حقوق اقلیتها در معارف و سیره علوی
سفارش به رعایت حقوق اقلیتها
اقلیتها، افرادی هستند که در کشور اسلامی زندگی میکنند و به دو دسته دینی و غیردینی (مشرک) تقسیم میشوند. به اقلیتها، اهل ذمه نیز گفته میشود؛ چراکه آنان غیرمسلمانانی هستند که بر اساس پیمان با حکومت، در کشور اسلامی ساکن شدهاند. در این پیمان، حکومت و اهل ذمه متعهد میشوند حقوقی را در برابر و به سود یکدیگر مراعات کنند و تا وقتی به پیمانهای خویش پایبندند، آن حقوق نیز برقرار است در نهج البلاغه، امام علی(ع) حقوقی را برای اقلیتها میشمارد و لزوم مراعات آنها را یادآور میشود که حاکی از بشردوستی و باور حق طبیعی انسانهاست. حقوق اقلیتها به حقوق سیاسی - اجتماعی و حقوق اقتصادی تقسیم میشود.
حقوق سیاسی- اجتماعی
- حق برخورداری از امنیت: اهل ذمه با پذیرش قوانین کشور اسلامی، از تبعه آن به شمار میروند و جان و مال و حیثیت آنان، همانند مسلمانان در پناه حکومت قرار میگیرد و هیچ کس حق ندارد ستمگرانه و غیرقانونی حقوقشان را پایمال کند: «وَ لَقَدْ بَلَغَنِي أَنَّ الرَّجُلَ مِنْهُمْ كَانَ يَدْخُلُ عَلَى الْمَرْأَةِ الْمُسْلِمَةِ وَ الْأُخْرَى الْمُعَاهِدَةِ فَيَنْتَزِعُ حِجْلَهَا وَ قُلُبَهَا وَ قَلَائِدَهَا وَ رُعُثَهَا مَا تَمْتَنِعُ مِنْهُ إِلَّا بِالاسْتِرْجَاعِ وَ الِاسْتِرْحَامِ ثُمَّ انْصَرَفُوا وَافِرِينَ مَا نَالَ رَجُلًا مِنْهُمْ كَلْمٌ وَ لَا أُرِيقَ لَهُمْ دَمٌ فَلَوْ أَنَّ امْرَأً مُسْلِماً مَاتَ مِنْ بَعْدِ هَذَا أَسَفاً مَا كَانَ بِهِ مَلُوماً بَلْ كَانَ بِهِ عِنْدِي جَدِيراً»[۱]؛ «و کار را به آنجا رسانیدهاند که شنیدهام یکی از آنها بر زن مسلمانی داخل شده و دیگری بر زنی از اهل ذمه، و خلخال و دستبند و گردنبند و گوشوارهاش را ربوده است و آن زن جز آنکه ﴿إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ﴾[۲] گوید و از او ترحم جوید، چارهای نداشته است. آنها پیروزمندانه با غنایم، بیآنکه زخمی بردارند یا قطرهای از خونشان ریخته شود، بازگشتهاند. اگر مرد مسلمانی پس از این رسوایی از اندوه بمیرد، نه تنها نباید ملامتش کرد، بلکه مرگ را سزاوارتر است. ناراحتی حضرت از ناتوانی دولت و مردم در جلوگیری از فاجعه یادشده، نشان میدهد اهل ذمه در پناه دولت اسلامی هستند و از حقوق مالی و جانی برخوردارند و دولت در برابر آنها مسئول است. حضرت زمامدارانش را به پایبندی به پیمانها و تأمین امنیت شهروندان غیرمسلمان فرامیخواند؛ چنان که هنگام انتصاب مالک به استانداری مصر فرمود: «و اگر میان خود و دشمنت پیمان دوستی بستی و امانش دادی، به عهد خویش وفا کن و امانی را که دادهای، نیک رعایت نمای. در برابر پیمانی که