فدک در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
جز (جایگزینی متن - 'مطلّب' به 'مطّلب')
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۴: خط ۴:
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث '''[[فدک]]''' است. "'''[[فدک]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث '''[[فدک]]''' است. "'''[[فدک]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[فدک در نهج البلاغه]] | [[فدک در کلام اسلامی]] | [[فدک در حدیث]]| [[فدک در تاریخ اسلامی]]</div>
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[فدک در نهج البلاغه]] | | [[فدک در حدیث]]| [[فدک در تاریخ اسلامی]]</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[فدک (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[فدک (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">


==مالکیت [[فدک]]==
==[[مالکیت]] [[فدک]]==
*[[فدک]] نام منطقه‌ای حاصلخیز در ۱۳۰ کیلومتری [[مدینه]] است که در [[شرق]] [[خیبر]] قرار گرفته است که در [[سال هفتم هجری]] وقتی [[مسلمانان]] با پرچمداری [[امیر مؤمنان]] قلعه‌های [[خیبر]] را [[فتح]] کردند و [[یهودیان]] [[تسلیم]] شدند، ساکنان [[فدک]] نمایندگانی نزد [[پیامبر]] فرستاده، نیمی از حاصل باغ‌ها و اراضی [[فدک]] را با [[پیامبر]] [[مصالحه]] کردند به این گونه که نیمی از باغ‌های خود را به آن [[حضرت]] واگذاشتند و نیم دیگر را برای خود نگاه داشتند و زراعتِ سهم [[پیامبر]] {{صل}} را نیز برعهده گرفتند و در برابر، حقی از آن برداشتند. چون اراضی [[فدک]] بدون [[جنگ]] به دست آمده بود، [[ملک]] ویژۀ [[پیامبر]] می‌شد و اختیارش با آن [[حضرت]] بود. [[آیات قرآن]] هم در چنین مواردی صراحت دارد و از آن به عنوان "فیئ" یاد می‌کند که از آن [[خدا]] و [[رسول]] و ذی القربی و [[یتیمان]] و مساکین است<ref>سوره حشر، آیه ۶ و ۷.</ref> و [[مسلمانان]] دیگر حقّی در آن ندارند و [[پیامبر]] {{صل}} می‌تواند هرگونه [[مصلحت]] بداند درباره آنها تصمیم بگیرد. به فرمودۀ [[امام باقر]] و [[امام صادق]] {{ع}} پس از [[نزول]] آیۀ {{متن قرآن|وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ}}<ref>«و حقّ خویشاوند را به او برسان» سوره اسراء، آیه ۲۶.</ref> [[پیامبر]] [[فدک]] را به [[فاطمه زهرا]] [[سلام]] [[الله]] علیها) بخشید و در همان مجلس [[علی]] {{ع}} را خواست و سندی نیز تنظیم کرد که [[امیرمؤمنان]] {{ع}} و [[ام ایمن]] [[گواهان]] آن بودند. [[حضرت زهرا]] {{س}} نماینده‌ای برای خود برگزید که امور [[فدک]] را از نزدیک اداره کند و کارمندانی نیز به [[فرمان]] او درآورد. [[فدک]] در سه سال پیش از [[وفات پیامبر]] در دست [[فاطمه]] {{ع}} بود و [[بنی هاشم]] تا [[پیامبر]] {{صل}} زنده بود، از محصول [[فدک]] بهره می‌بردند<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۵۵؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۵۶.</ref> و عواید آن، در امور خیر، مانند کمک به در راه‌ماندگان و هزینه [[ازدواج]] [[جوانان]] [[بنی‌هاشم]] [[مصرف]] می‌شد <ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۵۵؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۵۶؛ [[حسین قاضی خانی|قاضی خانی، حسین]]، [[فدک (مقاله)|فدک]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ص۲۱۴.</ref>.
