←تعریف لغوی طریحی
| خط ۳۶: | خط ۳۶: | ||
*[[فخرالدین طریحی]] در "مجمع البحرین"<ref>مجمع البحرین کتابی است که هم نگاه به استعمالات لغوی دارد و هم نگاهی به استعمالات شرعیه دارد. این از امتیازات این کتاب است. البته در لسان العرب نیز خود ابن منظور توجه بسیاری به استعمالات شرعیه الفاظ دارد، اما امتیاز مجمع البحرین این است که استعمالات شرعیه را در منابع اهل بیت{{عم}} دنبال میکند.</ref> درباره معنای [[امام]] میگوید: {{عربی|والإِمَامُ - بالكسر على فِعَال - للذي يُؤتَمُّ بِه، وجمعه: أَئِمَّة}}<ref>طریحی، فخرالدین بن محمدعلی، مجمع البحرین، ج۶، ص۱۴.</ref>.<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، "درس اول؛ امامت در اندیشه اسلامی"[https://www.aparat.com/v/FYjv0?playlist=376197]</ref>. | *[[فخرالدین طریحی]] در "مجمع البحرین"<ref>مجمع البحرین کتابی است که هم نگاه به استعمالات لغوی دارد و هم نگاهی به استعمالات شرعیه دارد. این از امتیازات این کتاب است. البته در لسان العرب نیز خود ابن منظور توجه بسیاری به استعمالات شرعیه الفاظ دارد، اما امتیاز مجمع البحرین این است که استعمالات شرعیه را در منابع اهل بیت{{عم}} دنبال میکند.</ref> درباره معنای [[امام]] میگوید: {{عربی|والإِمَامُ - بالكسر على فِعَال - للذي يُؤتَمُّ بِه، وجمعه: أَئِمَّة}}<ref>طریحی، فخرالدین بن محمدعلی، مجمع البحرین، ج۶، ص۱۴.</ref>.<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، "درس اول؛ امامت در اندیشه اسلامی"[https://www.aparat.com/v/FYjv0?playlist=376197]</ref>. | ||
*حاصل مطلب این است که: هر کسی که دیگران به او "ائتمام" کنند - یعنی "[[اقتدا]]" و "[[تبعیت]]" کنند - "[[امام]]" میگویند. سپس تعریفی از [[شیخ صدوق]] و [[متکلمان]] [[نقل]] میکند که در تعریف اصطلاحی به آن دو اشاره خواهد شد<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، "درس اول؛ امامت در اندیشه اسلامی"[https://www.aparat.com/v/FYjv0?playlist=376197]</ref>. | *حاصل مطلب این است که: هر کسی که دیگران به او "ائتمام" کنند - یعنی "[[اقتدا]]" و "[[تبعیت]]" کنند - "[[امام]]" میگویند. سپس تعریفی از [[شیخ صدوق]] و [[متکلمان]] [[نقل]] میکند که در تعریف اصطلاحی به آن دو اشاره خواهد شد<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، "درس اول؛ امامت در اندیشه اسلامی"[https://www.aparat.com/v/FYjv0?playlist=376197]</ref>. | ||
===[[امام]] و [[امامت]] در اصطلاح=== | |||
====تعریف [[شیخ صدوق]]==== | |||
*شیخ [[صدوق]] در "معاني الأخبار" در تعریف [[امام]] گفته است: {{عربی|سُمِّيَ الْإِمَامُ إِمَاماً لِأَنَّهُ قُدْوَةٌ لِلنَّاسِ، مَنْصُوبٌ مِنْ قِبَلِ الله - تَعَالَى ذِكْرُهُ - مُفْتَرَضُ الطَّاعَةِ عَلَى الْعِبَادِ}}<ref>ابنبابویه (صدوق)، محمد بن علی، معانی الأخبار، ص۶۴-۶۵.</ref>.<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، "درس اول؛ امامت در اندیشه اسلامی"[https://www.aparat.com/v/FYjv0?playlist=376197]</ref>. | |||
