آیا ملاقات با امام مهدی در غیبت کبری امکان دارد؟ (پرسش)
آیا ملاقات با امام مهدی در غیبت کبری امکان دارد؟ | |
---|---|
![]() | |
موضوع اصلی | بانک جامع پرسش و پاسخ مهدویت |
مدخل اصلی | مهدویت |
تعداد پاسخ | ۱ پاسخ |
آیا ملاقات با امام مهدی (ع) در غیبت کبری امکان دارد؟ یکی از پرسشهای مرتبط به بحث مهدویت است که میتوان با عبارتهای متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤالهای مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی مهدویت مراجعه شود.
پاسخ نخست

آیت الله محمد جواد فاضل لنکرانی، در کتاب «گفتارهای مهدوی» در اینباره گفته است:
«یکی از مسائلی که در قضیه مهدویت، صریحاً نفی شده، ادعای ارتباط و رؤیت امام زمان (ع) است. در حالیکه متأسفانه امروزه برخی از افراد، درست نقطه مقابل این اصل را ادعا میکنند. از این رو، یکی از سؤالاتی که در این زمینه مطرح است این است که آیا در دوران غیبت کبری، امکان رؤیت امام زمان (ع) وجود دارد یا خیر؟ در پاسخ به این سؤال باید گفت که در این زمینه چهار نظریه وجود دارد که هر کدام از این نظریات دارای ادله و شواهدی هستند. این نظریات عبارتند از:
- نظریه اول: عدم امکان رؤیت در زمان غیبت کبری؛ بعد از آغاز دوران غیبت کبری به هیچ وجه امکان رؤیت حضرت بقیة الله الاعظم (ع) وجود ندارد و باب رؤیت به طور کلی مسدود است؛ از قائلین به این نظریه میتوان به شخصیتهای زیر اشاره نمود: یک. مرحوم جناب ابو عبدالله محمد بن جعفر نعمانی معروف به شیخ نعمانی ابن ابی زینب (م۳۶۰ ه.ق) در کتاب "الغیبة"؛ دو. جناب ملا محمد محسن فیض کاشانی (۱۰۰۶-۱۰۹۰ه.ق) در کتاب "الوافی"؛ سه. جناب شیخ جعفر بن خضر کاشف الغطاء (م۱۲۲۷ه.ق) در رساله "حق المبین فی تصویب المجتهدین و تخطئة الاخباریین".
- نظریه دوم: امکان رؤیت در زمان غیبت کبری؛ بعد از آغاز دوران غیبت کبری امکان رؤیت حضرت بقیة الله الاعظم (ع) برای تمام افراد اعم از مسلمان و غیر مسلمان و عادل و فاسق وجود دارد و باب رؤیت به طور کلی برای تمام انسانها مفتوح است.
- نظریه سوم: امکان رؤیت در زمان غیبت کبری صرفاً برای متقین؛ بعد از آغاز دوران غیبت کبری امکان رؤیت حضرت مهدی (ع) صرفاً برای صلحاء، زهاد، عباد و انسانهای پاک وجود دارد و باب رؤیت برای دیگران مسدود است؛ یعنی این عده در این زمینه، یک حد وسطی را انتخاب کردند.
- نظریه چهارم: عدم امکان رؤیت اختیاری و امکان رؤیت اضطراری؛ بعد از آغاز دوران غیبت کبری امکان رؤیت اختیاری حضرت حجت بن الحسن (ع) وجود ندارد، اما امکان "رؤیت اضطراری" و "عن غیر اختیارٍ" و بدون برنامه قبلی که معمولاً با عدم شناخت حضرت حجت (ع) همراه است، مشروط به وثاقت و اعتبار ناقل وجود دارد. از قائلین به این نظریه که یکی از دلائلشان توقیع شریف حضرت مهدی (ع) به جناب علی بن محمد سَمُری میباشد، میتوان به برخی از متقدمین و متاخرین و نیز تعداد بیشماری از معاصرین از جمله مرحوم آیت الله العظمی فاضل لنکرانی اشاره نمود.