بستهای و امانی که دادهای، خود را سپرساز؛ زیرا هیچ یک از واجبات خداوندی که مردم با وجود اختلاف در آرا و عقاید، در آن همداستان و همرأی هستند، بزرگتر از وفای به عهد و پیمان نیست. حتی مشرکان نیز وفای به عهد را در میان خود لازم میشمردند؛ زیرا عواقب ناگوار غدر و پیمانشکنی را دریافته بودند. پس در آنچه بر عهده گرفتهای، خیانت مکن و پیمانت را مشکن و خصمت را به پیمان مفریب؛ زیرا تنها نادانان شقی در برابر خدای تعالی دلیری میکنند». [۳]؛
- تساوی در برابر قانون: در خطبه ۴۰، امام بر لزوم وجود حکومت تأکید میکند که آسایش مؤمن و کافر در پناه آن فراهم میآید. بنابراین، غیرمسلمان ساکن در کشور اسلامی نیز حق دارد از بهترین رهاورد حکومت، که همان عدالت اجتماعی است، بهرهمند شود: «مهربانی به رعیت و دوست داشتن آنها و لطف در حق ایشان را شعار دل خود ساز. چونان حیوانی درنده مباش که خوردنشان را غنیمت شماری؛ زیرا آنان دو گروهاند: یا هم کیشان تو هستند یا همانندان تو در آفرینش»[۴]. در این سخنان، مردم به دو گروه مسلمان و غیرمسلمان تقسیم شدهاند که غیرمسلمانان در حقوق انسانی با مسلمانان در سایه حکومت اسلامی شریکاند و از رحمت ویژه حاکم برخوردار میشوند.
- حق انتقاد و اعتراض: از آنجا که ذمیان در کشور اسلامی ساکن هستند و با آن پیمان بستهاند، حق دارند به عملکرد زمامدارانشان انتقاد و اعتراض کنند. در اندیشه امام، زمامدار نمیتواند با ذمیان، با خشونت و تحقیرآمیز رفتار کند و حضرت چنین رفتاری را برخلاف کرامت انسانی میداند. بنابراین، سفارش میکند نرمش و درشتی را تاروپود سیاست خویش سازد و میانهروی در پیش گیرد: «اما بعد، دهقانان محل فرمانداریات از خشونت، قساوت، تحقیر و سنگدلی تو شکایت آوردهاند؛ و من درباره آنها اندیشیدم، نه آنان را شایسته نزدیک شدن یافتم؛ چراکه مشرکاند، و نه سزاوار دوری و جفا؛ چراکه با آنان پیمان بستهایم»[۵].
- حق آزادی: در دیدگاه امام علی(ع)، انسانها آزاد آفریده شدهاند و آزادی، حق طبیعی آنهاست. وصیت امام به فرزندش امام حسن(ع) که «بنده دیگری نباش که خدا تو را آزاد آفریده است»[۶]، عام بوده، اقلیتها را نیز در بر میگیرد. انبیا برای هدایت انسان و رهایی او از بتهای درون و بیرون برانگیخته شدهاند تا زنجیرهای اسارت را از دست و دل و فکر آنان بگشایند و این هدف در مورد همه انسانها صادق است.
- عمل به تعهدات: «اگر میان خود و دشمنت پیمان دوستی بستی و امانش دادی، به عهد خویش وفا کن و امانی را که دادهای، نیک رعایت نمای. در برابر پیمانی که بستهای و امانی که دادهای، خود را سپر ساز.... پس در آنچه بر عهده گرفتهای، خیانت مکن و پیمانت را مشکن و خصمت را به پیمان مفریب»[۷].
