محبت به همسر: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
خط ۳۱: خط ۳۱:
۳. [[امام باقر]]{{ع}} نیز [[محبت]] خود به همسرش را نزد [[مالک بن اعین جهنی]]<ref>او از یاران دو امام باقر و صادق{{عم}} بود که در دوره امام صادق درگذشت (محمدتقی تستری، قاموس الرجال، ج۸، ش ۶۲۰۰).</ref> ابراز کرده است. مالک روزی نزد [[امام]] رفت؛ درحالی‌که آن حضرت در [[خانه]] همسرش بود و [[لباس]] سرخ رنگی بر تن داشت. مالک شگفت‌زده شد و تبسمی کرد؛ گویی چنین پوششی را از امام [[انتظار]] نداشت. امام فرمود: «من این لباس را به درخواست همسرم که او را [[دوست]] می‌دارم، پوشیدم»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۷، ح۷ ({{متن حدیث|... إِنَّ الثَّقَفِيَّةَ أَكْرَهَتْنِي عَلَيْهِ وَ أَنَا أُحِبُّهَا فَأَكْرَهَتْنِي عَلَى لُبْسِهَا...}}).</ref>. نقل دیگری نیز به صورت مرسل محبت آن حضرت به همسرش را نقل کرده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۵، ح۱ ({{متن حدیث|... عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} أَنَّهُ كَانَتْ عِنْدَهُ امْرَأَةٌ تُعْجِبُهُ وَ كَانَ لَهَا مُحِبّاً...}}).</ref>.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|سیره همسرداری امامان معصوم]]، ص ۲۷۲.</ref>
۳. [[امام باقر]]{{ع}} نیز [[محبت]] خود به همسرش را نزد [[مالک بن اعین جهنی]]<ref>او از یاران دو امام باقر و صادق{{عم}} بود که در دوره امام صادق درگذشت (محمدتقی تستری، قاموس الرجال، ج۸، ش ۶۲۰۰).</ref> ابراز کرده است. مالک روزی نزد [[امام]] رفت؛ درحالی‌که آن حضرت در [[خانه]] همسرش بود و [[لباس]] سرخ رنگی بر تن داشت. مالک شگفت‌زده شد و تبسمی کرد؛ گویی چنین پوششی را از امام [[انتظار]] نداشت. امام فرمود: «من این لباس را به درخواست همسرم که او را [[دوست]] می‌دارم، پوشیدم»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۷، ح۷ ({{متن حدیث|... إِنَّ الثَّقَفِيَّةَ أَكْرَهَتْنِي عَلَيْهِ وَ أَنَا أُحِبُّهَا فَأَكْرَهَتْنِي عَلَى لُبْسِهَا...}}).</ref>. نقل دیگری نیز به صورت مرسل محبت آن حضرت به همسرش را نقل کرده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۵، ح۱ ({{متن حدیث|... عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} أَنَّهُ كَانَتْ عِنْدَهُ امْرَأَةٌ تُعْجِبُهُ وَ كَانَ لَهَا مُحِبّاً...}}).</ref>.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|سیره همسرداری امامان معصوم]]، ص ۲۷۲.</ref>


