اهداف تربیتی
مقدمه
شناخت اهداف هر سیستمی در هر جامعه و ملتی از راه به دست آوردن طرز و نوع زندگی اجتماعی آن جامعه میسر است. کشورها و جوامعی که بر اساس طرز فکر، اندیشه، مکتبی خاص و فلسفهای ویژه اداره میشوند، اهدافی را که برای جامعه و مردم خود در نظر میگیرند آن اهداف مسیر و مقصد تربیت را نیز مشخص مینماید. آنچه از مطالعه تاریخ به دست میآید این است که اهداف تربیت در میان ملتهای مختلف در قرون متفاوت با یکدیگر فرق دارد.
از این رو نظام اسلامی به عنوان یک سیستم دارای اهداف تربیتی خاص است که مبتنی بر اندیشههای دروندینی میباشد که بر اساس این نوع نگاه برای انجام هر کاری قبل از هر چیز، باید اهداف آن را به طور دقیق مشخص کرد تا بتوان با ابزار و روشهای مناسب، آنها را محقق نمود. تعیین هدف چنان اهمیتی دارد که حقیقت هر انسانی، خواسته و فکر و هدف و راه اوست[۱].
در تربیت نیز، باید هدف را به دقت شناخت تا از خطرات ناشی از عدم آگاهی نسبت به جهت، روش و ابزار بر حذر بود. نکته قابل توجه دیگر، دقت در الهی بودن هدف است[۲].
خداوند هدف نهایی تمام تربیتها
هدف، امری است مورد آگاهی و مطلوب، برانگیزاننده و جهت دهنده به فعل اختیاری که آدمی یا فاعل مختار برای رسیدن به آن تلاش میکند[۳]. اهداف تربیت به اهداف غایی و میانی قابل تقسیم است. از نظر امام خمینی هدف غایی تربیت خود خداوند است و هدف بعثت رسولان و نازل شدن کتب آسمانی معرفت خداوند است[۴] و از آنجا که خداوند کمال مطلق و جمیل علیالاطلاق است، کعبه آمال همه موجودات و غایت همه سلسله کائنات[۵] و مقصد عالی انسان است[۶]. همه تهذیب و تعلیمها و همه کوششها برای این است که انسانها را از ظلمات به نور برساند و غیر از خداوند نوری نیست[۷]. غایت تربیت، حرکت در صراط مستقیم و انتهای این صراط مستقیم، الله است[۸]. مقصد قرآن و حدیث تصفیه عقول و تزکیه نفس و مقصد این دو مقصد اعلای توحید است[۹].[۱۰]
اهداف اعتقادی
اهداف نظام تربیت اسلامی ریشه در جهانبینی الهی و ارزشهای والای اسلامی دارد. معرفت و رسیدن به مقام قرب الهی در سایه انجام عبادات، دوری از رذایل اخلاقی و طی مراحل بندگی به دست میآید. اهداف اعتقادی شامل سلسله مباحث معرفتی است که به اصول و فروع دین مربوط میشود. اهداف اعتقادی عبارت است از:
- شناخت صحیح اسلام: همه مکتبهای توحیدی از جمله اسلام برای انسانسازی آمدهاند؛ از این رو، تمامی نمودهای مذهب در حقیقت نوعی اثر تربیتی دارند؛ ولی برای به دست آوردن این آثار باید با شناخت خداوند متعال، به اصول و مبانی دینی معتقد شد. اعتقاد به توحید، هدف عالی تربیت اسلامی است. در تربیتی که بر اساس دین و معیارهای آن تعریف میشود، باید تفکر ناب اسلامی که ناشی از نگاهی جامع به اصول و مبانی دینی است نمود پیدا کند.
- شناخت زندگی پیشوایان الهی: یکی از ابعاد ولایت ارتباط مستحکم و نیرومند هریک از آحاد امت اسلام با امام امت است. این ارتباط به معنای درست از او سر مشق گرفتن و در افکار و بینشها دنبال او بودن و درست در افعال و رفتار و فعالیتها و حرکتها او را پیروی کردن میباشد[۱۱].
اهداف اخلاقی
اخلاق اسلامی رکن اساسی تربیت انسان و اخلاق و عمل رکن اساسی تربیت اسلامی است که انسان مسلمان بایستی در هر سه بُعد تربیت، دانش و عمل کار کند[۱۲]. برخی از اهداف اعتقادی تربیت عبارت است از:
- دوری جستن از عوامل گناه: یکی از اهداف اخلاقی تربیت اسلامی دوری جستن از عوامل گناه است، به دلیل اینکه هر گناه اثری تاریک کننده و کدورتآور بر دل آدمی باقی میگذارد و در نتیجه میل و رغبت به کارهای نیک و خدایی کاهش میگیرد و رغبت به گناهان دیگر افزایش مییابد.
