قریش در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'حضرت زهرا' به 'حضرت زهرا')
خط ۳۹: خط ۳۹:


==[[قریش]] در زمان [[ظهور اسلام]]==
==[[قریش]] در زمان [[ظهور اسلام]]==
* [[رسول خدا]]{{صل}} بیشترین آزارها را در دوران [[پیامبری]] خود، از [[قریش]] متحمل شد. [[قریش]] تا سال‌های پایانی [[زندگی]] [[رسول خدا]]{{صل}} پیوسته به [[مخالفت]] و [[جنگ]] با [[حضرت محمد]]{{صل}} پرداخت و هیچ گاه به [[پیروی]] از [[رسول خدا]]{{صل}} گردن ننهاد، مگر زمانی که [[لشکر]] [[اسلام]] [[مکه]] را [[فتح]] کرد و آنان مجبور به [[اطاعت از رسول خدا]]{{صل}} شدند. [[قریش]] این کینۀ قدیمی را فراموش نکرد و همواره در [[نفاق]] به سر می‌برد تا زمانی که پس از [[پیامبر]]{{صل}} زمینه را برای کارشکنی مهیا دید و سر ناسازگاری و کارشکنی را بنا نهاد و این مخالفت‌ها را از [[خانواده]] [[رسول خدا]]{{صل}} شروع کرد. [[حضرت]] [[زهرا]]{{س}} و جناب [[محسن]] بن [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} اولین قربانیان این حادثه‌ها بودند. این [[کینه‌ها]] همیشه ادامه داشت و تمام [[ائمه]]{{ع}} بر اثر این مخالفت‌ها به [[شهادت]] رسیدند. [[بنی امیه]] و [[بنی العباس]] از [[خویشاوندان]] [[قریشی]] [[رسول خدا]]{{صل}} بودند که پس از [[رسول خدا]] [[خلافت]] را موروثی خویش کردند و جنایاتی را درباره [[بنی هاشم]] مرتکب شدند که گوش از شنیدن آن همه [[شقاوت]] عاجز است. [[شهادت امام حسین]]{{ع}} اوج این جنایات بود که در همیشه [[تاریخ]] جاودانه ماند<ref>ر.ک: [[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|فرهنگنامه آخرالزمان]]، ص ۴۹۷.</ref>.
* [[رسول خدا]]{{صل}} بیشترین آزارها را در دوران [[پیامبری]] خود، از [[قریش]] متحمل شد. [[قریش]] تا سال‌های پایانی [[زندگی]] [[رسول خدا]]{{صل}} پیوسته به [[مخالفت]] و [[جنگ]] با [[حضرت محمد]]{{صل}} پرداخت و هیچ گاه به [[پیروی]] از [[رسول خدا]]{{صل}} گردن ننهاد، مگر زمانی که [[لشکر]] [[اسلام]] [[مکه]] را [[فتح]] کرد و آنان مجبور به [[اطاعت از رسول خدا]]{{صل}} شدند. [[قریش]] این کینۀ قدیمی را فراموش نکرد و همواره در [[نفاق]] به سر می‌برد تا زمانی که پس از [[پیامبر]]{{صل}} زمینه را برای کارشکنی مهیا دید و سر ناسازگاری و کارشکنی را بنا نهاد و این مخالفت‌ها را از [[خانواده]] [[رسول خدا]]{{صل}} شروع کرد. [[حضرت زهرا]]{{س}} و جناب [[محسن]] بن [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} اولین قربانیان این حادثه‌ها بودند. این [[کینه‌ها]] همیشه ادامه داشت و تمام [[ائمه]]{{ع}} بر اثر این مخالفت‌ها به [[شهادت]] رسیدند. [[بنی امیه]] و [[بنی العباس]] از [[خویشاوندان]] [[قریشی]] [[رسول خدا]]{{صل}} بودند که پس از [[رسول خدا]] [[خلافت]] را موروثی خویش کردند و جنایاتی را درباره [[بنی هاشم]] مرتکب شدند که گوش از شنیدن آن همه [[شقاوت]] عاجز است. [[شهادت امام حسین]]{{ع}} اوج این جنایات بود که در همیشه [[تاریخ]] جاودانه ماند<ref>ر.ک: [[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|فرهنگنامه آخرالزمان]]، ص ۴۹۷.</ref>.
==[[قریش]] در [[آخرالزمان]]==
==[[قریش]] در [[آخرالزمان]]==
*به خاطر ظلم‌های [[قریش]] بر [[اهل بیت]]{{ع}}، در روایاتی که درباره [[رفتار]] [[حضرت مهدی]]{{ع}} [[پس از ظهور]] با [[قریشیان]] وارد شده است، ما [[شاهد]] سخت‌گیری‌های فراوانی هستیم. چنانچه [[امام باقر]]{{ع}} به [[محمد بن مسلم]] می‌فرماید: «بدانید که [[قائم]]{{ع}} ابتدا سراغ [[قریش]] خواهد رفت و [[حق]] را با [[شمشیر]] از آنان می‌گیرد و با [[شمشیر]] در میان آنان [[اجرا]] می‌کند. تا جایی که [[مردم]] (از بسیاریِ [[کشتار]] [[زبان]] به [[اعتراض]] گشوده و) می‌گویند: به [[درستی]] که اگر این شخص از [[آل]] [[محمد بن عبدالله]]{{صل}} بود، [[رحم]] می‌نمود»<ref>غیبت نعمانی، ص ۲۳۱. </ref>.
*به خاطر ظلم‌های [[قریش]] بر [[اهل بیت]]{{ع}}، در روایاتی که درباره [[رفتار]] [[حضرت مهدی]]{{ع}} [[پس از ظهور]] با [[قریشیان]] وارد شده است، ما [[شاهد]] سخت‌گیری‌های فراوانی هستیم. چنانچه [[امام باقر]]{{ع}} به [[محمد بن مسلم]] می‌فرماید: «بدانید که [[قائم]]{{ع}} ابتدا سراغ [[قریش]] خواهد رفت و [[حق]] را با [[شمشیر]] از آنان می‌گیرد و با [[شمشیر]] در میان آنان [[اجرا]] می‌کند. تا جایی که [[مردم]] (از بسیاریِ [[کشتار]] [[زبان]] به [[اعتراض]] گشوده و) می‌گویند: به [[درستی]] که اگر این شخص از [[آل]] [[محمد بن عبدالله]]{{صل}} بود، [[رحم]] می‌نمود»<ref>غیبت نعمانی، ص ۲۳۱. </ref>.

