شورا و مشورت در نهج البلاغه
مقدمه
مشورت بهعنوان نظرخواهی از دیگران به منظور استفاده بهینه از نظرها، مسئلهای مطابق با عقل است و امام علی(ع) در مورد عواقب مشورت نکردن و استبداد به رأی چنین هشدار میدهد: کسی که استبداد به رأی داشته باشد هلاک میشود و کسی که با مردان بزرگ مشورت کند، در عقل و دانش آنان شریک میشود[۱].
بر اساس سخنان امام(ع) انسان عاقل و خردمند ضمن درک این ضرورت، خود را از مشورت بینیاز نمیداند. در بیان امام، هیچ انسان عاقل و خردمندی از مشاوره بینیاز نیست. در نگاه امام یکی از ضرورتهای اساسی برای اداره امور و تصمیمگیری، مشورت است. ایشان مشورت و نظرخواهی از دیگران را قویترین و محکمترین پشتیبان و حامی میداند و میفرماید: هیچ حامی و پشتیبانی، استوارتر و محکمتر از مشورتکردن نیست[۲].
از آنجا که با مشورت و نظرخواهی، آگاهیهای انسان بیشتر میشود و زوایا و ابعاد مختلف موضوع برای او روشن خواهد شد، بهطور طبیعی تصمیمهایی که بعد از مشورت اتخاذ میشود، معقولتر و درستتر خواهد بود[۳].
آثار و فواید مشورت
مشورت کردن و استفاده از نظرها و دیدگاههای دیگران، پیامدهای مثبت و فواید بسیار دارد. آثار و برکات فراوانی که از مشورت کردن نصیب انسانها میشود، هرگز از تفکر فردی و امکانات و منابع فراوان مادی بهدست نمیآید. برخی فواید مشورت عبارتاند از:
بهرهبرداری از افکار دیگران
یکی از فواید و پیامدهای مشورت، بهرهبرداری و استفاده از افکار و اندیشههای دیگران است. مشورت به انسان کمک میکند تا افکار و آرای دیگران، بهویژه صاحبنظران و متخصصان را به یاری طلبد و با قرار دادن افکار و اندیشههای آنان در کنار فکر و نظر خود، بر قدرت، وسعت و عمق اندیشه و بینش خود بیفزاید و از درخشش افکار و اندیشههای دیگران بهرهمند شود. در منظر امام علی(ع) مشورت با صاحبان عقل و خرد موجب بهرهمندی از درخشش افکار آنان میشود[۴].
پیشگیری از اضمحلال گروه و سازمانهای اجتماعی
یکی از دلایل اهمیت و حساسیت تصمیمگیری این است که یک تصمیم ممکن است هلاکت فرد یا فروپاشی و نابودی یک مجموعه و سازمان را به دنبال داشته باشد. پس مشورت کردن میتواند فردی را از تباهی و هلاکت نجات دهد و از فروپاشی و نابودی سازمانی جلوگیری کند. از نتایج مشورت کردن این است که تصمیمها اصولی و پخته میشود. امام علی(ع) میفرماید: آنکس که مشورت کند، گمراه نمیشود[۵].[۶]
شناسایی خطاها
مشورت موجب شناسایی خطاها و اشتباهات میشود. امام(ع) میفرماید: کسی که از نظرها و آرای گوناگون استقبال کند، موارد خطا و اشتباه را میشناسد[۷].[۸]
دستیابی به راهکار مناسب
مشورت سبب اتخاذ تصمیم معقول و مناسب و انتخاب راه درست میشود. امام علی(ع) ضمن توصیه به مشاوره و استفاده از نقطهنظرهای دیگران، به این فایده مشورت نیز اشاره میکند: نظرها و اندیشهها را با یکدیگر برخورد دهید تا درستی و حقیقت از آن میان متولد شود. مشورت، آنگاه که با افراد خردمند، صاحبنظر و متخصص صورت گیرد، میتواند فرد یا سازمان را بهسوی دستیابی به راههای مطلوب و صحیح رهنمون سازد. امام علی(ع) مشورت با صاحبان اندیشه و خرد را وسیله دستیابی به راه صحیح میداند[۹].
پیشگیری از پشیمانی
مشورت از ندامت و پشیمانی پیشگیری میکند. امام علی(ع) ضمن یادآوری این نکته مشورت نکردن را عامل پشیمانی ذکر میکند. در مقابل، اگر هنگام تصمیمگیری با افراد عاقل و صاحبنظر مشورت شود و تمام جوانب و زوایای مسئله مورد نظر، بهدقت مورد بررسی قرار گیرد، معمولاً تصمیمی درست و معقول گرفته میشود و در نتیجه، ندامت و پشیمانی به دنبال نخواهد داشت. امام علی(ع) بر مشورت با افراد خردمند تأکید دارد و آن را عامل دوری از لغزش و پشیمانی میداند[۱۰].
صفات و ویژگیهای مشاوران
در منابع و متون اسلامی، بهویژه گزارههای علوی، ویژگیها و خصوصیات زیادی، بهعنوان شرایط طرف مشورت مطرح شده است؛ از جمله:
خداترس بودن
در مورد کسی که باید با او مشورت شود، داشتن این ویژگی مهم، لازم و ضروری است. حضرت امام صادق(ع) از امیرمؤمنان حضرت علی(ع) نقل میکند که فرمود: در کارهای خویش با کسانی مشورت کن که از خدا میترسند، تا به راه درست و راست رهنمون شوی[۱۱].
خردمند بودن
امام(ع) در موارد مختلفی سفارش کردهاند که با انسانهای عاقل و خردمند مشورت شود؛ زیرا مشورت با اهل خرد و صاحب اندیشه، راه صواب را مینمایاند و انسان را از لغزش و خطا و پشیمانی مصون میدارد و هر کس با صاحبان خرد مشورت کند، به راه راست و درست رهنمون میشود[۱۲].
