اصالت خانواده در معارف و سیره معصوم

مقدمه

در قرآن کریم و روایات معصومان(ع) بر مراعات این معیار مهم، یعنی انتخاب همسر از خانواده‌های شریف و با اصل و نسب تأکید شده است. اکنون به سیره مبارک رسول خدا و اهل‌بیت(ع) در مراعات این معیار نگاهی خواهیم داشت تا رفتار و کردار آن بزرگواران نیز چون سخنان حکیمانشان، چراغ پرفروغ راهمان باشد. پیش از بیان سیره آن بزرگواران، اشاره به نکته‌ای مناسب است. رسول خدا و امامان معصوم(ع) در مقام توصیه دیگران به امور خیر و برحذر داشتن آنان از امور ناپسند، پیش از دیگران و بیش از آنان خود بدان عمل می‌کردند و سپس دیگران را به این کار ترغیب می‌کردند یا از آن برحذر می‌داشتند.

رسول خدا و اهل‌بیت(ع) در ازدواج و انتخاب همسر اموری را مراعات می‌کردند. بیان داستان زندگی آن عزیزان و برخی از فرزندان و یارانشان خود گواه این مسئله است که ما به گوشه‌هایی از آنها اشاره داشته‌ایم. با دقت در موارد یاد شده به خوبی روشن خواهد شد یکی از امور مهمی که ایشان بدان توجه داشته و آن را در عمل مراعات می‌کرده‌اند، معیار مهم اصالت خانوادگی در انتخاب همسر بوده است. آنان از هر قوم و قبیله‌ای برای خویش همسر انتخاب نمی‌کردند فرزندانشان را نیز به هر شخصی از هر خانواده‌ای به همسری نمی‌دادند و از هر خانواده‌ای برای آنان همسر برنمی‌گزیدند. آنان می‌کوشیدند تا در هر موقعیتی بهترین افراد را از این جهت برگزینند.

به مواردی از این دست که پیش از این به تفصیل اشاره کرده‌ایم، فهرست‌وار نگاهی خواهیم کرد:

خدیجه کبری همسر رسول خدا(ص)

خدیجه کبری(س) شخصیتی معروف و خوش‌نام، بانویی نجیب و باوقار، عفیف و پاک‌دامن، با جایگاه و امتیازهایی فوق‌العاده و از خانواده‌ای شناخته‌شده در آن روزگار بوده است. ویژگی‌های ممتاز ایشان نشان درستی شیوه تربیتی بود که ایشان از خانواده‌اش به یادگار داشت. ویژگی‌های برجسته و جایگاه ممتاز اجتماعی خدیجه و خانواده‌اش موجب شده بود تا بسیاری از رجال معروف و مشهور آن روز حجاز خواهان پیوند با وی باشند اما از آن میان، نه‌تنها به وصلت با رسول خدا رضایت داد بلکه خود در این راه پیشگام شد و رسول خدا(ص) را از خود آن بزرگوار خواستگاری کرد ایشان چندان بر این مسئله پایداری ورزیدند که اعتراض برخی نزدیکان را برانگیخت و البته تا پایان به پای خواسته‌اش ایستاد. این همه از عظمت روح، صداقت قلب و نجابت و اصالت خانوادگی این بانوی سرفراز نشان داشت[۱].

ام سلمه(س)، همسر رسول خدا(ص)

ام‌سلمه(س) بانویی محترم و گرانقدر از پیشکسوتان در اسلام و مهاجران به حبشه بود. او بانویی اهل فضل، صاحب‌نظر و از کم‌شمار افراد باسواد در عصر جاهلیت بود. ام‌سلمه فرزند ابی‌امیه و از خانواده‌ای باشرافت بود که به بخشش و سخاوتمندی شهره بود. ابی‌امیه یا حذیفه، پدر ام‌سلمه، چندان در گشاده‌دستی شهره بود که یکی از چند سخاوتمند عرب و قریش به شمار می‌رفت و به ایشان لقب «زاد الراکب»[۲] داده بودند. عظمت مقام و جایگاه ام‌سلمه و شرافت خانوادگی‌اش موجب شده بود تا پس از شهادت همسرش، خواستگاران بسیاری از میان مردان مشهور آن روز مدینه داشته باشد. سرانجام همای خوشبختی بر بام خانه ام‌سلمه نشست. رسول خدا(ص) او را در نامه‌ای که به خود وی نوشتند خواستگاری کردند و از وی خواستند تا خویش را به عقد رسول خدا درآورد. ام‌سلمه نیز بی‌درنگ و با افتخار پذیرفت و تاج افتخار همسری پیامبر خدا را بر سر نهاد.

رسول خدا(ص) با بانوان خوش‌نام و با اصل و نسب دیگری نیز ازدواج کرده‌اند[۳].

فاطمه زهرا(س)، همسر امیرمؤمنان(ع)

برکت وجود، عظمت روح، مقام، شأن و جایگاه والا و ویژگی‌های اخلاقی و رفتاری حضرت فاطمه زهرا(س) در قیاس با همه زنان عالم از آغاز تا قیامت، بی‌مانند و حتی در مقایسه با مردان عالم نیز جز موارد معدودی چون پدر بزرگوار و همسر گرامیشان بی‌همتاست. اما آنچه بر عظمت آن وجود مقدس می‌افزاید، اصالت، نجابت و جایگاه والای خانواده آن وجود بابرکت است؛ امتیازی که حتی میان اولیای الهی نیز یگانه است. نطفه پاک و بهشتی از صلب برترین انسان و اشرف بنی‌آدم، پیامبر اسلام(ص) و دامن‌ پاک، شیر حلال و تربیت بی‌مانندی که همه را وامدار مادر فداکارش خدیجه کبری(س) بوده، از ایشان انسانی بی‌همتا ساخته است.

