پرش به محتوا

تمدن اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۴٬۳۷۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۰ دسامبر ۲۰۲۲
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۴۱: خط ۴۱:
در نگاه اول که نگاه [[اسلام]] به فرد [[انسانی]] است، یک فرد مورد خطاب اسلام قرار می‌گیرد. در اینجا انسان یک رهروی است که در راهی حرکت می‌کند، که اگر درست حرکت کند، این راه، او را به [[خدا]] خواهد رساند؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ}}<ref>«ای انسان! بی‌گمان تو به سوی پروردگارت سخت کوشنده‌ای، پس به لقای او خواهی رسید» سوره انشقاق، آیه ۶.</ref>. اگر بخواهیم این راه را تعریف کنیم، در یک جمله کوتاه می‌شود گفت این راه، عبارت است از مسیر [[خودپرستی]] تا [[خداپرستی]]. اگر انسان از خودپرستی به سمت خداپرستی حرکت کند. مسیر صحیح و [[صراط مستقیم]] را طی کرده است. یکایک ما مخاطب این [[آیه]] هستیم؛ و چه [[دنیا]] را [[ظلمات]] [[کفر]] بگیرد یا [[نور ایمان]] بگیرد، از این جهت تفاوت نمی‌کند. [[وظیفه]] هر فردی به عنوان یک فرد این است که در این راه حرکت کند؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لَا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! خویش را دریابید! چون رهیاب شده باشید آن کس که گمراه است به شما زیان نمی‌رساند؛ همگان بازگشتتان به سوی خداوند است آنگاه شما را از آنچه می‌کرده‌اید آگاه می‌گرداند» سوره مائده، آیه ۱۰۵.</ref>. باید این حرکت را انجام بدهد؛ حرکت از [[ظلمت]] به [[نور]]، از ظلمت [[خودخواهی]] به نور [[توحید]]. جاده این راه، همان [[واجبات]] و [[ترک محرمات]] است. [[ایمان قلبی]] [[موتور]] حرکت در این راه است؛ [[ملکات اخلاقی]] و [[فضائل اخلاقی]]، آذوقه و [[توشه]] این راه است، که راه و حرکت را برای انسان آسان و تسهیل می‌کند؛ سرعت می‌بخشد. [[وظیفه]] فرد در نگاه [[اسلام]] به فرد، در همه زمان‌ها این است. اسلام در این نگاه به [[انسان]] به عنوان یک فرد، در عین اینکه توصیه به [[زهد]] می‌کنند، [[قطع رابطه]] با [[دنیا]] و کنار گذاشتن دنیا را ممنوع می‌شمارند. دنیا همین [[طبیعت]]، همین [[بدن]] ما، [[زندگی]] ما، [[جامعه]] ما، [[سیاست]] ما، [[اقتصاد]] ما، [[روابط اجتماعی]] ما، فرزند ما، [[ثروت]] ما و [[خانه]] ماست. دل‌بستگی به این دنیا، [[دل]] باخته شدن به این نمونه‌ها، در این خطاب فردی، کار مذمومی است. در عین حال اینها را رها هم نباید کرد. کسی که از متاع دنیا، [[زینت]] دنیا، از [[نعمت‌های الهی]] در دنیا رو برگرداند، این هم ممنوع است. {{متن قرآن|قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ}}<ref>«بگو: چه کسی زیوری را که خداوند برای بندگانش پدید آورده و (نیز) روزی‌های پاکیزه را، حرام کرده است؟ بگو: آن (ها) در زندگی این جهان برای کسانی است که ایمان آورده‌اند، در روز رستخیز (نیز) ویژه (ی مؤمنان) است؛ این چنین ما آیات خود را برای گروهی که دانشورند روشن می‌داریم» سوره اعراف، آیه ۳۲.</ref>. در کنار او یک [[لذت]] بالاتر را که لذت [[انس با خدا]] و لذت ذکر خداست، آن را هم به او یاد می‌دهند. [[هدف]] این حرکت و تلاش، [[رستگاری]] انسان است. اگر انسان به این دستورالعمل و نسخه‌ای که به او داده شده است. عمل بکند، [[رستگار]] می‌شود: {{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«کسانی از مرد و زن که کار شایسته‌ای کنند؛ و مؤمن باشند، بی‌گمان آنان را با زندگانی پاکیزه‌ای زنده می‌داریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام می‌دادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.</ref>.
