لباس و پوشاک: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۶۳: خط ۶۳:
از جمله [[آداب]] پسندیده پیامبر{{صل}} این بود که پس از پوشیدن لباس جدید، [[حمد الهی]] به جای می‌آورد و سپس لباس سابق را به [[مسکین]] می‌بخشید و می‌فرمود: اگر [[مسلمان]] لباسی را که نمی‌پوشد، برای [[رضای خدا]] بر مسلمان دیگر بپوشاند، [[خداوند]] او را تحت ضمانت و [[حفظ]] و خیر و امانش قرار می‌دهد؛ زنده باشد یا مرده<ref>{{متن حدیث|وَ كَانَ مِنْ أَفْعَالِهِ{{صل}} إِذَا لَبِسَ الثَّوْبَ الْجَدِيدَ حَمِدَ اللَّهَ ثُمَّ يَدْعُو مِسْكِيناً فَيُعْطِيهِ الْقَدِيمَ ثُمَّ يَقُولُ مَا مِنْ مُسْلِمٍ يَكْسُو مُسْلِماً مِنْ شَمْلِ ثِيَابِهِ لَا يَكْسُوهُ إِلَّا لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا كَانَ فِي ضَمَانِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ حِرْزِهِ وَ خَيْرِهِ وَ أَمَانِهِ حَيّاً وَ مَيِّتاً}}. (الطبرسی، مکارم الأخلاق، ص۳۶).</ref>. بدین ترتیب ایشان بهره‌وری مناسب از [[نعمت‌های الهی]] را به [[بندگان خدا]] [[تعلیم]] می‌داد<ref>[[محمد رضا جباری|جباری، محمد رضا]]، [[سیره اخلاقی پیامبر اعظم - جباری (کتاب)|سیره اخلاقی پیامبر اعظم]]، ص ۱۳۱-۱۴۵.</ref>.
از جمله [[آداب]] پسندیده پیامبر{{صل}} این بود که پس از پوشیدن لباس جدید، [[حمد الهی]] به جای می‌آورد و سپس لباس سابق را به [[مسکین]] می‌بخشید و می‌فرمود: اگر [[مسلمان]] لباسی را که نمی‌پوشد، برای [[رضای خدا]] بر مسلمان دیگر بپوشاند، [[خداوند]] او را تحت ضمانت و [[حفظ]] و خیر و امانش قرار می‌دهد؛ زنده باشد یا مرده<ref>{{متن حدیث|وَ كَانَ مِنْ أَفْعَالِهِ{{صل}} إِذَا لَبِسَ الثَّوْبَ الْجَدِيدَ حَمِدَ اللَّهَ ثُمَّ يَدْعُو مِسْكِيناً فَيُعْطِيهِ الْقَدِيمَ ثُمَّ يَقُولُ مَا مِنْ مُسْلِمٍ يَكْسُو مُسْلِماً مِنْ شَمْلِ ثِيَابِهِ لَا يَكْسُوهُ إِلَّا لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا كَانَ فِي ضَمَانِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ حِرْزِهِ وَ خَيْرِهِ وَ أَمَانِهِ حَيّاً وَ مَيِّتاً}}. (الطبرسی، مکارم الأخلاق، ص۳۶).</ref>. بدین ترتیب ایشان بهره‌وری مناسب از [[نعمت‌های الهی]] را به [[بندگان خدا]] [[تعلیم]] می‌داد<ref>[[محمد رضا جباری|جباری، محمد رضا]]، [[سیره اخلاقی پیامبر اعظم - جباری (کتاب)|سیره اخلاقی پیامبر اعظم]]، ص ۱۳۱-۱۴۵.</ref>.


== سادگی [[لباس]] ==
== [[سادگی]] [[لباس]] ==
درباره پوشش [[رسول خدا]] {{صل}} آن چه بیش از همه مهم است، سادگی پوشاک ایشان است. [[نقل]] شده است، [[لباس]] آن [[حضرت]] در سادگی، همانند [[لباس]] غلامان و کنیزانش بود<ref>ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج ۱، ص ۱۴۶ - ۱۴۷؛ تقی الدین مقریزی، امتاع الاسماع، ج ۲، ص ۱۸۸ و ابن حزم، جوامع السیرة النبویه، ص۳۵.</ref>؛ اما در عین سادگی، بسیار تمیز و مرتب بود و ایشان بر این پاکیزگی تأکید می‌ورزید<ref>الطبرانی، المعجم الکبیر، ج ۱۲، ص ۳۰۲؛ جلال الدین سیوطی، الجامع الصغیر، ج ۲، ص۵۴۶؛ کلینی. ، الکافی، ج ۶، ص ۴۴۱؛ محمد بن محمد کوفی، الجعفریات، ص ۱۵۷ و حمیری قمی، قرب الاسناد، ص۳۴.</ref>؛ ایشان هر چه آ برایش فراهم می‌شد، می‌پوشید، اعم از اینکه لنگ باشد یا پیراهن؛ جبه باشد یا غیر آن<ref>فیض ملا محسن کاشانی، المحجة البیضاء، ج ۴، ص ۱۴۰ و الغزالی، احیاء علوم الدین، ج ۳، ص ۳۳۱ و محمدحسین طباطبایی، سنن النبی، ص ۱۲۰.</ref>؛ و بسا که آن [[حضرت]]، جز یک روپوش، لباسی دیگر به تن نداشت و ایشان دو سوی این روپوش را میان شانه‌اش گره می‌زد و با همان [[لباس]] نمره بر جنازه‌ها با [[مردم]] [[نماز]] می‌خواند و کارهای روزمره‌اش را انجام می‌داد<ref>المحجة البیضاء، ص ۱۴۲؛ احیاء علوم الدین، ص ۳۳۲؛ احمد بن حنبل، مسند احمد، ج ۳، ص ۳۵۷؛ البخاری، صحیح، ج ۱، ص ۹۴ و مسلم نیشابوری، صحیح، ج ۲، ص ۶۲.</ref>. شمله<ref>قطیفه کوچک: لباسی کوچک‌تر از قطیفه.</ref> و نمره<ref>لباسی پشمین و دارای خطوط سیاه و سفید.</ref> می‌پوشید و نمره بر اندام آن [[حضرت]] بسیار زیباتر می‌نمود؛ زیرا خطوط سیاه آن با سفیدی ساق و پشت پای [[حضرت]] تناسب داشت<ref>حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص ۳۵ و محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۲۶۳.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۱.</ref>.
درباره [[پوشش]] [[رسول خدا]]{{صل}} آن چه بیش از همه مهم است، سادگی [[پوشاک]] ایشان است. نقل شده است، لباس آن حضرت در سادگی، همانند لباس [[غلامان]] و کنیزانش بود<ref>ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج ۱، ص۱۴۶ - ۱۴۷؛ تقی الدین مقریزی، امتاع الاسماع، ج ۲، ص۱۸۸ و ابن حزم، جوامع السیرة النبویه، ص۳۵.</ref>؛ اما در عین سادگی، بسیار تمیز و مرتب بود و ایشان بر این [[پاکیزگی]] تأکید می‌ورزید<ref>الطبرانی، المعجم الکبیر، ج ۱۲، ص۳۰۲؛ جلال الدین سیوطی، الجامع الصغیر، ج ۲، ص۵۴۶؛ کلینی.، الکافی، ج ۶، ص۴۴۱؛ محمد بن محمد کوفی، الجعفریات، ص۱۵۷ و حمیری قمی، قرب الاسناد، ص۳۴.</ref>؛ ایشان هر چه آ برایش فراهم می‌شد، می‌پوشید، اعم از اینکه لنگ باشد یا پیراهن؛ جبه باشد یا غیر آن<ref>فیض ملا محسن کاشانی، المحجة البیضاء، ج ۴، ص۱۴۰ و الغزالی، احیاء علوم الدین، ج ۳، ص۳۳۱ و محمدحسین طباطبایی، سنن النبی، ص۱۲۰.</ref>؛ و بسا که آن حضرت، جز یک روپوش، لباسی دیگر به تن نداشت و ایشان دو سوی این روپوش را میان شانه‌اش گره می‌زد و با همان لباس نمره بر جنازه‌ها با [[مردم]] [[نماز]] می‌خواند و کارهای روزمره‌اش را انجام می‌داد<ref>المحجة البیضاء، ص۱۴۲؛ احیاء علوم الدین، ص۳۳۲؛ احمد بن حنبل، مسند احمد، ج ۳، ص۳۵۷؛ البخاری، صحیح، ج ۱، ص۹۴ و مسلم نیشابوری، صحیح، ج ۲، ص۶۲.</ref>. شمله<ref>قطیفه کوچک: لباسی کوچک‌تر از قطیفه.</ref> و نمره<ref>لباسی پشمین و دارای خطوط سیاه و سفید.</ref> می‌پوشید و نمره بر [[اندام]] آن حضرت بسیار زیباتر می‌نمود؛ زیرا خطوط سیاه آن با سفیدی ساق و پشت پای حضرت تناسب داشت<ref>حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۳۵ و محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج ۳، ص۲۶۳.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[پوشاک پیامبر (مقاله)|پوشاک پیامبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۲۶۱.</ref>.


