فرزندان امام کاظم

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Bahmani (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۷ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۳:۰۱ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

مقدمه

به فرزندان و اولاد امامان دوازده گانه شیعیان، «امام‌زاده» اطلاق می‌گردد. در میان امامان معصوم (ع)، بعد از امام علی (ع)، امام موسی کاظم (ع) با ۳۷ فرزند بیشترین اولاد را داشته‌اند. در باب کثرت فرزندان امام کاظم (ع) می‌توان احتمال داد که پس از قتل و عام و کشتارهای فراوان سادات علوی و بنی الحسن در زمان بنی امیه به وسیله حاکمان، سیاست ازدیاد نسل نوادگان پیامبر (ص) و امام‌زادگان (ع)، از سوی امام کاظم (ع) دنبال شده باشد و کثرت فرزندان امام هفتم (ع) می‌تواند قرینه‌ای بر این احتمال به شمار آید.

بسیاری از امام‌زادگان دانشورانی بزرگ و مجاهادانی سترگ و زاهد بودند، که رسالت تبلیغ دین و آموزش حقایق مکتب احیاگر اسلام را بر دوش داشتند. برخی از آنان برای رساندن پیام ایمان در روستاهای دور افتاده و بر فراز کوه‌ها و در دل کویرها، زندگی را مخفیانه و مظلومانه سپری کردند.

یعقوبی می‌نویسد: برای موسی بن جعفر(ع)، هجده پسر و بیست و سه دختر بود. پسران عبارت بودند از: علی الرضا(ع)، زید، ابراهیم، هارون، حسن، حسین، عبدالله، اسماعیل، عبیدالله، محمد، احمد، جعفر، اسحاق، عباس، حمزه، قاسم، فضل و سلیمان[۱]. بنا به نقل ابن طلحه شافعی، امام کاظم(ع) سی و هشت فرزند از دختر و پسر داشت که بیست تن از آنان پسر بودند: علی الرضا(ع)، زید، ابراهیم، عقیل، هارون، حسن، حسین، عبدالله، اسماعیل، عبیدالله، محمد، احمد، جعفر، یحیی، اسحاق، عباس، حمزه، عبدالرحمن، قاسم، جعفرالاصغر[۲]. شیخ مفید می‌نویسد: حضرت موسی بن جعفر(ع) سی و هفت فرزند پسر و دختر داشت: علی بن موسی الرضا(ع)، ابراهیم، عباس، قاسم که مادرشان کنیز بود. اسماعیل، جعفر، هارون و حسن مادر آنان کنیز دیگری بود، احمد، محمد، حمزه مادرشان کنیزی به نام ام‌احمد بود. عبدالله، اسحاق، عبیدالله، زید، حسن، فضل، حسین، سلیمان، فاطمه کبری، فاطمه صغری، رقیه، حکیمه، ام‌ابیها، رقیه صغری، ام‌جعفر، لبابه، زینب، خدیجه، علیه، آمنه، حسنه، بریهه، عایشه، ام‌سلمه، میمونه و ام‌کلثوم که مادرشان کنیزهای مختلفی بوده است[۳]. سبط ابن جوزی می‌نویسد: سیره‌نویسان می‌گویند: وی بیست پسر و بیست دختر داشت: امام علی بن موسی(ع)، زید (زید النار)، ابراهیم، عقیل، هارون، حسن، عبدالله، عبیدالله، اسماعیل، احمد، جعفر، یحیی، اسحاق، عباس، حمزه، عبدالرحمن، قاسم، جعفر اصغر، محمد[۴].

بنا به نقل طبرسی، حضرت موسی بن جعفر(ع) سی و هشت فرزند از دختر و پسر داشتند: حضرت رضا(ع)، ابراهیم، عباس، قاسم، احمد، محمد، حمزه، اسماعیل، جعفر، هارون، حسن عبدالله، اسحاق، عبیدالله، زید، فضل، سلیمان، فاطمه کبری، فاطمه صغری، رقیه، حکیمه، ام‌ابیها، رقیه صغری، کلثم، ام‌جعفر، لبابه، زینب، خدیجه، علیه، آمنه، حسنه، بریهه، عایشه، ام‌سلمه، میمونه و ام‌کلثوم[۵]. ابونصر بخاری گوید: موسی بن جعفر(ع) هجده پسر و بیست و دو دختر داشت که گروهی از آنان اعقاب و اولاد دارند. احمد بن عیسی نسابه گفته است: پانزده تن از فرزندان آن حضرت دارای اعقاب هستند. عمری نسابه گوید: بدون شک سیزده تن از آنان دارای فرزند بوده‌اند. او گوید: از فرزندان موسی بن جعفر(ع) که دارای اولاد و احفاد هستند و همه علمای نسب در آن اتفاق دارند عبارت‌اند از: امام علی بن موسی(ع)، ابراهیم اصغر، عباس، اسماعیل، محمد، عبدالله عبیدالله، جعفر، اسحاق و حمزه[۶].

