زمان آموزش

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

اهل‌بیت(ع) تنها در دوران خلافت خود تعالیم مورد نظرشان را در زمان‌های نسبتاً ثابتی به مخاطبان منتقل می‌کردند. چنان‌که در ادامه بیان خواهد شد، اهل‌بیت(ع) از هر فرصتی برای تعلیم مسلمانان و غیر مسلمانان استفاده می‌کردند؛ هرچند در این میان اوقات خاصی وجود داشت که اهل‌بیت(ع) به دلیل مناسب‌تر بودن آنها، تعلیمات خود را در آن زمان‌ها بیشتر انجام می‌دادند. در این بخش پس از ذکر مهم‌ترین اوقات تعالیم اهل‌بیت(ع)، زمینه‌های گوناگون مؤثر بر انتخاب آن زمان‌های خاص بررسی می‌شود.

اوقات نماز

اهل‌بیت(ع)، اوقات نماز را بهترین فرصت برای تعلیم مخاطبان خود می‌دانستند. رسول خدا(ص) پس از تشکیل حکومت اسلامی در مدینه پس از نمازهای یومیه یا فرضیه جمعه، در قالب خطبه به تعلیم مخاطبان می‌پرداخت و یا به پرسش‌های حاضران پاسخ می‌داد. به روایت انس بن مالک: «رسول خدا نماز صبح را در میان ما اقامه کرد، هنگامی که از نمازش فارغ شد چهره بخشنده‌اش را رو به ما کرد و فرمود: ای گروه مردم...»[۱]. در روایتی از عبدالله بن عمر نیز چنین نقل شده است: «پیامبر(ص) در آخر عمر خود نماز عشاء را در میان ما اقامه کرد، پس هنگامی که سلام داد فرمود...»[۲] و در روایتی از ابن عباس نیز آمده است: «رسول خدا(ص) نماز عصر را در میان ما اقامه کرد؛ سپس بر روی پاهایش ایستاد و فرمود: «هر کس من و اهل‌بیت مرا دوست دارد، از من تبعیت کند...»[۳] نماز جمعه نیز از بهترین اوقاتی بود که پیامبر(ص) پس از پایان یافتن آن در قالب خطبه، تعلیمات خود را به مخاطبان انتقال می‌داد؛ چنان‌که نقل شده است که پیامبر(ص) هر جمعه برای مردم سخن می‌گفت[۴]. در روایتی از ام هشام بنت حاربه بن نعمان نیز آمده که او سوره «ق» را از خطبه‌های روز جمعه پیامبر(ص) آموخت[۵]. خطبه‌های عید فطر و عید قربان نیز، از اوقات مهم تعلیم محسوب می‌شد که پیامبر در آنها به موعظه و تعلیم مخاطبان می‌پرداخت[۶]؛ چنان‌که در روایتی از ابن عباس آمده که «أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) خَطَبَ النَّاسَ يَوْمَ النَّحْرِ فَقَالَ: يَا أَيُّهَا النَّاسُ...»[۷].

امام علی(ع) نیز در دوره خلافت خود برای تعلیمات خویش از اوقات نماز بهترین بهره‌برداری را می‌کرد. در روایتی آمده است: امیرمؤمنان(ع) نماز صبح را در میان ما اقامه کرد... سپس رو به ما کرده و فرمود.»..[۸]. در روایت دیگری چنین نقل شده است: «امیرمؤمنان(ع) نماز صبح را در میان ما اقامه کرد سپس رو به ما کرد و فرمود ای گروه مردم.»..[۹]. حضرت، نماز جمعه، عید فطر و عید قربان و نماز باران را نیز فرصت مناسبی برای انتقال تعالیم خود دانسته به روشنگری مردم می‌پرداخت[۱۰].