==آثار محبت به همسر==
== آثار محبت به همسر ==
{{اصلی|آثار محبت به همسر}}
[[مهرورزی]]، محبت و [[عشق]] زن و شوهر به هم، زمینه را برای [[آرامش]] در فضای [[خانه]] و میان اعضای [[خانواده]] فراهم خواهد کرد. چنین فضایی نتایج بسیار مثبتی را در پی خواهد داشت. افزون بر این، عاملی مؤثر برای پیشگیری از انواع ناراحتی‌ها، کدورت‌ها، [[اختلاف‌ها]] و کشمکش‌های خانوادگی و نیز دارویی [[شفابخش]] برای این معضلات خواهد بود. چنین فضای دلپذیری میدان را چندان برای بروز [[خشم]] و [[کینه‌ورزی]] تنگ می‌کند که فرد میلی به بروز چنین رفتارهای نادرستی در خود [[احساس]] نمی‌کند. کسانی که یکدیگر را [[دوست]] دارند و به هم عشق می‌ورزند، بسیاری از امور ناپسند موجود در طرف مقابل را نادیده می‌گیرند. حتی برخی امور ناپسند در دیده آنان پسندیده جلوه می‌کند؛ چراکه به فرموده [[پیامبر اسلام]]{{صل}}، [[دوستی]] و [[محبت]] موجب می‌شود بدی‌های محبوب دیده نشود<ref>{{متن حدیث|رَوَى أَبُو الدَّرْدَاءِ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: حُبُّكَ لِلشَّيْ‏ءِ يُعْمِي وَ يُصِمُّ}} (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۳۸۰؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج٧۴، ص١۶۶؛ ابن ابی جمهور احسائی، عوالی اللئالی، ج۱، ص١٢۴).</ref>.
[[مهرورزی]]، محبت و [[عشق]] زن و شوهر به هم، زمینه را برای [[آرامش]] در فضای [[خانه]] و میان اعضای [[خانواده]] فراهم خواهد کرد. چنین فضایی نتایج بسیار مثبتی را در پی خواهد داشت. افزون بر این، عاملی مؤثر برای پیشگیری از انواع ناراحتی‌ها، کدورت‌ها، [[اختلاف‌ها]] و کشمکش‌های خانوادگی و نیز دارویی [[شفابخش]] برای این معضلات خواهد بود. چنین فضای دلپذیری میدان را چندان برای بروز [[خشم]] و [[کینه‌ورزی]] تنگ می‌کند که فرد میلی به بروز چنین رفتارهای نادرستی در خود [[احساس]] نمی‌کند. کسانی که یکدیگر را [[دوست]] دارند و به هم عشق می‌ورزند، بسیاری از امور ناپسند موجود در طرف مقابل را نادیده می‌گیرند. حتی برخی امور ناپسند در دیده آنان پسندیده جلوه می‌کند؛ چراکه به فرموده [[پیامبر اسلام]]{{صل}}، [[دوستی]] و [[محبت]] موجب می‌شود بدی‌های محبوب دیده نشود<ref>{{متن حدیث|رَوَى أَبُو الدَّرْدَاءِ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: حُبُّكَ لِلشَّيْ‏ءِ يُعْمِي وَ يُصِمُّ}} (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۳۸۰؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج٧۴، ص١۶۶؛ ابن ابی جمهور احسائی، عوالی اللئالی، ج۱، ص١٢۴).</ref>.
مناسب است در این بخش از بحث، به سخنان [[پیامبر بزرگوار اسلام]]{{صل}} درباره ارتباط مناسب [[زن]] و شوهر اشاره‌ای کنیم. [[رسول خدا]]{{صل}} در [[حدیث]] معروف «حولا»<ref>بانویی زینب نام از اهالی مدینه، به حولا معروف بود و عطر می‌فروخت. به همین دلیل به زینب عطاره معروف بود. حولا گاه خدمت رسول خدا{{صل}} می‌رسید و برای همسران حضرت عطر می‌آورد. محبت، اکرام و احترام حولا به رسول خدا{{صل}} از این روایت به خوبی پیداست: امام صادق{{ع}} می‌فرمایند: {{متن حدیث|جَاءَتْ زَيْنَبُ الْعَطَّارَةُ الْحَوْلَاءُ إِلَى نِسَاءِ النَّبِيِّ{{صل}} فَجَاءَ النَّبِيُّ{{صل}} فَإِذَا هِيَ عِنْدَهُمْ فَقَالَ النَّبِيُّ{{صل}}: إِذَا أَتَيْتِنَا طَابَتْ بُيُوتُنَا. فَقَالَتْ: بُيُوتُكَ بِرِيحِكَ أَطْيَبُ يَا رَسُولَ اللَّهِ{{صل}}! فَقَالَ لَهَا رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: إِذَا بِعْتِ فَأَحْسِنِي وَ لَا تَغُشِّي فَإِنَّهُ أَتْقَى لِلَّهِ وَ أَبْقَى لِلْمَالِ}} (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۴٩۶). حولا افزون بر جمال و زیبایی، از زنان باکمال مدینه بوده است. ایشان راوی احادیث بسیاری از رسول خدا{{صل}} بوده و از محضر شریف حضرت بسیار بهره برده است. پرسش‌هایی که حولا از حضرت{{صل}} داشتند نشان فهم و درک عمیق وی و شناخت عظمت جایگاه پیامبر اسلام است به همین دلیل وقتی حضرت این آمادگی را در وی دیدند، به بهانه‌های گوناگون مطالبی را درباره چگونگی ارتباط بین زن و شوهر و حقوقی که هر یک بر دیگری دارد، همچنین احکامی درباره معاملات و دادوستد برای ایشان بیان می‌فرمودند (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۸، ص١۵٣؛ ج۵، ص۴٩۶؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج۱۷، ص۲۸۱؛ ج۲۰، ص۱۰۸؛ میرزاحسین النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج١۴، ص۲۵۰). از جمله احادیثی که حولا راوی آن است، حدیث معروفی است که مرحوم شیخ صدوق، در کتاب من لا یحضره الفقیه از رسول خدا{{صل}} روایت کرده است، و درباره عظمت آفریننده و آفرینش زمین و آسمان و تفسیر برخی آیه‌های قرآن است. آن سخنان حکیمانه و بسیار عجیب را حضرت{{صل}} در پاسخ به پرسش دقیق و عالمانه حولا فرموده‌اند (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۲۷۹).</ref> که نکته‌های ارزنده‌ای را دربردارد. درباره مراعات حال [[زنان]] و علت این مسئله فرموده‌اند: حولا از همسرش [[نافرمانی]] کرد شوهرش ناراحت شد و با او قهر کرد. کوشش‌های حولا برای [[راضی]] کردن شوهرش ثمری نداشت. حولا که در اثر تربیت‌های رسول خدا{{صل}} از پیامدهای این کار و [[رفتار]] شوهرش نگران بود، جز [[متوسل]] شدن به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} چاره‌ای ندید پس به [[خانه]] پرمهر رسول خدا{{صل}} وارد شد. [[پیامبر]] در خانه نبود و [[ام‌سلمه]]، [[همسر]] باوفای حضرت{{صل}} او را با [[خوش‌رویی]] پذیرفت. حولا ماجرای خود و نافرمانی و قهر و [[خشم]] شویش را با او در میان گذاشت. وقتی رسول خدا{{صل}} به [[منزل]] آمدند، بوی خوش عطرهای این زن عطرفروش را استشمام کردند. از حال او و عطرهایش جویا شدند. ام‌سلمه ماجرای حولا و همسرش را به شوهر عزیزش عرض کرد حضرت{{صل}} وقتی از ماجرای او و شوهرش [[آگاه]] شدند در پاسخ به او مجموعه‌ای از [[وظایف]] زن را در قبال شوهرش و آثار و [[برکات]] خوش‌رویی و انجام وظیفه [[زن]] را برای او چنین بیان فرمودند: «ای حولا، هر زنی که نمازش را بر پای دارد و ملازم خانه‌اش باشد و کمتر از آن خارج شود و پیرو خواسته‌های شوهرش باشد [[خداوند]] همه [[گناهان]] گذشته و حالش را خواهد بخشید»<ref>{{متن حدیث|... يَا حَوْلَاءُ! مَا مِنِ امْرَأَةٍ صَلَّتْ صَلَاتَهَا وَ لَزِمَتِ بَيْتَهَا وَ أَطَاعَتْ زَوْجَهَا إِلَّا غَفَرَ اللَّهُ لَهَا ذُنُوبَهَا مَا قَدَّمَتْ وَ مَا أَخَّرَتْ...}} (میرزاحسین النوری، الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج١۴، ص٢۵٢).</ref>.
