←پیشینه رسالت
| خط ۲۹: | خط ۲۹: | ||
*آنچه برای تحقق چنین مقصودی [[ضرورت]] دارد، دو چیز است: اول برنامه و [[قانون]]، و دیگری [[رهبری]] لایق و توانا که این دو به [[رسولان الهی]] داده شده است و از آنها به کتاب و [[میزان]] تعبیر شده است؛ بنابراین، رسالت [[رسولان الهی]]، دربرگیرندۀ دو [[مسئولیت]] است: [[تبیین]] [[عدل]]، و اجرای آن. | *آنچه برای تحقق چنین مقصودی [[ضرورت]] دارد، دو چیز است: اول برنامه و [[قانون]]، و دیگری [[رهبری]] لایق و توانا که این دو به [[رسولان الهی]] داده شده است و از آنها به کتاب و [[میزان]] تعبیر شده است؛ بنابراین، رسالت [[رسولان الهی]]، دربرگیرندۀ دو [[مسئولیت]] است: [[تبیین]] [[عدل]]، و اجرای آن. | ||
*[[امامت]]، همان قوّه و وسیلهای است که به واسطۀ آن، مقصد عالی رسالت [[رسولان الهی]] که همان برقراری مدینۀ فاضلۀ [[الهی]] است تحقق مییابد<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[نگاهی به رسالت و امامت (کتاب)|نگاهی به رسالت و امامت]]، ص ۱۸-۱۹.</ref>. | *[[امامت]]، همان قوّه و وسیلهای است که به واسطۀ آن، مقصد عالی رسالت [[رسولان الهی]] که همان برقراری مدینۀ فاضلۀ [[الهی]] است تحقق مییابد<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[نگاهی به رسالت و امامت (کتاب)|نگاهی به رسالت و امامت]]، ص ۱۸-۱۹.</ref>. | ||
==جایگاه رسالت و [[امامت]] در [[قرآن]]== | |||
*[[امامت]]، لازمۀ [[رسالت]] است و به هیچ وجه از آن جدا نمیشود؛ زیرا [[رسالت]] منهای [[امامت]]، فاقد محتوای لازم برای اجرای [[مأموریت]] [[عظیم]] برپایی جامعۀ [[عدل الهی]] است. همچنین مشخص شد که مقصد اصلی [[ارسال رسولان]] و [[انزال کتب]]، به وسیلۀ [[امامت]] جامۀ تحقق میپوشد و بدون [[امامت]]، مقصود اصلی [[ارسال رسولان]] [[الهی]] و انزال [[کتب آسمانی]] که همان برقراری جامعۀ [[عدل الهی]] است، محقق نمیشود. به تعبیری دیگر، مقصد اصلی و [[غایت]] نهایی [[بعثت پیامبران]] در گرو [[امامت]] است و به وسیلۀ [[امامت]] است که تلاش تمامی [[انبیای بزرگ]] [[الهی]] و [[جهاد]] همۀ [[رسولان]] [[پاک]] [[خدا]] در طول [[تاریخ]] معنی پیدا میکند، نتیجه میبخشد و به ثمر مینشیند. | |||
*به همین [[دلیل]]، سلسلۀ [[امامت]] در طول [[تاریخ]] همراه و همدوش سلسلۀ [[پیامبری]] و [[رسالت]]، تداوم داشته است. مسألۀ مهمی که در اینجا باید به آن پرداخت، رابطۀ [[امامت]] با [[رسالت خاتم]] است. برای توضیح این مطلب لازم است به دو سؤال پاسخ داده شود: | |||
#[[امامت]] [[الهی]] که از سوی [[خدا]] به وسیلۀ [[ارسال رسولان]] بر [[بشریت]] ارزانی شده بود، تا هنگامی که سلسلۀ [[رسل]] و [[پیامبران]]، توسط [[نبی اکرم]] ختم نشده بود، ادامه داشت، ولی پس از ختم سلسلۀ [[رسالت]] و [[پیامبری]] به وسیلۀ [[رسول اکرم]]، [[امامت]] [[الهی]] چه سرنوشتی پیدا کرد؟ | |||