لباسی که آن بزرگوار به تن می‌کرد، [[خشن]] بود<ref>حسن بن ابی الحسن دیلمی، اعلام الدین، ص ۱۹۴؛ شیخ طوسی، الامالی، ص۵۳۱ و ورام بن ابی فراس، مجموعه ورام، ج ۲، ص۵۷.</ref> و به پوشیدن آن برای دور ماندن از [[غرور]] و [[خودخواهی]] توصیه می‌کرد<ref>مکارم الاخلاق، ص۱۱۵؛ مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۲۵۰؛ اعلام الدین، ص ۲۰۴ و مجموعه ورام، ج ۲،ص۶۶.</ref>. [[پیامبر اکرم]] {{صل}}‌گاه عبای وصله داری به تن می‌کرد و می‌فرمود: «من بنده‌ام و [[لباس]] [[بندگان]] را می‌پوشم»<ref>احمد بن محمد قسطلانی، المواهب اللدینه، ج ۲، ص ۱۹۲.</ref>. گاهی هم [[لباس]] پشمی می‌پوشید<ref>امتاع الاسماع، ج ۲، ص ۱۹۱؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص ۷۵؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ص۳۵۱ و ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه، ج۱، ص۳۲۹.</ref>. بلندای همه لباس‌هایش تا نصف ساق، بلکه تا بالای قوزک پا بود<ref>تاریخ مدینه دمشق، ج۴، ص ۱۹۵؛ حاکم نیشابوری، المستدرک، ج ۴، ص ۱۹۶، الطبرانی، مسند الشامیین، ۱۹۹۶، ج ۲، ص ۱۳۰؛ الجامع الصغیر، ج ۲، ص ۳۵۶ و مکارم الاخلاق، ص ۱۱۰.</ref> و بیشتر از این را روا نمی‌دانست و از آن [[نهی]] می‌کرد<ref>مجموعه ورام، ج ۲، ص۶۶؛ اعلام الدین، ص ۲۰۳ و امالی طوسی، ص ۵۳۸.</ref>. بلندای آستین لباسش هم تا مچ<ref>ابن ابی شیبه کوفی، المصنّف، ج۶، ص۳۲؛ النسائی، السنن الکبری، ج ۵، ص ۴۸۲؛ ترمذی، الشمائل المحمدیه، ص ۵۴ و امتاع الأسماع، ج ۶، ص ۳۸۰.</ref> و به قولی تا انگشتان دستشان بود و بیشتر از آن را منع می‌فرمود<ref>المستدرک، ج ۴، ص ۱۹۶؛ عبدالله بن عدی، الکامل. ، ج ۶، ص ۳۰۸، الجامع الصغیر، ج ۲، ص ۳۵۶ و مستدرک الوسائل. ج ۷، ص ۲۹۴.</ref>. هیچ‌گاه دو [[لباس]] را با هم نمی‌پوشید<ref>المناقب، ج۱، ص۱۴۶.</ref>؛ عادتش بر این بود که پیراهنش را با شال به کمر می‌بست و‌گاه در [[نماز]] و غیر [[نماز]]، آن را می‌گشود<ref>المحجة البیضاء، ص ۱۴۱ و احیاء علوم الدین، ص ۳۳۲.</ref>. قسمت جلو لباسش را آزاد می‌گذاشت تا بیشتر آویخته باشد و از طرف پشت، آن را بالاتر می‌کشید<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۵۵؛ نویری، نهایة الارب، ج ۱۸، ص ۲۸۸ و صالحی دمشقی، سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص ۳۰۳.</ref>. به [[لباس]] گشاد علاقه داشت<ref>مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۲۱۳ و محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۸۰، ص ۲۱۰.</ref> و به پوشیدن [[لباس]] گشاد و پرهیز از پوشیدن [[لباس]] تنگ سفارش می‌کرد<ref>.الطبقات الکبری، ج ۳، ص ۲۲؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج ۲، ص ۱۸۵؛ المصنّف، ج ۱، ص ۳۴۵ و مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۳۲۲.</ref>. راحت‌ترین [[لباس]] برای او لباسی بود که به راحتی تا می‌شد<ref>نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم السلام، ص ۱۵۹، الجعفریات، ص ۱۷۴ و المستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۳۱۲.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۱-۲۶۲.</ref>.
لباسی که آن [[بزرگوار]] به تن می‌کرد، [[خشن]] بود<ref>حسن بن ابی الحسن دیلمی، اعلام الدین، ص۱۹۴؛ شیخ طوسی، الامالی، ص۵۳۱ و ورام بن ابی فراس، مجموعه ورام، ج ۲، ص۵۷.</ref> و به [[پوشیدن]] آن برای دور ماندن از [[غرور]] و [[خودخواهی]] توصیه می‌کرد<ref>مکارم الاخلاق، ص۱۱۵؛ مستدرک الوسائل، ج ۳، ص۲۵۰؛ اعلام الدین، ص۲۰۴ و مجموعه ورام، ج ۲،ص۶۶.</ref>. [[پیامبر اکرم]]{{صل}}‌گاه عبای وصله داری به تن می‌کرد و می‌فرمود: «من بنده‌ام و [[لباس]] [[بندگان]] را می‌پوشم»<ref>احمد بن محمد قسطلانی، المواهب اللدینه، ج ۲، ص۱۹۲.</ref>. گاهی هم لباس پشمی می‌پوشید<ref>امتاع الاسماع، ج ۲، ص۱۹۱؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص۷۵؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ص۳۵۱ و ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه، ج۱، ص۳۲۹.</ref>. بلندای همه لباس‌هایش تا نصف ساق، بلکه تا بالای قوزک پا بود<ref>تاریخ مدینه دمشق، ج۴، ص۱۹۵؛ حاکم نیشابوری، المستدرک، ج ۴، ص۱۹۶، الطبرانی، مسند الشامیین، ۱۹۹۶، ج ۲، ص۱۳۰؛ الجامع الصغیر، ج ۲، ص۳۵۶ و مکارم الاخلاق، ص۱۱۰.</ref> و بیشتر از این را روا نمی‌دانست و از آن [[نهی]] می‌کرد<ref>مجموعه ورام، ج ۲، ص۶۶؛ اعلام الدین، ص۲۰۳ و امالی طوسی، ص۵۳۸.</ref>. بلندای آستین لباسش هم تا مچ<ref>ابن ابی شیبه کوفی، المصنّف، ج۶، ص۳۲؛ النسائی، السنن الکبری، ج ۵، ص۴۸۲؛ ترمذی، الشمائل المحمدیه، ص۵۴ و امتاع الأسماع، ج ۶، ص۳۸۰.</ref> و به قولی تا انگشتان دستشان بود و بیشتر از آن را منع می‌فرمود<ref>المستدرک، ج ۴، ص۱۹۶؛ عبدالله بن عدی، الکامل.، ج ۶، ص۳۰۸، الجامع الصغیر، ج ۲، ص۳۵۶ و مستدرک الوسائل. ج ۷، ص۲۹۴.</ref>. هیچ‌گاه دو لباس را با هم نمی‌پوشید<ref>المناقب، ج۱، ص۱۴۶.</ref>؛ عادتش بر این بود که پیراهنش را با شال به کمر می‌بست و‌گاه در [[نماز]] و غیر نماز، آن را می‌گشود<ref>المحجة البیضاء، ص۱۴۱ و احیاء علوم الدین، ص۳۳۲.</ref>. قسمت جلو لباسش را [[آزاد]] می‌گذاشت تا بیشتر آویخته باشد و از طرف پشت، آن را بالاتر می‌کشید<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص۳۵۵؛ نویری، نهایة الارب، ج ۱۸، ص۲۸۸ و صالحی دمشقی، سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص۳۰۳.</ref>. به لباس گشاد علاقه داشت<ref>مستدرک الوسائل، ج ۳، ص۲۱۳ و محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۸۰، ص۲۱۰.</ref> و به [[پوشیدن لباس]] گشاد و [[پرهیز]] از پوشیدن لباس تنگ سفارش می‌کرد<ref>.الطبقات الکبری، ج ۳، ص۲۲؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج ۲، ص۱۸۵؛ المصنّف، ج ۱، ص۳۴۵ و مستدرک الوسائل، ج ۳، ص۳۲۲.</ref>. راحت‌ترین [[لباس]] برای او لباسی بود که به [[راحتی]] تا می‌شد<ref>نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم السلام، ص۱۵۹، الجعفریات، ص۱۷۴ و المستدرک الوسائل، ج ۳، ص۳۱۲.</ref><ref>حسینی ایمنی، سید علی اکبر، پوشاک پیامبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۲۶۱-۲۶۲.</ref>.
ایشان بر خلاف معمول [[مردم]] آن زمان، شلوار می‌پوشید و شلوار آن [[حضرت]] نیز مانند دیگر لباس‌هایش از قوزک پایش فراتر نمی‌رفت<ref>مسند احمد، ج ۲، ص ۵۰۵؛ مسند الشامیین، ج ۲، ص ۱۳۰ و سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص ۲۷۰.</ref>. [[رسول اکرم]] {{صل}} [[مسلمانان]] را نیز به پوشیدن شلوار سفارش می‌کرد و می‌فرمود: «[[امت]] من از بی‌شلواری و عریانی ران‌ها [[نهی]] شده‌اند»<ref>مکارم الاخلاق، ص۱۱۷.</ref>. و به [[اصحاب]] و یارانش توصیه می‌فرمود: «هر که پیراهن بلند پیدا نکند، شلوار بپوشد»<ref>همان و ص ۱۰۲ و شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۷۲.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۲.</ref>.
ایشان بر خلاف معمول [[مردم]] آن [[زمان]]، شلوار می‌پوشید و شلوار آن حضرت نیز مانند دیگر لباس‌هایش از قوزک پایش فراتر نمی‌رفت<ref>مسند احمد، ج ۲، ص۵۰۵؛ مسند الشامیین، ج ۲، ص۱۳۰ و سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص۲۷۰.</ref>. [[رسول اکرم]]{{صل}} [[مسلمانان]] را نیز به [[پوشیدن]] شلوار سفارش می‌کرد و می‌فرمود: «[[امت]] من از بی‌شلواری و عریانی ران‌ها [[نهی]] شده‌اند»<ref>مکارم الاخلاق، ص۱۱۷.</ref>. و به [[اصحاب]] و یارانش توصیه می‌فرمود: «هر که پیراهن بلند پیدا نکند، شلوار بپوشد»<ref>همان و ص۱۰۲ و شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۵، ص۷۲.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[پوشاک پیامبر (مقاله)|پوشاک پیامبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۲۶۲.</ref>.


== [[آداب]] پوشش [[پیامبر اسلام]] {{صل}} ==
== [[آداب پوشش پیامبر اسلام]]{{صل}} ==
ایشان در روزهای [[جمعه]] لباس‌های نو را می‌پوشید<ref>سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص ۲۶۹؛ امتاع الأسماع، ج ۷، ص ۲۱؛ الجامع الصغیر، ج ۲، ص ۳۱۶ و المتقی الهندی، کنزالعمال، ج ۷، ص ۱۱۹.</ref> و همواره عادت ایشان این بود که [[لباس]] نو را با [[حمد]] [[خدا]] بپوشد و پس از پوشیدن چنین می‌فرمود: «[[خدا]] را [[سپاس]] که بر من چیزی پوشاند تا پوشش من باشد و میان [[مردم]]، آراسته باشم»<ref>{{متن حدیث|الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي كَسَانِي مَا أُوَارِي بِهِ عَوْرَتِي وَ أَتَجَمَّلُ بِهِ فِي النَّاسِ }}؛ الکافی، ج ۵، ص ۴۵۸ - ۴۵۹ و المصنّف، ج ۶، ص ۵۸ و با اندکی اختلاف در: الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۵۶ -۳۵۷؛ مسند احمد، ج ۱، ص ۴۴ و محمد بن یزید القزوینی، سنن ابن ماجه، ج ۲، ص ۱۱۷۸.</ref>؛ سپس جامه قبلی را [[انفاق]] و بدین کار نیز توصیه می‌فرمود<ref>المناقب، ج ۱، ص ۱۴۶ و المحجة البیضاء، ص ۱۴۱.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۲-۲۶۳.</ref>.
ایشان در روزهای [[جمعه]] لباس‌های نو را می‌پوشید<ref>سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص۲۶۹؛ امتاع الأسماع، ج ۷، ص۲۱؛ الجامع الصغیر، ج ۲، ص۳۱۶ و المتقی الهندی، کنزالعمال، ج ۷، ص۱۱۹.</ref> و همواره [[عادت]] ایشان این بود که [[لباس]] نو را با [[حمد]] [[خدا]] بپوشد و پس از پوشیدن چنین می‌فرمود: «خدا را [[سپاس]] که بر من چیزی پوشاند تا [[پوشش]] من باشد و میان مردم، آراسته باشم»<ref>{{متن حدیث|الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي كَسَانِي مَا أُوَارِي بِهِ عَوْرَتِي وَ أَتَجَمَّلُ بِهِ فِي النَّاسِ}}؛ الکافی، ج ۵، ص۴۵۸ - ۴۵۹ و المصنّف، ج ۶، ص۵۸ و با اندکی اختلاف در: الطبقات الکبری، ج ۱، ص۳۵۶ -۳۵۷؛ مسند احمد، ج ۱، ص۴۴ و محمد بن یزید القزوینی، سنن ابن ماجه، ج ۲، ص۱۱۷۸.</ref>؛ سپس [[جامه]] قبلی را [[انفاق]] و بدین کار نیز توصیه می‌فرمود<ref>المناقب، ج ۱، ص۱۴۶ و المحجة البیضاء، ص۱۴۱.</ref><ref>سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر، پوشاک پیامبر (مقاله)|پوشاک پیامبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۲۶۲-۲۶۳.</ref>.


ایشان بنابر [[سنت]] [[انبیای الهی]]، پیراهن را پیش از شلوار می‌پوشید<ref>الجعفریات، ص ۲۴۰؛ مکارم الاخلاق، ص ۱۰۱؛ الهیثمی، مجمع الزوائد، ج ۴، ص ۱۸۱ و المعجم الکبیر، ج ۲۲، ص ۳۳۷.</ref>. آن [[حضرت]] همیشه لباسش را از جانب راست می‌پوشید و از طرف چپ بیرون می‌آورد<ref>المناقب، ج ۱، ص ۱۴۶؛ مکارم الاخلاق، ص ۳۶؛ احیاء علوم الدین، ص ۳۳۴ و بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۲۲۷.</ref>. آن [[حضرت]] برای [[روز جمعه]] و [[آراستگی]] در این روز، اهمیت بسیاری قائل بود؛ به گونه‌ای که [[نقل]] شده است، ایشان علاوه بر لباس‌های روزمره دو جامه نیز داشت که مخصوص روزهای [[جمعه]] بود<ref>الدار قطنی، علل، ج ۷، ص ۴۱؛ ابوسعید خرگوشی، شرف المصطفی، ج ۳، ص ۳۲۵؛ المحجة البیضاء، ص ۱۴۲ و یوسف بن اسماعیل النبهانی، وسائل الوصول، ص ۱۱۶.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۳.</ref>.
ایشان بنابر [[سنت]] [[انبیای الهی]]، پیراهن را پیش از شلوار می‌پوشید<ref>الجعفریات، ص۲۴۰؛ مکارم الاخلاق، ص۱۰۱؛ الهیثمی، مجمع الزوائد، ج ۴، ص۱۸۱ و المعجم الکبیر، ج ۲۲، ص۳۳۷.</ref>. آن حضرت همیشه لباسش را از جانب راست می‌پوشید و از طرف چپ بیرون می‌آورد<ref>المناقب، ج ۱، ص۱۴۶؛ مکارم الاخلاق، ص۳۶؛ احیاء علوم الدین، ص۳۳۴ و بحارالانوار، ج ۱۶، ص۲۲۷.</ref>. آن حضرت برای [[روز جمعه]] و [[آراستگی]] در این [[روز]]، اهمیت بسیاری قائل بود؛ به گونه‌ای که نقل شده است، ایشان علاوه بر لباس‌های روزمره دو [[جامه]] نیز داشت که مخصوص روزهای [[جمعه]] بود<ref>الدار قطنی، علل، ج ۷، ص۴۱؛ ابوسعید خرگوشی، شرف المصطفی، ج ۳، ص۳۲۵؛ المحجة البیضاء، ص۱۴۲ و یوسف بن اسماعیل النبهانی، وسائل الوصول، ص۱۱۶.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[پوشاک پیامبر (مقاله)|پوشاک پیامبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۲۶۳.</ref>.


== [[لباس]] از دیدگاه [[رسول اکرم]] {{صل}} ==
== [[لباس]] از دیدگاه [[رسول اکرم]]{{صل}} ==
[[لباس]] از دیدگاه [[پیامبر خدا]] {{صل}} پوشش بود نه مایه فخر و از اینکه [[لباس]]، مایه فخر [[مردم]] شود، به شدت بیزار بود و از آن [[نهی]] می‌کرد و می‌فرمود: «هر که لباسی بخرد و در این [[لباس]] به دیگران فخر بفروشد، [[خداوند]] در [[قیامت]]، او را به سبب این عملش با شعله‌های سوزان [[جهنم]] می‌پوشاند»<ref>{{متن حدیث|مَنْ لَبِسَ ثَوْباً فَاخْتَالَ فِيهِ خَسَفَ اللَّهُ بِهِ مِنْ شَفِيرِ جَهَنَّمَ }}؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۱۳؛ اعلام الدین، ص ۴۱۳؛ مجموعه ورام، ج ۲، ص ۲۶۰ و ابن حجر، فتح الباری، ج ۱۰، ص ۲۲۲.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۳.</ref>.
لباس از دیدگاه [[پیامبر خدا]]{{صل}} [[پوشش]] بود نه مایه [[فخر]] و از اینکه لباس، مایه فخر [[مردم]] شود، به شدت بیزار بود و از آن [[نهی]] می‌کرد و می‌فرمود: «هر که لباسی بخرد و در این لباس به دیگران فخر بفروشد، [[خداوند]] در [[قیامت]]، او را به سبب این عملش با شعله‌های سوزان [[جهنم]] می‌پوشاند»<ref>{{متن حدیث|مَنْ لَبِسَ ثَوْباً فَاخْتَالَ فِيهِ خَسَفَ اللَّهُ بِهِ مِنْ شَفِيرِ جَهَنَّمَ}}؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص۱۳؛ اعلام الدین، ص۴۱۳؛ مجموعه ورام، ج ۲، ص۲۶۰ و ابن حجر، فتح الباری، ج ۱۰، ص۲۲۲.</ref><ref>سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر، پوشاک پیامبر (مقاله)|پوشاک پیامبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۲۶۳.</ref>.


