سیره سیاسی امام علی در معارف و سیره علوی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

پیش از پرداختن به روش و رفتار سیاسی و حکومتی امام علی(ع) به نظر می‌رسد اشاره‌ای کوتاه به دو طرز تفکر و دو تلقی از سیاست و حکومت، ضروری باشد. به نظر گروهی، سیاست بر این قاعده استوار است که برای رسیدن به قدرت و حکومت، استفاده از هر وسیله و ابزاری و از هر راه ممکنی، مجاز و مباح است. در این تلقی، سیاست بر هیچ یک از ارزش‌های انسانی متمرکز نیست و هدف اصلی، اعمال قدرت و تسلط بر جامعه انسانی است و سیاستمدار، کاری به حق و باطل امور ندارد. بسیاری از سیاستمداران جهان، در گذشته و حال از سیاست و قدرت، معنا و مفهوم دیگری جز این در نظر نداشته‌اند و ندارند. در برابر این طرز تفکر، تلقی دیگری از سیاست و حکومت وجود دارد که بر پایه ارزش‌های الهی و انسانی استوار است و هدف محوری آن خدا و ارزش‌های انسانی است؛ از این رو برای رسیدن به چنین هدفی، توسل به هر نوع ابزاری مجاز شمرده نمی‌شود؛ اگرچه به بهای از دست دادن حکومت باشد و سیاستمدار به قدرت و حکومت نرسد.

سیره امام علی(ع) در حکومت و تلقی حضرت از سیاست، مبتنی بر نوع دوم بوده است. علی(ع) قدرت و حکومت را برای این می‌خواست که جامعه انسانی را به سوی تکامل مادی و معنوی و در نهایت به طرف خداوند سوق دهد و عدالت اجتماعی را برقرار سازد و برای همگان، زندگی سالم و همزیستی مسالمت‌آمیزی بر اساس تساوی حقوقی افراد، پدید آورد. بر این اساس، از نظر امام علی(ع) برای رسیدن به قدرت و حفظ حکومت و اداره نظام اجتماعی، استفاده از زر و زور و تزویر حرام است. علی(ع) احیاگر حکومت و سیاستی بود که پیامبر بنا نهاد و خود نیز طی مبارزات پیگیر و دامنه‌دار، به همراه او، نقشی اساسی در ایجاد چنین حکومتی ایفا کرد و حال که پس از ۲۵ سال وارث آن حکومت شده، می‌بیند که چهره حکومت و جامعه‌ای که حضرت رسول(ص) بنا نهاده بود، به طور کامل دگرگون شده و فرسنگ‌ها از اهداف پیامبر فاصله گرفته است و برای بازگرداندن جامعه اسلامی به مسیر اصلی خود، و به تعبیر پیامبر بر سر تأویل قرآن و سنت، باید تلاش و مبارزه‌ای پیگیر و طاقت‌فرسا انجام دهد.

در قسمتی از خطبه‌ای که درباره علت پذیرش خلافت و حکومت ایراد کرده می‌فرماید: پروردگارا تو می‌دانی آن‌چه ما انجام دادیم، نه برای این بود که ملک و سلطنتی به دست آوریم و نه برای اینکه از متاع پست دنیا چیزی تهیه کنیم؛ بلکه بدان سبب بود که نشانه‌های از بین رفته دینت را بازگردانیم و صلح و مسالمت را در شهرهایت آشکار سازیم تا بندگان ستمدیده‌ات در ایمنی قرار گیرند و قوانین و مقرراتی که به دست فراموشی سپرده شده، بار دیگر عملی شود[۱]. در خطبه‌ای دیگر، از اهداف خود در پذیرش حکومت، چنین پرده بر می‌دارد: پروردگارا تو می‌دانی که من امارت و ریاست و حکومت را فی نفسه نخواسته‌ام؛ بلکه آن را برای اقامه حدود تو و برپا داشتن شریعت تو و گذاشتن امور در جایگاه خویش و توزیع حقوق به اهل آن و حرکت در مسیر و راه پیامبر و راهنمایی گمراه شدگان به انوار هدایت پذیرفته‌ام[۲].

