بر در قرآن

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Jaafari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۲۳ فوریهٔ ۲۰۲۱، ساعت ۱۰:۳۲ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

متن این جستار آزمایشی و غیرنهایی است. برای اطلاع از اهداف و چشم انداز این دانشنامه به صفحه آشنایی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت مراجعه کنید.
اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث بر است. "بر" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل بر (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

تنظیم آیات بِرّ به ترتیب مصحفی آن

  1. ﴿أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ[۱].
  2. ﴿لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِينَ الْبَأْسِ أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ[۲].
  3. ﴿يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ[۳].
  4. ﴿لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ[۴].
  5. ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحِلُّوا شَعَائِرَ اللَّهِ وَلَا الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلَا الْهَدْيَ وَلَا الْقَلَائِدَ وَلَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنْ رَبِّهِمْ وَرِضْوَانًا وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُوا وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَنْ تَعْتَدُوا وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ[۵].
  6. ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَنَاجَيْتُمْ فَلَا تَتَنَاجَوْا بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِيَتِ الرَّسُولِ وَتَنَاجَوْا بِالْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ[۶].[۷]

بِرّ در تفاسیر

شیخ طوسی در تبیان فی قوله تعالی: ﴿أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ...، فرموده: هر طاعتی برای خدای متعال را بدون خلاف، بِرّ می‌نامند، و در مراد آیه، اختلاف نموده‌اند. ابن‌عباس گفته: مراد تمسک به کتابشان است که آنان پیروانشان را به آن امر می‌کردند و خودشان تمسک به آن را ترک می‌نمودند؛ زیرا همین که آنان پیامبر(ص) را انکار می‌نمودند، خود ترک تمسّک آنان به کتابشان است. قتاده گفته: مراد از آن امر کردن مردم به طاعت از پیامبر(ص) و مخالفت نمودن با خودشان است، و گروهی گفته‌اند: بِرّ بنا بر قول آنان، صدق بوده و معنای آن این است که آنان امر به صدق می‌کردند در حالی که خودشان صادق نبودند، و بِرّ، در لغت، در اصل، بخشش، احسان، دوستی و نظایر آن است[۸]. همین طور در معنای قوله تعالی: ﴿وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ، فرموده: و گفته‌اند: در معنای آیه، دو قول است: یکی آن‌که قومی در جاهلیت بودند که چون مُحْرِم می‌شدند، در پشت خانه‌هایشان نقب (یا سوراخی) را به وجود می‌آوردند و از آن داخل و خارج می‌شدند. پس از این عادت آنان را نهی نمود و به آنها دستور داد که از راه ورودی خانه‌ها رفت و آمد کنند. این، قول ابن‌عباس بوده و قول دیگر این است که خدای متعال بر آنان مَثَلی زده که: ﴿وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا؛ یعنی نیکی را از آن مسیر و جهتی که خدای متعال به آن امر فرموده و بدان توجه دارد، انجام دهید. این قول، وجه نیکویی است. از جابر روایت شده که ابی‌جعفر، محمد بن علی، امام باقر(ع)، فی قوله تعالی: ﴿وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ، فرمود: یعنی: ان يأتي الأمر من وجهه أي الأمور؛ یعنی کار را از مسیر و راه خودش به جا آورید؛ ملاحظه کنید که از کدامین راه باید آن را به جا آورید. در روایتی از ابی‌جارود از ابی‌جعفر، امام باقر(ع)، نظیر قول ابن‌عباس منقول است، و گروهی هم گفته‌اند: مراد از “بیوت”، زنان هستند؛ زیرا زن را “بیت” می‌نامند. پس مثل این که وطیء در دُبُر او منهی باشد و در قُبُلش مباح، اما دو قول اول، قوی‌تر و نیکوتر است[۹]. در معنای قوله تعالی: ﴿لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ، فرموده: گفته‌اند: در معنای بِرّ دو قول است: یکی این که بِرّ از جانب خدای تعالی است به وسیله پاداشی که او در بهشت می‌دهد، و قول دیگر آن‌که بِرّ کار خیری است که به وسیله آن، نسبت به پاداش و اجر استحقاق پدید می‌آید. بعضی هم گفته‌اند: بِرّ؛ یعنی بهشت.

