افزایش علم معصوم در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
خط ۷۹: خط ۷۹:


در مجموع می‌توان گفت که در این گونه [[حدیثی]]، از چهار وصفِ [[توفیق]]، [[تسدید]]، إخبار دائمی [[امام]] و آوردن [[علم]] برای امام توسط [[روح]] یا روح القدس، سخن [[رانده شده]] است. توفیق و تسدید دلالت چندانی بر مدعا ندارد، اما [[ظهور]] واژه “یخبره” آن است که جناب روح، همواره در طول زمان‌ها و به صورت شبانه‌روزی، علم جدید برای امام به ارمغان می‌آورد؛ در غیر این صورت از [[علوم]] موجود و وراثتی استفاده می‌فرمود و نیازی به [[اخبار]] جدید نبود. نیز در چند [[حدیث]]، از جمله حدیث نخستین و حدیث پایانی، تصریح شده است که وقتی امام [[علم لازم]] را در [[اختیار]] ندارد، روح القدس به کمک [[علمی]] امام می‌شتابد و این چنین [[افزایش علم]] برای امام تحقق می‌یابد. در نتیجه، طبق این گروه از [[احادیث]] نیز [[علم امام]] با اخبار دائمی روح و نیز القای علم در موارد نیاز، همواره افزایش می‌یابد.<ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۱۳۰.</ref>.
در مجموع می‌توان گفت که در این گونه [[حدیثی]]، از چهار وصفِ [[توفیق]]، [[تسدید]]، إخبار دائمی [[امام]] و آوردن [[علم]] برای امام توسط [[روح]] یا روح القدس، سخن [[رانده شده]] است. توفیق و تسدید دلالت چندانی بر مدعا ندارد، اما [[ظهور]] واژه “یخبره” آن است که جناب روح، همواره در طول زمان‌ها و به صورت شبانه‌روزی، علم جدید برای امام به ارمغان می‌آورد؛ در غیر این صورت از [[علوم]] موجود و وراثتی استفاده می‌فرمود و نیازی به [[اخبار]] جدید نبود. نیز در چند [[حدیث]]، از جمله حدیث نخستین و حدیث پایانی، تصریح شده است که وقتی امام [[علم لازم]] را در [[اختیار]] ندارد، روح القدس به کمک [[علمی]] امام می‌شتابد و این چنین [[افزایش علم]] برای امام تحقق می‌یابد. در نتیجه، طبق این گروه از [[احادیث]] نیز [[علم امام]] با اخبار دائمی روح و نیز القای علم در موارد نیاز، همواره افزایش می‌یابد.<ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۱۳۰.</ref>.
===احادیث تقسیم [[منابع علم امام]]===
در یک نگاه کلان به احادیث علم امام، درمی‌یابیم که علم امام و نیز منابع آن، به دو دسته کلی تقسیم می‌شود: اولی علمی است که نزد امام موجود است و از [[سلسله]] حجج پیشین، با توارث به امام رسیده است. از این علوم به عنوان “علوم وراثتی” یا “اثر” و “آثار” نام برده شده است<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۱۳۵، ح۱ و ص۱۳۹، ح۳ و ص۳۲۵، ح۴-۶ و ص۴۶۸، ح۱-۲.</ref>. دیگری علمی است که تازه به تازه از ناحیه [[خداوند]]، به واسطه روح، [[ملائکه]] و واسطه‌های دیگر یا بدون واسطه به امام می‌رسد. به این تنویع در برخی از این احادیث تصریح و در برخی دیگر اشاره<ref>برقی، احمد بن محمد، محاسن، ج۱، ص۲۳۵؛ صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۱۱۲، ۱۱۴-۱۱۸، ۳۲۷، ۴۶۵-۴۶۶؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۲۱-۲۲۳؛ ابن بابویه، علی بن حسین، الإمامة و التبصرة، ص۸۷؛ صدوق، محمد بن علی، کمال الدین، ج۱، ص۲۲۳؛ همو، علل الشرایع، ج۲، ص۵۹۱؛ طوسی، محمد بن حسن، الغیبة، ص۲۲۳.</ref> شده است. به این [[حدیث]] توجه کنید: {{متن حدیث|عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ مُوسَى{{ع}} قَالَ: مَبْلَغُ‏ عِلْمِنَا عَلَى‏ ثَلَاثَةِ وُجُوهٍ‏ مَاضٍ وَ غَابِرٍ وَ حَادِثٍ فَأَمَّا الْمَاضِي فَمُفَسَّرٌ وَ أَمَّا الْغَابِرُ فَمَزْبُورٌ وَ أَمَّا الْحَادِثُ فَقَذْفٌ فِي الْقُلُوبِ وَ نَقْرٌ فِي الْأَسْمَاعِ وَ هُوَ أَفْضَلُ عِلْمِنَا وَ لَا نَبِيَّ بَعْدَ نَبِيِّنَا}}<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۶۴.</ref>.
[[حضرت]] [[امام کاظم]]{{ع}} فرمودند: نقطه اتصال [[علم]] ما سه صورت دارد: گذشته، [[آینده]] و جدید [ی که به تازگی پدید می‌آید]. آن [[علمی]] که گذشته، [برای ما] [[تفسیر]] شده است و آن علمی که در آینده واقع شود، [در کتبی که نزد ما است] مکتوب است و علومی که به تازگی پدید آید به صورت پرتاب در [[قلب]] و طنین‌انداز شدن در گوش است [که این چنین به دست ما خواهند رسید] و این بزرگ‌ترین [[علوم]] ما است [البته باید توجه داشت که این نوع [[ارتباط]] با [[خداوند]] به معنای [[نبوت]] نیست] و پس از [[پیامبر]]{{صل}} [[پیامبری]] وجود ندارد.
در این حدیث [[علم امام]] به گذشته، آینده و علوم جدید تقسیم می‌شود. به قرینه مقابله، که این سه علم در عرض یکدیگر قرار گرفته‌اند، علومی برای [[امام]] به [[اثبات]] می‌رسد که شبانه [[روز]] و جدید برای امام حادث می‌شود. این علم، غیر از دو شق دیگر می‌باشد و با [[علوم وراثتی]] و موجود در نزد امام، کاملاً متفاوت است. در نتیجه با این نوع از علوم، علم امام دائماً افزایش پیدا می‌کند.<ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۱۳۵.</ref>.
===[[احادیث]] چگونگی تلقی علم جدید===
در این گونه از احادیث، سخن از انواع تلقی علم افزون به میان آمده است. این احادیث از تنوع قابل توجهی برخوردارند. برای نمونه به این سه حدیث توجه کنید:
#{{متن حدیث|عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ النَّجَاشِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: قَالَ فِينَا وَ اللَّهِ مَنْ‏ يُنْقَرُ فِي‏ أُذُنِهِ‏ وَ يُنْكَتُ فِي قَلْبِهِ وَ تُصَافِحُهُ الْمَلَائِكَةُ قُلْتُ كَانَ أَوِ الْيَوْمَ قَالَ بَلِ الْيَوْمَ فَقُلْتُ كَانَ أَوِ الْيَوْمَ قَالَ بَلِ الْيَوْمَ وَ اللَّهِ يَا ابْنَ النَّجَاشِيِّ حَتَّى قَالَهَا ثَلَاثاً}}<ref>«[[عبدالله بن نجاشی]] از [[امام صادق]]{{ع}} نقل کرده که فرمودند: به [[خدا]] قسم در بین ما کسی هست که [[علم]] در گوش او طنین‌انداز می‌شود و در قلبش اثرگذارده و جای می‌گیرد و [[ملائکه]] با وی [[مصافحه]] می‌کنند. گفتم: در گذشته این چنین بوده یا اکنون نیز هست؟ [[حضرت]] فرمودند: نه هم‌اکنون این چنین است. دوباره پرسیدم: در گذشته این چنین بوده یا اکنون نیز هست؟ حضرت فرمودند: ای [[پسر نجاشی]]! به خدا قسم هم‌اکنون این چنین است؛ تا آن‌که حضرت سه بار این جمله را فرمودند.» مفید، محمد بن محمد، اختصاص، ص۲۸۶.</ref>.
#{{متن حدیث|عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ{{ع}} عِلْمُ‏ عَالِمِكُمْ‏ اسْتِمَاعٌ أَوْ إِلْهَامٌ قَالَ يَكُونُ سَمَاعاً وَ يَكُونُ إِلْهَاماً وَ يَكُونَانِ مَعاً}}<ref>«[[علی بن یقطین]] گفت: از [[امام کاظم]]{{ع}} پرسیدم: علم عالم شما از روی شنیدن و سماع است یا [[الهام]]؟ حضرت فرمودند: گاهی از روی شنیدن و گاهی الهام و گاهی هر دو با همدیگر است.» صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۳۱۷.</ref>.
#{{متن حدیث|عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} يَقُولُ‏ إِنَّ مِنَّا لَمَنْ يُعَايِنُ‏ مُعَايَنَةً وَ إِنَّ مِنَّا لَمَنْ يَنْقُرُ فِي قَلْبِهِ كَيْتَ وَ كَيْتَ وَ إِنَّ مِنَّا لَمَنْ يَسْمَعُ كَمَا يَقَعُ السِّلْسِلَةُ كُلُّهُ يَقَعُ فِي الطَّسْتِ قَالَ قُلْتُ فَالَّذِينَ يُعَايِنُونَ مَا هُمْ قَالَ خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ}}<ref>«[[ابوبصیر]] گفت: از امام صادق{{ع}} شنیدم که می‌فرمود: بدون [[شک]] از ما کسی هست که به گونه‌ای خاص می‌بیند و از ما کسی هست که [علم] چنین و چنان در قلبش جای می‌گیرد و از ما کسی هست که مانند صدای افتادن کل زنجیر در طشت صدا را می‌شنود. پرسیدم: آن کسانی که دیده می‌شوند چه کسانی هستند؟ حضرت فرمودند: آفریده‌ای بزرگ‌تر از [[جبرئیل]] و [[میکائیل]] است.» صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۲۳۱.</ref>.
[[نکت]] در [[قلب]]<ref>{{عربی|نکت - نکتاً الأرض بقضیب أو بإصبعه}}: اثر گذاشت بر زمین در حال تفکر، به واسطه کوبیدن، یا کشیدن چوب، یا انگشت خود بر زمین؛ البته اثر کم، نه اینکه گودال درست کند. همان خطی که انسان گاهی با چوبی با انگشت خود بر زمین می‌کشد (ابن فارس، احمد، معجم مقاییس اللغة، ج۵، ص۴۷۶؛ زمخشری، محمود، الفائق، ج۳، ص۳۳۰؛ فیومی، احمد، مصباح المنیر، ج۲، ص۶۲۴؛ طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، ج۲، ص۲۲۶).</ref>، [[نقر]] در [[اذن]]<ref>{{عربی|نفر ینفر}}: ضربه زدن بر چیزی با یکی از اعضای بدن انسان، یا حیوان، یا به وسیله ابزاری، مانند تبر که فاعل قصد دارد با این ضربه زدن، سوراخ یا اثری در آن شیء ایجاد کند (ابن‌فارس، احمد، معجم مقاییس اللغة، ج۵، ص۴۶۸؛ راغب اصفهانی، حسین، مفردات، ص۸۲۱؛ فیومی، احمد، مصباح المنیر، ج۲، ص۶۲۱؛ طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، ج۳، ص۵۰۱؛ مصطفوی، حسن، التحقیق، ج۱۲، ص۲۱۹).</ref>، سماع صوت، [[الهام]] و دیدن [[روح]]، تعابیری است که روش‌های مختلف چگونگی اخذ [[علوم]] افزون را بیان می‌کند. در برخی از این [[احادیث]]، [[ازدیاد علم امام]] پیش‌فرض دانسته شده و تنها از انواع تلقی سخن می‌گویند<ref>طوسی، محمد بن حسن، امالی، ص۴۰۸؛ مفید، محمد بن محمد، اختصاص، ص۲۸۶.</ref> و در پاره‌ای، ابتدا به ازدیاد علم امام تصریح شده و سپس از چگونگی آن سخن به میان آمده است<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۳۱۸، ح۲ و ص۳۱۹، ح۳.</ref>. ولی همه این انواع، در محدوده [[علم]] افزون است؛ چون در کیفیت اخذ علوم موجود و وراثتی، نیازی به هیچ یک از انواع مذکور نیست. پس این گونه [[حدیثی]] نیز بر ازدیاد علم امام دلالت دارد.<ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۱۳۶.</ref>.