ویژگی‌های برجسته‌ای که موجب شد تا حضرت حق تبارک و تعالی به وسیله جبرئیل و رسول خدا(ع) به وجود مقدس ایشان سلام برساند؛ ایشان را کنیز خویش بداند؛ مقامات بلندی برای ایشان نزد خویش در نظر بگیرد و... .

بی‌شک انتخاب فاطمه زهرا از سوی حضرت علی(ع) برای ازدواج جز به سبب همین امتیازهای برجسته و مهم‌تر از همه انتساب ایشان به این خانواده باعظمت و بابرکت نبوده است.

حضرت علی(ع) نیز چنین بوده‌اند. امتیازهای ویژه ایشان در ابعاد گوناگون شخصیتی و رفتاری، شأن و مقام عظیم ایشان نزد حضرت حق تبارک و تعالی، برادری و صمیمیت ایشان با رسول خدا(ص)، همه و همه از ایشان شخصیتی ممتاز و یگانه ساخته بود. اما آنچه در این مقال بیشتر مقصود ماست، شرافت، نجابت و اصالت خانوادگی است که ایشان به‌طور کامل از آن بهره‌مند بودند. ایشان فرزند پدر بزرگواری چون ابوطالب بودند؛ بزرگ‌مرد قریش که مردانگی و نجابت بارزترین ویژگی ایشان و دیگر فرزندان عبدالمطلب و بنی‌هاشم بوده است. این خاندان شریف و نجیب در همیشه تاریخ به ویژگی‌های انسانی و الهی شهره بوده‌اند. آزادمردی که حتی در دوران عسرت و تنگ‌دستی نیز به کرامت و بزرگی شناخته می‌شد. حضرت ابوطالب(ع) حتی پیش از اسلام نیز به دین حضرت ابراهیم و یکتاپرست بودند. پدری مهربان در دوران نوجوانی و جوانی و پشتیبانی قوی برای رسول خدا(ص) در دوران غربت اسلام و مسلمانان مکه در بودند[۴]. امام علی(ع) مادری گرانقدر چون فاطمه بنت اسد داشت که در حق رسول خدا(ص) خدمت‌های بسیاری انجام داد و به حق مادری مهربان برای ایشان بودند. رسول خدا(ص) بارها از ایشان به نیکی یاد فرموده‌اند[۵].

حضرت علی(ع) در خانه‌ای با چنین سرمایه گرانقدر و پرارزش معنوی نشوونما یافتند. افزون بر این، به فرموده خودشان در نهج‌البلاغه دوران کودکی و نوجوانی را بیشتر با رسول خدا(ص) به سر بردند و به سرپرستی آن بزرگوار رشد یافتند و تربیت شدند؛ به گونه‌ای که بسیاری از خلق‌و‌خوی‌ها و رفتاری‌های نیک و پسندیده را از ایشان آموختند[۶]. این بزرگ‌مرد تربیت‌یافته در دامان چنین مربیانی نمونه، بی‌شک کفو و همتایی درخور و یگانه برای بانوی نمونه و سرور بانوان دو عالم بوده است[۷].

ام‌البنین(س)، همسر امیرمؤمنان(ع)

پیش از این اشاره کردیم که پس از حضرت فاطمه زهرا(س)، از میان همسران حضرت علی، حضرت فاطمه کلابیه (ام‌البنین) امتیازهایی فوق‌العاده داشته است. مورخان از خانواده و اجداد پدری و مادری ایشان همیشه به بزرگی و احترام یاد کرده‌اند؛ به گونه‌ای که نام بزرگ‌ترین شجاعان و قهرمانان عرب را می‌توان در میان آنان یافت.

گفته‌اند که عقیل بن ابی‌طالب(ع) معتقد بود میان قبایل عرب، شجاع‌تر و قهرمان‌تر از پدران ام‌البنین وجود نداشته است. به نظر می‌رسد مقصود حضرت علی به برادرشان عقیل درباره انتخاب همسری با ویژگی‌های ممتاز برای ایشان همین بوده است. حضرت به عقیل فرمودند: او بانویی باشد که «وُلِدَتْهَا الفُحُولَةُ مِنَ الْعَرَبِ، فَإِنَّ الْآبَاءَ لَا بُدَّ أَنْ تَعْرِقَ فِي الْبَنِينَ ذَاتِيَّاتِهَا وَ أَوْصَافَهَا فَإِنْ كَانَ الْمَوْلُودُ ذَكَرًا بَانَتْ فِيهِ هَذِهِ الْخِصَالُ الْكَرِيمَةُ، وَ إِنْ كَانَتْ أُنْثَى بَانَتْ فِي أَوْلَادِهَا»[۸]؛ زاده شجاعانی از عرب باشد؛ چراکه صفات و امور ذاتی پدران به ضرورت در فرزندان به ارث گذاشته می‌شود. اگر فرزند پسر باشد این ویژگی‌های برجسته و پسندیده در خود او پدیدار می‌شود و اگر فرزند دختر باشد این ویژگی‌ها در فرزندان دختر ظاهر خواهد شد.

بعدها و پس از ورود ام‌البنین به خانه پرفضیلت حضرت علی(ع) روشن شد که او بانویی با ویژگی‌های برجسته اخلاقی و رفتاری است این‌همه جز از چنان خاندان و قوم و قبیله‌ای ساخته نیست تأکید حضرت مولی به عقیل با همین هدف بوده است. به همین دلیل نیز حضرت مولی و فرزندان بزرگوار ایشان(ع) برای حضرت ام‌البنین احترامی فوق‌العاده قایل بوده‌اند. این مطالب در بخش‌های پیشین همین کتاب به تفصیل آمده است[۹].