آنگاه حضرت گوشه‌ای از [[سختی‌ها]] و مشقت‌های طاقت‌فرسایی را که [[همسر]] [[ایوب پیامبر]]{{صل}} در [[پیروی]] و [[اطاعت]] و [[یاری]] شوهرش متحمل شده بود و تنها به خاطر [[خدا]] او را در مدت هجده سال [[بیماری]] و گرفتاری‌اش یاری داده بود، یادآور شدند و خطاب به حولا ادامه دادند: ای حولا، [[سوگند]] به خداوندی که مرا به [[حق]] به [[پیامبری]] و [[رسالت]] [[مبعوث]] فرمود هر زنی که در سختی‌ها و راحتی‌های شوهرش [[صبر]] و تحمل داشته باشد و پیرو [[خواسته‌ها]] و فرمان‌های او باشد، خداوند او را در [[قیامت]] با همسر ایوب پیامبر{{صل}} [[محشور]] خواهد کرد<ref>{{متن حدیث|... يَا حَوْلَاءُ مَا مِنِ امْرَأَةٍ صَلَّتْ صَلَاتَهَا وَ لَزِمَتِ بَيْتَهَا وَ أَطَاعَتْ زَوْجَهَا إِلَّا غَفَرَ اللَّهُ لَهَا ذُنُوبَهَا مَا قَدَّمَتْ وَ مَا أَخَّرَتْ يَا حَوْلَاءُ لَا يَحِلُّ لِلْمَرْأَةِ أَنْ تُكَلِّفَ زَوْجَهَا فَوْقَ طَاقَتِهِ وَ لَا تَشْكُوَهُ إِلَى أَحَدٍ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَا قَرِيبٍ وَ لَا بَعِيدٍ يَا حَوْلَاءُ يَجِبُ عَلَى المَرْأَةِ أَنْ تَصْبِرَ عَلَى زَوْجِهَا عَلَى الضَّرِّ وَ النَّفْعِ وَ تَصْبِرَ عَلَى الشِدَّةِ وَ الرَّخَاءِ كَمَا صَبَرَتْ زَوْجَةُ أَيُّوبَ الْمُبْتَلَى صَبَرَتْ عَلَى خِدْمَتِهِ ثَمَانِيَ عَشْرَةَ سَنَةً تَحْمِلُهُ عَلَى عَاتِقِهَا مَعَ الْحَامِلِينَ وَ تَطْحَنُ مَعَ الطَّاحِنِينَ وَ تَغْسِلُ مَعَ الْغَاسِلِينَ وَ تَأْتِيهِ بِكِسْرَةٍ يَأْكُلُهَا وَ يَحْمَدُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ كَانَتْ تُلْقِيهِ فِي الْكِسَاءِ وَ تَحْمِلُهُ عَلَى عَاتِقِهَا شَفَقَةً وَ إِحْسَاناً إِلَى اللَّهِ وَ تَقَرُّباً إِلَيْهِ عَزَّ وَ جَلَّ يَا حَوْلَاءُ وَ الَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ نَبِيّاً وَ رَسُولًا كُلُّ امْرَأَةٍ صَبَرَتْ عَلَى زَوْجِهَا فِي الشِدَّةِ وَ الرَّخَاءِ وَ كَانَتْ مُطِيعَةً لَهُ وَ لِأَمْرِهِ حَشَرَهَا اللَّهُ تَعَالَى مَعَ امْرَأَةِ أَيُّوبَ{{ع}}...}} (میرزاحسین النوری، الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج١۴، ص٢۵٢).</ref>.
در ادامه، حولا از [[رسول خدا]]{{صل}} درباره [[حقوق زن]] بر شوهر و [[وظایف]] شوهر پرسید. حضرت{{صل}} در پاسخ فرمودند: برادرم [[جبرئیل]] پیوسته درباره رعایت حقوق [[زنان]] به من سفارش می‌کرد؛ تا جایی که من [[گمان]] بردم که مرد در برابر رفتارهای همسرش حتی حق گفتن اُف را نخواهد داشت. او (برادرم جبرئیل) به من خبر داده، «ای محمد درباره زنان از [[خدا]] بترس؛ چراکه آنان پناهندگانی نزد شمایند. شما زنان را و آنچه از ایشان بر شما [[حلال]] است، به [[حکم]] [[کلام خدا]] و [[کتاب خدا]] و به صورت امری [[واجب]] یا [[مستحب]] از [[شریعت]] [[محمد بن عبد الله]]{{صل}} به منزله امانات [[خداوند]] در [[اختیار]] دارید. به همین دلیل آنان بر [[ذمه]] شما [[حقوق]] واجبی دارند... پس با آنان مهر و [[شفقت]] داشته باشید و کدورت‌ها را از دل‌های آنان دور کنید تا در کنار شما قرار گیرند... بر آنان سخت نگیرید و از ایشان [[خشمناک]] نشوید.»..<ref>{{متن حدیث|... قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: أَخْبَرَنِي أَخِي جَبْرَئِيلُ، وَ لَمْ يَزَلْ يُوصِينِي بِالنِّسَاءِ حَتَّى ظَنَنْتُ أَنْ لَا يَحِلَّ لِزَوْجِهَا أَنْ يَقُولَ لَهَا أُفٍّ، يَا مُحَمَّدُ اتَّقُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِي النِّسَاءِ فَإِنَّهُنَّ عَوَانٍ بَيْنَ أَيْدِيكُمْ أَخَذْتُمُوهُنَّ عَلَى أَمَانَاتِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا اسْتَحْلَلْتُمْ مِنْ فُرُوجِهِنَّ بِكَلِمَةِ اللَّهِ وَ كِتَابِهِ مِنْ فَرِيضَةٍ وَ سُنَّةٍ وَ شَرِيعَةِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ{{صل}} فَإِنَّ لَهُنَّ عَلَيْكُمْ حَقّاً وَاجِباً لِمَا اسْتَحْلَلْتُمْ مِنْ أَجْسَامِهِنَّ وَ بِمَا وَاصَلْتُمْ مِنْ أَبْدَانِهِنَّ وَ يَحْمِلْنَ أَوْلَادَكُمْ فِي أَحْشَائِهِنَّ حَتَّى أَخَذَهُنَّ الطَّلْقُ مِنْ ذَلِكَ فَأَشْفِقُوا عَلَيْهِنَّ وَ طَيِّبُوا قُلُوبَهُنَّ حَتَّى يَقِفْنَ مَعَكُمْ وَ لَا تَكْرَهُوا النِّسَاءَ وَ لَا تَسْخَطُوا بِهِنَّ وَ لَا تَأْخُذُوا مِمَّا آتَيْتُمُوهُنَّ شَيْئاً إِلَّا بِرِضَاهُنَّ وَ إِذْنِهِنَّ...}} (میرزاحسین النوری، الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج١۴، ص٢۵٢).</ref>.
به [[باور]] برخی صاحب‌نظران<ref>حسین مظاهری، اخلاق در خانواده، ج۱، ص۳۶۰.</ref>، بسیاری از [[دستورها]] و توصیه‌های [[اسلام]] درباره مسائل [[خانوادگی]] و ارتباط بین [[زن]] و شوهر برای ایجاد [[محبت]] و بستری مناسب در [[خانه]] است. به همین دلیل ثواب‌ها و پاداش‌های بسیاری که برای برخی [[رفتارها]] و خلق‌وخوی‌های [[زن‌ها]] و شوهرها در قبال هم در نظر گرفته شده، به خاطر آثار و [[برکات]] آن است، به تعبیر آنان این [[پاداش‌ها]] استحقاقی نیست؛ بلکه ثانوی است و برای آن است که از این راه، زن و شوهر به هم ابراز محبت، [[احترام]] و [[اکرام]] کنند؛ برای مثال، [[رسول خدا]]{{صل}} در [[حدیث]] یادشده (حدیث حولا) خطاب به ایشان می‌فرمایند: «ای حولا اگر زن در قبال [[سختی‌ها]] و راحتی‌های [[زندگی]] با شوهرش بسازد و [[صبر]] پیشه کند و [[مطیع]] او و خواسته‌هایش باشد، [[خداوند تبارک و تعالی]] او را با [[همسر]] [[حضرت ایوب]]{{ع}} [[محشور]] خواهد ساخت»<ref>{{متن حدیث|... يَا حَوْلَاءُ وَ الَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ نَبِيّاً وَ رَسُولًا كُلُّ امْرَأَةٍ صَبَرَتْ عَلَى زَوْجِهَا فِي الشِدَّةِ وَ الرَّخَاءِ وَ كَانَتْ مُطِيعَةً لَهُ وَ لِأَمْرِهِ حَشَرَهَا اللَّهُ تَعَالَى مَعَ امْرَأَةِ أَيُّوبَ{{ع}}...}} (میرزاحسین النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج١۴، ص٢۴٠-۲۴۶).</ref>.
این [[پاداش]] عظیم که به فرموده حضرت{{صل}} [[خداوند تعالی]] برای چنین زنانی در نظر گرفته، استحقاقی نیست؛ چراکه اگر زن و مرد در خانه با همچنین رویه پسندیده‌ای داشته باشند، زمینه‌ای برای ایجاد و تقویت محبت به یکدیگر را فراهم خواهند آورد. در چنین فضایی همه اعضای [[خانواده]] در مسیر درست گام برمی‌دارند؛ تربیت فرزندان به خوبی انجام می‌شود؛ از هرگونه [[انحراف]] و [[لغزش]] [[اخلاقی]] و [[رفتاری]] پیشگیری خواهد شد؛ از همه ظرفیت‌ها و استعدادهای خانواده به بهترین شکل بهره‌برداری خواهد شد؛ اعضای خانواده به ویژه زن و شوهر در برابر سختی‌ها، [[مشکلات]] و پیشامدهای ناگوار صبر و [[استقامت]] خواهند داشت؛ و.... همه این امور از برکات ایجاد و ابراز محبت و [[رفتار]] محبت‌آمیز بین [[همسران]] است.