== پرسش‌های وابسته ==
== پرسش‌های وابسته ==

نسخهٔ ‏۱۱ مهٔ ۲۰۲۱، ساعت ۰۹:۳۹


این مدخل از زیرشاخه‌های بحث افزایش علم معصوم است. "افزایش علم معصوم" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل علم معصوم (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

روایات افزایش علم

در کتاب کافی بابی تحت عنوان: «لو لا أن الأئمة(ع)یزدادون لنفد ما عندهم‏» وجود دارد که روایات آن اشاره به افزایش علم امامان دارد، برخی از این روایات عبارت‌اند از:

روایات عام

  1. زراره می‌‏گوید از امام باقر(ع) شنیدم می‌‏فرمودند: «اگر بر علوم ما اضافه نمی‌‏شد تمام می‌‏گشت. زراره گفت: "بر علوم شما چیزی‌ اضافه می‌‏شود که رسول خدا(ص) آن را نمی‌‏دانسته؟" فرمودند: اگر بخواهد چیز تازه‌‏ای‌ بر علوم ما اضافه شود، اولاً بر پیامبر خاتم|رسول خدا(ص) عرضه می‌‏شود، سپس بر امامان یکی‌ پس از دیگری‌، تا به ما منتهی‌ شود»[۱].
  2. امام صادق(ع) فرمودند: «اگر بر دانش ما افزوده نمی‌شد بی‌علم می‌ماندیم»[۲].
  3. امام صادق(ع) می‌‌فرمایند: «هر گاه امام اراده کند به چیز جدیدی علم پیدا کند، خداوند آن را به او تعلیم می‌کند»[۳].
  4. ابوبصیر می‌‌گوید از امام صادق(ع) شنیدم که می‌‌فرمود: «به تحقیق به ما در شب و روز افزوده می‌شود، که اگر به ما افزوده نگردد هر آنچه نزد ماست به اتمام خواهد رسید. ابو بصیر گفت: فدایتان گردم چه کسی آن را نزد شما می‌آورد؟ امام فرمود: به تحقیق از میان ما کسانی هستند که آن را می‌نگرند و از میان ما کسانی هستند که علم در دل ایشان به شکل مفصل قرار می‌‌گیرد و از میان ما کسانی هستند که با گوش خود می‌‌شنود مانند صدای زنجیری که به لب تشت می‌‌کشند. به ایشان عرض کردم چه کسی آن علم را برای شما می‌‌آورد، فرمود مخلوقی که با عظمت‌تر از حضرت جبرئیل و حضرت میکائیل است»[۴].
  5. امام کاظم(ع) می‌فرمایند: «علم امام سه جهت دارد: الف) علوم مربوط به زمان گذشته؛ ب) علوم مربوط به زمان آینده؛ ج) علوم حادث و جدید و نو ظهور. اما علوم گذشته برای ما تفسیر شده است یعنی اخبار گذشته را پیامبر(ص) برای ما توضیح داده است. اما علوم آینده در جامع و مصحفی نوشته شده که نزد ماست و اما علوم حادث و نو ظهور، نتیجه الهام حق بر دل امام و ابلاغ به گوش اوست. برترین نوع علم ما همین نوع است»[۵].

روایات ازدیاد در شب و روز

  1. در روایتی طولانی ابوبصیر از امام صادق(ع) نقل می‌کند: «حضرت اموری را به عنوان علم خویش بیان کردند، مانند اینکه رسول خدا(ص) به علی(ع) هزار باب علم تعلیم فرمود که از هر بابی هزار باب دیگر باز می‌شد و نیز نزد ایشان جامعه، جفر و مصحف حضرت زهرا و علم آنچه بوده و موجود می‌شود تا روز قیامت می‌باشد، لکن فرمودند: اینها علم نیست، علم آن است که شب و روز حادث شده و تدریجاً امور یکی پس از دیگری تا روز قیامت تحقق می‌یابد»[۶].
  2. امام صادق(ع) فرمودند: «علم آن است که شب و روز زیاد می‌گردد و از جانب خداوند به ما افاضه می‌شود»[۷].
  3. همچنین فرمودند: «اگر علوم ما در شب و روز افزایش نمی‌یافت حتما آگاهی و دانش ما محدود و تمام می‌شد»[۸].