ابن‌صباغ مالکی فرزندان امام موسی بن جعفر(ع) را شصت تن می‌داند: سی و هفت دختر و بیست و سه پسر، اما نام همه آنها را ذکر نمی‌کند و می‌نویسد: پنج نفر آنها بدون اختلاف از دنیا رفتند و فرزندی نداشتند به نام‌های عبدالرحمان، عقیل، قاسم، یحیی و داوود و سه نفر آنها دارای دختر شدند و فرزند پسر نداشتند: سلیمان، فضل و احمد پنج نفر در بازماندگان آنها اختلاف است: حسین، ابراهیم، اکبر، هارون، زید و حسن و ده نفر بدون اختلاف دارای فرزند پسر بودند: علی الرضا(ع)، ابراهیم اصغر، عباس، اسماعیل، محمد، اسحاق، حمزه، عبدالله، عبیدالله و جعفر[۷]. علی بن عیسی اربلی تعداد پسران را بیست نفر و دختران را هجده نفر می‌داند. پسران: علی(ع)، ابراهیم، عباس، قاسم، عبدالله، اسحاق، عبیدالله، زید، حسن، اسماعیل، جعفر، هارون، حسین، احمد محمد و حمزه، یحیی، عقیل، عبدالرحمان و عمر[۸].

ابن شهرآشوب اولاد موسی بن جعفر(ع) را سی نفر می‌داند، اگرچه می‌نویسد: بعضی سی و هفت نفر نیز گفته‌اند. پسرانش هجده نفر به نام‌های علی بن موسی الرضا(ع) امام هشتم، ابراهیم، عباس، قاسم، عبدالله، اسحاق، عبیدالله، زید حسن، فضل، اسماعیل، جعفر، هارون، حسن، احمد، محمد، حمزه، یحیی، عقیل و عبدالرحمان از کنیزان مختلف. ایشان همچنین می‌نویسد: کسانی که از خود نسلی باقی گذاردند، ده نفرند که عبارت‌اند از: حضرت رضا(ع)، ابراهیم، عباس، اسماعیل، محمد، عبدالله، حسن، جعفر، اسحاق و حمزه[۹]. ابن شدقم گوید: موسی بن جعفر(ع) چهارده پسر داشت: حسن، حسین، زید (زید النار)، عبدالله، عبیدالله، عباس، حمزه، جعفر، هارون، اسحاق، اسماعیل، محمد عابد، ابراهیم و امام علی الرضا(ع) و همگان اولاد و اعقاب دارند[۱۰]. سید جعفر آل بحرالعلوم می‌نویسد: حضرت موسی بن جعفر(ع) دارای سی و هفت فرزند بود، اما بعضی سی و نه نفر نیز نوشته‌اند: پسرانش عبارت‌اند از علی بن موسی الرضا(ع)، ابراهیم، عباس، قاسم و اسماعیل که دارای زیارتگاه بزرگی در تویسرکان ایران است، جعفر، هارون، حسن، احمد، محمد، حمزه، عبدالله، اسحاق، عبیدالله، زید، فضل که قبرش در بهبهان معروف است و زیارت می‌شود معروف به شاه فضل، حسین، سلیمان از کنیزان مختلف[۱۱].[۱۲]

در این مقال با گوشه‌ای از زندگانی برخی از فرزندان ذکور امام موسی بن جعفر (ع) آشنا می‌شویم.

فرزندان پسر

امام رضا علیه‌السلام

ابراهیم

آن زمان که امام رضا (ع) در مرو به سر می‌بردند، هر از چند گاهی نامه‌هایی را برای خانواده خویش به سوی مدینه گسیل می‌داشتند که در یکی از این نامه‌ها، از ظلم و ستم مأمون مطالبی را برای خانواده نوشتند و گویا از باب دلتنگی و استمداد از دیگر برادران، ایشان را به خراسان دعوت نمودند. به محض وصول نامه، ده الی دوازده هزار نفر از فرزندان بنی هاشم آماده حرکت شده و چون در جمع خود سرداری برای فرماندهی نداشتند قرار بر این شد که تعدادی به زیارت قبر مطهر حضرت رسول اکرم (ص) مشرف شوند و بر قبر حضرت سلام کنند و هر کس که جواب سلام شنید او، به عنوان سردار و فرمانده منصوب شود و چون تنها «آقا سید ابراهیم» جواب سلامش را شنید، ایشان به عنوان سردار لشکر انتخاب و رهسپار خراسان شدند و از این تاریخ به بعد به «ابراهیم ابو جواب» معروف شد.