تبیین مویدات نظریه چهارم؛ همانطور که مطرح شد، در این زمینه، نظریه چهارم موافق با برخی از توقیعات است؛ از جمله آخرین توقیع صادره از جانب حضرت مهدی (ع) به جناب علی بن محمد سَمُری که مورد استناد مرحوم والد عظیم الشان ما-قدس الله نفسه الزکیة- نیز قرار گرفته بود و ایشان قائل بود که در زمان غیبت کبری، به هیچ وجه امکان رؤیت اختیاری برای افراد، حتی برای مراجع معظم تقلید وجود ندارد و طرح این ادعا به هیچ وجه صحیح نیست؛ زیرا حضرت مهدی (ع) در این توقیع شریف به چند نکته مهم اشاره کرده و میفرمایند: به نام خداوند بخشنده و مهربان؛ ای علی بن محمد سمری! خداوند اجر برادرانت را در عزای تو عظیم گرداند که تو ظرف شش روز آینده خواهی مرد، پس خود را برای مرگ مهیا کن و به احدی وصیت مکن که پس از وفات تو قائم مقام تو شود که غیبت تامه واقع شده و ظهوری نیست مگر پس از اذن خدای تعالی و آن پس از مدتی طولانی و قساوت دلها و پر شدن زمین از ستم واقع خواهد شد. و به زودی کسانی نزد شیعیان من آیند و ادعای مشاهده کنند، بدانید هر که پیش از خروج سفیانی و صیحه آسمانی ادعای رؤیت و مشاهده کند دروغگوی مفتری است و هیچ حرکت و نیرو و قدرتی نیست مگر به وسیله خدای بلند مرتبه و بزرگ[۱].
که این نکات عبارتند از:
نکته اول: تبیین دستور العملهای دوران غیبت کبری در فرازهای توقیع؛ همانطور که در ترجمه ذکر شد این توقیع شامل چند فراز مهم است که عبارتند از:
فراز اول: علم امام (ع) نسبت به احوال امت؛ در اولین فراز امام عصر (ع) میفرماید: یا عَلِی بْنَ مُحَمَدٍ السَمُرِی أَعْظَمَ اللهُ أَجْرَ إِخْوَانِک فِیک فَإِنَک مَیتٌ مَا بَینَک وَ بَینَ سِتَةِ أَیامٍ فَاجْمَعْ أَمْرَک که خبر از نزدیکی مرگ علی بن محمد داده میشود و دستور به جمع و جور کردن کارهای عقب افتاده.
فراز دوم: اعلام پایان نیابت خاصه؛ امام عصر (ع) در فراز دوم میفرمایند: وَ لَا تُوصِ إِلَی أَحَدٍ فَیقُومَ مَقَامَک بَعْدَ وَفَاتِک تو دیگر کسی را جای خودت به این عنوان که نائب تو بشود تا بعداً با من ارتباط داشته باشد قرار نده. فراز سوم: اخبار از آغاز غیبت کبری؛ امام عصر (ع) در فراز سوم میفرمایند: "فَقَدْ وَقَعَتِ الْغَیبَةُ التَامَةُ" غیبت تامه شروع شد.
فراز چهارم: اخبار از طولانی بودن غیبت کبری؛ در چهارمین فراز، امام عصر (ع) میفرماید: فَلَا ظُهُورَ إِلَا بَعْدَ إِذْنِ اللهِ تَعَالَی ذِکرُهُ وَ ذَلِک بَعْدَ طُولِ الْأَمَدِ وَ قَسْوَةِ الْقُلُوبِ وَ امْتِلَاءِ الْأَرْضِ جَوْراً دیگر ظهور نیست مگر بعد از اذن خدا که خیلی طولانی مدت است و مردم در اثر این طولانی مدت بودن غیبت، قسی القلب خواهند شد و زمین از ظلم و جور آکنده خواهد شد.
فراز پنجم: اخبار از ظهور مدعیان مشاهده در دوران غیبت کبری؛ در پنجمین فراز، امام عصر (ع) میفرماید: وَ سَیأْتِی إِلَی شِیعَتِی مَنْ یدَعِی الْمُشَاهَدَةَ و به زودی کسانی نزد شیعیان من آیند و ادعای مشاهده میکنند.
فراز ششم: تکذیب مدعیان رؤیت قبل از ظهور علائم حتمی؛ و در نهایت امام عصر (ع) در فراز ششم میفرمایند: أَلَا فَمَنِ ادَعَی الْمُشَاهَدَةَ قَبْلَ خُرُوجِ السُفْیانِی وَ الصَیحَةِ فَهُوَ کذَابٌ مُفْتَرٍ بدانید هر که پیش از خروج سفیانی و صیحه آسمانی ادعای رؤیت و مشاهده کند دروغگوی مفتری است.
