جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵
جز (جایگزینی متن - '== پرسشهای وابسته == ==' به '==') |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
*[[قرآن]] با ذکر صفات [[شیطان]]، میخواهد او را به [[انسانها]] بشناساند که چه موجود خطرناکی، با چه صفات [[زشت]] و پنهان از دیدهها، در کمین افراد نشسته است، و به هیچ کس رَحم نمیکند، چون به خود نیز رحم نکرد! خودش را مطرود پیشگاه [[الهی]] ساخت و [[آتش]] سوزان [[جهنم]] را قبول کرد. بنابراین، چگونه به بشری که موجب [[لعن]] و طردش شد، رحم نماید! هنگامی که به صفات [[شیطان]] [[آگاهی]] یافتیم، بدانیم که [[شیطان]] طبق صفاتش عمل و به همان صفات، [[وسوسه]] میکند و به سوی آنها سوق میدهد، لذا [[شناخت]] صفات [[شیطان]]، برای افراد طالب [[سعادت]]، لازم است تا بدانند چه موجودی با چه صفات ناپسندی، در کمین آنان نشسته، آن هم کمین خطرناک غیر قابل [[رؤیت]] که به محض کمترین [[غفلت]] یا [[اشتباه]] و اهمالکاری، ضربهاش را بر [[جان]] و [[روح]] افراد وارد میکند که باید مدتی با [[مراقبت]]، [[استغفار]]، [[توبه]] بگذرد و با [[اعمال صالح]] جبران شود تا زخم تیر شیطانی بهبود یابد! | * [[قرآن]] با ذکر صفات [[شیطان]]، میخواهد او را به [[انسانها]] بشناساند که چه موجود خطرناکی، با چه صفات [[زشت]] و پنهان از دیدهها، در کمین افراد نشسته است، و به هیچ کس رَحم نمیکند، چون به خود نیز رحم نکرد! خودش را مطرود پیشگاه [[الهی]] ساخت و [[آتش]] سوزان [[جهنم]] را قبول کرد. بنابراین، چگونه به بشری که موجب [[لعن]] و طردش شد، رحم نماید! هنگامی که به صفات [[شیطان]] [[آگاهی]] یافتیم، بدانیم که [[شیطان]] طبق صفاتش عمل و به همان صفات، [[وسوسه]] میکند و به سوی آنها سوق میدهد، لذا [[شناخت]] صفات [[شیطان]]، برای افراد طالب [[سعادت]]، لازم است تا بدانند چه موجودی با چه صفات ناپسندی، در کمین آنان نشسته، آن هم کمین خطرناک غیر قابل [[رؤیت]] که به محض کمترین [[غفلت]] یا [[اشتباه]] و اهمالکاری، ضربهاش را بر [[جان]] و [[روح]] افراد وارد میکند که باید مدتی با [[مراقبت]]، [[استغفار]]، [[توبه]] بگذرد و با [[اعمال صالح]] جبران شود تا زخم تیر شیطانی بهبود یابد! | ||
*بنابراین، هر کس تابع [[ولایت]] [[باطل]] [[شیطانی]] شد، در واقع به صفتی از صفات او متصّف گردیده و تنها [[راه]] [[نجات]] از آن [[ولایت]]، [[شناخت]] [[صفات]] [[شیطانی]] و [[پرهیز]] از متصّف شدن به آنها خواهد بود، لذا [[خداشناسی]] [[انسان]]، کامل نمیشود، مگر این که شیطانشناس هم باشد. هر چه شیطانشناسی آدمی بیشتر باشد، [[مکر]] و خدعهها... و هزاران هزار [[نیرنگ]] [[شیطان]] را میشناسد و دیگر دنبال او نمیرود و میداند که [[دشمن]] هر که باشد، [[دشمن]] است.<ref>[[عبدالله حقجو|حقجو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)|ولایت در قرآن]]، ص:۳۲۴.</ref> | *بنابراین، هر کس تابع [[ولایت]] [[باطل]] [[شیطانی]] شد، در واقع به صفتی از صفات او متصّف گردیده و تنها [[راه]] [[نجات]] از آن [[ولایت]]، [[شناخت]] [[صفات]] [[شیطانی]] و [[پرهیز]] از متصّف شدن به آنها خواهد بود، لذا [[خداشناسی]] [[انسان]]، کامل نمیشود، مگر این که شیطانشناس هم باشد. هر چه شیطانشناسی آدمی بیشتر باشد، [[مکر]] و خدعهها... و هزاران هزار [[نیرنگ]] [[شیطان]] را میشناسد و دیگر دنبال او نمیرود و میداند که [[دشمن]] هر که باشد، [[دشمن]] است.<ref>[[عبدالله حقجو|حقجو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)|ولایت در قرآن]]، ص:۳۲۴.</ref> | ||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