#طبق آنچه ارائه شد و از [[آیات قرآن]] و [[سنت]] قطعی [[رسول خدا]] استفاده میشود، مقصد اصلی [[بعثت]] [[انبیاء]] و [[ارسال پیامبران]] و [[انزال کتب]]، ریشهکن ساختن [[ظلم]] و برپایی جامعۀ [[عدل]] و [[تشکیل حکومت الهی]] و ایجاد مدینۀ [[صالحان]] است. از آنجایی که این مقصد تاکنون به طور کامل تحقق نیافته، و با توجه به اینکه وعدۀ [[الهی]] تخلّفناپذیر است و [[عقل]] نیز [[حکم]] میکند که نباید این همه تلاش و رنجی که [[انبیاء]] در طول [[تاریخ]] کشیدند بینتیجه بماند، [[سرنوشت]] جامعۀ [[عدل الهی]] که مقصد اصلی [[پیامبران]] بوده است چه میشود؟ | |||
*'''پاسخ سؤال اول:''' | |||
*در پاسخ سؤال نخست، باید گفت که راهی جز [[تداوم امامت]] [[الهی]] پس از [[رسول خدا]] وجود ندارد. آنان که به [[تداوم امامت]] [[الهی]] پس از [[رسول خدا]] [[معتقد]] نیستند در برابر این سؤال که چرا [[امت]] [[رسولخدا]] پس از ایشان، از وجود [[رهبری الهی]] [[محروم]] شدند پاسخی ندارند؛ اگر بگویند مقصد [[رسول خدا]] اقامۀ جامعۀ [[عدل]] نبوده است، [[آیات قرآن]] آنان را [[تکذیب]] میکند و اگر بگویند اقامۀ جامعۀ [[عدل]]، بعد از [[رسولخدا]] به [[رهبری الهی]] [[نیازمند]] نبوده است، دهها [[دلیل]] آنان را [[تکذیب]] میکند. از جمله، [[آیات]] فراوان [[قرآن]]؛ نظیر همان آیۀ [[سورۀ حدید]] که میفرماید: {{متن قرآن|لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ}}<ref>«ما پیامبرانمان را با برهانها (ی روشن) فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو فرو فرستادیم تا مردم به دادگری برخیزند» سوره حدید، آیه ۲۵.</ref>. | |||
*در این [[آیه]] اشاره به این نکته است که وجود کتاب و [[میزان]] برای برقراری جامعۀ [[عدل]] لازم است. | |||
*پس از [[رسول خدا]]، کتاب که [[قرآن]] است وجود داشت، ولی [[میزان]] که بود و چه بود؟ [[میزان]] بدون [[شک]]، [[علی]]{{ع}} و [[اولاد]] پاکش بودند. آنان که به [[امامت]] [[الهی]] [[علی]] و [[اولاد]] پاکش{{عم}} [[معتقد]] نیستند برای این سؤال پاسخی ندارند. | |||
*'''پاسخ سؤال دوم:''' | |||
*پاسخ سؤال دوم نیز از آنچه آمد، روشن است. بر اساس اندیشۀ [[تداوم امامت]] [[الهی]]، پس از [[رسول خدا]]، [[امامت]] در [[علی]] و [[اولاد]] طاهرینش{{عم}} تداوم داشته و کتاب و [[میزان]] [[الهی]] در طول دوران پس از [[رحلت رسول خدا]] تا به امروز، در [[اختیار]] [[مردم]] بوده و [[حجت الهی]] بر قاطبۀ اهل [[زمین]] تمام شده است؛ زیرا [[قرآن کریم]] و [[عترت]] [[رسول خدا]] که به ترتیب همان کتاب و [[میزان]] است، در طول زمان پس از [[رحلت]] [[رسولخدا]] تا به امروز، در [[اختیار]] جامعۀ [[بشر]] بوده است و آیۀ کریمۀ {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ}}<ref>«و با آنان کتاب و ترازو فرو فرستادیم تا مردم به دادگری برخیزند» سوره حدید، آیه ۲۵.