سرگذشت زندگی امام حسن عسکری

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Jaafari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۴ سپتامبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۹:۳۱ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

نسب شریف آن حضرت‌

وی حسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب(ع) می‌باشد. او یازدهمین امام از پیشوایان اهل بیت(ع) است؛ همان خاندانی که خداوند متعال هرگونه پلیدی را از ایشان دور کرده و آنان را پاک و پاکیزه ساخته است[۱]. مادر شریف آن حضرت کنیزی امّ ولد بوده که به او حدیث یا سلیل می‌گفتند و از بانوان عارفه و صالحه زمان خود بوده است[۲]. و سبط ابن جوزی نقل نموده است که نام مادر حضرت امام حسن عسکری(ع) سوسن بوده است[۳].[۴]

محل و تاریخ ولادت آن حضرت‌

حضرت امام حسن عسکری(ع) بنابر نظر اکثر تاریخ‌نگاران در ماه ربیع الاوّل سال ۲۳۲ ه. ق در مدینه منوّره پای به عرصه وجود نهاده است. البته در تاریخ دقیق به دنیا آمدن این امام همام در میان نظرات تاریخ‌نویسان‌ اختلاف زیادی به چشم می‌خورد که در روز، ماه و سال ولادت آن حضرت اختلاف کرده‌اند. از میان این تاریخ‌نویسان عدّه‌ای بر این عقیده‌اند که آن حضرت در سال ۲۳۰ هجری به دنیا آمده است[۵]، بعضی دیگر نیز ولادت آن حضرت را در سال ۲۳۱ هجری[۶] یا سال ۲۳۲ هجری[۷] یا سال ۲۳۳ هجری[۸] دانسته‌اند.

همچنین روایت شده که روز ولادت باسعادت آن حضرت، ششم ماه ربیع الاوّل یا ششم یا هشتم یا دهم ماه ربیع الآخر و یا ماه رمضان بوده است[۹]. البته وجود چنین اختلافاتی در نظریات تاریخ‌نویسان چندان برای ما عجیب نمی‌نماید؛ چراکه می‌دانیم این اختلافات، گاه به کارهایی برمی‌گردد که حضرت امام هادی(ع) برای حفاظت از زندگی امام عسکری(ع) به آنها دست می‌زدند. همچنین می‌توان این اختلافات را به دلایلی همچون اشتباهات تاریخی خاص نسبت داد.[۱۰]

لقب‌ها و کنیه‌های آن حضرت‌

به دو امام بزرگوار، حضرت امام هادی و فرزند بزرگوارشان حضرت حسن بن علی(ع) لقب عسکری داده شده است؛ چراکه محله مورد سکونت این دو امام بزرگوار در شهر سامرا «عسکر» نامیده می‌شده است[۱۱]. اما در عین حال عسکری لقب مشهور حضرت امام حسن بن علی(ع) می‌باشد. آن حضرت دارای لقب‌های دیگری نیز هست که محدّثان و راویان‌ اهل سیر آنها را برای ما بدین‌گونه نقل کرده‌اند: رفیق، زکی، فاضل، خالص، امین، الامین علی سر الله، نقی، المرشد من الله، النّاطق عن الله، صادق، صامت، المیمون، طاهر، المؤمن بالله، ولی الله، خزانة الوصیین، الفقیه، الرّجل، العالم[۱۲]. و هرکدام از این القاب دلالت خاص خود را بر جلوه‌ای از مظاهر شخصیت و کمالی از کمالات آن حضرت دارا می‌باشد. آن حضرت همچنین مانند پدر و جد بزرگوار خود کنیه ابن الرّضا داشته است. اما کنیه اختصاصی آن حضرت ابو محمد بوده است.[۱۳]

ویژگی‌های ظاهری آن حضرت‌

احمد بن عبیدالله بن خاقان اوصاف ظاهری حضرت امام حسن عسکری(ع) را این‌گونه بیان کرده‌اند: وی گندمگون درشت‌چشم، خوش‌قامت، زیباروی، خوش‌اندام و دارای جلالت و هیبت بوده است[۱۴]. بعضی نیز آورده‌اند که رنگ پوست آن حضرت بین سفید و گندمگون بوده است[۱۵].[۱۶]

