آیه خیر البریة

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط فرقانی (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۳ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۲۰:۵۴ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

آیه خیر البریة: ﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ[۱].از جمله آیاتی است که علمای شیعه در اثبات امامت و خلافت بلافصل حضرت امیرالمؤمنین(ع) به آن استناد کرده‌اند. خداوند سبحان در این آیۀ وآیه بعد از آن می‌فرماید: «همانا کسانی که ایمان آورده و نیکوکار شدند، آنان بهترین مردمانند.پاداش ایشان نزد خداوند جنّات عدنی است که از زیر آن جوی‌هایی جاری است! ایشان در آن تا ابد جاودانند و خداوند از آنان خشنود است و آنان از خداوند خشنودند و آن برای کسی است که از خداوند خشیت دارد»

آیه خیر البریة
ترجمه آیه
بی‌گمان آنانکه ایمان آورده‌اند و کردارهایی شایسته کرده‌اند، بهترین آفریدگانند
مشخصات آیه
بخشی ازآیهٔ ۷ سورهٔ بینه از جزء ۳۰ قرآن کریم
محتوای آیه
شأن نزول آیهنزول آیه در شأن علی بن ابی‌طالب(ع)
مصادیق برای آیهامیرالمؤمنین(ع)
دلالت آیه
  • بیان مقام والای حضرت علی(ع)

براساس روایات متعدّدی که در کتب حدیثی و تفسیری معتبر شیعه و اهل سنّت آمده است، این آیۀ دربارۀ امیرالمؤمنین(ع) و شیعیان آن حضرت نازل شده است. این آیه امیرالمؤمنین(ع) را بهترین خلق خدا معرفی می‌کند و روشن است که بهترین خلق خداوند، افضل از دیگران بوده و برای امامت و خلافت الهی شایسته‌ترین فرد است. در نتیجه آیۀ شریفه به روشنی بر امامت حضرت امیرالمؤمنین(ع) پس از رسول خدا(ص) دلالت دارد.

شأن نزول آیه

از جابر بن عبدالله انصاری نقل کرده‌اند که گفته است: روزی با پیامبر (ص) کنار کعبه نشسته بودیم که علی (ع) پیش ما آمد. چون چشم پیامبر (ص) به وی افتاد، فرمود: "برادرم آمد!" آن گاه رو به سوی کعبه کرد و فرمود: "به خدای این خانه سوگند که این مرد پیش از همه شما به خدا ایمان آورده و بیش از همه شما خدا را فرمان بُرده است و از همه شما به پیمان الهی وفادارتر است و بیش از شما به حکم خدا داوری کرده است و در تقسیم بیت المال دادگرتر است و در رفتار با رعیت بهتر است و مقامش والاتر است". در این هنگام بود که آیه‌ ﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ... نازل شد و از آن پس هر گاه علی می‌آمد، اصحاب پیامبر (ص) می‌گفتند: "بهترین آفریده خدا پس از پیامبر آمد!"[۲]. روایاتی فراوان از شیعه و سنی نقل است که بنابر آنها مراد از "هُم خیر البریه" علی (ع) و پیروان او است[۳].

مقاتل بن سلیمان از ابن عباس روایت کرده است که این آیه در شأن امام علی (ع) و اهل بیت (ع) او نازل شده است[۴]. در روایتی از ابوبرزه نقل است که چون پیامبر اسلام (ص) این آیه را قرائت کرد، فرمود: "یا علی! آنان، تو و شیعیانت هستید و وعده من و شما، حوض کوثر!"[۵] با بررسی این آیه و احادیثی که آن را تفسیر کرده‌اند، بر می‌آید که خداوند و پیامبر گرامی‌اش (ص)، شایسته‌ترین کس به خلافت را معرفی کرده‌اند تا امامت و هدایت امت به دست شایستگان افتد و مسلمانان از گمراهی و حیرانی در امان مانند. نیز از این روایات می‌توان فهمید که اصطلاح "شیعه" در عصر پیامبر (ص) و به دست ایشان پدید آمده و میان مسلمانان رواج یافته است[۶].