امام حسن(ع) نیز برای تعلیم مخاطبان از اوقات نماز بهترین استفاده را می‌کرد. ایشان در نمازهای روزانه و جمعه با ایراد خطبه به تعلیم مخاطبان می‌پرداخت؛ چنان‌که روزی در خطبه نماز جمعه پس از قرائت سوره ابراهیم به موعظه پرداخت[۱۱]. از روایتی چنین برمی‌آید که امام حسن(ع) حتی پس از کناره‌گیری از خلافت نیز از اوقات نماز استفاده کرده و به تعلیم مسلمانان می‌پرداخت. در این روایت شخصی قرشی در توصیف فعالیت‌های امام حسن(ع) برای معاویه نقل کرده است که: «ای امیرالمؤمنین! هنگامی که نماز صبح را می‌خواند در مصلای خود می‌نشیند تا آنگاه که خورشید درآید، سپس تکیه می‌زند و هیچ مرد شریفی در مسجد رسول الله(ص) نمی‌ماند جز آن‌که نزد او آمده و به بحث می‌نشینند، آن‌گاه ظهر فرا می‌رسد سپس دو رکعت نماز گزارده سپس به‌پا می‌ایستد و امهات مؤمنین نزد او می‌آیند.»..[۱۲].

از مجموع روایات فوق برمی‌آید که اهل‌بیت(ع) بنا به زمینه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، اوقات نماز را بهترین فرصت برای انتقال تعالیم خود می‌دانستند. نمازهای روزانه جمعه و اعیاد اوقاتی محسوب می‌شدند که اهل‌بیت(ع) شاهد حضور حداکثری مردم در مساجد بودند. بر همین اساس ضرورت داشت در شرایط حاکمیت فرهنگ شفاهی که نشر تعالیم به روش کتابی میسر نبود، اهل‌بیت(ع) از این فرصت ویژه نهایت بهره‌برداری را داشته باشند تا علاوه بر انتقال تعالیم خود به حاضران، غایبان نیز به واسطه مخاطبان از آن تعلیمات مطلع گردند.

چنان‌که اشاره شد، شرایط سیاسی نیز در استفاده تعلیمی اهل‌بیت(ع) از اوقات نماز دخالت داشت. طبیعی است که هرگاه اهل‌بیت(ع) بر شرایط سیاسی جامعه اسلامی مسلط می‌شدند، بهره‌برداری آنها از فرصت به‌دست آمده در نمازها به نهایت خود می‌رسید؛ هرچند روایت ابن عساکر درباره فعالیت علمی امام حسن(ع) در دوره خلافت امویان نشان می‌دهد که آن حضرت، در جهت رسالت خویش، به تنگناها و محدودیت‌ها بی‌توجه بوده و از زمان‌های مناسب بهترین استفاده را می‌کرد[۱۳].

موسم حج

اهل‌بیت(ع) بخشی از تعالیم خود را در موسم حج به مسلمانان انتقال می‌دادند. تعالیم رسول خدا در حجةالوداع و تعالیم امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در موسم حج که در گذشته به آنها پرداخته شد[۱۴]، نمونه‌هایی از فعالیت‌های تعلیمی اهل‌بیت(ع) در موسم حج می‌باشند.

اهتمام اهل‌بیت(ع) به کارکرد تعلیمی موسم حج تحت تأثیر عاملی مهم بود. موسم حج، بزرگ‌ترین گردهمایی بود که همه مسلمانان از نقاط دور و نزدیک در یک زمان و در یک مکان جهت انجام مناسک حج جمع می‌شدند. بنابراین، اهل‌بیت(ع) در این زمان خاص با افرادی مواجه بودند که هر یک از آنها نماینده یک قوم یا قبیله خاص بودند و می‌توانستند تعالیم اسلامی را با وجود فرهنگ شفاهی آن روزگار به گوش غالب نقاط برسانند. روشن است که هرگاه فضای سیاسی حاکم بر جامعه به نفع اهل‌بیت(ع) بود، آنها با آزادی کامل به فعالیت‌های تعلیمی خود می‌پرداختند و هرگاه که جریان حاکم با آنان مخالف بود با محدودیت‌های بسیاری مواجه بودند.