در نگاه اول که نگاه [[اسلام]] به فرد [[انسانی]] است، یک فرد مورد خطاب اسلام قرار می‌گیرد. در اینجا انسان یک رهروی است که در راهی حرکت می‌کند، که اگر درست حرکت کند، این راه، او را به [[خدا]] خواهد رساند؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ}}<ref>«ای انسان! بی‌گمان تو به سوی پروردگارت سخت کوشنده‌ای، پس به لقای او خواهی رسید» سوره انشقاق، آیه ۶.</ref>. اگر بخواهیم این راه را تعریف کنیم، در یک جمله کوتاه می‌شود گفت این راه، عبارت است از مسیر [[خودپرستی]] تا [[خداپرستی]]. اگر انسان از خودپرستی به سمت خداپرستی حرکت کند. مسیر صحیح و [[صراط مستقیم]] را طی کرده است. یکایک ما مخاطب این [[آیه]] هستیم؛ و چه [[دنیا]] را [[ظلمات]] [[کفر]] بگیرد یا [[نور ایمان]] بگیرد، از این جهت تفاوت نمی‌کند. [[وظیفه]] هر فردی به عنوان یک فرد این است که در این راه حرکت کند؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لَا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! خویش را دریابید! چون رهیاب شده باشید آن کس که گمراه است به شما زیان نمی‌رساند؛ همگان بازگشتتان به سوی خداوند است آنگاه شما را از آنچه می‌کرده‌اید آگاه می‌گرداند» سوره مائده، آیه ۱۰۵.</ref>. باید این حرکت را انجام بدهد؛ حرکت از [[ظلمت]] به [[نور]]، از ظلمت [[خودخواهی]] به نور [[توحید]]. جاده این راه، همان [[واجبات]] و [[ترک محرمات]] است. [[ایمان قلبی]] [[موتور]] حرکت در این راه است؛ [[ملکات اخلاقی]] و [[فضائل اخلاقی]]، آذوقه و [[توشه]] این راه است، که راه و حرکت را برای انسان آسان و تسهیل می‌کند؛ سرعت می‌بخشد. [[وظیفه]] فرد در نگاه [[اسلام]] به فرد، در همه زمان‌ها این است. اسلام در این نگاه به [[انسان]] به عنوان یک فرد، در عین اینکه توصیه به [[زهد]] می‌کنند، [[قطع رابطه]] با [[دنیا]] و کنار گذاشتن دنیا را ممنوع می‌شمارند. دنیا همین [[طبیعت]]، همین [[بدن]] ما، [[زندگی]] ما، [[جامعه]] ما، [[سیاست]] ما، [[اقتصاد]] ما، [[روابط اجتماعی]] ما، فرزند ما، [[ثروت]] ما و [[خانه]] ماست. دل‌بستگی به این دنیا، [[دل]] باخته شدن به این نمونه‌ها، در این خطاب فردی، کار مذمومی است. در عین حال اینها را رها هم نباید کرد. کسی که از متاع دنیا، [[زینت]] دنیا، از [[نعمت‌های الهی]] در دنیا رو برگرداند، این هم ممنوع است. {{متن قرآن|قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ}}<ref>«بگو: چه کسی زیوری را که خداوند برای بندگانش پدید آورده و (نیز) روزی‌های پاکیزه را، حرام کرده است؟ بگو: آن (ها) در زندگی این جهان برای کسانی است که ایمان آورده‌اند، در روز رستخیز (نیز) ویژه (ی مؤمنان) است؛ این چنین ما آیات خود را برای گروهی که دانشورند روشن می‌داریم» سوره اعراف، آیه ۳۲.</ref>. در کنار او یک [[لذت]] بالاتر را که لذت [[انس با خدا]] و لذت ذکر خداست، آن را هم به او یاد می‌دهند. [[هدف]] این حرکت و تلاش، [[رستگاری]] انسان است. اگر انسان به این دستورالعمل و نسخه‌ای که به او داده شده است. عمل بکند، [[رستگار]] می‌شود: {{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«کسانی از مرد و زن که کار شایسته‌ای کنند؛ و مؤمن باشند، بی‌گمان آنان را با زندگانی پاکیزه‌ای زنده می‌داریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام می‌دادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.</ref>.