با رسیدن کاروان به شهر ری، سربازان مأمون، به کاروان حمله‌ور شدند و برای اینکه مانع ورود آنها به خراسان شوند، عده‌ای را به شهادت رساند و گروهی از سادات نیز به مناطق مختلف متفرق شده، که باز مورد تعقیب مأموران قرار گرفتند. آقا سید ابراهیم در حالی‌که به سمت شمال ایران در حرکت بودند، توسط مأموران مأمون به شهادت رسیدند و سر ایشان را از بدن جدا کردند. افراد محلی این سر مبارک را در محلی دفن کردند. و آن محل را به «مشهد سر» نامگذاری کردند که بعدها به دلیل وجود سر مبارک همین امام‌زاده، آنجا محل سکونت عاشقان و ارادتمندان به اهل بیت (ع) گردید و با توسعه شهر، به «بابلسر» معروف گردید و آستانه و مقبره آقا سید ابراهیم ابو جواب در قسمت جنوب شرقی بابلسر قرار گرفت[۱۳].

احمد

احمد بن موسی، مشهور به «شاهچراغ»، فرزند امام کاظم (ع) و برادر امام رضا (ع) جایگاه ویژه‌ای در بین فرزندان امام کاظم (ع) داشته و دارای جلالت قدر و صاحب ورع و زهد بوده است. "ام احمد" مادر او نیز از داناترین، پرهیزگارترین و گرامی‌ترین زنان امام موسی بن جعفر‌(ع) بود. پس از شهادت امام کاظم (ع) احمد بن موسی نقش مهمی در بیعت مردم با امام رضا (ع) داشت. پس از شهادت امام رضا (ع) احمد بن موسی به همراه عده‌ای از بنی‌هاشم به سوی مرو حرکت کرد، لکن در شیراز مورد هجوم حاکم آنجا قرار گرفته و به شهادت رسید و پس از چند قرن، جسد ایشان پیدا شده و قبه‌ای بر روی آن ساخته شد[۱۴].

اسحاق

سید جلال

سید جلال الدین اشرف بن موسی الکاظم در سال ۱۸۰ هجری قمری، در مدینه چشم به جهان گشود. پدر بزرگوارش حضرت موسی کاظم(ع) و مادر پاکدامن و والا مقامش نجمه است و ظاهرا کوچک‌ترین فرزند از فرزندان امام هفتم(ع) به شمار می‌روند. لقب اشرف را از عموی جد پدرش عمر الاشرف ابن امام زین العابدین(ع) اتخاذ نموده است. اما در حقیقت اشرف، نشانه برتری و شایستگی او نسبت به سایر برادران و ملاک تمیز او از سایر جلال الدین‌ها در میان علویان محسوب می‌شود. ایشان سه ساله بودند که پدر بزرگوارش را از دست داد و به مدد و همت برادرش حضرت رضا(ع) در زادگاهش پرورش یافت و در سایه تربیت او مراتب فضل و کمال را طی کرد. در سال ۲۰۳ قمری، خبر شهادت امام رضا(ع) به ایشان رسید و در این زمان سادات و بزرگان و شیعیان برای عرض تسلیت خدمت وی رسیدند و برای اولین بار در آن مجلس مسأله نهضت و مقابله با حاکم ستمگر زمان مأمون عباسی مطرح شد و لذا سید اشرف در سال ۲۰۴ قمری، وقتی که مأمون از مرو عازم بغداد شد، آن شهر را ترک کرد و به ایران مهاجرت نمود و همانند اغلب سادات و علویان به نقاط امن ایران پناهنده شد و به صورت مخفیانه مشغول ترویج و تبلیغ شریعت محمدی و علوی گردید و مقدمات کار نهضت و قیام را فراهم می‌ساخت[۱۵]. وی در سال ۲۰۶ هجری قمری، با جنگ‌هایی مختلف وارد گیلان شد و در حدود ۲۰ سال در آن سامان حکومت داشته است.

