شورا و مشورت در سبک زندگی اسلامی

مقدمه

هر یک از ما در فراز و نشیب زندگی برای حل مشکلاتی که برایمان پیش می‌‌آید، به کمک گرفتن از دیگران نیازمندیم. یک نفر همچنان که به تنهایی توانایی رفع تمام نیازهای خود را ندارد، به همان‌سان نمی‌تواند به تنهایی پاسخ تمام مسائلی را که با آن مواجه می‌شود دریابد. اهمیت مشورت با خبرگان و اهل تجربه، در گردنه‌های زندگی، بیشتر از هر وقت دیگری احساس می‌‌شود. در انتخاب دوستان در انتخاب رشته تحصیلی، در انتخاب همسر، در تعیین محل زندگی، برای اشتغال به یک کار شرافتمندانه که بتوان از طریق آن روزی حلالی به دست آورد، در سرسپردگی به یک مسلک فکری و عضویت یک حزب و گروه و در هر جایی که بر سر دو راهی‌های سرنوشت‌ساز قرار می‌‌گیریم، نیاز بیشتری به مشورت داریم.

خردمندان و پیشوایان، ما را از مشورت با اشخاص احساساتی، ترسو، نادان، کم تجربه، بدخواه، حسود، عجول، عیب‌جو، پرحرف، بدگمان، بخیل، حریص، تنگ‌نظران و فرومایگانی که در زندگی از عقلشان کمتر بهره می‌برند، و بدکارانی که به راحتی از خشم و شهوت پیروی می‌‌کنند، بر حذر داشته‌اند.

امروزه امر مشورت از چنان اهمیتی برخوردار است که در دانشگاه‌ها یکی از رشته‌های مهم تحصیلی، مشاوره و راهنمایی است. مهارت مشاوره در امور مختلف اجتماعی و خانوادگی و شخصی، در پیشگیری و درمان بسیاری از معضلات و چاره‌جویی برای مسائل پیچیده زندگی، انکارناپذیر است. هر یک از ما، برای دستیابی به یک زندگی موفّق لازم است مشاوران گوناگونی داشته باشیم تا در مواجهه با مشکلات، کمتر تلخ‌کام شویم. روشن است که در هر موضوعی باید به مشاور خبره‌ای در همان رابطه مراجعه کرد تا بهترین نتیجه حاصل شود.

یکی از شاخص‌های افراد و جوامع فرهیخته و متمدن، میزان اهتمام آنان به امر مشورت در انجام کارها و حل مشکلات زندگی فردی و جمعی است. میدان مشاوره به وسعت میدان زندگی است. بنابراین موفقیت در این زمینه مانند خود زندگی به خلاقیت و ابتکار فراوانی نیازمند است و شایسته است که فرهنگ مشاوره و ارتباط با نخبگان هر فن، روز به روز در سطوح مختلف جامعه، از قوت و انسجام بیشتری برخوردار گردد. سهم رسانه‌ها در این زمینه بسیار حائز اهمیت است، به خصوص به کمک اینترنت می‌‌توان بسیار آسان‌تر، خلأ عظیمی را که در این رابطه در جامعه ما وجود دارد پُر کرد.

امام علی(ع) فرمود: «مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْيِهِ هَلَكَ وَ مَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَكَهَا فِي عُقُولِهَا»؛ «هر کس که فقط بر نظر خود پافشاری کند قطعا هلاک خواهد شد و کسی که با دیگران به مشورت بپردازد، شریک عقل‌های آنان شده است»[۱].

هرچه کار بزرگ‌تر و مهم‌تر باشد، این خطر هم به همان میزان افزایش می‌‌یابد. زمامداران از همه بیشتر به مشورت نیازمندند. وقتی اداره یک خانه و یک اداره منوط به همفکری جمعی باشد، چطور می‌‌توان امور میلیون‌ها مردم را بدون تکیه یک بر سیستم مشورتی نیرومند شامل هزاران مشاور امین و متخصص، و یارانی منتقد و نقّاد، به آسانی حل و فصل کرد؟ بر این اساس امام علی‌(ع) در خطبه ۳۴ نهج‌البلاغه یکی از حقوق خود بر گردن مردم زیر دستش را مشورت دادن به او و نصیحت کردن خویش از سوی آنان ذکر می‌‌فرمایند: «اما حق من بر شما این است که به بیعت من وفادار باشید و مرا به صورت پنهان و آشکار خیرخواهانه نصیحت کنید». این کلام شگفت‌آوری است که امام(ع) بر اساس مقام والای علمی و ایمانی خویش، خود را از نعمت خیرخواهی و نصیحت مردم بی‌نیاز نمی‌داند. چنان‌که خدای متعال در قرآن صریحاً به نبی گرامی خود می‌‌فرماید: ﴿وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ[۲].

اگر مورد مشورت کسی قرار گرفتید بدانید که صداقت، دلسوزی و رازداری در مشورت دادن، از مهم‌ترین وظایف فرد مستشار است. مبادا از کسی که شما را امین خود دانسته است و به نظر شما برای رفع مشکلش چشم دوخته، با خوب ایفا نکردن نقش، سلب اعتماد کنید. اگر مشاوری بهتر از خود در زمینه مربوط می‌‌شناسید، به فردی که پیش شما آمده است معرفی‌اش کنید. ارجاع به مرجع أحسن، یکی از بهترین انواع مشورت دادن است. همچنین اگر مطلبی را نمی‌دانید، از گفتن نمی‌دانم شرم نکنید. این کار اعتماد مخاطب را به شما بیشتر می‌کند.

آیا پیامبر و امامان(ع) نیز در کارها با دیگران مشورت می‌‌کرده‌اند؟ آری، این فرمان خداوند است که به پیامبر فرمود: ﴿وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ[۳]؛ امام رضا(ع) فرموده‌اند: «هیچ عقلی با عقل پدرم برابری نمی‌کرد با این حال در بسیاری اوقات با یکی از غلامان سیاه پوست خود مشورت می‌کرد. از ایشان پرسیدند: چرا چنین می‌کنید؟ فرمودند: «ای بسا خداوند سبحان، مشکل را به زبان چنین شخصی برطرف می‌کند»[۴].

آیا مشورت با توکل منافات ندارد؟ خیر، خداوند به پیامبر اکرم(ص) فرمود: ﴿وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ[۵]. ضرب‌المثل مشهوری هست که ترجمان سخن پیامبر است و همین مطلب را به گونه‌ای دیگر گوشزد می‌کند که: «با توکل زانوی اشتر ببند». ما موظفیم مانند همه انسان‌ها، در حل مشکلات و برنامه‌ریزی‌هایمان، از تمام توانایی‌های عقلی و ابزارهای موجودی که در دسترس هست، کمک بگیریم و پس از آن وقتی که دیگر عزممان را برای انجام کار جزم نمودیم، از خداوند نیز طلب خیر و نیک‌فرجامی کنیم و دست به کار شویم. در این صورت هرچه پیش آید - إن شاءالله -خیر ما همان است ولو آنکه ظاهرا موافق میلمان هم نباشد[۶].

منابع

پانویس

  1. نهج‌البلاغه، حکمت ۱۶۱.
  2. «و با آنها در کار، رایزنی کن و چون آهنگ (کاری) کردی به خداوند توکل کن» سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.
  3. «و با آنها در کار، رایزنی کن» سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.
  4. آداب معاشرت از دیدگاه معصومین، ص۴.
  5. «و با آنها در کار، رایزنی کن و چون آهنگ (کاری) کردی به خداوند توکل کن» سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.
  6. دشتی نیشابوری، محمد، سبک زندگی، ص ۴۹۱.