تجسم اعمال: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۷: خط ۷:
زمینه اولیه طرح این بحث به دوران صدر اسلام بازمی‌گردد و [[مسلمانان]] و [[اندیشمندان اسلامی]] در مواجهه با برخی [[آیات]] بدین نکته پی می‌بردند که رابطه میان عمل [[انسان]] و جزای آن، رابطه‌ای صرفاً قراردادی نیست؛ مثلاً زمانی که در [[قرآن کریم]] [[اموال]] ستانده شده به ناحق از [[یتیم]] [[آتش]] شمرده می‌شود<ref>{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَارًا}} «آنان که دارایی‌های یتیمان را به ستم می‌خورند جز این نیست که در شکم خود آتش می‌انبارند» سوره نساء، آیه ۱۰.</ref> یا وقتی از آوردن اعمال در [[روز قیامت]] سخن می‌گوید و بیان می‌شود که [[خداوند]] عمل [[بنده]] را حتی اگر هم‌سنگ دانه خردلی باشد، در [[قیامت]] می‌آورد<ref>{{متن قرآن|إِنْ تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ... يَأْتِ بِهَا اللَّهُ}} «اگر (کرداری) همسنگ دانه خردلی باشد... خداوند آن را می‌آورد» سوره لقمان، آیه ۱۶.</ref>، نمی‌توان از ظهور این تعابیر در تجسم اعمال و وجود رابطه تکوینی یاد شده به راحتی گذر کرد. البته [[مفسران]] متقدم به واسطه وجود آیاتی که در ظاهر جزای [[اخروی]] را به صورتی قراردادی و نه به صورت تجسم اعمال بیان می‌کند، سعی در توجیه و [[تأویل]] این ظهور داشتند<ref>آلوسی، محمود بن عبدالله، روح‌المعانی، ج۸، ص۱۲۴؛ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۲، ص۸۹۶-۸۹۷.</ref>، اما بعدها با پذیرش این نظریه از سوی برخی مفسران، کم‌کم این دیدگاه به عنوان نظریه غالب مفسران دانسته شد تا جایی که برخی آن را [[ضروری دین]] دانستند<ref>نراقی، مهدی، جامع السعادات، ج۱، ص۵۳.</ref>.<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[تجسم اعمال (مقاله)|مقاله «تجسم اعمال»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۱۳۸.</ref>
زمینه اولیه طرح این بحث به دوران صدر اسلام بازمی‌گردد و [[مسلمانان]] و [[اندیشمندان اسلامی]] در مواجهه با برخی [[آیات]] بدین نکته پی می‌بردند که رابطه میان عمل [[انسان]] و جزای آن، رابطه‌ای صرفاً قراردادی نیست؛ مثلاً زمانی که در [[قرآن کریم]] [[اموال]] ستانده شده به ناحق از [[یتیم]] [[آتش]] شمرده می‌شود<ref>{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَارًا}} «آنان که دارایی‌های یتیمان را به ستم می‌خورند جز این نیست که در شکم خود آتش می‌انبارند» سوره نساء، آیه ۱۰.</ref> یا وقتی از آوردن اعمال در [[روز قیامت]] سخن می‌گوید و بیان می‌شود که [[خداوند]] عمل [[بنده]] را حتی اگر هم‌سنگ دانه خردلی باشد، در [[قیامت]] می‌آورد<ref>{{متن قرآن|إِنْ تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ... يَأْتِ بِهَا اللَّهُ}} «اگر (کرداری) همسنگ دانه خردلی باشد... خداوند آن را می‌آورد» سوره لقمان، آیه ۱۶.</ref>، نمی‌توان از ظهور این تعابیر در تجسم اعمال و وجود رابطه تکوینی یاد شده به راحتی گذر کرد. البته [[مفسران]] متقدم به واسطه وجود آیاتی که در ظاهر جزای [[اخروی]] را به صورتی قراردادی و نه به صورت تجسم اعمال بیان می‌کند، سعی در توجیه و [[تأویل]] این ظهور داشتند<ref>آلوسی، محمود بن عبدالله، روح‌المعانی، ج۸، ص۱۲۴؛ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۲، ص۸۹۶-۸۹۷.</ref>، اما بعدها با پذیرش این نظریه از سوی برخی مفسران، کم‌کم این دیدگاه به عنوان نظریه غالب مفسران دانسته شد تا جایی که برخی آن را [[ضروری دین]] دانستند<ref>نراقی، مهدی، جامع السعادات، ج۱، ص۵۳.</ref>.<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[تجسم اعمال (مقاله)|مقاله «تجسم اعمال»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۱۳۸.</ref>