بعد در فرق بین بِرّ و خیر چنین گفته است: تفاوت بِرّ بر و خیر این است که بِرّ عبارت از نفعی است که با قصد نفع رساندن به دیگری به او برسد و خیر، خیر است، اگر چه سهواً (و بدون قصد انجام شود. ضد بِرّ، عقوق بوده و ضد خیر، شر است[۱۰]. نیز فی قوله تعالی: ﴿وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ، فرموده: خدای متعال برخی از خلق را نسبت به برخی دیگر امر به برّ فرموده و برّ، عملی است که خدای متعال بدان امر نموده است، و همچنین او دستور داده که آنان از آنچه از آن نهی شده‌اند، پرهیز کنند. نیز آنان را نهی نموده که برخی از آنان برخی دیگر را بر “اثم” کمک و یاری کنند، و “اثم”، عبارت از آن چیزی است که به ترک آن امر فرموده است. نیز آنان را از عدوان نهی نموده است؛ به این معنا که ایشان را از تجاوز نمودن از حدود الهی در دینشان نهی نموده است[۱۱]. همین طور فی قوله تعالی: ﴿وَتَنَاجَوْا بِالْبِرِّ وَالتَّقْوَى، فرموده: چون با هم مشاورت می‌کنید، به افعال خیر و به خوف از عذاب خدای متعال مشاورت کنید، نه در گناه، و یا در تجاوز از حدود الهی و مخالفت با پیامبر(ص)[۱۲]. شیخ طبرسی در مجمع‌البیان فی قوله تعالی: ﴿أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ، فرموده: این (آیه) خطاب به علمای یهود است. آنان نزدیکان مسلمان خود را نسبت به آنچه آنان بدان ایمان آورده بودند، تثبیت می‌نمودند، ولی خود ایمان نمی‌آوردند، و لذا همزه ﴿أَتَأْمُرُونَ، برای استفهام بوده و معنای توبیخ می‌دهد، و مراد از بِرّ، ایمان به محمد(ص) است. خدای متعال آنان را نکوهش نمود بر آنچه انجام می‌دادند، از امر مردم به ایمان به محمد(ص) و ترک دادن خودشان از آن ایمان. ابومسلم گفته است: اعراب مردم را به ایمان آوردن به محمد(ص) امر می‌نمودند، چون حضرت به پیامبری مبعوث شد، خودشان کفر ورزیدند[۱۳].