روایات ازدیاد در شب جمعه

  1. امام صادق(ع) به ابویحیی صنعانی فرمود: «ای ابایحیی برای ما در شب‌های جمعه شأنی است از شئون؛ در این شب‌ها ارواح انبیای گذشته و ارواح اوصیای گذشته و روح امامی که زنده است را به آسمان برند تا به دور عرش خداوند هفت دور طواف کنند و نزد هر کدام از ستون‌های عرش دو رکعت نماز بخوانند و سپس آنها را به بدن‌های خود برگردانند، آن گاه انبیا و اوصیا لبالب از شادی شوند و امامی که در میان شما است، انبوه فراوانی در دانش او افزوده شود»[۹].
  2. همچنین فرمودند: «شب جمعه رسول خدا و امامان و من هم با آنها، با عرش الهی برخورد می‌کنیم و من بر نمی‌گردم مگر با علمی که تازه استفاده کرده‌ام و اگر چنین نباشد، آنچه نزد ماست تمام می‌گردد»[۱۰].
  3. و نیز فرمودند: «هیچ شب جمعه‌ای نیست مگر اینکه برای اولیاء الهی در آن سروری است، راوی گوید: عرض کردم: فدایت شوم، آن سرور چگونه است؟ حضرت فرمود: هنگامی که شب جمعه می‌شود رسول خدا(ص) و ائمه(ع) عرش را درک می‌کنند و من هم با ایشان همراه هستم، پس جز با علمِ استفاده شده برنمی‌گردم و اگر این‌طور نبود حتماً آنچه نزد من بود تمام می‌شد»[۱۱].

روایات ازدیاد در شب قدر

امام باقر(ع) می‌فرمایند: «همانا هر سال در شب قدر تفسیر و تبیین امور بر ولی امر امام زمان(ع) نازل می‌شود. در آن شب امام درباره کار خودش چنین و چنان دستور می‌گیرد و در رابطه با امور مردم نیز به چنین و چنان مأمور می‌شود، و علاوه بر این برای ولی امر در هر روز علم مخصوص و مکنون و عجیب خدای عزوجل پدید می‌گردد؛ همان‌طور که در شب قدر نازل می‌شد؛ سپس این آیه را خواند "و اگر درخت‌های روی زمین قلم شود و دریا برای آن مرکب گردد و هفت دریای دیگر بدان بپیوندد»[۱۲].

روایات عرش

امام صادق(ع) فرمودند: «به ارواح پیامبران و اوصیایی که از دنیا رفته‌اند و نیز به روح وصی‌ای که در میان شما زندگی می‌کند، اجازه داده می‌شود که به آسمان صعود کنند تا اینکه به عرش پروردگار برسند (...) آن گاه پیامبران و اوصیا در حالی که سرشار از شادمانی و سرور هستند و وصی‌ای که در میان شما زندگی می‌کند، بسیار بسیار به علمش افزوده می‌گردد»[۱۳].[۱۴]

اثبات ازدیاد علم امام با استناد به احادیث

مستندات حدیثی ازدیاد علم امام را می‌توان به دو بخش کلی تقسیم کرد؛ یکی احادیثی که به صورت مطابقی و مستقیم دلالت دارند و به صراحت بر این آموزه تأکید کرده‌اند. در این بخش، احادیثی را جای می‌دهیم که مشتمل بر واژه ازدیاد و مشتقات آن می‌باشند. بخش دوم، احادیثی می‌باشند که تصریح براین واژه ندارند و به صورت التزامی و غیرمستقیم شواهدی برای حقیقت ازدیاد علم امام محسوب می‌شوند. در این قسمت، به ارائه مستندات اصل مدعای ازدیاد علم امام در هر دو بخش خواهیم پرداخت.[۱۵]

احادیث صریح و مستقیم

در این بخش از احادیث، به ضرورت افزایش دائمی علم امام تصریح شده و فرموده‌اند، چنان‌چه این رویداد برای امام رخ ندهد، همه داشته‌های امام از بین خواهد رفت[۱۶]. حضرت امام جواد(ع) در حدیثی که از پیامبر اکرم(ص) گزارش کرده‌اند، چنین فرموده‌اند: «عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(ع) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):‏ إِنَّ‏ أَرْوَاحَنَا وَ أَرْوَاحَ‏ النَّبِيِّينَ‏ تُوَافِي الْعَرْشَ كُلَّ لَيْلَةِ جُمُعَةٍ فَتُصْبِحُ الْأَوْصِيَاءُ وَ قَدْ زِيدَ فِي عِلْمِهِمْ مِثْلَ جَمِّ الْغَفِيرِ مِنَ الْعِلْمِ»[۱۷].

بدون شک ارواح ما و ارواح پیامبران، در هر شب جمعه به عرش می‌روند. پس اوصیا ائمه اطهار(ع) صبح آن شب را آغاز می‌کنند، در حالی که علم آنان به مقدار انبوهی افزایش یافته است. در برخی از این احادیث، به صراحت بر ضرورت ازدیاد تصریح شده، اما سخنی از علم به میان نیامده است. این احادیث، از لحاظ متعلق افزایش، مطلق‌اند و در هاله‌ای از ابهام فرو رفته‌اند. بدین معنا که محتوای آنها، تنها بر افزوده شدن چیزی بر امام دلالت دارد، اما معین نشده است که چه چیزی افزوده می‌شود. به این حدیث دقت کنید: «عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ(ع) يَقُولُ‏ كَانَ جَعْفَرٌ(ع) يَقُولُ لَوْ لَا أَنَّا نُزَادُ لَأَنْفَدْنَا»[۱۸].

چنان‌چه به واژگان ظاهری این احادیث بدون دخل و تصرف نظر کنیم، با مشکل مواجه خواهیم شد؛ زیرا در این احادیث تصریح می‌شود که چنانچه ائمه اطهار(ع) افزایش پیدا نکنند، از بین خواهند رفت[۱۹]. برخی از مصادیقی که می‌توان برای این اطلاق‌گویی در نظرگرفت، عبارت‌اند از: افزایش تعداد امامان، افزایش علم امام، افزایش فرزندان و نسل امام، افزایش اموال امام، افزایش صفات درونی امام مانند ایمان، تقوا، شجاعت و حلم. بدون شک نمی‌توان به این اطلاق تمسک کرد و از میان این موارد، اطلاق ازدیاد، مقید به ازدیاد علم می‌شود؛ چراکه:

اولاً: تمسک به این اطلاق به معنای ضرورت افزایش ائمه اطهار(ع) در همه شئون و صفات است؛ در حالی که چنین افزایشی در برخی شئون، مانند افزایش تعداد امامان، ناممکن است و در برخی شئون، مانند افزایش فرزندان و نسل امام، و افزایش اموال امام، ضرورتی ندارد و اعلام عمومی برخی شئون مانند افزایش صفات درونی امام چون ایمان، تقوا، شجاعت و حلم، دور از حکمت است.

ثانیاً: در احادیث دیگر، قرینه برتقیید به علم وجود دارد؛ از باب نمونه به این گفتگو دقت کنید: «عَنْ زُرَارَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ(ع) يَقُولُ‏ لَوْ لَا نُزَادُ لَأَنْفَدْنَا قَالَ قُلْتُ تُزَادُونَ شَيْئاً لَا يَعْلَمُهُ رَسُولُ اللَّهِ(ص) قَالَ إِنَّهُ‏ إِذَا كَانَ‏ ذَلِكَ‏ عُرِضَ‏ عَلَى‏ رَسُولِ اللَّهِ(ص) ثُمَّ عَلَى الْأَئِمَّةِ ثُمَّ انْتَهَى إِلَيْنَا»[۲۰].

وقتی به فضای حاکم بر گفتگوی بین امام و اصحاب دقت می‌کنیم به وضوح در می‌یابیم که اساساً هیچ چیز دیگری غیر از علم، به ذهن آنان از شیء افزون خطور نمی‌کرد. این حاکی از پیش‌زمینه ذهنی آنان است که در اثر تکرار و تأکید ائمه اطهار(ع) بر ازدیاد علم امام، مرتکز ذهنی آنان شده است.

ثالثاً: در احادیثی به قید علم تصریح شده است. در این احادیث بر اجتناب‌ناپذیری افزایش علم امام تأکید شده است؛ مانند: «...وَ يُصْبِحُ الْوَصِيُّ الَّذِي بَيْنَ ظَهْرَانَيْكُمْ‏ وَ قَدْ زِيدَ فِي‏ عِلْمِهِ‏ مِثْلُ جَمِّ الْغَفِيرِ»[۲۱].

نیز مانند این حدیث: «...فَلَا تُرَدُّ أَرْوَاحُنَا إِلَى أَبْدَانِنَا إِلَّا بِعِلْمٍ‏ مُسْتَفَادٍ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَنَفِدَ مَا عِنْدَنَا»[۲۲].

با وجود شواهد یادشده، از واژگان ظاهری احادیث مطلق دست برمی‌داریم و با اندکی تصرف، آنها را با احادیث همسو این چنین معنا می‌نماییم: چنان‌چه علم ائمه اطهار(ع) افزایش پیدا نکند، بدون شک داشته‌های خود را از دست خواهند داد. نکته‌ای که باید افزود این است که در این دسته از احادیث، پای از امکان ازدیاد علم امام فراتر نهاده شده و سخن از ضرورت آن به میان آمده است[۲۳]. چنین ضرورتی را با واژه “لَوْلَا” و “لَوْ” امتناعیه بیان فرموده‌اند و عدم ازدیاد علم امام را با نفاد و نابودی برابر دانسته‌اند. در نتیجه، طبق این احادیث باید ازدیاد علم امام را یک ضرورت محسوب کرد، نه یک فضیلت صِرف و در حد امکان.(...)[۲۴].