نکته دوم: حتمیت صدور توقیع از جانب امام زمان (ع)؛ سند این توقیع، سند معتبری است و حدود پانزده مدرک دارد که همگی یا از کتاب "کمال الدین و تمام النعمة" نقل شده یا اینکه مستقیماً از طریق شیخ صدوق نقل گشته است و در اعتبار این روایت همین نکته کافی است که بزرگان متقدم و متاخر از اصحاب امامیه تحفظ داشتهاند تا آن را در کتاب خود نقل کنند؛ بنابراین از این نقلها و اینکه هیچ یک از علما به ضعف آن اشاره ننمودهاند، استفاده میشود که این حدیث، مورد توجه و عنایت بوده است. به عنوان مثال شیخ صدوق در کتاب "کمال الدین و تمام النعمة"[۲]، شیخ طوسی در کتاب "الغیبة"[۳]، قطب راوندی در کتاب "الخرائج و الجرائح"[۴]، شیخ طبرسی در "اعلام الوری باعلام الهدی"[۵] و علامه مجلسی در کتاب "بحار الانوار"[۶] آن را نقل کردهاند. هر چند در این نقلها، اختلاف مختصری وجود دارد که اهمیت چندانی ندارد؛ مثلاً در بعضی از نُسخ، عبارت "قد وقعت الغیبة التامة"[۷] آمده است و در برخی دیگر از نسخ، عبارت "قد وقعت الغیبة الثانیة"[۸] و یا در برخی از نقلها، عبارت "سیأتی الی شیعتی من یدعی المشاهدة" آمده و در بعضی دیگر از نسخ، عبارت "و سیأتی سبعون" آمده است.
بنابراین ادعای "مرسله بودن و ضعف این توقیع" و یا "اعراض مشهور از این توقیع" صحیح نیست. چرا که:
اولاً: ادعای مرسله بودن این توقیع، نمیتواند صحیح باشد؛ زیرا روایت توقیع از حیث سندی بحثی ندارد و معتبر است. چه اینکه شیخ صدوق این روایت را از ابومحمد حسن بن احمد المکتب و او از جناب علی بن محمد سمری نایب چهارم حضرت مهدی (ع) نقل میکند و از آنجا که درگذشت جناب شیخ صدوق در سال ۳۸۱ ه ق واقع شده است؛ بنابراین ایشان در دوران غیبت صغری و در زمان نایب چهارم در قید حیات بوده است. در نتیجه ایشان میتوانستند با یک واسطه از نایب چهارم این روایت را نقل کند. از این روایت مزبور مشکل ارسال ندارد و از صحت سندی برخوردار است. البته شیخ صدوق از این راوی چند روایت و دعای دیگر نیز نقل کرده است. ثانیاً: اعراض مشهور فقها و محدثین، نیز بدین خاطر در مورد روایت توقیع، قادح نیست؛ زیرا:
اولاً: اصلاً اعراض مشهور در این مورد معنا ندارد و مستشکلین، اساساً توجهی به بنیان ادعای خویش نداشتهاند؛ زیرا اعراض مشهور در مسائل فقهی و فتوائی است، نه در مسائل اعتقادی.
ثانیاً: در مورد این توقیع، چطور میتوان ادعا نمود که مشهور فقها و محدثین از این توقیع اعراض نمودند، در حالیکه اعراض مشهور در مواردی جاری است که پس از بررسی کتب فقهاء، به عمل نکردن آنها بر طبق یک روایت و فتوای بر خلاف ایشان، یقین یا اطمینان حاصل شود.
بنابراین سؤالی که از مستشکلین میشود این است که کدام فقیه بر طبق این توقیع، نظری بر خلاف داده است که شما ادعای آن را مطرح میکنید؟ و یا کدامیک از فقها در کتابشان بر خلاف این توقیع نظر دادهاند که رؤیت امام زمان (ع) امکان دارد؟ و اساساً این بحث که آیا رؤیت امام زمان (ع) امکان دارد یا خیر، تقریباً در بسیاری از کتب فقها و محدثین مطرح نشده، تا بتوان محملی برای این ادعا درست نمود نکته سوم: فراز "من یدعی المشاهدة" عمده دلالت روایت؛ عمدهترین بخش دلالت این روایت، فراز "وَ سَیأْتِی إِلَی شِیعَتِی مَنْ یدَعِی الْمُشَاهَدَةَ" است که بدین معناست که به زودی کسانی نزد شیعیان من میآیند و ادعای مشاهده و دیدار مرا میکنند که دروغگوی افترا زنندهاند.