در زاویه‌ای دیگر در نگاه کلان، همین [[انسانی]] که مخاطب به خطاب فردی است، [[خلیفه خدا در زمین]] معرفی شده؛ یک [[وظیفه]] دیگری به او واگذار شده و آن عبارت است از وظیفه [[مدیریت دنیا]]. [[دنیا]] را باید آباد کند؛ {{متن قرآن|وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا}}<ref>«و شما را در آن به آبادانی گمارد» سوره هود، آیه ۶۱.</ref>. آباد کردن یعنی از استعدادهای فراوان و غیر قابل شمارشی که [[خدای متعال]] در این [[طبیعت]] قرار داده، این استعدادها را استخراج کند و از آنها برای [[پیشرفت]] [[زندگی]] [[بشر]] استفاده کند. در این [[زمین]] و پیرامون آن، استعدادهایی هست که خدای متعال اینها را قرار داده و بشر باید اینها را پیدا کند. یک روزی بشر [[آتش]]، الکتریسیته، [[قوه]] [[جاذبه]]، قوه بخار را نمی‌شناخت، اما همه اینها در طبیعت بود. امروز هم استعدادها و قوای بی‌شمار فراوانی از این قبیل در این طبیعت هست؛ بشر بایستی سعی کند اینها را بشناسد. چون [[خلیفه]] است و یکی از لوازم خلیفه بودن [[انسان]]، [[شناخت]] اطراف پیرامون خود است. البته غرب هم تمام محور پیشرفت خود را انسان قرار داده است که به اصطلاح، اومانیزم می‌گویند، ولی نه به این معنایی که [[اسلام]] بیان کرده است، بلکه به این معنا که [[هدف]]، دنیاست و این انسان برای رسیدن به آن باید تلاش کند، اگرچه [[مردم]] و [[ملت‌ها]] [[تحقیر]] شوند، مهم [[ثروت]] و [[مقام]] است که این انسان باید به آن برسد، درست برعکس [[تفکر]] اسلام، که هدف، [[تعالی انسان]] است و دنیا وسیله برای رسیدن به آن می‌باشد، بنابراین، آن چیزی که ما به آن نیاز داریم، این است که نقشه پیشرفت کشورمان را بر اساس [[جهان‌بینی]] اسلام برای این انسان، انسان در [[منطق]] اسلام، فراهم و تهیه کنیم<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با اساتید دانشگاه‌های استان، خراسان، در دانشگاه فردوسی مشهد، ۲۵/۲/۱۳۸۶.</ref>.<ref>[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه]] و [[مهدی شاهرخ اصفهانی|شاهرخ اصفهانی]]، [[تمدن اسلامی ۲ - خسروپناه و اصفهانی (مقاله)|مقاله «تمدن اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]] ص ۱۳۶۳.</ref>
در زاویه‌ای دیگر در نگاه کلان، همین [[انسانی]] که مخاطب به خطاب فردی است، [[خلیفه خدا در زمین]] معرفی شده؛ یک [[وظیفه]] دیگری به او واگذار شده و آن عبارت است از وظیفه [[مدیریت دنیا]]. [[دنیا]] را باید آباد کند؛ {{متن قرآن|وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا}}<ref>«و شما را در آن به آبادانی گمارد» سوره هود، آیه ۶۱.</ref>. آباد کردن یعنی از استعدادهای فراوان و غیر قابل شمارشی که [[خدای متعال]] در این [[طبیعت]] قرار داده، این استعدادها را استخراج کند و از آنها برای [[پیشرفت]] [[زندگی]] [[بشر]] استفاده کند. در این [[زمین]] و پیرامون آن، استعدادهایی هست که خدای متعال اینها را قرار داده و بشر باید اینها را پیدا کند. یک روزی بشر [[آتش]]، الکتریسیته، [[قوه]] [[جاذبه]]، قوه بخار را نمی‌شناخت، اما همه اینها در طبیعت بود. امروز هم استعدادها و قوای بی‌شمار فراوانی از این قبیل در این طبیعت هست؛ بشر بایستی سعی کند اینها را بشناسد. چون [[خلیفه]] است و یکی از لوازم خلیفه بودن [[انسان]]، [[شناخت]] اطراف پیرامون خود است. البته غرب هم تمام محور پیشرفت خود را انسان قرار داده است که به اصطلاح، اومانیزم می‌گویند، ولی نه به این معنایی که [[اسلام]] بیان کرده است، بلکه به این معنا که [[هدف]]، دنیاست و این انسان برای