کیفیت استدلال به احادیث بدون تصریح

احادیث وجوب طاعت امام بر بندگان

از باب نمونه به این حدیث توجه کنید: مفضل نزد امام صادق(ع) بود که از ایشان پرسید: فدایت شوم، آیا خداوند اطاعت از بنده‌ای را بر بندگان خود واجب می‌گرداند، درحالی که خبر آسمان را از او دریغ کند؟ حضرت فرمود: خیر، خداوند کریم‌تر، رحیم‌تر و مهربان‌تر به بندگانش می‌باشد از اینکه اطاعت بنده‌ای را بر بندگان واجب کند، سپس صبحگاهان و شامگاهان خبر آسمان را از او دریغ نماید.[۲۵].

در این گونه حدیثی، بین این که خداوند طاعت امام را بر بندگان مفروض کرده و اینکه امام دائماً از علوم الهی با خبر می‌شود، تلازم برقرار شده است؛ بدین صورت که لازمه افتراض طاعت امام، ازدیاد دائمی علم او می‌باشد؛ چراکه اگر وجوب اطاعت، از طرف خداوند دائمی است، باید امام دائماً با خداوند در ارتباط باشد تا خداوند، علم هرچه برای بندگان در هر لحظه مقرر می‌دارد[۲۶] را به امام برساند و ایشان به مردم ابلاغ، و یا خود اجرا کنند[۲۷]. این احادیث انقطاع خبردادن به امام با فرض کریم بودن و رحیم بودن خداوند نسبت به بندگان را قبیح می‌شمارد. بنابراین، ضرورت ازدیاد دائمی علم امام، با این گونه حدیثی به خوبی اثبات می‌شود.[۲۸].

احادیث شراکت در علم رسول الله(ص)

از باب نمونه به این حدیث بنگرید: حمران از امام صادق(ع) گزارش می‌دهد که فرمود: جبرئیل(ع) دو انارخدمت پیامبر(ص) آورد. پیامبر(ص) یکی را خوردند و دیگری را به دو نیم کرده، نصفش را خورده و نیم دیگر را به حضرت علی(ع) اطعام فرمودند. سپس فرمودند: ای برادرم! آیا می‌دانی این دو انار چیست؟ عرض کردند: نه. فرمودند: نخستین انار، نبوت بود که تو سهمی در آن نداری و دیگری علم است که تو در آن شریک من هستی. حمران گفت: از امام پرسیدم: چگونه امیرالمؤمنین(ع) در علم، شریک پیامبر(ص) است؟ فرمود: خداوند هیچ علمی را به پیامبر(ص) تعلیم نداده، مگر آن‌که به او دستور داده است که آن را به حضرت علی(ع) تعلیم دهد.[۲۹].

در این گونه حدیثی، امام شریک علمی رسول الله(ص) شمرده شده است. کیفیت این شراکت را چنین تبیین فرموده‌اند که خداوند به پیامبر(ص) دستور داده که هر علمی به ایشان تعلیم می‌شود را به امیرالمؤمنین و همچنین باقی ائمه اطهار(ع) تعلیم دهد. از آنجا که طبق آیات قرآن[۳۰] و روایات[۳۱]، خداوند دائماً علم رسول الله(ص) را، حتی پس از ارتحال ایشان[۳۲]، می‌افزاید، و نیز بنا به مقتضای لزوم شراکت، این افزایش برای امام نیز همواره حاصل می‌شود.[۳۳].

احادیث خبرآوری دائمی روح یا روح القدس برای امام

احادیث روح از تنوع قابل توجهی برخوردارند. این احادیث گاه در بیان چیستی، گاه در بیان کاربری‌ها و گاه در بیان مقایسه و تفاوت آن با موجودات مشابه می‌باشند. از جمله مباحث روح، تفاوت یا این همانی روح و روح القدس است. این جهات، به موضوع نوشتار حاضر مربوط نمی‌باشد. روح القدس از هنگامی که برای خدمت به حجت خدا به زمین آمده، هم‌چنان حضور دارد. او پس از وفات پیامبر اکرم(ص) نیز لحظه‌ای از زمین خارج نشده و همواره با امامان جانشین پس از ایشان تا قیامت، بوده و خواهد بود. در اینجا تنها این کاربری روح یا روح‌القدس حائز اهمیت است که او از بدو تولد امام، به خدمت ایشان درآمده و همواره علم لازم را به امام می‌رساند. به پنج نمونه از این احادیث توجه کنید:

  1. حضرت حکیمه خاتون که در جریان تولد و رشد امام زمان(ع) قرار داشت، پرسش‌هایی از امام حسن عسکری(ع) پرسید. او که هنگام تولد آن حضرت پرنده‌ای را در اطراف ایشان دید، از امام پرسید:... و این پرنده چیست؟ حضرت فرمودند: این روح القدس است که بر امامان(ع) گمارده شده تا همواره آنان را موفق گرداند و تسدید دهد و آنان را به علم تربیت کند.[۳۴].
  2. در حدیث ابوالصباح به مقایسه روح با جبرئیل و میکائیل و کارایی خبرآوری و تسدید روح برای پیامبر و امام پرداخته شده است؛ نگاه کنید: «عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ الْكِنَانِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ»﴿وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا...[۳۵] «إِلَى آخِرِ الْآيَةِ قَالَ خَلَقَ وَ اللَّهِ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ وَ قَدْ كَانَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ(ص) يُخْبِرُهُ وَ يُسَدِّدُهُ‏ وَ هُوَ مَعَ‏ الْأَئِمَّةِ مِنْ‏ بَعْدَهُ‏»[۳۶]. ابوالصباح گفت: از امام صادق(ع) راجع به آیه ﴿وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا... پرسیدم. حضرت فرمود: به خدا قسم روح، آفریده‌ای بزرگ‌تر از جبرئیل و میکائیل است، درحالی که در گذشته همواره با رسول الله(ص) بود و خبرها را به او می‌رساند و او را تسدید می‌داد و او با امامان پس از ایشان است.
  3. در برخی از احادیث، روح، منشأ علم امام معرفی شده است. این علم به صورت حادث، هر زمان که احتیاج باشد یا در طول شبانه روز، توسط روح در اختیار امام قرار می‌گیرد. به این سه حدیث دقت کنید: «عَبْدِ اللَّهِ بْنِ طَلْحَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) أَخْبِرْنِي يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ(ص) عَنِ الْعِلْمِ الَّذِي تُحَدِّثُونَّا بِهِ أَ مِنْ صُحُفٍ عِنْدِكُمْ أَوْ مِنْ رِوَايَةٍ يَرْوِيهَا بَعْضُكُمْ عَنْ بَعْضٍ أَوْ كَيْفَ حَالُ‏ الْعِلْمِ‏ عِنْدَكُمْ‏ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع) الْأَمْرُ أَعْظَمُ مِنْ ذَلِكَ وَ أَجَلُّ أَ مَا تَقْرَأُ كِتَابَ اللَّهِ قَالَ قُلْتُ بَلَى قَالَ أَ مَا تَقْرَأُ ﴿وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ[۳۷] أَ فَتَرَوْنَ أَنَّهُ كَانَ فِي حَالٍ لَا يَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَ لَا الْإِيمَانُ قَالَ قُلْتُ هَكَذَا نَقْرَؤُهَا قَالَ نَعَمْ قَدْ كَانَ فِي حَالٍ لَا يَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَ لَا الْإِيمَانُ حَتَّى بَعَثَ اللَّهُ تِلْكَ الرُّوحَ فَعَلَّمَهُ بِهَا الْعِلْمَ وَ الْفَهْمَ»[۳۸]. ابوحمزه و عبدالله بن طلحه، هر یک جداگانه گفته‌اند: از امام صادق(ع) راجع به علم امام پرسیدم که آیا علمی است که از کتاب‌هایی که نزد شما است نشأت می‌گیرد یا از روایاتی است که برخی از شما از بعضی دیگر نقل می‌کنید یا [این که به گونه‌ای دیگر است. به هرحال] علمی که نزد شما است و به ما انتقال می‌دهید چگونه است؟ حضرت فرمودند: علم امام بسیار فراتر از این حرف‌ها است.... آیا این آیه را نخوانده‌ای که خداوند متعال فرمود: ﴿وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ[۳۹] سپس امام فرمود: آیا شما گمان می‌کنید که او در حالی بود که نمی‌دانست کتاب و ایمان چیست؟ گفتم: ما این‌گونه آیه را قرائت می‌کنیم. حضرت فرمودند: آری، پیامبر(ص) در حالی بود که نمی‌دانست کتاب و ایمان چیست تا آن‌که خداوند آن روح را به سوی او فرستاد. پس به واسطه آن به او فهم و علم را تعلیم داد. این حدیث منشأ علم امام را هیچ یک از علوم وراثتی یا حتی علومی که امام از دهان مبارک پدران خود شنیده، نمی‌داند، بلکه این دست علوم را در مقایسه با علم امام ناچیز می‌شمرد و علم حقیقی و اعظم امام را علمی معرفی می‌کند که از طریق روح به امام لحظه به لحظه می‌رسد. امثال این حدیث به خوبی با مجموعه احادیث افزایش علم امام همسو است.
  4. «عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع)‏ فِي قَوْلِهِ» ﴿وَالسَّمَاءِ وَالطَّارِقِ[۴۰] «قَالَ قَالَ السَّمَاءُ فِي هَذَا الْمَوْضِعِ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) وَ الطَّارِقُ الَّذِي يَطْرُقُ الْأَئِمَّةَ(ع) مِنْ عِنْدِ رَبِّهِمْ- مِمَّا يَحْدُثُ‏ بِاللَّيْلِ‏ وَ النَّهَارِ- وَ هُوَ الرُّوحُ‏ الَّذِي‏ مَعَ الْأَئِمَّةِ(ع)يُسَدِّدُهُمْ- قُلْتُ وَ» ﴿النَّجْمُ الثَّاقِبُ[۴۱] «قَالَ: ذَاكَ رَسُولُ اللَّهِ(ص)»[۴۲]. ابوبصیر از امام صادق(ع) درباره آیه ﴿وَالسَّمَاءِ وَالطَّارِقِ پرسید. حضرت فرمود: منظور از ﴿وَالسَّمَاءِ در این آیه امیرالمؤمنین(ع) است و مراد از ﴿وَالطَّارِقِ آن کسی است که از جانب پروردگار [علوم یا] وقایعی که شبانه روز حادث می‌شود را نزد امامان می‌آورد و او همان روحی است که با امامان است و ایشان را تسدید می‌کند. گفتم: ﴿النَّجْمُ الثَّاقِبُ کیست؟ فرمود: پیامبر اکرم(ص) است.
  5. «عَنْ جُعَيْدٍ الْهَمْدَانِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ(ع): بِأَيِّ حُكْمٍ‏ تَحْكُمُونَ‏ قَالَ نَحْكُمَ بِحُكْمِ آلِ دَاوُدَ فَإِنْ عَيِينَا شَيْئاً تَلَقَّانَا بِهِ رُوحُ الْقُدُسِ»[۴۳].