* [[فدک]] نام منطقه‌ای حاصلخیز در ۱۳۰ کیلومتری [[مدینه]] است که در [[شرق]] [[خیبر]] قرار گرفته است که در [[سال هفتم هجری]] وقتی [[مسلمانان]] با پرچمداری [[امیر مؤمنان]] قلعه‌های [[خیبر]] را [[فتح]] کردند و [[یهودیان]] [[تسلیم]] شدند، ساکنان [[فدک]] نمایندگانی نزد [[پیامبر]] فرستاده، نیمی از حاصل باغ‌ها و [[اراضی]] [[فدک]] را با [[پیامبر]] [[مصالحه]] کردند به این گونه که نیمی از باغ‌های خود را به آن [[حضرت]] واگذاشتند و نیم دیگر را برای خود نگاه داشتند و زراعتِ سهم [[پیامبر]]{{صل}} را نیز برعهده گرفتند و در برابر، حقی از آن برداشتند. چون [[اراضی]] [[فدک]] بدون [[جنگ]] به دست آمده بود، [[ملک]] ویژۀ [[پیامبر]] می‌شد و اختیارش با آن [[حضرت]] بود. [[آیات قرآن]] هم در چنین مواردی صراحت دارد و از آن به عنوان "فیئ" یاد می‌کند که از آن [[خدا]] و [[رسول]] و [[ذی القربی]] و [[یتیمان]] و [[مساکین]] است<ref>سوره حشر، آیه ۶ و ۷.</ref> و [[مسلمانان]] دیگر حقّی در آن ندارند و [[پیامبر]]{{صل}} می‌تواند هرگونه [[مصلحت]] بداند درباره آنها [[تصمیم]] بگیرد. به فرمودۀ [[امام باقر]] و [[امام صادق]]{{ع}} پس از [[نزول]] آیۀ {{متن قرآن|وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ}}<ref>«و حقّ خویشاوند را به او برسان» سوره اسراء، آیه ۲۶.</ref> [[پیامبر]] [[فدک]] را به [[فاطمه زهرا]] [[سلام]] [[الله]] علیها) بخشید و در همان مجلس [[علی]]{{ع}} را خواست و سندی نیز تنظیم کرد که [[امیرمؤمنان]]{{ع}} و [[ام ایمن]] [[گواهان]] آن بودند. [[حضرت زهرا]]{{س}} نماینده‌ای برای خود برگزید که امور [[فدک]] را از نزدیک اداره کند و کارمندانی نیز به [[فرمان]] او درآورد. [[فدک]] در سه سال پیش از [[وفات پیامبر]] در دست [[فاطمه]]{{ع}} بود و [[بنی هاشم]] تا [[پیامبر]]{{صل}} زنده بود، از محصول [[فدک]] بهره می‌بردند<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۵۵؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۵۶.</ref> و عواید آن، در امور خیر، مانند کمک به در راه‌ماندگان و هزینه [[ازدواج]] [[جوانان]] [[بنی‌هاشم]] [[مصرف]] می‌شد <ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۵۵؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۵۶؛ [[حسین قاضی خانی|قاضی خانی، حسین]]، [[فدک (مقاله)|فدک]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ص۲۱۴.</ref>.


==[[غصب]] [[فدک]]==
==[[غصب فدک]]==
*پس از [[رحلت پیامبر]] {{صل}} [[خلیفه اول]]، [[نماینده]] [[حضرت زهرا]] {{س}} را اخراج کرد و [[فدک]] را به بهانه [[حدیث]] ساختگی {{عربی|نَحْنُ مَعَاشِرَ الْأَنْبِیَاءِ لَا نُوَرِّثُ}}<ref>احتجاج طبرسی‌، ج ۱، ص۲۰؛ الاختصاص‌، ص ۱۸۵- ۱۸۳؛ بحارالانوار، ج؟؟؟، ص۱۲۷ و ۱۸۹. </ref> به [[تصرف]] خویش درآورد<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۵۶.</ref>.
*پس از [[رحلت پیامبر]]{{صل}} [[خلیفه اول]]، [[نماینده]] [[حضرت زهرا]]{{س}} را [[اخراج]] کرد و [[فدک]] را به بهانه [[حدیث]] ساختگی {{عربی|نَحْنُ مَعَاشِرَ الْأَنْبِیَاءِ لَا نُوَرِّثُ}}<ref>احتجاج طبرسی‌، ج ۱، ص۲۰؛ الاختصاص‌، ص ۱۸۵- ۱۸۳؛ بحارالانوار، ج؟؟؟، ص۱۲۷ و ۱۸۹. </ref> به [[تصرف]] خویش درآورد<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۵۶.</ref>.
*[[امیرمؤمنان]] {{ع}} و [[حضرت زهرا]] {{س}} از راه‌های گوناگون کوشیدند [[فدک]] را بازپس گیرند و برای اثبات مالکیت خود، [[استدلال]] و [[احتجاج]] کردند. [[حضرت زهرا]] {{ع}} هم در خطبۀ [[معروف]] خویش از [[غصب]] آن [[انتقاد]] می‌نماید و با استناد به [[آیات قرآن]]، ادعای آنان را در اینکه [[پیامبر]] [[ارث]] [[باقی]] نمی‌گذارد ردّ می‌کند<ref>{{متن حدیث|یا بن ابی قحافه! افی الکتاب ان ترث اباک و لا ارث ابی؟ لقد جئت شیئا فریّا}}؛ کفایة الموحدین، ج ۲، ص ۳۶۱.</ref>. علاوه بر اینکه [[فدک]] مدت‌ها در [[اختیار]] [[حضرت فاطمه ]]{{س}} بود و از این رو، نیازی نبود آن [[حضرت]] برای اثبات مالکیت خویش [[بینه]] اقامه کند؛ اما از او [[بینه]] خواستند. سرانجام، با اینکه [[حضرت فاطمه ]]{{س}} [[بینه]] و [[شاهد]] اقامه کرد، نپذیرفتند و [[فدک]] را بازنگرداندند. [[حجاج]] نیشابوری ماجرای مطالبۀ [[فدک]] از خلیفۀ اول را به صورت مشروح [[نقل]] کرده است و در روایتی از [[عایشه]] آورده است که چون [[خلیفه]] [[فدک]] را بازپس نداد، [[فاطمه]] {{س}} با او [[قهر]] کرد و دیگر هیچ‌گاه با او سخن نگفت. [[فدک]] از آن پس چند بار دست به دست گشت. چند بار به مالکیت [[بنی هاشم]] درآمد و دوباره بازپس گرفته شد؛ اما سرانجام در زمان [[خلافت]] [[مأمون عباسی]] به گونۀ رسمی و مستند به مالکیت [[فرزندان]] [[زهرا ]]{{س}} درآمد<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۵۷؛ [[حسین قاضی خانی|قاضی خانی، حسین]]، [[فدک (مقاله)|فدک]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ص۲۱۵.</ref>.