[[نقل]] شده است که روزی عمامه‌ای نشاندار به ایشان هدیه شد و ایشان نشان آن را کند و سپس از آن استفاده کرد<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۵۳.</ref>. همچنین [[رسول خدا]] {{صل}} از کشیده شدن [[لباس]] بر [[زمین]] [[نهی]] می‌فرمود و آن را از مصادیق [[کبر]] و غروری بر می‌شمرد که [[خداوند]]، آن را [[دوست]] ندارد<ref>الکافی، ج ۶، ص ۴۵۶؛ محمد بن حسن فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ج ۲، ص ۳۸۲؛ احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج ۱، ص ۱۲۴؛ مسند احمد، ج ۵، ص ۶۴ و المعجم الکبیر، ج ۷، ص ۶۴</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۳.</ref>.
نقل شده است که روزی عمامه‌ای نشاندار به ایشان [[هدیه]] شد و ایشان نشان آن را کند و سپس از آن استفاده کرد<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص۳۵۳.</ref>. همچنین [[رسول خدا]]{{صل}} از کشیده شدن لباس بر [[زمین]] نهی می‌فرمود و آن را از مصادیق [[کبر]] و غروری بر می‌شمرد که خداوند، آن را [[دوست]] ندارد<ref>الکافی، ج ۶، ص۴۵۶؛ محمد بن حسن فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ج ۲، ص۳۸۲؛ احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج ۱، ص۱۲۴؛ مسند احمد، ج ۵، ص۶۴ و المعجم الکبیر، ج ۷، ص۶۴</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[پوشاک پیامبر (مقاله)|پوشاک پیامبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۲۶۳.</ref>.
[[پیامبر اسلام]] {{صل}} از اینکه [[لباس]] مردان مانند [[زنان]] و [[لباس]] [[زنان]] همانند مردان شود، [[نهی]] می‌فرمود<ref>مکارم الاخلاق، ص ۱۱۸ و وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۲۵.</ref>. همچنین ایشان [[مسلمانان]] را از پوشیدن [[لباس]] شهرت برحذر داشته، می‌فرمود: {{متن حدیث|مَنْ لَبِسَ ثَوْبَ شُهْرَةٍ فِي الدُّنْيَا أَلْبَسَهُ اللَّهُ ثَوْبَ مَذَلَّةٍ فِي الْآخِرَةِ}}<ref>علی بن الجعد، مسند ابن الجعد، ص ۳۱۵؛ مسند احمد، ج ۲، ص ۹۲؛ سنن ابن ماجه، ج ۲، ص ۱۱۹۳ و ابن ابی جمهور، عوالی اللآلی، ج۱، ص۱۵۶.</ref>؛ هر که در [[دنیا]] [[لباس]] شهرت به تن کند، [[خداوند]] در [[روز قیامت]]، [[لباس]] مذلت بر تن او می‌پوشاند<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۳-۲۶۴.</ref>.
[[پیامبر اسلام]]{{صل}} از اینکه [[لباس]] مردان مانند [[زنان]] و لباس زنان همانند مردان شود، [[نهی]] می‌فرمود<ref>مکارم الاخلاق، ص۱۱۸ و وسائل الشیعه، ج ۵، ص۲۵.</ref>. همچنین ایشان [[مسلمانان]] را از [[پوشیدن لباس]] [[شهرت]] برحذر داشته، می‌فرمود: {{متن حدیث|مَنْ لَبِسَ ثَوْبَ شُهْرَةٍ فِي الدُّنْيَا أَلْبَسَهُ اللَّهُ ثَوْبَ مَذَلَّةٍ فِي الْآخِرَةِ}}<ref>علی بن الجعد، مسند ابن الجعد، ص۳۱۵؛ مسند احمد، ج ۲، ص۹۲؛ سنن ابن ماجه، ج ۲، ص۱۱۹۳ و ابن ابی جمهور، عوالی اللآلی، ج۱، ص۱۵۶.</ref>؛ هر که در [[دنیا]] [[لباس شهرت]] به تن کند، [[خداوند]] در [[روز قیامت]]، لباس [[مذلت]] بر تن او می‌پوشاند<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[پوشاک پیامبر (مقاله)|پوشاک پیامبر]]، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۲۶۳-۲۶۴.</ref>.


== جنس لباس‌ها ==
== جنس [[لباس‌ها]] ==
[[خاتم انبیا]] {{صل}} به رسم [[انبیای سلف]] {{ع}} کتان می‌پوشید<ref>الکافی، ج ۶، ص ۴۴۹؛ مکارم الاخلاق، ص ۱۰۴ و وسائل الشیعه، ج۵، ص۲۹.</ref>؛ اما غالب لباس‌هایش از جنس پنبه بود و جز در مواقع [[بیماری]] و ناچاری، [[لباس]] پیشمین و مویین نمی‌پوشید<ref>الکافی، ج ۶، ص ۴۵۰؛ مکارم الاخلاق، ص ۱۰۳ و شیخ صدوق، الخصال، ج ۲، ص ۶۱۳.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۴.</ref>.
[[خاتم انبیا]]{{صل}} به رسم [[انبیای سلف]]{{ع}} کتان می‌پوشید<ref>الکافی، ج ۶، ص۴۴۹؛ مکارم الاخلاق، ص۱۰۴ و وسائل الشیعه، ج۵، ص۲۹.</ref>؛ اما غالب لباس‌هایش از جنس پنبه بود و جز در مواقع [[بیماری]] و [[ناچاری]]، لباس پیشمین و مویین نمی‌پوشید<ref>الکافی، ج ۶، ص۴۵۰؛ مکارم الاخلاق، ص۱۰۳ و شیخ صدوق، الخصال، ج ۲، ص۶۱۳.</ref><ref>سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر، پوشاک پیامبر (مقاله)|پوشاک پیامبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۲۶۴.</ref>.


== رنگ لباس‌ها ==
== رنگ لباس‌ها ==
رنگ بیشتر لباس‌های [[رسول خدا]] {{صل}} سفید بود<ref>المناقب، ج ۱، ص ۱۴۶؛ مکارم الاخلاق، ص ۱۰۴؛ محجة البیضاء، ص۱۴۰ و احیاء علوم الدین، ص۳۳۲.</ref> و ایشان این رنگ را از دیگر رنگ‌ها بیشتر [[دوست]] می‌داشت<ref>ابن الاشعث السجستانی، سنن ابی داوود، ج ۲، ص ۲۵۴ و الترمذی، سنن، ج ۳، ص ۱۴۹.</ref> و می‌فرمود: «[[بهترین]] [[لباس]] هایتان [[لباس]] سفید است؛ پس به زندگانتان [[لباس]] سفید بپوشانید و مردگانتان را در پارچه‌های سفید [[کفن]] کنید» <ref>{{متن حدیث|خَيْرُ ثِيَابِكُمُ الْبَيَاضُ، فَلْيَلْبَسْهُ أَحْيَاكُمْ وَ كَفِّنُوا فِيهِ مَوْتَاكُمْ}}؛ مکارم الاخلاق، ص ۱۰۴.</ref>؛همچنین فرموده است: «[[لباس]] سفید بپوشید؛ چرا که [[لباس]] سفید، خوش بو‌ترین و [[پاک‌ترین]] [[لباس]] هاست و مردگانتان را در پارچه‌های سفید [[کفن]] کنید»<ref>{{متن حدیث| الْبَسُوا الثِّيَابَ الْبَيْضِ فانها اطَّهَّرَ وَ أَطْيَبُ وَ كَفِّنُوا فِيهِ مَوْتَاكُمْ}}إ الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۴۷ و کنزالعمال، ج ۳، ص ۱۰۸.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۴.</ref>.
رنگ بیشتر لباس‌های [[رسول خدا]]{{صل}} سفید بود<ref>المناقب، ج ۱، ص۱۴۶؛ مکارم الاخلاق، ص۱۰۴؛ محجة البیضاء، ص۱۴۰ و احیاء علوم الدین، ص۳۳۲.</ref> و ایشان این رنگ را از دیگر رنگ‌ها بیشتر [[دوست]] می‌داشت<ref>ابن الاشعث السجستانی، سنن ابی داوود، ج ۲، ص۲۵۴ و الترمذی، سنن، ج ۳، ص۱۴۹.</ref> و می‌فرمود: «بهترین لباس‌هایتان لباس سفید است؛ پس به زندگانتان لباس سفید بپوشانید و مردگانتان را در پارچه‌های سفید [[کفن]] کنید» <ref>{{متن حدیث|خَيْرُ ثِيَابِكُمُ الْبَيَاضُ، فَلْيَلْبَسْهُ أَحْيَاكُمْ وَ كَفِّنُوا فِيهِ مَوْتَاكُمْ}}؛ مکارم الاخلاق، ص۱۰۴.</ref>؛همچنین فرموده است: «[[لباس]] سفید بپوشید؛ چراکه [[لباس]] سفید، خوش بو‌ترین و [[پاک‌ترین]] لباس هاست و مردگانتان را در پارچه‌های سفید [[کفن]] کنید»<ref>{{متن حدیث| الْبَسُوا الثِّيَابَ الْبَيْضِ فانها اطَّهَّرَ وَ أَطْيَبُ وَ كَفِّنُوا فِيهِ مَوْتَاكُمْ}}إ الطبقات الکبری، ج ۱، ص۳۴۷ و کنزالعمال، ج ۳، ص۱۰۸.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[پوشاک پیامبر (مقاله)|پوشاک پیامبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۲۶۴.</ref>.


[[رسول اکرم]] {{صل}} [[لباس]] سبز را نیز [[دوست]] می‌داشت<ref>الصفدی، الوافی بالوفیات، ج۱، ص۷۳؛ امتاع الاسماع، ج۲، ص۱۹۱؛ شرف المصطفی، ص۳۲۰؛ المحجة البیضاء، ص ۱۴۰ و احیاء علوم الدین، ص ۳۳۱ - ۳۳۲.</ref>. [[روایت]] شده است که آن [[حضرت]]، قبایی از سندس داشت که سبزی آن بر [[حضرت]]، بسیار جلوه می‌کرد<ref>المحجة البیضاء، ص ۱۴۰ و احیاء علوم الدین، ص ۳۳۲.</ref>. همچنین ایشان بردهای سبزی نیز داشت که آنها را گاهی به روی شانه می‌انداخت<ref>الطبقات الکبری، ص ۳۵۰؛ دلائل النبوه، ج ۱، ص ۲۳۷؛ المستدرک، ج ۲، ص ۶۰۸ و الشمائل المحمدیه، ص ۵۸.</ref>. رنگ زرد هم از رنگ‌های [[محبوب]] [[رسول خدا]] {{صل}} برای لباس‌هایش بود.
رسول [[اکرم]]{{صل}} لباس سبز را نیز [[دوست]] می‌داشت<ref>الصفدی، الوافی بالوفیات، ج۱، ص۷۳؛ امتاع الاسماع، ج۲، ص۱۹۱؛ شرف المصطفی، ص۳۲۰؛ المحجة البیضاء، ص۱۴۰ و احیاء علوم الدین، ص۳۳۱ - ۳۳۲.</ref>. [[روایت]] شده است که آن حضرت، قبایی از سندس داشت که سبزی آن بر حضرت، بسیار جلوه می‌کرد<ref>المحجة البیضاء، ص۱۴۰ و احیاء علوم الدین، ص۳۳۲.</ref>. همچنین ایشان بردهای سبزی نیز داشت که آنها را گاهی به روی شانه می‌انداخت<ref>الطبقات الکبری، ص۳۵۰؛ دلائل النبوه، ج ۱، ص۲۳۷؛ المستدرک، ج ۲، ص۶۰۸ و الشمائل المحمدیه، ص۵۸.</ref>. رنگ زرد هم از رنگ‌های محبوب [[رسول خدا]]{{صل}} برای لباس‌هایش بود.
در برخی از [[روایات]] آمده است که [[رسول خدا]] {{صل}} بسیاری از اوقات، تمامی لباس‌ها حتی عمامه‌اش را با زعفرانی رنگ می‌کرد<ref>الطبقات الکبری، ج۱، ص ۳۵۰؛ نهایة الارب،، ج ۱۸،ص ۲۸۴ و امتاع الاسماع، ج ۷، ص ۹.</ref> و از [[لباس]] سیاه کراهت داشت و آن را برای لباس‌هایش نمی‌پسندید؛ مگر در سه چیز: [[عمامه]]، کفش و عبا<ref>من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۲۵۱؛ الخصال، ج۱، ص۱۴۸ و شیخ صدوق، علل الشرایع، ج۲، ص۳۴۷.</ref>. از رنگ سرخ نیز کراهت داشت<ref>دعائم الاسلام، ج ۲، ص ۱۶۰ و مستدرک الوسیله، ج ۳، ص ۲۵۰.</ref>؛ اما در برخی منابع [[نقل]] شده است که ایشان برد سرخی داشت که آن را روزهای [[جمعه]] و عیدین می‌پوشید<ref>المصنّف، ج ۲، ص ۶۳؛ امتاع الأسماع، ج ۶، ص ۳۶۸،؛ الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۴۸ و تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص ۲۰۴.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۵.</ref>.
در برخی از [[روایات]] آمده است که رسول خدا{{صل}} بسیاری از اوقات، تمامی [[لباس‌ها]] حتی عمامه‌اش را با زعفرانی رنگ می‌کرد<ref>الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۵۰؛ نهایة الارب،، ج ۱۸،ص ۲۸۴ و امتاع الاسماع، ج ۷، ص۹.</ref> و از [[لباس سیاه]] [[کراهت]] داشت و آن را برای لباس‌هایش نمی‌پسندید؛ مگر در سه چیز: [[عمامه]]، [[کفش]] و [[عبا]]<ref>من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۲۵۱؛ الخصال، ج۱، ص۱۴۸ و شیخ صدوق، علل الشرایع، ج۲، ص۳۴۷.</ref>. از رنگ سرخ نیز کراهت داشت<ref>دعائم الاسلام، ج ۲، ص۱۶۰ و مستدرک الوسیله، ج ۳، ص۲۵۰.</ref>؛ اما در برخی منابع نقل شده است که ایشان برد سرخی داشت که آن را روزهای [[جمعه]] و عیدین می‌پوشید<ref>المصنّف، ج ۲، ص۶۳؛ امتاع الأسماع، ج ۶، ص۳۶۸،؛ الطبقات الکبری، ج ۱، ص۳۴۸ و تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص۲۰۴.</ref><ref>حسینی ایمنی، سید علی اکبر، پوشاک پیامبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۲۶۵.</ref>.
   