هم‌چنین در معنای قوله تعالی: ﴿لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ...، فرموده: خدای سبحان بیان فرموده که همه بِرّ در صلات نیست، و اگر هم به اقامه صلات امر شده، برای آن بوده که آن، مصلحت در ایمان و در انصراف از فساد است، و هم‌چنین است عبادات شرعیه‌ای که به آنها امر شده؛ از آن رو که در آنها، الطاف و مصالح دینیّه است و آن بر حسب زمان و اوقات مختلف می‌باشد. پس فرمود: بّرّ همه‌اش در توجه داشتن به نماز نیست. تا اینکه علاوه بر آن، به طاعتی غیر از صلات که خدای متعال به آن، امر فرموده، توجه شود، و این، قول ابن‌عباس و بعضی دیگر است، و در معنای آن گفته شده که بِرّ آن نیست که نصاری بدان نظر دارند، از توجه نمودن به مشرق، و نیز آن نیست که یهود بدان نظر دارند، از توجه داشتن به مغرب، و لکن بِرّ، کسی است که ایمان به خدای متعال بیاورد؛ یعنی خدا را باور (و نسبت به او تصدیق) داشته باشد، و داخل در آن قول می‌گردد، همه آنچه معرفت به او جز بدان حاصل نمی‌شود، مانند: معرفت به حدوث عالم، اثبات محدث، صفات واجبه، جایزه و آنچه بر او سبحانه و تعالی محال است و معرفت به عدل و حکمت او. ﴿وَالْيَوْمِ الْآخِرِ: و ایمان به روز قیامت، و داخل در آن می‌شود، تصدیق بعث، حساب، ثواب و عقاب. ﴿وَالْمَلَائِكَةِ؛ یعنی ایمان به این که آنان بندگان مکرم و گرامی خدای متعال هستند. ﴿وَالْكِتَابِ؛ یعنی: و ایمان به کتاب‌های منزل از جانب خدای تعالی به پیامبرانش. ﴿وَالنَّبِيِّينَ و ایمان به همه پیامبران و اینکه آنان معصوم و مطهر بودند و در آنچه به خلق ارائه می‌دادند، راست می‌گفتند و این که سید و خاتم آنان، محمد(ص)، و شریعت او ناسخ جمیع شرایع بوده و تمسک بدان برای همه مکلفان تا روز قیامت لازم است. ﴿وَآتَى الْمَالَ؛ یعنی و اعطای مال کند، ﴿عَلَى حُبِّهِ، در ضمیر ﴿حُبِّهِ، وجوهی است که احسن وجوه آن این است که “هاء” به خدای متعال برگردد؛ یعنی اعطای مال از روی حب و دوستی خدای متعال به: ﴿ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ، انجام گیرد. ﴿وَأَقَامَ الصَّلَاةَ؛ یعنی نماز را در اوقات خودش و با رعایت حدودش به جا آورد. ﴿وَآتَى الزَّكَاةَ؛ یعنی زکات مالش را بدهد. ﴿وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا؛ یعنی چون عهدی بست، نظیر عهود و نذوری که بین او و خداست و یا عقودی که بین او و بین مردم است، بدان وفا کند. ﴿وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ که مراد از ﴿الْبَأْسَاءِ تنگدستی و بیچارگی و مراد از ﴿وَالضَّرَّاءِ، درد و بیماری است؛ یعنی به هنگام سختی، تنگدستی و بیماری صابر و شکیبا باشند، و نیز و ﴿وَ حِينَ الْبَأْسِ؛ یعنی به هنگام جنگ و جهاد با دشمن، صابر و خویشتن‌دار باشد، ﴿أُولَئِكَ، اشاره است به کسانی که ذکرشان گذشت؛ یعنی این چنین کسان، ﴿الَّذِينَ صَدَقُوا: کسانی هستند که خدا را تصدیق کرده و بدو ایمان آوردند، ﴿وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ: و این چنین کسان هستند که به واسطه انجام چنین کارهایی و داشتن چنین صفاتی از آتش جهنم پروا دارند. اصحاب ما به این آیه استدلال کرده‌اند که معنای آن در امیرالمؤمنین، علی(ع)، است؛ زیرا در این که آن بزرگوار جامع این خصال بود، اختلافی بین امت نیست. پس مراد از این آیه قطعاً آن بزرگوار است و بعضی هم گفته‌اند که آیه، مخصوص به انبیای معصومین است؛ زیرا کلیت آیه را کسی به جز انبیا نمی‌تواند ادا نماید[۱۴].

فی قوله تعالی: ﴿لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ[۱۵] هم فرموده: ﴿لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ؛ یعنی هرگز برِّ خدای متعال نسبت به اهل طاعت را ادراک نمی‌کنید، ﴿حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ: تا این که از مال انفاق کنید، و تنها، با این لفظ، از مال کنایه شده؛ چون همه مردم مال را دوست دارند، و گفته شده: معنای آن این است که آنچه از نفایس اموالتان را که دوست دارید، نه از کم ارزش‌ترین آن (انفاق کنید) [۱۶]. همین طور در معنای قوله تعالی: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَنَاجَيْتُمْ فَلَا تَتَنَاجَوْا بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِيَتِ الرَّسُولِ وَتَنَاجَوْا بِالْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ[۱۷] فرموده: یعنی مانند فعل منافقین و یهود نکنید، ﴿وَتَنَاجَوْا بِالْبِرِّ وَالتَّقْوَى؛ یعنی به افعال خیر، به طاعت از خدای متعال و به خوف از عذاب او و پرهیز از عصیان و گناه الهی، نجوا کنید[۱۸]. زمخشری در تفسیر کشاف فی قوله تعالی: ﴿أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ، فرموده: ﴿أَتَأْمُرُونَ، همزه برای بیان توبیخ و تعجب از حال آنان است و بِرّ وسعت خیر و نیکی است، و ﴿وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ: و مانند فراموش‌کاران خیر و نیکی درباره نفوستان را ترک می‌کنید، ﴿وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ، حال آن‌که تورات را می‌خوانید و در آن صفت محمد(ص) یا وعده عذاب بر خیانت، ترک خیر و نیکی و مخالفت قول با عمل است[۱۹].