[[عشق]]، علاقه، [[دلدادگی]] و [[محبت به همسر]]، به ویژه بیان و ابراز آن به شیوه‌های گوناگون، [[برکات]] بسیاری برای آنان و همه اعضای خانواده دارد. اشاره به نمونه‌ای از آنها در این مجال مناسب است:
[[عشق]]، علاقه، [[دلدادگی]] و [[محبت به همسر]]، به ویژه بیان و ابراز آن به شیوه‌های گوناگون، [[برکات]] بسیاری برای آنان و همه اعضای خانواده دارد. اشاره به نمونه‌ای از آنها در این مجال مناسب است:
# '''جلب توجه همسر''': ابراز محبت و عشق و علاقه موجب خواهد شد [[زن]] یا مرد همه توجه همسرش را به خویش جلب کند؛ [[چشم]] و [[دل]] او را از خود لبریز سازد، و جایی برای چیز یا کسی دیگر باقی نگذارد. شاید کم نباشند همسرانی که به سبب بی‌توجهی به این مسئله مهم و در نتیجه، [[احساس]] بی‌اعتمادی و بی‌توجهی به یکدیگر، [[حس]] نیاز به [[محبت]] در آنان ارضا نشده باشد. در نتیجه بر اثر عواملی دیگر چشم و دل یکی از آنان یا هر دویشان با محبت‌های کاذب دیگران پر شده و جای همسر را کس دیگری پر کرده باشد. سرانجام نیز پس از درگیری‌ها و کشمکش‌های خانوادگی و... رابطه ایشان به جدایی و [[طلاق]] انجامیده باشد.
# '''جلب توجه همسر''': ابراز محبت و عشق و علاقه موجب خواهد شد [[زن]] یا مرد همه توجه همسرش را به خویش جلب کند؛ [[چشم]] و [[دل]] او را از خود لبریز سازد و جایی برای چیز یا کسی دیگر باقی نگذارد. شاید کم نباشند همسرانی که به سبب بی‌توجهی به این مسئله مهم و در نتیجه، [[احساس]] بی‌اعتمادی و بی‌توجهی به یکدیگر، [[حس]] نیاز به [[محبت]] در آنان ارضا نشده باشد.
# '''ایجاد [[صفا]] و صمیمیت بیشتر میان آنان''': ارتباط [[زناشویی]] و [[خانوادگی]] اگر با صفا و صمیمیت همراه باشد، موجب گرمابخشی و شور و [[نشاط]] بین اعضای خانواده به ویژه [[همسران]] می‌شود. صفا و رونق یک خانواده مدیون ابراز عشق و علاقه بین دو رکن اساسی خانواده، یعنی زن و شوهر است. بقیه ظواهر [[زندگی]]، اعم از [[خانه]] و آنچه در آن است پوسته بی‌روحی بیش نیست. آنچه به این‌همه، [[روح]] می‌بخشد و آن را زنده می‌سازد، همین عشق و علاقه‌ای است که بین اعضای خانواده به ویژه زن و [[مرد]] [[حاکم]] است.
# '''ایجاد [[صفا]] و صمیمیت بیشتر میان آنان''': ارتباط [[زناشویی]] و [[خانوادگی]] اگر با صفا و صمیمیت همراه باشد، موجب گرمابخشی و شور و [[نشاط]] بین اعضای خانواده به ویژه [[همسران]] می‌شود. صفا و رونق یک خانواده مدیون ابراز عشق و علاقه بین دو رکن اساسی خانواده، یعنی زن و شوهر است. بقیه ظواهر [[زندگی]]، اعم از [[خانه]] و آنچه در آن است پوسته بی‌روحی بیش نیست.
# '''[[سکونت]] و [[آرامش]]''': [[فلسفه]] اصلی تحقق [[ازدواج]] و پیوند زناشویی، همین سکونت و آرامش است. این سکونت و آرامش خود حاصل محبت و عشق و علاقه‌ای است که هر یک از زن و شوهر به یکدیگر ابراز می‌کنند حتی اگر زن و شوهر به هم علاقه داشته باشند ولی به هر دلیل آن را به یکدیگر نشان ندهند و اظهار نکنند، باز هم آرامشی که باید گرمابخش فضای خانواده و ارتباط اعضای خانواده با هم باشد، وجود نخواهد داشت و ارتباطی خشک و بی‌روح و فضایی سرد بر آن حاکم خواهد شد.
# '''[[سکونت]] و [[آرامش]]''': [[فلسفه]] اصلی تحقق [[ازدواج]] و پیوند زناشویی، همین سکونت و آرامش است. این سکونت و آرامش خود حاصل محبت و عشق و علاقه‌ای است که هر یک از زن و شوهر به یکدیگر ابراز می‌کنند حتی اگر زن و شوهر به هم علاقه داشته باشند ولی به هر دلیل آن را به یکدیگر نشان ندهند و اظهار نکنند، باز هم آرامشی که باید گرمابخش فضای خانواده و ارتباط اعضای خانواده با هم باشد، وجود نخواهد داشت و ارتباطی خشک و بی‌روح و فضایی سرد بر آن حاکم خواهد شد.
# '''اعتماد''': ارتباط‌های [[انسانی]] و [[اجتماعی]] به شدت به اعتماد متقابل نیازمند است. نبود این اعتماد دوام و استمرار ارتباط و اصل موجودیت آن را در معرض خطر نابودی قرار خواهد داد؛ چراکه بی‌اعتمادی بدترین و خطرناک‌ترین آفت ارتباط‌های انسانی است. شدت این [[نیازمندی]] در ارتباط خانوادگی به ویژه رابطه زناشویی بسیار بیشتر است. هرچه این اعتماد وثیق‌تر و پایدارتر باشد عمق ارتباط و دوام آن بیشتر تضمین خواهد شد. در برابر، هرگونه [[سستی]] و تزلزل در آن اصل موجودیت ارتباط زناشویی و اساس و بنیان [[خانواده]] را [[تهدید]] می‌کند و موجب متلاشی شدن و نابودی آن خواهد شد. متأسفانه کم نیستند همسرانی که به سبب رفتارهای نادرست همسرانشان، در [[محبت]] و علاقه آنان به خود تردید می‌کنند به ویژه وقتی در [[رفتار]] و گفتار [[همسر]]، نشانه‌هایی از بی‌مهری را می‌بینند این [[تردیدها]] دوچندان می‌شود. این مشکل میان [[همسران]] [[جوان]] و کم‌تجربه بیشتر نمایان است. در این موارد گاه حقیقتاً مرد یا [[زن]] به شوهرش علاقه‌مند است، ولی چون نمی‌داند باید آن را ابراز کند یا گونه درست ابراز علاقه به همسرش را نمی‌داند، سخن یا [[رفتاری]] از وی سر می‌زند که به تردید و بی‌اعتمادی به دیگری می‌انجامد. اگر زن و شوهر به هم [[عشق]] بورزند و این عشق و علاقه را به گونه‌های مختلف و متنوع و به‌طور شفاف و روشن به هم ابراز کنند، آرام‌آرام تردیدها برطرف می‌شود و [[حس]] اعتماد به هم در آنان زنده می‌شود و با گذشت [[زمان]] بر عمق و کیفیت آن افزوده خواهد شد. به همین سبب، زن و شوهر باید با تمام توان و به گونه‌های مختلف محبت و عشق و علاقه خود را به هم ابراز کنند و در جلب اعتماد دوسویه بکوشند. اگر هم به هر دلیل کدورت و [[ناراحتی]] مختصری میان آنان بروز کرد، با [[عشق‌ورزی]] و مهر و محبت هرچه بیشتر و بهتر، در رفع آن بکوشند و به گونه‌ای، آسیب وارد شده به ارتباط سالم زناشویی و حس اعتماد دوسویه را ترمیم کنند.
# '''اعتماد''': ارتباط‌های [[انسانی]] و [[اجتماعی]] به شدت به اعتماد متقابل نیازمند است. نبود این اعتماد دوام و استمرار ارتباط و اصل موجودیت آن را در معرض خطر نابودی قرار خواهد داد؛ چراکه بی‌اعتمادی بدترین و خطرناک‌ترین آفت ارتباط‌های انسانی است.
# '''جلوگیری از درگیری‌ها و کشمکش‌ها یا جدایی''': اغلب درگیری‌ها و کشمکش‌های خانوادگی و زناشویی در اثر کاهش محبت و علاقه و در نتیجه از دست رفتن حس اعتماد به یکدیگر رخ می‌دهد. متأسفانه، [[درک]] نکردن این مسئله مهم و در نتیجه درمان نشدن به هنگام و کافی آن موجب درگیری‌های حاد و حتی فیزیکی و زدوخورد بین همسران می‌شود و در پایان به جدایی و ویرانی بنیان [[خانواده]] می‌انجامد. [[آرامش]] و اعتمادی که بر اثر ابراز محبت بین زن و شوهر در خانواده به شکل‌های گوناگون و به فراخور حال دو طرف [[حاکم]] می‌شود، زمینه‌ای برای این مسائل باقی نمی‌گذارد و از بروز آنها جلوگیری می‌کند.
# '''جلوگیری از درگیری‌ها و کشمکش‌ها یا جدایی''': اغلب درگیری‌ها و کشمکش‌های خانوادگی و زناشویی در اثر کاهش محبت و علاقه و در نتیجه از دست رفتن حس اعتماد به یکدیگر رخ می‌دهد. متأسفانه، [[درک]] نکردن این مسئله مهم و در نتیجه درمان نشدن به هنگام و کافی آن موجب درگیری‌های حاد و حتی فیزیکی و زد و خورد بین همسران می‌شود و در پایان به جدایی و ویرانی بنیان [[خانواده]] می‌انجامد.
# '''فرونشاندن التهاب‌ها و نگرانی‌های احتمالی''': گاه بر اثر [[غفلت]] و بی‌توجهی خانواده و ارتباط [[زناشویی]] به التهاب و مشکلاتی دچار می‌شود. اگر این مشکل هرچه زودتر و به هنگام حل گردد و از پیچیده‌تر شدن آن جلوگیری شود بسیاری از [[اختلافات]] [[خانوادگی]] پیش نخواهد آمد. ابراز [[عشق]] و علاقه و [[مهرورزی]] در روابط زناشویی می‌تواند چنین تأثیری داشته باشد؛ یعنی خشم‌ها را فرونشاند؛ آنچه پیش آمده را برطرف کند؛ و ریشه بروز هرگونه مشکلی را بخشکاند.
# '''استحکام بنیان خانواده''': اظهار و ابراز عشق و علاقه و در یک [[کلام]] ارتباط عاشقانه بین [[زن]] و شوهر، آنان را به یکدیگر علاقه‌مندتر می‌کند. آنان [[دل]] هم را [[تسخیر]] می‌کنند و ارتباط زناشویی‌شان عمیق‌تر می‌شود. سرانجام به [[زندگی]] دل‌گرم‌تر می‌شوند و رفته‌رفته به پیمان‌های میان خویش وفادارتر می‌شوند<ref>[[اسدالله طوسی|طوسی، اسدالله]]، [[همسران شایسته (کتاب)|همسران شایسته]]، ص ۲۴۲-۲۵۱.</ref>.
# '''استحکام بنیان خانواده''': اظهار و ابراز عشق و علاقه و در یک [[کلام]] ارتباط عاشقانه بین [[زن]] و شوهر، آنان را به یکدیگر علاقه‌مندتر می‌کند. آنان [[دل]] هم را [[تسخیر]] می‌کنند و ارتباط زناشویی‌شان عمیق‌تر می‌شود. سرانجام به [[زندگی]] دل‌گرم‌تر میشوند و رفته‌رفته به پیمان‌های میان خویش وفادارتر می‌شوند. به این ترتیب دیوار [[امنیتی]] محکم و بادوامی، از ابعاد گوناگون، بر گرد خانواده و ارتباط‌های درونی آن کشیده خواهد شد و بنیان خانواده استحکام خواهد یافت. [[حس]] اعتماد، بین اعضای چنین خانواده‌هایی بیشتر است و [[آرامش]] و [[شادابی]] افزون‌تری را [[تجربه]] خواهند کرد. اما، اگر فضای خانواده و روابط زناشویی از این عشق و محبت‌ها و ابراز علاقه‌ها خالی باشد، نه‌تنها از برکت‌های یاد شده [[محروم]] خواهد بود، بلکه گرفتار پیامدهای بسیار ناگواری نیز خواهد شد؛ پیامدهایی چون: بی‌مهری؛ نامهربانی و بی‌توجهی به هم؛ [[بدخلقی]]؛ دلتنگی؛ بهانه‌گیری؛ رسیدگی نکردن به امور یکدیگر و اوضاع [[منزل]] و [[فرزندان]]؛ زندگی سخت و عیش ناگوار؛ شکست‌های فردی و [[اجتماعی]]؛ بی‌میلی به هم؛ اظهار علاقه به غیر؛ برقراری ارتباط با دیگران و [[طلاق]] و جدایی.
افزون بر آنچه گفتیم، ابراز علاقه [[همسران]] به یکدیگر آثار فراوان دیگری نیز در پی دارد که برای پرهیز از اطاله کلام تنها به فهرستی از عناوین آنها اشاره می‌کنیم:
# بهره‌مندی فرزندان از چتر حمایتی [[خانوادگی]] و [[نشاط]] و شادابی [[حاکم]] بر آن؛
# دل‌گرمی همه اعضا به [[خانه]] و [[خانواده]] و [[حاکمیت]] [[عشق]] و [[دلدادگی]] به هم و دل در گرو غیر نسپردن؛
# دل‌گرمی به [[کسب و کار]] و فعالیت‌های مربوط به معاش؛
# [[شکوفایی استعدادها]] و توانمندی‌های خدادادی اعضای خانواده به‌طور درست و کامل؛
# [[لذت]] بردن از زندگی و ارتباط با دیگران؛
# [[نجات]] اعضای خانواده از انواع آلودگی‌ها، [[انحراف‌های اخلاقی]] و [[رفتاری]]؛ مانند [[عیاشی]]، اعتیاد، [[فساد]]، [[فحشا]] و...؛
# نجات خود و دیگر افراد [[جامعه]] از مهلکه‌های فردی و اجتماعی؛
# نجات فرزندان از جدایی پدر و مادر و بی‌سرپرستی و تنهایی و... .
 