== [[ادله]] [[تجسم اعمال]] ==
== [[دلایل نقلی]] تجسم اعمال ==
== [[دلایل نقلی]] تجسم اعمال ==
[[دلایل نقلی]] اعم از [[آیات]] و [[روایات]] مبنی بر تجسم اعمال در [[آخرت]] اقامه شده است و [[دانشمندان]] [[علم کلام]] معتقدند تجسم عمل، [[پاداش]] [[اعمال انسان‌ها]] در [[آخرت]] است.  
[[دلایل نقلی]] اعم از [[آیات]] و [[روایات]] مبنی بر تجسم اعمال در [[آخرت]] اقامه شده است و [[دانشمندان]] [[علم کلام]] معتقدند تجسم عمل، [[پاداش]] [[اعمال انسان‌ها]] در [[آخرت]] است.  

نسخهٔ ‏۱۸ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۱۳

معناشناسی

تجسم به معنای تناور شدن[۱] و قوت و اشتداد در جسمیت[۲] و در اصطلاح به معنای جسمانی‌ شدن[۳] است. تجسم یا تجسد اعمال[۴]، به معنای مجسم‌ شدن اعمال، اعتقادات و نیت‌های انسان‌ها و ظهور و بروز آنها به صورتی مناسب با عمل در روز قیامت است[۵].[۶]

پیشینه بحث

زمینه اولیه طرح این بحث به دوران صدر اسلام بازمی‌گردد و مسلمانان و اندیشمندان اسلامی در مواجهه با برخی آیات بدین نکته پی می‌بردند که رابطه میان عمل انسان و جزای آن، رابطه‌ای صرفاً قراردادی نیست؛ مثلاً زمانی که در قرآن کریم اموال ستانده شده به ناحق از یتیم آتش شمرده می‌شود[۷] یا وقتی از آوردن اعمال در روز قیامت سخن می‌گوید و بیان می‌شود که خداوند عمل بنده را حتی اگر هم‌سنگ دانه خردلی باشد، در قیامت می‌آورد[۸]، نمی‌توان از ظهور این تعابیر در تجسم اعمال و وجود رابطه تکوینی یاد شده به راحتی گذر کرد. البته مفسران متقدم به واسطه وجود آیاتی که در ظاهر جزای اخروی را به صورتی قراردادی و نه به صورت تجسم اعمال بیان می‌کند، سعی در توجیه و تأویل این ظهور داشتند[۹]، اما بعدها با پذیرش این نظریه از سوی برخی مفسران، کم‌کم این دیدگاه به عنوان نظریه غالب مفسران دانسته شد تا جایی که برخی آن را ضروری دین دانستند[۱۰].[۱۱]

دلایل نقلی تجسم اعمال

دلایل نقلی اعم از آیات و روایات مبنی بر تجسم اعمال در آخرت اقامه شده است و دانشمندان علم کلام معتقدند تجسم عمل، پاداش اعمال انسان‌ها در آخرت است.

