یزید بن معاویه در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب‌ها: برگردانده‌شده پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲۷: خط ۲۷:
بنی‌‌امیه مانند یک صفحه سیاه در تاریخ ظاهر شدند، و یزید در آن صفحه سیاه نقطه‌ای شد که سیاهی‌اش تاریک‌تر و مصداق {{متن قرآن|ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ}}<ref>«تاریکی‌هایی است پشت بر پشت» سوره نور، آیه ۴۰.</ref> گشت. یزید [[جوان]] بدخوئی بود که شب و روزش را در می‌گساری و [[اشتغال]] به تار می‌گذراند و از مجلس [[زن‌ها]] و ندمایش بر نمی‌خاست مگر برای شکار، و هفته‌ها را در شکار بی‌اطلاع از جریان امور [[کشور]] سر می‌کرد.
بنی‌‌امیه مانند یک صفحه سیاه در تاریخ ظاهر شدند، و یزید در آن صفحه سیاه نقطه‌ای شد که سیاهی‌اش تاریک‌تر و مصداق {{متن قرآن|ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ}}<ref>«تاریکی‌هایی است پشت بر پشت» سوره نور، آیه ۴۰.</ref> گشت. یزید [[جوان]] بدخوئی بود که شب و روزش را در می‌گساری و [[اشتغال]] به تار می‌گذراند و از مجلس [[زن‌ها]] و ندمایش بر نمی‌خاست مگر برای شکار، و هفته‌ها را در شکار بی‌اطلاع از جریان امور [[کشور]] سر می‌کرد.
علاقه شدید یزید به [[شعر]] او را به می‌گساری و [[معاشرت]] با شعراء و ندماء راغب کرده بود و میل مفرط او به شکار او را از رسیدگی به امور [[ملک]] و [[سیاست]] باز می‌داشت. توجه او به [[تربیت]] یوزها و بوزینگان او را در عداد و همردیف صاحبان یوز و بوزینه قرار داد. یزید بوزینه‌ای داشت که آن را [[ابوقبیس]] می‌خواند، و [[لباس]] حریر به او می‌پوشاند و آن را به طلا و [[نقره]] [[زینت]] می‌نمود و در مجالس شراب حاضر می‌ساخت و در مسابقات اسب‌دوانی بر الاغی سوارش می‌کرد و تحریص می‌نمود تا مسابقه را از اسب‌ها ببرد. یزید حتی در [[مدینه]] پیغمبر نیز از می‌گساری، و [[گناه]] خودداری نمی‌کرد.<ref>[[لطف‌الله صافی گلپایگانی|صافی گلپایگانی، لطف‌الله]]، [[حضرت سیدالشهداء امام حسین مصباح هدایت (کتاب)|حضرت سیدالشهداء امام حسین مصباح هدایت]] ص ۳۷.</ref>
علاقه شدید یزید به [[شعر]] او را به می‌گساری و [[معاشرت]] با شعراء و ندماء راغب کرده بود و میل مفرط او به شکار او را از رسیدگی به امور [[ملک]] و [[سیاست]] باز می‌داشت. توجه او به [[تربیت]] یوزها و بوزینگان او را در عداد و همردیف صاحبان یوز و بوزینه قرار داد. یزید بوزینه‌ای داشت که آن را [[ابوقبیس]] می‌خواند، و [[لباس]] حریر به او می‌پوشاند و آن را به طلا و [[نقره]] [[زینت]] می‌نمود و در مجالس شراب حاضر می‌ساخت و در مسابقات اسب‌دوانی بر الاغی سوارش می‌کرد و تحریص می‌نمود تا مسابقه را از اسب‌ها ببرد. یزید حتی در [[مدینه]] پیغمبر نیز از می‌گساری، و [[گناه]] خودداری نمی‌کرد.<ref>[[لطف‌الله صافی گلپایگانی|صافی گلپایگانی، لطف‌الله]]، [[حضرت سیدالشهداء امام حسین مصباح هدایت (کتاب)|حضرت سیدالشهداء امام حسین مصباح هدایت]] ص ۳۷.</ref>
==[[جنایت]] یزید در [[مدینه]]==