طبیعت و شرایط زمانی رشد و نموّ حضرت امام عسکری(ع)‌

حضرت امام ابو محمد حسن عسکری(ع) در خاندان هدایت و مرکز بزرگ امامت رشد و پرورش یافت؛ خاندان بلندمرتبه‌ای که خداوند متعال هر گونه بدی را از اهل آن دور کرده و ایشان را پاک و پاکیزه ساخته است. شبراوی شافعی در توصیف این خاندان باعظمت که این امام بزرگوار در آن رشد و نموّ یافته است این‌گونه داد سخن داده است: «آفرین بر چنین خاندان شریف و چنین نسب برجسته و ممتازی، و همین در افتخار و بلندی جایگاه این خاندان کافی است. آنان همه در ریشه‌داری و پاکی اصل و نسب همچون دندانه‌های شانه در حال تعادل بوده و در بهره‌وری از مراتب مجد و عظمت با یکدیگر مساوی‌اند. پس چه خاندان بلندمرتبه و عالی جایگاهی که در بلندی و شرافت سر بر آسمان می‌ساید و منزلت و جایگاهش از فرقدان در گذشته است، خاندانی که چنان صفات کمال و جلال را در خود مستغرق کرده که نمی‌توان با مگر و الّا کسی را از آن استثنا کرد.

این پیشوایان آن‌چنان در مجد و عظمت در پی یکدیگر می‌آیند که گویا درجی از درّ و لؤلؤ را مانند، و در شرافت و جلالت آن‌چنان در کنار یکدیگر جای گرفته‌اند که اوّلین و دوّمین آنها باهم مساوی هستند، و چه بسیار مردمانی که در پایین آوردن و خاموش کردن نور آنها بیهوده کوشیده‌اند در حالی که خداوند این خاندان را بلندمرتبه نموده، و چه بسیار کسانی که برای از هم پاشیدن رشته اتّحاد این خاندان سختی‌ها و راحتی‌ها را بر خود هموار کرده‌اند، و چه بسیار کسانی که حقوق این خاندان را ضایع نمودند. اما خداوند هیچگاه این خاندان را وا نگذاشته و آنها را ضایع نگردانیده است»[۱۷].

حضرت امام حسن عسکری(ع) به بالاترین درجات تربیت دست یافت. چراکه وی در خانه‌ای پرورش یافته است که خداوند متعال خود تربیت و تزکیه آن را به عهده گرفته، نامش را بلندآوازه ساخته و مقامش را بالا برده است. آنجا که می‌فرماید: ﴿يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ * رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ[۱۸]. این همان خانه‌ای است که پرچم الله را در زمین برافراشت تا این نام مقدس بالاترین نام در زمین باشد و در راه ابلاغ رسالت الهی قربانیان گرانقدری نثار نمود. حضرت امام حسن عسکری(ع) برهه‌ای از حیات گرانبار خود را در زمان حیات پدر بزرگوارش حضرت امام هادی(ع) گذرانده و در سفر و حضر از پدر جدا نمی‌شد. وی در سیمای نورانی پدرش تصویری گویا از اخلاق و سجایای بزرگوارانه جد بزرگوار خود حضرت رسول اکرم(ص) را می‌دید. همچنان‌که پدر بزرگوارش نیز در سیمای این فرزند امتداد رسالت و امامت اسلامی را می‌خواند، و به همین دلیل بود که بیشترین همّت را در تربیت و پرورش او به کار می‌برد. حضرت امام هادی(ع) در روایتی فضیلت فرزندش امام حسن عسکری(ع) را این‌گونه بیان داشته است: پس از من در میان آل محمد(ص)، پسرم ابو محمد ذاتا خیرخواهترین فرد برای امت اسلام و دارای محکمترین دلایل و براهین است. وی بزرگترین فرزند من است و حلقه‌های‌ سلسله امامت و احکام آن به او می‌رسد[۱۹]. و از مقام و جلالت حضرت امام هادی(ع) و پدران معصومش بعید است که به دلیل محبّت و علاقه پدر و فرزندی چنین توضیحاتی درباره پسر خود داده باشد.