احادیث مرتبط با آیه

دلالت آیه

افضلیت امیرالمومنین

علّامه حلّی در کتاب شریف منهاج الکرامة این آیۀ را به عنوان برهان سی و سوم از ادلّه قرآنی امامت امیرالمؤمنین(ع) پس از رسول خدا(ص) مطرح ساخته است. ایشان می‌فرماید: «برهان سی و سوم: قول خدای تعالی است [که فرمود]، ﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ. حافظ ابونعیم به اسناد خود از ابن عباس روایت کرده که گفت: وقتی این آیه نازل شد، رسول خدا(ص) به علی(ع) فرمود: «ایشان [یعنی کسانی که ایمان آورده و نیکوکار شدند] تو و شیعیانت هستید. تو و شیعۀ تو روز قیامت حاضر می‌شوید، در حالی که خشنود و مورد رضایت هستید و دشمن تو وارد می‌شود، در حالی که مورد غضب و دست بر گردن است» و چون او بهترین خلق است، واجب است که او امام باشد»[۷].

سید شرف الدین نیز در کتاب اثبات ولایت و خلافت بلافصل امیرالمؤمنین(ع) به این آیه چنین استدلال کرده و می‌فرماید: «خداوند دربارۀ ایشان و شیعیانشان فرمود: ﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»[۸].

ایشان در حاشیۀ این کلام می‌نویسد: «در این باب برای تو همین کافی است که ابن حجر عسقلانی (از علمای اهل سنت) به نزول این آیه دربارۀ ایشان اعتراف کرده و آن را در شمار آیات [بیان کنندۀ] فضیلت ایشان آورده است. آن آیۀ یازدهم از آیاتی است که در فصل یکم از باب یازدهم از کتاب صواعقش آورده است»[۹].

سید شرف الدین در ادامه از روایات متعددی در ذیل آیه سخن گفته است که آنها را در فصل جداگانه‌ای ذکر کرده و اعتراف ابن حجر مکی متعصب را برای اثبات مقصود کافی می‌داند[۱۰].

امامت امیرالمومنین

پس از اثبات افضلیت امیرالمومنین(ع)، به حکم قاعدۀ عقلی لزوم تقدیم شخص فاضل یا افضل بر مفضول یا قبح تقدم مفضول بر فاضل، به روشنی امامت و خلافت بلافصل امیرالمؤمنین(ع) قابل اثبات خواهد بود[۱۱].

مناقشات عامه

بر اساس احادیثی که عالمان بزرگوار شیعه از اندیشمندان سنی نقل کرده‌اند، دلالت این آیۀ بر امامت حضرت امیرالمؤمنین(ع) پس از رسول خدا(ص) روشن است؛ از این رو افراد متعصبی همچون ابن تیمیه و پیروان او مناقشاتی پیرامون استدلال عالمان شیعه مطرح ساخته‌اند که طرح و نقد آنها برای اتمام حجت لازم است. ابن تیمیه در نخستین گام به صحت روایت مطرح شده از سوی علّامه حلّی تردید می‌کند و در دو وجه ابتدایی، از وجوه متعدّدی که به عنوان شگرد خود در مجادله تراشیده است، می‌نویسد: پاسخ وجوهی دارد:

  1. آنها مطالبۀ درستی نقل است در حالی که ما در دروغ بودن آن شک نداریم.
  2. اینکه این حدیث به اتّفاق علما و اهل شناخت روایات در زمرۀ احادیث دروغین و ساختگی است[۱۲].

دنباله رو ابن تیمیه نیز در مناقشه به استدلال سید شرف الدین می‌نویسد: «به صرف نقل این روایت از سوی ابن حجر در کتابش به معنای اعتراف او به نزول آیه دربارۀ ایشان نیست و در اینجا دو چیز عجیب است: یکی تعجب از عبدالحسین [مرحوم شرف الدین] و دیگری از ابن حجر! اما عجب از عبدالحسین اینکه او چشمان خود را بر سخن ابن حجر در آخر حدیث بسته است که گفته: «در آن کذّاب وجود دارد» و این چنین سخن وی را نادیده گرفته است. اما عجب از ابن حجر که وی این آیه را ضمن آیات نازل شده دربارۀ ایشان گرد آورده است، پس آیا او اعتقاد دارد که این‌چنین است‌؟ و اگر نظر او این است، پس فائدۀ سخن وی پس از روایتی که در تأیید آن ضمیمه کرده چیست که گفته: در آن کذاب وجود دارد؟»

