بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = نظام قضایی | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==مفهوم نظام قضایی== موضوع این نوشتار «نظام قضایی» است. لازم است نخست واژههای «قضا» و «نظام» تعریف شود و سپس مفهوم اصطلاح نظام قضایی بیان گردد. کلمه قضا از...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
| موضوع مرتبط = نظام قضایی | | موضوع مرتبط = نظام قضایی | ||
| عنوان مدخل = | | عنوان مدخل = | ||
| مداخل مرتبط = | | مداخل مرتبط = [[نظام قضایی در معارف و سیره علوی]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
==مفهوم نظام قضایی== | ==مفهوم نظام قضایی== | ||
لازم است نخست واژههای «[[قضا]]» و «[[نظام]]» تعریف شود و سپس مفهوم اصطلاح نظام قضایی بیان گردد. | |||
کلمه قضا از حیث واژهشناسی در معانی متعددی به کار رفته است که مهمترین آن «[[حکم]] نمودن»<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج۱، ص۱۳۳.</ref> و «فصل امر»<ref>راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص۶۷۴.</ref> است. مفهوم قضا در اصطلاح [[فقهی]] با مفهوم لغوی آن هماهنگ است. بعضی در تعریف آن گفتهاند: قضا در اصطلاح همان حکم است<ref>سید محمدرضا گلپایگانی، کتاب القضاء، ج۱، ص۱۱.</ref> و مقصود از حکم، آن چیزی است که [[قاضی]] به عنوان [[ولایت]] و [[سلطنت]] [[شرعی]] خود آن را صادر میکند و از جمله آثار آن [[فصل خصومت]] است<ref>سید محمدرضا گلپایگانی، کتاب القضاء، ج۱، ص۱۳.</ref>. | کلمه قضا از حیث واژهشناسی در معانی متعددی به کار رفته است که مهمترین آن «[[حکم]] نمودن»<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج۱، ص۱۳۳.</ref> و «فصل امر»<ref>راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص۶۷۴.</ref> است. مفهوم قضا در اصطلاح [[فقهی]] با مفهوم لغوی آن هماهنگ است. بعضی در تعریف آن گفتهاند: قضا در اصطلاح همان حکم است<ref>سید محمدرضا گلپایگانی، کتاب القضاء، ج۱، ص۱۱.</ref> و مقصود از حکم، آن چیزی است که [[قاضی]] به عنوان [[ولایت]] و [[سلطنت]] [[شرعی]] خود آن را صادر میکند و از جمله آثار آن [[فصل خصومت]] است<ref>سید محمدرضا گلپایگانی، کتاب القضاء، ج۱، ص۱۳.</ref>. | ||
واژه نظام معادل کلمه [[سیستم]] (System) است و مقصود از «نظاممندی» همان [[تئوری]] سیستمی ((Systems theory است. مطابق این تئوری، [[سازمان]] به منزله یک کل نظام یافتهای است که اجزای آن با یکدیگر [[اتحاد]] شبکهای دارند<ref>نک: چارلز وست، چرچمن، نظریه سیستمها، ص۵۰.</ref>. در مجموعه نظاممند هر جزء [[وظیفه]] تعریف شدهای را دنبال میکند و مانند حلقههای یک زنجیر به قبل و بعد خود مرتبط است نظام یا سیستم دارای ویژگیهای زیر است: | واژه نظام معادل کلمه [[سیستم]] (System) است و مقصود از «نظاممندی» همان [[تئوری]] سیستمی ((Systems theory است. مطابق این تئوری، [[سازمان]] به منزله یک کل نظام یافتهای است که اجزای آن با یکدیگر [[اتحاد]] شبکهای دارند<ref>نک: چارلز وست، چرچمن، نظریه سیستمها، ص۵۰.</ref>. در مجموعه نظاممند هر جزء [[وظیفه]] تعریف شدهای را دنبال میکند و مانند حلقههای یک زنجیر به قبل و بعد خود مرتبط است نظام یا سیستم دارای ویژگیهای زیر است: | ||
| خط ۴۷: | خط ۴۷: | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده:مدخلهای در انتظار تلخیص]] | |||
[[رده:مناصب شرعی]] | |||