کثرت حج امام حسن ع) و امام حسین(ع) را نیز می‌توان ناشی از فرصت طلایی موسم حج برای تعلیم مسلمانان دانست. اهمیت فراوان موسم حج سبب شد که حسنین(ع) با وجود همه محدودیت‌های سیاسی که معاویه برای آنها و شیعیانشان ایجاد کرده بود، با شرکت تقریباً هر ساله در مراسم حج از حضور مسلمانان در مکه و مدینه بهره‌برداری کنند؛ تا جایی که منابع بیست حج را برای امام حسن(ع)[۱۵] و بیست و پنج حج را برای امام حسین(ع)[۱۶] ذکر کرده‌اند[۱۷].

مسافرت‌ها

اهل‌بیت(ع) حتی در سفرهای خود نیز از تعلیم افراد غافل نبودند. عقبه بن عامر نقل می‌کند: «شتر ماده پیامبر را در سفری می‌بردم که به من فرمود: «ای عقبه! آیا تو را از بهترین سوره‌هایی که خوانده شده‌اند باخبر سازم؟ گفتم بله. فرمود: قل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ برب الناس»[۱۸] در روایتی از ابوایوب انصاری نیز نقل شده است. «پیامبر(ص) در سفر بود که یک اعرابی نزد ایشان رفت... سپس گفت: ای رسول خدا(ص) مرا از آنچه به بهشت نزدیک و از جهنم دور می‌سازد باخبر کن؟... فرمود: خدا را بپرستی و چیزی را شریک او قرار ندهی و نماز را برپا کنی و زکات دهی و صله رحم کنی»[۱۹]. امام علی(ع) نیز در سفرهای خود به تعلیم مخاطبان می‌پرداخت؛ چنان‌که در سفر خود به بصره گروهی از یاران خود را دید که مشغول مذمت کردن دنیا بودند. امام(ع) رو به آنها کرد و فرمود: «... دنیا برای کسی که با آن راست باشد، خانه راستی و برای کسی که آن را درست بفهمد، مسکن تندرستی و برای کسی که از آن توشه بردارد خانه بی‌نیازی است.»..[۲۰]. امام حسین(ع) در طول مسیر خود از مکه تا کربلا، به هر فرد و قبیله‌ای که می‌رسید، به روشنگری می‌پرداخت و آنان را به درستکاری و پیوستن به جریان حق دعوت می‌کرد؛ چنان‌که در منطقه‌ای به نام «قطقطانیه»، فردی به نام عبیدالله بن حر جعفی و در منطقه «ثعلبیه» فردی به نام بشر بن غالب را پس از روشنگری به یاری طلبید[۲۱].[۲۲]

دیگر زمان‌ها

زمان‌های تعلیم اهل‌بیت(ع) به موارد مذکور منحصر نبود. رسول خدا(ص)، از هیچ فرصتی حتی نیمه شب نیز برای تعلیم مخاطبان خود غفلت نمی‌کرد، چنان‌که بر اساس روایتی رؤیت ماه توسط اصحاب خود را غنیمت شمرده و از آن برای بیان رؤیت خداوند - تبارک و تعالی - استفاده کرد. در این روایت که از جریر می‌باشد چنین نقل شده است: «نزد رسول خدا(ص) نشسته بودیم که در شب بدر به ماه نگاه کرد و فرمود: همانا شما پروردگارتان را ملاقات خواهید کرد، همان‌گونه که این ماه را می‌بینید. در دیدن او منضم شدن به هم لازم نیست اگر بتوانید قبل از طلوع و غروب خورشید از نماز بازنمانید، پس آن را به پا دارید...»[۲۳]. در روایتی از ام سلمه نیز آمده است: «پیامبر(ص) شبی از خواب بیدار شد و فرمود: منزه است خدای متعال... جبرئیل امشب چه چیزی از فتنه‌ها را به من خبر داد و امشب چه خزائنی از رحمت الهی باز شده است، زنان پرده‌نشین را برای نماز بیدار کنید. چه بسا زنانی که در دنیا پوشیده‌اند، اما در آخرت عریانند»[۲۴].