- تابعیت: پیماننامهای از آن حضرت میان ربیعه و یمن. این پیماننامهای است که اهل یمن و مردم ربیعه، چه آنها که شهرنشیناند، و چه آنها که بیاباننشیناند، بر آن توافق کردهاند که از کتاب خدا پیروی کنند و مردم را به آن فراخوانند و از مردم بخواهند آن را بپذیرند؛ و هر کس را که به کتاب خدا دعوت کند و بدان فرمان دهد، اجابت کنند، و در برابر این کار مزدی نطلبند و جز به آن به کار دیگر خرسند نشوند؛ و بر ضد کسی که این پیمان بشکند یا آن را ترک گوید، دست به دست هم دهند و یار و مددکار یکدیگر باشند و سخنشان یکی شود و عهد خود را به سبب سرزنش یا خشم این و آن یا به سبب خوار ساختن و دشنام دادن گروهی گروه دیگر را نشکنند؛ و بر آن گواه است آنکه از ایشان حاضر است یا غایب است و هر که سفیه است یا داناست و هر که بردبار است و هر که نادان است. عهد و پیمان خدا در این عهدنامه بر عهده شماست و از پیمان خدا سؤال خواهند کرد[۸].
اقلیتها و به ویژه اقلیتهای دینی در اندیشه امیرالمؤمنین، جزئی از کشور اسلامی هستند و بیگانه شمرده نمیشوند. آنان در تعیین سرنوشت خود اختیار دارند و به اختیار میتوانند به تابعیت کشور اسلامی درآیند. تابعیت با قرارداد ذمه ایجاد میشود و پس از آن، عضوی از جامعه اسلامی میگردند[۹].[۱۰]
حقوق اقتصادی
اهل ذمه همانند شهروندان مسلمان میتوانند به فعالیتهای اقتصادی بپردازند، ولی طبق پیمان باید جزیه پرداخت کنند. جزیه (مالیات سرانه از اهل ذمه) و خراج (مالیات بر اراضی) بیشتر برای آن بود که ذمیان نیز معطل نمانند و در کارهای صنعتی، کشاورزی، تجارت و... فعالیت کنند. صرف انسان بودن آنها کافی بود که امام، حقوقی را در کشور اسلامی برای آنها ثابت بداند. به مالک میگوید با اهل ذمه همانند شهروندان مسلمان برخورد و رفتار کند و ستمگری ننماید. عدالت را میان آنها رعایت کند و هر برنامهای برای شهروندان داشت، برای آنان نیز به اجرا در آورد.[۱۱]
رعایت حقوق اقلیتها
با به رسمیت شناخته شدن حقوق تمام انسانها در اسلام، پیامبر، نوعی همزیستی مسالمتآمیز! بین مسلمانان و دیگر اقلیتهای دینی پدید آورد که در هیچ جای جهان سابقه نداشت. قرآن میفرماید: ﴿وَلَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْكِتَابِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ وَقُولُوا آمَنَّا بِالَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَأُنْزِلَ إِلَيْكُمْ وَإِلَهُنَا وَإِلَهُكُمْ وَاحِدٌ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ﴾[۱۲].
علی بن ابی طالب(ع) به پیروی از این اصل اساسی اسلامی، در حکومت خویش، مردم را به همزیستی مسالمتآمیز با اهل کتاب و اهل ذمه فرا میخواند و به کارگزارانش میفرماید: «مبادا مسلمانان و یهودیان و نصرانیانی را که تحت حکومت شما هستند، کتک بزنید»[۱۳]. در جایی دیگر به صراحت میفرمود: «من آذى ذميا فقد آذاني»[۱۴]؛ «هر کس کافر ذمی را اذیت کند، مرا آزار داده است». این همزیستی مسالمتآمیز و حرمت اهل کتاب و کافران اهل ذمه و سایر اقلیتها، تا آنجا است که میفرماید: «غذا دادن و نیکی کردن به اسیر واجب است؛ هر چند او، فردا واجبالقتل باشد»[۱۵].