در پاسخ به این سخن بیهوده و تناقض‌آمیز باید گفت که مرحوم شرف الدین، صرف نقل این روایت در کتاب ابن حجر را دلیلی بر صحت آن نزد ابن‌حجر ندانسته است، بلکه ایشان به روایات این حدیث از سوی فرد متعصبی همچون ابن حجر مکی استشهاد کرده است؛ چراکه ابن حجر این روایت را به عنوان شاهدی بر نزول آیۀ شریف دربارۀ اهل بیت(ع) آورده است. البته دنباله رو ابن تیمیه نیز متوجه این نکته است، از این رو از ابن حجرتعجب می‌کند. در نتیجه کلام وی تناقض دارد؛ یعنی در ابتدا می‌گوید صرف ذکر حدیث از سوی ابن حجر دلیل بر صحت آن نزد وی نیست، و در آخر با اظهار تعجب از ابن حجر می‌گوید: وی این آیه را در ضمن آیات نازل شده دربارۀ اهل بیت(ع) آورده و به این حدیث استشهاد کرده است.

نکته دیگر اینکه آمدن این حدیث در کتاب الصواعق المحرقة[۱۳] که به تصریح ابن حجر در مقدمۀ کتاب، در رد اعتقاد امامیه نگاشته شده است، دلالت می‌کند بر اینکه این روایت متفق علیه میان فریقین بوده و از هر دو طریق وارد شده است. در نتیجه وجود راوی کذّاب در میان یکی از اسناد این روایت، هیچ خللی در مقصود ابن حجر ایجاد نمی‌کند؛ از این رو ضمن اینکه از نظر وی، کذاب در میان راویان حدیث وجود دارد، امّا وی این حدیث را ـ که متفق علیه میان فریقین است ـ شاهدی بر نزول دربارۀ اهل بیت(ع) می‌داند، در نتیجه آن کسی که در اینجا دچار تناقض شده دنباله رو ابن تیمیه است نه ابن حجر مکّی. همچنین مرحوم سید شرف الدین نیز به درستی کلام ابن حجر را اعتراف به نزول آیه دربارۀ اهل بیت(ع) دانسته‌اند و آن را برای احتجاج در مقابل خصم کافی دانسته است و عجب از دنباله رو ابن تیمیه است که یا در درک مطلب، دچار مشکل شده و یا تجاهل می‌کند.

اما دربارۀ صحّت این روایت باید گفت که حدیث مورد استناد مرحوم علّامه و شرف الدین را جمعی از پیشوایان بزرگ و حفاظ مشهور اهل تسنن و در کتب معتبر روایت کرده‌اند و بر خلاف آنچه که ابن تیمیه پنداشته است،حدیث تنها از طریق ابونعیم روایت نشده تا بگوید به صرف نقل روایت توسط ابونعیم حجت نیست.

همین طور برخلاف ادّعای دنباله رو ابن تیمیه، عالمان شیعه هرگز صرف وجود خبری در یکی از منابع اهل تسنن را دلیل بر صحت آن خبر نمی‌دانند و لو آن خبر در کتاب مسلم و بخاری آمده باشد. عالمان بزرگوار شیعه به این حدیث استناد کرده‌اند؛ چراکه متفق علیه میان فریقین است و جمع بسیاری از اندیشمندان، حفاظ،حدیث پژوهان و مفسران سنی آن را در کتب خود روایت کرده‌اند و این حقیقتی است که با نگاهی به اسانید حدیث در کتب حدیثی و تفسیری اهل تسنن آشکار می‌شود. این حدیث از تعدادی از صحابه روایت شده است که از جمله می‌توان افراد زیر را نام برد:

  1. حضرت مولی الموحدین أمیرالمؤمنین علی(ع)[۱۴]؛
  2. جابر بن عبداللّه انصاری[۱۵]؛
  3. ابن عباس[۱۶]؛
  4. بریده أسلمی[۱۷]؛
  5. أبو برزه أسلمی[۱۸]؛
  6. أبوسعید خدری[۱۹].

این حدیث همچنین از حضرت امام محمّد باقر(ع) روایت شده است[۲۰].[۲۱]

ذکر برخی اسانید و نصوص حدیث در منابع عامه

برای مشخص شدن برخی از راویان مشهور حدیث، به ذکر برخی اسانید و نصوص آن می‌پردازیم.

روایت ابن جریر طبری

طبری در تفسیر جامع البیان می‌نویسد: «ابن حمید از عیسی بن فرقد، از ابوجارود، از محمّد بن علی برای ما حدیث نقل کرد که پیامبر(ص) دربارۀ آیۀ ﴿أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ فرمود: «ای علی، [مقصود] تو و شیعیانت هستید»»[۲۲].