امام علی(ع) نیز از هر فرصتی برای تعلیم مخاطبان خود بهره می‌برد؛ چنان‌که شبی از خواب بیدار شد و پس از اطمینان از بیدار بودن نوف بکالی خطاب به او فرمود: «ای نوف! خوشا به حال آنان که از دنیای حرام چشم پوشیدند و دل به آخرت بستند. آنها زمین را تخت، خاک را بستر، آب را عطر و قرآن را پوشش زیرین و دعا را لباس روئین خود قرار دادند و با روش عیسی مسیح با دنیا برخورد کردند»[۲۵].

امام حسن(ع) نیز هر فرصتی را برای تعلیم مسلمانان و غیر مسلمانان غنیمت می‌شمرد. هنگامی که برخی از اصحاب امام حسن(ع)، در تسلیت وفات یکی از دختران آن حضرت نامه‌ای ابرای امام نوشتند، ایشان در جواب نامه خود، از این فرصت به‌دست آمده بهره برده و مطالبی درباره قیامت و حیات پس از مرگ نوشت[۲۶]. آن حضرت به تعلیم و آگاه کردن غیر مسلمانان نیز اهتمام می‌ورزید و از هر فرصتی برای هدایت آنها استفاده می‌کرد؛ چنان‌که وقتی امپراطور روم از معاویه سه سؤال درباره مکانی که به وسعت آسمان است، اولین قطره خونی ریخته شده بر زمین و جایی که خورشید تنها یک بار بر آن تابیده است پرسید و معاویه به دلیل عاجز ماندن از پاسخ، از امام حسن(ع) یاری‌طلبید، امام(ع) به همه سؤالات او پاسخ داد[۲۷].

امام حسن(ع) حتی در لحظه احتضار نیز از تعلیم دادن به افراد غافل نبود؛ و حاضر نبود کوچک‌ترین فرصتی را از دست بدهد؛ چنان‌که وقتی عمرو بن اسحاق به عیادت آن حضرت رفت به او فرمود: «پیش از آن‌که نتوانی از من سؤال کنی، بپرس»[۲۸]. آن حضرت خطاب به یکی دیگر از اصحاب خود نیز که برای عیادت ایشان رفته بود فرمود: «... بدان که تو دنیا را طلب می‌کنی و مرگ تو را و بدان که تو چیزی از مال دنیا را بیش از قوت خود به‌دست نمی‌آوری جز آنکه ذخیره کننده آن مال برای دیگران خواهی شد.»..[۲۹].

امام حسین(ع) نیز هیچ فرصتی را برای تعلیم، روشنگری و هدایت مخاطبان خود، از دست نمی‌داد. آن حضرت از رویدادهای مختلف فرصتی برای تعلیم می‌ساخت؛ چنان‌که در مجلسی که در مسجد پیامبر(ص) برای اعلام پاسخ امام حسین(ع) به خواستگاری یزید از ام کلثوم، دختر عبدالله بن جعفر، برگزار شده بود. امام از فرصت استفاده کرده و سخنان خود را چنین آغاز کرد: «سپاس خداوندی را که ما را برای خودش برگزید و برای دینش و بر بندگان انتخاب کرد.»..[۳۰].

سخنرانی افشاگرانه امام حسین(ع) در حضور معاویه را نیز می‌توان به عنوان یکی از نمونه‌های بهره‌وری آن حضرت از فرصت‌های طلایی به شمار آورد که طی آن به خوبی خود را معرفی و موضوع امامت را بیان کرد. ماجرای قیام امام و صحنه عاشورا نیز می‌تواند نمونه‌ای از فرصت‌سازی‌های آن حضرت باشد که طی آن به بیان تعالیم خود پرداخت[۳۱].