در نخستین روز بیعت، در مسجد پیامبر بر منبر حضرت بالا رفت و برنامه‌های خویش را بدون پرده‌پوشی اعلام کرد و از مقاصد خود و سیره‌اش با مردم سخن گفت و آشکارا برنامه‌های اصلاحی خویش را ارائه نمود و فرمود: هان، بدانید که اوضاع و احوال جامعه شما به همان‌گونه‌ای بازگشته است که در روز بعثت پیامبر بود. سوگند به آن‌که او را برانگیخت تا حق را بگستراند و برقرار سازد، باید سخت زیر و رو و آزموده شوید؛ سپس بیخته و از هم جدا گردید و بر هم زده شوید؛ چنان‌که کفگیر در ته دیگ طعام زنند؛ بدان‌سان که هر که پایین افتاده فرا رود و هر که فرا رفته، به زیر آید. باید پیش افتادگانی که عقب مانده‌اند، پیش افتند و پس افتادگانی که به ناروا سبقت جسته و برتر شده‌اند، به عقب کشانده شوند. به خدا سوگند! نه به اندازه سر سوزنی حقیقت را پنهان کردم و نه هیچ نوع دروغی گفتم[۳].

در دومین روز زمامداری، برنامه‌های مالی و اقتصادی خویش را این‌گونه بیان کرد: من شما را به راه و روش پیغمبرتان می‌برم و آن‌چه را دستور دارم در میان شما اجرا می‌کنم؛ اگر پا برجا باشید از خدا یاری می‌طلبم. هان، بدانید که جایگاه و موضع‌گیری امروز من همان جایگاهی است که در زمان رسول خدا(ص) داشتم؛ پس از فرمان من پیروی کنید و نهی مرا محترم شمارید و در رد و انکار کاری شتاب مکنید تا حقیقت آن را برایتان روشن کنیم؛ چراکه در برابر کاری که انکار می‌کنید، پاسخ خواهیم داشت، هان، بدانید هر زمینی را که عثمان به کسی به اقطاع (تیول) داده و تمام پول‌هایی را که از مال خدا به دیگران بخشیده است، به بیت‌المال باز می‌گردانم؛ چون حق را هیچ چیز باطل و پایمال نمی‌کند. حتی اگر آن پول‌ها به کابین زنان رفته یا به بهای کنیزکان داده شده یا در شهرها پخش گردیده باشد، همه را بر می‌گردانم و تحویل بیت‌المال می‌دهم؛ چه بدون شک، عدالت برای همه مردم موجب آسایش و گشایش است و هر کس حق و عدالت را ناگوار بیند، باید بداند که ستم بر او سخت ناگوارتر است. در سخنانی که نقل شد، اهداف چهارگانه یادشده، به خوبی بیان گردیده است. برخی از آن اهداف، از جمله اصلاحات اداری و اقتصادی را از همان روز دوم پس از بیعت و آغاز زمامداری خویش، اجرا کرد و حتی اصلاحات و مساوات اجتماعی را نیز محقق ساخت. با توجه به مطالب پیشین، سیره سیاسی - حکومتی امام علی(ع) را در چند اصل به این شرح می‌توان خلاصه کرد:

راستگویی و راست‌کرداری

حق‌مداری و باطل‌ستیزی

قانون‌مداری

سازش‌ناپذیری با باطل

نظم و انضباط

شایسته‌سالاری

مراقبت از کارگزاران و نظارت دائم بر آنها

پرهیز از اعمال زور و استبداد رأی

نقد پذیری

ارتباط دائم و بی‌واسطه با مردم

رعایت حقوق اقلیت‌ها

تعلیم و تربیت

منابع

پانویس

  1. نهج البلاغه، خطبه ۱۳۱.
  2. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲۰، ص۲۹۹؛ حسینی شیرازی، سیدصدرالدین، الدرجات الرفیعه، ص۳۸.
  3. جاحظ، عمرو بن بحر، البیان و التبیین، ج۲، ص۵۱ و ۵۰؛ دینوری، ابن قتیبه، عیون الاخبار، ج۱، ص۶۰؛ ج۲، ص۲۳۶؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۸، ص۶۷؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۶.