نیز فی قوله تعالی: ﴿لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ، فرموده: بِرّ، اسم خیر و هر فعلی است که مورد رضایت باشد، ﴿أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ، خطاب است به اهل کتاب؛ زیرا یهود رو به سوی مغرب در مقابل بیت‌المقدس، و نصاری به سوی مشرق نماز می‌خواندند و آن به این جهت است که آن هنگام که پیامبر(ص) قبله را به سوی کعبه جابه‌جا می‌کرد، آنان بسیار در امر قبله فرو رفته بودند و هر یک از دو گروه گمان می‌کرد که توجه به امر قبله، امری خیر و پسندیده است، ﴿وَلَكِنَّ الْبِرَّ: لکن بِرّ آن چیزی است که ما آن را بیان می‌کنیم و آن چیزی است که اهتمام به آن واجب است و همت به بِرّ را کسی صرف می‌کند که ایمان بیاورد و این اعمال را برپا دارد[۲۰]. هم‌چنین فی قوله تعالی: ﴿وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا: فرموده: ﴿وَلَيْسَ الْبِرُّ بِرّ به تحمل سختی برای ورود و دخول از پشت درب نیست، ﴿وَلَكِنَّ الْبِرَّ: و لکن نیکی و خیر، ﴿مَنِ اتَّقَى: کسی است که از آنچه خدا آن را حرام کرده، پروا کند[۲۱]. همین طور فی قوله تعالی: ﴿لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ، فرموده: ﴿لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ: هرگز به حقیقت خیر و نیکی نمی‌رسید و هرگز هم ابرار نخواهید شد، و گفته‌اند: هرگز به بِرّ اللّه که ثواب و پاداش نیک اوست، نمی‌رسید، ﴿حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ: تا آن‌که انفاق شما از آن اموالی باشد که مورد محبت و علاقه شماست و آنها را برای انفاق انتخاب کنید[۲۲].

شُبَّر فی قوله تعالی: ﴿أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ، فرموده: ﴿أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ توبیخ و شگفتی از حال آنان است و بِرّ نسبت به هر خیری عمومیت دارد. ﴿وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ: خودتان را رها و فراموش می‌کنید، ﴿وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ: تورات را می‌خوانید و در آن، وعده عذاب بر ترک خیر و مخالفت قول با عمل داده شده، ﴿أَفَلَا تَعْقِلُونَ: قبح آن را تعقل نمی‌کنید تا آن‌که خودتان را از آن منع کنید. آیه درباره علمای یهود و رؤسای آنان نازل شده و نسبت به هر کس که عدل را توصیف کند و بعد با آن مخالفت ورزد هم عمومیت دارد[۲۳]. در معنای قوله: ﴿وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ، فرموده: مردانی که چون مُحْرِم می‌شدند، نقبی را در انتهای خانه‌های خود حفر می‌کردند تا از آن داخل و خارج شوند، و در معنای آن روایت شده که امور را از غیر مسیر عادی آن انجام می‌دادند. ﴿وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى، فاعل بِرّ، کسی است که از آنچه خدای متعال حرام کرده، پروا داشته باشد. ﴿وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا: امور را از مجرا و مسیر آن انجام دهید. از ائمه معصومین(ع) نقل است که فرمودند: «هی بیوت العلم و نحن ابوابها»: آن خانه‌ها، خانه‌های علم بوده و ما درب‌های آن هستیم. ﴿وَاتَّقُوا اللَّهَ: از خدای تعالی در اوامر و نواهی‌اش پروا داشته باشید، ﴿لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ: تا اینکه به هدایت دست یابید[۲۴].