بنا به نقل مشهور، امام‌زاده سید جلال الدین اشرف(ع) در ۱۴ رمضان سال ۲۲۳ یا ۲۳۰ هجری قمری، به دست عاملان عباسی به شهادت رسید. «شیخ مفید الدین» که مردی پارسا بود، طبق وصیت، پیکر مبارک حضرت را غسل داده و آن را در تابوت گذارده و به کمک اهالی تا کنار رودخانه خروشان سفید رود تشیع و آنگاه تابوت را در آب سفید رود رها کرد. پیکر پاک آن رهبر مجاهد بعد از گذشت حدود ۱۰۰ کیلومتر در حوالی لاهیجان و در «قریه اکیم» به ساحل رسید و توسط عده‌ای از مردم از آب گرفته و در همان کنار ساحل بدون هیچ گونه تشریفاتی به خاک سپرده شد. بعدها رودخانه تغییر مسیر داده و هم اکنون فاصله حرم آن حضرت تا رودخانه سفید رود حدود ۴ کیلومتر است[۱۶].

حسین

حسین بن موسی کاظم(ع) از جمله امام زادگانی است که مورخان او را از فرزندان بلافصل امام کاظم(ع) دانسته‌اند و به گفته ایشان، از مقام بلندی برخوردار بوده است. از امام جواد(ع) سؤال شد: «کدامیک از عموهایتان نسبت به شما بهتر رفتار کردند؟ فرمودند: عمویم حسین». در این باره حضرت امام رضا(ع) فرمودند: «به خدا سوگند، فرزندم جواد درست گفته است؛ زیرا حسین نسبت به او خوش‌رفتارترین افراد بود».

از حالات و زندگی‌نامه امام‌زاده حسین(ع) در کتاب‌های انساب و تراجم موجود ذکر چندانی نشده و اطلاعاتی کافی در دست نیست. ظاهرا ایشان از آخرین فرزندان موسی بن جعفر(ع) بوده و دوران کودکی و نوجوانی وی مصادف با ایام حکومت ننگین هارون الرشید و تاخت و تازهای او بوده است.

براساس شواهد، سیاست تند و خصمانه امویان و بعد از آن عباسیان به گونه‌ای بود که قلع و قمع و نابودی اهل بیت پیامبر(ص) و برانداختن نام و نشان و آثارشان را سرلوحه کارهای خود قرار داده بودند، امام‌زاده حسین بن موسی کاظم(ع) را به شهادت رساندند و پس از تدفین ایشان در طبس، سالیانی دراز، از عمران و آبادی بنای مقبره، جلوگیری کردند، ولی ارادتمندان آن حضرت مخفیانه به زیارتش می‌رفتند تا اینکه در اوایل قرن پنجم بنای اولیه بارگاه این امام‌زاده ساخته شد[۱۷].[۱۸]

سید علاء الدین

سید علاء الدین برادر امام رضا(ع) است و در برخی از کتب انساب و مشجرات آمده که او در ناحیه فارس مخفی بود، بنی عباس او را تعقیب می‌کردند و او از ظلم آنها دور از انظار زندگی می‌کرد، مأموران و حاکمان ناحیه فارس جای او را پیدا کردند و آن سید بزرگوار را به شهادت رسانیدند، او اکنون به سید علاء الدین حسین معروف است و در شیراز دارای قبه و بارگاه می‌باشد[۱۹].

محمد

محمد بن موسی الکاظم از جمله افرادی بودند که در کاروان خونخواهان امام رضا (ع)، به همراه سه هزار نفر از امام‌زادگان و فرزندانشان به سرپرستی احمد بن موسی (ع) (شاه چراغ)، و محمد بن موسی (ع) در سال ۲۰۲ هجری قمری، از مدینه و از راه شیراز به ایران آمدند و در استان فارس (شیراز) گرفتار جنگ با حاکم شیراز شدند[۲۰]. شمس الدین به سمت اصفهان حرکت و به منطقه «عربستان اصفهان»[۲۱] می‌رسد[۲۲]. او وقتی مطمئن می‌شود که در این منطقه عشایر عرب ساکن هستند و سادات و شیعیان در «علویجه» مستقرند، تصمیم بر ماندن می‌گیرد و با معرفی خودش به یکی از شیعیان به نام «حاج طاهر»، میهمان او می‌شود. وی مدتی در آنجا زندگی می‌کند تا اینکه در کنار نهر شهر، توسط دشمنان اهل بیت (ع) شناسایی و به شهادت می‌رسد و به وسیله علویون و میزبانش، حاج طاهر در محل فعلی - بر فراز کوه کوچکی که مشرف به علویجه است - مدفون می‌شود. به مرور زمان، شیفتگان و شیعیان علوی - با توجه به کراماتی که با توسل به روح پر فتوح او می‌بینند - بر فراز مرقد مطهرش گنبد و بارگاه مجللی بنا می‌کنند[۲۳].[۲۴]