   
== عرق چین و کلاه ==
== عرق چین و کلاه ==
[[نقل]] شده است، [[رسول خدا]] {{صل}} عرق چین‌های راه راه سفید [[مصری]] به سر می‌گذاشت<ref>الکافی، ص ۴۶۶۲؛ مکارم الاخلاق، ص ۳۵ - ۳۶، الطبقات الکبری، ج ۳، ص ۲۲؛ سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص ۲۸۴ و الجامع الصغیر، ج ۲، ص ۳۹۴.</ref> و گاهی آن را زیر [[عمامه]] و گاهی هم آن را تنها به سر می‌کرد<ref>مکارم الاخلاق، ص ۳۵ - ۳۶؛ سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص ۲۸۵؛ نهایة الارب، ج ۱۸، ص۲۸۹ و الجامع الصغیر، ج۲، ص۳۹۴.</ref> و گاهی نیز آن را از سر بر می‌داشت و شالی به سر و پیشانی می‌بست<ref>مکارم الاخلاق، ص ۳۶؛ المحجة البیضاء، ص ۱۴۳ و عبداللّه بن سعید عبادی لحجی، منتهی السؤل، ج ۱، ص ۵۰۹.</ref>. ایشان چند نوع کلاه داشت: کلاهی که در سفر از آن استفاده می‌کرد؛ کلاهی که آن را در [[اعیاد]] به سر می‌گذاشت؛ کلاهی که آن را می‌پوشید و در جمع اصحابش می‌نشست<ref>الکافی، ج ۱، ص ۲۸۰؛ علل الشرائع، ج ۱، ص ۱۶۷ و مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۲۸۰.</ref>؛ کلاهی هم کلاه [[یمنی]] به سر می‌کرد<ref>الکافی، ص ۴۶۲؛ وسائل الشیعة، ج ۵، ص ۵۹ و شیخ صدوق، الامالی، ص ۷۱.</ref>؛ کلاهی هم داشت که در [[جنگ‌ها]] آن را به سر می‌گذاشت؛ این کلاه از دو طرف، اضافه‌ای داشت که گوش‌ها را می‌پوشاند<ref>مکارم الاخلاق، ص ۳۶۰، الکافی، ج ۶، ص ۴۶۲؛ الجامع الصغیر، ج ۲، ص ۳۹۴؛ کنزالعمال، ج ۷، ص ۱۲۱ و امالی صدوق، ص ۷۱.</ref>. [[ابن عباس]] می‌گوید: آن [[حضرت]] سه کلاه داشت: کلاه سفید [[مصری]]، کلاهی از برد حبره و کلاه سفر که گوشه‌دار بود<ref>سبل الهدی والرشاد، ج ۷، ص ۲۸۴.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۵-۲۶۶.</ref>.
نقل شده است، [[رسول خدا]]{{صل}} عرق چین‌های راه راه سفید [[مصری]] به سر می‌گذاشت<ref>الکافی، ص۴۶۶۲؛ مکارم الاخلاق، ص۳۵ - ۳۶، الطبقات الکبری، ج ۳، ص۲۲؛ سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص۲۸۴ و الجامع الصغیر، ج ۲، ص۳۹۴.</ref> و گاهی آن را زیر [[عمامه]] و گاهی هم آن را تنها به سر می‌کرد<ref>مکارم الاخلاق، ص۳۵ - ۳۶؛ سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص۲۸۵؛ نهایة الارب، ج ۱۸، ص۲۸۹ و الجامع الصغیر، ج۲، ص۳۹۴.</ref> و گاهی نیز آن را از سر بر می‌داشت و شالی به سر و پیشانی می‌بست<ref>مکارم الاخلاق، ص۳۶؛ المحجة البیضاء، ص۱۴۳ و عبداللّه بن سعید عبادی لحجی، منتهی السؤل، ج ۱، ص۵۰۹.</ref>. ایشان چند نوع کلاه داشت: کلاهی که در [[سفر]] از آن استفاده می‌کرد؛ کلاهی که آن را در [[اعیاد]] به سر می‌گذاشت؛ کلاهی که آن را می‌پوشید و در جمع اصحابش می‌نشست<ref>الکافی، ج ۱، ص۲۸۰؛ علل الشرائع، ج ۱، ص۱۶۷ و مستدرک الوسائل، ج ۳، ص۲۸۰.</ref>؛ کلاهی هم کلاه [[یمنی]] به سر می‌کرد<ref>الکافی، ص۴۶۲؛ وسائل الشیعة، ج ۵، ص۵۹ و شیخ صدوق، الامالی، ص۷۱.</ref>؛ کلاهی هم داشت که در [[جنگ‌ها]] آن را به سر می‌گذاشت؛ این کلاه از دو طرف، اضافه‌ای داشت که گوش‌ها را می‌پوشاند<ref>مکارم الاخلاق، ص۳۶۰، الکافی، ج ۶، ص۴۶۲؛ الجامع الصغیر، ج ۲، ص۳۹۴؛ کنزالعمال، ج ۷، ص۱۲۱ و امالی صدوق، ص۷۱.</ref>. [[ابن عباس]] می‌گوید: آن حضرت سه کلاه داشت: کلاه سفید [[مصری]]، کلاهی از برد حبره و کلاه سفر که گوشه‌دار بود<ref>سبل الهدی والرشاد، ج ۷، ص۲۸۴.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[پوشاک پیامبر (مقاله)|پوشاک پیامبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۲۶۵-۲۶۶.</ref>.


== عمامه‌ها ==
== عمامه‌ها ==
[[رسول خدا]] {{صل}} [[عمامه]] بر سر می‌گذاشت و اگر عمامه‌ای نداشت، دستمالی به سر می‌بست<ref>مکارم الاخلاق، ص ۳۶ و بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۲۵۰.</ref>. ایشان در روزهای [[جمعه]] و عیدین بیرون نمی‌آمد؛ مگر با [[عمامه]]؛ عمامه‌ای که یک سر پارچه‌اش را از بین کتف‌ها دور می‌داد و به شانه می‌انداخت<ref>ابن سید الناس، عیون الاثر، ج ۲، ص ۳۸۷؛ سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص ۲۷۱، الطبقات الکبری، ج ۱، ص۳۵۲ و ابوالفرج شافعی حلبی، السیرة الحلبیه، ج۳، ص۴۸۱.</ref>. بلندای پارچه عمامه‌اش به اندازه‌ای بود که آن را سه یا پنج دور بر سرش می‌پیچید<ref>سنن النبی، ص۱۲۴.</ref>. آن [[حضرت]] بر خوب بستن [[عمامه]] تأکید داشت و آن را تاج [[عرب]] می‌نامید<ref>مکارم الاخلاق، ص ۱۱۹؛ دعائم الاسلام، ج ۲، ص ۱۸۹، الکافی، ج ۶، ص ۴۶۱؛ ابن سلامه، مسند الشهاب، ج ۱، ص ۷۵ و الجامع الصغیر، ج ۲، ص ۱۹۵.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۶.</ref>.
[[رسول خدا]]{{صل}} عمامه بر سر می‌گذاشت و اگر عمامه‌ای نداشت، دستمالی به سر می‌بست<ref>مکارم الاخلاق، ص۳۶ و بحارالانوار، ج ۱۶، ص۲۵۰.</ref>. ایشان در روزهای [[جمعه]] و عیدین بیرون نمی‌آمد؛ مگر با عمامه؛ عمامه‌ای که یک سر پارچه‌اش را از بین کتف‌ها دور می‌داد و به شانه می‌انداخت<ref>ابن سید الناس، عیون الاثر، ج ۲، ص۳۸۷؛ سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص۲۷۱، الطبقات الکبری، ج ۱، ص۳۵۲ و ابوالفرج شافعی حلبی، السیرة الحلبیه، ج۳، ص۴۸۱.</ref>. بلندای پارچه عمامه‌اش به اندازه‌ای بود که آن را سه یا پنج دور بر سرش می‌پیچید<ref>سنن النبی، ص۱۲۴.</ref>. آن حضرت بر خوب بستن [[عمامه]] تأکید داشت و آن را تاج [[عرب]] می‌نامید<ref>مکارم الاخلاق، ص۱۱۹؛ دعائم الاسلام، ج ۲، ص۱۸۹، الکافی، ج ۶، ص۴۶۱؛ ابن سلامه، مسند الشهاب، ج ۱، ص۷۵ و الجامع الصغیر، ج ۲، ص۱۹۵.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[پوشاک پیامبر (مقاله)|پوشاک پیامبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۲۶۶.</ref>.


[[پیامبر خدا]] {{صل}} عمامه‌ای سیاه داشت<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۵۲؛ تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص ۲۲۵، الشمائل المحمدیه، ص ۸۲ و عوالی اللآلی، ج ۲، ص ۲۱۴.</ref> و در روز [[فتح مکه]] نیز با عمامه‌ای سیاه به [[مکه]] وارد شد<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج ۲، ص ۸۲۴، دلائل النبوة، ج ۵، ص ۶۷؛ الطبقات الکبری، ج ۲، ص ۱۰۶ و تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص ۱۸۹.</ref>. همچنین ایشان عمامه‌ای از خز سیاه داشت که در سفر و غیر سفر، آن را به سر می‌گذاشت<ref>مکارم الاخلاق، ص ۳۶ و بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۲۵۰.</ref>. [[عمامه]] [[روز جمعه]] ایشان «[[سحاب]]» نام داشت<ref>المناقب، ج ۱، ص ۱۷ و بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۱۱۰.</ref> که آن را به [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} بخشید <ref>المناقب، ج ۳، ص ۱۳۶ و مکارم الاخلاق، ص ۳۶.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۶.</ref>.
[[پیامبر خدا]]{{صل}} عمامه‌ای سیاه داشت<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص۳۵۲؛ تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص۲۲۵، الشمائل المحمدیه، ص۸۲ و عوالی اللآلی، ج ۲، ص۲۱۴.</ref> و در [[روز فتح مکه]] نیز با عمامه‌ای سیاه به [[مکه]] وارد شد<ref>محمد بن عمر [[واقدی]]، [[المغازی]]، ج ۲، ص۸۲۴، دلائل النبوة، ج ۵، ص۶۷؛ الطبقات الکبری، ج ۲، ص۱۰۶ و [[تاریخ مدینه دمشق]]، ج ۴، ص۱۸۹.</ref>. همچنین ایشان عمامه‌ای از خز سیاه داشت که در [[سفر]] و غیر سفر، آن را به سر می‌گذاشت<ref>مکارم الاخلاق، ص۳۶ و بحارالانوار، ج ۱۶، ص۲۵۰.</ref>. [[عمامه]] [[روز جمعه]] ایشان «[[سحاب]]» نام داشت<ref>المناقب، ج ۱، ص۱۷ و بحارالانوار، ج ۱۶، ص۱۱۰.</ref> که آن را به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بخشید <ref>المناقب، ج ۳، ص۱۳۶ و مکارم الاخلاق، ص۳۶.</ref><ref>سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر، پوشاک پیامبر (مقاله)|پوشاک پیامبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۲۶۶.</ref>.