</ref> در طول زمان گذشته تا به امروز مصداق داشته است و نیز آیۀ کریمۀ: {{متن قرآن|وَمَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ}}<ref>«و هر کس سروری خداوند و پیامبرش و آنان را که ایمان دارند بپذیرد (از حزب خداوند است) بیگمان حزب خداوند پیروز است» سوره مائده، آیه ۵۶.</ref>. | |||
*به وسیلۀ واقعیتهای [[تاریخ]] گذشته و حال جامعۀ به اصطلاح [[اسلامی]]، [[تفسیر]] شده و این [[حقیقت]] هویدا گشته که [[راز]] اصلی [[انحطاط]] و [[شکست]] جامعۀ [[مسلمانان]] امروز و دیروز، جدا شدن آنان از خط [[امامت]] [[الهی]] و پشت کردن به [[کتاب خدا]] و [[امامت]] [[معصوم]] است. | |||
*در همین مورد، معنای [[حدیث شریف]] [[ثقلین]] که بین قاطبۀ [[مسلمین]]، معروف و مسلم است معلوم میشود. آنجا که [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا أَبَداً}}<ref>وسائل الشیعه، ج۲۷، ص۳۳، ح۸.</ref>. | |||
*من پس از خود، در میان شما دو یادگار گرانبها برجای میگذارم: [[کتاب خدا]] و عترتم (اهل بیتم) چنانچه به این دو، [[دست]] آویختید و از آنها [[پیروی]] کردید، پس از من هیچگاه [[گمراه]] نخواهید شد. | |||
*اینجاست که [[راز]] [[گمراهی]] و [[انحطاط]] کنونی [[مسلمین]] پدیدار میگردد و معلوم میشود این همه [[ذلّت]] و خفّت و [[تفرقه]] و [[انحطاط]] و [[شقاوت]] و سیهروزی که امروز دامنگر جامعۀ [[مسلمین]] شده، در اثر به کار نبستن این سفارش و [[دستور]] رسولخداست. | |||
*بر اساس [[اعتقاد]] به [[تداوم امامت]] در [[علی]] و [[فرزندان]] معصومش تا [[امام دوازدهم]]، [[مهدی]] [[آل محمد]]{{صل}}[[امامت]] [[الهی]] در طول دوران پس از [[رسول خدا]] تا به امروز، به عنوان بزرگترین [[نعمت الهی]] در [[اختیار]] جامعۀ [[اسلامی]] قرار داشته است؛ زیرا [[لطف الهی]] ایجاب میکند تا شرایط لازم و کافی را برای [[راهنمایی]] [[بشر]] به سوی [[سعادت دنیا]] و [[آخرت]] در [[اختیار]] او قرار دهد که مهمترین آنها دو چیز است: | |||
*'''شرط نخست:''' که همان وجود کتاب و [[رهبری الهی]] است از [[قدرت]] [[بشر]] خارج است. این شرط را خدای [[کریم]] برای [[بشریت]] همواره فراهم داشته و در عصر ما نیز در [[کتاب خدا]] و [[وجود مقدس امام زمان]]{{ع}} [[تجلی]] یافته است و این است [[نعمت]] کبرای [[الهی]] که در سایۀ آن، همۀ نعمتهای دیگر [[الهی]] [[ظهور]] میکند و بهشتی لبریز از نعیم [[دنیوی]] [[خدا]] در [[اختیار]] [[بشر]] قرار میگیرد. | |||
*'''شرط دوم:''' خواست خود انسانهاست. چنانکه [[خدا]] فرمود: {{متن قرآن|أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَأَنْتُمْ لَهَا كَارِهُونَ}}<ref>«آیا میتوانیم شما را به (قبول) آن وا داریم در حالی که شما آن را ناپسند میدارید؟» سوره هود، آیه ۲۸.</ref>. | |||