بنابراین دلالت این روایت، دلالتی معتبر و روشن است و حضرت والد نیز نسبت به دلالت این روایت، بسیار تأکید داشتند. اما سؤال این است که عبارت "یدَعِی الْمُشَاهَدَةَ" به چه معناست؟ در این زمینه چند نگرش وجود دارد که عبارتند از: نگرش اول: به معنای دیدار اختیاری؛ منظور از فراز "یدَعِی الْمُشَاهَدَةَ" این است که در زمانهای بعد از اتمام غیبت صغری، ممکن است افرادی بیایند و ادعا نمایند که من به حضور امام زمان (ع) شرفیاب شدم! بنابراین از این روست که حضرت (ع) فرموده است: "الا فمن ادعی المشاهدة قبل خروج السفیانی و الصیحة فهو کذاب مفترٍ"/ آگاه باشید هر که پیش از خروج سفیانی و ندای آسمانی ادعای رؤیت و مشاهده کند، دروغگوی افترا زنندهای است.
رد نظریه اول از منظر مختار؛ همانگونه که از محتوای این روایت بر میآید، خود این توقیع در رد نگرش اول، گواه روشنی است؛ چرا که حضرت مهدی (ع) قبل از عبارت "یدَعِی الْمُشَاهَدَةَ" مقدمه چینی کردند و ابتدا فرمودند: "فقد وقعت غیبة الثانیة/التامة" و در ادامه فرمودند: فَلَا ظُهُورَ إِلَا بَعْدَ إِذْنِ اللهِ تَعَالَی ذِکرُهُ یعنی دیگر ظهور تمام شده و کسی مرا نمیبیند و به عنوان حجت خدا من را نمیشناسد. بنابراین طبق این فراز، ادعای مشاهده، از اساس باطل است.
نگرش دوم: به معنای نیابت خاصه؛ منظور از از فراز "یدَعِی الْمُشَاهَدَةَ" این است که در زمانهای بعد از اتمام غیبت صغری، ممکن است افرادی بیایند و ادعای نیابت خاصه مطرح کنند. همچنان که برخی از بزرگان چنین نظری را دادهاند. مناقشه بر نظریه دوم از منظر مختار؛ به نظر میرسد نگرش دوم نیز صحیح نباشد؛ زیرا روشن است که فراز "من یدعی المشاهدة"، به معنای "من یدعی النیابة" نیست. به عبارت دیگر، تطبیق معنای کلمه "المشاهدة" بر "النیابة"، خلاف ظاهر است. نکته چهارم: عدم وجود دلیل قطعی بر تحقق حقیقی تشرفات دوران غیبت کبری؛ نکته دیگری که از روایت توقیع حاصل میشود این است که اگر درباره مشاهده امام زمان (ع) صرفاً همین روایت وجود داشته باشد-که ظاهراً همین گونه است و اصلاً معنا ندارد که دلیل دیگری باشد- در این صورت باید گفت که تمام تشرفات نقل شده به محضر امام زمان (ع) از روی احتمال است؛ یعنی به صورت قطعی نمیتوان ادعا نمود که این تشرفات واقع شدهاند»[۹].
پاسخها و دیدگاههای متفرقه
۱. حجت الاسلام و المسلمین موسوینسب؛ |
---|
۲. حجت الاسلام و المسلمین ذاکری؛ |
---|
۳. حجت الاسلام و المسلمین سلیمیان؛ |
---|
۴. پژوهشگران مرکز فرهنگی تبلیغی آینده سازان؛ |
---|
پانویس
- ↑ بِسْمِ اللهِ الرَحْمنِ الرَحِیمِ* یا عَلِی بْنَ مُحَمَدٍ السَمُرِی أَعْظَمَ اللهُ أَجْرَ إِخْوَانِک فِیک فَإِنَک مَیتٌ مَا بَینَک وَ بَینَ سِتَةِ أَیامٍ فَاجْمَعْ أَمْرَک وَ لَا تُوصِ إِلَی أَحَدٍ فَیقُومَ مَقَامَک بَعْدَ وَفَاتِک فَقَدْ وَقَعَتِ الْغَیبَةُ التَامَةُ فَلَا ظُهُورَ إِلَا بَعْدَ إِذْنِ اللهِ تَعَالَی ذِکرُهُ وَ ذَلِک بَعْدَ طُولِ الْأَمَدِ وَ قَسْوَةِ الْقُلُوبِ وَ امْتِلَاءِ الْأَرْضِ جَوْراً وَ سَیأْتِی إِلَی شِیعَتِی مَنْ یدَعِی الْمُشَاهَدَةَ أَلَا فَمَنِ ادَعَی الْمُشَاهَدَةَ قَبْلَ خُرُوجِ السُفْیانِی وَ الصَیحَةِ فَهُوَ کذَابٌ مُفْتَرٍ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَةَ إِلَا بِاللهِ الْعَلِی الْعَظِیمِ"
- ↑ کمال الدین، شیخ صدوق، ج۲، ص۵۱۶.