روایت ابن عساکر

ابن عساکر نیز به اسناد خود، از چند طریق این حدیث را در تاریخ مدینه دمشق آورده است. وی می‌نویسد: «طبری به سند خود از جابر بن عبداللّه انصاری نقل می‌کند که گفت: ما نزد پیامبر(ص) بودیم که علی بن أبی طالب پیش آمد. پیامبر فرمود: «همانا برادرم بر شما وارد شد». سپس به کعبه روی‌کرد و با دست به آن زد و فرمود: «سوگند به کسی که جانم به دست اوست، قطعاً این [یعنی امیرالمؤمنین(ع)] و شیعیانش در روز قیامت رستگارند». سپس فرمود: «او از نظر ایمان به من نخستین شماست، به عهد خداوند وفادارترین شما، نسبت به امر خداوند پایدارترین شما، نسبت به رعیت عادل‌ترین شما، در تقسیم به مساوات دقیق‌ترین شما و نزد خداوند از نظر برتری عظیم‌ترین شماست. [جابر] گفت: [در این حال این آیه] نازل شد که: ﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ. پس هر گاه علی(ع) می‌آمد،اصحاب محمّد(ص) می‌گفتند: به تحقیق بهترین خلق خدا آمد».

ابوالقاسم بن سمرقندی به سند خود از ابوسعید، از پیامبر نقل می‌کند که فرمود: «علی بهترین خلق خداست».

ابواحمد گفت: این حدیث را غیر از ابو سمره راوی دیگری نیز از شریک روایت کرده است. همچنین به غیر از شریک، راوی دیگری هم از اعمش، از عطیه، از جابر بن عبداللّه روایت کرده است که همانا ما علی(ع) را از برگزیدگان خویش می‌شمردیم. غیر از ابوسمره، کسی این چنین اسناد نداده است[۲۳].

روایت حاکم حسکانی

حاکم نیز در شواهد التنزیل، به اسناد خود این حدیث را روایت کرده است. وی می‌نویسد: «حاکم حسکانی به سند خود از بریده، از پدرش نقل می‌کند که گفت: پیامبر(ص) این آیه را تلاوت فرمود: ﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ. آن‌گاه دست مبارک خویش را بر شانۀ علی(ع) قرار داد و فرمود: «ای علی، [مراد خدا از این که فرمود] تو و شیعه تو است. تو و شیعیانت در روز قیامت سیراب وارد محشر می‌شوید و دشمن تو لب تشنه و دست بر گردن وارد می‌شود»»[۲۴].

روایت خوارزمی

وی در دو موضع از کتاب مناقب و به اسانید متعدّد، به نقل این حدیث پرداخته، می‌نویسد: «سَروَر حفّاظ، ابومنصور شهردار بن شیرویه بن شهردار دیلمی به سند خود از جابر نقل می‌کند که گفت: ما نزد پیامبر(ص) بودیم که علی بن ابی طالب(ع) پیش آمد. آن‌گاه رسول خدا(ص) فرمود: «به تحقیق برادرم بر شما وارد شد»؛ سپس به سوی کعبه متوجه شد و آن را با دست بر آن زد، سپس فرمود: «سوگند به کسی که جانم به دست اوست، همانا این [یعنی امیرالمؤمنین] و شیعه او در روز قیامت همان رستگارانند». سپس فرمود: «او از نظر ایمان به من نخستین شماست، به عهد خدای تعالی وفادارترین شما، نسبت به امر خداوند پایدارترین شما، نسبت به رعیت عادل‌ترین شما، در تقسیم به مساوات دقیق‌ترین شما و نزد خداوند از نظر مزیت عظیم‌ترین شماست». [جابر] گفت: دربارۀ او این آیه نازل شد: ﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ. [جابر] گفت: پس هر گاه علی(ع) می‌آمد،اصحاب محمّد(ص) می‌گفتند: همانا بهترین خلق خدا آمد»[۲۵].