شهربانو(س)، همسر امام حسین(ع)

شهربانو از نجیب‌زادگان ایرانی و دختر یزدگرد سوم آخرین پادشاه ایران از سلسله ساسانیان بود. آنچه از آن همه، برای ما در این بخش اهمیت دارد، اصالت و نسب شریف خانوادگی این بانوی مکرم است. این حقیقت از زبان مبارک حضرت علی(ع) درباره این بانوی گرانقدر بیان شده است. حضرت، شهربانو و دیگر زنانی را که به همراه او از خانواده پادشاه ایران اسیر شده بودند کریمان و بزرگ‌زادگانی دانستند که به فرموده رسول خدا(ص) باید ایشان را گرامی داشت[۱۰] و نباید مانند دیگر اسرا با آنان برخورد کرد[۱۱]. افزون بر این، در سخنان حضرت امیرمؤمنان و دیگر امامان معصوم(ع) از پدر او به نیکویی یاد شده است که از مقام والای خانوادگی این بانوی گرانقدر نشان دارد[۱۲].[۱۳]

رباب(س)، همسر امام حسین(ع)

یکی از بانوان گرانقدر که میان زنان امامان معصوم(ع) جایگاهی بس والا دارد، رباب بنت إمرؤالقیس بن عدی بن أوس بن جابر بن کعب بن علیم بن جناب الکلبی، همسر امام حسین(ع) است. پدر رباب از بزرگان قبیله خویش و شخصیتی محترم و عزیز بود. آورده‌اند که در برخوردهای آغازین حضرت علی(ع) با امرؤالقیس، دو تن از دخترانش را برای فرزندان بزرگوارشان امام مجتبی و امام حسین(ع) خواستگاری کردند. امرؤالقیس بی‌درنگ پذیرفت و آن را نعمت و لطفی بزرگ برای خویش یافت[۱۴]. این بانوی بزرگوار چندان به همسر بزرگوارش امام حسین(ع) عشق و علاقه داشت که در واقعه عاشورا نیز کنار ایشان بود. آورده‌اند، پس از آنکه هنگام عبور از قتلگاه دیدگان رباب به بدن پاره‌پاره دردانه رسول خدا افتاد که چگونه بی‌کفن در صحرای کربلا و در زیر گرمای سوزان آفتاب افتاده است، تا مدت‌ها زیر سایه نرفت[۱۵].

نجابت، شرافت و بزرگواری‌ای که نتیجه تربیت این بانوان در خانواده‌هایی بافضیلت است، موجب شده بود که امام حسین(ع) نیز به ایشان بسیار ابراز علاقه کنند[۱۶].

لیلی(س)، همسر امام حسین(ع)

بانو لیلی، دختر ابی مرة بن عروة بن مسعود ثقفی است. این بانوی محترم همسر امام حسین و مادر گرامی حضرت علی بن الحسین، معروف به علی‌اکبر(ع) است. لیلی از خانواده‌ای بزرگ بود. پدر و مادر ایشان از قبایل معروف و مشهور حجاز آن روز بودند. پدر و اجداد پدری لیلی از بزرگان عرب و از قبیله معروف ثقیف بودند[۱۷]. گفته‌اند جد ایشان، عروة بن مسعود، از بزرگان قوم و شبیه‌ترین مردم به حضرت عیسی(ع) بوده است[۱۸]. این بانو دارای چندان شرافت خانوادگی و اصل و نسبی شریف و والا بود که گاه در بیان فضایل حضرت علی‌اکبر، یکی از ویژگی‌های برجسته ایشان را اصل و نسب شریف مادر و اجداد مادری‌شان بیان می‌کردند[۱۹].[۲۰]

فاطمه بنت الحسن(ع)، همسر امام سجاد(ع)

از دیگر نمونه‌های مراعات معیار اصالت خانوادگی در انتخاب همسر را می‌توان در ازدواج امام زین‌العابدین با فاطمه، دختر گرامی عموی بزرگوارشان امام حسن(ع) یافت. پیش از این درباره مقام معنوی و جایگاه بلندمرتبه ایشان نزد حضرت حق تعالی مطالبی را از زبان فرزند بزرگوارشان امام محمد باقر و امام صادق(ع) نقل کردیم[۲۱]. عظمت مقام این بانوی گرامی، پیوند ایشان با خاندان وحی و بیت رفیع امام حسن مجتبی(ع) است این اصل و نسب شریف موجب شد تا ایشان از ذخایر موجود در این بیت بهترین بهره معنوی را ببرد. در نتیجه، افتخار مادری همه ائمه معصوم را پس از امام باقر تا وجود نازنین امام عصر(ع) بیابد. در نتیجه این پیوند مبارک، نسل شریف و نجیب امامان معصوم از هر دو امام بزرگوار یعنی امام حسن و امام حسین(ع) هستند[۲۲].

ام‌فروه(س)، همسر حضرت امام باقر(ع)

شاهد دیگر بر اهمیت دادن اهل‌بیت(ع) به معیار اصالت خانوادگی در انتخاب همسر، ازدواج امام محمد باقر با ام فروه(ع) است. ام فروه فرزند قاسم بن محمد بن ابی‌بکر(ع) است درباره مقام علمی و معنوی[۲۳] این بانوی گرانقدر و پایبندی ایشان به سنن دینی، نکته‌هایی در نقل‌های تاریخی و حدیثی از اهل‌بیت(ع) به چشم می‌خورد[۲۴].