هم‌چنین فی قوله تعالی: ﴿لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ، فرموده: ﴿لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ: رحمت و رضوان خدای متعال را. درک نمی‌کنید یا هرگز به کمال بِرّ نمی‌رسید و هرگز از جمله ابرار نخواهید بود، ﴿حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ: تا این که از مال، جاه و نفس انفاق کنید. از معصومین(ع) است که از آنچه دوست می‌دارید: “﴿وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ: آنچه از چیزهای طیّب و پاک یا خبیث و ناپاک انفاق می‌کنید، ﴿فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ: البته، خدای متعال به آن آگاه است[۲۵]. نیز فی قوله تعالی: ﴿وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى، فرموده: به یکدیگر در انجام طاعت و ترک گناه کمک کنید، ﴿وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ: و به یکدیگر در گناه و در تجاوز به حدود الهی کمک نکنید. ﴿وَاتَّقُوا اللَّهَ: و از خدا در اوامر و نواهی‌اش، پروا داشته باشید، ﴿إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ: که خدای متعال نسبت به کسی که نافرمانی او کند، سخت عقوبت‌کننده است[۲۶]. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان فی قوله تعالی: ﴿لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ...، فرموده:گفته شده که بعد از تحویل قبله از بیت‌المقدس به کعبه، جدال و دشمنی در میان مردم زیاد گردید و نزاع به طول انجامید، پس این آیه نازل شد، و در معنای “قِبَل” به کسر و به فتح فرموده: آن به معنای جهت است و از آن جمله است: “قبله” که آن نوعی از جهت است.

در ادامه فی قوله تعالی: ﴿وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ...، هم فرموده: آن، تعریفی از ابرار و بیان حقیقت حال آنان است. به تحقیق آن را در جمیع مراتب سه‌گانه اعتقادی، عملی و اخلاقی، نخست با ﴿مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ، و دوم با: ﴿أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا، و سوم هم با: ﴿وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ، شناسانیده، اما آنچه در آغاز با: ﴿وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ... شناسانده، جامع جمیع معارف حقّه است که خدای سبحان اراده ایمان به آنها را از بندگانش نموده است. مراد از این ایمان، ایمان تامی است که از اثر آن، تخلفی حاصل نشود. پس از آن، بعضی از اعمال مربوط به آن را ذکر فرمود: ﴿وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ...، و سپس برخی از اخلاق چنین کسانی را ذکر نمود: ﴿وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِينَ الْبَأْسِ * عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرًا *. آن چیزهایی از اوصاف ابرار را که خدای سبحان در این آیه بیان فرموده، همان است که در غیر آیه ذکر نموده: ﴿إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا * يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا * وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا * إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا * إِنَّا نَخَافُ مِنْ رَبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا * فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا * وَجَزَاهُمْ بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا[۲۷]. که در آن ایمان به خدا و به روز قیامت، انفاق برای خدا، وفای به عهد و صبر ذکر گردیده است. نیز خدای متعال گفته: ﴿كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ * وَمَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ * كِتَابٌ مَرْقُومٌ * يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ * إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ *.... يُسْقَوْنَ مِنْ رَحِيقٍ مَخْتُومٍ * عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ[۲۸]. که چون تدبر شود با تطبیق این آیات و آیات پیش از آن، حقیقت وصف و نهایت امر آنان معلوم می‌گردد. در توصیف آیات از آنها چنین بر می‌آید که آنان عبادالله‌اند و آنانند مقربان، و خدای سبحان بندگانش را به گفته خود این گونه توصیف نموده که: ﴿إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ[۲۹]، و توصیف مقربین را همچنین آورده است: ﴿فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ[۳۰]. پس اینان همان سابقان در دنیا هستند تا در نعیم آخرت به پروردگارشان به پیوندند.