بنابراین اکسیر عشق و [[محبت]] همسران و ابزار علاقه ایشان به یکدیگر چنین آثار و برکاتی دارد؛ [[برکات]] بسیاری که هم خود [[زن]] و مرد و هم فرزندان و دیگر اعضای خانواده و افراد مرتبط با آنان از آن بهره‌مند خواهند شد. البته با نگاهی کلان به کل [[جامعه انسانی]]، به خوبی به این نتیجه روشن پی خواهیم برد که عشق همسران به هم بر همه جامعه نیز تأثیرگذار است؛ زیرا همچنان که [[حاکمیت]] قهر و غلبه و [[نزاع]] و درگیری و در نتیجه فساد و بی‌بندوباری در [[خانواده‌ها]] بی‌درنگ و مستقیم بر [[جوامع]] تأثیر می‌گذارد، حاکمیت عشق و محبت و ابراز علاقه به یکدیگر و در نتیجه، وجود خانواده‌های سالم و [[صالح]] نیز برای جوامع مفید خواهد بود. پس [[جوامع انسانی]] نیز از برکات چنین خانواده‌هایی به‌طور مستقیم بهره‌مند می‌شوند<ref>[[اسدالله طوسی|طوسی، اسدالله]]، [[همسران شایسته (کتاب)|همسران شایسته]]، ص ۲۴۲-۲۵۱.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==