حمزه

زید

عبدالله

علی

قاسم

اسماعیل

جعفر

حسن

عباس

عبیدالله

هارون

سلیمان

عبدالرحمن

عقیل

فضل

یحیی

داوود

فرزندان دختر

امام‌زاده سید شمس الدین محمد بن موسی (ع)

ایشان از جمله افرادی بودند که در کاروان خونخواهان امام رضا (ع)، به همراه سه هزار نفر از امام‌زادگان و فرزندانشان به سرپرستی احمد بن موسی (ع) (شاه چراغ)، و محمد بن موسی (ع) در سال ۲۰۲ هجری قمری، از مدینه و از راه شیراز به ایران آمدند و در استان فارس (شیراز) گرفتار جنگ با حاکم شیراز شدند[۲۵]. شمس الدین به سمت اصفهان حرکت و به منطقه «عربستان اصفهان»[۲۶] می‌رسد[۲۷]. او وقتی مطمئن می‌شود که در این منطقه عشایر عرب ساکن هستند و سادات و شیعیان در «علویجه» مستقرند، تصمیم بر ماندن می‌گیرد و با معرفی خودش به یکی از شیعیان به نام «حاج طاهر»، میهمان او می‌شود. وی مدتی در آنجا زندگی می‌کند تا اینکه در کنار نهر شهر، توسط دشمنان اهل بیت (ع) شناسایی و به شهادت می‌رسد و به وسیله علویون و میزبانش، حاج طاهر در محل فعلی - بر فراز کوه کوچکی که مشرف به علویجه است - مدفون می‌شود. به مرور زمان، شیفتگان و شیعیان علوی - با توجه به کراماتی که با توسل به روح پر فتوح او می‌بینند - بر فراز مرقد مطهرش گنبد و بارگاه مجللی بنا می‌کنند[۲۸].[۲۹]

امام‌زاده سید محمد بن موسی الکاظم (ع)

سید محمد بن موسی (ع)، از فرزندان امام کاظم (ع) می‌باشد که در خاور شهر تفرش در کوهی مدفون است که به مناسبت مزار همین امام‌زاده، آنجا مشهد نامیده می‌شود.

مشهد امام‌زاده محمد (ع)، از بناهای عصر صفویه و آراسته به کاشیکاری، تزئیینات، گچ‌بری و نقاشی همان دوره است. این مزار دارای بقعه، مرقد، صندوق منبت کاری شده، گنبد و چند ایوان و صحن است. به نظر می‌رسد که بنای گنبد به سال ۹۵۰ هجری قمری آغاز، و به سال ۹۵۶ هجری قمری به پایان رسیده باشد. ولی قسمتی از تزئینات، هم‌زمان بنیان ایوان سر در ورودی صحن در سال ۱۰۵۰ هجری قمری انجام یافته است[۳۰].[۳۱]

امام‌زاده سید ناصر (ع) و سید یاسر (ع)

در روستای گلستان شهرستان مشهد مقدس، آرامگاه دو تن از فرزندان امام موسی بن جعفر (ع) قرار دارد که به نام امام‌زاده سید ناصر (ع) و سید یاسر (ع) مشهور است.

نمای دیوار این بنا از جنس آجر و کاشی است و دو در ورودی به داخل بقعه دارد. یکی مستقیما به رواق بزرگی می‌رود که دو ضریح در آن واقع است و دیگری به کفشداری باز می‌شود و از آنجا به همان رواق راه دارد. تا چندی پیش، این مزار شهرت گسترده‌ای نداشت و نامی از آنها در میان نبود، این بقعه مسجد محلی کوچکی به شمار می‌رفت و در آن دو ضریح چوبی سبز رنگ کوچک قرار داشت؛ اما با پی جویی برخی از مؤمنان و پژوهش در اسناد و مدارک، و پرسش از نسب‌شناسان و یافتن نام این دو برادر در کتاب کنز الانساب، و تحقیقات کافی از ادارات اوقاف و امور خیریه در این خصوص که آیا مزاری برای این دو تن در دیگر نقاط ثبت شده است یا خیر، آشکار شد که این بقعه تنها مزاری است که نام این دو برادر را بر خود دارد؛ بنابر این، برای متولیان بقعه تردیدی در درستی این امر باقی نماند. این گونه بود که این آرامگاه رونق یافت و جماعتی از خیر اندیشان محل، با معرفی مزار و اطلاع رسانی گسترده پیرامون آن، در ترمیم و نوسازی آن کوشیدند.