از آنچه گذشت روشن گردید که ابرار، اهل مرتبه عالیه‌ای از ایمان هستند، و آن در مرتبه چهارم است، در بحث روایی هم فرموده است: عن النبی(ص): «مَنْ‏ عَمِلَ‏ بِهَذِهِ‏ الْآيَةِ فَقَدِ اسْتَكْمَلَ‏ الْإِيمَانَ‏». هر کس به این آیه عمل نماید، ایمان او به کمال رسیده است[۳۱]. همین طور فی قوله تعالی: ﴿وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا، فرموده: نقل کرده‌اند که جماعتی از عرب به هنگامی که برای حج مُحْرم می‌شدند، زمان حاجت، از درب خانه به آن وارد نمی‌شدند، بلکه سوراخی را از پشت آن حفر نموده و از آن داخل می‌گردیدند. اسلام این کار آنها را نهی نمود و آنان را به دخول از درب خانه امر فرمود. نزول آیه، قابل انطباق با این شأن نزول هست. درباره امر فی قوله تعالی: ﴿وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا... هم فرموده است: امر آن، امر مولوی نیست، (بلکه) تنها ارشاد است بر نیک بودن وارد شدن از درب خانه، برای آنچه در آن است از مشی بر عادت متعارف نیک شمرده شده‌ای که با غرض عقلایی در بنای خانه‌ها و در قرار دادن درب ورودی و خروجی در آنها موافقت دارد. کلام در بازداشتن از عادت نا پسندی است که هیچ وجهی برای آن وجود ندارد. پس هر دلیلی زیادتر از هدایت به طریق مستقیم، بدون جواب نیست. آری، دخول از غیر درب با این قصد که آن، جزء دین باشد، بدعت حرام است[۳۲].

در تفسیر نمونه فی قوله تعالی: ﴿أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ، بعد از تفسیر آن، آورده که: تأثیر عمیق “دعوت عملی” از این جا سرچشمه می‌گیرد که هر گاه شنونده بداند (که) گوینده از دل سخن می‌گوید و به گفته خویش صد در صد ایمان دارد، گوش جان خود را به روی سخنانش می‌گشاید، و سخنی که از دل برخیزد، بر دل می‌نشیند، و در جان اثر می‌گذارد، و بهترین نشانه ایمان گوینده به سخنش، این است که خود قبل از دیگران (بدان) عمل کند؛ همان‌گونه که علی(ع) می‌فرماید: «أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي وَ اللَّهِ‏ مَا أَحُثُّكُمْ‏ عَلَى‏ طَاعَةٍ إِلَّا وَ أَسْبِقُكُمْ إِلَيْهَا وَ لَا أَنْهَاكُمْ عَنْ مَعْصِيَةٍ إِلَّا وَ أَتَنَاهَى قَبْلَكُمْ عَنْهَا»: “ای مردم! به خدا سوگند، شما را به هیچ طاعتی تشویق نمی‌کنم، مگر قبلاً خودم آن را انجام داده‌ام، و از هیچ کار خلافی باز نمی‌دارم، مگر این که پیش از شما از آن دوری جسته‌ام[۳۳]. فی قوله تعالی: ﴿وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ هم آورده: قرآن سپس به بیان مهم‌ترین اصول نیکی‌ها در ناحیه ایمان، اخلاق و عمل ضمن بیان شش عنوان پرداخته، چنین می‌گوید: بلکه نیکی (نیکوکار) کسانی هستند که به خدا، روز آخر، فرشتگان، کتاب‌های آسمانی و پیامبران ایمان آورده‌اند: ﴿وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ. در حقیقت، این نخستین پایه همه نیکی‌ها و خوبی‌هاست: ایمان به مبدأ و معاد و برنامه‌های الهی و پیامبرانی که مأمور ابلاغ و اجرای این برنامه‌ها بودند و فرشتگانی که واسطه ابلاغ این دعوت محسوب می‌شدند؛ ایمان به اصولی که تمام وجود انسان را روشن می‌کند و انگیزه نیرومندی برای حرکت به سوی برنامه‌های سازنده و اعمال صالح است.