* [[امیرمؤمنان]]{{ع}} و [[حضرت زهرا]]{{س}} از راه‌های گوناگون کوشیدند [[فدک]] را بازپس گیرند و برای [[اثبات]] [[مالکیت]] خود، [[استدلال]] و [[احتجاج]] کردند. [[حضرت زهرا]]{{ع}} هم در خطبۀ معروف خویش از [[غصب]] آن [[انتقاد]] می‌نماید و با استناد به [[آیات قرآن]]، ادعای آنان را در اینکه [[پیامبر]] [[ارث]] باقی نمی‌گذارد ردّ می‌کند<ref>{{متن حدیث|یا بن ابی قحافه! افی الکتاب ان ترث اباک و لا ارث ابی؟ لقد جئت شیئا فریّا}}؛ کفایة الموحدین، ج ۲، ص ۳۶۱.</ref>. علاوه بر اینکه [[فدک]] مدت‌ها در [[اختیار]] [[حضرت فاطمه]]{{س}} بود و از این رو، نیازی نبود آن [[حضرت]] برای [[اثبات]] [[مالکیت]] خویش [[بینه]] اقامه کند؛ اما از او [[بینه]] خواستند. سرانجام، با اینکه [[حضرت فاطمه]]{{س}} [[بینه]] و [[شاهد]] اقامه کرد، نپذیرفتند و [[فدک]] را بازنگرداندند. [[حجاج]] [[نیشابوری]] ماجرای مطالبۀ [[فدک]] از [[خلیفۀ اول]] را به صورت مشروح [[نقل]] کرده است و در روایتی از [[عایشه]] آورده است که چون [[خلیفه]] [[فدک]] را بازپس نداد، [[فاطمه]]{{س}} با او [[قهر]] کرد و دیگر هیچ‌گاه با او سخن نگفت. [[فدک]] از آن پس چند بار دست به دست گشت. چند بار به [[مالکیت]] [[بنی هاشم]] درآمد و دوباره بازپس گرفته شد؛ اما سرانجام در زمان [[خلافت]] [[مأمون عباسی]] به گونۀ رسمی و مستند به [[مالکیت]] [[فرزندان]] [[زهرا]]{{س}} درآمد<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۵۷؛ [[حسین قاضی خانی|قاضی خانی، حسین]]، [[فدک (مقاله)|فدک]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ص۲۱۵.</ref>.


==اهداف [[غصب]] [[فدک]]==
==[[اهداف]] [[غصب فدک]]==
*[[فدک]] خیلی بزرگ بود، نخل‌های آن به تعداد نخل‌های کوفۀ امروز و محصول خرمای آن بیشتر از [[خیبر]] بود و [[ابوبکر]] و [[عمر]] هدفشان از جلوگیری [[فاطمه]] از تصرّف آن این بود که [[علی]] {{ع}} به [[کمک]] محصولات و غلّۀ آن در مخاصمه‌ای که دربارۀ [[خلافت]] داشت [[قدرت]] نگیرد، ازاین‌رو در پی [[فدک]]، [[فاطمه]] و [[علی]] و سایر [[بنی‌هاشم]] و بنی مطّلب را از حقّشان نسبت به [[خمس]] جلوگیری کردند، چراکه [[انسان]] تهیدست، همتش هم [[سست]] و خودش [[خوار]] می‌شود و در پی کسب‌وکار می‌رود و [[ریاست‌طلبی]] و [[حکومت]] را رها می‌کند<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۵۵؛ [[حسین قاضی خانی|قاضی خانی، حسین]]، [[فدک (مقاله)|فدک]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ص۲۱۵.</ref>.   