== کفش‌ها ==
== کفش‌ها ==
[[پیامبر]] {{صل}} همه نوع کفش می‌پوشید؛ اما بر پوشیدن نعلین خوب تأکید داشت<ref>مکارم الاخلاق، ص ۱۲۲؛ دعائم الاسلام، ج ۲، ص ۱۵۸، الکافی، ج ۶، ص ۴۶۲؛ الجعفریات، ص ۱۵۷ و ابو الفضل علی بن حسن طبرسی، مشکاة الانوار، ص ۲۶۳.</ref> و می‌فرمود: «هر که نعلین ندارد، کفش بپوشد»<ref>مکارم الاخلاق، ص ۱۰۲ و وسائل الشیعة، ج ۵، ص ۷۲.</ref>. نعلینش [[ظریف]]، پاشنه‌دار و نوک آن هم باریک‌تر از بدنه نعل بود. قسمت جلوی نعلش بر آمده بود و دو بند داشت<ref>وسائل الوصول، ص ۱۲۹؛ منتهی السؤل، ج ۱، ص ۵۷۳: الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۷۱ و ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۱، ص۵۰۷.</ref>. [[سنت]] [[حضرت]] بر پوشیدن کفش سیاه و نعلین زرد بود<ref>مکارم الاخلاق، ج ۱، ص۱۲۵ و شیخ بهایی، مفتاح الفلاح، ص ۱۶۹.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۷.</ref>.
[[پیامبر]]{{صل}} همه نوع [[کفش]] می‌پوشید؛ اما بر [[پوشیدن]] نعلین خوب تأکید داشت<ref>مکارم الاخلاق، ص۱۲۲؛ دعائم الاسلام، ج ۲، ص۱۵۸، الکافی، ج ۶، ص۴۶۲؛ الجعفریات، ص۱۵۷ و ابو الفضل علی بن حسن طبرسی، مشکاة الانوار، ص۲۶۳.</ref> و می‌فرمود: «هر که نعلین ندارد، کفش بپوشد»<ref>مکارم الاخلاق، ص۱۰۲ و وسائل الشیعة، ج ۵، ص۷۲.</ref>. نعلینش ظریف، پاشنه‌دار و نوک آن هم باریک‌تر از بدنه نعل بود. قسمت جلوی نعلش بر آمده بود و دو بند داشت<ref>وسائل الوصول، ص۱۲۹؛ منتهی السؤل، ج ۱، ص۵۷۳: الطبقات الکبری، ج ۱، ص۳۷۱ و ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۱، ص۵۰۷.</ref>. [[سنت]] حضرت بر پوشیدن کفش سیاه و نعلین زرد بود<ref>مکارم الاخلاق، ج ۱، ص۱۲۵ و شیخ بهایی، مفتاح الفلاح، ص۱۶۹.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[پوشاک پیامبر (مقاله)|پوشاک پیامبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۲۶۷.</ref>.


[[رسول خدا]] {{صل}} چهار جفت کفش داشت که از [[خیبر]] به ایشان رسیده بود و دو نعلین دباغی شده نیز داشت که موهای آن گرفته شده بود. همچنین کفش ساده سیاهی نیز داشت که هدیه [[نجاشی]] به ایشان بود<ref>عیون الاثر، ص ۳۸۷.</ref>. ایشان بسیاری از اوقات نعلینی از پوست دباغی شده می‌پوشید<ref>مکارم الاخلاق، ص ۳۷؛ مسند احمد، ج ۲، ص ۶۰؛ صحیح بخاری، ج ۷، ص ۴۸؛ الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۷۳ و صحیح مسلم، ج ۴، ص ۹.</ref>. ایشان در پوشیدن کفش و نعلین نیز مانند لباس‌ها ابتدا از پای راست آغاز می‌کرد و در بیرون آوردنش پای چپ را مقدم می‌داشت<ref>مکارم الاخلاق، ص ۱۲۳.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۷.</ref>.
[[رسول خدا]]{{صل}} چهار جفت [[کفش]] داشت که از [[خیبر]] به ایشان رسیده بود و دو نعلین دباغی شده نیز داشت که موهای آن گرفته شده بود. همچنین کفش ساده سیاهی نیز داشت که [[هدیه]] [[نجاشی]] به ایشان بود<ref>عیون الاثر، ص۳۸۷.</ref>. ایشان بسیاری از اوقات نعلینی از پوست دباغی شده می‌پوشید<ref>مکارم الاخلاق، ص۳۷؛ مسند احمد، ج ۲، ص۶۰؛ صحیح بخاری، ج ۷، ص۴۸؛ الطبقات الکبری، ج ۱، ص۳۷۳ و صحیح مسلم، ج ۴، ص۹.</ref>. ایشان در [[پوشیدن]] کفش و نعلین نیز مانند [[لباس‌ها]] ابتدا از پای راست آغاز می‌کرد و در بیرون آوردنش پای چپ را مقدم می‌داشت<ref>مکارم الاخلاق، ص۱۲۳.</ref><ref>[[[[سید]] [[علی اکبر]] [[حسینی]] ایمنی|حسینی [[ایمنی]]، [[سید]] علی اکبر]]، [[پوشاک پیامبر (مقاله)|پوشاک پیامبر]]، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۲۶۷.</ref>.


== ارثیه ==
== [[ارثیه]] ==
آن [[حضرت]]، روز [[وفات]]، لباسی از برد [[یمنی]] به تن داشت. از ایشان شلواری [[عمانی]]، همراه لباس‌های صحاری، جبه [[یمانی]]، عبای سفید، شلواری به طول پنج وجب، عبای بهاری راه راه رنگین و کلاهی کوچک به [[ارث]] ماند<ref>المناقب، ج ۱، ص ۱۷۱؛ عیون الاثر، ج ۲، ص ۳۸۷ و تاریخ اسلام، ج ۱، ص ۵۱۶.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۳.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۷.</ref>.
آن حضرت، [[روز]] [[وفات]]، لباسی از [[برد یمنی]] به تن داشت. از ایشان شلواری [[عمانی]]، همراه لباس‌های صحاری، جبه [[یمانی]]، عبای سفید، شلواری به طول پنج وجب، عبای بهاری راه راه رنگین و کلاهی کوچک به [[ارث]] ماند<ref>المناقب، ج ۱، ص۱۷۱؛ عیون الاثر، ج ۲، ص۳۸۷ و تاریخ اسلام، ج ۱، ص۵۱۶.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۵۳.</ref><ref>سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر، پوشاک پیامبر (مقاله)|پوشاک پیامبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۲۶۷.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==

نسخهٔ ‏۲۷ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۰۹:۳۵

مقدمه

نوع لباس نمودی از اندیشه‌های پنهان هر فرد است و انسان‌ها خواسته و ناخواسته با طرح، رنگ و نوع پوشش خود، نیم رخی از وجودشان را به دیگران می‌نمایانند و باعث می‌شوند که آنها با تأمل و کنکاش در چگونگی پوشش آنها به ابعادی نهفته از شخصیت درونی شان پی برده، آنها را بهتر بشناسند؛ زیرا از کوزه همان برون تراود که در اوست. بیان نوع پوشش حضرت رسول (ص)، فتح بابی است برای شناخت هر چه بیشتر ایشان؛ به ویژه که ایشان به فرموده خداوند در قرآن، اسوه حسنه برای جهانیان است[۱].

در سیره نبوی(ص) لباس دارای ویژگی‌هایی بوده که بدان‌ها می‌پردازیم.

۱. پاکی و پاکیزگی: پیش‌تر گذشت که پیامبر اکرم(ص) از سوی خداوند مأمور تطهیر لباس و دور کردن پلیدی و نجاست از خود بود[۲]. حضرت به طهارت و نظافت لباس با این بیان توصیه می‌فرمود: «هر آن‌که لباسی تهیه کند، باید آن را نظیف نگه دارد»[۳].

یکی از راه‌های جلوگیری از آلودگی لباس، بلند نبودن آن است، به گونه‌ای که از فرط بلندی به زمین کشیده شود و این مورد نیز به رسول خدا(ص) امر شده بود[۴]. از آنجا که طهارت لباس، شرط صحت و قبولی نماز است، بی‌تردید سزاوارترین فرد برای رعایت این شرط خود پیامبر اکرم(ص) است.

۲. سادگی: رسول خدا(ص) با وجود توانِ پوشیدن بهترین و فآخرترین لباس‌ها، پوشیدن لباس‌های ساده را ترجیح می‌داد. پوشیدن لباس تهیه شده از پنبه، پشم و کتان خشن و نیز لباس وصله شده به دست خود حضرت، در روایات سیره نبوی(ص) دیده می‌شود[۵]. آن حضرت در وصایایش به ابوذر، ضمن اشاره به اینکه خودش لباس خشن می‌پوشد، او را نیز به این کار امر کرده تا از تکبر و فخرفروشی به دور ماند[۶]. با توجه به این روایت روشن می‌شود که اقدام پیامبر اکرم(ص) و ائمه شیعه(ع) در پوشیدن لباس خشن و پشمینه، به جز بُعد سادگی و زهد و جنبه اقتصادی آن، از روی تواضع در برابر خداوند و برای پرهیز از تجبّر و تکبّر و تشبّه به دنیاطلبان بوده است. بدین لحاظ، در برخی روایات می‌خوانیم که امام رضا(ع) در خلوت لباس خشن و در برابر مردم لباس بهتر می‌پوشید[۷]. ایشان نزدیکان خود را نیز به پوشیدن لباس ساده توصیه می‌کرد و آنان را از پوشیدن لباس‌های اشراف‌گونه ـ هرچند از حلال تهیه شده باشد[۸] ـ نهی می‌نمود.

شایان ذکر است که عصر رسالت و تنگناهای اقتصادی مسلمانان در آن عصر از سویی، و منصب حاکمیت پیامبر اکرم(ص) از دیگر سو، اقتضای زندگی زاهدانه را داشت. از همین روی در روایتی از امام رضا(ع) چنین نقل شده: به خدا قسم! اگر امر خلافت را عهده‌دار شوم، به جای غذای نیکو، غذایی نامرغوب خواهم خورد و به جای لباس نرم، لباسی خشن خواهم پوشید و پس از آسانی و رفاه به سختی روی آورم[۹].

به جز کیفیت زاهدانه لباس پیامبر اکرم(ص)، حضرت در تعداد لباس‌های خود نیز به گونه‌ای عمل می‌کرد که هیچ‌گاه از یک چیز دو عدد نداشت. او دو پیراهن یا دو عبا و یا دو کفش نداشت[۱۰]. البته می‌توان میان ادوار مختلف حیات حضرت تفاوت قائل شد. طبیعی است که اگر گشایش اقتصادی برای مسلمانان پدید می‌آمد، اثر آن در پیامبر اکرم(ص) نیز بروز می‌یافت و شاید این روایت که حضرت دو لباس مخصوص روز جمعه داشت[۱۱]، ناظر به این معنا باشد.

۳. پرهیز از لباس شهرت: لباس شهرت، لباسی است که انسان در پی پوشیدن آن، در جامعه انگشت‌نما شود. پوشیدن چنین لباسی در روایات معصومین(ع) منع شده است تا آدمی را از هر آنچه موجب امتیازات کاذب و تمایزهای تهی است، بازدارند. در روایاتی از امام صادق(ع) چنین می‌خوانیم: برای خواری انسان همین بس که لباس شهرت بپوشد، یا مرکب شهرت سوار شود[۱۲]. خداوند لباس شهرت را مبغوض می‌دارد[۱۳].

هنگامی که عبّاد بن کثیر بصری[۱۴] با لباسی که متفاوت با لباس عموم مردم بود (لباس شهرت) به نزد امام صادق(ع) رسید، حضرت فرمود: «ای عبّاد! این لباس‌ها چیست؟» عرض کرد: یا اباعبدالله! آیا پوشیدن این لباس را بر من عیب می‌گیری؟ فرمود: «آری، پیامبر اکرم(ص) فرمود: هر آن کس که لباس شهرت بپوشد، خداوند روز قیامت لباس ذلّت بر او بپوشاند». عبّاد پرسید: چه کسی این را برای شما نقل کرده؟ حضرت فرمود: «آیا ای عبّاد! مرا متهم می‌کنی!؟[۱۵] به خدا قسم! پدرم از اجدادم از پیامبر(ص) این سخن را برایم نقل کرده است»[۱۶].

۴. تواضع در لباس: تواضع وصفی اخلاقی است که نمودهای مختلف دارد از جمله در نوع لباس پوشیدن. معمولاً اهل کبر در شیوه پوشیدن لباس به گونه‌ای عمل می‌کنند که هر بیننده‌ای از خودبزرگ‌بینی آنان واقف می‌شود. معصومین(ع) ضمن آنکه دیگران را از این‌گونه لباس پوشیدن برحذر می‌داشتند، خود نیز از این رفتار پرهیز می‌کردند. بلند بودن لباس به گونه‌ای که بر زمین کشیده شود، در روایات متعددی از رسول خدا(ص) و ائمه(ع) نکوهیده شده است.

از پیامبر اکرم(ص) در این باره روایاتی نقل شده است: جامه خود را تا نصف ساق یا قوزک پا قرار بده و از بلند کردن آن بپرهیز که نشانه کبر و غرور است و خداوند اهل کبر را دوست نمی‌دارد. و فرمود: کسی که لباسش را [از فرط بلندی] بر زمین کشد، خداوند در قیامت بر او نظر نکند[۱۷].

بوی بهشت همانا از فاصله هزار سال راه، استشمام می‌شود، اما کسی که [از روی کبر] لباسش را بر زمین کشد، آن را درنمی‌یابد. همانا کبریایی از آنِ خداوند است و بس[۱۸].

سه گروه‌اند که خداوند با ایشان سخن نمی‌گوید و تطهیرشان نمی‌کند و عذابی دردناک خواهند داشت: کسی که جامه‌اش را [از روی کبر] بر زمین کشد؛ کسی که متاعش را به دروغ تعریف کند و عیب آن را بپوشاند و [نیز] کسی که به ظاهر با کسی محبت کند و در دل حقد و کینه و غِشّ داشته باشد[۱۹].