حضرت امام حسن عسکری(ع) حدود بیست سال همراه و ملازم پدر بزرگوار خود بوده و شاهد انواع ظلم و دشمنی بود که بر پدر بزرگوار آن حضرت و پیروانش می‌رفته است. هنگامی که دشمنان در نزد متوکل عبّاسی از حضرت امام هادی(ع) سعایت کردند حضرت امام حسن عسکری(ع) نیز به همراه پدر بزرگوار خود به شهر سامرا کوچ داده شد. این در زمانی بود که عبدالله بن محمد بن داوود هاشمی نامه‌ای به متوکل نوشت که در آن آمده بود: «گروهی به پیشوایی و امامت وی (حضرت امام هادی(ع)) معتقد شده‌اند.».. اینجا بود که متوکل حضرت امام هادی(ع) را از مدینه احضار کرد. آن حضرت به همراه یحیی بن هرثمه از مدینه حرکت کرده به بغداد رفت، چون به محلی که به آن یاسریه می‌گفتند رسید، در آنجا منزل نمود. اسحاق بن ابراهیم به استقبال آن حضرت آمده و شوق و اشتیاق مردم نسبت به آن حضرت و اجتماع آنها برای دیدن آن حضرت را مشاهده نمود. آن حضرت تا شب در آنجا ماند و شب هنگام به بغداد داخل شده پاسی از آن شب را در بغداد گذرانده و سپس به سامرا رفت[۲۰]. متوکل عبّاسی در ستمگری و دشمنی نسبت به حضرت امام هادی(ع) بسیار زیاده‌روی کرد. او آن حضرت را مجبور به اقامت در شهر سامرّا نموده، خانه آن حضرت را توسط مأموران امنیتی مورد محاصره قرار داد که حتّی‌ تعداد نفس‌های آن حضرت را نیز شماره می‌کردند. آنان از ارتباط فقیهان، دانشمندان و پیروان آن حضرت با ایشان جلوگیری می‌کردند. متوکل در جنبه‌های اقتصادی نیز کار را بر حضرت امام هادی(ع) سخت می‌گرفت. وی هر از گاهی دستور می‌داد تا خانه حضرت امام هادی(ع) را تفتیش نموده و وضعیت زندگی آن حضرت را به وی گزارش نمایند. از شدت دشمنی متوکل نسبت به اهل بیت پیامبر اکرم(ص) همین بس که رسما از زیارت قبر حضرت امام حسین(ع) در کربلا جلوگیری نموده، دستور داد تا قبر شریف آن حضرت را که یکی از مراکز پرتو افشانی انقلابی در جهان اسلام بود خراب نمایند.

همه این شرایط تلخ و رویدادهای ناگوار در زمانه‌ای روی می‌داد که حضرت امام عسکری(ع) در عنفوان جوانی و اوّل عمر به سر می‌برد، و این مسائل دل و جان آن حضرت را با اندوه و درد می‌خراشید. آن حضرت این برهه از زمان را در سایه‌سار پدر بزرگوار خود به سر می‌برد و چاره‌ای جز صبر، تحمّل درد، حسرت و تأسّف نداشت[۲۱]. شهادت پدر بزرگوار آن حضرت یعنی حضرت امام هادی(ع) در سال ۲۵۴ ه. ق اتّفاق افتاد و حضرت امام حسن عسکری(ع) پس از پدر عهده‌دار امر امامت و پیشوایی گردید. اما مدّت امامت آن حضرت در میان امامان اهل بیت(ع) کوتاهترین مدّت امامتی بود که امامی داشته است. این در حالی است که همه پیشوایان اهل بیت(ع) جزء سالمترین مردمان بودند. چه از نظر روحانی و نفسانی و چه از نظر جسمی و بدنی. حضرت امام حسن عسکری(ع) در حالی به شهادت رسید که هنوز دهه سوّم از عمر شریف خود را تکمیل نکرده بود؛ چراکه شهادت آن حضرت در سال ۲۶۰ ه. ق به وقوع‌ پیوست[۲۲]. بنابراین مدّت امامت آن امام بزرگوار شش سال می‌باشد. از این امامت کوتاه‌مدّت می‌توان دریافت که حاکمان دولت عبّاسی تا چه اندازه از آن حضرت و نقش مؤثّرش در جامعه، رعب و وحشت داشتند. به همین جهت بود که پس از عدم دست‌یابی به نتیجه مطلوب از زندان و فشار و مراقبت کامل از آن حضرت، ناچار شدند تا آن حضرت را در سن جوانی در حالی‌که بیست و هشت یا بیست و نه سال از عمر بابرکتش می‌گذشت به وسیله سم به شهادت برسانند[۲۳]. در اینجا لازم است به این نکته اشاره کنیم که آنچه تاریخ از زمانی که امام عسکری(ع) در سایه پدر بزرگوار خود حضرت امام هادی(ع) زندگی می‌کرده و موضع‌گیری‌های این دو امام برای ما نقل نموده، از تاریخ ولادت، تاریخ وفات، نسب شریف و حوادث و موضع‌گیری‌های کوچک فراتر نمی‌رود که هیچ تناسبی با نقش سازنده آن حضرت در حفظ شریعت و فعالیت در راستای دور کردن امت اسلام از انحراف و روبرو شدن با دشمنی‌هایی که از ناحیه دشمنان، امت اسلام را تهدید می‌نمود، ندارد.