جالب اینکه نمی‌گوید: نیکوکار، کسانی هستند که... بلکه می‌گوید: “نیکی” کسانی هستند که... این به خاطر آن است که در ادبیات عرب و هم‌چنین بعضی زبان‌های دیگر، هنگامی که می‌خواهند آخرین درجه تأکید را در چیزی بیان کنند، آن را به صورت مصدری می‌آورند، نه به صورت وصف؛ مثلاً گفته می‌شود: علی(ع) عدل جهان انسانیت است؛ یعنی آن چنان عدالت‌پیشه است که گویی تمام وجودش در آن حل شده و سر تا پای او در عدالت غرق گشته است، به گونه‌ای که هر گاه به او نگاه کنی، چیزی جز عدالت نمی‌بینی، و هم‌چنین در نقطه مقابل آن می‌گوییم بنی‌امیه ذلّت اسلام بودند؛ گویی تمام وجودشان تبدیل به خواری شده بود[۳۴]. هم‌چنین در تفسیر قوله: ﴿وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ، آورده: ولی قرآن صریحاً می‌گوید: نیکی در تقواست، نه در عادات و رسوم خرافی، و بلافاصله دستور می‌دهد که حتماً از همان طریق عادی به خانه‌ها وارد شوند؛ اما آیه یک معنای وسیع‌تر و عمومی‌تر نیز دارد، و آن این که برای اقدام در هر کار خیری، اعم از اعمال مذهبی و غیر مذهبی، باید از طریق صحیح آن وارد شوید، نه از طریق انحرافی و وارونه و غیر عادی؛ چنان که جابر همین معنا را از قول امام باقر(ع) نقل کرده است. در تفاسیر اهل‌بیت(ع) در مورد این آیه نیز می‌خوانیم که: “ما ابواب خداوند و طریق وصول به او و داعیان به سوی بهشت خدا می‌باشیم”؛ یعنی در تمام امور مذهبی خویش از طریق اصلی وارد شوید و برنامه‌های خود را از آنها بگیرید که وحی در خانه آنان نازل شده و پرورش یافتگان مکتب وحی الهی هستند.

جمله: ﴿وَلَيْسَ الْبِرُّ...، ممکن است اشاره به نکته لطیف دیگری نیز باشد که سؤال شما از “اهلّه ماه”، به جای سؤال از معارف دینی، همانند عمل کسی است که راه اصلی خانه را گذاشته و از نقبی که پشت خانه زده است، وارد شود، چه کار نازیبایی![۳۵] در تفسیر قوله: ﴿وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ، تحت عنوان “لزوم تعاون و همکاری در نیکی‌ها” شرحی را آورده که ما در این جا تنها قسمتی از آن را عیناً نقل می‌کنیم: آنچه در آیه فوق در زمینه تعاون آمده، یک اصل کلی اسلامی است که سراسر مسایل اجتماعی، حقوقی، اخلاقی و سیاسی را در بر می‌گیرد. طبق این اصل، مسلمانان موظفند در کارهای نیک، تعاون و همکاری کنند، ولی همکاری در اهداف باطل، اعمال نادرست و ظلم و ستم، مطلقاً ممنوع است، هر چند مرتکب آن، دوست نزدیک یا برادر انسان باشد...[۳۶].[۳۷]