در وصایای رسول خدا(ص) به ابوذر نیز چنین آمده: ای اباذر! همانا بیشترین داخل‌شوندگان در آتش مستکبران‌اند. در این هنگام مردی به حضرت عرض کرد: ای رسول خدا! آیا کسی از کبر خلاصی دارد؟ فرمود: «آری، آن‌که لباس پشمینه[۲۰] پوشد و بر چهارپا سوار شود و خود شیر بز دوشد و با مساکین نشیند. ای اباذر! آن‌که کالای خریداری شده از بازار را خودش حمل کند، از کبر دور است[۲۱]. ای اباذر! آن کس که لباسش را به خاطر تکبّر بر زمین کشد، خداوند در قیامت بدو نظر نکند. ای اباذر! جامه مرد تا نیمه ساق پا تا قوزک پا باید باشد و بیش از آن در آتش است. ای اباذر! هر آن‌که لباسش را برای خدا کوتاه سازد، از کبر رهایی یابد[۲۲].

پیش از این در مقوله بهداشت لباس پیامبر(ص) گذشت که بنا بر روایتی از امام کاظم(ع)، به امر الهی به تطهیر لباس در آیه ﴿وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ[۲۳] به معنای تشمیر و کوتاه کردن آن است[۲۴] و بلند نبودن لباس به جز ثمره بهداشتی، نشانه تواضع است. بدین رو، درباره لباس پیامبر(ص) نقل شده که بالای قوزک پا بود و بالاپوش حضرت نیز تا نصف ساق را می‌پوشاند[۲۵].

ناگفته نماند که در آن عصر لباس صاحب‌منصبان به قدری بلند بود که خادمانی از پشت، دنباله لباس را برداشته و به دنبال آنها حرکت می‌کردند و این بی‌تردید از جلوه‌ها و نمادهای بارز اهل کبر و جبّاران بود. از این رو، پیامبر اکرم(ص) و دیگر معصومان(ع) در سخن و سیره خود به شدت با این امر به مخالفت برخاستند. اما این روایات و سیره یاد شده بدان مفهوم نیست که امروزه نیز بلند یا کوتاه بودن لباس دقیقاً همان معنا را می‌رساند که در عصر رسالت. امروزه مظاهر کبر - به ویژه کبر از طریق نوع لباس پوشیدن - تفاوت‌هایی با صدر اسلام دارد که تشخیص مصادیق آن با عرف متدین جامعه است.

۵. ترک تشبّه به زنان در لباس: یکی دیگر از ویژگی‌های لباس پیامبر اکرم(ص) عدم شباهت به لباس زنان است. تشبّه مردان به زنان و بالعکس در لباس و وضع ظاهر، در روایات منع شده[۲۶] و از دیدگاه فقهی حرام شمرده شده است[۲۷].

رسول خدا(ص) ضمن پرهیز از این گونه لباس، مردان را از تشبّه به زنان در لباس، و زنان را نیز در این مورد از تشبّه به مردان منع می‌فرمود[۲۸]. بی‌گمان این همه در راستای حفظ هویت مردان و زنان و پرهیز دادن از خلط شخصیتی در جامعه است؛ مشکلی که امروزه جامعه‌های مختلف ـ به ویژه غربیان ـ سخت با آن دست به گریبان‌اند.

۶. توجه به رنگ و جنس لباس: رسول خدا(ص) برای انتخاب نوع لباس، گرفتار تکلّف و وسواس نمی‌شد و از هر آنچه مقدور بود و فراهم می‌شد، استفاده می‌کرد[۲۹]. البته این بدان معنا نیست که آن حضرت نسبت به مستحبات و مکروهات و محرماتِ مربوط به لباس بی‌توجه بود.

پیامبر اکرم(ص) در میان رنگ‌ها به لباس سبز رنگ علاقه خاصی داشت[۳۰] که شاید این علاقه، به سبز رنگ بودن لباسِ بیشتر بهشتیان بی‌ارتباط نباشد[۳۱]. حضرت بیش از رنگ سبز، رنگ سفید را برای لباس‌هایش برمی‌گزید و به آن توصیه می‌فرمود؛ چنان که غالب لباس‌های ایشان سفید رنگ بود[۳۲] و می‌فرمود: در میان لباس‌ها بهتر از لباس سفید نیست. سفید بپوشید و مُردگان خود را نیز در آن کفن کنید[۳۳].

یکی از مهم‌ترین دلایل تأکید آن حضرت به رنگ سفید، بُعد بهداشتی آن است؛ زیرا این رنگ، آلودگی و چرک را بهتر نمایان می‌کند. در روایتی از رسول خدا(ص) آمده: سفید بپوشید؛ چراکه لباس سفید پاکیزه‌تر و نیکوتر است و مردگانتان را نیز در آن کفن کنید[۳۴].

روایاتی نیز حاکی از آن است که رسول خدا(ص) گاه از لباس‌هایی به رنگ‌های قرمز[۳۵]، زعفرانی کم‌رنگ[۳۶] و سیاه[۳۷] استفاده کرده است. شایان ذکر است که بر اساس روایات شیعه[۳۸] و اهل سنت[۳۹]، پوشیدن لباس‌هایی با رنگ‌های غلیظِ سرخ و زعفرانی و شبیه به آن، در مجامع عمومی مکروه، و نزد خانواده مباح است. بنابراین روایات پیش‌گفته بدین معناست که رسول خدا(ص) در محیط خانه و خانواده از لباس‌هایی به رنگ سرخ و زعفرانی بهره می‌جسته است[۴۰]. پوشیدن لباس سیاه رنگ نیز براساس روایات اهل بیت(ع) مکروه است[۴۱] و از این حکم، کفش و عبا (بالاپوش) و عمامه استثنا شده است[۴۲]. در روایات پیشین از سیاه بودن رنگ عبای رسول خدا(ص) در برخی مواقع سخن به میان آمده است.

جنس لباس رسول خدا(ص) نیز غالباً پنبه بود و گاه نیز لباس تهیه شده از پشم یا مو می‌پوشید[۴۳]. آن حضرت هنگامی که عبایی پشمین و راه‌راه با خطوط سفید و سیاه بر تن می‌کرد، در کنار سفیدیِ ساق و قدمِ او زیبا می‌نمود[۴۴].

رسول خدا(ص) از پوشیدن حریر پرهیز داشت و دیگر مردان را نیز از این کار بازمی‌داشت. هنگامی که اسامة بن زید قطعه حریری برای حضرت آورد، فرمود: «این لباس کسی است که او را بهره‌ای [از آخرت] نیست». سپس آن را به عنوان روسری به چند قطعه تقسیم کرد و به همسرانش داد[۴۵].

آن حضرت پوشیدن عمامه را توصیه می‌کرد و آن را موجب افزونی عزت می‌شمرد[۴۶] و حتی نماز با عمامه را افضل از نماز بدون عمامه می‌دانست[۴۷]. ایشان معمولاً زیر عمامه، شب‌کلاه بر سر می‌نهاد و گاه از شب‌کلاه بدون عمامه، و از عمامه بدون شب‌کلاه نیز استفاده می‌‌کرد[۴۸]. رنگ عمامه حضرت نیز غالباً مشکی و از جنس خز و گاه پشم بود[۴۹]. البته در مواردی که عمامه نداشت، دستمالی بر سر یا پیشانی می‌بست[۵۰].

در پایان ناگفته نماند که شرایط اقتصادی صدر اسلام و نیز منصب حاکمیت رسول خدا(ص) اقتضا می‌کرد که آن حضرت لباس‌هایی ساده و با کیفیت پایین بپوشد. پس از آن حضرت، امام علی(ع) نیز به همان دلیل مطابق با سیره نبوی(ص) رفتار می‌کرد، اما دیگر معصومان(ع) از لباس‌هایی با زیبایی و کیفیت بالاتر بهره می‌بردند[۵۱]؛ زیرا از یک سو منصب حاکمیت را عهده‌دار نبودند و از دیگر سو برای مسلمانان نیز گشایش اقتصادی فراهم شده بود.

۷. توجه به آداب پوشیدن لباس: مردان الهی در همه کار رو سوی خدا دارند و توحید در تمامی امور و سخنانشان متجلی است. پیامبر اکرم(ص) در رفتار ساده‌ای همچون پوشیدن لباس نیز - برخلاف بسیاری از مردمان - به بُعد الهی و جنبه‌های معنوی آن توجه داشت. ایشان ضمن عنایت به عطاکننده نعمت‌ها، به هنگام پوشیدن لباس نو این دعا را زیرلب ترنّم می‌کرد: حمد خدایی را که مرا پوشانید به چیزی که زشتی‌های مرا حفظ کند و با آن در میان مردم دارای جمال شوم[۵۲].

هنگامی که لباس می‌پوشید و قصد خروج از خانه را داشت، چنین دعا می‌کرد: خدایا! به نعمت تو خودم را پوشانیده و رو به تو کرده و بر تو تکیه و توکل می‌کنم. خداوندا! پناه من تویی و امید من تو هستی مرا در آنچه موجب نگرانی من است و آنچه چنین نیست، و در آنچه بدان اهتمام ندارم و تو بدان آگاه‌تری، کفایت کن. آن‌که به تو پناه آورد، عزیز است و ثنای تو بلند، و خدایی جز تو نیست. خدایا! مرا با توشه تقوا قرین ساز و گناهم ببخش و به هر جانب که رو کنم، مرا به خیر برگردان[۵۳].

پوشیدن پیراهن از جانب راست، از دیگر آدابی بود که پیامبر(ص) رعایت می‌کرد[۵۴]. این امر می‌تواند در راستای عادت مستمر آن حضرت تلقی شود که بر آن اساس، معمولاً کارها را از جانب راست آغاز می‌کرد و با دست راست انجام می‌داد و از جانب چپ نیز ختم می‌کرد. برای مثال نقل شده که ایشان لباس را از جانب چپ بدن خارج می‌کرد[۵۵].

از جمله آداب پسندیده پیامبر(ص) این بود که پس از پوشیدن لباس جدید، حمد الهی به جای می‌آورد و سپس لباس سابق را به مسکین می‌بخشید و می‌فرمود: اگر مسلمان لباسی را که نمی‌پوشد، برای رضای خدا بر مسلمان دیگر بپوشاند، خداوند او را تحت ضمانت و حفظ و خیر و امانش قرار می‌دهد؛ زنده باشد یا مرده[۵۶]. بدین ترتیب ایشان بهره‌وری مناسب از نعمت‌های الهی را به بندگان خدا تعلیم می‌داد[۵۷].

سادگی لباس

درباره پوشش رسول خدا(ص) آن چه بیش از همه مهم است، سادگی پوشاک ایشان است. نقل شده است، لباس آن حضرت در سادگی، همانند لباس غلامان و کنیزانش بود[۵۸]؛ اما در عین سادگی، بسیار تمیز و مرتب بود و ایشان بر این پاکیزگی تأکید می‌ورزید[۵۹]؛ ایشان هر چه آ برایش فراهم می‌شد، می‌پوشید، اعم از اینکه لنگ باشد یا پیراهن؛ جبه باشد یا غیر آن[۶۰]؛ و بسا که آن حضرت، جز یک روپوش، لباسی دیگر به تن نداشت و ایشان دو سوی این روپوش را میان شانه‌اش گره می‌زد و با همان لباس نمره بر جنازه‌ها با مردم نماز می‌خواند و کارهای روزمره‌اش را انجام می‌داد[۶۱]. شمله[۶۲] و نمره[۶۳] می‌پوشید و نمره بر اندام آن حضرت بسیار زیباتر می‌نمود؛ زیرا خطوط سیاه آن با سفیدی ساق و پشت پای حضرت تناسب داشت[۶۴][۶۵].

لباسی که آن بزرگوار به تن می‌کرد، خشن بود[۶۶] و به پوشیدن آن برای دور ماندن از غرور و خودخواهی توصیه می‌کرد[۶۷]. پیامبر اکرم(ص)‌گاه عبای وصله داری به تن می‌کرد و می‌فرمود: «من بنده‌ام و لباس بندگان را می‌پوشم»[۶۸]. گاهی هم لباس پشمی می‌پوشید[۶۹]. بلندای همه لباس‌هایش تا نصف ساق، بلکه تا بالای قوزک پا بود[۷۰] و بیشتر از این را روا نمی‌دانست و از آن نهی می‌کرد[۷۱]. بلندای آستین لباسش هم تا مچ[۷۲] و به قولی تا انگشتان دستشان بود و بیشتر از آن را منع می‌فرمود[۷۳]. هیچ‌گاه دو لباس را با هم نمی‌پوشید[۷۴]؛ عادتش بر این بود که پیراهنش را با شال به کمر می‌بست و‌گاه در نماز و غیر نماز، آن را می‌گشود[۷۵]. قسمت جلو لباسش را آزاد می‌گذاشت تا بیشتر آویخته باشد و از طرف پشت، آن را بالاتر می‌کشید[۷۶]. به لباس گشاد علاقه داشت[۷۷] و به پوشیدن لباس گشاد و پرهیز از پوشیدن لباس تنگ سفارش می‌کرد[۷۸]. راحت‌ترین لباس برای او لباسی بود که به راحتی تا می‌شد[۷۹][۸۰]. ایشان بر خلاف معمول مردم آن زمان، شلوار می‌پوشید و شلوار آن حضرت نیز مانند دیگر لباس‌هایش از قوزک پایش فراتر نمی‌رفت[۸۱]. رسول اکرم(ص) مسلمانان را نیز به پوشیدن شلوار سفارش می‌کرد و می‌فرمود: «امت من از بی‌شلواری و عریانی ران‌ها نهی شده‌اند»[۸۲]. و به اصحاب و یارانش توصیه می‌فرمود: «هر که پیراهن بلند پیدا نکند، شلوار بپوشد»[۸۳][۸۴].