*{{متن قرآن|فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ * إِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ}}<ref>«آنگاه همه فرشتگان، همگان فروتنی کردند * جز ابلیس که سرکشی کرد و از کافران بود» سوره ص، آیه ۷۳-۷۴.</ref>. | *{{متن قرآن|فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ * إِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ}}<ref>«آنگاه همه فرشتگان، همگان فروتنی کردند * جز ابلیس که سرکشی کرد و از کافران بود» سوره ص، آیه ۷۳-۷۴.</ref>. | ||
*معنای اصلی کلمه "کفر"، عبارت از "رد و عدم اعتنا به چیزی است و از آثار آن معنا، پوشاندن و محو کردن است"<ref>التحقیق، ج۱۰، ص۷۹، کلمه کفر.</ref>. | *معنای اصلی کلمه "کفر"، عبارت از "رد و عدم اعتنا به چیزی است و از آثار آن معنا، پوشاندن و محو کردن است"<ref>التحقیق، ج۱۰، ص۷۹، کلمه کفر.</ref>. | ||
*[[کفر]] دارای مراحلی، شدت و [[ضعف]] است که شدید آن، رد و توجه نکردن به [[دستور]] صریح [[خدای متعال]] است که [[شیطان]] [[امر]] [[سجده]] بر [[حضرت آدم]]{{ع}} را رد کرد و علناً با امر حکیمانه [[پروردگار]] عالَم [[مخالفت]] کرد و از انجام آن [[دستور]]، خودداری ورزید و با آن عمل و گفتارش، متصّف به صفت [[کفر]] شد و از [[کافران]] گردید. | * [[کفر]] دارای مراحلی، شدت و [[ضعف]] است که شدید آن، رد و توجه نکردن به [[دستور]] صریح [[خدای متعال]] است که [[شیطان]] [[امر]] [[سجده]] بر [[حضرت آدم]]{{ع}} را رد کرد و علناً با امر حکیمانه [[پروردگار]] عالَم [[مخالفت]] کرد و از انجام آن [[دستور]]، خودداری ورزید و با آن عمل و گفتارش، متصّف به صفت [[کفر]] شد و از [[کافران]] گردید. | ||
*از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] شده: اولین کفری که در عالم [[خلقت]]، تحقق یافت، [[کفر]] [[شیطان]] بود: {{متن حدیث|مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ الله{{ع}} وَ سُئِلَ عَنِ الْكُفْرِ وَ الشِّرْكِ أَيُّهُمَا أَقْدَمُ فَقَالَ الْكُفْرُ أَقْدَمُ وَ ذَلِكَ أَنَّ إِبْلِيسَ أَوَّلُ مَنْ كَفَرَ وَ كَانَ كُفْرُهُ غَيْرَ شِرْكٍ لِأَنَّهُ لَمْ يَدْعُ إِلَی عِبَادَةِ غَيْرِ [[الله]] وَ إِنَّمَا دَعَا إِلَی ذَلِكَ بَعْدُ فَأَشْرَكَ}}<ref>الکافی، ج۲، ص۳۸۶، ح۸؛ بحارالانوار، ج۱۱، ۱۴۹، باب ۲، ح۲۳ وسائلالشیعة، ج۱، ص۳۱، باب ۲، ح۴۳.</ref>.<ref>[[عبدالله حقجو|حقجو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)|ولایت در قرآن]]، ص:۳۲۵-۳۲۶.</ref> | *از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] شده: اولین کفری که در عالم [[خلقت]]، تحقق یافت، [[کفر]] [[شیطان]] بود: {{متن حدیث|مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ الله{{ع}} وَ سُئِلَ عَنِ الْكُفْرِ وَ الشِّرْكِ أَيُّهُمَا أَقْدَمُ فَقَالَ الْكُفْرُ أَقْدَمُ وَ ذَلِكَ أَنَّ إِبْلِيسَ أَوَّلُ مَنْ كَفَرَ وَ كَانَ كُفْرُهُ غَيْرَ شِرْكٍ لِأَنَّهُ لَمْ يَدْعُ إِلَی عِبَادَةِ غَيْرِ [[الله]] وَ إِنَّمَا دَعَا إِلَی ذَلِكَ بَعْدُ فَأَشْرَكَ}}<ref>الکافی، ج۲، ص۳۸۶، ح۸؛ بحارالانوار، ج۱۱، ۱۴۹، باب ۲، ح۲۳ وسائلالشیعة، ج۱، ص۳۱، باب ۲، ح۴۳.</ref>.<ref>[[عبدالله حقجو|حقجو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)|ولایت در قرآن]]، ص:۳۲۵-۳۲۶.</ref> | ||
| خط ۲۸: | خط ۲۸: | ||