*حاصل این تعریف، اشاره به سه رکن مهم [[امامت]] در استعمالات شرعیه است؛ یکی: "[[قدوه]]" بودن؛ دومی: "[[منصوب]]" بودن از طرف [[خدا]] و رکن سوم: "[[واجب الاطاعه]]" بودن [[امام]] است. این تعریفِ دقیق، [[جامعترین]] سخن در تعریف [[امام]] را آورده است. مرحوم [[صدوق]] این قیود مذکور در متن خود را از [[روایات]] استفاده کرده است<ref>در روایات بسیاری به قدوه بودن، منصوب بودن و واجبالاطاعه بودن امامان تصریح شده است؛ از جمله: روایت از پیامبر اکرم{{صل}}: {{متن حدیث|إنَّ أئِمَّتَكُم قادَتُكُم إلَى الله؛ فَانظُروا بِمَن تَقتَدونَ في دينِكُم وصَلاتِكُم}}؛ پيشوايان شما زمام داران شما به سوى خدايند؛ پس بنگريد از چه كسانى در نماز و دينتان پيروى مىكنيد. صدوق، محمد بن علی، كمال الدين، ص۵؛ و روایت امام صادق{{ع}}: {{متن حدیث|لِأَنَّ اللهَ تَبارَكَ وتَعالى نَصَبَ الإِمامَ عَلَماً لِخَلقِهِ، وجَعَلَهُ حُجَّةً}}؛ چرا كه خداى تبارك و تعالى امام را به عنوان نشانى براى خَلق خويش بر نهاد و او را حجّت قرار داد. کلینی، محمد بن یعقوب، الكافي، ج۱، ص۲۰۳؛ و روايت مفصّل امام رضا{{ع}} در معرفی امام و امامت: {{متن حدیث|هَل يَعرِفونَ قَدرَ الإِمامَةِ ومَحَلَّها مِنَ الاُمَّةِ فَيَجوزَ فيهَا اختِيارُهُم؟ إنَّ الإِمامَةَ أجَلُّ قَدراً، وأَعظَمُ شَأناً وأَعلى مَكاناً، وأَمنَعُ جانِباً، وأبعَدُ غَوراً مِن أن يَبلُغَهَا النّاسُ بِعُقولِهِم، أو يَنالوها بِآرائِهِم، أو يُقيموا إماماً بِاختِيارِهِم... فَكَيفَ لَهُم بِاختِيارِ الإِمامِ؟! وَالإِمامُ عالِمٌ لا يَجهَلُ... مُضطَلِعٌ بِالإِمامَةِ، عالِمٌ بِالسِّياسَةِ، مَفروضُ الطّاعَةِ}}؛ آيا مردم، مقام امامت و جايگاه آن در ميان امّت را مىدانند تا در نتيجه، انتخاب آنان در اين باره، روا باشد؟! امامت، مقامش بزرگتر و شأنش والاتر و جايگاهش بلندتر و دستنيافتنىتر و ژرفتر از آن است كه مردم، با خردهايشان بدان برسند، يا با انديشههايشان آن را دريابند، يا با انتخاب خود، امامى را برگمارند... پس مردم را چه رسد به انتخاب امام؟! امامى كه داناست و نادانى ندارد... در پيشوايى و رهبرى، نيرومند، و به سياست داناست. فرمان بردارى از او واجب است. کلینی، محمد بن یعقوب، الكافي، ج۱، ص۱۹۸-۲۰۳.</ref>.<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، "درس اول؛ امامت در اندیشه اسلامی"[https://www.aparat.com/v/FYjv0?playlist=376197]</ref>. | |||
*او در جای دیگری نیز گفته است: {{عربی|الإمامة إنّما هي مشتقّة من الإيتمام بالإنسان، والإيتمام هو الاتّباع، والاقتداء، والعمل بعمله، والقول بقوله}}<ref>صدوق، محمد بن علی، معانی الأخبار، ص۶۹.</ref>. {{عربی|ويجب أن يُعتقد أنّه يلزمنا من طاعة الإمام ما يلزمنا من طاعة النبيّ{{صل}}، وأنّ كلّ [[فضل]] آتاه [[الله]] عَزَّ وَجَلَّ نبيَّه فقد آتاه الإمامَ إلا النبوّة}}<ref>صدوق، محمد بن علی، الهداية في الأصول و الفروع، ج۲، ص۲۷.</ref>.<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، "درس اول؛ امامت در اندیشه اسلامی"[https://www.aparat.com/v/FYjv0?playlist=376197]</ref>. | |||
*تعاریفی که در برخی کتب متقدّم [[علمای شیعه]] آمده، [[مؤیّد]] همین تعریفاند؛ از جمله: تعریف [[شیخ مفید]]<ref>{{عربی|هي التقدّم فيما يقتضي طاعة صاحبه، والاقتداء به}}. مفید، علی بن محمد، الإفصاح في الإمامة، ص۲۷.</ref> و [[علامه]] [[طبرسی]]<ref>{{عربی|المستفاد من لفظ الإمام أمران؛ أحدهما: أنّه المقتدى به في أفعاله وأقواله. والثاني: أنّه الذي يقوم بتدبير الأمّة وسياستها، والقيام بأمورها، وتأديب جناتها، وتولية ولاتها، وإقامة الحدود على مستحقّيها، ومحاربة من يكيدها ويعاديها}}. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البيان، ج۱، ص۲۸۰.</ref>.<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، "درس اول؛ امامت در اندیشه اسلامی"[https://www.aparat.com/v/FYjv0?playlist=376197]</ref>. | |||
==منابع== | ==منابع== | ||