نسخهٔ ‏۱۶ دسامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۱۴

مقدمه

همه روش‌هایی که در اسلام برای تعامل با یکدیگر در محیط خانه آمده، از قبیل سلام کردن، به پیشواز و بدرقه رفتن، خداحافظی کردن، پاکیزگی، زینت و آرایش، قدردانی، عیب‌پوشی، خوش‌رویی، خوش‌زبانی، پخت و پز خوب و مناسب و خرده نگرفتن از کارهای یکدیگر[۱]، برای ایجاد محبت و تحکیم روابط خانوادگی و نوعی ابراز محبت است که این اظهار در ایجاد آرامش و دوام آن نقشی اساسی دارد؛ زیرا دوست داشتن به تنهایی سبب ارتباط پایدار نیست؛ از این‌رو پیامبر(ص) فرمود: «شیرینی این سخن مرد به همسرش «که دوستت دارم» هیچ‌گاه از یاد زن نمی‌رود و همواره در دلش جای دارد»[۲]. امام صادق(ع) نیز فرمود: «تلاش در افزایش محبت به همسر در حقیقت کوشش برای افزایش مراتب ایمان است»[۳]؛ چراکه نتیجه محبت صادقانه هماهنگی و همراهی است[۴] و هرجا هماهنگی و همراهی باشد، امنیت که هم‌خانواده ایمان است، نیز هست. پس ایمان امنیت‌آفرین و آرامش‌زاست که قرآن در وصف مؤمنان فرمود: ﴿أُولَئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ[۵]. اگر پیامبر(ص) فرمود «از دنیای شما بوی خوش و همسر را دوست می‌دارم و نماز نور چشم من است»[۶] و همسردوستی را از یک سو در ردیف بوی خوش و از سوی دیگر در ردیف نماز قرار داد، به دلیل تأثیر ژرف و ریشه‌ای این سه در ایجاد پیوند عمیق و آرامش‌بخش میان انسان با خدا، خانواده و دیگران است؛ پیوندهایی که برای دوام زندگی و خوشبختی آدمی رکن اساسی شمرده می‌شوند؛ چراکه نماز پیوند آرامش‌بخش انسان با خداست. بوی خوش معاشرت انسان با افراد جامعه را گوارا می‌کند و همسردوستی پیوند انسان با خانواده را دلنواز می‌سازد.

بنابراین شیرین‌ترین لحظات زندگی فرصت‌هایی است که آدمی به محبوب خود چشم می‌دوزد و به او می‌نگرد و سخنی محبت‌آمیز به او می‌گوید و نهایت احساس و عاطفه خود را در کلام و نگاهش نشان می‌دهد و با این ابراز محبت سبک زندگی او را می‌سازد. سیره رفتاری امامان(ع) در محیط خانه نیز با این لحظات عاطفی و شیرین آمیخته بود؛ چنان‌که از پیامبر(ص) نقل شده: اهل‎بیت(ع) ویژگی‌هایی دارند که احدی پیش و پس از ایشان از آن بهره‌مند نبوده و نیست. یکی از آنها محبت به زن است[۷] که نمونه‌هایی از آن در سیره آنان مشاهده می‌شود؛ برای مثال:

۱. درباره تعامل امیرمؤمنان(ع) با همسرانش چنین نقل شده است که به خوله مادر محمد حنفیه ابراز محبت می‌کرده و او را «جان‌الصفا» می‌نامیده و علت این نامگذاری را حسن و نیکی او می‌دانسته است[۸]؛ چنان‌که در تعبیری علاقه شدید خود به همسر دیگرش اُمامه را این‌گونه اظهار کرده است: «تحمل دوری چهار چیز را ندارم و یکی از آنها اُمامه است»[۹]. این ابراز محبت علاقه شدید اُمامه به امام را در پی داشت؛ چنان‌که تکریم امام به همسر دیگرش لیلا دختر مسعود همین بازخورد را داشت و این دو به وقت ضربت خوردن امام گریه و بی‌تابی می‌کردند؛ به اندازه‌ای که به ابن‌ملجم گفتند: «تو با این کار خود هیچ ضرری به امیرمؤمنان(ع) نمی‌زنی»[۱۰]. ام‌هیثم نخعی نیز در شعر خود علاقه شدید اُمامه به امام را چنین بازگو کرده است: «اُمامه موی مرا سپید و اندوه مرا بسیار می‌کند. با از دست دادن شوهر در پی جستن او می‌چرخد و با ناامید شدن شیون می‌کند»[۱۱].

۲. درباره تعامل امام حسین(ع) و همسرش رباب نقل‌هایی در دست است که از آنها برمی‌آید تعامل آنان بسیار صمیمی بوده است؛ به گونه‌ای که امام صمیمیت این روابط را با سرودن شعری درباره او چنین اظهار می‌کرد: «به جان تو سوگند، من خانه‌ای را دوست دارم که سکینه و رباب در آن باشند. آنان را دوست دارم و تمامی مالم را برای ایشان فدا می‌کنم و سرزنش احدی در این باره پذیرفته نیست»[۱۲]. آنچه از منابع برمی‌آید، این است که اشعار یاد شده سروده خود سیدالشهدا است، نه زبان حال آن حضرت و نشانه‌ای هم بر زبان حال بودن در دست نیست.

البته رباب نیز شخصیت با کرامت و بزرگواری داشت؛ چنان‌که هشام کلبی تاریخ‌نگار نامدار به این نکته اشاره کرده و درباره او گفته است: مِنْ خِيَارِ النِّسَاءِ وَ أَفْضَلُهُنَّ[۱۳]. این تعبیر از هوش و ادراک و معرفت بالا و شخصیت والای ایشان حکایت می‌کند و رفتار و سروده وی درباره امام حسین(ع) بر این مطلب گواهی می‌دهد. او در سفر کربلا همراه امام(ع) بود و پس از شهادت آن حضرت(ع) نیز وفاداری‌اش را به زبان شعر و عمل نشان داد. مرثیه سروده رباب درباره سیدالشهداء(ع) که با داشتن معانی بلند و زیبا از معرفت، خلوص و ارادت وی به آن حضرت(ع) حکایت می‌کند چنین است: آن نوری که دیگران از درخشش آن بهره می‌بردند در کربلا کشته شده و غیر مدفون رها شده است. ای فرزند پیامبر، خدا از سوی ما به تو پاداش نیکو دهد و در محاسبه الهی تو را از هر زبانی بازدارد. تو آن‌چنان کوه استواری بودی که من به آن پناه می‌بردم؛ آن شخصیتی که از سر رحمت و دینداری با ما همنشین بودی. پس از تو چه کسی برای یتیمان و نیازمندان مانده و کیست که مسکینان به او پناه برند و او بی‌نیازشان سازد؟ به خدا سوگند پس از تو سایه‌ای بر سرم نخواهم پذیرفت تا در خاک پنهان شوم[۱۴].

رباب در بیت سوم رفتار عاطفی خویش را از یک سو و از سوی دیگر پیوند عمیق خود با آن حضرت را بازگو کرده و امام را چون کوهی استوار پناهگاه آرام‌بخش خود دانسته است و تعامل آن حضرت با خود را مهربانانه و دیندارانه وصف کرده است؛ چنان‌که در بیت آخر عزم راسخ خود در آینده زندگی بر ترک ازدواج با دیگری را بازگفته است.