حضرت پا را از این نیز فراتر مینهد و میفرماید: «عَلَيْكَ بِالْعَدْلِ فِي الصَّدِيقِ وَ الْعَدُوِّ»[۱۶]؛ «عدالت را درباره دوست و دشمن اجرا کنید». و در عهدنامه مالک اشتر، به وی سفارش میکند که با دلی پر از مهر و محبت با مردم روبهرو شو و آنان را از الطاف خویش بهرهمند ساز...؛ زیرا آنان دو گروه را تشکیل میدهند: گروهی که مسلمان و برادر تواند و گروهی دیگر اقلیتهای دینی هستند که مانند تو انسان و دارای حقوق انسانیاند و در هر دو صورت، وظیفه تو خدمت و محبت است[۱۷].
پرداخت حقوق بازنشستگی به مرد کهنسال و از کار افتاده مسیحی از بیتالمال[۱۸] و دفاع از حقوق زنی از اقلیتها که مورد ستم سپاهیان معاویه قرار گرفته بود و اظهار تأسف حضرت در این مورد[۱۹]، نمونههای عینی و گویای سیره علی(ع) در مورد اقلیتها است[۲۰].
منابع
پانویس
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۲۷.
- ↑ «ما از آن خداوندیم و به سوی او باز میگردیم» سوره بقره، آیه ۱۵۶.
- ↑ «وَ إِنْ عَقَدْتَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ عَدُوِّكَ عُقْدَةً أَوْ أَلْبَسْتَهُ مِنْكَ ذِمَّةً فَحُطْ عَهْدَكَ بِالْوَفَاءِ وَ ارْعَ ذِمَّتَكَ بِالْأَمَانَةِ وَ اجْعَلْ نَفْسَكَ جُنَّةً دُونَ مَا أَعْطَيْتَ فَإِنَّهُ لَيْسَ مِنْ فَرَائِضِ اللَّهِ شَيْءٌ النَّاسُ أَشَدُّ عَلَيْهِ اجْتِمَاعاً مَعَ تَفَرُّقِ أَهْوَائِهِمْ وَ تَشَتُّتِ آرَائِهِمْ مِنْ تَعْظِيمِ الْوَفَاءِ بِالْعُهُودِ وَ قَدْ لَزِمَ ذَلِكَ الْمُشْرِكُونَ فِيمَا بَيْنَهُمْ دُونَ الْمُسْلِمِينَ لِمَا اسْتَوْبَلُوا مِنْ عَوَاقِبِ الْغَدْرِ فَلَا تَغْدِرَنَّ بِذِمَّتِكَ وَ لَا تَخِيسَنَّ بِعَهْدِكَ وَ لَا تَخْتِلَنَّ عَدُوَّكَ»؛ نهج البلاغه، نامه ۵۳.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۵۳.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۱۹.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۳۱.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۵۳.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۷۴.
- ↑ ر.ک: روح الله شریعتی، اقلیتهای دینی؛ عباسعلی عمید زنجانی، «امام علی(ع) و حقوق اقلیتها»، مجله کتاب نقد، سال پنجم، ش۱۸، ۱۳۸۰.
- ↑ محمدی صیفار، مهدی، اندیشه و روش اصلاح جامعه از دیدگاه امام علی ص ۱۵۱.
- ↑ محمدی صیفار، مهدی، اندیشه و روش اصلاح جامعه از دیدگاه امام علی ص ۱۵۵.
- ↑ «و با اهل کتاب جز به بهترین شیوه چالش مکنید مگر با ستمکاران از ایشان و بگویید: ما به آنچه بر ما و بر شما فرو فرستادهاند ایمان آوردهایم و خدای ما و خدای شما یکی است و ما فرمانپذیر اوییم» سوره عنکبوت، آیه ۴۶.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۳، ص۵۴۰.
- ↑ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۷، ص۱۴۷.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۶۹.
- ↑ آمدی، عبدالواحد، غررالحکم، ص۲۵۴.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۵۳.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۴۹.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۲۷.
- ↑ رفیعی، علی، مقاله «سیره امام علی»، دانشنامه امام علی ج۱۰، ص ۷۶.