*بنابراین، [[شیطان]] از مقررات لازمه [[مقام]] و موقعیت ملکی که [[تسلیم محض]] بود، خارج شد و متصّف به صفت [[فسق]] و از [[فاسقین]] گردید. | *بنابراین، [[شیطان]] از مقررات لازمه [[مقام]] و موقعیت ملکی که [[تسلیم محض]] بود، خارج شد و متصّف به صفت [[فسق]] و از [[فاسقین]] گردید. | ||
*{{متن قرآن|يَا أَبَتِ لَا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِيًّا}}<ref>«ای پدر! شیطان را نپرست که شیطان با (خداوند) بخشنده نافرمان است» سوره مریم، آیه ۴۴.</ref>. | *{{متن قرآن|يَا أَبَتِ لَا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِيًّا}}<ref>«ای پدر! شیطان را نپرست که شیطان با (خداوند) بخشنده نافرمان است» سوره مریم، آیه ۴۴.</ref>. | ||
*[[شیطان]]، بعد از [[مخالفت]] با [[امر الهی]] و مطرود شدن بر اثر آن، رو به عِصیان [[پروردگار]] [[متعال]] آورد و به [[دلیل]] عنادی که به [[خالق]] مهربانش بر اثر امر سَجده پیدا کرد، و با [[تصور]] غلطش، [[خالق]] [[مهربان]] او را به سوی [[گمراهی]] کشانید: {{متن قرآن|قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref>«گفت: پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان مینشینم» سوره اعراف، آیه ۱۶.</ref>؛ لذا در همه موارد [[دستورهای الهی]]، [[مخالفت]] کرده و میکند و علاوه بر عِصیانگری، [[سعی]] و تلاش همهجانبه دارد که دیگر مخلوقات [[دنیا]] از جمله [[انسان]] را که به [[عقیده]] [[شیطان]]، مسبب اصلی [[بیچارگی]] اوست، به [[عصیان]] در برابر [[قوانین الهی]] وادارد!<ref>[[عبدالله حقجو|حقجو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)|ولایت در قرآن]]، ص:۳۲۶-۳۲۷.</ref> | * [[شیطان]]، بعد از [[مخالفت]] با [[امر الهی]] و مطرود شدن بر اثر آن، رو به عِصیان [[پروردگار]] [[متعال]] آورد و به [[دلیل]] عنادی که به [[خالق]] مهربانش بر اثر امر سَجده پیدا کرد، و با [[تصور]] غلطش، [[خالق]] [[مهربان]] او را به سوی [[گمراهی]] کشانید: {{متن قرآن|قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref>«گفت: پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان مینشینم» سوره اعراف، آیه ۱۶.</ref>؛ لذا در همه موارد [[دستورهای الهی]]، [[مخالفت]] کرده و میکند و علاوه بر عِصیانگری، [[سعی]] و تلاش همهجانبه دارد که دیگر مخلوقات [[دنیا]] از جمله [[انسان]] را که به [[عقیده]] [[شیطان]]، مسبب اصلی [[بیچارگی]] اوست، به [[عصیان]] در برابر [[قوانین الهی]] وادارد!<ref>[[عبدالله حقجو|حقجو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)|ولایت در قرآن]]، ص:۳۲۶-۳۲۷.</ref> | ||
===[[ناسپاس]]=== | ===[[ناسپاس]]=== | ||
*{{متن قرآن|وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا}}<ref>«و شیطان به پروردگارش ناسپاس است» سوره اسراء، آیه ۲۷.</ref>. | *{{متن قرآن|وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا}}<ref>«و شیطان به پروردگارش ناسپاس است» سوره اسراء، آیه ۲۷.</ref>. | ||
| خط ۸۳: | خط ۸۳: | ||
*بنابراین، معنای [[آیات]] چنین است: ای [[پیامبر]]! بگو من از [[شرّ]] وسوسهگر [[شیطان]] صفتی که از [[نام خدا]] میگریزد و پنهان میگردد به [[خدا]] [[پناه]] میبَرم. | *بنابراین، معنای [[آیات]] چنین است: ای [[پیامبر]]! بگو من از [[شرّ]] وسوسهگر [[شیطان]] صفتی که از [[نام خدا]] میگریزد و پنهان میگردد به [[خدا]] [[پناه]] میبَرم. | ||