بهره‌وری اهل‌بیت(ع) از همه فرصت‌ها ناظر به شرایط و زمینه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه بود. اهل‌بیت(ع) هر فرصتی را برای تعلیم و روشنگری مخاطبان خود غنیمت شمرده و آنها را از معارف اسلامی آگاه می‌ساختند. اسلام به ویژه در آغاز ظهورش، دین و مکتب جدیدی بود که اعراب و دیگر اقوام با آن کاملاً بیگانه بودند. ناآشنایی مخاطبان با دین اسلام موجب می‌شد که پیامبر(ص) از تمام لحظه‌ها و فرصت برای آگاهی بخشیدن به مخاطبان خود استفاده کند این درحالی است که فقر و دغدغه معیشت بسیاری از اعراب و بدوی بودن آنها، مانع از آن می‌شد که به آموزه‌های اسلام توجه و اهتمام ویژه‌ای داشته باشند و اوقات خاص و معینی را به امر تعلیم و تعلم اختصاص دهند؛ بر همین اساس بود که پیامبر(ص) با همه وجود و توان از تمام فرصت‌ها برای تعلیم مخاطبان خویش بهره می‌گرفت تا جایی که قرآن نیز به این امر اشاره کرد و می‌فرماید: ﴿لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ[۳۲].

پس از وفات پیامبر(ص) پایبندی به آموزه‌های اسلامی در میان مسلمانان به تدریج کم‌رنگ شد. عوامل گوناگونی مانند دنیازدگی، موجبات دوری مسلمانان از اسلام ناب را فراهم کرد. امام علی(ع) امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در شرایطی به خلافت یا امامت رسیدند که دوری از اسلام در میان بیشتر مسلمانان به چشم می‌خورد. در این شرایط هرگونه منحصر کردن تعلیمات به زمان یا مکان خاص سبب کند شدن روند اصلاحات دینی در جامعه می‌گردید و سطح کمی و کیفی تعلیمات را کاهش می‌داد. بر همین اساس اهل‌بیت(ع) از هر فرصتی برای تعلیم و ارشاد مخاطبان خود استفاده می‌کردند. بنابراین نداشتن زمان ثابت تعلیمی از سوی اهل‌بیت(ع) به هیچ وجه به معنای بی‌برنامه بودن و بی‌نظمی اهل‌بیت(ع) نمی‌باشد؛ بلکه این امر کاملاً با شرایط انطباق داشته است و به معنای استفاده مفید و اغتنام فرصت از سوی اهل‌بیت(ع) می‌باشد[۳۳].