در خبری گزارشی از [[عمل زشت]] یزید در [[قتل عام]] [[مردم مدینه]] نقل شده است. در این خبر [[زمان]] واقعه هنگام رفتن یزید به [[حج]] بیان شده که وی به مدینه آمده است که دقیق به نظر نمی‌رسد. یزید فردی را به سوی مردی از [[قریش]] فرستاد؛ او را آوردند. یزید به او گفت: آیا [[اقرار]] می‌کنی که بندۀ من باشی، اگر خواستم تو را بفروشم و اگر خواستم تو را به [[بردگی]] بگیرم؟ مرد گفت: به [[خدا]] [[سوگند]] ای یزید، تو از جهت حسب از من گرامی‌تر نیستی و نه پدرت در [[جاهلیت]] و اسلام از پدرم [[برتر]] بود و نه تو از من در [[دین]] برتر و بهتری؛ پس چگونه به آنچه تو خواستی اقرار کنم؟ یزید گفت: اگر اقرار نکنی، به خدا سوگند تو را می‌کشم. مرد گفت: کشتن من بالاتر از کشتن [[حسین بن علی]]{{ع}} توسط تو نیست. او فرزند [[رسول خدا]]{{صل}} بود. یزید دستور داد او را کشتند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج‌۸، ص‌۲۳۴.</ref>.
نقل شده است که سپس فرستاد [[علی بن الحسین]]{{ع}} را آوردند. به او نیز مانند سخنانی گفت که به مرد قرشی گفته بود. علی بن الحسین{{ع}} پاسخ داد:
آیا این‌گونه تصور می‌کنی که اگر [[اقرار]] نکنم، مرا نیز مانند مرد دیروزی می‌کشی؟ یزید [[لعنة الله]] گفت: آری. علی بن الحسین{{ع}} گفت: من به آنچه خواستی اقرار می‌کنم؛ من [[بنده]] مجبور هستم؛ اگر خواستی نگه دارم و اگر خواستی بفروش. یزید گفت: خونت را [[حفظ]] کردی و این از شرافتت چیزی نکاست<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج‌۸، ص‌۲۳۴.</ref>.
'''نقد و بررسی''': بیان چند نکته در اینجا لازم است:
# [[علامه مجلسی]] ذکر می‌کند یزید به [[مدینه]] [[سفر]] نکرده است و گفته شده در ایام خلافتش از [[شام]] بیرون نرفت تا اینکه مُرد و به [[آتش]] رفت. ممکن است منظور از یزید در اینجا عامل و [[کارگزار]] یزید، [[مسلم بن عقبه]] [[ملعون]] باشد که در [[واقعه حرّه]] به مدینه [[حمله]] کرد و جمع زیادی از [[مردم مدینه]] را کشت. او از مردم مدینه [[بیعت]] گرفت که برده یزید باشند و چنین گزارشی بین وی و [[امام سجاد]]{{ع}} نقل شده است؛ در نتیجه موضوع بر [[راویان]] مشتبه شده و به جای مسلم بن عقبه یزید ذکر شده است<ref>محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج‌۲۶، ص‌۱۷۸.</ref> یا ممکن است عبارت متن «عامل یزید» بوده و کلمۀ عامل افتاده باشد.
#اگر ادعای [[مجلسی]] را صحیح بدانیم، به این معناست که گزارشی که از [[حج]] یزید نقل شده، مربوط به قبل از [[خلافت]] وی بوده است. از برخی نقل‌ها استفاده می‌شود که یزید به مسلم بن عقبه دستور داده بود متعرض امام سجاد{{ع}} و [[خاندان]] آنان نشود<ref>ابوجعفرمحمد بن جریر طبری، تاریخ الرسل و الملوک، ج۵، ص۴۸۴.</ref>؛ به همین جهت او به حضرت [[احترام]] می‌گذاشت و تنها سه تن از بنی‌‌‌‌هاشم کشته شدند<ref>ابن‌قتیبه، الإمامة و السیاسه، ج۱، ص۲۴۱.</ref>. در هر صورت آنچه ذکر شده، بخشی از جنایات عمال یزید بوده است.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیره نظامی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|سیره نظامی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص ۱۹۱</ref>.