در مجموع می‌توان گفت که در این گونه حدیثی، از چهار وصفِ توفیق، تسدید، إخبار دائمی امام و آوردن علم برای امام توسط روح یا روح القدس، سخن رانده شده است. توفیق و تسدید دلالت چندانی بر مدعا ندارد، اما ظهور واژه “یخبره” آن است که جناب روح، همواره در طول زمان‌ها و به صورت شبانه‌روزی، علم جدید برای امام به ارمغان می‌آورد؛ در غیر این صورت از علوم موجود و وراثتی استفاده می‌فرمود و نیازی به اخبار جدید نبود. نیز در چند حدیث، از جمله حدیث نخستین و حدیث پایانی، تصریح شده است که وقتی امام علم لازم را در اختیار ندارد، روح القدس به کمک علمی امام می‌شتابد و این چنین افزایش علم برای امام تحقق می‌یابد. در نتیجه، طبق این گروه از احادیث نیز علم امام با اخبار دائمی روح و نیز القای علم در موارد نیاز، همواره افزایش می‌یابد.[۴۴].

احادیث تقسیم منابع علم امام

در یک نگاه کلان به احادیث علم امام، درمی‌یابیم که علم امام و نیز منابع آن، به دو دسته کلی تقسیم می‌شود: اولی علمی است که نزد امام موجود است و از سلسله حجج پیشین، با توارث به امام رسیده است. از این علوم به عنوان “علوم وراثتی” یا “اثر” و “آثار” نام برده شده است[۴۵]. دیگری علمی است که تازه به تازه از ناحیه خداوند، به واسطه روح، ملائکه و واسطه‌های دیگر یا بدون واسطه به امام می‌رسد. به این تنویع در برخی از این احادیث تصریح و در برخی دیگر اشاره[۴۶] شده است. به این حدیث توجه کنید: «عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ مُوسَى(ع) قَالَ: مَبْلَغُ‏ عِلْمِنَا عَلَى‏ ثَلَاثَةِ وُجُوهٍ‏ مَاضٍ وَ غَابِرٍ وَ حَادِثٍ فَأَمَّا الْمَاضِي فَمُفَسَّرٌ وَ أَمَّا الْغَابِرُ فَمَزْبُورٌ وَ أَمَّا الْحَادِثُ فَقَذْفٌ فِي الْقُلُوبِ وَ نَقْرٌ فِي الْأَسْمَاعِ وَ هُوَ أَفْضَلُ عِلْمِنَا وَ لَا نَبِيَّ بَعْدَ نَبِيِّنَا»[۴۷]. حضرت امام کاظم(ع) فرمودند: نقطه اتصال علم ما سه صورت دارد: گذشته، آینده و جدید [ی که به تازگی پدید می‌آید]. آن علمی که گذشته، [برای ما] تفسیر شده است و آن علمی که در آینده واقع شود، [در کتبی که نزد ما است] مکتوب است و علومی که به تازگی پدید آید به صورت پرتاب در قلب و طنین‌انداز شدن در گوش است [که این چنین به دست ما خواهند رسید] و این بزرگ‌ترین علوم ما است [البته باید توجه داشت که این نوع ارتباط با خداوند به معنای نبوت نیست] و پس از پیامبر(ص) پیامبری وجود ندارد.

در این حدیث علم امام به گذشته، آینده و علوم جدید تقسیم می‌شود. به قرینه مقابله، که این سه علم در عرض یکدیگر قرار گرفته‌اند، علومی برای امام به اثبات می‌رسد که شبانه روز و جدید برای امام حادث می‌شود. این علم، غیر از دو شق دیگر می‌باشد و با علوم وراثتی و موجود در نزد امام، کاملاً متفاوت است. در نتیجه با این نوع از علوم، علم امام دائماً افزایش پیدا می‌کند.[۴۸].

احادیث چگونگی تلقی علم جدید

در این گونه از احادیث، سخن از انواع تلقی علم افزون به میان آمده است. این احادیث از تنوع قابل توجهی برخوردارند. برای نمونه به این سه حدیث توجه کنید:

  1. «عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ النَّجَاشِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: قَالَ فِينَا وَ اللَّهِ مَنْ‏ يُنْقَرُ فِي‏ أُذُنِهِ‏ وَ يُنْكَتُ فِي قَلْبِهِ وَ تُصَافِحُهُ الْمَلَائِكَةُ قُلْتُ كَانَ أَوِ الْيَوْمَ قَالَ بَلِ الْيَوْمَ فَقُلْتُ كَانَ أَوِ الْيَوْمَ قَالَ بَلِ الْيَوْمَ وَ اللَّهِ يَا ابْنَ النَّجَاشِيِّ حَتَّى قَالَهَا ثَلَاثاً»[۴۹].
  2. «عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ(ع) عِلْمُ‏ عَالِمِكُمْ‏ اسْتِمَاعٌ أَوْ إِلْهَامٌ قَالَ يَكُونُ سَمَاعاً وَ يَكُونُ إِلْهَاماً وَ يَكُونَانِ مَعاً»[۵۰].
  3. «عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) يَقُولُ‏ إِنَّ مِنَّا لَمَنْ يُعَايِنُ‏ مُعَايَنَةً وَ إِنَّ مِنَّا لَمَنْ يَنْقُرُ فِي قَلْبِهِ كَيْتَ وَ كَيْتَ وَ إِنَّ مِنَّا لَمَنْ يَسْمَعُ كَمَا يَقَعُ السِّلْسِلَةُ كُلُّهُ يَقَعُ فِي الطَّسْتِ قَالَ قُلْتُ فَالَّذِينَ يُعَايِنُونَ مَا هُمْ قَالَ خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ»[۵۱].