- پرورش فضیلتجویی: از گرایشهای مخصوص انسان، فضیلتجویی است و مقصود از فضیلت، همان ارزش اخلاقی است که به صورت مؤکد در وجود آدمی جای گرفته است. اصل گرایش به سوی ارزشها و فضائل اخلاقی مانند عدالت، صداقت، امانت، وفای به عهد و...، امری مسلم است؛ زیرا قطعاً اگر فردی در چند وضعیت مساوی از حیث شرایط خارجی قرار گیرد به طوری که هر یک از آن وضعیتها به یک میزان او را به طرف فضائل یا رذائل اخلاقی سوق دهند، در این حالت هیچکس در صدد روی آوردن به رذائل اخلاقی نخواهد بود، چون در باطن، گرایش ذاتی به پستیها و رذائل ندارد. پرورش فضیلتجویی، که به عنوان یکی از اهداف تربیت در اسلام معرفی شده است، به معنی هدایت و دستگیری انسان در شناختن فضیلتها و رذیلتها و تقویت گرایش به فضائل و زدودن موانع این گرایش است.
- حرکت برای خدا و خدمت به مردم: در زندگی روزمره هرکس میتواند در جهت هدفی الهی یا غیر الهی حرکت کند و این حرکت باعث سعادت یا شقاوت او شود. توحید عملی یا توحید در عبادت یعنی یگانهپرستی، به عبارت دیگر در جهت پرستش حق یگانهشدن. آن کسی که هواهای نفسانی خود را جهت حرکت و ایده آن و قبله معنوی خود قرار بدهد آنها را پرستش کرده است.
- کنترل امیال و غرایز: در انسان غرایزی وجود دارد که گاهی دچار افراط یا تفریط میشود که اگر بخواهیم جامعه را از لوث گناه پاک سازیم و یا وجود خویش را از آلودگی گناه حفظ کنیم، باید غرایز و تمایلات نفسانی را کنترل و تعدیل کنیم که اگر کنترل و تعدیل نشود به افراط و تفریط کشانده میشود و سرچشمه گناهان بسیار خواهد شد.
- خودسازی: در تربیت اسلامی خودسازی به معنای شناخت معارف، ایجاد ملکات و انجام افعالی است که کمال شناخته شده برای «خود» را پدید میآورند. درک خودسازی، وابستگی کامل به شناخت از ماهیت «خود» و کمال مطلوب آن را دارد؛ پس خودشناسی مقدمه اجتنابناپذیر خودسازی است.
- رسیدن به تقوا: هر انسانی که به دنبال دنیا و یا پیروزی در میدانهای جهانی و یا جلب رضای خدا باشد، در هر حال ملزم به رعایت تقوای الهی است[۱۳].
- خشکاندن ریشههای بداخلاقی: ارزشهای اخلاقی در اسلام بدین معناست که روح فضیلت و پرهیزکاری و وارستگی و بردباری و دوری از حرص و آز و دنیاطلبی و دیگر خصلتهای اخلاقی در جامعه رواج پیدا کند و به صورت ارزش اصلی درآید[۱۴]؛ لذا با توجه به این هدف یک عالم باید علمش را با عملش توأم سازد تا بدین ترتیب کبر و غرور از خود و دیگر اقشار مردم بیرون رود تا جامعه بتواند بسیاری از ریشههای بداخلاقی و بدفکری را ریشهکن سازد[۱۵].[۱۶]
اهداف اجتماعی
مقصود از تربیت اجتماعی، پرورش جنبه یا جنبههایی از شخصیت آدمی است که مربوط به زندگی او در میان جامعه است، تا از این طریق به بهترین شکل حقوق، وظایف و مسئولیتهای خود را نسبت به دیگر همنوعان و همکیشان و هممسلکان خود بشناسد و آگاهانه و با عشق، برای عمل به آن وظایف و مسئولیتها قیام کند. به تعبیری، همان آشنا ساختن متربی است با روحیات اجتماعی و آموختن راه و رسم زندگی با دیگران و سپس پرورش روحیه تعهد و التزام عملی به انجام وظایف خویش در این مورد. اهداف اجتماعی تربیت عبارت است از:
- تحقق و پرورش روحیه اخوت و برادری: ایجاد همبستگی و اتحاد مؤمنین با یکدیگر و پرهیز از تفرقه و دشمنی و اختلاف، از جمله مهمترین اهداف اجتماعی مورد تأکید اسلام است که از طریق پرورش روحیه اخوت، برادری، همیاری و همدلی مسلمین و مؤمنین در راه هدف غایی به دست میآید و بسیاری از اهداف اخلاقی در همین راستا قرار میگیرد.
- شناخت و التزام به معروف و منکر: شناخت معروف و منکر و التزام به آن، پرورش روحیه حساس بودن نسبت به وقایع جاری در جامعه، و پرهیز از بیتفاوتی و بیقیدی در مسائل موجود اجتماعی است. مؤمنین در جامعه اسلامی، نباید از کنار کژرویها و انحرافاتی که از جانب دیگر اعضای جامعه مشاهده میکنند، بیتفاوت بگذرند، بلکه تا حد امکان و وظایف خویش، باید در جهت نفی و زدودن این انحرافات بکوشند و در همین راستاست که در اسلام تأکید زیادی بر امر به معروف و نهی از منکر و احقاق حق مظلوم و مقابله با ظالم و امور اجتماعی دیگر صورت گرفته است.