== منابع ==
== منابع ==

نسخهٔ ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۲:۵۷

یزید مکنی به ابوخالد،[۱] دومین خلیفه از سلسله خلفای اموی فرزند معاویة بن ابی‌سفیان است. مادرش میسون دختر بجدل‌ بن انیف‌ بن دلجة بن نغاثة بن عدی‌ بن زهیر بن حارثه کلبیه بود[۲] و خانواده‌ مادری‌اش‌ از اعراب‌ مسیحی‌ بودند، اگر چه‌ مسلمان‌ شده‌، لکن‌ هیچ‌گاه‌ آداب‌ و ارزش‌ها و فرهنگ‌ مسیحی‌ را ترک‌ نکرده‌ بودند.

نسب

یزید به سال ۲۵، ۲۶ و یا ۲۷ هجری در ماطرون دمشق متولد شد.[۳]

به گفته نسابه کلبی، «میسون» زنی بدکاره و یزید فرزند نامشروع «سفّاح» غلام پدر میسون (بجدل یا بحدل) بود و معاویه پس از ازدواج با میسون یزید را از خود پنداشت یا به خود نسبت داد. بنا به نقل ابن‌کثیر در حالی‌ که میسون بر یزید باردار بود، معاویه او را طلاق داد.[۴] بنا به نقلی دیگر او به همراه فرزندش یزید به کاخ آمد اما به معاویه گفت که پوشیدن عبا و زندگی در خیمه را بیشتر از ماندن در کاخ و جامه حریر بر تن کردن دوست می‌دارم، او را با فرزند وی به قبیله‌اش فرستاد. یزید در آنجا تربیتی بیابانی یافت و چون میان صحرانشینان پرورش یافته بود، گفتاری روان داشت و شعر نیک می‌سرود و شاعری نغز گفتار بود. اشعاری که به او منسوب است دارای بیت‌های روانی است. خطبه‌ای را هم که به او نسبت داده و گفته‌اند پس از زمامداری در مسجد دمشق خواند، کوتاه اما محکم و فصیح است.

یزید مردی قد بلند، فربه و پُر مو بود.[۵]

همسران: فاخته ملقب به حبّه دختر ابوهاشم‌ بن عتبه، اُمّ‌کلثوم‌ دختر عبدالله بن عامر و چندین کنیز.[۶]

فرزندان: معاویه بن یزید، خالد بن یزید، عبدالله اکبر بن یزید، ابوسفیان بن یزید، عبدالله اصغر بن یزید، عمر بن یزید، عبدالرحمان بن یزید بن معاویه، یزید بن یزید، عثمان بن یزید، عتبةالاعور، ابوبکر بن یزید، محمد بن یزید، عاتکه بن یزید، «اُمّ‌عثمان»، «اُمّ‌عبدالرحمن»، «اُمّ‌محمد»، «اُمّ‌یزید» و «رمله».[۷]

دامادها: عبدالملک بن مروان بن حکم همسر عاتکه، اصبغ بن عمر بن عبدالعزیز همسر اُمّ‌یزید، عمرو بن عتبة بن ابی‌سفیان همسر اُمّ‌محمد، عباد بن زیاد بن ابیه همسر اُمّ‌عبدالرحمن، عثمان بن محمد بن ابی‌سفیان همسر اُمّ‌عثمان و عتبة بن عتبة ابی‌سفیان همسر «رمله».[۸]

یزید با وجود فرزندان زیادی که داشت، از او نسلی باقی نماند.[۹]