به لحاظ روان‌شناختی نیز می‌گویند فرد داغدیده فشارهای بسیاری را تحمل می‌کند و واکنش‌هایی مانند گریستن، اضطراب، بی‌قراری، بی‌خوابی و بی‌اشتهایی را نشان می‌دهد. به دیگر سخن آثار داغدیدگی در سه بعد فیزیکی، روان‌شناختی و جامعه‌شناختی خود را در فرد داغدیده نشان می‌دهد. در بعد فیزیکی، نشانه‌هایی مانند بیماری‌های جسمانی، تشدید علایم بیماری‌های قبلی و ایجاد شکایات جدید در او پدید می‌آید. آثار روانشناختی به متغیرهای بسیاری ارتباط دارد؛ از قبیل سن، جنس، سلامت جسمانی، سازگاری قبلی، متغیرهای شخصیتی فرد، عوامل چندگانه اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و سیاسی، نوع رابطه داغدیده با متوفی، چگونگی درگذشت و سابقه متوفی و داغدار. با این حال افراد کم و بیش گرفتار ناباوری، سردرگمی، غم، اضطراب، دل‌مشغولی و مانند آن می‌شوند. آثار اجتماعی داغدیدگی به ویژه در میان زنان بیوه نیز بسیار است و نمونه‌هایی مانند تغییر رفت و آمدها، عوض شدن نگاه‌ها و تعارضات خانوادگی ایفای نقش می‌کنند[۱۵]. آنچه می‌توان گفت در این محورها بیشترین نقش را دارد، عاطفه‌مندی و محبت بین داغدیده و متوفی است که این نکته در روابط رباب با امام حسین(ع) مشاهده می‌شود.

ابن‌جوزی درباره علاقه خردمندانه رباب به امام حسین(ع) این مطلب را نقل کرده که وی در مدینه به مدت یکسال به ماتم و عزا پرداخت، بی‌آنکه زیر سقفی برود[۱۶]، هرچند برخی مورخان گفته‌اند: رباب پس از شهادت همسرش به مدت یک سال روی قبرش ماند و سپس به مدینه کوچ کرد. آنان شعری را مبنی بر بیان همین مطلب نیز به او منتسب کرده‌اند[۱۷]؛ ولی این سخن درست نیست؛ چراکه به اتفاق مورخان همه خاندان سیدالشهدا(ع) از جمله رباب را روز پس از شهادت همسرش به اسارت بردند[۱۸]. وانگهی این مطلب در نقلی دیگر به فاطمه بنت الحسین منسوب است که پس از وفات همسرش حسن مثنی چنین کرد؛ چراکه زنان محترم و علاقه‌مند در آن دوره چنین می‌کردند[۱۹]. در همان حال نقل شده که این شعر سروده لبید[۲۰] بوده که فاطمه بنت الحسین آن را زمزمه کرده است[۲۱] و به نظر می‌رسد فاطمه بنت الحسین تنها به زمزمه شعر لبید بسنده کرده باشد، نه آن‌که یک سال بر قبر همسرش مانده باشد.

۳. امام باقر(ع) نیز محبت خود به همسرش را نزد مالک بن اعین جهنی[۲۲] ابراز کرده است. مالک روزی نزد امام رفت؛ درحالی‌که آن حضرت در خانه همسرش بود و لباس سرخ رنگی بر تن داشت. مالک شگفت‌زده شد و تبسمی کرد؛ گویی چنین پوششی را از امام انتظار نداشت. امام فرمود: «من این لباس را به درخواست همسرم که او را دوست می‌دارم، پوشیدم»[۲۳]. نقل دیگری نیز به صورت مرسل محبت آن حضرت به همسرش را نقل کرده است[۲۴].[۲۵]

آثار محبت به همسر

مهرورزی، محبت و عشق زن و شوهر به هم، زمینه را برای آرامش در فضای خانه و میان اعضای خانواده فراهم خواهد کرد. چنین فضایی نتایج بسیار مثبتی را در پی خواهد داشت. افزون بر این، عاملی مؤثر برای پیشگیری از انواع ناراحتی‌ها، کدورت‌ها، اختلاف‌ها و کشمکش‌های خانوادگی و نیز دارویی شفابخش برای این معضلات خواهد بود. چنین فضای دلپذیری میدان را چندان برای بروز خشم و کینه‌ورزی تنگ می‌کند که فرد میلی به بروز چنین رفتارهای نادرستی در خود احساس نمی‌کند. کسانی که یکدیگر را دوست دارند و به هم عشق می‌ورزند، بسیاری از امور ناپسند موجود در طرف مقابل را نادیده می‌گیرند. حتی برخی امور ناپسند در دیده آنان پسندیده جلوه می‌کند؛ چراکه به فرموده پیامبر اسلام(ص)، دوستی و محبت موجب می‌شود بدی‌های محبوب دیده نشود[۲۶].

عشق، علاقه، دلدادگی و محبت به همسر، به ویژه بیان و ابراز آن به شیوه‌های گوناگون، برکات بسیاری برای آنان و همه اعضای خانواده دارد. اشاره به نمونه‌ای از آنها در این مجال مناسب است:

  1. جلب توجه همسر: ابراز محبت و عشق و علاقه موجب خواهد شد زن یا مرد همه توجه همسرش را به خویش جلب کند؛ چشم و دل او را از خود لبریز سازد و جایی برای چیز یا کسی دیگر باقی نگذارد. شاید کم نباشند همسرانی که به سبب بی‌توجهی به این مسئله مهم و در نتیجه، احساس بی‌اعتمادی و بی‌توجهی به یکدیگر، حس نیاز به محبت در آنان ارضا نشده باشد.
  2. ایجاد صفا و صمیمیت بیشتر میان آنان: ارتباط زناشویی و خانوادگی اگر با صفا و صمیمیت همراه باشد، موجب گرمابخشی و شور و نشاط بین اعضای خانواده به ویژه همسران می‌شود. صفا و رونق یک خانواده مدیون ابراز عشق و علاقه بین دو رکن اساسی خانواده، یعنی زن و شوهر است. بقیه ظواهر زندگی، اعم از خانه و آنچه در آن است پوسته بی‌روحی بیش نیست.
  3. سکونت و آرامش: فلسفه اصلی تحقق ازدواج و پیوند زناشویی، همین سکونت و آرامش است. این سکونت و آرامش خود حاصل محبت و عشق و علاقه‌ای است که هر یک از زن و شوهر به یکدیگر ابراز می‌کنند حتی اگر زن و شوهر به هم علاقه داشته باشند ولی به هر دلیل آن را به یکدیگر نشان ندهند و اظهار نکنند، باز هم آرامشی که باید گرمابخش فضای خانواده و ارتباط اعضای خانواده با هم باشد، وجود نخواهد داشت و ارتباطی خشک و بی‌روح و فضایی سرد بر آن حاکم خواهد شد.
  4. اعتماد: ارتباط‌های انسانی و اجتماعی به شدت به اعتماد متقابل نیازمند است. نبود این اعتماد دوام و استمرار ارتباط و اصل موجودیت آن را در معرض خطر نابودی قرار خواهد داد؛ چراکه بی‌اعتمادی بدترین و خطرناک‌ترین آفت ارتباط‌های انسانی است.
  5. جلوگیری از درگیری‌ها و کشمکش‌ها یا جدایی: اغلب درگیری‌ها و کشمکش‌های خانوادگی و زناشویی در اثر کاهش محبت و علاقه و در نتیجه از دست رفتن حس اعتماد به یکدیگر رخ می‌دهد. متأسفانه، درک نکردن این مسئله مهم و در نتیجه درمان نشدن به هنگام و کافی آن موجب درگیری‌های حاد و حتی فیزیکی و زد و خورد بین همسران می‌شود و در پایان به جدایی و ویرانی بنیان خانواده می‌انجامد.
  6. استحکام بنیان خانواده: اظهار و ابراز عشق و علاقه و در یک کلام ارتباط عاشقانه بین زن و شوهر، آنان را به یکدیگر علاقه‌مندتر می‌کند. آنان دل هم را تسخیر می‌کنند و ارتباط زناشویی‌شان عمیق‌تر می‌شود. سرانجام به زندگی دل‌گرم‌تر می‌شوند و رفته‌رفته به پیمان‌های میان خویش وفادارتر می‌شوند[۲۷].