جناب محمد بن ابی‌بکر از شخصیت‌های برجسته صدر اسلام است که در خانه پرفضیلت اهل‌بیت و در دامان حضرت علی(ع) پرورش یافته است[۲۵]. حضرت برای وی همسری از بزرگ‌زادگان برگزید. قاسم بن محمد بن ابی‌بکر فرزند چنین پدری است. بی‌شک انتخاب ام فروه از آن روی بود که ایشان در چنین خانه پربرکتی پرورش یافته و صاحب آن همه کمالات و فضایل انسانی بود[۲۶].

نرجس خاتون(س)، همسر امام حسن عسکری(ع)

جناب نرجس خاتون نیز چون جناب شهربانو از بزرگ‌زادگان و نجبا بود که به مملکت روم تعلق داشت. آن بزرگوار خود را چنین معرفی فرموده است: «نام من ملیکه است. من دختر قیصر، پادشاه روم هستم. مادرم از فرزندان حواریون حضرت عیسی(ع) و از نوادگان شمعون، وصی حضرت عیسی است...»[۲۷].

شخصیت فردی و خانوادگی و داستان زندگی، اسارت، آزادی و ازدواج نرجس خاتون بسیار به جناب شهربانو همسر امام حسین(ع) شبیه است. او نیز به توصیه امام هادی از میان اسرای روم جدا گشت و به سامرا منتقل شد. آنگاه خود حضرت او را به عقد ازدواج فرزند بزرگوارشان امام عسکری(ع) درآوردند[۲۸]. اهل‌بیت(ع) به این بانوی گرامی، به سبب ویژگی‌های نیک و برجسته‌شان که البته نتیجه تربیت در خانواده‌ای اصیل و نجیب است، بسیار احترام می‌گذاردند.

توجه به اصالت خانوادگی به منزله معیار و ملاکی مهم در انتخاب همسر، کانون توجه رسول خدا و اهل‌بیت(ع) بوده است. آن بزرگواران چه در مواردی که خود به ازدواج اقدام می‌کردند یا قصد اقدام به ازدواج برای فرزندان یا خویشان و یارانشان را داشتند، رعایت این معیار مهم را ضروری می‌دانستند. سیره آن عزیزان و سخنانی که از ایشان گزارش شده گواه صادقی بر این ادعاست.

البته در ازدواج‌های رسول خدا و اهل‌بیت(ع) مواردی نیز به چشم می‌خورد که بنا به مصالحی خاص انجام شده است. در چنین مواردی معصومان در مقام عمل و تزاحم رعایت آن مصالح و یا معیارهای لازم در انتخاب همسر، مصلحت اهم را مقدم می‌داشتند. به همین دلیل است که ما گاه پیوند ایشان را با زنانی می‌بینیم که به هیچ‌روی با مقام و منزلت، روحیات، منش و شخصیت و جایگاه والای آن بزرگواران سازگار نبوده‌اند و گاه دردسرها و گرفتاری‌هایی را نیز برای ایشان ایجاد می‌کردند[۲۹].[۳۰]