یزید کیست؟

سیاه‌ترین صفحات تاریخ بشر صفحاتی است که در آن شرح زندگی یزید ثبت شده است. اگرچه رسوائی‌ها و جنایت‌های بنی‌‌امیه آنها را در میان بزه‌کاران تاریخ و زمامداران پست و جبار، مشهورتر از همه ساخت؛ ولی یزید برای این دودمان ننگ و عاری شد که نزدیک بود مردم آن همه ننگ و رسوائی سایر افراد این فامیل را فراموش کنند و فقط یزید را یگانه قهرمان کفر و شرارت، طغیان و سبک مغزی، دنائت و عداوت با خاندان پیغمبر بشناسند. بنی‌‌امیه مانند یک صفحه سیاه در تاریخ ظاهر شدند، و یزید در آن صفحه سیاه نقطه‌ای شد که سیاهی‌اش تاریک‌تر و مصداق ﴿ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ[۱۰] گشت. یزید جوان بدخوئی بود که شب و روزش را در می‌گساری و اشتغال به تار می‌گذراند و از مجلس زن‌ها و ندمایش بر نمی‌خاست مگر برای شکار، و هفته‌ها را در شکار بی‌اطلاع از جریان امور کشور سر می‌کرد. علاقه شدید یزید به شعر او را به می‌گساری و معاشرت با شعراء و ندماء راغب کرده بود و میل مفرط او به شکار او را از رسیدگی به امور ملک و سیاست باز می‌داشت. توجه او به تربیت یوزها و بوزینگان او را در عداد و همردیف صاحبان یوز و بوزینه قرار داد. یزید بوزینه‌ای داشت که آن را ابوقبیس می‌خواند، و لباس حریر به او می‌پوشاند و آن را به طلا و نقره زینت می‌نمود و در مجالس شراب حاضر می‌ساخت و در مسابقات اسب‌دوانی بر الاغی سوارش می‌کرد و تحریص می‌نمود تا مسابقه را از اسب‌ها ببرد. یزید حتی در مدینه پیغمبر نیز از می‌گساری، و گناه خودداری نمی‌کرد.[۱۱]

جنایت یزید در مدینه

در خبری گزارشی از عمل زشت یزید در قتل عام مردم مدینه نقل شده است. در این خبر زمان واقعه هنگام رفتن یزید به حج بیان شده که وی به مدینه آمده است که دقیق به نظر نمی‌رسد. یزید فردی را به سوی مردی از قریش فرستاد؛ او را آوردند. یزید به او گفت: آیا اقرار می‌کنی که بندۀ من باشی، اگر خواستم تو را بفروشم و اگر خواستم تو را به بردگی بگیرم؟ مرد گفت: به خدا سوگند ای یزید، تو از جهت حسب از من گرامی‌تر نیستی و نه پدرت در جاهلیت و اسلام از پدرم برتر بود و نه تو از من در دین برتر و بهتری؛ پس چگونه به آنچه تو خواستی اقرار کنم؟ یزید گفت: اگر اقرار نکنی، به خدا سوگند تو را می‌کشم. مرد گفت: کشتن من بالاتر از کشتن حسین بن علی(ع) توسط تو نیست. او فرزند رسول خدا(ص) بود. یزید دستور داد او را کشتند[۱۲]. نقل شده است که سپس فرستاد علی بن الحسین(ع) را آوردند. به او نیز مانند سخنانی گفت که به مرد قرشی گفته بود. علی بن الحسین(ع) پاسخ داد: آیا این‌گونه تصور می‌کنی که اگر اقرار نکنم، مرا نیز مانند مرد دیروزی می‌کشی؟ یزید لعنة الله گفت: آری. علی بن الحسین(ع) گفت: من به آنچه خواستی اقرار می‌کنم؛ من بنده مجبور هستم؛ اگر خواستی نگه دارم و اگر خواستی بفروش. یزید گفت: خونت را حفظ کردی و این از شرافتت چیزی نکاست[۱۳].