بهرهمندی از تجربه
مشورت با اهل تجربه میتواند انسان را در توانمندیهای آنان شریک کند و از خطاهای گذشتگان مصون دارد و به مسیر درست رهنمون شود. در کلمات امام علی(ع) به مشورت با اهل تجربه سفارش و تأکید شده است. از نظر ایشان بهترین مشاور کسی است که دارای تجربه باشد و بههمین دلیل رأی افراد سالخورده و مجرب بر دیگران ارجح است. امام(ع) میفرماید: اندیشه پیر نزد من دوستداشتنیتر از سرعت عمل جوان است[۱۳].[۱۴]
بخیل نبودن
در نظر امام علی(ع) مشاور نباید بخیل باشد. از اینرو به مالک اشتر توصیه میکنند: افراد بخیل را در مشورت خود دخالت مده؛ زیرا تو را از احسان منصرف میکنند و از تهیدستی و فقر میترسانند[۱۵].[۱۶]
شجاعت
امام(ع) در عهدنامه مالک اشتر میفرماید: و نیز با افراد ترسو مشورت مکن؛ زیرا در کارها روحیهات را تضعیف میکنند[۱۷].[۱۸]
حریص نبودن
در منظر امام علی(ع) مشاور نباید حریص باشد. آن حضرت در ادامه ناممه به مالک اشتر میفرماید: همچنین حریص را به مشورت مگیر، که حرص را با ستمگری در نظرت زینت میدهد[۱۹].[۲۰]
راستگویی
مشاور باید دارای خصلت راستگویی باشد. امام در یکی از سفارشهای میفرماید: با فرد دروغگو مشورت نکن؛ زیرا او مانند سراب است و دور را در نظر تو نزدیک و نزدیک را در نظر تو دور مینمایاند[۲۱].[۲۲]
تصمیمگیری مشورتی، راهکاری اسلامی و علوی
امام(ع) گرچه بر مشاوره تأکید دارد، اما در عین حال فرد را مختار در تصمیم میداند، چنانکه به ابنعباس میفرماید: تو حق داری نظر مشورتی خود را به من بگویی و من روی آن میاندیشم. پس اگر برخلاف نظر تو تصمیم گرفتم باید از من اطاعت کنی[۲۳].
از این سخن حضرت میتوان نوع دیگری از تصمیمگیری را استنباط کرد و آن اینکه فرد در مسائل با دیگران مشورت میکند و از آنان نظر میخواهد، اما پس از جمعآوری نظرات، تصمیمگیری نهایی با خود اوست. این شیوه تصمیمگیری را میتوان "تصمیمگیری مشورتی" نامید[۲۴].
منابع
پانویس
- ↑ «مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْيِهِ هَلَكَ، وَ مَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَكَهَا فِي عُقُولِهَا»؛ نهج البلاغه، حکمت ۱۶۱.
- ↑ «وَ لَا مُظَاهَرَةَ أَوْثَقُ مِنَ الْمُشَاوَرَة»؛ نهج البلاغه، حکمت ۱۱۳.
- ↑ دینپرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۲، ص۷۰۰.
- ↑ دینپرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۲، ص۷۰۱.
- ↑ «ما ضلّ من استشار»؛ غررالحکم، ۲ / ۶۷.
- ↑ دینپرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۲، ص۷۰۱.
- ↑ «مَنِ اسْتَقْبَلَ وُجُوهَ الْآرَاءِ، عَرَفَ مَوَاقِعَ الْخَطَإِ»؛ نهج البلاغه حکمت: ۱۷۳.
- ↑ دینپرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۲، ص۷۰۱.
- ↑ دینپرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۲، ص۷۰۱.
- ↑ دینپرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۲، ص۷۰۱-۷۰۲.
- ↑ دینپرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۲، ص۷۰۲.
- ↑ دینپرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۲، ص۷۰۲.
- ↑ «رَأْيُ الشَّيْخِ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ جَلَدِ الْغُلَامِ»؛ نهج البلاغه، حکمت ۸۶
- ↑ دینپرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۲، ص۷۰۲.
- ↑ «وَلاَ تُدْخِلَنَّ فِي مَشُورَتِکَ بَخِيلاً يَعْدِلُ بِکَ عَنِ الْفَضْلِ وَ يَعِدُکَ الْفَقْرَ»؛ نهج البلاغه، نامه ۵۳
- ↑ دینپرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۲، ص۷۰۲.
- ↑ «وَلاَ جَبَاناً يُضْعِفُکَ عَنِ الاُمُورِ»؛ نهج البلاغه، نامه ۵۳
- ↑ دینپرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۲، ص۷۰۳.
- ↑ «وَلاَ حَرِيصاً يُزَيِّنُ لَکَ الشَّرَهَ بِالْجَوْرِ»؛ نهج البلاغه، نامه ۵۳.
- ↑ دینپرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۲، ص۷۰۳.
- ↑ «وَ إِیَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْكَذَّابِ فَإِنَّهُ كَالسَّرَاب ِیُقَرِّبُ عَلَیْكَ الْبَعِیدَ وَ یُبَعِّدُ عَلَیْكَ الْقَرِیبَ»؛ غررالحکم، ۱ / ۵۹۰
- ↑ دینپرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۲، ص۷۰۳.
- ↑ «لَكَ أَنْ تُشِيرَ عَلَيَّ وَ أَرَى، فَإِنْ عَصَيْتُكَ فَأَطِعْنِي»؛ نهج البلاغه، حکمت ۳۲۱.
- ↑ دینپرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۲، ص۷۰۳.