اما در عین حال مجموعه روایاتی که بعضی از محدّثان برای ما نقل کرده‌اند به مسائل مهمی از زندگی حضرت امام عسکری(ع) اشاره دارد. خود آن حضرت نیز به سختی شرایط زمان خود این‌گونه اشاره نموده‌اند: هیچ یک از پدرانم به مانند من مبتلا به شک این گروه [[[شیعیان‌]]] در [امامت‌] آنها نشده‌اند[۲۴]. این خود شاهد دیگری بر سختی شرایط سیاسی و اجتماعی بود که این دو امام بزرگوار یعنی حضرت امام هادی و حضرت امام حسن عسکری(ع) را احاطه نموده بود. همین شرایط بود که ایجاب می‌کرد تا حضرت امام عسکری(ع) در زمان حیات پدر بزرگوار خود جز در حدودی که شرایط اجازه می‌داد و یا ضرورت اقتضا می‌نمود که در نزد شیعیان خاص و اصحاب مورد اعتماد منزلت و مقام و امامت آن حضرت بیان شده و بر آنها اتمام حجّت گردد از جریانات سیاسی و ارتباط با عموم مردم دور نگاه داشته شود. همه اینها به این دلیل بود که حضرت امام هادی(ع) می‌خواست جان آن بزرگوار را از دستبرد طاغوت‌های بنی عبّاس حفظ نماید.

روایت دیگری که محدّثان در رابطه با جریان وفات برادر حضرت امام حسن عسکری(ع) که محمد نام داشت نیز دلیل دیگری است که به روایت قبلی اضافه می‌شود و دلالت بر سختی شرایطی می‌کند که حضرت امام هادی و حضرت امام حسن عسکری(ع) در آن به سر می‌برده و چه دشمنی‌ای از جانب حکومت بر آنها می‌رفته است، کلینی از سعد بن عبدالله به نقل از گروهی از بنی هاشم که از میان آنها حسن بن حسین افطس نیز بود چنین نقل می‌کند: آنان روزی که محمد بن علی بن محمد از دنیا رفته بود در خانه حضرت امام هادی(ع) اجتماع کردند. حضرت امام هادی(ع) آن روز در صحن خانه خود جلوس نموده و مردم اطراف آن حضرت را گرفته بودند. راویان می‌گویند: ما به جز غلامان و مردم عادّی افراد سرشناسی از آل ابی طالب و بنی عبّاس و قریش را که گرداگرد آن حضرت حلقه زده بودند صد و پنجاه نفر تخمین زده بودیم. ناگاه دیدم حسن بن علی(ع) -امام حسن عسکری- گریبان دریده و عزادار وارد شد و در سمت راست پدر بزرگوار خود ایستاد. ما تا آن روز وی را ندیده و نمی‌شناختیم. پس از مدّتی که وی در کنار پدر بزرگوار خود ایستاده بود حضرت امام هادی(ع) رو به او کرده و فرمودند: پسرم، خداوند را شکر کن که امر مهمی را در رابطه با تو ایجاد نموده است.

حضرت امام عسکری(ع) گریسته و آیه استرجاع بر زبان جاری کرده و فرمود: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ إِيَّاهُ أَسْأَلُ تَمَامَ نِعَمِهِ لَنَا فِيكَ وَ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ»؛ سپاس خداوند را که پروردگار عالمیان است، و از او می‌خواهم تا نعمتش را که وجود شما می‌باشد بر ما تمام کند، و انّا للّه و انّا الیه راجعون. ما پرسیدیم که این جوان کیست؟ گفتند: این جوان، حسن پسر حضرت امام هادی(ع) است و ما در آن زمان سن او را بیست یا کمی بیشتر تخمین زدیم، و از آن روز بود که او را شناختیم و دانستیم که امام هادی(ع) به امر امامت او اشاره کرده و وی را جانشین خود ساخته است[۲۵]. ملاحظه می‌شود که ناشناخته بودن امام حسن عسکری(ع) در نزد گروهی از مردم و سؤال آنها در رابطه با وی در چنین مناسبت دردناکی که اعیان مردم در آن حضور داشتند محکمترین دلیل بر میزان مخفی کاری حضرت امام هادی(ع) در رابطه با فرزند بزرگوارش حضرت امام حسن عسکری(ع) می‌باشد. به ویژه وقتی که می‌بینیم آن حضرت به سن بیست سالگی رسیده و هنوز شیعیان او را نمی‌شناسند.[۲۶]