جستارهای وابسته

منابع

  1. امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن

پانویس

  1. «آیا مردم را به نیکی فرا می‌خوانید و خود را از یاد می‌برید با آنکه کتاب (خداوند) را می‌خوانید؟» سوره بقره، آیه ۴۴.
  2. «نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راه‌ماندگان و کمک‌خواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات پردازد و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند؛ و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند» سوره بقره، آیه ۱۷۷.
  3. «از تو درباره ماه‌های نو می‌پرسند، بگو: آنها زمان نمای مردم و حجّ‌اند؛ و نیکی آن نیست که از پشت خانه‌ها به درون آنها درآیید بلکه (حقیقت) نیکی (از آن) کسی است که پرهیزگاری ورزد و به خانه‌ها از در درآیید، و از خداوند پروا کنید باشد که رستگار گردید» سوره بقره، آیه ۱۸۹.
  4. «هرگز به نیکی دست نخواهید یافت مگر از آنچه دوست دارید (به دیگران) ببخشید و هر چیزی ببخشید بی‌گمان خداوند آن را می‌داند» سوره آل عمران، آیه ۹۲.
  5. «ای مؤمنان! (حرمت) شعائر خداوند را و نیز (حرمت) ماه حرام و قربانی‌های بی‌نشان و قربانی‌های دارای گردن‌بند و (حرمت) زیارت‌کنندگان بیت الحرام را که بخشش و خشنودی پروردگارشان را می‌جویند؛ نشکنید و چون از احرام خارج شدید می‌توانید شکار کنید و نباید دشمنی با گروهی که شما را از (ورود به) مسجد الحرام باز داشتند، وادارد که به تجاوز دست یازید؛ و یکدیگر را در نیکی و پرهیزگاری یاری کنید و در گناه و تجاوز یاری نکنید و از خداوند پروا کنید، بی‌گمان خداوند سخت کیفر است» سوره مائده، آیه ۲.
  6. «ای مؤمنان! هنگامی که رازگویی می‌کنید به گناه و دشمنخویی و نافرمانی با پیامبر رازگویی نکنید و به نیکی و پرهیزگاری راز گویید! و از خداوند که نزد او گرد آورده می‌شوید پروا کنید» سوره مجادله، آیه ۹.
  7. امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱، ص ۲۸۹.
  8. تبیان، ج۱، ص۱۹۷.
  9. تبیان، ج۲، ص۱۴۲.
  10. تبیان، ج۲، ص۵۳۰-۵۳۱.
  11. تبیان، ج۳، ص۴۲۷.
  12. تبیان، ج۹، ص۵۴۷.
  13. مجمع البیان، ج۱، ص۹۸.
  14. مجمع البیان، ج۱، ص۲۶۳ - ۲۶۴.
  15. «هرگز به نیکی دست نخواهید یافت مگر از آنچه دوست دارید (به دیگران) ببخشید و هر چیزی ببخشید بی‌گمان خداوند آن را می‌داند» سوره آل عمران، آیه ۹۲.
  16. مجمع البیان، ج۲، ص۴۷۳.
  17. «ای مؤمنان! هنگامی که رازگویی می‌کنید به گناه و دشمنخویی و نافرمانی با پیامبر رازگویی نکنید و به نیکی و پرهیزگاری راز گویید! و از خداوند که نزد او گرد آورده می‌شوید پروا کنید» سوره مجادله، آیه ۹.
  18. مجمع البیان، ج۹، ص۲۵۰.
  19. کشاف، ج۱، ص۲۷۷.
  20. کشاف، ج۱، ص۳۳۰.
  21. کشاف، ج۱، ص۳۴۱.
  22. کشاف، ج۱، ص۴۴۴.
  23. تفسیر شبر، ص۲۲.
  24. تفسیر شبر، ص۷۵.
  25. تفسیر شبر، ص۱۴۶.
  26. تفسیر شبر، ص۲۴۳.
  27. «نیکان از پیاله‌ای می‌نوشند که آمیخته به بوی خوش است * از چشمه‌ای که بندگان خداوند از آن می‌آشامند آن را به خواست خود روان می‌سازند * به پیمان خود وفا می‌کنند و از روزی می‌هراسند که شرّ آن همه‌گیر است * و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر می‌دهند * (با خود می‌گویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک می‌دهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی * بی‌گمان ما از پروردگارمان، روزی که تیره و بسیار سخت است می‌هراسیم * پس خدا آنان را از شرّ آن روز نگاه می‌دارد و به آنان شادابی و شادمانی می‌نمایاند * و به آنان برای شکیبی که ورزیده‌اند بهشت و (پوشاک) پرنیان پاداش می‌دهد» سوره انسان، آیه ۵-۱۲.
  28. «نه چنین است؛ کارنامه نیکان در “علّیین” است * و تو چه دانی که “علّیین” چیست * کارنامه‌ای است نگاشته * که مقرّبان (درگاه خداوند) در آن می‌نگرند * بی‌گمان نیکان در ناز و نعمتی بی‌شمارند *... به آنان از شرابی دست ناخورده می‌نوشانند... چشمه‌ای که مقرّبان (درگاه خداوند) از آن می‌نوشند» سوره مطففین، آیه ۱۸-۲۱.
  29. «بی‌گمان تو بر بندگان من چیرگی نداری مگر آن گمراهان که از تو پیروی کنند» سوره حجر، آیه ۴۲.
  30. «آنان در بوستان‌های پرنعمت جویبارها روان است» سوره واقعه، آیه ۱۲.
  31. المیزان، ج۱، ص۴۳۸.
  32. المیزان، ج۲، ص۵۷.
  33. تفسیر نمونه، ج۱، ص۲۱۵.
  34. تفسیر نمونه، ج۱، ص۵۹۸.
  35. تفسیر نمونه، ج۲، ص۷-۸.
  36. تفسیر نمونه، ج۴، ص۲۵۳.
  37. امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱، ص ۲۹۲-۳۰۴.