* [[فدک]] خیلی بزرگ بود، نخل‌های آن به تعداد نخل‌های کوفۀ امروز و محصول خرمای آن بیشتر از [[خیبر]] بود و [[ابوبکر]] و [[عمر]] هدفشان از جلوگیری [[فاطمه]] از تصرّف آن این بود که [[علی]]{{ع}} به کمک محصولات و غلّۀ آن در مخاصمه‌ای که دربارۀ [[خلافت]] داشت [[قدرت]] نگیرد، ازاین‌رو در پی [[فدک]]، [[فاطمه]] و [[علی]] و سایر [[بنی‌هاشم]] و بنی مطّلب را از حقّشان نسبت به [[خمس]] جلوگیری کردند، چراکه [[انسان]] تهیدست، همتش هم [[سست]] و خودش [[خوار]] می‌شود و در پی کسب‌وکار می‌رود و [[ریاست‌طلبی]] و [[حکومت]] را رها می‌کند<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۵۵؛ [[حسین قاضی خانی|قاضی خانی، حسین]]، [[فدک (مقاله)|فدک]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ص۲۱۵.</ref>.   
*[[غصب]] [[فدک]] جنبۀ [[سیاسی]] داشت و می‌خواستند دست [[اهل بیت]] را از امور [[مالی]] کوتاه کرده و پشتوانۀ [[اقتصادی]] آنان را ضربه بزنند. [[علی]] {{ع}} در [[نهج البلاغه]] از [[فدک]] و [[آزمندی]] دیگران نسبت به آن یاد می‌کند: «آری تنها از آنچه [[آسمان]] بر آن سایه افکنده [[فدک]] در دست ما بود»<ref>{{متن حدیث|بلی کانت فی أیدینا فدک ممّا اظلّته السّماء}}، نهج البلاغه، نامۀ ۴۶.</ref>. [[فدک]] پیوسته در [[تاریخ]] به عنوان نشانه‌ای روشن از [[ظلم]] به [[اهل بیت]] مطرح بوده و ابعادی فراتر از تصرّف یک مزرعه و باغ یافته است.  
* [[غصب فدک]] جنبۀ [[سیاسی]] داشت و می‌خواستند دست [[اهل بیت]] را از امور [[مالی]] کوتاه کرده و پشتوانۀ [[اقتصادی]] آنان را ضربه بزنند. [[علی]]{{ع}} در [[نهج البلاغه]] از [[فدک]] و [[آزمندی]] دیگران نسبت به آن یاد می‌کند: «آری تنها از آنچه [[آسمان]] بر آن سایه افکنده [[فدک]] در دست ما بود»<ref>{{متن حدیث|بلی کانت فی أیدینا فدک ممّا اظلّته السّماء}}، نهج البلاغه، نامۀ ۴۶.</ref>. [[فدک]] پیوسته در [[تاریخ]] به عنوان نشانه‌ای روشن از [[ظلم]] به [[اهل بیت]] مطرح بوده و ابعادی فراتر از تصرّف یک مزرعه و باغ یافته است.  
*کوتاه‌کردن دست [[اهل بیت]] از آن، نمادی از کنار گذاشتن [[سیاسی]] بوده و [[فدک]] مترادف با [[حکومت]] شده است. [[ابن ابی الحدید]] می‌گوید: به یکی از [[متکلمان امامیه]] به [[نام علی]] بن [[تقی]] [[اهل کوفه]] گفتم: مگرنه آنکه [[فدک]]، چند نخل و قطعه [[زمین]] ناچیزی بود؟ گفت: چنان نیست، بلکه خیلی بزرگ بود، نخل‌های آن به تعداد نخل‌های کوفۀ امروز بود و [[ابوبکر]] و [[عمر]] هدفشان از جلوگیری [[فاطمه]] از تصرّف آن این بود که [[علی]] {{ع}} به [[کمک]] محصولات و غلّۀ آن در مخاصمه‌ای که دربارۀ [[خلافت]] داشت [[قدرت]] نگیرد، ازاین‌رو در پی [[فدک]]، [[فاطمه]] و [[علی]] و سایر [[بنی‌هاشم]] و بنی مطّلب را از حقّشان نسبت به [[خمس]] جلوگیری کردند، چراکه [[انسان]] تهیدست، همتش هم [[سست]] و خودش [[خوار]] می‌شود و در پی کسب وکار می‌رود و [[ریاست‌طلبی]] و [[حکومت]] را رها می‌کند! [[گواه]] این مطلب، سخن [[موسی بن جعفر]] {{ع}} به خلیفۀ وقت است. [[هارون]] الرشید به [[امام کاظم]] {{ع}} می‌گفت: حدّ [[فدک]] را تعیین کن تا به تو برگردانم، [[حضرت]] نمی‌پذیرفت. وی [[اصرار]] کرد، [[امام]] فرمود: من [[فدک]] را جز با همۀ محدوده‌اش نمی‌گیرم. گفت: مگر حدود آن چیست؟ [[امام]] فرمود: اگر حدّ آن را تعیین کنم برنمی‌گردانی، گفت: به [[حقّ]] جدّت قسم بر می‌گردانم. [[موسی بن جعفر]] {{ع}} فرمود: حدّ اول آن عدن است، رنگ چهرۀ [[هارون]] دگرگون شد. گفت: خوب! فرمود: حدّ دوّم آن [[سمرقند]] است. چهرۀ [[هارون]] تیره و غضب‌آلود شد. [[امام]] فرمود: حدّ سوّم آن آفریقاست. چهرۀ [[مأمون]] سیاه شد و گفت: خوب دیگر چه؟ [[امام]] فرمود: حدّ چهارم آن کنارۀ دریای خزر و ارمنستان است. [[هارون]] گفت: پس چیزی برای ما نماند! پس بیا به جای من بنشین! [[امام کاظم]]{{ع}} فرمود: من گفتم که اگر محدودۀ آن را مشخص کنم پس نمی‌دهی. اینجا بود که [[هارون]] بر کشتن [[امام]] مصمّم شد»<ref>{{متن حدیث|أَنَّ هَارُونَ الرَّشِیدَ کَانَ یَقُولُ لِمُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ: خُذْ فَدَکاً حَتَّی أَرُدَّهَا إِلَیْکَ، فَیَأْبَی حَتَّی أَلَحَّ عَلَیْهِ، فَقَالَ عَلَیْهِ السَّلَامُ: لَا آخُذُهَا إِلَّا بِحُدُودِهَا، قَالَ: وَ مَا حُدُودُهَا؟ قَالَ: إِنْ حَدَدْتُهَا لَمْ تَرُدَّهَا. قَالَ: بِحَقِّ جَدِّکَ إِلَّا فَعَلْتُ. قَالَ: أَمَّا الْحَدُّ الْأَوَّلُ فَعَدَنُ، فَتَغَیَّرَ وَجْهُ الرَّشِیدِ وَ قَالَ: إِیهاً!. قَالَ: وَ الْحَدُّ الثَّانِی سَمَرْقَنْدُ، فَأَرْبَدَ وَجْهُهُ. قَالَ: وَ الْحَدُّ الثَّالِثُ إِفْرِیقِیَةُ، فَاسْوَدَّ وَجْهُهُ وَ قَالَ: هنیه هِیهِ!. قَالَ: وَ الرَّابِعُ سِیفُ الْبَحْرِ مَا یَلِی‏ الْخَزَرَ وَ إِرْمِینِیَةَ. قَالَ الرَّشِیدُ: فَلَمْ یَبْقَ لَنَا شَیْ‏ءٌ، فَتَحُولَ إِلَی مَجْلِسِی. قَالَ مُوسَی: قَدْ أَعْلَمْتُکَ أَنَّنِی إِنْ حَدَدْتُهَا لَمْ تَرُدَّهَا، فَعِنْدَ ذَلِکَ عَزَمَ عَلَی قَتْلِهِ}}؛ مناقب، ج ۴، ص ۳۲۰؛ بحار الأنوار، ج ۲۹، ص ۲۰۰.</ref>. این یعنی همۀ قلمرو وسعت [[اسلام]]، که [[حقّ]] [[خاندان پیامبر]] بوده و دیگران [[غصب]] کرده‌اند. برای [[فاطمه]] [[فدک]] به عنوان نشانه‌ای از [[غصب]] و [[زور]] رژیم، برایش اهمیت یافته بود و با طرح مسألۀ [[فدک]] می‌کوشید تا [[حکومت]] را محکوم کند... [[فدک]] برای [[فاطمه]] یک مسألۀ [[سیاسی]] شده بود و وسیلۀ [[مبارزه]] و پافشاری [[فاطمه]] از این‌رو بود، نه به خاطر [[ارزش]] [[اقتصادی]] آن.