خوارزمی به سندی دیگر، روایت را از یزید بن شراحیل انصاری ـ کاتب امیرالمؤمنین(ع) ـ روایت کرده است. وی به نقل از یزید بن شراحیل انصاری می‌نویسد: «شنیدم علی(ع) می‌فرمود: رسول خدا(ص) در حالی که من او را بر سینه‌ام چسبانده بودم به من فرمود: «ای علی، آیا این سخن خدا را نشنیده‌ای [که فرمود]: ﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ. [مراد این آیه] تو و شیعه توست. موعد من و موعد شما در کنار حوض است. آن‌گاه که امت‌ها برای حساب پراکنده می‌شوند، شما با چهره و پیشانی نورانی خوانده می‌شوید»[۲۶].

روایت طبرانی

طبرانی نیز در المعجم الاوسط، به مناسبت این حدیث را به اسناد خود از حضرت امیرالمؤمنین(ع) روایت کرده است. وی می‌نویسد: «علی بن سعید رازی به سند خود از جابر، از ابوالطفیل، از عبداللّه بن نجی برای ما روایت کرد که: همانا به نزد علی(ع) در روز جنگ جمل طلا یا نقره آورده شد. پس از تفکری به کنایه فرمود: [ای دنیا] نقره شوی و طلا شوی، غیر مرا فریب ده، [برو] اهل شامی را فریب ده که به خاطر تو قیام می‌کنند. آن‌گاه سخنش بر مردم گران آمد و آن را به ایشان یادآوری کردند. پس مردم را مطلع ساخت و جمع کرد. مردم بر ایشان وارد شدند، و فرمود: «همانا خلیل من(ص) به من فرمود: «ای علی، همانا تو و شیعه تو به زودی در حالی که خشنود و مورد رضای خدا هستید بر خداوند وارد خواهید شد و دشمن تو در حالی که مورد غضب و دست بر گردن است بر تو وارد می‌شود»». سپس علی(ع)دست مبارک خود را به دور گردنش جمع کرد و چگونگی اقماح را به مردم نشان داد».

این حدیث را کسی غیر از جابر از ابوالطفیل روایت نکرده است و عبدالکریم ابویعفور به تنهایی آن را نقل کرده است[۲۷].

بنابر این حدیث مطرح شده از سوی مرحوم علّامه و شرف الدین در منابع معتبر و متعدد و به اسانید مختلف روایت شده است و همین امر از صحت این روایت حکایت دارد. البته غیر از روایات فوق، جمعی از مشهورترین مفسران سنی نیز به اسانید خود به نقل این حدیث پرداخته‌اند که به عنوان نمونه می‌توان افراد زیر را نام برد: ثعلبی؛ حبری؛ سیوطی؛ شوکانی؛ آلوسی و دیگران.

همین طور بسیاری از محدثان نامدار و مورد اعتماد سنیان این حدیث را روایت کرده‌اند که می‌توان به افراد زیر اشاره کرد: ابوالعباس ابن عقده کوفی؛ ابوالقاسم ابن سمرقندی؛ حمزه بن یوسف؛ أبواحمد ابن عدی؛ حاکم نیشابوری؛ ابن قانع؛ شهردار بن شیرویه دیلمی؛ قاضی ابوعبداللّه محاملی؛ ابوالقاسم طبرانی؛ ابن عساکر دمشقی؛ ابن مردویه اصفهانی و جلال الدین سیوطی.

بنابر این در صورتی که ابن تیمیه مدعی است که این حدیث به اتّفاق علما و آشنایان به حدیث کذب است، در این صورت افراد فوق اولاً در زمرۀ علما و آشنایان به حدیث نیستند وثانیاً به اتّفاق اهل سنّت، آنان به نقل احادیث کذب و ساختگی می‌پردازند. اگر اهل تسنن به این لازمۀ ضروری سخن ابن تیمیه ملتزم شوند، فنعم المطلوب و دیگر هیچ بحثی با آنان نداریم؛ چراکه مستندات اندیشمندان آنان از نظر خودشان فاقد اعتبار است و این دلیلی روشن و محکم بر حقانیت تشیع است. اما اگر سنّیان به لوازم سخنان ابن تیمیه ملتزم نشوند، در این صورت باید به یاوه گویی و بی‌اساس بودن ادّعاهای وی اعتراف کنند که در این صورت نیز مطلوب ما حاصل خواهد شد.

حاصل آنکه با اثبات صحّت این حدیث،ثابت می‌شود که حضرت امیرالمؤمنین(ع) بنا به نصّ صریح رسول خدا(ص)، بهترین خلق خداوند است و روشن است که بهترین خلق خدا پس از رسول خدا(ص)، امام و حجّت خداوند بر روی زمین خواهد بود[۲۸].