منابع

پانویس

  1. «صَلَّى بِنَا رَسُولُ اللَّهِ(ص) صَلَاةَ الْفَجْرِ فَلَمَّا انْفَتَلَ مِنْ صَلَاتِهِ أَقْبَلَ عَلَيْنَا بِوَجْهِهِ الْكَرِيمِ فَقَالَ: مَعَاشِرَ النَّاسِ...». صدوق، معانی الاخبار، ص۱۱۵.
  2. «صَلَّى بِنَا النَّبِيُّ‌(ص) الْعِشَاءَ فِي آخِرِ حَيَاتِهِ، فَلَمَّا سَلَّمَ قَامَ فَقَالَ...». بخاری، صحیح، ج۱، ص۳۷.
  3. «صَلَّى بِنَا رَسُولُ اللَّهِ صَلاَةَ الْعَصْرِ ثُمَّ قَامَ عَلَى قَدَمَيْهِ فَقَالَ: مَنْ يُحِبُّنِي وَ يُحِبُّ أَهْلَ بَيْتِي فَلْيَتَّبِعْنِي...». قمی، محمد بن احمد، مائه منقبه، ص۷۳؛ برای نمونه‌های دیگر ر.ک: دارمی، سنن، ج۱، ص۴۴؛ قاضی نعمان مغربی، شرح الاخبار، ج۲، ص۳۸؛ خزاز قمی، کفایه الاثر، ص۷۴؛ سید بن طاووس، الملاحم و الفتن، ص۳۰۴؛ مجلسی، بحار الأنوار، ج۸، ص۶؛ ج۳۶، ص۲۹۳ و ۳۳۱؛ ج۳۷، ص۸۳؛ میرزای نوری، مستدرک الوسائل، ج۵، ص۳۳۲.
  4. مسلم، صحیح، ج۳، ص۱۳.
  5. مسلم، صحیح، ج۳، ص۱۳.
  6. مسلم، صحیح، ج۳، ص۲۰.
  7. ابن کثیر، السیره النبویه، ج۴، ص۳۸۸.
  8. «صَلَّى بِنَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) ذَاتَ يَوْمٍ صَلَاةَ الصُّبْحِ... ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَيْنَا بِوَجْهِهِ(ع) فَقَالَ...». مفید، الارشاد، ج۱، ص۲۳۶.
  9. «صَلَّى بِنَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) صَلَاةَ الصُّبْحِ ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَيْنَا فَقَالَ: مَعَاشِرَ النَّاسِ...». ابن شهرآشوب، المناقب، ج۲، ص۱۳۱.
  10. برای نمونه ر.ک: سید رضی، نهج‌البلاغه، خطبه‌های ۱۳، ۲۸، ۴۵، ۵۲، ۹۹، ۱۰۰ و ۱۴۳.
  11. ابن عساکر، ترجمه الامام الحسن، ص۱۵۵.
  12. «يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ! إِنَّ الْحَسَنَ إِذَا صَلَّى الْغَدَاةَ جَلَسَ فِي مُصَلَّاهُ حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ ثُمَّ يُسَانِدُ ظَهْرَهُ فَلَا يَبْقَى فِي مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ(ص) رَجُلٌ لَهُ شَرَفٌ إِلَّا أَتَاهُ فَيَتَحَدَّثُونَ حَتَّى إِذَا ارْتَفَعَ النَّهَارُ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ نَهَضَ فَيَأْتِي أُمَّهَاتِ الْمُؤْمِنِينَ...». ابن عساکر، ترجمه الامام الحسن، ص۱۴۰.
  13. ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۳۸۱.
  14. ر.ک: پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت، ص۳۷۵.
  15. ابن شهرآشوب، المناقب، ج۲، ص۱۸۰.
  16. ابن شهرآشوب، المناقب، ج۳، ص۲۲۴.
  17. ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۳۸۴.
  18. «كُنْتُ أَقُودُ بِرَسُولِ اللّٰهِ(ص) نَاقَتَهُ فِي السَّفَرِ، فَقَالَ لِي: يَا عُقْبَةُ! أَ لَا أُعَلِّمُكَ خَيْرَ سُورَتَيْنِ قُرِئَتَا؟ قُلْتُ: بَلَى. قَالَ: قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ وَ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ». احمد بن حنبل، مسند، ج۴، ص۱۵۳.