منابع

پانویس

  1. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۵۴.
  2. «زادالراکب» به شخصی می‌گفتند که بسیار سخاوتمند و بخشنده باشد. چنین فردی در مسافرت‌ها هزینه دیگران را متحمل می‌شد به همین دلیل دیگر همسفران با خود زاد و توشه‌ای را همراه نمی‌کردند. در میان عرب آن روز، چند تن انگشت‌شمار به این لقب معروف بودند که یکی از آنها همین حذیفه، پدر جناب ام‌سلمه بوده است (شرف الدین بن ابی الحسن الدمیاطی، نساء الرسول، ص۵۵).
  3. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۵۴.
  4. در این باره در نقل‌های تاریخی چنین آمده است: «أَنَّهُ لَمَّا حَضَرَتْ عَبْدَ الْمُطَّلِبِ الْوَفَاةُ دَعَا ابْنَهُ أَبَا طَالِبٍ فَقَالَ لَهُ: يَا بُنَيَّ! قَدْ عَلِمْتَ شِدَّةَ حُبِّي لِمُحَمَّدٍ وَ وَجْدِي بِهِ انْظُرْ كَيْفَ تَحْفَظُنِي فِيهِ. قَالَ أَبُو طَالِبٍ: يَا أَبَهْ! لَا تُوصِنِي بِمُحَمَّدٍ فَإِنَّهُ ابْنِي وَ ابْنُ أَخِي. فَلَمَّا تُوُفِّيَ عَبْدُ الْمُطَّلِبِ كَانَ أَبُو طَالِبٍ يُؤْثِرُهُ بِالنَّفَقَةِ وَ الْكِسْوَةِ عَلَى نَفْسِهِ وَ عَلَى جَمِيعِ أَهْلِهِ» (محمد بن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل ابی‌طالب، ج۱، ص۳۶؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۵، ص۸۷). همچنین درباره کوشش حضرت ابوطالب در محافظت از جان شریف رسول خدا(ص) چنین گزارش شده است: «وَ كَانَ النَّبِيُّ(ص) إِذَا أَخَذَ مَضْجَعَهُ وَ نَامَتِ الْعُيُونُ جَاءَهُ أَبُو طَالِبٍ فَأَنْهَضَهُ عَنْ مَضْجَعِهِ وَ أَضْجَعَ عَلِيّاً مَكَانَهُ وَ وَكَّلَ عَلَيْهِ وُلْدَهُ وَ وُلْدَ أَخِيهِ» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۵، ص۹۳). گزارش شده است که پس از بعثت نیز حضرت ابوطالب از رسول خدا(ص) در برابر تهدیدهای کشنده مشرکان و کفار با همه توان و تا آخرین رمق‌های زندگی شریفش دفاع کرد؛ به گونه‌ای که گویا ایشان وظیفه‌ای جز محافظت از جان شریف حضرت و دفاع از حریم رسالت نداشت. در برخی منابع اهل سنت آمده است که وقتی حادثه‌ای ایشان را از در خطر بودن جان شریف رسول خدا نگران کرده بود، این پیرمرد کهنسال شجاعت بی‌نظیری نشان داد و از مشرکان این‌گونه زهرچشم گرفت: «وَ اللَّهِ لَوْ قَتَلْتُمُوهُ مَا بَقِّيْتُ مِنْكُمْ أَحَدًا» (جعفر سبحانی، فروغ ابدیت، ص۳۵۹؛ به نقل از: محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۰۲-۲۰۳).
  5. روایات در این باره بسیار است؛ برای نمونه تنها به یک مورد اشاره می‌کنیم: «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: إِنَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ أَسَدٍ أُمَّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ كَانَتْ أَوَّلَ امْرَأَةٍ هَاجَرَتْ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ(ص) مِنْ مَكَّةَ إِلَى الْمَدِينَةِ عَلَى قَدَمَيْهَا وَ كَانَتْ مِنْ أَبَرِّ النَّاسِ بِرَسُولِ اللَّهِ(ص) فَسَمِعَتْ رَسُولَ اللَّهِ(ص) وَ هُوَ يَقُولُ: إِنَّ النَّاسَ يُحْشَرُونَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عُرَاةً كَمَا وُلِدُوا. فَقَالَتْ: وَا سَوْأَتَاهْ! فَقَالَ لَهَا رَسُولُ اللَّهِ(ص) فَإِنِّي أَسْأَلُ اللَّهَ أَنْ يَبْعَثَكِ كَاسِيَةً وَ سَمِعَتْهُ يَذْكُرُ ضَغْطَةَ الْقَبْرِ. فَقَالَتْ: وَا ضَعْفَاهْ! فَقَالَ لَهَا رَسُولُ اللَّهِ(ص) فَإِنِّي أَسْأَلُ اللَّهَ أَنْ يَكْفِيَكِ ذَلِكِ. وَ قَالَتْ لِرَسُولِ اللَّهِ(ص) يَوْماً: إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُعْتِقَ جَارِيَتِي هَذِهِ، فَقَالَ لَهَا: إِنْ فَعَلْتِ أَعْتَقَ اللَّهُ بِكُلِّ عُضْوٍ مِنْهَا عُضْواً مِنْكِ مِنَ النَّارِ. فَلَمَّا مَرِضَتْ أَوْصَتْ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ(ص) وَ أَمَرَتْ أَنْ يُعْتِقَ خَادِمَهَا وَ اعْتُقِلَ لِسَانُهَا فَجَعَلَتْ تُومِي إِلَى رَسُولِ اللَّهِ(ص) إِيمَاءً. فَقَبِلَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) وَصِيَّتَهَا. فَبَيْنَمَا هُوَ ذَاتَ يَوْمٍ قَاعِدٌ إِذْ أَتَاهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) وَ هُوَ يَبْكِي. فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ(ص): مَا يُبْكِيكَ؟ فَقَالَ: مَاتَتْ أُمِّي فَاطِمَةُ. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ: وَ أُمِّي وَ اللَّهِ، وَ قَامَ مُسْرِعاً حَتَّى دَخَلَ فَنَظَرَ إِلَيْهَا وَ بَكَى ثُمَّ أَمَرَ النِّسَاءَ أَنْ يَغْسِلْنَهَا وَ قَالَ(ص): إِذَا فَرَغْتُنَّ فَلَا تُحْدِثْنَ شَيْئاً حَتَّى تُعْلِمْنَنِي. فَلَمَّا فَرَغْنَ أَعْلَمْنَهُ بِذَلِكَ فَأَعْطَاهُنَّ أَحَدَ قَمِيصَيْهِ الَّذِي يَلِي جَسَدَهُ وَ أَمَرَهُنَّ أَنْ يُكَفِّنَّهَا فِيهِ وَ قَالَ لِلْمُسْلِمِينَ: إِذَا رَأَيْتُمُونِي قَدْ فَعَلْتُ شَيْئاً لَمْ أَفْعَلْهُ قَبْلَ ذَلِكَ فَسَلُونِي لِمَ فَعَلْتُهُ فَلَمَّا فَرَغْنَ مِنْ غُسْلِهَا وَ كَفْنِهَا دَخَلَ(ص) فَحَمَلَ جَنَازَتَهَا عَلَى عَاتِقِهِ فَلَمْ يَزَلْ تَحْتَ جَنَازَتِهَا حَتَّى أَوْرَدَهَا قَبْرَهَا ثُمَّ وَضَعَهَا وَ دَخَلَ الْقَبْرَ فَاضْطَجَعَ فِيهِ ثُمَّ قَامَ فَأَخَذَهَا عَلَى يَدَيْهِ حَتَّى وَضَعَهَا فِي الْقَبْرِ ثُمَّ انْكَبَّ عَلَيْهَا طَوِيلًا يُنَاجِيهَا وَ يَقُولُ لَهَا: ابْنُكِ ابْنُكِ ابْنُكِ، ثُمَّ خَرَجَ وَ سَوَّى عَلَيْهَا ثُمَّ انْكَبَّ عَلَى قَبْرِهَا فَسَمِعُوهُ يَقُولُ: لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَوْدِعُهَا إِيَّاكَ. ثُمَّ انْصَرَفَ فَقَالَ لَهُ الْمُسْلِمُونَ: إِنَّا رَأَيْنَاكَ فَعَلْتَ أَشْيَاءَ لَمْ تَفْعَلْهَا قَبْلَ الْيَوْمِ فَقَالَ(ص): الْيَوْمَ فَقَدْتُ بِرَّ أَبِي طَالِبٍ إِنْ كَانَتْ لَيَكُونُ عِنْدَهَا الشَّيْ‏ءُ فَتُؤْثِرُنِي بِهِ عَلَى نَفْسِهَا وَ وَلَدِهَا وَ إِنِّي‏ ذَكَرْتُ الْقِيَامَةَ وَ أَنَّ النَّاسَ يُحْشَرُونَ عُرَاةً فَقَالَتْ: وَا سَوْأَتَاهْ! فَضَمِنْتُ لَهَا أَنْ يَبْعَثَهَا اللَّهُ كَاسِيَةً وَ ذَكَرْتُ ضَغْطَةَ الْقَبْرِ فَقَالَتْ وَا ضَعْفَاهْ فَضَمِنْتُ لَهَا أَنْ يَكْفِيَهَا اللَّهُ ذَلِكَ فَكَفَّنْتُهَا بِقَمِيصِي وَ اضْطَجَعْتُ فِي قَبْرِهَا لِذَلِكَ وَ انْكَبَبْتُ عَلَيْهَا فَلَقَّنْتُهَا مَا تُسْأَلُ عَنْهُ فَإِنَّهَا سُئِلَتْ عَنْ رَبِّهَا فَقَالَتْ: وَ سُئِلَتْ عَنْ رَسُولِهَا فَأَجَابَتْ وَ سُئِلَتْ عَنْ وَلِيِّهَا وَ إِمَامِهَا فَأُرْتِجَ عَلَيْهَا فَقُلْتُ: ابْنُكِ ابْنُكِ ابْنُكِ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۱، ص۴۵٣).
  6. حضرت مولی(ع) این حقیقت را چنین بیان فرمودند: «... وَ قَدْ عَلِمْتُمْ مَوْضِعِي مِنْ رَسُولِ اللَّهِ(ص) بِالْقَرَابَةِ الْقَرِيبَةِ وَ الْمَنْزِلَةِ الْخَصِيصَةِ وَضَعَنِي فِي حِجْرِهِ وَ أَنَا وَلِيدٌ يَضُمُّنِي إِلَى صَدْرِهِ وَ يَكْنُفُنِي فِي فِرَاشِهِ وَ يُمِسُّنِي جَسَدَهُ وَ يُشِمُّنِي عَرْفَهُ وَ كَانَ يَمْضَغُ الشَّيْ‏ءَ ثُمَّ يُلْقِمُنِيهِ وَ مَا وَجَدَ لِي كَذْبَةً فِي قَوْلٍ وَ لَا خَطْلَةً فِي فِعْلٍ وَ لَقَدْ قَرَنَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ بِهِ مِنْ لَدُنْ أَنْ كَانَ فَطِيماً أَعْظَمَ مَلَكٍ مِنْ مَلَائِكَتِهِ يَسْلُكُ بِهِ طَرِيقَ الْمَكَارِمِ وَ مَحَاسِنَ أَخْلَاقِ الْعَالَمِ لَيْلَهُ وَ نَهَارَهُ وَ لَقَدْ كُنْتُ أَتَّبِعُهُ اتِّبَاعَ الْفَصِيلِ أَثَرَ أُمِّهِ يَرْفَعُ لِي فِي كُلِّ يَوْمٍ عَلَماً مِنْ أَخْلَاقِهِ وَ يَأْمُرُنِي بِالاقْتِدَاءِ بِهِ وَ لَقَدْ كَانَ يُجَاوِرُ فِي كُلِّ سَنَةٍ بِحِرَاءَ فَأَرَاهُ وَ لَا يَرَاهُ غَيْرِي وَ لَمْ يَجْمَعْ بَيْتٌ وَاحِدٌ يَوْمَئِذٍ فِي الْإِسْلَامِ غَيْرَ رَسُولِ‏ اللَّهِ(ص) وَ خَدِيجَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا وَ أَنَا ثَالِثُهُمَا أَرَى نُورَ الْوَحْيِ وَ الرِّسَالَةِ وَ أَشُمُّ رِيحَ النُّبُوَّةِ وَ لَقَدْ سَمِعْتُ رَنَّةَ الشَّيْطَانِ حِينَ نَزَلَ الْوَحْيُ عَلَيْهِ(ص) فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! مَا هَذِهِ الرَّنَّةُ؟ فَقَالَ: هَذَا الشَّيْطَانُ قَدْ أَيِسَ مِنْ عِبَادَتِهِ. إِنَّكَ تَسْمَعُ مَا أَسْمَعُ وَ تَرَى مَا أَرَى إِلَّا أَنَّكَ لَسْتَ بِنَبِيٍّ وَ لَكِنَّكَ وَزِيرٌ وَ إِنَّكَ لَعَلَى خَيْرٍ...» (محمد بن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل ابی‌طالب، ج۲، ص۱۸۰؛ عزالدین بن ابی الحدید، شرح نهج‌البلاغة، ج۱۳، ص۱۹۷؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج١۴، ص۴٧۶).
  7. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۵۵.
  8. باقر شریف القرشی، العباس بن علی رائد الکرامة و الفداء فی الإسلام، ص۲۲؛ مرتضی مطهری، حماسه حسینی، ج۱، ص۵۹.
  9. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۵۸.
  10. «لَمَّا وَرَدَ سَبْيُ الْفُرْسِ إِلَى الْمَدِينَةِ أَرَادَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ بَيْعَ النِّسَاءِ وَ أَنْ يَجْعَلَ الرِّجَالَ عَبِيداً فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع): إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) قَالَ: أَكْرِمُوا كَرِيمَ كُلِّ قَوْمٍ» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴۶، ص١۶).