نسخهٔ ‏۲۵ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۱۰:۱۳

متن این جستار آزمایشی و غیرنهایی است. برای اطلاع از اهداف و چشم انداز این دانشنامه به صفحه آشنایی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت مراجعه کنید.
اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث قریش است. "قریش" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل قریش (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

نسب قریش

  • درباره نسب قریش اختلاف نظر وجود دارد و عده‌ای قریش را فرزندان فهر بن مالک‌ دانسته‌اند، اما بیشتر نسب‌شناسان قریش را فرزندان نضر بن کنانة می‌‌دانند[۲]. با این حال، برخی معتقدند پیش از قصی بن کلاب به کسی قریش گفته نشده است[۳].

وجه تسمیه قریش

  • در اینکه چرا به قریش، قریش گفته‌اند اختلاف وجود دارد. عده‌ای گفته‌اند قریش از کلمه "القرش" گرفته شده است که به معنای کسب و جمع است. بعضی از نسب‌شناسان گفته‌اند قریش برگرفته از کلمه "تقرّش" است و نضر بن کنانه را قریش نامیده‌اند چونکه بازرگان بود و عرب به بازرگانی "تقرّش" می‌گوید[۴]. برخی نیز معتقدند قریش را به علت اجتماعشان، قریش گفته‌اند؛ همان گونه که گفته می‌‌شود: یتقرش مال فلان؛ "بر مال فلانی افزوده شد"[۵].[۶]

آغاز ریاست قریش بر مکه

تجارت قریش

ادیان قریش

پیمان‌های قریش

  • در بین قریش پیمان‌های معروفی وجود داشت که برخی از آنها عبارت‌اند از:
  1. پیمان مطیبین: پس از مرگ عبدمناف و عبدالدار، بین فرزندانشان در به دست گرفتن امور مکه اختلاف افتاد. دسته‌ای قائل به ریاست عبدمناف عبدالشمس بن عبدمناف و دسته دیگر قائل به ریاست عبدالدار عامر بن هاشم بن عبد مناف شدند. طرفداران عبدمناف، دست خود را در قدحی از طیب فرو بردند و به کعبه مالیدند و بر استواری‌شان تأکید کردند و حامیان عبدالدار نیز دستان خود را در قدحی از خون فرو برده بر دیوار کعبه مالیدند و قسم خوردند که تسلیم نشوند[۱۷]. البته سرانجام دو طرف به صلح رضایت دادند و مناصب مکه را بین خود تقسیم کردند[۱۸].
  2. حلف الفضول: مردی از یمن به مکه آمده بود و کالایی را به عاص بن وائل فروخته بود؛ اما عاص در پرداخت پول آن تعلل می‌ورزید. مرد ناچار به کوه ابوقبیس رفت و شکایت خود را ضمن اشعاری اعلام کرد. عده‌ای از قریشیان از این واقعه شرمنده شده، به فکر چاره افتادند. زبیر بن عبدالمطلب، طوایف قریش را جمع کرد و پیمان بستند که اجازه ندهند در مکه به احدی ستم شود. قریش، این پیمان را "حلف الفضول" نامید[۱۹].[۲۰]