منابع

پانویس

  1. اصول کافی، ج۱، ص۵۰۳.
  2. ارشاد، ج۱، ص۳۱۳.
  3. تذکرة الخواص، ص۳۲۴.
  4. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۳، ص ۵۱.
  5. المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم، ج۷، ص۱۲۶.
  6. تذکرة الخواص، ص۳۲۴، کشف الغمّه، ج۳، ص۱۹۲، به نقل از ابن طلحه شافعی در مطالب السّؤول.
  7. وفیات الاعیان، ج۲، ص۹۴.
  8. دلائل الامامه، ص۲۲۳.
  9. ر.ک: حیاة الامام العسکری دراسة تحلیلیة تاریخیة علمیة، ص۵۸-۵۹.
  10. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۳، ص ۵۱.
  11. بحار الانوار، ج۵۰، ص۲۳۵.
  12. کمال الدّین، ج۱، ص۳۰۷؛ اثبات الهداة، ج۱، ص۶۵۱، ۵۴۴، ۴۶۹؛ الشّیعه و الرّجعه، ج۱، ص۸۸؛ محمد جواد طبسی، حیاة الامام العسکری، ص۲۳-۲۸. سه لقب آخری یعنی الفقیه، الرّجل و العالم لقب‏هایی هستند که به دلیل ورودشان در سند روایات و ملاحظه آن‏ها در شرایط نقل و روایت در کتب رجالی وارد شده‏اند.
  13. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۳، ص ۵۲.
  14. اصول کافی، ج۱، ص۵۰۳، ح۱، و به نقل از آن ارشاد، ج۲، ص۳۲۱؛ کمال الدّین، ج۱، ص۴۰ با سندی دیگر؛ و به نقل از شیخ کلینی یا شیخ مفید اعلام الوری، ج۲، ص۱۴۷؛ و به نقل از ارشاد کشف الغمّه، ج۳، ص۱۹۷؛ و به نقل از کمال الدّین و ارشاد و اعلام الوری؛ بحار الانوار، ج۵۰، ص۳۲۶-۳۳۰.
  15. بحار الانوار، ج۵۰، ص۳۲۸؛ اخبار الدول، ص۱۱۷.
  16. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۳، ص ۵۳.
  17. حیاة الامام الحسن العسکری دراسة و تحلیل، ص۱۰۳، به نقل از الاتّحاف بحبّ الاشراف، ص۶۸.
  18. «سپیده‌دمان و دیرگاه عصرها در آنها او را به پاکی می‌ستایند * مردانی که هیچ داد و ستد و خرید و فروشی آنان را از یاد خداوند (به خود) سرگرم نمی‌دارد» سوره نور، آیه ۳۶-۳۷.
  19. اصول کافی، ج۱، ص۳۲۷، ح۱۱ و به نقل از آن ارشاد، ج۲، ص۳۱۹؛ اعلام الوری، ج۲، ص۱۳۵ و به نقل از ارشاد کشف الغمّه، ج۳، ص۱۹۶ و به نقل از بعضی از کتب اعیان الشّیعه، ج۳، ص۲۹۵، ق ۴، و به نقل از آن در حیاة الامام الحسن العسکری، ص۲۳.
  20. تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۴۸۴.
  21. حیاة الامام الحسن العسکری، ص۲۴.
  22. ارشاد، ج۲، ص۳۱۵؛ و به نقل از آن بحار الانوار، ج۵۰، ص۲۳۶.
  23. مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۴۲۲.
  24. تحف العقول، ص۵۱۷.
  25. کافی، کتاب الحجّه، باب الاشاره و النّص علی ابی محمد(ع)، حدیث شماره ۸.
  26. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۳، ص ۵۴.