آداب پوشش پیامبر اسلام(ص)

ایشان در روزهای جمعه لباس‌های نو را می‌پوشید[۸۵] و همواره عادت ایشان این بود که لباس نو را با حمد خدا بپوشد و پس از پوشیدن چنین می‌فرمود: «خدا را سپاس که بر من چیزی پوشاند تا پوشش من باشد و میان مردم، آراسته باشم»[۸۶]؛ سپس جامه قبلی را انفاق و بدین کار نیز توصیه می‌فرمود[۸۷][۸۸].

ایشان بنابر سنت انبیای الهی، پیراهن را پیش از شلوار می‌پوشید[۸۹]. آن حضرت همیشه لباسش را از جانب راست می‌پوشید و از طرف چپ بیرون می‌آورد[۹۰]. آن حضرت برای روز جمعه و آراستگی در این روز، اهمیت بسیاری قائل بود؛ به گونه‌ای که نقل شده است، ایشان علاوه بر لباس‌های روزمره دو جامه نیز داشت که مخصوص روزهای جمعه بود[۹۱][۹۲].

لباس از دیدگاه رسول اکرم(ص)

لباس از دیدگاه پیامبر خدا(ص) پوشش بود نه مایه فخر و از اینکه لباس، مایه فخر مردم شود، به شدت بیزار بود و از آن نهی می‌کرد و می‌فرمود: «هر که لباسی بخرد و در این لباس به دیگران فخر بفروشد، خداوند در قیامت، او را به سبب این عملش با شعله‌های سوزان جهنم می‌پوشاند»[۹۳][۹۴].

نقل شده است که روزی عمامه‌ای نشاندار به ایشان هدیه شد و ایشان نشان آن را کند و سپس از آن استفاده کرد[۹۵]. همچنین رسول خدا(ص) از کشیده شدن لباس بر زمین نهی می‌فرمود و آن را از مصادیق کبر و غروری بر می‌شمرد که خداوند، آن را دوست ندارد[۹۶][۹۷]. پیامبر اسلام(ص) از اینکه لباس مردان مانند زنان و لباس زنان همانند مردان شود، نهی می‌فرمود[۹۸]. همچنین ایشان مسلمانان را از پوشیدن لباس شهرت برحذر داشته، می‌فرمود: «مَنْ لَبِسَ ثَوْبَ شُهْرَةٍ فِي الدُّنْيَا أَلْبَسَهُ اللَّهُ ثَوْبَ مَذَلَّةٍ فِي الْآخِرَةِ»[۹۹]؛ هر که در دنیا لباس شهرت به تن کند، خداوند در روز قیامت، لباس مذلت بر تن او می‌پوشاند[۱۰۰].

جنس لباس‌ها

خاتم انبیا(ص) به رسم انبیای سلف(ع) کتان می‌پوشید[۱۰۱]؛ اما غالب لباس‌هایش از جنس پنبه بود و جز در مواقع بیماری و ناچاری، لباس پیشمین و مویین نمی‌پوشید[۱۰۲][۱۰۳].

رنگ لباس‌ها

رنگ بیشتر لباس‌های رسول خدا(ص) سفید بود[۱۰۴] و ایشان این رنگ را از دیگر رنگ‌ها بیشتر دوست می‌داشت[۱۰۵] و می‌فرمود: «بهترین لباس‌هایتان لباس سفید است؛ پس به زندگانتان لباس سفید بپوشانید و مردگانتان را در پارچه‌های سفید کفن کنید» [۱۰۶]؛همچنین فرموده است: «لباس سفید بپوشید؛ چراکه لباس سفید، خوش بو‌ترین و پاک‌ترین لباس هاست و مردگانتان را در پارچه‌های سفید کفن کنید»[۱۰۷][۱۰۸].

رسول اکرم(ص) لباس سبز را نیز دوست می‌داشت[۱۰۹]. روایت شده است که آن حضرت، قبایی از سندس داشت که سبزی آن بر حضرت، بسیار جلوه می‌کرد[۱۱۰]. همچنین ایشان بردهای سبزی نیز داشت که آنها را گاهی به روی شانه می‌انداخت[۱۱۱]. رنگ زرد هم از رنگ‌های محبوب رسول خدا(ص) برای لباس‌هایش بود. در برخی از روایات آمده است که رسول خدا(ص) بسیاری از اوقات، تمامی لباس‌ها حتی عمامه‌اش را با زعفرانی رنگ می‌کرد[۱۱۲] و از لباس سیاه کراهت داشت و آن را برای لباس‌هایش نمی‌پسندید؛ مگر در سه چیز: عمامه، کفش و عبا[۱۱۳]. از رنگ سرخ نیز کراهت داشت[۱۱۴]؛ اما در برخی منابع نقل شده است که ایشان برد سرخی داشت که آن را روزهای جمعه و عیدین می‌پوشید[۱۱۵][۱۱۶].

عرق چین و کلاه

نقل شده است، رسول خدا(ص) عرق چین‌های راه راه سفید مصری به سر می‌گذاشت[۱۱۷] و گاهی آن را زیر عمامه و گاهی هم آن را تنها به سر می‌کرد[۱۱۸] و گاهی نیز آن را از سر بر می‌داشت و شالی به سر و پیشانی می‌بست[۱۱۹]. ایشان چند نوع کلاه داشت: کلاهی که در سفر از آن استفاده می‌کرد؛ کلاهی که آن را در اعیاد به سر می‌گذاشت؛ کلاهی که آن را می‌پوشید و در جمع اصحابش می‌نشست[۱۲۰]؛ کلاهی هم کلاه یمنی به سر می‌کرد[۱۲۱]؛ کلاهی هم داشت که در جنگ‌ها آن را به سر می‌گذاشت؛ این کلاه از دو طرف، اضافه‌ای داشت که گوش‌ها را می‌پوشاند[۱۲۲]. ابن عباس می‌گوید: آن حضرت سه کلاه داشت: کلاه سفید مصری، کلاهی از برد حبره و کلاه سفر که گوشه‌دار بود[۱۲۳][۱۲۴].

عمامه‌ها

رسول خدا(ص) عمامه بر سر می‌گذاشت و اگر عمامه‌ای نداشت، دستمالی به سر می‌بست[۱۲۵]. ایشان در روزهای جمعه و عیدین بیرون نمی‌آمد؛ مگر با عمامه؛ عمامه‌ای که یک سر پارچه‌اش را از بین کتف‌ها دور می‌داد و به شانه می‌انداخت[۱۲۶]. بلندای پارچه عمامه‌اش به اندازه‌ای بود که آن را سه یا پنج دور بر سرش می‌پیچید[۱۲۷]. آن حضرت بر خوب بستن عمامه تأکید داشت و آن را تاج عرب می‌نامید[۱۲۸][۱۲۹].

پیامبر خدا(ص) عمامه‌ای سیاه داشت[۱۳۰] و در روز فتح مکه نیز با عمامه‌ای سیاه به مکه وارد شد[۱۳۱]. همچنین ایشان عمامه‌ای از خز سیاه داشت که در سفر و غیر سفر، آن را به سر می‌گذاشت[۱۳۲]. عمامه روز جمعه ایشان «سحاب» نام داشت[۱۳۳] که آن را به امیرالمؤمنین(ع) بخشید [۱۳۴][۱۳۵].

کفش‌ها

پیامبر(ص) همه نوع کفش می‌پوشید؛ اما بر پوشیدن نعلین خوب تأکید داشت[۱۳۶] و می‌فرمود: «هر که نعلین ندارد، کفش بپوشد»[۱۳۷]. نعلینش ظریف، پاشنه‌دار و نوک آن هم باریک‌تر از بدنه نعل بود. قسمت جلوی نعلش بر آمده بود و دو بند داشت[۱۳۸]. سنت حضرت بر پوشیدن کفش سیاه و نعلین زرد بود[۱۳۹][۱۴۰].

رسول خدا(ص) چهار جفت کفش داشت که از خیبر به ایشان رسیده بود و دو نعلین دباغی شده نیز داشت که موهای آن گرفته شده بود. همچنین کفش ساده سیاهی نیز داشت که هدیه نجاشی به ایشان بود[۱۴۱]. ایشان بسیاری از اوقات نعلینی از پوست دباغی شده می‌پوشید[۱۴۲]. ایشان در پوشیدن کفش و نعلین نیز مانند لباس‌ها ابتدا از پای راست آغاز می‌کرد و در بیرون آوردنش پای چپ را مقدم می‌داشت[۱۴۳][۱۴۴].

ارثیه

آن حضرت، روز وفات، لباسی از برد یمنی به تن داشت. از ایشان شلواری عمانی، همراه لباس‌های صحاری، جبه یمانی، عبای سفید، شلواری به طول پنج وجب، عبای بهاری راه راه رنگین و کلاهی کوچک به ارث ماند[۱۴۵][۱۴۶][۱۴۷].