منابع

پانویس

  1. برای نمونه، ر.ک: حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۱۹۶.
  2. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۶۹، ح۵۹ («قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَةِ إِنِّي أُحِبُّكِ لَا يَذْهَبُ مِنْ قَلْبِهَا أَبَداً»).
  3. شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۸۴، ح۴۳۵۰ («... الْعَبْدُ كُلَّمَا ازْدَادَ لِلنِّسَاءِ حُبّاً ازْدَادَ فِي الْإِيمَانِ فَضْلًا»).
  4. ابن‌شعبه حرانی، تحف العقول، ص۲۹۴: لَوْ كَانَ حُبُّكَ صَادِقاً لَأَطَعْتَهُ *** إِنَّ الْمُحِبَّ لِمَنْ أَحَبَّ مُطِيعٌ.
  5. «آنان امن (و آرامش) دارند و رهیافته‌اند» سوره انعام، آیه ۸۲.
  6. محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲، ص۱۴۴، ح۱۷۵۵ («... حُبِّبَ إِلَيَّ مِنْ دُنْيَاكُمُ النِّسَاءُ وَ الطِّيبُ وَ جُعِلَ قُرَّةُ عَيْنِي فِي الصَّلَاةِ»).
  7. فضل‌الله بن علی راوندی، النوادر، ص١۵ («قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):... وَ الْمَحَبَّةَ لِلنِّسَاءِ»).
  8. محمد بن جریر طبری امامی، المسترشد فی امامة علی بن ابی‌طالب(ع)، ص۴۱۴؛ ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج۱، ص۲۴۴ («... إِنَّمَا سُمِّيَتْ جَانَّ الصَّفَا لِحُسْنِهَا»).
  9. محمد بن حسن فتال، روضةالواعظین، ج۱، ص۳۴۸ («... أَرْبَعَةٌ لَيْسَ إِلَى فِرَاقِهِنَّ سَبِيلٌ: بِنْتُ أُمَامَةَ أَوْصَتْنِي بِهَا فَاطِمَةُ...»).
  10. احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۴۹۵-۴۹۶ (... وَ قُلْنَ: يَا عَدُوَّ اللَّهِ لَا بَأْسَ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ).
  11. ابن‌حجر عسقلانی، الاصابه، ج۸، ص۲۵.
  12. علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، ص۹۴؛ ابن‌قتیبه، المعارف، ص۲۱۳؛ ابن‌کثیر، البدایة والنهایه، ج۸، ص۲۱۱. «إِنَّنِي لَأُحِبُّ دَارًا *** تَحِلُّ بِهَا سَكِينَةُ وَ الرَّبَابُ أُحِبُّهُمَا وَ أَبْذُلُ جُلَّ مَالِي *** وَ لَيْسَ لِعَاذِلٍ عِنْدِي عِتَابُ‌»
  13. علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۶، ص۹۱.
  14. علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۶، ص۱۴۲؛ سید محسن امین عاملی، اعیان الشیعه، ج۶، ص۴۴۹. إِنَّ الَّذِي كَانَ نُوراً يُسْتَضَاءُ بِهِ *** بِكَرْبَلاءَ قَتِيلٌ غَيْرُ مَدْفُونِ سِبْطَ النَّبِيِّ جَزاكَ اللَّهُ صَالِحَةً *** عَنّا، وَ جُنِّبْتَ خُسْرَانَ الْمَوَازِينِ قَدْ كُنْتَ لِي جَبَلاً صَعْباً أَلُوذُ بِهِ *** وَ كُنْتَ تَصْحَبُنا بِالرُّحْمِ وَ الدِّينِ مَنْ لِلْيَتامى وَ مَنْ لِلسَّائِلِينَ وَ مَنْ *** يُغني وَ يَأوِي إلَيْهِ كُلُّ مِسْكِينِ وَ اللَّهِ لَا أبْتَغِي صِهْراً بِصِهْرِكُمْ *** حَتَّى اغَيَّبَ بَيْنَ الرَّملِ وَ الطِّينِ
  15. ر.ک: محمد کاویانی، «نگاهی روان‌شناختی - دینی به مراسم عزاداری حسینی»، ص۱۹۷-۱۹۹.
  16. ابن‌جوزی، المنتظم، ج۶، ص۹، ش ۴۱۶ (فَعَاشَتْ بَعْدَ الْحُسَيْنِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ سَنَةً لَمْ يُظِلَّهَا سَقْفٌ، فَبَلِيَتْ وَ مَاتَتْ كَمَداً).
  17. ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۶۹، ص۱۱۹-۱۲۰؛ ابن‌کثیر، البدایة والنهایه، ج۸، ص۲۱۲. إِلَى الْحَوْلِ ثُمَّ اسْمُ السَّلاَمِ عَلَيْكُمَا *** وَ مَنْ يَبْكِ حَوْلاً كَامِلاً فَقَدِ اعْتَذَرْ
  18. باقر شریف قرشی، حیاة الامام الحسین: دراسه و تحلیل، ج۳، ص۴۴۰.
  19. شیخ عباس قمی، سفینةالبحار، ج۲، ص۱۹۱-۱۹۲.
  20. لُبید عموی پدر ام‌البنین مادر حضرت عباس بود که هنگام مرگش این اشعار را سرود و به دخترانش توصیه کرد پس از مرگ وی با قرانت آن به مدت یک سال بر قبرش عزاداری کنند و آنان نیز چنین کردند (شیخ عباس قمی، سفینةالبحار، ج۲، ص۱۹۱-۱۹۲).
  21. ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب(ع)، ج۴، ص۳۰ («أَنَّهَا أَنْشَدَتْ بَيْتَ لَبِيدٍ»).
  22. او از یاران دو امام باقر و صادق(ع) بود که در دوره امام صادق درگذشت (محمدتقی تستری، قاموس الرجال، ج۸، ش ۶۲۰۰).
  23. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۷، ح۷ («... إِنَّ الثَّقَفِيَّةَ أَكْرَهَتْنِي عَلَيْهِ وَ أَنَا أُحِبُّهَا فَأَكْرَهَتْنِي عَلَى لُبْسِهَا...»).
  24. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۵، ح۱ («... عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(ع) أَنَّهُ كَانَتْ عِنْدَهُ امْرَأَةٌ تُعْجِبُهُ وَ كَانَ لَهَا مُحِبّاً...»).
  25. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۲۷۲.
  26. «رَوَى أَبُو الدَّرْدَاءِ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): حُبُّكَ لِلشَّيْ‏ءِ يُعْمِي وَ يُصِمُّ» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۳۸۰؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج٧۴، ص١۶۶؛ ابن ابی جمهور احسائی، عوالی اللئالی، ج۱، ص١٢۴).
  27. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۴۲-۲۵۱.