نقد و بررسی: بیان چند نکته در اینجا لازم است:

  1. علامه مجلسی ذکر می‌کند یزید به مدینه سفر نکرده است و گفته شده در ایام خلافتش از شام بیرون نرفت تا اینکه مُرد و به آتش رفت. ممکن است منظور از یزید در اینجا عامل و کارگزار یزید، مسلم بن عقبه ملعون باشد که در واقعه حرّه به مدینه حمله کرد و جمع زیادی از مردم مدینه را کشت. او از مردم مدینه بیعت گرفت که برده یزید باشند و چنین گزارشی بین وی و امام سجاد(ع) نقل شده است؛ در نتیجه موضوع بر راویان مشتبه شده و به جای مسلم بن عقبه یزید ذکر شده است[۱۴] یا ممکن است عبارت متن «عامل یزید» بوده و کلمۀ عامل افتاده باشد.
  2. اگر ادعای مجلسی را صحیح بدانیم، به این معناست که گزارشی که از حج یزید نقل شده، مربوط به قبل از خلافت وی بوده است. از برخی نقل‌ها استفاده می‌شود که یزید به مسلم بن عقبه دستور داده بود متعرض امام سجاد(ع) و خاندان آنان نشود[۱۵]؛ به همین جهت او به حضرت احترام می‌گذاشت و تنها سه تن از بنی‌‌‌‌هاشم کشته شدند[۱۶]. در هر صورت آنچه ذکر شده، بخشی از جنایات عمال یزید بوده است.[۱۷].