نکت در قلب[۵۲]، نقر در اذن[۵۳]، سماع صوت، الهام و دیدن روح، تعابیری است که روش‌های مختلف چگونگی اخذ علوم افزون را بیان می‌کند. در برخی از این احادیث، ازدیاد علم امام پیش‌فرض دانسته شده و تنها از انواع تلقی سخن می‌گویند[۵۴] و در پاره‌ای، ابتدا به ازدیاد علم امام تصریح شده و سپس از چگونگی آن سخن به میان آمده است[۵۵]. ولی همه این انواع، در محدوده علم افزون است؛ چون در کیفیت اخذ علوم موجود و وراثتی، نیازی به هیچ یک از انواع مذکور نیست. پس این گونه حدیثی نیز بر ازدیاد علم امام دلالت دارد.[۵۶].

پرسش‌های وابسته

جستارهای وابسته

منبع‌شناسی جامع علم معصوم

منابع

پانویس

  1. «لَوْ لَا أَنَّا نَزْدَادُ لَأَنْفَدْنَا قَالَ قُلْتُ تَزْدَادُونَ شَیْئاً لَا یَعْلَمُهُ رَسُولُ اللَّهِ ص قَالَ أَمَا إِنَّهُ إِذَا کَانَ ذَلِکَ عُرِضَ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ ص ثُمَّ عَلَی الْأَئِمَّةِ ثُمَّ انْتَهَی الْأَمْرُ إِلَیْنَا»؛ کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج ۱، ص ۲۵۵.
  2. «لَوْ لَا أَنَّا نَزْدَادُ لَأَنْفَدْنَا»؛ اصول کافی، ج۱، ص۲۵۴.
  3. «إِذَا أَرَادَ الْإِمَامُ أَنْ یَعْلَمَ شَیْئاً أَعْلَمَهُ اللَّهُ ذَلِکَ»؛ کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج ۱، ص ۲۵۸.
  4. «إِنَّا لَنُزَادُ فِی اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ وَ لَوْ لَمْ نُزَدْ لَنَفِدَ مَا عِنْدَنَا قَالَ أَبُو بَصِیرٍ جُعِلْتُ فِدَاکَ مَنْ یَأْتِیکُمْ بِهِ قَالَ إِنَّ مِنَّا مَنْ یُعَایِنُ وَ إِنَّ مِنَّا لَمَنْ یُنْقَرُ فِی قَلْبِهِ کَیْتَ وَ کَیْتَ وَ إِنَّ مِنَّا لَمَنْ یَسْمَعُ بِأُذُنِهِ وَقْعاً کَوَقْعِ السِّلْسِلَةِ فِی الطَّسْتِ قَالَ فَقُلْتُ لَهُ مَنِ الَّذِی یَأْتِیکُمْ بِذَلِکَ قَالَ خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِیلَ وَ مِیکَائِیل»؛ ‏محمد بن حسن الصفار، بصائر‌الدرجات، ج ۱، ص ۲۳۲.
  5. «مَبْلَغُ عِلْمِنَا عَلَی ثَلَاثَةِ وُجُوهٍ مَاضٍ وَ غَابِرٍ وَ حَادِثٍ فَأَمَّا الْمَاضِی فَمُفَسَّرٌ وَ أَمَّا الْغَابِرُ فَمَزْبُورٌ وَ أَمَّا الْحَادِثُ فَقَذْفٌ فِی الْقُلُوبِ وَ نَقْرٌ فِی الْأَسْمَاعِ وَ هُوَ أَفْضَلُ عِلْمِنَا وَ لَا نَبِیَّ بَعْدَ نَبِیِّنَا»؛ کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج ۱ ص ۲۶۴.
  6. «عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَی أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع)فَقُلْتُ لَهُ إِنِّی أَسْأَلُکَ جُعِلْتُ فِدَاکَ عَنْ مَسْأَلَةٍ لَیْسَ هَاهُنَا أَحَدٌ یَسْمَعُ کَلَامِی فَرَفَعَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع)سِتْراً بَیْنِی وَ بَیْنَ بَیْتٍ آخَرَ فَاطَّلَعَ فِیهِ ثُمَّ قَالَ یَا أَبَا مُحَمَّدٍ سَلْ عَمَّا بَدَا لَکَ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّ الشِّیعَةِ یَتَحَدَّثُونَ‏ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص عَلَّمَ عَلِیّاً(ع)بَاباً یُفْتَحُ مِنْهُ أَلْفُ بَابٍ قَالَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع)یَا أَبَا مُحَمَّدٍ عَلَّمَ وَ اللَّهِ رَسُولُ اللَّهِ عَلِیّاً أَلْفَ بَابٍ یُفْتَحُ لَهُ مِنْ کُلِّ بَابٍ أَلْفُ بَابٍ قَالَ قُلْتُ لَهُ وَ اللَّهِ هَذَا لَعِلْمٌ فَنَکَتَ سَاعَةً فِی الْأَرْضِ ثُمَّ قَالَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ وَ مَا هُوَ بِذَلِکَ ثُمَّ قَالَ یَا أَبَا مُحَمَّدٍ وَ إِنَّ عِنْدَنَا الْجَامِعَةَ وَ مَا یُدْرِیهِمْ مَا الْجَامِعَةُ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ وَ مَا الْجَامِعَةُ قَالَ صَحِیفَةٌ طُولُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعاً بِذِرَاعِ رَسُولِ اللَّهِ ص... ثُمَّ قَالَ إِنَّ عِنْدَنَا لَعِلْمٌ مَا کَانَ وَ مَا هُوَ کَائِنٌ إِلَی أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ هَذَا وَ اللَّهِ هُوَ الْعِلْمُ قَالَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ وَ مَا هُوَ بِذَاکَ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ فَأَیُّ شَیْ‏ءٍ هُوَ الْعِلْمُ قَالَ مَا یَحْدُثُ بِاللَّیْلِ وَ النَّهَارِ الْأَمْرُ بَعْدَ الْأَمْرِ وَ الشَّیْ‏ءُ بَعْدَ الشَّیْ‏ءِ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَة»؛ بصائرالدرجات، ص ۱۵۱، ح۳.
  7. «إِنَّمَا الْعِلْمُ مَا یَحْدُثُ بِاللَّیْلِ وَ النَّهَارِ یَوْماً بِیَوْمٍ وَ سَاعَةً بِسَاعَةٍ»؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص ۲۲۵، ح ۱.
  8. «إِنَّا لَنُزَادُ فِی اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ وَ لَوْ لَمْ نُزَدْ لَنَفِدَ مَا عِنْدَنَا»؛ محمد بن حسن الصفار، بصائر الدرجات، ص ۳۹۵.
  9. «یَا أَبَا یَحْیَی إِنَّ لَنَا فِی لَیَالِی الْجُمُعَةِ لَشَأْناً مِنَ الشَّأْنِ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ وَ مَا ذَاکَ الشَّأْنُ قَالَ یُؤْذَنُ لِأَرْوَاحِ الْأَنْبِیَاءِ الْمَوْتَی(ع)وَ أَرْوَاحِ الْأَوْصِیَاءِ الْمَوْتَی وَ رُوحِ الْوَصِیِّ الَّذِی بَیْنَ ظَهْرَانَیْکُمْ یُعْرَجُ بِهَا إِلَی السَّمَاءِ حَتَّی تُوَافِیَ عَرْشَ رَبِّهَا فَتَطُوفُ بِهِ أُسْبُوعاً وَ تُصَلِّی عِنْدَ کُلِّ قَائِمَةٍ مِنْ قَوَائِمِ الْعَرْشِ رَکْعَتَیْنِ ثُمَّ تُرَدُّ إِلَی الْأَبْدَانِ الَّتِی کَانَتْ فِیهَا فَتُصْبِحُ الْأَنْبِیَاءُ وَ الْأَوْصِیَاءُ قَدْ مُلِئُوا سُرُوراً وَ یُصْبِحُ الْوَصِیُّ الَّذِی بَیْنَ ظَهْرَانَیْکُمْ وَ قَدْ زِیدَ فِی عِلْمِهِ مِثْلُ جَمِّ الْغَفِیر»؛ کافی، ج۱، ص۲۵۳.
  10. «إِذَا کَانَ لَیْلَةُ الْجُمُعَةِ وَافَی رَسُولُ اللَّهِ ص الْعَرْشَ وَ وَافَی الْأَئِمَّةُ(ع)مَعَهُ وَ وَافَیْنَا مَعَهُمْ فَلَا تُرَدُّ أَرْوَاحُنَا إِلَی أَبْدَانِنَا إِلَّا بِعِلْمٍ مُسْتَفَادٍ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَأَنْفَدْنَا»؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی ج ۱، ص ۲۵۴.
  11. «مَا مِنْ لَیْلَةِ جُمُعَةٍ إِلَّا وَ لِأَوْلِیَاءِ اللَّهِ فِیهَا سُرُورٌ قُلْتُ کَیْفَ ذَلِکَ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَالَ إِذَا کَانَ لَیْلَةُ الْجُمُعَةِ وَافَی رَسُولُ اللَّهِ ص الْعَرْشَ وَ وَافَی الْأَئِمَّةُ(ع)وَ وَافَیْتُ مَعَهُمْ فَمَا أَرْجِعُ إِلَّا بِعِلْمٍ مُسْتَفَادٍ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَنَفِدَ مَا عِنْدِی»؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص ۲۵۴، ح ۳.