مشهورترین ایام قریش

طوایف قریش

قریش در زمان ظهور اسلام

قریش در آخرالزمان

جستارهای وابسته

منابع

  1. مجتبی تونه‌ای، موعودنامه
  2. حیدرزاده، عباس، فرهنگنامه آخرالزمان
  3. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، قریش، فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. ر.ک: حسینی ایمنی، سید علی اکبر، قریش، فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ص۲۲۲-۲۲۴؛ حیدرزاده، عباس، فرهنگنامه آخرالزمان، ص ۴۹۷.
  2. خیر الدین زرکلی، الاعلام، ج۷، ص۲۶۶؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۶، ص۳۳۵؛ ابن قتیبه، المعارف، ص۶۷؛ ابن حزم اندسی، جمهره انساب العرب، ص۱۲؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۲۳۲؛ سمعانی، الانساب، ج۱۰، ص۳۹۹ به بعد؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۲۵.
  3. ر.ک: حسینی ایمنی، سید علی اکبر، قریش، فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ص۲۲۵.
  4. احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۲۳۲.
  5. سمعانی، الانساب، ج۱۰، ص۳۹۹؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۶ ص۳۳۴؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۷.
  6. ر.ک: حسینی ایمنی، سید علی اکبر، قریش، فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ص۲۲۵-۲۲۶.
  7. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۷؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۲، ص۲۵۸؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج؟؟؟، ص۲۳۸؛ مطهر بن طاهر مقدسی، البدء و التاریخ، ج۴، ص۱۲۷؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۲۵.
  8. ر.ک: حسینی ایمنی، سید علی اکبر، قریش، فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ص۲۲۶.
  9. احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج؟؟؟، ص۲۴۲؛ ابن حبیب بغدادی، المنمق فی اخبار القریش، ص۴۵-۴۲؛ احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱۱، ص۵۹؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۲، ص۲۵۲-۲۵۱.
  10. ر.ک: حسینی ایمنی، سید علی اکبر، قریش، فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ص۲۲۷-۲۲۸.
  11. هشام بن محمد کلبی، الاصنام، ص۱۸.
  12. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۹؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج؟؟، ص۲۵۶.
  13. ابن حبیب بغدادی، المنمق فی اخبار القریش، ص۱۲۷.
  14. ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۲۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۹.
  15. ابن حبیب بغدادی، المنمق فی اخبار القریش، ص۱۲۷؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۲۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۹.
  16. ر.ک: حسینی ایمنی، سید علی اکبر، قریش، فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ص۲۲۷-۲۲۸.
  17. ابن حبیب بغدادی، المنمق فی اخبار القریش، ص۱۸۹-۱۹۰؛ مطهر بن طاهر مقدسی، البدء و التاریخ، ج۴، ص۱۲۸؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۳۱-۱۳۲؛ احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۵۵-۵۶.
  18. ر.ک: حسینی ایمنی، سید علی اکبر، قریش، فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ص۲۳۰.
  19. ابن حبیب بغدادی، المنمق فی اخبار القریش، ص۵۲-۵۳؛ علی بن حسین مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، اصفهانی ص۲۷۱؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۱۸؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۰۳؛ ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۷، ص۲۸۸-۲۹۰.
  20. ر.ک: حسینی ایمنی، سید علی اکبر، قریش، فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ص۲۳۰.
  21. احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۱۵؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۵۸۸-۵۸۹؛ معمر بن مثنی التمیمی، ایام العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۵۰۵؛ ابن حبیب بغدادی، المنمق فی اخبار القریش، ص۱۶۰.
  22. ر.ک: حسینی ایمنی، سید علی اکبر، قریش، فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ص۲۳۱-۲۳۲.
  23. علی بن حسین مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۲۶۹.
  24. ر.ک: حسینی ایمنی، سید علی اکبر، قریش، فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ص۲۳۲.
  25. ر.ک: حیدرزاده، عباس، فرهنگنامه آخرالزمان، ص ۴۹۷.
  26. غیبت نعمانی، ص ۲۳۱.
  27. «إِذَا قَامَ الْقَائِمُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ(ع)أَقَامَ خَمْسَمِائَةٍ مِنْ قُرَیْشٍ فَضَرَبَ أَعْنَاقَهُمْ ثُمَّ أَقَامَ خَمْسَمِائَةٍ فَضَرَبَ أَعْنَاقَهُمْ ثُمَّ خَمْسَمِائَةٍ أُخْرَی حَتَّی یَفْعَلَ ذَلِکَ سِتَّ مَرَّاتٍ قُلْتُ وَ یَبْلُغُ عَدَدُ هَؤُلَاءِ هَذَا قَالَ نَعَمْ مِنْهُمْ وَ مِنْ مَوَالِیهِمْ»؛ ارشاد مفید، ص ۳۶۴؛ بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۳۸؛ اثبات الهداة، ج ۳، ص ۵۲۷.
  28. «إِذَا قَدَّمَ الْقَائِمُ الْمَهْدِیُّ مِنْهُمْ خَمْسَمِائَةِ رَجُلٍ فَضَرَبَ أَعْنَاقَهُمْ صَبْراً ثُمَّ قَدَّمَ خَمْسَمِائَةٍ فَضَرَبَ أَعْنَاقَهُمْ صَبْراً ثُمَّ خَمْسَمِائَةٍ فَضَرَبَ أَعْنَاقَهُمْ صَبْراً»؛ اثبات الهداة، ج ۳، ص ۵۲۷ و غیبت نعمانی، ص ۲۳۵.
  29. ر.ک: مجتبی تونه‌ای، موعودنامه، ص۵۶۱؛ حیدرزاده، عباس، فرهنگنامه آخرالزمان. ص ۴۹۷.