  1. قرآن می‌‌فرماید ﴿وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ[۱۲]. ﴿وَلْتَنظُرْ امر است و باید هر کس در آنچه برای فردا می‌‌فرستند، نظر کند. این صریح‌ترین تعبیر قرآن در این زمینه است و در حقیقت این آیه فرمان داده است که در کار و در عمل خودتان دربارۀ چیزهایی که برای فردا پیش می‌‌فرستید، دقت کنید. این لحن، گویای آن است که در قیامت، همان عمل به انسان برمی‌گردد.
  2. قرآن می‌‌فرماید: ﴿فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ[۱۳].
  3. قرآن می‌‌فرماید: ﴿يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَهَا وَبَيْنَهُ أَمَدًا بَعِيدًا[۱۴].
  4. در روایتی پیامبر (ص) فرمودند: «همانا اعمال شما در آخرت به سوی شما بر می‌‌گردد»[۱۵].[۱۶]

مصادیق تجسم اعمال

  1. تجسم عمل: ظهور حقایق و صورت‌ها گاهی مربوط به ظهور اعمال زشت یا نیکو و افعال عبادی در آخرت است؛ چنان‌که بر اساس برخی آیات[۱۷] صورت ملکوتی غیبت کردن در حق انسانِ مؤمن، خوردن گوشت شخص مؤمن است[۱۸] یا آیاتی که حقیقت تصرف مال یتیم را آتش در درون دانسته‌اند[۱۹] و گاهی این اعمال به صورت مواد بهشت جسمانی در آخرت ظهور پیدا می‌کنند؛ چنان‌که در روایت[۲۰] آمده است زمین بهشت خالی از هر چیز است و اعمال و اذکار انسان آن را می‌سازد[۲۱].
  2. تجسم صفات و ملکات: برخی صورت‌ها در آخرت مربوط به صفات و ملکات انسان‌اند؛ چنان‌که بر اساس برخی روایات[۲۲] متکبران تا زمانی که خداوند از حساب فارغ شود به صورت مورچگان ضعیفی ظاهر می‌شوند که مردم آنان را پایمال می‌کنند[۲۳] یا انسانِ منافق با دو زبان از آتش محشور می‌شود[۲۴].
  3. تجسم نیت‌ها و اعتقادها: نیت‌های انسان حقیقت و شاکله نفس او را تشکیل می‌دهند[۲۵] و اگر انسان در این دنیا بیشتر اشتغالش به تفکر در معارف و اوصاف کمالی می‌باشد و نظر به جمال و ذات حق داشته باشد و قلب خود را با آن عادت دهد و به آن مداومت کند، بر اساس اتحاد عاقل و معقول، با این امور متحد می‌شود و این علوم را در آخرت به صورت حضوری می‌یابد و موجودی مجرد عقلانی می‌شود؛ اما اگر عمر خود را صرف آرای باطل و شیطنت کند، به موجودی مجرد شقی و شیطانی تبدیل می‌شود[۲۶]؛ بلکه بر اساس برخی روایات[۲۷] این نیت است که انسان را خالد در بهشت یا جهنم می‌کند[۲۸].[۲۹]

آثار اعتقاد به تجسم اعمال

برای اعتقاد به تجسم اعمال دو نوع اثر عملی و علمی وجود دارد. ازجمله آثار عملی، آثار تربیتی و اخلاقی آن است که سبب می‌شود انسان با دانستن اینکه سعادت و شقاوتِ همیشگی او مبتنی بر نحوه زندگی دنیوی اوست، محافظت بیشتری از اعمال و نیت‌های خود می‌کند؛ زیرا می‌داند آنچه انجام می‌دهد، هرگز نابود نخواهد شد. افزون بر اینکه تجسم اعمال در روز جزا، بهترین شاهد و گواه بر عمل است و افراد قادر بر انکار اعمال خود نیستند[۳۰]. برای تجسم اعمال چندین نتیجه علمی ذکر شده است از جمله:

  1. حل مسئله تناسب اعمال و جزا: بسیاری از عذاب‌ها در آخرت، بزرگ و طولانی‌مدت‌اند؛ در حالی‌که گناهان در ظاهر کوتاه و کوچک به‌شمار می‌آیند. از آنجا که خود عمل در آخرت تجسم می‌یابد، نشان می‌دهد آنچه در دنیا کوچک به‌نظر می‌رسد، در واقع امر بزرگی بوده که آثار و پیامدهای طولانی داشته است؛ زیرا این عذاب‌ها در حقیقت همان اعمالی است که شخص در دنیا انجام داده و اکنون تجسم یافته است[۳۱].
  2. حل مسئله خلود در جهنم: بنابر تجسم اعمال، خلود اهل طاعت و اهل معصیت با بقای ملکات و صورت‌های اعمال در آخرت و تجسم یافتن آنها معنا پیدا می‌کند، وگرنه اعمال انسان که منشأ ثواب و عقاب می‌شوند، اموری متناهی‌اند که در زمان محدودی واقع شده‌اند و چگونه می‌توانند سبب خلود و جزای غیر متناهی شوند؟ این مسئله با تجسم یافتن عین عمل و اتحاد آن با نفس که زوال آن ممکن نخواهد بود، حل می‌شود[۳۲].
  3. ثبوت معاد جسمانی: بر اساس تجسم اعمال، معاد جسمانی و بهشت جسمانی تثبیت و تأکید می‌شود[۳۳]؛ زیرا بر این اساس نفس قدرت می‌یابد و صورت ذهنی را در خارج عینیت می‌دهد[۳۴]. برخی علما از جهت اینکه گمان کرده‌اند تجسم اعمال با معاد جسمانی ناسازگار است، تجسم را نوعی تمثل خیالی دانسته‌اند[۳۵]؛ اما تمثل، امری خیالی و وهمی نیست؛ مانند آنچه در تمثل جبرئیل برای حضرت مریم(ع) رخ داد که نوعی صورت جسمانی بوده است[۳۶].
  4. ثبوت تکامل برزخی: تکامل در برزخ در حقیقت با پاک‌شدن حجاب‌ها و کدورت‌های روحی و ملکات فاسد که تجسم یافته است، محقق می‌شود و این ملکات با فشار قبر و انواع شکنجه‌ها از میان می‌روند و شخص پیشرفت می‌کند و این تکامل از سنخ تکامل در دنیا نیست؛ زیرا ماده و استعداد که مقدمه تکامل جوهری و ذاتی است، در آنجا نیست؛ ولی تکامل برزخی که از آن به فزونی درجات یاد می‌شود، در آخرت موجود است[۳۷]؛ از این‌رو انسان ممکن است با خروج از دنیا و ورود به عالم تجرد، هیئتی انسانی یا شیطانی مجرد داشته باشد؛ البته این تجرد، تجرد عقلانی کامل نیست، بلکه تجردی برزخی و مثالی است و عالم برزخ واسطه این عالم طبیعت و عالم عقل است و در این عالم شخص می‌تواند پیشرفت‌هایی داشته باشد[۳۸].[۳۹]