منابع

پانویس

  1. انساب الاشراف، بلاذری، احمد بن یحیی، چاپ محمود فردوس العظم، دمشق: ۱۹۹۶ – ۲۰۰۰ میلادی، ج۵، ص۲۹۹؛ البدایة و النهایة، ابن‌کثیر دمشقی، عمادالدین اسماعیل‌بن عمر، قاهره: ۱۹۳۲ میلادی، ابن‌کثیر دمشقی، عمادالدین اسماعیل‌بن عمر، قاهره: ۱۹۳۲ میلادی، ج۸، ص۲۲۶؛ تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، زرکلی، خیرالدین، بیروت: ۱۹۸۶ میلادی، ذهبی، محمدبن احمد، چاپ بشار عوّاد معروف، بیروت: ۱۴۲۴ قمری، ج۵، ص۲۷۰.
  2. ر. ک: المحبّر، ابن حبیب، محمد، به کوشش ایلزه لیشتن اشتتر، حیدر آباد دکن: ۱۳۶۱ قمری/ ۱۹۴۲ میلادی، ص۲۱؛ تاریخ الیعقوبی، احمد بن اسحاق (ابن‌واضح)، بیروت: دارصادر، ۱۳۷۹ قمری / ۱۹۶۰ میلادی، ج۲، ص۲۴۱؛ تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمدبن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ قمری / ۱۹۶۲ – ۱۹۶۷ میلادی، ج۵، ص۴۹۹،۳۲۹؛ الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، عزّالدین علی‌ بن احمد بن ابی الکرم، تحقیق مکتبه التراث، بیروت: ۱۳۸۵-۱۳۸۶ قمری، ج۴، ص۱۲۵؛ البدایة و النهایة، ابن‌کثیر دمشقی، عمادالدین اسماعیل‌بن عمر، قاهره: ۱۹۳۲ میلادی، ابن‌کثیر دمشقی، عمادالدین اسماعیل‌بن عمر، قاهره: ۱۹۳۲ میلادی، ج۸، ص۲۲۶؛ تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، زرکلی، خیرالدین، بیروت: ۱۹۸۶ میلادی، ذهبی، محمدبن احمد، چاپ بشار عوّاد معروف، بیروت: ۱۴۲۴ قمری، حوادث و وفیات ۶۱ تا ۸۰ هجری، ج۵، ص۲۷۰.
  3. ر. ک: المحبّر، ابن حبیب، محمد، به کوشش ایلزه لیشتن اشتتر، حیدر آباد دکن: ۱۳۶۱ قمری/ ۱۹۴۲ میلادی، ص۲۱؛ تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمد بن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ قمری / ۱۹۶۲ – ۱۹۶۷ میلادی، ج۴، ص۱۶۰؛ البدء و التاریخ، مقدسی، مطهربن طاهر، پاریس: چاپ کلمان هوار، ۱۸۹۹ – ۱۹۱۹ میلادی، چاپ افست تهران: ۱۹۶۲ میلادی، ج۶، ص۱۴؛ مروج الذهب و معادن الجوهر، مسعودی، علی بن الحسین، چاپ باربیه دومنار و پاوه دوکورتی، پاریس: ۱۸۶۱-۱۸۷۷ میلادی، ج۳، ص۲۰۷-۲۰۸؛ البدایة و النهایة، ابن‌کثیر دمشقی، عمادالدین اسماعیل‌بن عمر، قاهره: ۱۹۳۲ میلادی، ابن‌کثیر دمشقی، عمادالدین اسماعیل‌بن عمر، قاهره: ۱۹۳۲ میلادی، ج۸، ص۲۲۶؛ تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، زرکلی، خیرالدین، بیروت: ۱۹۸۶ میلادی، ذهبی، محمدبن احمد، چاپ بشار عوّاد معروف، بیروت: ۱۴۲۴ قمری، حوادث و وفیات ۶۱ - ۸۰ هجری، ج۵، ص۲۷۱؛ الاعلام، زرکلی، خیرالدین، بیروت: ۱۹۸۶ میلادی، ج۸، ص۱۸۹.
  4. ر. ک: البدایة و النهایة، ابن‌کثیر دمشقی، عمادالدین اسماعیل‌بن عمر، قاهره: ۱۹۳۲ میلادی، ابن‌کثیر دمشقی، عمادالدین اسماعیل‌بن عمر، قاهره: ۱۹۳۲ میلادی، ج۸، ص۲۲۷؛ تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، زرکلی، خیرالدین، بیروت: ۱۹۸۶ میلادی، ذهبی، محمدبن احمد، چاپ بشار عوّاد معروف، بیروت: ۱۴۲۴ قمری، حوادث و وفیات ۶۱ - ۸۰ هجری، ج۵، ص۲۷۱.