رسیدن به آن باید تلاش کند، اگرچه [[مردم]] و [[ملت‌ها]] [[تحقیر]] شوند، مهم [[ثروت]] و [[مقام]] است که این انسان باید به آن برسد، درست برعکس [[تفکر]] اسلام، که هدف، [[تعالی انسان]] است و دنیا وسیله برای رسیدن به آن می‌باشد، بنابراین، آن چیزی که ما به آن نیاز داریم، این است که نقشه پیشرفت کشورمان را بر اساس [[جهان‌بینی]] اسلام برای این انسان، انسان در [[منطق]] اسلام، فراهم و تهیه کنیم<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با اساتید دانشگاه‌های استان، خراسان، در دانشگاه فردوسی مشهد، ۲۵/۲/۱۳۸۶.</ref>.<ref>[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه]] و [[مهدی شاهرخ اصفهانی|شاهرخ اصفهانی]]، [[تمدن اسلامی ۲ - خسروپناه و اصفهانی (مقاله)|مقاله «تمدن اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]] ص ۱۳۶۳.</ref>
==شاخصه‌های رسیدن به [[تمدن]] [[ایرانی]] – [[اسلامی]]==
===[[پیشرفت]] و تمدن در عرصه [[فکر]]===
پایه اصلی تمدن، بر [[صنعت]] و فناوری و [[علم]] تنها قرار داده نشده است، بلکه بر [[فرهنگ]]، [[بینش]]، [[معرفت]] و کمال [[فکری]] [[انسانی]] پایه‌گذاری شده است. این است که همه چیز را برای یک [[ملت]] فراهم می‌کند و علم را هم برای او به ارمغان می‌آورد. ما در این [[صراط]] و در این جهت هستیم. نه اینکه ما [[تصمیم]] بگیریم این کار را بکنیم؛ بلکه حرکت [[تاریخی]] [[ملت ایران]] در حال به وجود آوردن آن است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات به مناسبت حلول سال ۱۳۷۳ شمسی، ۱/۱/۱۳۷۳.</ref>.
[[جامعه]] بایستی به سمت یک جامعه متفکر حرکت کند؛ این یک درس [[قرآنی]] است. در [[قرآن]] آیاتی از این قبیل {{متن قرآن|لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«برای گروهی که می‌اندیشند» سوره یونس، آیه ۲۴.</ref>، {{متن قرآن|لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ}}<ref>«برای گروهی که خرد می‌ورزند» سوره بقره، آیه ۱۶۴.</ref>، {{متن قرآن|أَفَلَا يَعْقِلُونَ}}<ref>«پس آیا نمی‌اندیشند؟» سوره یس، آیه ۶۸.</ref>، {{متن قرآن|أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ}}<ref>«آیا نیک نمی‌اندیشند» سوره نساء، آیه ۸۲.</ref> زیاد وجود دارد. باید جوشیدن فکر و [[اندیشه‌ورزی]] در جامعه به یک [[حقیقت]] نمایان و واضح تبدیل شود<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در نخستین نشست اندیشه‌های راهبردی، ۱۰/۹/۱۳۸۹.</ref>.<ref>[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه]] و [[مهدی شاهرخ اصفهانی|شاهرخ اصفهانی]]، [[تمدن اسلامی ۲ - خسروپناه و اصفهانی (مقاله)|مقاله «تمدن اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]] ص ۱۳۷۱.</ref>
===[[پیشرفت معنوی]] عامل [[قدرتمند]] [[پیشرفت مادی]]===
ما در [[تمدن اسلامی]] و در [[نظام]] [[مقدس]] [[جمهوری اسلامی]] که به سمت تمدن حرکت می‌کند، این را [[هدف]] گرفته‌ایم که [[دانش]] را همراه با [[معنویت]] پیش ببریم<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار پرستاران و جانبازان به مناسبت روز پرستار، ۱۹/۶/۱۳۷۶.</ref>، معنویت و [[اخلاق]] باید به قدر حرکت پیش‌رونده مادی پیشرفت کند. دل‌های [[مردم]] با [[خدا]] و [[معنویات]] آشنا بشود. [[انس با خدا]]، انس با عالم معنا، [[ذکر الهی]] و [[توجه به آخرت]]، در یک چنین جامعه‌ای باید رایج شود. اینجاست که آن خصوصیت استثنایی جامعه و تمدن اسلامی، خود را نشان می‌دهد؛ [[دنیا]] و [[آخرت]] باید باهم ترکیب و آمیختگی داشته باشند.
