ص۲۲۳-۲۲۶.
  7. هادی حسینی، فقر و توسعه در متون دینی، نظارت و اشراف محمد حکیمی، ص۴۸۲-۴۸۴.
  8. احمدی، علی اصغر، عدالت اجتماعی در نهج البلاغه، ص ۱۹۰ ـ ۱۹۲.
  9. «الف، لام، میم * آیا مردم پنداشته‌اند همان بگویند ایمان آورده‌ایم وانهاده می‌شوند و آنان را نمی‌آزمایند؟» سوره عنکبوت، آیه ۱-۲.
  10. ر.ک: نهج‌البلاغه، خطبه ۱۵۶.
  11. مکارم شیرازی و همکاران، پیام امیرالمؤمنین(ع)، ص۱۵۶-۱۵۷.
  12. نهج‌البلاغه، حکمت ۴۴۷.
  13. احمدی، علی اصغر، عدالت اجتماعی در نهج البلاغه، ص ۱۹۲.