منابع

جستارهای وابسته

پانویس

  1. زمخشری، الکشاف، ۲۵۷.
  2. مصطفوی، التحقیق، ۲/۸۸.
  3. ابن‌رشد، رسالة ما بعد الطبیعه، ۹۵؛ ملاصدرا، ایقاظ النائمین، ۱۹.
  4. نراقی، جامع السعادات، ۱/۴۹.
  5. بهایی، الکشکول، ۱۹۲؛ ملاصدرا، المبدأ و المعاد، ۴۶۶؛ ملاصدرا، العرشیه، ۲۸۲–۲۸۳.
  6. دیبا و احمدی امیری، مقاله «تجسم اعمال»، دانشنامه امام خمینی ج۳، ص۲۵۵ ـ ۲۶۳؛ فرهنگ شیعه، ص ۱۵۹-۱۸۰؛ محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۸.
  7. ﴿إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَارًا «آنان که دارایی‌های یتیمان را به ستم می‌خورند جز این نیست که در شکم خود آتش می‌انبارند» سوره نساء، آیه ۱۰.
  8. ﴿إِنْ تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ... يَأْتِ بِهَا اللَّهُ «اگر (کرداری) همسنگ دانه خردلی باشد... خداوند آن را می‌آورد» سوره لقمان، آیه ۱۶.
  9. آلوسی، محمود بن عبدالله، روح‌المعانی، ج۸، ص۱۲۴؛ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۲، ص۸۹۶-۸۹۷.
  10. نراقی، مهدی، جامع السعادات، ج۱، ص۵۳.
  11. رضائی، حسن، مقاله «تجسم اعمال»، فرهنگنامه کلام اسلامی، ص ۱۳۸.
  12. «ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و هر کس باید بنگرد برای (روزی چون) فردا چه پیش فرستاده است» سوره حشر، آیه ۱۸.
  13. «پس هر کس همسنگ ذره‌ای نیکی ورزد، آن را خواهد دید، و هر کس همسنگ ذره‌ای بدی کند، آن را خواهد دید» سوره زلزال، آیه ۷.
  14. «روزی که هر کس هر کار نیکی انجام داده است پیش رو می‌یابد و هر کار زشتی کرده است آرزو دارد کاش میان او و آن (کار زشت) فاصله‌ای دور می‌بود و خداوند شما را از خویش پروا می‌دهد و خداوند به بندگان مهربان است» سوره آل عمران، آیه ۳۰.
  15. مجلسی، بحارالأنوار، ج۳، ص۹۰.
  16. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۷۸-۷۹؛ دیبا و احمدی امیری، مقاله «تجسم اعمال»، دانشنامه امام خمینی ج۳، ص۲۵۵ ـ ۲۶۳.
  17. حجرات، ۱۲؛ طه، ۱۲۶.
  18. امام‌ خمینی، چهل حدیث، ۳۰۳.
  19. سوره نساء، آیه ۱۰.
  20. فیض کاشانی، علم الیقین، ۲/۱۰۶۰.
  21. امام‌ خمینی، چهل حدیث، ۴۳۷.
  22. صدوق، ثواب الاعمال، ۲۲۲.
  23. صدوق، ثواب الاعمال، ۸۶.
  24. کلینی، الکافی، ۲/۳۴۳؛ امام‌ خمینی، چهل حدیث، ۱۵۷.
  25. امام‌ خمینی، چهل حدیث، ۳۳۲.
  26. امام‌ خمینی، تقریرات، ۳/۱۸۲–۱۸۳.
  27. برقی، المحاسن، ۲/۳۳۱.
  28. امام‌ خمینی، چهل حدیث، ۱۱۱.
  29. دیبا و احمدی امیری، مقاله «تجسم اعمال»، دانشنامه امام خمینی ج۳، ص۲۵۵ ـ ۲۶۳.
  30. امام‌ خمینی، چهل حدیث، ۴۵۷–۴۶۲؛ امام‌ خمینی، جهاد اکبر، ۳۲–۳۳.
  31. امام‌ خمینی، صحیفه، ۲/۱۷؛ ۱۹/۱۱۳ و ۲۱/۴۸.
  32. ملاصدرا، مفاتیح الغیب، ۶۴۸.
  33. امام‌ خمینی، سرّ الصلاة، ۲۵؛ امام‌ خمینی، چهل حدیث، ۴۳۹.
  34. امام‌ خمینی، تقریرات، ۳/۲۵۱–۲۵۳.
  35. مجلسی، مرآة العقول، ۹/۹۵.
  36. امام‌ خمینی، چهل حدیث، ۴۳۹.
  37. امام‌ خمینی، تعلیقات فصوص، ۱۷۰–۱۷۱.
  38. امام‌ خمینی، تقریرات، ۳/۷۲.
  39. دیبا و احمدی امیری، مقاله «تجسم اعمال»، دانشنامه امام خمینی ج۳، ص۲۵۵ ـ ۲۶۳.