  11. پیش از این روایتی را از جابر بن عبدالله انصاری از امام باقر(ع) نقل کردیم که وقتی دختر یزدگرد پادشاه ایران زمین را به همراه دیگر اسرا به مدینه نزد عمر آوردند خلیفه قصد داشت آنان را بفروشد. حضرت علی که به همراه فرزند بزرگوارشان امام حسین(ع) حاضر بودند مانع این کار شدند و فرمودند به امر رسول خدا باید مقام و منزلت بزرگان هر قوم و ملتی را پاس داشت تا بزرگ‌زادگان از جمله شهربانو، دختر پادشاه ایران در انتخاب افراد برای ازدواج مختار باشند. وقتی چنین شد، شهربانو بی‌درنگ بر کتف مبارک امام حسین دست گذاشت و ایشان را برگزید... (قطب‌الدین راوندی، الخرائج و الجرائح، ج۲، ص۷۵۰؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴۶، ص١٠؛ میرزاحسین النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج۱۳، ص۳۷۷).
  12. مرحوم شیخ مفید نقل می‌کنند که وقتی شهربانو به همراه دیگر ایرانیان و گروهی از همراهان اسیر شدند و به مدینه منتقل گردیدند در برخوردهای نخستین حضرت امیرالمؤمنین با شهربانو امام او را گرامی داشتند و از پدرش به بزرگی یاد فرمودند او آن واقعه را چنین گزارش کرده است: «سَأَلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ شَاهْ‏زَنَانَ بِنْتَ كِسْرَى حِينَ أُسِرَتْ: مَا حَفِظْتِ عَنْ أَبِيكِ بَعْدَ وَقْعَةِ الْفِيلِ؟ قَالَتْ: حَفِظْتُ عَنْهُ أَنَّهُ كَانَ يَقُولُ: إِذَا غَلَبَ اللَّهُ عَلَى أَمْرٍ ذَلَّتِ الْمَطَامِعُ دُونَهُ وَ إِذَا انْقَضَتِ الْمُدَّةُ كَانَ الْحَتْفُ فِي‏ الْحِيلَةِ فَقَالَ(ع): مَا أَحْسَنَ مَا قَالَ أَبُوكِ! تَذِلُّ الْأُمُورُ لِلْمَقَادِيرِ حَتَّى يَكُونَ الْحَتْفُ فِي التَّدْبِيرِ»؛ امیرمؤمنان(ع) از ایشان پرسیدند: «زمانی که ابرهه با فیل‌هایش به خانه کعبه هجوم آورد، پدرتان چه گفت؟» شهربانو عرض کرد: «به یاد دارم که ایشان پیوسته می‌گفت وقتی خداوند بر امری غالب شود همه مطامع و خواسته‌ها ذلیل او می‌شود و کسی را یارای مقابله با او نیست و هنگامی که مدت مهلت الهی به سر رسد چاره‌ای جز تسلیم شدن در برابر قضای الهی نیست». حضرت وقتی این کلام یزدگرد را شنیدند به شهربانو فرمودند: «پدرت چه بیان نیکویی گفتند». خداوند برای هر امری مقدار و اندازه‌ای در نظر دارد وقتی زمان مرگ و قضا فرا برسد تدبیری جز آن نیست در این بیان حضرت از گفتار و مقام یزدگرد ساسانی، پدر شهربانو تجلیل کردند که این خود نشان جلالت جایگاه و مقام شهربانو است (محمد بن محمد بن نعمان عکبری بغدادی (شیخ مفید)، الإرشاد، ج۱، ص۳۰۲؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴۶، ص١٢).
  13. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۵۹.
  14. «فَأَدْرَكَهُ عَلِيٌّ فَأَخَذَ بِمَنْكِبَيْهِ وَ قَالَ: يَا عَمِّ! أَنَا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ابْنُ عَمِّ النَّبِيِّ(ص)، وَ هَذَانِ ابْنَايِ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ أُمُّهُمَا فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ(ص)، وَ قَدْ أَحْبَبْتُ مُصَاهَرَتَكَ لِنَفْسِي وَ لَهُمَا فَزَوِّجْنَا. قَالَ: نَعَمْ وَ نُعْمَةَ عَيْنٍ وَ كَرَامَةً، قَدْ زَوَّجْتُكَ يَا أَبَا الْحَسَنِ الْمُحَيَّاةَ بِنْتَ إِمْرِئِ الْقَيْسِ، وَ زَوَّجْتُ حَسَنًا زَيْنَبَ، وَ زَوَّجْتُ حُسَيْنًا الرَّبَابَ بِنْتَ إِمْرِئِ الْقَيْسِ» (احمد بن یحیی البلاذری، أنساب الأشراف، ج۲، ص١٩۵).
  15. جواد محدثی، فرهنگ عاشورا، ص۱۹۶؛ به نقل از ابوالحسن علی بن ابی‌الکرم ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۷۵؛ جواد شبر، ادب الطف، ج۱، ص۶٣.
  16. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۶۱.
  17. محمد بن محمد بن نعمان عکبری بغدادی (شیخ مفید)، الإرشاد، ج۲، ص١٠۵؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۹۸، ص٣١۶).
  18. علی بن ابی الکرم بن اثیر، أسدالغابة، ج۳، ص۵٢٩.
  19. گویند روزی معاویه از اطرافیان خود پرسید: «به نظر شما چه کسی بیش از همه سزاوار خلافت است؟» آنها پاسخ گفتند: «البته شما». او گفت: «به اعتقاد من سزاوارترین شخص برای خلافت علی بن الحسین است. همو که آیینه جدش رسول خدا(ص) و دارای صفات ممتازی چون شجاعت بنی‌هاشم و سخاوت بنی‌امیه، زیبایی چهره و فخر و فخامت ثقیف است (علی بن الحسین ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۸۰؛ محمد السماوی، أبصارالعین، ص۴٩؛ شیخ عباس قمی، منتهی الأمال، ج۱، ص۶٨٩).
  20. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۶۲.