*جامعۀ بشری باید آمادۀ [[پذیرش]] [[نعمت]] کبرای [[رهبری الهی]] باشد و [[پیروی]] از آن را برگزیند وگرنه چنین نعمتی را نمیتوان ناخواسته بر [[بشر]] تحمیل کرد و از همینجا [[راز غیبت]] [[ولی عصر]]{{ع}} معلوم میشود؛ از یکسو باید این [[نعمت الهی]] -که جلوۀ تام [[نعمت]] کتاب و [[میزان]] است- در [[اختیار]] [[بشر]] باشد تا [[حجت خدا]] بر [[بشر]] تمام شود و شرایط لازم و کافی [[هدایت]] و [[سعادت بشر]] برای او فراهم شود و از سوی دیگر، جامعۀ [[بشر]] با پشت کردن به [[امامت]] [[الهی]]، زمینۀ استفاده خود از این [[نعمت کبری]] را منتفی ساخته است؛ زیرا این گوهر [[الهی]] را که جلوۀ [[میزان]] و کتاب [[ناطق]] [[الهی]] است با اعراض و [[عدم اطاعت]] و [[تبعیت]]، همانند [[قرآن کریم]] که کتاب [[صامت]] است، به زاویۀ اهمال و تعطیل کشانیده و موجبات [[غیبت امام]] [[معصوم]] را به وسیلۀ این رویگردانی و اهمال، فراهم ساخته است. | |||
*اکنون که بحمدالله با [[پیروزی]] [[انقلاب اسلامی]] و برقراری [[حکومت الهی]] با [[رهبری]] [[نائب]] [[امام زمان]]{{ع}} به تدریج زمینۀ [[بیداری]] جامعۀ [[اسلام]] فراهم شده است، [[امید]] میرود [[مسلمین]] با [[رشد]] روزافزون و [[آگاهی]] و [[عبرتآموزی]] از درسهای تلخ [[تاریخ]] گذشته، بار دیگر به خانۀ [[رسول خدا]] برگردند و با [[ندامت]] از [[تقصیر]] گذشته خود، در [[حق]] [[امامت]] [[الهی]]، درهای [[عزت]] و [[سعادت دنیا]] و [[آخرت]] را بر روی خود بگشایند که به همین مطلب در [[سورۀ نساء]] اشاره شده است، آنجا که میفرماید: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا}}<ref>«و ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای آنکه به اذن خداوند از او فرمانبرداری کنند و اگر آنان هنگامی که به خویش ستم روا داشتند نزد تو میآمدند و از خداوند آمرزش میخواستند و پیامبر برای آنان آمرزش میخواست خداوند را توبهپذیر بخشاینده مییافتند» سوره نساء، آیه ۶۴.</ref>. | |||
*اگر دربارۀ این [[آیه]] [[تأمل]] شود، روشن میشود که آنچه با صدر و ذیل [[آیه]] و نیز با [[آیات]] قبل و بعد آن مناسبت دارد، این است که مراد از [[ظلم]] به نفس، ستمی است که در نتیجۀ [[سرپیچی]] از [[اطاعت رسول]] [[خدا]] در مورد [[امامت]] [[الهی]] [[حضرت علی]]{{ع}} و [[معصومان]] از [[اولاد]] ایشان تحقق یافت که فقط با بازگشت به [[اطاعت رسول]] [[خدا]] و [[پیروی]] از [[امامت]] [[الهی]]، جبران خواهد شد<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[نگاهی به رسالت و امامت (کتاب)|نگاهی به رسالت و امامت]]، ص ۲۰-۲۷.</ref>. | |||
==پیشینه رسالت== | ==پیشینه رسالت== | ||