*کوتاه‌کردن دست [[اهل بیت]] از آن، نمادی از کنار گذاشتن [[سیاسی]] بوده و [[فدک]] مترادف با [[حکومت]] شده است. [[ابن ابی الحدید]] می‌گوید: به یکی از [[متکلمان امامیه]] به [[نام علی]] بن [[تقی]] [[اهل کوفه]] گفتم: مگرنه آنکه [[فدک]]، چند نخل و قطعه [[زمین]] ناچیزی بود؟ گفت: چنان نیست، بلکه خیلی بزرگ بود، نخل‌های آن به تعداد نخل‌های کوفۀ امروز بود و [[ابوبکر]] و [[عمر]] هدفشان از جلوگیری [[فاطمه]] از تصرّف آن این بود که [[علی]]{{ع}} به کمک محصولات و غلّۀ آن در مخاصمه‌ای که دربارۀ [[خلافت]] داشت [[قدرت]] نگیرد، ازاین‌رو در پی [[فدک]]، [[فاطمه]] و [[علی]] و سایر [[بنی‌هاشم]] و بنی مطّلب را از حقّشان نسبت به [[خمس]] جلوگیری کردند، چراکه [[انسان]] تهیدست، همتش هم [[سست]] و خودش [[خوار]] می‌شود و در پی کسب وکار می‌رود و [[ریاست‌طلبی]] و [[حکومت]] را رها می‌کند! [[گواه]] این مطلب، [[سخن]] [[موسی بن جعفر]]{{ع}} به خلیفۀ وقت است. [[هارون]] الرشید به [[امام کاظم]]{{ع}} می‌گفت: حدّ [[فدک]] را [[تعیین]] کن تا به تو برگردانم، [[حضرت]] نمی‌پذیرفت. وی [[اصرار]] کرد، [[امام]] فرمود: من [[فدک]] را جز با همۀ محدوده‌اش نمی‌گیرم. گفت: مگر حدود آن چیست؟ [[امام]] فرمود: اگر حدّ آن را [[تعیین]] کنم برنمی‌گردانی، گفت: به [[حقّ]] جدّت قسم بر می‌گردانم. [[موسی بن جعفر]]{{ع}} فرمود: حدّ اول آن عدن است، رنگ چهرۀ [[هارون]] دگرگون شد. گفت: خوب! فرمود: حدّ دوّم آن [[سمرقند]] است. چهرۀ [[هارون]] تیره و غضب‌آلود شد. [[امام]] فرمود: حدّ سوّم آن آفریقاست. چهرۀ [[مأمون]] سیاه شد و گفت: خوب دیگر چه؟ [[امام]] فرمود: حدّ چهارم آن کنارۀ دریای خزر و ارمنستان است. [[هارون]] گفت: پس چیزی برای ما نماند! پس بیا به جای من بنشین! [[امام کاظم]]{{ع}} فرمود: من گفتم که اگر محدودۀ آن را مشخص کنم پس نمی‌دهی. اینجا بود که [[هارون]] بر کشتن [[امام]] مصمّم شد»<ref>{{متن حدیث|أَنَّ هَارُونَ الرَّشِیدَ کَانَ یَقُولُ لِمُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ: خُذْ فَدَکاً حَتَّی أَرُدَّهَا إِلَیْکَ، فَیَأْبَی حَتَّی أَلَحَّ عَلَیْهِ، فَقَالَ عَلَیْهِ السَّلَامُ: لَا آخُذُهَا إِلَّا بِحُدُودِهَا، قَالَ: وَ مَا حُدُودُهَا؟ قَالَ: إِنْ حَدَدْتُهَا لَمْ تَرُدَّهَا. قَالَ: بِحَقِّ جَدِّکَ إِلَّا فَعَلْتُ. قَالَ: أَمَّا الْحَدُّ الْأَوَّلُ فَعَدَنُ، فَتَغَیَّرَ وَجْهُ الرَّشِیدِ وَ قَالَ: إِیهاً!. قَالَ: وَ الْحَدُّ الثَّانِی سَمَرْقَنْدُ، فَأَرْبَدَ وَجْهُهُ. قَالَ: وَ الْحَدُّ الثَّالِثُ إِفْرِیقِیَةُ، فَاسْوَدَّ وَجْهُهُ وَ قَالَ: هنیه هِیهِ!. قَالَ: وَ الرَّابِعُ سِیفُ الْبَحْرِ مَا یَلِی‏ الْخَزَرَ وَ إِرْمِینِیَةَ. قَالَ الرَّشِیدُ: فَلَمْ یَبْقَ لَنَا شَیْ‏ءٌ، فَتَحُولَ إِلَی مَجْلِسِی. قَالَ مُوسَی: قَدْ أَعْلَمْتُکَ أَنَّنِی إِنْ حَدَدْتُهَا لَمْ تَرُدَّهَا، فَعِنْدَ ذَلِکَ عَزَمَ عَلَی قَتْلِهِ}}؛ مناقب، ج ۴، ص ۳۲۰؛ بحار الأنوار، ج ۲۹، ص ۲۰۰.</ref>. این یعنی همۀ قلمرو وسعت [[اسلام]]، که [[حقّ]] [[خاندان پیامبر]] بوده و دیگران [[غصب]] کرده‌اند. برای [[فاطمه]] [[فدک]] به عنوان نشانه‌ای از [[غصب]] و [[زور]] رژیم، برایش اهمیت یافته بود و با طرح مسألۀ [[فدک]] می‌کوشید تا [[حکومت]] را محکوم کند... [[فدک]] برای [[فاطمه]] یک مسألۀ [[سیاسی]] شده بود و وسیلۀ [[مبارزه]] و پافشاری [[فاطمه]] از این‌رو بود، نه به خاطر [[ارزش]] [[اقتصادی]] آن.