  12. «إِنَّهُ لَیَنْزِلُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ إِلَی وَلِیِّ الْأَمْرِ تَفْسِیرُ الْأُمُورِ سَنَةً سَنَةً یُؤْمَرُ فِیهَا فِی أَمْرِ نَفْسِهِ بِکَذَا وَ کَذَا وَ فِی أَمْرِ النَّاسِ بِکَذَا وَ کَذَا وَ إِنَّهُ لَیَحْدُثُ لِوَلِیِّ الْأَمْرِ سِوَی ذَلِکَ کُلَّ یَوْمٍ عِلْمُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الْخَاصُّ وَ الْمَکْنُونُ الْعَجِیبُ الْمَخْزُونُ- مِثْلُ مَا یَنْزِلُ فِی تِلْکَ اللَّیْلَةِ مِنَ الْأَمْرِ ثُمَّ قَرَأَ وَ لَوْ أَنَّ ما فِی الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ‏ وَ الْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ کَلِماتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ»؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص ۲۴۸، ح ۳.
  13. «یُؤْذَنُ لِأَرْوَاحِ الْأَنْبِیَاءِ الْمَوْتَی وَ أَرْوَاحِ الْأَوْصِیَاءِ الْمَوْتَی وَ رُوحِ الْوَصِیِّ الَّذِی بَیْنَ ظَهْرَانَیْکُمْ یُعْرَجُ بِهَا إِلَی السَّمَاءِ حَتَّی تُوَافِیَ عَرْشَ رَبِّهَا... فَتُصْبِحُ الْأَنْبِیَاءُ وَ الْأَوْصِیَاءُ قَدْ مُلِئُوا وَ أُعْطُوا سُرُوراً وَ یُصْبِحُ الْوَصِیُّ الَّذِی بَیْنَ ظَهْرَانَیْکُمْ وَ قَدْ زِیدَ فِی عِلْمِهِ مِثْلُ جَمِّ الْغَفِیر»؛ محمد بن حسن الصفار، بصائرالدرجات، ص ۱۳۱.
  14. ر.ک. امینی، ابراهیم، بررسی مسائل کلی امامت، ص ۲۸۷؛ خاتمی، سیداحمد، در آستان امامان، ملائکه و دیدار با امامان، ماهنامه پاسداران اسلام، ش ۲۴۸؛ تحریری، محمدباقر، جلوه‌های لاهوتی، ج ۱، ص ۱۳۹؛ عسکری امام خان، منشأ و قلمرو علم امام، فصل پنجم؛ غرویان، محسن، میرباقری، سیدمحمد حسین، غلامی، محمدرضا، بحثی مبسوط در آزمایش عقاید، ص ۳۳۹؛ رستمی، محمدزمان، آل بویه، طاهره، علم امام؛ نادم؛ محمدحسن، افتخاری، سیدابراهیم، منابع علم امام از دیدگاه متکلمان قم و بغداد، ص ۶۱ و....
  15. یارمحمدیان، محمد تقی، ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت، ص ۱۱۸.
  16. جمعی از اصحاب اثمه، الأصول الستة عشر، ص۲۴۰؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۱۳۰-۱۳۲، ۳۹۲-۳۹۶، ۴۶۴-۴۶۶؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۵۳-۲۵۵؛ طوسی، محمد بن حسن، امالی، ص۴۰۹؛ مفید، محمد بن محمد، اختصاص، ص۳۱۲-۳۱۳.
  17. صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۱۳۲، ح۷.
  18. «صفوان بن یحیی گفت: شنیدم از امام کاظم [یا امام رضا(ع)] که همواره می‌فرمود: امام صادق (یا امام باقر(ع)] همیشه می‌فرمود: چنان‌چه ما افزایش پیدا نکنیم، بدون شک از بین خواهیم رفت.» صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۳۹۵؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۵۴.
  19. صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۳۹۵؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۵۴.
  20. «زراره گفت: از امام باقر(ع) شنیدم که همواره می‌فرمود: چنان‌چه ما افزایش پیدا نکنیم، بدون شک از بین خواهیم رفت. گفتم: چیزی به شما افزوده می‌شود که رسول الله(ص) به آن عالم نیست؟ فرمود: بدان هرگاه رخداد افزایش علم امام اتفاق افتد، ابتدا علم افزون به رسول الله(ص) عرضه می‌شود، سپس به [یکایک] امامان تا آن‌گاه به ما منتهی گردد.» کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۵۵.
  21. «و امامی که در بین شما است، صبح‌گاهان آغاز می‌کند، درحالی که انبوهی از علم بر او افزوده شده است.» کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۵۳.
  22. «پس روح‌های ما به بدن‌هایمان باز نمی‌گردد، مگر با علمی جدید؛ و اگر این واقعه رخ ندهد، بدون شک از بین خواهیم رفت.» کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۵۴؛ طوسی، محمد بن حسن، امالی، ص۴۰۹.
  23. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۷۴. در حدیث پنجم دقت کنید. از این دست علوم، تعبیر به «أوجب» شده است. اگر آگاهی امام از علم وراثتی واجب باشد، علم افزون که الهام روح است، اوجب شمرده شده است. این سخن دلالت دارد بر اینکه این علم برای امام ضروری، بلکه ضروری‌ترین علم امام است.
  24. یارمحمدیان، محمد تقی، ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت، ص ۱۱۸.
  25. «كَانَ الْمُفَضَّلُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) فَقَالَ لَهُ الْمُفَضَّلُ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَفْرِضُ‏ اللَّهُ‏ طَاعَةَ عَبْدٍ عَلَى‏ الْعِبَادِ وَ يَحْجُبُ عَنْهُ خَبَرَ السَّمَاءِ قَالَ لَا اللَّهُ أَكْرَمُ وَ أَرْحَمُ وَ أَرْأَفُ بِعِبَادِهِ مِنْ أَنْ يَفْرِضَ طَاعَةَ عَبْدٍ عَلَى الْعِبَادِ ثُمَّ يَحْجُبَ عَنْهُ خَبَرَ السَّمَاءِ صَبَاحاً وَ مَسَاءً» کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۶۱.
  26. البته گفتی است که گستره افتراض طاعت امام، از بندگان فراتر رفته است و تمام موجودات را در بر می‌گیرد. لذا گستره علمی‌ای که هر لحظه از طرف خداوند بر امام هبوط می‌کند، به مراتب وسیع‌تر است.
  27. «إِرَادَةُ الرَّبِّ فِي‏ مَقَادِيرِ أُمُورِهِ‏ تَهْبِطُ إِلَيْكُمْ وَ تَصْدُرُ مِنْ بُيُوتِكُمْ»؛ اراده خداوند در تقدیرات امورش، به سوی شما هبوط کرده و از خانه‌های شما صادر می‌گردد (کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۴، ص۵۷۷؛ ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، ص۲۰۰؛ طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الأحکام، ج۶، ص۵۵.
  28. یارمحمدیان، محمد تقی، ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت، ص ۱۲۸.
  29. «حُمْرَانَ بْنِ أَعْيَنَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: إِنَّ جَبْرَئِيلَ(ع) أَتَى رَسُولَ اللَّهِ(ص) بِرُمَّانَتَيْنِ فَأَكَلَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) إِحْدَاهُمَا وَ كَسَرَ الْأُخْرَى بِنِصْفَيْنِ فَأَكَلَ نِصْفاً وَ أَطْعَمَ عَلِيّاً نِصْفاً ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) يَا أَخِي هَلْ تَدْرِي مَا هَاتَانِ الرُّمَّانَتَانِ قَالَ لَا قَالَ أَمَّا الْأُولَى فَالنُّبُوَّةُ لَيْسَ لَكَ فِيهَا نَصِيبٌ وَ أَمَّا الْأُخْرَى فَالْعِلْمُ أَنْتَ شَرِيكِي فِيهِ فَقُلْتُ أَصْلَحَكَ اللَّهُ كَيْفَ كَانَ يَكُونُ شَرِيكَهُ فِيهِ قَالَ لَمْ يُعَلِّمِ اللَّهُ مُحَمَّداً(ص) عِلْماً إِلَّا وَ أَمَرَهُ أَنْ يُعَلِّمَهُ عَلِيّاً(ع)» کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۶۳.