- پایبندی به رعایت حقوق دیگران: محور تربیت اجتماعی را سلسلهای از حقوق، وظایف و مسئولیتهای مربوط به زندگی در میان جوامع و جامعه میتوان دانست. به این معنی که افراد و گروههایی که در یک جامعه زندگی میکنند، نسبت به هم حقوقی دارند و مسئولیتها و وظایفی نیز در ارتباط با یکدیگر بر عهده آنهاست.
- تلاش در برقراری عدالت: عدالت اجتماعی یعنی اینکه از همه برکات جامعه اسلامی، همه قشرها بهرهمند و محرومان که همیشه در طول تاریخ پشت سر پیامبران بودهاند، به عنوان خودیهای نهضت اسلامی از قسط و عدالت اجتماعی بهرهمند شده و به حقوق حقه خود دست یابند[۱۷].
اهداف رفتاری
اهداف در سه حیطه شناخت و گرایش و رفتار قرار میگیرند. اهداف رفتاری مربوط به حیطه عملکرد است که در آن رفتار افراد نسبت به امور مختلف صورت میگیرد. برخی از اهداف رفتاری تربیت عبارت است از:
- بندگی محض الهی: «عبد» از نظر لغت به انسانی گفته میشود که سر تا پا تعلق به مولا و صاحب خود دارد؛ ارادهاش تابع اراده او، و خواستش تابع خواست اوست؛ در برابر او خود را مالک چیزی نمیداند و در اطاعت او سستی به خود راه نمیدهد. بنابراین، عبودیت اظهار آخرین درجه خضوع در برابر کسی است که همه چیز از ناحیه اوست، و به خوبی میتوان نتیجه گرفت که تنها کسی میتواند «معبود» باشد که نهایت انعام و اکرام را کرده است و او کسی جز خدا نیست!
- احساس مسئولیت: وجود احساس مسئولیت از سوی اشخاص در انجام کارهای گوناگون، در اغلب موارد به انجام درست آن کار در آن مقطع زمانی و مکانی منجر میشود و این از موضوعات مهمی است که باید در اندیشه اشخاصی که در مسئولیتهای مختلف مشغول به کار هستند نهادینه شود.
- وجدان کاری: انسانها برای گذران زندگی به همدیگر نیازمندند و دنیا در واقع، بازار داد و ستد ساکنان آن است و هر کس باید در برابر دریافت خدمات، خدمتی هم ارائه دهد و با کمک دیگر همنوعان، زندگی را سامان دهد. از سوی دیگر عقل و دین حکم میکنند که هر کس کاری را که به عهده گرفته، نیکو انجام دهد و میان خود و دیگران تفاوتی قائل نشود. این مفهوم وجدان کاری است[۱۸].[۱۹]
منابع
پانویس
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با فرزندان شهدا، ۲۵/۵/۱۳۶۸.
- ↑ لطفی و شعبانی، مقاله «نظام تربیتی اسلام»، منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱، ص۴۵۶.
- ↑ درآمدی بر نظام تربیتی اسلام، ص۸۴.
- ↑ شرح چهل حدیث، ص۶۰۲.
- ↑ شرح چهل حدیث، ص۶۰۲.
- ↑ صحیفه امام، ج۱۹، ص۲۸۳.
- ↑ صحیفه امام، ج۱۹، ص۲۸۴.
- ↑ صحیفه امام، ج۱۴، ص۱۰۳.
- ↑ شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۱۱.
- ↑ همتبناری، علی، مقاله «نظام تربیتی اسلام»، منظومه فکری امام خمینی، ص ۳۸۲.
- ↑ لطفی و شعبانی، مقاله «نظام تربیتی اسلام»، منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱، ص۴۵۷ ـ ۴۶۰.
- ↑ خبرگزاری ایکنا، شهریور ۱۳۸۶، خبر شماره ۱۶۲۶۷۵.
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با اعضای ستاد برگزاری مراسم سالگرد امام (ره)، ۹/۳/۱۳۷۸.
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، پیام به مناسبت اربعین رحلت امام (ره)، ۲۳/۴/۱۳۶۸.
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با مسئولین نهضت سوادآموزی، ۱۸/۱۰/۱۳۶۵.
- ↑ لطفی و شعبانی، مقاله «نظام تربیتی اسلام»، منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱، ص۴۶۰ ـ ۴۶۵.
- ↑ لطفی و شعبانی، مقاله «نظام تربیتی اسلام»، منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱، ص۴۶۵ ـ ۴۶۷.
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با رئیس و مدیران سازمان صدا و سیما، ۱۱/۹/۱۳۸۳.
- ↑ لطفی و شعبانی، مقاله «نظام تربیتی اسلام»، منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱، ص۴۶۸ ـ ۴۶۹.