تمدن مادی غرب در علم و تکنولوژی پیشرفت کرد. در روش‌های پیچیده مادی، توفیقات بزرگی به دست آورد؛ اما در کفه [[معنوی]] [[روز]] به روز بیشتر خسارت کرد. نتیجه این شد که [[علم]] و [[پیشرفت]] [[تمدن]] مادی غرب، به [[ضرر]] [[بشریت]] تمام شد. علم باید به [[سود]] بشریت تمام شود. سرعت و سهولت و [[ارتباطات]] زود دسترس، باید در [[خدمت]] [[آرامش]] و [[امنیت]] و [[راحتی]] [[مردم]] باشد. آن [[علمی]] که از [[ترس]] دستاورد آن- یعنی از ترس بمب اتم و موشک دوربُرد و انفجار نادانسته – مردم، شب و روز نداشته باشند، آن علم برای بشریت مفید نیست. دنیای غرب با پیشرفت علمی خود، در این دام خطرناک افتاد.
تمدن و [[فکر اسلامی]]، [[پیشرفت مادی]] را می‌خواهد؛ اما برای امنیت، [[آسایش]]، [[رفاه]] و [[همزیستی]] مهربانانه مردم با یکدیگر، این خصوصیات [[نظام اسلامی]] است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با مردم شاهرود، ۲۰/۸/۱۳۸۵.</ref>.<ref>[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه]] و [[مهدی شاهرخ اصفهانی|شاهرخ اصفهانی]]، [[تمدن اسلامی ۲ - خسروپناه و اصفهانی (مقاله)|مقاله «تمدن اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]] ص ۱۳۷۱.</ref>
===[[مدیریت]] [[قوی]] و از خود گذشته===
کشوری که می‌خواهد [[تمدن اسلامی]] داشته باشد، نیاز به [[مدیریتی]] [[توانمند]] دارد که همه جوره [[از خود گذشتگی]] داشته باشد، به این صورت که باید فردی مانند [[حضرت علی]]{{ع}} را [[الگو]] قرار دهد و از همه [[زندگی]] خود برای مردم و اعتلای کلمه [[اسلامی]] مایه بگذارد، [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} کسی است که برای [[خدا]] و در [[راه خدا]] از [[دوران کودکی]] تا لحظه [[شهادت]] یک لحظه و در یک قضیه پا عقب نکشید و دچار تردید نشد و همه وجود خود را در راه خدا به میدان آورد. آن وقتی که باید [[تبلیغ]] می‌کرد، تبلیغ کرد؛ زمانی که باید [[شمشیر]] می‌زد، در رکاب [[پیغمبر]] شمشیر زد و از [[مرگ]] نترسید؛ وقتی که لازم بود [[صبر]] کند، صبر کرد؛ زمانی هم که لازم بود زمام [[سیاست]] را به دست بگیرد، سیاست را به دست گرفت و وارد میدان سیاست شد. و در همه این دوران‌های گوناگون، آنچه لازمه [[فداکاری]] از آن بزرگوار بود، بروز و ظهور پیدا کرد. این نشان می‌دهد که برای [[اداره جامعه اسلامی]] و [[جوامع اسلامی]] و [[امت اسلامی]]، معیار، اینهاست<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با هزاران نفر از قشرهای مختلف مردم به مناسبت عید سعید غدیر خم، ۲۷/۹/۱۳۸۷.</ref>.<ref>[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه]] و [[مهدی شاهرخ اصفهانی|شاهرخ اصفهانی]]، [[تمدن اسلامی ۲ - خسروپناه و اصفهانی (مقاله)|مقاله «تمدن اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]] ص ۱۳۷۲.</ref>
===[[عشق]] و [[ایمان]]، [[همت]] و [[بصیرت]]===
عشق و ایمان، بصیرت و همت؛ ستون‌های اصلی هستند. [[انسانی]] که ایمان ندارد، محوری برای حرکت خود نمی‌تواند تصویر کند. انسانی که از [[احساس]] عاشقانه و عمیق [[قلبی]] برخوردار نیست. نمی‌تواند این حرکت را ادامه دهد و استمرار بخشد. انسانی که همت ندارد، به کارهای کوچک، به فرازهای محدود اکتفاء می‌کند؛ [[چشم]] به [[برترین]] قله‌ها نمی‌دوزد. انسانی که بصیرت ندارد، راه را عوضی می‌رود؛ اگر عشق و [[ایمانی]] هم در او هست، آن را در راه غلط [[مصرف]] می‌کند اگر با این عوامل حرکت کنیم همان شجره طیبه‌ای که در [[قرآن]] از آن نام برده شده است: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ}}<ref>«آیا درنیافته‌ای که خداوند چگونه به کلمه‌ای پاک مثل می‌زند که همگون درختی پاک است، ریشه‌اش پابرجاست و شاخه‌اش سر بر آسمان دارد» سوره ابراهیم، آیه ۲۴.