- ↑ الغیبة، شیخ طوسی، ص۳۹۵.
- ↑ الخرائج و الجرائح، قطب راوندی، ج۳، ص۱۱۲۸.
- ↑ اعلام الوری باعلام الهدی، طبرسی، ص ۴۴۵.
- ↑ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۵۱، ص۳۶۰.
- ↑ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۵۱، ص۳۶۰؛ ج۵۲، ص۱۵۱؛ ج۵۳، ص۳۱۸؛ الاحتجاج، طبرسی، ج۲، ص۴۷۸؛ إعلام الوری، طبرسی، ص۴۴۵؛ الخرائج و الجرائح، راوندی، ج۳، ص۱۱۲۸؛ الصراط المستقیم، بیاضی، ج۲، ص۲۳۶؛ الغیبة، شیخ طوسی، ص۳۹۵؛ کشف الغمة، ج۲، ص۵۳؛ منتخبالأنوارالمضیئة، عبدالکریم نیلی نجفی، ص۱۳۰.
- ↑ کمالالدین، شیخ صدوق، ج۲، ص۵۱۶.
- ↑ فاضل لنکرانی، محمد جواد، گفتارهای مهدوی، ص ۲۲۲، ۲۲۸.
- ↑ معجم احادیث مهدى، ج ۴، ص ۳۱۷، حدیث ۱۳۳۳؛ بحار، ج ۵۱، ص ۳۶۱.
- ↑ مختصر بصائر الدرجات، ص ۱۸۱.
- ↑ کتاب مهدى منتظر، محمّد جواد خراسانى، ص ۹۳.
- ↑ دویست پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان، ص۲۳۳-۲۳۴.
- ↑ کتاب الغیبة، ابو زینب محمد بن ابراهیم نعمانی، ۱۶۰، تحقیق علی اکبر غفاری، مکتبة الصدوق، تهران.
- ↑ وافی فیض کاشانی ج ۲، ۴۱۴- ۴۱۶، مکتبة الامام امیر المؤمنین، اصفهان.
- ↑ حق المبین، ۸۷، چاپ سنگی.
- ↑ المسائل العشرة فی الغیبة شیخ مفید، ۸۲؛ الرسالة الاولی فی الغیبة شیخ مفید، ۱۲، مصنفات شیخ مفید، ج ۷، چاپ کنگره هزاره شیخ مفید.
- ↑ کمال الدین و تمام النعمه، شیخ صدوق، ۵۱۶.
- ↑ کتاب الغیبة شیخ طوسی، ۳۹۵.
- ↑ اعلام الوری امین الاسلام طبرسی، ۴۱۷.
- ↑ مجمع الرجال، قهپائی، ج ۷، ۱۸۹. دار الکتب العلمیه، به نقل از ربیع الشیعه سید بن طاووس. محدث نوری، ربیع الشیعه را خلاصهای از اعلام الوری میداند.
- ↑ الاحتجاج، ابو منصور احمد بن علی بن ابی طالب طبرسی، تحقیق محمد باقر موسوی خراسان ج ۲، ۴۷۸، مؤسسة الاعلمی، بیروت.
- ↑ کشف الغمه، علی بن عیسی اربلی، ج ۳، ۳۲۰، دار الکتاب الاسلامی.
- ↑ بحار الانوار، علامه مجلسی، ج ۵۱، ۳۶۱.
- ↑ مرآة العقول، علامه مجلسی، ج ۴، ۵۳، دار الکتب الاسلامیه.
- ↑ نوادر الاخبار، فیض کاشانی، تحقیق مهدی انصاری قمی، ۲۳۳، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی.