مناقشات آلوسی

آلوسی در روح المعانی سؤالی بدین شکل مطرح کرده است: اگر منظور از ﴿خَيْرُ الْبَرِيَّةِ علیّ بن أبی طالب(ع) است، آیا او از پیامبر اسلام(ص) هم بالاتر است؟ چون خیر البریّه در آیه مطلق است و مفهومش این است که مصداق آن از همه انسان‌ها بالاتر است؟

جواب: اگر در خود آیه دقّت شود، پاسخ این پرسش روشن می‌گردد؛ زیرا همانگونه که گذشت یکی از شرایط «خیر البریّه» ایمان بود؛ ایمان به خدا و رسول و سایر احکام اسلام، بنابراین علی از ناحیه اعتقاد به خدا و پیامبر، خیر البریّه می‌شود و چطور امکان دارد او از ناحیه اعتقاد به رسالت پیامبر خیر البریّه شود، آنگاه حتّی از خود پیامبر(ص) هم بالاتر باشد!؟ بدین جهت در روایت جابر بن عبدالله انصاری که از منابع عامّه نقل شد، آمده است که علی پس از پیامبر(ص) خیر البریّه است.

سؤال دیگر: چه ارتباطی بین آیه شریفه و مسأله خلافت و امامت و ولایت امیر مؤمنان(ع) وجود دارد؟ بر فرض که اهل سنّت بپذیرند علی(ع) طبق روایات، «خیر البریّة» است؛ امّا چگونه ممکن است برای امامت به این آیه استدلال کرد؟

پاسخ: در مورد روش تعیین خلیفه پیامبر و جانشین خلیفه پیامبر در بین شیعه و اهل سنّت اختلاف است.

شیعه معتقد است خلیفه و جانشین خلیفه پیامبر(ص) باید از سوی خداوند تعیین و نصب شود، پس تعیین خلیفه طبق نظر شیعه انتصابی است. ولی اهل سنّت معتقدند تعیین خلیفه پیامبر(ص) انتخابی است و این امر باید از سوی مردم صورت پذیرد، مردم به هر کس بعنوان خلیفه رأی دادند، وی جانشین پیامبر(ص) می‌شود.

البتّه این اختلاف در این آیه تأثیری ندارد، چون چه مسأله خلافت انتخابی باشد و چه انتصابی، تنها علی(ع) شایستگی خلافت دارد! زیرا اگر انتصابی باشد، همانگونه که شیعه معتقد است، با وجود علی(ع) که ﴿خَيْرُ الْبَرِيَّةِ و بهترین مخلوقات عالم است، خداوند حکیم شخص دیگری را انتصاب نمی‌کند؛ چون اگر چنین کند، نصب حکیمانه‌ای نخواهد بود! و اگر هم انتخابی باشد، آیا با وجود بهترینِ مردم، جایز است شخص یا اشخاص دیگری انتخاب شوند؟ و روشن است که عذر عدم شناخت مردم نسبت به بهترین مخلوقات، با وجود روایات فراوانی که قسمتی از آن به‌طور مشروح گذشت و با توجّه به شهرتی که علی(ع) در بین مسلمانان به عنوان ﴿خَيْرُ الْبَرِيَّةِ داشته، عذر قابل قبولی نیست! با این توضیح ارتباط آیه شریفه با مسأله ولایت و خلافت روشن شد.

سؤال سوم: معمولًا بهترین یک نفر است، نه چند نفر؛ بنابراین، چطور علی(ع) و شیعیانش همه بهترین هستند؟

پاسخ: بهترین خلق بودن سلسله مراتب دارد، ممکن است شخصی در رأس هرم بهترین‌ها باشد و کسانی دیگر در مراحل پائین‌تر، و گروه سوم پائین‌تر از آنها. بنابراین، علی(ع) در رأس هرم بهترین‌ها و شیعیانش در مراحل بعدی قرار دارند.

نتیجه تمام مباحث گذشته این شد که: ﴿خَيْرُ الْبَرِيَّةِ (که دارای ویژگی‌های سه‌گانه ایمان، عمل صالح و احساس مسئولیت می‌باشد) علی و شیعیانش هستند[۲۹].