  21. امام باقر(ع) برای مادرشان بسیار احترام قایل بودند و درباره مقام معنوی ایشان فرموده‌اند: «كَانَتْ أُمِّي قَاعِدَةً عِنْدَ جِدَارٍ فَتَصَدَّعَ الْجِدَارُ وَ سَمِعْنَا هَدَّةً شَدِيدَةً فَقَالَتْ بِيَدِهَا لَا وَ حَقِّ الْمُصْطَفَى مَا أَذِنَ اللَّهُ لَكَ فِي السُّقُوطِ فَبَقِيَ مُعَلَّقاً فِي الْجَوِّ حَتَّى جَازَتْهُ فَتَصَدَّقَ أَبِي عَنْهَا بِمِائَةِ دِينَارٍ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۱، ص۴۶٩؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴۶، ص٣۶۶؛ شیخ عباس قمی، منتهی الأمال، ج۲، ص۱۷۳). همچنین از امام صادق(ع) درباره ایشان چنین نقل شده است: «ذَكَرَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع) جَدَّتَهُ أُمَّ أَبِيهِ يَوْماً فَقَالَ: كَانَتْ صِدِّيقَةً لَمْ تُدْرَكْ فِي آلِ الْحَسَنِ امْرَأَةٌ مِثْلُهَا» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۱، ص۴۶٩؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴۶، ص٣۶۶؛ شیخ عباس قمی، منتهی الأمال، ج۲، ص۱۷۳).
  22. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۶۲.
  23. نقل شده است که امام صادق(ع) به واسطه ایشان از پدر بزرگوارشان امام باقر(ع) روایاتی را نقل فرموده‌اند. از جمله آن روایات حدیث معروف فضایل شیعیان است: «عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ جَرِيرٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع):... وَ قَالَتْ أُمِّي: قَالَ أَبِي: يَا أُمَّ فَرْوَةَ! إِنِّي لَأَدْعُو اللَّهَ لِمُذْنِبِي شِيعَتِنَا فِي الْيَوْمِ وَ اللَّيْلَةِ أَلْفَ مَرَّةٍ لِأَنَّا نَحْنُ فِيمَا يَنُوبُنَا مِنَ الرَّزَايَا نَصْبِرُ عَلَى مَا نَعْلَمُ مِنَ الثَّوَابِ وَ هُمْ يَصْبِرُونَ عَلَى مَا لَا يَعْلَمُونَ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۱، ص۴٧٢؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٧، ص٧).
  24. درباره عمق دینداری و پرهیزکاری ایشان چنین نقل شده است: «مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى قَالَ: رَأَيْتُ أُمَّ فَرْوَةَ تَطُوفُ بِالْكَعْبَةِ عَلَيْهَا كِسَاءٌ مُتَنَكِّرَةً فَاسْتَلَمَتِ الْحَجَرَ بِيَدِهَا الْيُسْرَى فَقَالَ لَهَا رَجُلٌ مِمَّنْ يَطُوفُ: يَا أَمَةَ اللَّهِ! أَخْطَأْتِ السُّنَّةَ. فَقَالَتْ: إِنَّا لَأَغْنِيَاءُ عَنْ عِلْمِكَ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۴، ص۴٢٨). همچنین در بیان جایگاه والای ام فروه همین بس که امام معصوم و بزرگواری چون امام صادق(ع) از ایشان به بزرگی یاد کرده و فرموده‌اند: «عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ جَرِيرٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع):... وَ كَانَتْ أُمِّي مِمَّنْ آمَنَتْ وَ اتَّقَتْ وَ أَحْسَنَتْ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۱، ص۴٧٢؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٧، ص٧).
  25. محمد بن ابی‌بکر از سن دو سالگی به همراه مادرش اسما بنت عمیس به خانه حضرت علی(ع) گام نهاد. حضرت خود عهده‌دار تربیت وی شدند و می‌فرمودند: «محمد فرزند من از صلب ابی‌بکر است». (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۲، ص۱۹۵؛ ج۳۳، ص۵۸۱؛ ج۴٢، ص١٠۵؛ ج۴٣، ص١۶٢؛ عزالدین بن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغة، ج١۶، ص١۴٢؛ میرزاحسین النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج۲، ص۴٧٢).
  26. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۶۳.
  27. «... أَنَا مُلَيْكَةُ بِنْتُ يَشُوعَا بْنِ قَيْصَرَ مَلِكِ الرُّومِ وَ أُمِّي مِنْ وُلْدِ الْحَوَارِيِّينَ تُنْسَبُ إِلَى وَصِيِّ الْمَسِيحِ شَمْعُونَ...» (محمد بن شهر آشوب مازندرانی، مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۴۴٠؛ محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، کمال الدین، ج۴، ص۴٢٠؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۵۱، ص۶).
  28. (محمد بن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۴۴٠؛ محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، کمال الدین، ج۴، ص۴٢٠؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۵۱، ص۶؛ شیخ عباس قمی، منتهی الآمال، ج۲، ص۱۷۳)
  29. مواردی چون ازدواج رسول خدا(ص) با برخی زنان چون حفصه و عایشه، ازدواج امام مجتبی(ع) با جعده دختر اشعث بن قیس؛ ازدواج امام باقر(ع) با زنی که بعدها به طلاق ایشان مجبور شدند؛ ازدواج امام جواد(ع) با دختر مأمون عباسی و... یا مواردی که مجبور می‌شدند و یا بنابر مصالحی دختران خویش را به ازدواج مردانی که به هیچ روی کفو آنها نبوده‌اند، درمی‌آوردند.
  30. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۶۴.