- ↑ الخرایج و الجرائح، قطب الدین راوندی، ج ۳، ۱۱۲۸، ح ۴۶، مؤسسه الامام المهدی، قم؛ اثبات الهداة، شیخ حر عاملی، ج ۳، ۶۹۳، ح ۱۱۲؛ معجم احادیث الامام المهدی ج، ۳۱۷ ۴، ۳۱۸، تحت اشراف کورانی.
- ↑ "يَا عَلِيَّ بْنَ مُحَمَّدٍ اَلسَّمُرِيَّ اِسْمَعْ أَعْظَمَ اَللَّهُ أَجْرَ إِخْوَانِكَ فِيكَ فَإِنَّكَ مَيِّتٌ مَا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ سِتَّةِ أَيَّامٍ فَاجْمَعْ أَمْرَكَ وَ لاَ تُوصِ إِلَى أَحَدٍ يَقُومُ مَقَامَكَ بَعْدَ وَفَاتِكَ فَقَدْ وَقَعَتِ اَلْغَيْبَةُ اَلتَّامَّةُ فَلاَ ظُهُورَ إِلاَّ بَعْدَ إِذْنِ اَللَّهِ تَعَالَى ذِكْرُهُ وَ ذَلِكَ بَعْدَ طُولِ اَلْأَمَدِ وَ قَسْوَةِ اَلْقُلُوبِ وَ اِمْتِلاَءِ اَلْأَرْضِ جَوْراً وَ سَيَأْتِي مِنْ شِيعَتِي مَنْ يَدَّعِي اَلْمُشَاهَدَةَ أَلاَ فَمَنِ اِدَّعَى اَلْمُشَاهَدَةَ قَبْلَ خُرُوجِ اَلسُّفْيَانِيِّ وَ اَلصَّيْحَةِ فَهُوَ كَذَّابٌ مُفْتَرٍ وَ لاَ حَوْلَ وَ لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ اَلْعَلِيِّ اَلْعَظِيمِ"کمال الدین و تمام النعمه، ۵۱۶.
- ↑ ذاکری، علی اکبر، ارتباط با امام زمان در عصر غیبت، چشم به راه مهدی، ص ۴۴-۴۷.
- ↑ الرسالة الاولی فی الغیبة شیخ مفید، ۱۲، کنگره هزاره شیخ مفید.
- ↑ "الْجَوَابُ قُلْنَا أَوَّلُ مَا نُقِرَ لَهُ أَنَا غَيْرُ قاطعين عَلَى أَنَّ الْإِمَامَ (ع) لَا يَصِلُ إِلَيْهِ أَحَدُ وَ لَا يَلْقَاهُ بِشْرٍ فَهَذَا أَمَرَ غَيْرِ مَعْلُومٍ وَ لَا سَبِيلَ إِلَى الْقَطْعِ عَلَيْهِ "؛ تنزیه الانبیاء سید مرتضی، ۱۸۲، رضی، قم.
- ↑ ذاکری، علی اکبر، ارتباط با امام زمان در عصر غیبت، چشم به راه مهدی، ص ۷۳-۷۴.
- ↑ از آنجا که در درس مربوط به چگونگی غیبت، به صورت مفصل روایات موردنظر را نقل کردیم، اینجا فقط به برخی از آنها اشاره میکنیم.
- ↑ نعمانی، الغیبة، ص ۱۴۴.
- ↑ شیخ کلینی، کافی، ج ۱ ص ۳۳۷، ح ۶؛ نعمانی، الغیبة، ص ۱۷۵، ح ۱۴؛ شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۱۶۱، ح ۱۱۹؛ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، باب ۳۳، ص ۳۴۶، ح ۳۳.
- ↑ شیخ کلینی، کافی، ج ۱، ص ۳۳۹؛ نعمانی، الغیبة، ص ۱۷۵، ح ۱۵.
- ↑ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص ۳۳۳، ح ۱.
- ↑ شیخ کلینی، کافی، ج ۱، ص ۳۳۳؛ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص ۳۷۰.
- ↑ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص ۳۷۹.
- ↑ شیخ کلینی، کافی، ج ۱، ص ۳۲۸؛ شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۲۰۲؛ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص ۳۸۱.
- ↑ سید بن طاووس، الاقبال، ص ۲۹۸.