</ref> می‌شود. کلمه [[طیب]] مثل درخت نیکونهاد و سالم و طیب، ریشه‌دار، دارای ریشه عمیق و مستحکم و دارای شاخ و برگ فراگیر.<ref>[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه]] و [[مهدی شاهرخ اصفهانی|شاهرخ اصفهانی]]، [[تمدن اسلامی ۲ - خسروپناه و اصفهانی (مقاله)|مقاله «تمدن اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]] ص ۱۳۷۳.</ref>
===جوانانی با [[شور]] و [[نشاط]]===
یکی از موتورهای [[قوی]] پیش برنده، حضور پرشور و نشاط جوان‌هاست که باید [[روز]] به روز گسترش این [[روحیه]] در بین جوان‌های ما در میحط‌های مختلف [[اجتماعی]] بیشتر شود؛ حرف‌های [[یأس]] آلود، حرف‌های ناشی از [[افسردگی]] - که غالباً علتش هم [[نومیدی]] و افسردگی گوینده همین حرف‌هاست - راه به جایی نخواهد برد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با جهادگران بسیج سازندگی، ۳۱/۶/۱۳۸۹.</ref>.<ref>[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه]] و [[مهدی شاهرخ اصفهانی|شاهرخ اصفهانی]]، [[تمدن اسلامی ۲ - خسروپناه و اصفهانی (مقاله)|مقاله «تمدن اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]] ص ۱۳۷۳.</ref>
===کنار گذاشتن [[ضد ارزش‌ها]]===
[[مردم]]، گروه‌ها و اجتماعات، باید از ضد ارزش‌ها اجتناب کنند. همه جا، چیزهایی هست که از نظر [[دین]]، [[مکتب]] یا آن [[تمدن]] یا [[فرهنگ]] خاص، مطرود و منفی است که باید کنار گذاشته شود. در [[عرف]] [[شرعی]] و [[دینی]]، به این ضد ارزش‌ها «[[محرمات]]» یا امور [[مذموم]] و صفات [[زشت]] می‌گویند. همچنین، در همه جا ارزش‌هایی هست که اگر مورد توجه قرار نگیرند و رعایت نشوند، نمی‌توان به هدف‌هایی که [[دین]]، [[تمدن]] و [[فرهنگ]] به آنها [[دعوت]] می‌کنند، رسید. اگر عده‌ای ارزش‌های [[فرهنگی]] یا [[دینی]] را دنبال کنند؛ مثلاً [[واجبات]] یا [[مستحبات]] را انجام دهند، اما از [[محرمات]] خودداری نکنند به آن [[هدف‌ها]] نمی‌رسند<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با اقشار مختلف مردم در «صحن امام خمینی» حرم حضرت علی بن موسی الرضا{{ع}}، ۳/۱/۱۳۷۴.</ref>.<ref>[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه]] و [[مهدی شاهرخ اصفهانی|شاهرخ اصفهانی]]، [[تمدن اسلامی ۲ - خسروپناه و اصفهانی (مقاله)|مقاله «تمدن اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]] ص ۱۳۷۴.</ref>
===[[جهاد]] و تمدن===
بعضی از افراد [[خیال]] می‌کنند که تأسیس یک [[کشور]]، ایجاد یک تمدن، [[نظم]] در [[زندگی]]، [[پیشرفت]] در [[زندگی مادی]] و [[معنوی]] و [[رفاه]] [[مشروع]] برای [[انسان‌ها]]، با جهاد نمی‌سازد و جهاد [[ضد]] اینهاست! در صورتی که بدون جهاد، هیچ چیز به دست [[انسان]] نمی‌آید؛ نه [[دنیا]] و نه [[آخرت]]. بدون جهاد، در مقابل گرگ بی‌دست و پای بیابان هم نمی‌شود ایستاد؛ چه رسد به گرگ‌های بسیار بسیار خطرناک دنیای [[سیاست]] و دنیای [[اقتصاد]] و سرپنجه‌های خونینی که میلیون‌ها انسان را دریدند و نابود کردند و خوردند و بردند!<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در مراسم صبحگاه لشکر سیدالشهداء{{ع}}، ۲۶/۷/۱۳۷۷.</ref>.<ref>[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه]] و [[مهدی شاهرخ اصفهانی|شاهرخ اصفهانی]]، [[تمدن اسلامی ۲ - خسروپناه و اصفهانی (مقاله)|مقاله «تمدن اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]] ص ۱۳۷۴.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۱۵۳

ویرایش