شروط امامت در نهج البلاغه

شرایط امام بر حق

نص الهی، بینش و دانش، عدالت، پیشگامی در اسلام، جهاد، شجاعت و... از جمله شرایط امامت در نهج‌البلاغه است که در اینجا، مهم‌ترین شرایط - یعنی: «نص الهی»، «بینش و دانش» و «عدالت» - را بررسی می‌کنیم:

نص

نص، به معنای کلام صریح و آشکار است و شیعه بر این باور است که امر امامت با کلام صریح پیامبر تعیین شده است. امیر مؤمنان(ع) نیز به گونه‌ای شفاف، امامت را ویژه اهل بیت معرفی کرد و فرمود: «وَ لَهُمْ خَصَائِصُ حَقِّ الْوِلَايَةِ وَ فِيهِمُ الْوَصِيَّةُ وَ الْوِرَاثَةُ»[۱]؛ «حق ولایت و حکومت، ویژه ایشان است و وصیت و میراث پیامبر، مخصوص آنان است».

درنگی در متون دینی، نشان می‌دهد که وصیت در اینجا همان سفارش‌نامه سیاسی پیامبر است که با وراثت همنشین شده و احادیث وصایت (جانشینی) در میراث دینی، کاملاً شناخته شده است. علی(ع)، امامت را حق خویش می‌دانست و لحظه‌ای از مطرح ساختن و آمادگی برای گرفتن آن چشم نپوشید هر چند که تا فراهم شدن شرایط پذیرش عمومی، مجبور به تحمل دشواری‌های فراوان شد، امام(ع) در این باره فرمود: «لَنَا حَقٌّ، فَإِنْ أُعْطِينَاهُ وَ إِلَّا رَكِبْنَا أَعْجَازَ الْإِبِلِ وَ إِنْ طَالَ السُّرَى»[۲]؛ «ما را حقی است، پس اگر به ما دادند (بستانیم) وگرنه بر ترک شتران سوار شویم و برانیم هر چند شبروی به درازا کشد». بنابراین امامت، حقی الهی و استوار است و با روی گرداندن مردم از امام معصوم، حق ثابت خداوند به دیگران واگذار نمی‌شود[۳].

بینش و دانش

یکی دیگر از ویژگی‌های امام، بینش و دانش است. امام(ع) پس از آن‌که خلیفه شد، فرمود: «لَا يَحْمِلُ هَذَا الْعَلَمَ إِلَّا أَهْلُ الْبَصَرِ وَ الصَّبْرِ وَ الْعِلْمِ بِمَوَاضِعِ الْحَقِّ»[۴]؛ «این پرچم را کسی بر دوش نمی‌گیرد مگر آن‌که اهل بینش و پایداری و دانش به جایگاه‌های حق باشد». دانش تربیت خلق و اداره جامعه اسلامی از ضروریات امامت است و امام مسلمین باید راه‌های کمال را بشناسد و با شناخت ویژگی‌های جامعه و مردم، موانع کمال را بزداید و زمینه رشد همگان را فراهم آورد؛ زیرا وانهادن مردم پسندیده نیست و از سویی اجبار و اکراه در انتخاب راه، بی‌فایده است؛ بنابراین امام مسلمین باید هنرمندانه دین خدا را با کردار و گفتار خود تبلیغ کند و چنین تبلیغی تنها از کسانی بر می‌آید که دین‌شناس واقعی باشند. علی(ع) در سخنی با مردم، سزاوارترین فرد را برای جانشینی پیامبر معرفی کرد و فرمود: «أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَحَقَّ النَّاسِ بِهَذَا الْأَمْرِ أَقْوَاهُمْ عَلَيْهِ وَ أَعْلَمُهُمْ‏ بِأَمْرِ اللَّهِ فِيهِ»[۵]؛ «ای مردم! سزاوارترین مردم به خلافت کسی است که از همه بر این کار تواناتر و به احکام خدا در این باره داناتر باشد»[۶].

عدالت

عدالت، از مفاهیم شناخته‌شده‌ای است که اساس حکومت اسلامی است و امام جامعه، نباید هیچ مصلحتی را از عدالت برتر شمارد؛ زیرا عدالت هر چیزی را در جای خویش قرار می‌دهد و تمام نیکی‌ها در پرتو آن، معنا می‌یابد. امام عادل، سرچشمه همه بدی‌ها یعنی هوای نفس را نابود می‌کند و بدین‌سان مهم‌ترین مانع پیشرفت بشر را می‌زداید. علی(ع)، امام عادل را برترین بندگان خدا می‌داند و می‌فرماید: «فَاعْلَمْ أَنَّ أَفْضَلَ عِبَادِ اللَّهِ عِنْدَ اللَّهِ إِمَامٌ عَادِلٌ‏ هُدِيَ وَ هَدَى فَأَقَامَ سُنَّةً مَعْلُومَةً وَ أَمَاتَ بِدْعَةً مَجْهُولَةً»[۷]؛ «بدان که برترین بندگان خدا نزد خداوند، پیشوای دادگری است که ره یافته و راهبر باشد، سنت شناخته را برپا دارد و بدعت ناشناخته را بمیراند». عدالت با هوای نفس ناسازگار است و نخستین گام در اجرای عدالت، مبارزه مستقیم با خواهش‌های نفسانی خویش است. امیر مؤمنان در توصیف انسان کامل فرمود: «فَهُوَ مِنْ مَعَادِنِ دِينِهِ وَ أَوْتَادِ أَرْضِهِ قَدْ أَلْزَمَ نَفْسَهُ الْعَدْلَ فَكَانَ أَوَّلَ عَدْلِهِ نَفْيُ الْهَوَى عَنْ نَفْسِهِ»[۸]؛ «او از معادن گوهرهای دین خداوند و از ستون‌های استوار زمین اوست. خود را با عدالت ملازم ساخته و نخستین عدالتش آن است که هوا و هوس را از خود زدوده است».