- ↑ «... برای شیعیان، جستوجوی امام و کشف صاحب غیبت و در پی نام و محل سکونت و محل غیبت او بودن یا اشاره به ذکر او کردن، ممنوع است، چه رسد بر آن که بخواهند آشکارا او را ببینند.» ر.ک: نعمانی، الغیبة، ص ۱۶۰.
- ↑ سید مرتضی، تنزیه الانبیاء، ص ۲۳۸.
- ↑ شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۹۹.
- ↑ سید بن طاوس، الطرائف، ص ۱۸۵.
- ↑ إِنَّ فی الْقَائِمِ سُنَّةُ مِنْ یوسف . . . فَمَا تنکر هَذِهِ الُامَّةِ انَّ یکون اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ یفعل بِحُجَّتِهِ مَا فَعَلَ بیوسف أَنْ یکون یسیر فی أَسْوَاقِهِمْ وَ یطأ بُسُطَهُمْ وَ هُمْ لَا یعرفونه حتی یأذن اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ أَنْ یعرفهم نَفْسِهِ کما أَذِنَ لیوسف...؛شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص ۱۴۴، باب ۵، ح ۳.
- ↑ «به خدا سوگند! همانا صاحب این امر، هر سال در موسم حج حاضر میشود؛ مردم را میبیند و آنها را میشناسد و مردم، او را میبینند؛ ولی نمیشناسند»شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۳۶۲؛ شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص ۵۲۰.
- ↑ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص ۵۱۶، ح ۴۴؛ شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۳۹۵؛ راوندی، قطب الدین، الخرائج و الجرائح، ج ۲، ص ۱۱۲۸؛ طبرسی، احتجاج، ج ۲، ص ۴۷۸؛ اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة فی معرفة الائمة، ج ۲، ص ۵۳۸؛ نیلی نجفی، علی بن عبد الکریم، منتخب الانوار المضیئة، ص ۱۳۰، و... این کثرت نقل، خود شاهدی بر اعتماد نقلکنندگان بر مضمون روایت است.
- ↑ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص ۵۱۶.
- ↑ محدث نوری، نجم الثاقب، ص ۴۸۴.
- ↑ ر.ک: مقاله: سفارت و نیابت خاصه، نجم الدین طبسی، فصلنامه انتظار، ج ۱۸، ص ۱۴۲.
- ↑ «درحالی که به صورت مطلق میگوید: "هرکس ادعای مشاهده کند، دروغگو است»
- ↑ «ما قطع نداریم دست کسی به امام نمیرسد و بشر نمیتواند او را ملاقات کند. این، امری غیر معلوم است که راهی بر قطع به آن نیست» سید مرتضی، تنزیه الانبیاء، ص ۲۳۵.
- ↑ ... انْهَ غیر مُمْتَنِعٍ انَّ یکون الامام (ع) یظهر لِبَعْضِ اولیائه مِمَّنْ لَا یخشی مِنْ جِهَتِهِ شیئا مِنْ أَسْبَابِ الْخَوْفِ ، فَانٍ هَذَا مِمَّا لَا یمکن الْقَطْعُ علی ارْتِفَاعِهِ وَ امْتِنَاعُهُ ، وَ أَنَّمَا یعلم کل وَاحِدٍ مِنْ شیعته حَالِ نَفْسِهِ وَ لَا سبیل لَهُ الی الْعِلْمِ بِحَالِ غیره؛ سید مرتضی، تنزیه الانبیاء، ص ۲۳۸.
- ↑ «اولا ما با جزم و یقین نمیدانیم آن حضرت از دیده همه دوستدارانش نهان و غایب است؛ بلکه امکان دارد برای بیشتر آنان ظاهر شود و هر فرد، فقط از حالات خود خبر دارد» شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۹۹.
- ↑ «اگر امام اکنون از جمیع شیعیان غایب است؛ ولی ممتنع نیست گروهی از آنان به ملاقات حضرت مشرف شده، از گفتار و کردار او استفاده کنند و از دیگران بپوشانند...» سید بن طاوس، الطرائف، ص ۱۸۵.
- ↑ اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة فی معرفة الائمة، ج ۲، ص ۵۳۸.
- ↑ سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت، ص ۱۱۲-۱۲۴.
- ↑ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۵۱.
- ↑ تنزیه الانبیاء، ص ۱۸۲ – ۱۸۴.
- ↑ کلمات المحققین، ص ۵۳۳.
- ↑ الطرائف، ص ۱۸۵.
- ↑ پرسمان نوجوان، ص 39-42.