*مفسری درباره محلّ [[وسوسه]] و [[وسوسه]] [[مردم]]، مینویسد: "مراد از {{متن قرآن|صُدُورِ النَّاسِ}} محلّ [[وسوسه]] [[شیطان]] است، چون [[شعور]] و [[ادراک]] [[آدمی]] به حسب استعمال شایع، به [[قلب]] [[آدمی]] نسبت داده میشود که در قفسه سینه قرار دارد". | *مفسری درباره محلّ [[وسوسه]] و [[وسوسه]] [[مردم]]، مینویسد: "مراد از {{متن قرآن|صُدُورِ النَّاسِ}} محلّ [[وسوسه]] [[شیطان]] است، چون [[شعور]] و [[ادراک]] [[آدمی]] به حسب استعمال شایع، به [[قلب]] [[آدمی]] نسبت داده میشود که در قفسه سینه قرار دارد". | ||
*[[قرآن]] نیز در این باب فرموده: "{{متن قرآن|وَلَكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ}}<ref>«بلکه آن دلها که درون سینهها جا دارند (نیز) نابینا میگردند» سوره حج، آیه ۴۶.</ref>... و جمله {{متن قرآن|مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ}} به این معنا اشاره شده که بعضی از [[مردم]]، کسانی هستند که از شدت [[انحراف]]، خود [[شیطانی]] شده و در زمره شیطانها قرار گرفتهاند"<ref>المیزان، ج۲۰، ذیل آیه ۳۹۷.</ref>. | * [[قرآن]] نیز در این باب فرموده: "{{متن قرآن|وَلَكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ}}<ref>«بلکه آن دلها که درون سینهها جا دارند (نیز) نابینا میگردند» سوره حج، آیه ۴۶.</ref>... و جمله {{متن قرآن|مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ}} به این معنا اشاره شده که بعضی از [[مردم]]، کسانی هستند که از شدت [[انحراف]]، خود [[شیطانی]] شده و در زمره شیطانها قرار گرفتهاند"<ref>المیزان، ج۲۰، ذیل آیه ۳۹۷.</ref>. | ||
*بر همین اساس [[شیطان]] برنامههای خود را با مخفی کاری میآمیزد، و گاه چنان در [[گوش]] [[جان آدمی]] میدمد که وی [[باور]] میکند [[فکر]]، [[فکر]] خود او است، و از درون جانش جوشیده، و همین باعث [[اغوا]] و [[گمراهی]] او میشود! کار [[شیطان]] تزیین است و مخفیکردن [[باطل]] در لعابی از [[حق]]، و [[دروغ]] در پوستهای از راست و [[گمراهی]] در [[پوشش]] [[هدایت]]. | *بر همین اساس [[شیطان]] برنامههای خود را با مخفی کاری میآمیزد، و گاه چنان در [[گوش]] [[جان آدمی]] میدمد که وی [[باور]] میکند [[فکر]]، [[فکر]] خود او است، و از درون جانش جوشیده، و همین باعث [[اغوا]] و [[گمراهی]] او میشود! کار [[شیطان]] تزیین است و مخفیکردن [[باطل]] در لعابی از [[حق]]، و [[دروغ]] در پوستهای از راست و [[گمراهی]] در [[پوشش]] [[هدایت]]. | ||
*در نتیجه: خودش مخفی هست، و هم برنامههایش پنهان است، و این هشداری است به همه رهروان [[راه]] [[حق]] که [[منتظر]] نباشند [[شیطان]] را در چهره و قیافه اصلی ببینند، یا برنامههایش را در شکل [[انحرافی]] [[مشاهده]] کنند، هرگز چنین نیست، او [[وسواس]] [[خنّاس]] است، و کارش [[دروغ]]، [[نیرنگ]]، [[ظاهرسازی]] و مخفی کردن [[حق]] است. | *در نتیجه: خودش مخفی هست، و هم برنامههایش پنهان است، و این هشداری است به همه رهروان [[راه]] [[حق]] که [[منتظر]] نباشند [[شیطان]] را در چهره و قیافه اصلی ببینند، یا برنامههایش را در شکل [[انحرافی]] [[مشاهده]] کنند، هرگز چنین نیست، او [[وسواس]] [[خنّاس]] است، و کارش [[دروغ]]، [[نیرنگ]]، [[ظاهرسازی]] و مخفی کردن [[حق]] است. | ||
| خط ۹۰: | خط ۹۰: | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
{{ | {{مدخل وابسته}} | ||
# [[ابلیس]] | # [[ابلیس]] | ||
# [[اتباع از شیطان]] | # [[اتباع از شیطان]] | ||
| خط ۱۱۹: | خط ۱۱۹: | ||
[[رده:شیطان]] | [[رده:شیطان]] | ||
[[رده:صفات شیطان]] | [[رده:صفات شیطان]] | ||