  30. ﴿فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْمًا «پس، فرابرترا که خداوند است، آن فرمانفرمای راستین و در قرآن پیش از آنکه وحی آن به تو پایان پذیرد شتاب مکن و بگو: پروردگارا! بر دانش من بیفزای!» سوره طه، آیه ۱۱۴؛ ﴿يُنَزِّلُ الْمَلَائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ أَنْ أَنْذِرُوا أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاتَّقُونِ «فرشتگان را با روح از (مبدأ) امر خویش بر هر کس از بندگانش که بخواهد فرو می‌فرستد که بیم دهید: هیچ خدایی جز من نیست بنابراین از من پروا کنید» سوره نحل، آیه ۲؛ ﴿رَفِيعُ الدَّرَجَاتِ ذُو الْعَرْشِ يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ لِيُنْذِرَ يَوْمَ التَّلَاقِ «(او) برفرازنده رتبگان، دارای اورنگ (فرمانفرمایی جهان) است؛ روح (القدس) را از امر خویش نزد هر کس از بندگانش که بخواهد (برای رساندن وحی) می‌فرستد تا روز همدیداری را بیم دهد» سوره غافر، آیه ۱۵؛ ﴿وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ «و بدین‌گونه ما روحی از امر خویش را به تو وحی کردیم؛ تو نمی‌دانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از بندگان خویش هر که را بخواهیم راهنمایی می‌کنیم و بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی» سوره شوری، آیه ۵۲؛ ﴿إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ * فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ * أَمْرًا مِّنْ عِندِنَا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ «که ما آن را در شبی خجسته فرو فرستادیم، بی‌گمان ما بیم‌دهنده بودیم * در آن (شب)، هر کار استواری را (که اجمال دارد) جدا می‌کنند (و تفصیل می‌دهند) * به فرمانی از نزد ما که ما فرستنده‌ایم» سوره دخان، آیه ۳-۵؛ ﴿إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ * وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ * لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ * تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ * سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ «ما آن (قرآن) را در شب قدر فرو فرستادیم * و تو چه می‌دانی شب قدر چیست؟ * شب قدر از هزار ماه بهتر است * فرشتگان و روح (الامین) در آن، با اذن پروردگارشان برای هر کاری فرود می‌آیند * آن (شب) تا دمیدن سپیده (امن و) سلامت است» سوره قدر، آیه ۱-۵.
  31. صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۳۹۲-۳۹۴، ۴۵۵-۴۵۸؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۵۵-۲۵۶.
  32. جمعی از اصحاب ائمه، الأصول الستة عشر، ص۲۴۰؛ صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۳۹۲-۳۹۴؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۵۵، ح۳- ۴؛ مفید، محمد بن محمد، اختصاص، ص۳۱۲-۳۱۳.
  33. یارمحمدیان، محمد تقی، ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت، ص ۱۲۹.
  34. «...قَالَتْ حَكِيمَةُ فَقُلْتُ وَ مَا هَذَا الطَّيْرُ قَالَ هَذَا رُوحُ الْقُدُسِ الْمُوَكَّلُ بِالْأَئِمَّةِ(ع) يُوَفِّقُهُمْ وَ يُسَدِّدُهُمْ وَ يُرَبِّيهِمْ بِالْعِلْمِ» صدوق، محمد بن علی، کمال الدین، ج۲، ص۴۲۹.
  35. «و بدین‌گونه ما روحی از امر خویش را به تو وحی کردیم» سوره شوری، آیه ۵۲.
  36. صدوق، محمد بن علی، کمال الدین، ج۲، ص۴۵۶؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۷۳.
  37. «و بدین‌گونه ما روحی از امر خویش را به تو وحی کردیم؛ تو نمی‌دانستی کتاب و ایمان چیست» سوره شوری، آیه ۵۲.
  38. صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۴۵۹.
  39. «و بدین‌گونه ما روحی از امر خویش را به تو وحی کردیم؛ تو نمی‌دانستی کتاب و ایمان چیست» سوره شوری، آیه ۵۲.
  40. «سوگند به آسمان و به ستاره صبح (شب‌شکن)،» سوره طارق، آیه ۱.
  41. «ستاره درخشان است،» سوره طارق، آیه ۳.
  42. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر، ج۲، ص۴۱۵.
  43. «جعید همدانی می‌گوید: از امام سجاد(ع) پرسیدم: [هنگام قضاوت] به چه حکمی حکم می‌کنید؟ فرمود: ما به حکم آل داود حکم می‌کنیم. پس چنان چه چیزی را نمی‌دانستیم، روح القدس آن را به ما القا می‌کند.» صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۴۵۱.
  44. یارمحمدیان، محمد تقی، ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت، ص ۱۳۰.
  45. صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۱۳۵، ح۱ و ص۱۳۹، ح۳ و ص۳۲۵، ح۴-۶ و ص۴۶۸، ح۱-۲.
  46. برقی، احمد بن محمد، محاسن، ج۱، ص۲۳۵؛ صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۱۱۲، ۱۱۴-۱۱۸، ۳۲۷، ۴۶۵-۴۶۶؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۲۱-۲۲۳؛ ابن بابویه، علی بن حسین، الإمامة و التبصرة، ص۸۷؛ صدوق، محمد بن علی، کمال الدین، ج۱، ص۲۲۳؛ همو، علل الشرایع، ج۲، ص۵۹۱؛ طوسی، محمد بن حسن، الغیبة، ص۲۲۳.
  47. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۶۴.
  48. یارمحمدیان، محمد تقی، ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت، ص ۱۳۵.
  49. «عبدالله بن نجاشی از امام صادق(ع) نقل کرده که فرمودند: به خدا قسم در بین ما کسی هست که علم در گوش او طنین‌انداز می‌شود و در قلبش اثرگذارده و جای می‌گیرد و ملائکه با وی مصافحه می‌کنند. گفتم: در گذشته این چنین بوده یا اکنون نیز هست؟ حضرت فرمودند: نه هم‌اکنون این چنین است. دوباره پرسیدم: در گذشته این چنین بوده یا اکنون نیز هست؟ حضرت فرمودند: ای پسر نجاشی! به خدا قسم هم‌اکنون این چنین است؛ تا آن‌که حضرت سه بار این جمله را فرمودند.» مفید، محمد بن محمد، اختصاص، ص۲۸۶.
  50. «علی بن یقطین گفت: از امام کاظم(ع) پرسیدم: علم عالم شما از روی شنیدن و سماع است یا الهام؟ حضرت فرمودند: گاهی از روی شنیدن و گاهی الهام و گاهی هر دو با همدیگر است.» صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۳۱۷.
  51. «ابوبصیر گفت: از امام صادق(ع) شنیدم که می‌فرمود: بدون شک از ما کسی هست که به گونه‌ای خاص می‌بیند و از ما کسی هست که [علم] چنین و چنان در قلبش جای می‌گیرد و از ما کسی هست که مانند صدای افتادن کل زنجیر در طشت صدا را می‌شنود. پرسیدم: آن کسانی که دیده می‌شوند چه کسانی هستند؟ حضرت فرمودند: آفریده‌ای بزرگ‌تر از جبرئیل و میکائیل است.» صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۲۳۱.
  52. نکت - نکتاً الأرض بقضیب أو بإصبعه: اثر گذاشت بر زمین در حال تفکر، به واسطه کوبیدن، یا کشیدن چوب، یا انگشت خود بر زمین؛ البته اثر کم، نه اینکه گودال درست کند. همان خطی که انسان گاهی با چوبی با انگشت خود بر زمین می‌کشد (ابن فارس، احمد، معجم مقاییس اللغة، ج۵، ص۴۷۶؛ زمخشری، محمود، الفائق، ج۳، ص۳۳۰؛ فیومی، احمد، مصباح المنیر، ج۲، ص۶۲۴؛ طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، ج۲، ص۲۲۶).
  53. نفر ینفر: ضربه زدن بر چیزی با یکی از اعضای بدن انسان، یا حیوان، یا به وسیله ابزاری، مانند تبر که فاعل قصد دارد با این ضربه زدن، سوراخ یا اثری در آن شیء ایجاد کند (ابن‌فارس، احمد، معجم مقاییس اللغة، ج۵، ص۴۶۸؛ راغب اصفهانی، حسین، مفردات، ص۸۲۱؛ فیومی، احمد، مصباح المنیر، ج۲، ص۶۲۱؛ طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، ج۳، ص۵۰۱؛ مصطفوی، حسن، التحقیق، ج۱۲، ص۲۱۹).
  54. طوسی، محمد بن حسن، امالی، ص۴۰۸؛ مفید، محمد بن محمد، اختصاص، ص۲۸۶.
  55. صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۳۱۸، ح۲ و ص۳۱۹، ح۳.
  56. یارمحمدیان، محمد تقی، ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت، ص ۱۳۶.