آنچه تاکنون گفته شد، مهم‌ترین شرایط امامت و امام در نهج‌البلاغه است که بیان‌گر شخصیت حقوقی امیر مؤمنان(ع) است. علی(ع) در نامه‌ای به معاویه چکیده‌ای از شرایط امامت را بازگفت که تنها نمونه واقعی آن، خود اوست: «أَوْلَى النَّاسِ بِأَمْرِ هَذِهِ الْأُمَّةِ قَدِيماً وَ حَدِيثاً، أَقْرَبُهَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ وَ أَعْلَمُهَا بِالْكِتَابِ وَ أَفْقَهُهَا فِي الدِّينِ وَ أَوَّلُهَا إِسْلَاماً وَ أَفْضَلُهَا جِهَاداً وَ أَشَدُّهَا بِمَا تَحْمِلُهُ الرَّعِيَّةُ مِنْ أُمُورِهَا اضْطِلَاعاً»[۹]؛ «سزاوارترین مردم به فرمانروایی این امت در گذشته و اکنون، کسی است که به پیامبر خدا نزدیک‌تر، به قرآن داناتر، در دین فقیه‌تر، در اسلام پیشگام‌تر، در جهاد برتر و در به دوش کشیدن آن بار (مسئولیتی) که رعیت به او می‌سپارد تواناتر باشد».

اکنون با مطالعه برخی از ویژگی‌های فردی امیر مؤمنان(ع) به روشنی در می‌یابیم که تمامی شرایط امامت در وجود او فراهم آمده بود و تلاش‌های پیامبر(ص)، برای معرفی وی به عنوان جانشین خود برخاسته از شایستگی‌های وی بود که به همین جهت هم خداوند او را برگزید اما متأسفانه جامعه آن را برنتابید. حضرت زهرا(س) با بیان ویژگی‌های امام علی(ع)، دورنمایی از خلافت معصوم را ترسیم کرد، که درنگی در آن سخنان، تأسفی پایان‌ناپذیر بر جای می‌نهد؛ زهرا(س) فرمود: «به خدا سوگند، اگر تمام امت از راه سعادت روی گردان شده و از پذیرش راه روشن خودداری می‌کردند، علی همه آنان را به راه می‌آورد و آرام‌آرام و صحیح و سالم به سعادت و خوشبختی می‌رساند، که نه خود خسته شود و نه ایشان ملول و در نهایت آنان را به سرچشمه‌ای با آبی گوارا و مطلوب و عاری از هر خس و خاشاک می‌برد و ایشان را از آن سیراب باز می‌گرداند و در نهان و آشکارشان نصیحت می‌کرد در حالی که از دنیای ایشان چیزی برای خود ذخیره نمی‌نمود و از غنای ایشان بهره نمی‌برد؛ مگر به اندازه شربت آبی که تشنه خود را سیراب کند و اندکی از طعام که گرسنگی را بزداید؛ در آن وقت زاهد از راغب و راست‌گو از دروغ‌گو شناخته می‌شد»[۱۰].[۱۱]

منابع

پانویس

  1. نهج‌البلاغه، خطبه ۲.
  2. نهج‌البلاغه، حکمت ۲۲.
  3. غلامعلی، احمد، شناخت‌نامه نهج البلاغه، ص ۹.
  4. نهج‌البلاغه، خطبه ۱۷۳.
  5. نهج‌البلاغه، خطبه ۱۷۳.
  6. غلامعلی، احمد، شناخت‌نامه نهج البلاغه، ص ۱۰.
  7. نهج‌البلاغه، خطبه ۱۶۴.
  8. نهج‌البلاغه، خطبه ۸۷.
  9. وقعة صفین، نصر بن مزاحم منقری، ص۱۵۰؛ شرح نهج‌البلاغه، عبد الحمید بن محمد معتزلی، ج۳، ص۲۱۰.
  10. الاحتجاج علی أهل اللجاج، أحمد بن علی طبرسی، ج۱، ص۱۰۱.
  11. غلامعلی، احمد، شناخت‌نامه نهج البلاغه، ص ۱۱.