  5. المحبّر، ابن حبیب، محمد، به کوشش ایلزه لیشتن اشتتر، حیدر آباد دکن: ۱۳۶۱ قمری/ ۱۹۴۲ میلادی، ص۲۱؛ البدء و التاریخ، مقدسی، مطهربن طاهر، پاریس: چاپ کلمان هوار، ۱۸۹۹ – ۱۹۱۹ میلادی، چاپ افست تهران: ۱۹۶۲ میلادی، ج۶، ص۱۶؛ البدایة و النهایة، ابن‌کثیر دمشقی، عمادالدین اسماعیل‌ بن عمر، قاهره: ۱۹۳۲ میلادی، ابن‌کثیر دمشقی، عمادالدین اسماعیل‌بن عمر، قاهره: ۱۹۳۲ میلادی، ج۸، ص۲۲۷؛ تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، زرکلی، خیرالدین، بیروت: ۱۹۸۶ میلادی، ذهبی، محمدبن احمد، چاپ بشار عوّاد معروف، بیروت: ۱۴۲۴ قمری، حوادث و وفیات ۶۱ -۸۰ هجری، ص۲۷۱.
  6. ر. ک: انساب الاشراف، بلاذری، احمد بن یحیی، چاپ محمود فردوس العظم، دمشق: ۱۹۹۶ – ۲۰۰۰ میلادی، ج۵، ص۳۷۷؛ البدایة و النهایة، ابن‌کثیر دمشقی، عمادالدین اسماعیل‌بن عمر، قاهره: ۱۹۳۲ میلادی، ابن‌کثیر دمشقی، عمادالدین اسماعیل‌بن عمر، قاهره: ۱۹۳۲ میلادی، ج۸، ص۲۳۶-۲۳۷؛ تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، زرکلی، خیرالدین، بیروت: ۱۹۸۶ میلادی، ذهبی، محمدبن احمد، چاپ بشار عوّاد معروف، بیروت: ۱۴۲۴ قمری، حوادث و وفیات ۶۱ -۸۰ هجری، ص۲۷۱.
  7. ر. ک: المحبّر، ابن حبیب، محمد، به کوشش ایلزه لیشتن اشتتر، حیدر آباد دکن: ۱۳۶۱ قمری/ ۱۹۴۲ میلادی، ص۲۱؛ انساب الاشراف، بلاذری، احمد بن یحیی، چاپ محمود فردوس العظم، دمشق: ۱۹۹۶ – ۲۰۰۰ میلادی، ج۵، ص۳۷۷؛ البدایة و النهایة، ابن‌کثیر دمشقی، عمادالدین اسماعیل‌بن عمر، قاهره: ۱۹۳۲ میلادی، ابن‌کثیر دمشقی، عمادالدین اسماعیل‌بن عمر، قاهره: ۱۹۳۲ میلادی، ج۸، ص۲۳۶-۲۳۷؛ تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، زرکلی، خیرالدین، بیروت: ۱۹۸۶ میلادی، ذهبی، محمدبن احمد، چاپ بشار عوّاد معروف، بیروت: ۱۴۲۴ قمری، حوادث و وفیات ۶۱ - ۸۰ هجری، ص۲۷۰؛ جمهرة انساب العرب، ابن‌حزم اندلسی، علی‌بن احمد، قاهره: دار المعارف، ۱۳۸۲ قمری، ص۱۱۳؛ مروج الذهب و معادن الجوهر، مسعودی، علی بن الحسین، چاپ باربیه دومنار و پاوه دوکورتی، پاریس: ۱۸۶۱-۱۸۷۷ میلادی، ج۳، ص۲۹۸.
  8. ر. ک: المحبّر، ابن حبیب، محمد، به کوشش ایلزه لیشتن اشتتر، حیدر آباد دکن: ۱۳۶۱ قمری/ ۱۹۴۲ میلادی، ص۵۷-۵۸.
  9. ر. ک: المحبّر، ابن حبیب، محمد، به کوشش ایلزه لیشتن اشتتر، حیدر آباد دکن: ۱۳۶۱ قمری/ ۱۹۴۲ میلادی، ص۲۱؛ البدایة و النهایة، ابن‌کثیر دمشقی، عمادالدین اسماعیل‌بن عمر، قاهره: ۱۹۳۲ میلادی، ابن‌کثیر دمشقی، عمادالدین اسماعیل‌بن عمر، قاهره: ۱۹۳۲ میلادی، ج۸، ص۲۳۷؛ تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، زرکلی، خیرالدین، بیروت: ۱۹۸۶ میلادی، ذهبی، محمدبن احمد، چاپ بشار عوّاد معروف، بیروت: ۱۴۲۴ قمری، حوادث و وفیات ۶۱ -۸۰ هجری، ص۲۷۰؛ جمهرة انساب العرب، ابن‌حزم اندلسی، علی‌بن احمد، قاهره: دار المعارف، ۱۳۸۲ قمری، ص۱۱۳.
  10. «تاریکی‌هایی است پشت بر پشت» سوره نور، آیه ۴۰.
  11. صافی گلپایگانی، لطف‌الله، حضرت سیدالشهداء امام حسین مصباح هدایت ص ۳۷.
  12. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج‌۸، ص‌۲۳۴.
  13. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج‌۸، ص‌۲۳۴.
  14. محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج‌۲۶، ص‌۱۷۸.
  15. ابوجعفرمحمد بن جریر طبری، تاریخ الرسل و الملوک، ج۵، ص۴۸۴.
  16. ابن‌قتیبه، الإمامة و السیاسه، ج۱، ص۲۴۱.
  17. ذاکری، علی اکبر، سیره نظامی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه، ص ۱۹۱