منابع

پانویس

  1. بی‌گمان آنانکه ایمان آورده‌اند و کردارهایی شایسته کرده‌اند، بهترین آفریدگانند؛ سوره بینه، آیه ۷.
  2. شواهد التنزیل‌، ۲/ ۴۶۷؛ نمونه بینات در شأن نزول آیات، ۸۷۴؛ تفسیر نمونه‌، ۲۷/ ۲۱۰.
  3. تفسیر نمونه‌، ۲۷/ ۲۱۰.
  4. مجمع البیان‌، ۱۰/ ۵۲۴.
  5. شواهد التنزیل‌، ۲/ ۴۶۱.
  6. فرهنگ شیعه، ص۴۸ ـ ۴۹.
  7. منهاج الکرامة، ص141-142.
  8. المراجعات، ص96.
  9. المراجعات، ص96.
  10. سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج6، ص175-177.
  11. [مکاتبه دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی
  12. منهاج السنة، ج۷، ص۱۸۷.
  13. الصواعق المحرقة، ص۱۶۱.
  14. ر.ک: مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۳۱؛ المعجم الأوسط، ج۴، ص۱۸۷؛ کنزالعمّال، ج۱۳، ص۱۵۶، ح۳۶۴۸۳؛ فتح القدیر، ج۵، ص۴۷۷؛ مناقب علی بن أبی‌ طالب وما نزل من القرآن فی علی، ص۳۴۷، ح۵۸۱؛ النهایة فی غریب الحدیث، ج۴، ص۱۰۶؛ لسان العرب، ج۲، ص۵۶۶؛ تفسیر آلوسی، ج۳۰، ص۲۰۷.
  15. ر.ک: شواهد التنزیل، ج۲، ص۴۶۲، ح۱۱۲۷ و ۱۱۲۹؛ الدرّالمنثور، ج۶، ص۳۷۹؛ فتح القدیر، ج۵، ص۴۷۷.
  16. ر.ک: الصواعق المحرقة، ص۱۶۱؛ شواهد التنزیل، ج۲، ص۴۶۱، ح۱۱۲۶؛ الدرّالمنثور، ج۶، ص۳۷۹؛ فتح القدیر، ج۵، ص۴۷۷؛ تفسیر آلوسی، ج۳۰، ص۲۰۷؛ مناقب علی بن أبی ‌طالب وما نزل من القرآن فی علی، ص۴۳۶-۴۳۷؛ نظم دررالسمطین، ص۹۲.
  17. ر.ک: شواهد التنزیل، ج۲، ص۴۶۳ -۴۶۴، ح۱۱۳۱.
  18. ر.ک: شواهد التنزیل، ج۲، ص۴۶۳، ح۱۱۳۰.
  19. ر.ک: شواهد التنزیل، ج۲، ص۴۷۱، ح۱۱۴۳؛ الدرّالمنثور، ج۶، ص۳۷۹؛ فتح القدیر، ج۵، ص۴۷۷.
  20. ر.ک: شواهد التنزیل، ج۲، ص۴۶۵-۴۶۶، ح۱۱۳۷.
  21. سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۱۷۷-۱۸۱.
  22. تفسیر الطبری، ج۳۰، ص۳۳۵، ح۲۹۲۰۸.
  23. تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۳۷۱. همچنین ر.ک: المناقب (خوارزمی)، ص۱۱۱-۱۱۲، ح۱۲۰.
  24. شواهد التنزیل، ج۲، ص۴۶۴، ح۱۱۳۱.
  25. المناقب، ص۱۱۱-۱۱۲، ح۱۲۰.
  26. المناقب، ص۲۶۵-۲۶۶ ح۲۴۷، هم‌چنین ر.ک: شواهد التنزیل، ج۲، ص۴۵۹، ح۱۱۲۵؛ مناقب علی بن أبی‌ طالب وما نزل من القرآن فی علی، ص۳۴۷، ش۱۰۸.
  27. المعجم الأوسط، ج۴، ص۱۸۷؛ هم‌چنین ر.ک: کنزالعمال، ج۱۳، ص۱۵۶-۱۵۷، ش۳۶۴۸۳ و در آخر حدیث می‌گوید: و جابر الجعفی شیعیّ غال، وثّقه شعبة والثوری،... وعبدالکریم أبویعفور قال فیه أبوحاتم: من عین الشیعة، وذکره حب فی الثقات.
  28. سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۱۸۱-۱۹۰.
  29. مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، ص۴۳۷ ـ ۴۴۵.