*[[فدک]] در حال حاضر به نام "الحائط" در مرز شرقی [[خیبر]] قرار دارد و شامل تعدادی روستا و بیش از ۱۱ هزار سکنه و سرزمینی پوشیده از نخلستان و برخوردار از امکانات [[کشاورزی]] است<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۵۵.</ref>.  
* [[فدک]] در حال حاضر به نام "الحائط" در مرز شرقی [[خیبر]] قرار دارد و شامل تعدادی روستا و بیش از ۱۱ هزار سکنه و سرزمینی پوشیده از نخلستان و برخوردار از امکانات [[کشاورزی]] است<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۵۵.</ref>.  
*بنابراین، [[فدک]] برای [[شیعیان]] تنها یادآور یک [[نزاع]] [[مالی]] نیست؛ بلکه نمادی از [[مظلومیت]] [[حضرت فاطمه ]]{{س}} و [[امام علی]] {{ع}} است که با نام آنان گره خورده و [[ارزش]] [[اعتقادی]] یافته است.
*بنابراین، [[فدک]] برای [[شیعیان]] تنها یادآور یک [[نزاع]] [[مالی]] نیست؛ بلکه نمادی از [[مظلومیت]] [[حضرت فاطمه]]{{س}} و [[امام علی]]{{ع}} است که با نام آنان گره خورده و [[ارزش]] [[اعتقادی]] یافته است.
==[[فدک]] در گذر [[تاریخ]]==
==[[فدک]] در گذر [[تاریخ]]==
*بعد از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[معاویه]]، [[فدک]] را به [[مروان بن حکم]] داد؛ اما بعدها آن را پس گرفت. با روی کار آمدن [[مروان بن حکم]]، [[فدک]] دوباره به [[تصرف]] او درآمد و آن را به پسرش عبدالعزیز بخشید و از او به پسرش [[عمر بن عبدالعزیز]] رسید که با توجه به اوضاع [[سیاسی]] دوران خود، [[فدک]] را به [[اولاد فاطمه]]{{س}} برگرداند؛ اما پس از وی [[پادشاهان]] [[اموی]]، [[فدک]] را پس گرفتند. [[سفاح]] [[خلیفه عباسی]]، [[فدک]] را به [[فرزندان فاطمه]]{{س}} داد؛ اما [[منصور]]، آن را پس گرفت. در روزگار [[مأمون]]، گروهی از [[سادات]] به وی [[شکایت]] بردند که [[فدک]] را [[پیامبر]]{{صل}} به [[فاطمه]]{{س}} بخشید، [[مأمون]] با توجه به نظر [[فقها]]، [[فدک]] را به [[اولاد فاطمه]]{{س}}  داد؛ اما [[حاکمان]] بعد از او، [[فدک]] را به [[تصرف]] خود در آوردند<ref>ر.ک: [[حسین قاضی خانی|قاضی خانی، حسین]]، [[فدک (مقاله)|فدک]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ص۲۱۷؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۵۷.</ref>.
*بعد از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[معاویه]]، [[فدک]] را به [[مروان بن حکم]] داد؛ اما بعدها آن را پس گرفت. با روی کار آمدن [[مروان بن حکم]]، [[فدک]] دوباره به [[تصرف]] او درآمد و آن را به پسرش عبدالعزیز بخشید و از او به پسرش [[عمر بن عبدالعزیز]] رسید که با توجه به اوضاع [[سیاسی]] دوران خود، [[فدک]] را به [[اولاد فاطمه]]{{س}} برگرداند؛ اما پس از وی [[پادشاهان]] [[اموی]]، [[فدک]] را پس گرفتند. [[سفاح]] [[خلیفه عباسی]]، [[فدک]] را به [[فرزندان فاطمه]]{{س}} داد؛ اما [[منصور]]، آن را پس گرفت. در روزگار [[مأمون]]، گروهی از [[سادات]] به وی [[شکایت]] بردند که [[فدک]] را [[پیامبر]]{{صل}} به [[فاطمه]]{{س}} بخشید، [[مأمون]] با توجه به نظر [[فقها]]، [[فدک]] را به [[اولاد فاطمه]]{{س}}  داد؛ اما [[حاکمان]] بعد از او، [[فدک]] را به [[تصرف]] خود در آوردند<ref>ر.ک: [[حسین قاضی خانی|قاضی خانی، حسین]]، [[فدک (مقاله)|فدک]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ص۲۱۷؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۵۷.</ref>.
*[[فدک]] در حال حاضر به نام "الحائط" در مرز شرقی [[خیبر]] قرار دارد و شامل تعدادی روستا و بیش از ۱۱ هزار سکنه و سرزمینی پوشیده از نخلستان و برخوردار از امکانات [[کشاورزی]] است<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۵۵.</ref>.