  19. «أَنَّ أَعْرَابِيًّا عَرَضَ لِرَسُولِ اللَّهِ(ص) وَ هُوَ فِي سَفَرٍ... ثُمَّ قَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! أَخْبِرْنِي بِمَا يُقَرِّبُنِي مِنْ الْجَنَّةِ وَ مَا يُبَاعِدُنِي مِنْ النَّارِ... قَالَ النَّبِيُّ(ص): تَعْبُدُ اللَّهَ لَا تُشْرِكُ بِهِ شَيْئًا وَ تُقِيمُ الصَّلَاةَ وَ تُؤْتِي الزَّكَاةَ وَ تَصِلُ الرَّحِمَ». مسلم، صحیح، ج۱، ص۳۳.
  20. «الدُّنْيَا مَنْزِلُ صِدْقٍ لِمَنْ صَدَقَهَا وَ مَسْكَنُ عَافِيَةٍ لِمَنْ فَهِمَ عَنْهَا وَ دَارُ غِنًى لِمَنْ تَزَوَّدَ مِنْهَا...». ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ص۱۸۷.
  21. صدوق، امالی، ص۲۱۸؛ بحرالعلوم، الفوائد الرجالیه، ج۳، ص۷۰.
  22. ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۳۸۵.
  23. «كُنَّا جُلُوسًا عِنْدَ رَسُولِ اللّٰهِ(ص) فَنَظَرَ إِلَى الْقَمَرِ لَيْلَةَ الْبَدْرِ، فَقَالَ: أَمَا إِنَّكُمْ سَتَرَوْنَ رَبَّكُمْ كَمَا تَرَوْنَ هَذَا الْقَمَرَ لَا تُضَامُونَ فِي رُؤْيَتِهِ، فَإِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ لَا تُغْلَبُوا عَلَى الصَّلَاةِ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِهَا». ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۴، ص۳۲.
  24. «اسْتَيْقَظَ النَّبِيُّ ذَاتَ لَيْلَةٍ فَقَالَ: سُبْحَانَ اللَّهِ مَاذَا أُنْزِلَ اللَّيْلَةَ مِنْ الْفِتَنِ؟ وَ مَاذَا فُتِحَ مِنْ الْخَزَائِنِ؟ أَيْقِظُوا صَوَاحِبَاتِ الْحُجَرِ، فَرُبَّ كَاسِيَةٍ فِي الدُّنْيَا عَارِيَةٍ فِي الْآخِرَةِ». ابن عبد البر، التمهید، ج۱۳، ص۲۰۵.
  25. «يَا نَوْفُ! طُوبَى لِلزَّاهِدِينَ فِي الدُّنْيَا الرَّاغِبِينَ فِي الْآخِرَةِ، أُولَئِكَ قَوْمٌ اتَّخَذُوا الْأَرْضَ بِسَاطاً وَ تُرَابَهَا فِرَاشاً وَ مَاءَهَا طِيباً وَ الْقُرْآنَ شِعَاراً وَ الدُّعَاءَ دِثَاراً ثُمَّ قَرَضُوا الدُّنْيَا قَرْضاً عَلَى مِنْهَاجِ الْمَسِيحِ». سید رضی، نهج‌البلاغه، حکمت ۱۰۴.
  26. ر.ک: طوسی، امالی، ج۱، ص۲۰۲.
  27. ر.ک: مجلسی، بحار الأنوار، ج۴۳، ص۳۵۷.
  28. «سَلْنِي قَبْلَ أَنْ لَا تَسْأَلَنِي». مجلسی، بحار الأنوار، ج۴۴، ص۱۳۸.
  29. «... وَ اعْلَمْ أَنَّكَ تَطْلُبُ الدُّنْيَا وَ الْمَوْتُ يَطْلُبُكَ... وَ اعْلَمْ أَنَّكَ لَا تَكْسِبُ مِنَ الْمَالِ شَيْئاً فَوْقَ قُوتِكَ إِلَّا كُنْتَ فِيهِ خَازِناً لِغَيْرِكَ...». مجلسی، بحار الأنوار، ج۴۴، ص۱۴۰.
  30. «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي اخْتَارَنَا لِنَفْسِهِ وَ ارْتَضَانَا لِدِينِهِ وَ اصْطَفَانَا عَلَى خَلْقِهِ...». مجلسی، بحار الأنوار، ج۴۴، ص۲۰۷.
  31. برای نمونه ر.ک: طبری، تاریخ، ج۵، ص۴۰۳.
  32. «بی‌گمان پیامبری از (میان) خودتان نزد شما آمده است که هر رنجی ببرید بر او گران است، بسیار خواستار شماست» سوره توبه، آیه ۱۲۸.
  33. ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۳۸۶.