بر یک تابلو و با استناد به همان کتاب کنز الانساب، نام این دو بزرگوار در شمار فرزندان امام موسی بن جعفر (ع) ذکر شده است. در قاب طلایی دیگری که فردی به نام «حاج عباس الخضاری» آن را اهدا کرده، حاکم خوشنویس عراقی برای این دو برادر زیارتنامه‌ای را به خط زیبای ثلث نوشته است. بر روی آینه‌ای که در برابر ضریح قرار دارد، نیز نسب مدفونین در این بقعه به رؤیت زائران رسیده است. دو ضریح که تقریبا مانند هم می‌باشد، به طراحی «استاد محمود فرشچیان» و سرمایه یکی از شیعیان کویتی به نام «هاشم کمال»، در اصفهان ساخته شد که در سال ۱۳۸۲ بر مرقد این دو امام‌زاده نصب گردید. این مزار موقوفه‌ای ندارد و همه امور آن از محل کمک‌ها و نذورات مردمی تأمین می‌شود که از طریق پرداخت حضوری یا غیرحضوری هدایای خود را به این بقعه می‌دهند[۳۲].

منابع

پانویس

  1. تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۴۱۵.
  2. مطالب السؤول، ص۲۹۳.
  3. الارشاد، ج۲، ص۲۴۴.
  4. تذکرة الخواص، ص۳۱۴-۳۱۵.
  5. اعلام الوری باعلام الهدی، ج۲، ص۳۶.
  6. سر السلسلة العلویه، ص۳۶.
  7. عمدة الطالب، ص۱۸۵-۱۸۷.
  8. کشف الغمه فی معرفة الائمه، ج۳، ص۴۱.
  9. مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۴۳۸.
  10. زهرة القول، ص۵۸.
  11. ر.ک: تحفة العالم، فرزندان امام کاظم(ع).
  12. محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین، ص ۳۰۵.
  13. محمدی، حسین، رضانامه ص ۹۵.
  14. محمدی، حسین، رضانامه ص ۹۶.
  15. سادات متقدمه، گیلان، ص۲۳۹.
  16. محمدی، حسین، رضانامه ص۹۹.
  17. به نقل از: دائرة المعارف تشیع؛ ستاره پر فروغ آسمان کویر.
  18. محمدی، حسین، رضانامه، ص۱۰۱.
  19. عطاردی قوچانی، عزیزالله، راویان امام رضا در مسند الرضا، ص۱۳۹-۱۴۰.
  20. ریاض الانساب، ج۲، ص۱۴۶؛ امام‌زادگان، ص۲۲.
  21. عربستان اصفهان به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم می‌شده است. عربستان شمالی تا گلپایگان و خوانسار امتداد داشت. عربستان جنوبی از اشن تا علویجه که و از آنجا تا گز و برخوار اصفهان امتداد داشت و این منطقه عرب نشین و محل سکونت سادات علوی در علویجه بود. این بخش در حال حاضر به نام بخش مهردشت معروف است.
  22. حیاة الامام موسی بن جعفر (ع)، ج۲، ص۴۳۷.
  23. الباب الانساب.
  24. محمدی، حسین، رضانامه ص ۱۰۳.
  25. ریاض الانساب، ج۲، ص۱۴۶؛ امام‌زادگان، ص۲۲.
  26. عربستان اصفهان به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم می‌شده است. عربستان شمالی تا گلپایگان و خوانسار امتداد داشت. عربستان جنوبی از اشن تا علویجه که و از آنجا تا گز و برخوار اصفهان امتداد داشت و این منطقه عرب نشین و محل سکونت سادات علوی در علویجه بود. این بخش در حال حاضر به نام بخش مهردشت معروف است.
  27. حیاة الامام موسی بن جعفر (ع)، ج۲، ص۴۳۷.
  28. الباب الانساب.
  29. محمدی، حسین، رضانامه ص ۱۰۳.
  30. سیری کوتاه در تاریخ تفرش و آشتیان، ص۹۵ و ۹۶.
  31. محمدی، حسین، رضانامه ص ۱۰۴.
  32. محمدی، حسین، رضانامه ص ۱۰۴.