* [[فدک]] در حال حاضر به نام "الحائط" در مرز شرقی [[خیبر]] قرار دارد و شامل تعدادی روستا و بیش از ۱۱ هزار سکنه و سرزمینی پوشیده از نخلستان و برخوردار از امکانات [[کشاورزی]] است<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۵۵.</ref>.


==منابع==
==منابع==
# [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|'''فرهنگ غدیر''']]
# [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، ### [[313]]###
# [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|'''فرهنگ شیعه''']]
# [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|'''فرهنگ شیعه''']]
# [[پرونده:42439.jpg|22px]] [[حسین قاضی خانی|قاضی خانی، حسین]]، [[فدک (مقاله)|فدک]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲''']]
# [[پرونده:42439.jpg|22px]] [[حسین قاضی خانی|قاضی خانی، حسین]]، [[فدک (مقاله)|فدک]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲''']]

نسخهٔ ‏۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۱۴:۱۴

اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث فدک است. "فدک" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل فدک (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مالکیت فدک

غصب فدک

اهداف غصب فدک

فدک در گذر تاریخ

منابع

  1. محدثی، جواد، ### 313###
  2. فرهنگ شیعه
  3. قاضی خانی، حسین، فدک، فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲

جستارهای وابسته

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. سوره حشر، آیه ۶ و ۷.
  2. «و حقّ خویشاوند را به او برسان» سوره اسراء، آیه ۲۶.
  3. ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۴۵۵؛ فرهنگ شیعه، ص ۳۵۶.
  4. ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۴۵۵؛ فرهنگ شیعه، ص ۳۵۶؛ قاضی خانی، حسین، فدک، فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ص۲۱۴.
  5. احتجاج طبرسی‌، ج ۱، ص۲۰؛ الاختصاص‌، ص ۱۸۵- ۱۸۳؛ بحارالانوار، ج؟؟؟، ص۱۲۷ و ۱۸۹.
  6. ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۳۵۶.
  7. «یا بن ابی قحافه! افی الکتاب ان ترث اباک و لا ارث ابی؟ لقد جئت شیئا فریّا»؛ کفایة الموحدین، ج ۲، ص ۳۶۱.
  8. ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۳۵۷؛ قاضی خانی، حسین، فدک، فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ص۲۱۵.
  9. ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۴۵۵؛ قاضی خانی، حسین، فدک، فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ص۲۱۵.
  10. «بلی کانت فی أیدینا فدک ممّا اظلّته السّماء»، نهج البلاغه، نامۀ ۴۶.
  11. «أَنَّ هَارُونَ الرَّشِیدَ کَانَ یَقُولُ لِمُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ: خُذْ فَدَکاً حَتَّی أَرُدَّهَا إِلَیْکَ، فَیَأْبَی حَتَّی أَلَحَّ عَلَیْهِ، فَقَالَ عَلَیْهِ السَّلَامُ: لَا آخُذُهَا إِلَّا بِحُدُودِهَا، قَالَ: وَ مَا حُدُودُهَا؟ قَالَ: إِنْ حَدَدْتُهَا لَمْ تَرُدَّهَا. قَالَ: بِحَقِّ جَدِّکَ إِلَّا فَعَلْتُ. قَالَ: أَمَّا الْحَدُّ الْأَوَّلُ فَعَدَنُ، فَتَغَیَّرَ وَجْهُ الرَّشِیدِ وَ قَالَ: إِیهاً!. قَالَ: وَ الْحَدُّ الثَّانِی سَمَرْقَنْدُ، فَأَرْبَدَ وَجْهُهُ. قَالَ: وَ الْحَدُّ الثَّالِثُ إِفْرِیقِیَةُ، فَاسْوَدَّ وَجْهُهُ وَ قَالَ: هنیه هِیهِ!. قَالَ: وَ الرَّابِعُ سِیفُ الْبَحْرِ مَا یَلِی‏ الْخَزَرَ وَ إِرْمِینِیَةَ. قَالَ الرَّشِیدُ: فَلَمْ یَبْقَ لَنَا شَیْ‏ءٌ، فَتَحُولَ إِلَی مَجْلِسِی. قَالَ مُوسَی: قَدْ أَعْلَمْتُکَ أَنَّنِی إِنْ حَدَدْتُهَا لَمْ تَرُدَّهَا، فَعِنْدَ ذَلِکَ عَزَمَ عَلَی قَتْلِهِ»؛ مناقب، ج ۴، ص ۳۲۰؛ بحار الأنوار، ج ۲۹، ص ۲۰۰.
  12. ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۴۵۵.
  13. ر.ک: قاضی خانی، حسین، فدک، فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ص۲۱۷؛ فرهنگ شیعه، ص ۳۵۷.
  14. ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۴۵۵.