منابع

پانویس

  1. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۲۶۰.
  2. ﴿وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ * وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ «و جامه‌ات را پاکیزه گردان * و از (هر) آلایش دوری کن» سوره مدثر، آیه ۴-۵.
  3. «إِنَّ النَّبِيَّ(ص) قَالَ: مَنِ اتَّخَذَ ثَوْباً فَلْيُنَظِّفْهُ‌». (الطبرسی، مکارم الأخلاق، ص۱۰۳).
  4. «وَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) فِي ﴿وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ، أَيْ فَارْفَعْهَا وَ لَا تَجُرَّهَا»، و بنا بر روایتی دیگر فرمود: «وَ ثِيَابَكَ فَقَصِّرْ»، و نیز از امیرالمؤمنین(ع) نقل شده که: «أَيْ: فَشَمِّرْ». (الطبرسی، مکارم الأخلاق، ص۱۰۳).
  5. «وَ [کَانَ] يَلْبَسُ بُرْداً حِبَرَةً يَمَنِيَّةً وَ شَمْلَةَ جُبَّةٍ صُوفٍ وَ الْغَلِيظَ مِنْ الْقُطْنِ وَ الْكَتَّانِ... وَ كَانَ يَخْصِفُ النَّعْلَ وَ يَرْقَعُ الثَّوْبَ». (ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۱، ص۱۲۶ و ۱۲۷).
  6. «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) فِي وَصِيَّتِهِ لِأَبِي ذَرٍّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ يَا أَبَا ذَرٍّ إِنِّي أَلْبَسُ الْغَلِيظَ وَ أَجْلِسُ عَلَى الْأَرْضِ وَ أَلْعَقُ أَصَابِعِي وَ أَرْكَبُ الْحِمَارَ بِغَيْرِ سَرْجٍ وَ أُرْدِفُ خَلْفِي فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِي فَلَيْسَ مِنِّي يَا أَبَا ذَرٍّ الْبَسِ الْخَشِنَ مِنَ اللِّبَاسِ وَ الصَّفِيقَ مِنَ الثِّيَابِ لِئَلَّا يَجِدَ الْفَخْرُ فِيكَ مَسْلَكاً». (الطبرسی، مکارم الأخلاق، ص۱۱۵).
  7. «عَنِ ابْنِ أَبِي عَبَّادٍ قَالَ: كَانَ جُلُوسُ الرِّضَا(ع) فِي الصَّيْفِ عَلَى حَصِيرٍ وَ فِي الشِّتَاءِ عَلَى مِسْحٍ وَ لُبْسُهُ الْغَلِيظَ مِنَ الثِّيَابِ حَتَّى إِذَا بَرَزَ لِلنَّاسِ تَزَيَّنَ لَهُمْ». (الطبرسی، مکارم الأخلاق، ص۱۱۷).
  8. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۱۲۱.
  9. «عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا(ع) يَقُولُ وَ اللَّهِ لَئِنْ صِرْتُ إِلَى هَذَا الْأَمْرِ لَآكُلَنَّ الْخَبِيثَ بَعْدَ الطَّيِّبِ وَ لَأَلْبَسَنَّ الْخَشِنَ بَعْدَ اللَّيِّنِ وَ لَأَتْعَبَنَّ بَعْدَ الدَّعَةِ». (الطبرسی، مکارم الأخلاق، ص۱۱۵).
  10. عن هشام بن عروة عن عائشة قالت: ما رفع النبي(ص) غداء لعشاء و لا عشاء لغداء، و لا اتخذ من شيء، زوجين، و لا قميصين، و لا ردائين، و لا إزارين، و لا منالنعال، و لارؤى قط فارغا في بيته، إما يخصف نعلا لرجل مسكين، أو يخيط ثوبا لأرملة. (ابن الجوزی، صفة الصفوة، ج۱، ص۲۰۰؛ البحرانی، حلیة الأبرار، ج۱، ص۲۴۱، ح۱۳).
  11. و كان له(ص) ثوبان للجمعة خاصة سوى ثيابه في غير الجمعة. (الطبرسی، مکارم الأخلاق، ص۳۶).
  12. «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: كَفَى بِالرَّجُلِ خِزْياً أَنْ يَلْبَسَ ثَوْباً مُشَهِّراً أَوْ يَرْكَبَ دَابَّةً مُشَهِّرَةً». (الطبرسی، مکارم الأخلاق، ص۱۱۶).
  13. «وَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع): إِنَّ اللَّهَ يُبْغِضُ شُهْرَةَ اللِّبَاسِ‌». (الطبرسی، مکارم الأخلاق، ص۱۱۶).
  14. وی فردی سنّی و صوفی مسلک بوده که از سوی رجالیان اهل سنت نیز تضعیف شده است. (بنگرید به: خویی، معجم رجال الحدیث، ج۱۰، ص۳۳۶).
  15. کنایه از اینکه از همچو منی، سندِ حدیث را می‌پرسی!؟.
  16. «قِيلَ دَخَلَ عَبَّادُ بْنُ كَثِيرٍ الْبَصْرِيُّ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) بِثِيَابِ الشُّهْرَةِ فَقَالَ(ع): يَا عَبَّادُ مَا هَذِهِ الثِّيَابُ قَالَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ تَعِيبُ عَلَيَّ هَذَا قَالَ نَعَمْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) مَنْ لَبِسَ ثِيَابَ شُهْرَةٍ فِي الدُّنْيَا أَلْبَسَهُ اللَّهُ لِبَاسَ الذُّلِّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ قَالَ عَبَّادٌ مَنْ حَدَّثَكَ بِهَذَا قَالَ(ع) يَا عَبَّادُ تَتَّهِمُنِي حَدَّثَنِي وَ اللَّهِ أَبِي عَنْ آبَائِي عَنْ رَسُولِ اللَّهِ(ص)». (الطبرسی، مکارم الأخلاق، ص۱۱۶).
  17. «أَبُو إِسْحَاقَ السَّبِيعِيُّ رَفَعَهُ إِلَى النَّبِيِّ(ص) قَالَ: اتَّزَرَ إِلَى نِصْفِ السَّاقِ أَوْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ وَ إِيَّاكَ وَ إِسْبَالَ الْإِزَارِ فَإِنَّ إِسْبَالَ الْإِزَارِ مِنَ الْمَخِيلَةِ وَ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمَخِيلَةَ قَالَ إِنَّ الْإِسْبَالَ فِي الْإِزَارِ وَ الْقَمِيصِ وَ الْعِمَامَةِ وَ قَالَ مَنْ جَرَّ ثَوْبَهُ خُيَلَاءَ لَمْ يَنْظُرِ اللَّهُ إِلَيْهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ». (الطبرسی، مکارم الأخلاق، ص۱۰۹).
  18. «عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(ع) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) إِنَّ رِيحَ الْجَنَّةِ لَيُوجَدُ مِنْ مَسِيرَةِ أَلْفِ عَامٍ وَ لَا يَجِدُهَا جَارٌّ إِزَارَهُ خُيَلَاءَ إِنَّمَا الْكِبْرِيَاءُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ». (الطبرسی، مکارم الأخلاق، ص۱۰۹).
  19. «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) عَنْ عَنْ أَبِيهِ(ع) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): ثَلَاثَةٌ لا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَ لا يُزَكِّيهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ الْمُرْخِي ذَيْلَهُ مِنَ الْعَظَمَةِ وَ الْمُزَكِّي سِلْعَتَهُ بِالْكَذِبِ وَ رَجُلٌ اسْتَقْبَلَكَ بِنُورِ صَدْرِهِ فَيُوَارِي وَ قَلْبُهُ مُمْتَلِئٌ غِشّاً». (الطبرسی، مکارم الأخلاق، ص۱۱۰).
  20. کنایه از سادگی لباس و پرهیز از پوشیدن هر گونه لباسی که به گونه‌ای از تکبّر و خودفراتربینی حکایت دارد؛ زیرا در گذشته لباس پشمی، زبر و خشن و ارزان قیمت بوده است.
  21. روشن است که مراد، پرهیز از رفتاری شبیه رفتار متکبرانی است که حتی حمل کالای سبُک و قابل حمل را از روی کبر برنمی‌تابند و با شخصیت و شأن اجتماعی موهومشان در تنافی می‌دانند.
  22. «مِنْ جُمْلَةِ مَا وَصَّى بِهِ النَّبِيُّ(ص) لِأَبِي ذَرٍّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ يَا أَبَا ذَرٍّ إِنَّ أَكْثَرَ مَنْ يَدْخُلُ النَّارَ الْمُسْتَكْبِرُونَ فَقَالَ رَجُلٌ هَلْ يَنْجُو مِنَ الْكِبْرِ أَحَدٌ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ نَعَمْ مَنْ لَبِسَ الصُّوفَ وَ رَكِبَ الْحِمَارَ وَ حَلَبَ الْعَنْزَ وَ جَالَسَ الْمَسَاكِينَ يَا أَبَا ذَرٍّ مَنْ حَمَلَ بِضَاعَتَهُ فَقَدْ بَرِئَ مِنَ الْكِبْرِ يَعْنِي مَا يَشْتَرِي مِنَ السُّوقِ يَا أَبَا ذَرٍّ مَنْ جَرَّ ثَوْبَهُ خُيَلَاءَ لَمْ يَنْظُرِ اللَّهُ إِلَيْهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَا أَبَا ذَرٍّ إِزْرَةُ الرَّجُلِ إِلَى أَنْصَافِ سَاقَيْهِ لَا جُنَاحَ عَلَيْهِ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ كَعْبَيْهِ فَمَا أَسْفَلَ مِنْهُ فِي النَّارِ يَا أَبَا ذَرٍّ مَنْ رَفَعَ ثَوْبَهُ لِوَجْهِ اللَّهِ تَعَالَى فَقَدْ بَرِئَ مِنَ الْكِبْرِ». (الطبرسی، مکارم الأخلاق، ص۱۱۰).
  23. «و جامه‌ات را پاکیزه گردان» سوره مدثر، آیه ۴.
  24. بنگرید به: الکلینی، الکافی، ج۶، ص۴۵۵ و ۴۵۶، ح۱ و ۴.
  25. و كانت ثيابه كلها مشمرة فوق الكعبين، و يكون الازار فوق ذلك إلى نصف الساق. (الغزالی، احیاء علوم الدین، ج۲، ص۳۷۲).
  26. «عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ أَوْ أَبِي الْحَسَنِ(ع) سُئِلَ عَنِ الرَّجُلِ يَجُرُّ ثَوْبَهُ قَالَ إِنِّي لَأَكْرَهُ أَنْ يَتَشَبَّهَ بِالنِّسَاءِ. عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ(ع) قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) يَزْجُرُ الرَّجُلَ يَتَشَبَّهُ بِالنِّسَاءِ وَ يَنْهَى الْمَرْأَةَ أَنْ تَتَشَبَّهَ بِالرِّجَالِ فِي لِبَاسِهَا وَ عَنْهُ(ع) قَالَ: خَيْرُ شَبَابِكُمْ مَنْ تَشَبَّهَ بِكُهُولِكُمْ وَ شَرُّ كُهُولِكُمْ مَنْ تَشَبَّهَ بِشَبَابِكُمْ‌». (الطبرسی، مکارم الأخلاق، ص۱۱۸).
  27. بنگرید به: الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج۱۷، ص۲۸۴، باب تحریم تشبه الرجال بالنساء و النساء بالرجال.
  28. «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ(ع) قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) يَزْجُرُ الرَّجُلَ يَتَشَبَّهُ بِالنِّسَاءِ وَ يَنْهَى الْمَرْأَةَ أَنْ تَتَشَبَّهَ بِالرِّجَالِ فِي لِبَاسِهَا». (الطبرسی، مکارم الأخلاق، ص۱۱۸).
  29. كان يلبس من الثياب ما وجد، من إزار أو رداء أو قميص أو جبة أو غير ذلك. (الغزالی، احیاء علوم الدین، ج۲، ص۳۷۴؛ طباطبایی، سنن النبی(ص)، ص۱۷۳).
  30. و كان يعجبه الثياب الخضر. (الغزالی، احیاء العلوم الدین، ج۲، ص۳۷۴)؛ عن أبي رمثة قال: رأيت رسول الله(ص) و عليه بردان أخضر. (الترمذی، سنن ترمذی، ج۴، ص۲۰۳).
  31. در آیه ۲۱ از سوره انسان آمده است: ﴿عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُنْدُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ «بر تن آنان جامه‌هایی سبز از دیبای نازک و دیبای ستبر است» (سوره انسان، آیه ۲۱). بنا به نقل سیوطی از ابی الجوزاء در ذیل همین آیه می‌خوانیم: «اكثر ثياب اهلها (الجنة) الخضرة»؛ بیشتر لباس‌های بهشتیان سبز رنگ است. (السیوطی، الدر المنثور، ج۶، ص۳۰۲)
  32. «وَ أَكْثَرُ ثِيَابِهِ‌(ص) الْبَيَاضُ». (ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۱۲۷).
  33. «عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(ع) قَالَ قَالَ النَّبِيُّ(ص) لَيْسَ مِنْ لِبَاسِكُمْ شَيْ‌ءٌ أَحْسَنَ مِنَ الْبَيَاضِ فَأَلْبِسُوهُ وَ كَفِّنُوا فِيهِ مَوْتَاكُمْ». (الکلینی، الکافی، ج۳، ص۱۴۸، ح۲ و ۳؛ راوندی، الدعوات، ص۲۵۵).
  34. «عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) الْبَسُوا الْبَيَاضَ فَإِنَّهُ أَطْيَبُ وَ أَطْهَرُ وَ كَفِّنُوا فِيهِ مَوْتَاكُمْ». (الکلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۶؛ الترمذی، سنن ترمذی، ج۴، ص۲۰۳، همو، الشمائل المحمدیة، ص۴۷) این روایت از جابر بن سمره نقل شده است.
  35. «عن جابر بن سمرة قال: رأيت النبي(ص) في ليلة إضحيان، فجعلت انظر إلى رسول الله(ص) و الى القمر و عليه حلة حمراء، فاذا هو عندي احسن من القمر». (الترمذی، سنن ترمذی، ج۴، ص۲۰۷، ح۲۹۶۳)
  36. عن قيلة بنت مخرمة... و عليه (النبي(ص)) أسمال مليتين كانتا بزعفران و قد نفضتا.... (الترمذی، سنن ترمذی، ج۴، ص۲۰۴، ح۲۹۶۷)؛ أسمال: و هو الثوب الخلق، و مليتين: تصغير مُلائة و هي الازار و الريطة. (مبارکفوری، تحفة الاحوذی، ج۸، ص۸۰)
  37. «عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(ع) قَالَ: لَبِسَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) الطَّاقَ وَ السَّاجَ وَ الْخَمَائِصَ». (الکلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۵ ح۲)؛ الطاق: ضرب من ثياب أو الطيلسان و الساج: الطيلسان الأخضر أو الأسود، و [الخمائص جمع] الخميصة: كساء اسود مربح له عَلَمان. (همان، پاورقی) عن عائشة قالت: خرج النبي(ص) ذات غداة و عليه مِرط من شعر اسود. (الترمذی، سنن ترمذی، ج۴، ص۲۰۴، ح۲۹۶۷).
  38. بنگرید به: الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج۵، ص۲۹.
  39. «عن عبدالله بن عمرو قال: مر رجل و عليه ثوبان أحمران فسلم على النبي(ص) فلم يرد عليه النبي(ص) السلام». (الترمذی، سنن ترمذی، ج۴، ص۲۰۱، باب ما جاء فی کراهیة لبس المعصفر للرجال).
  40. «عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) كَانَتْ لَهُ مِلْحَفَةٌ مُوَرَّسَةٌ يَلْبَسُهَا فِي أَهْلِهِ حَتَّى يَرْدَعَ عَلَى جَسَدِهِ وَ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ(ع) كُنَّا نَلْبَسُ الْمُعَصْفَرَ فِي الْبَيْتِ». (الکلینی، الکافی، ج۶، ص۶۶۸، ح۹)؛ «عن محمد بن علي بن الحسين قال: آخر صلاة صلاها رسول الله(ص) في ملحفة مورسة متوشحا بها». (ابن ابی‌الشیبه، المصنف، ج۱، ص۳۵۰، ح۱۳۶۸ و ج۱۱، ص۷۸، ح۱۹۹۶۷)؛ و كانت له ملحفة مصبوغة بالزعفران. (الغزالی، احیاء علوم الدین، ج۲، ص۳۷۴).
  41. بنگرید به: الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج۴، ص۳۸۲.
  42. «كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) يَكْرَهُ السَّوَادَ إِلَّا فِي ثَلَاثٍ الْخُفِ وَ الْعِمَامَةِ وَ الْكِسَاءِ». (الکلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۹، ح۱).
  43. «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ(ع) قَالَ: الْبَسُوا مِنَ الْقُطْنِ فَإِنَّهُ لِبَاسُ رَسُولِ اللَّهِ(ص) وَ لِبَاسُنَا وَ لَمْ يَكُنْ يَلْبَسُ الصُّوفَ وَ الشَّعْرَ إِلَّا مِنْ عِلَّةٍ». (الطبرسی، مکارم الأخلاق، ص۱۰۳).
  44. «وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) يَلْبَسُ الشَّمْلَةَ وَ يَأْتَزِرُ بِهَا وَ يَلْبَسُ النَّمِرَةَ وَ يَأْتَزِرُ بِهَا أَيْضاً فَتَحْسُنُ عَلَيْهِ النَّمِرَةُ لِسَوَادِهَا عَلَى بَيَاضِ مَا يَبْدُو مِنْ سَاقَيْهِ وَ قَدَمَيْهِ». (الطبرسی، مکارم الأخلاق، ص۳۵).
  45. «عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ(ع) قَالَ: أَتَى أُسَامَةُ بْنُ زَيْدٍ رَسُولَ اللَّهِ(ص) وَ مَعَهُ ثَوْبُ حَرِيرٍ فَقَالَ(ص) هَذَا لِبَاسُ مَنْ لَا خَلَاقَ لَهُ ثُمَّ أَمَرَهُ فَشَقَّهُ خُمُراً بَيْنَ نِسَائِهِ». (الطبرسی، مکارم الأخلاق، ص۱۰۸).
  46. «عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ(ع) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) الْعَمَائِمُ تِيجَانُ الْعَرَبِ فَإِذَا وَضَعُوا الْعَمَائِمَ وَضَعَ اللَّهُ عِزَّهُمْ وَ قَالَ(ع) اعْتَمُّوا تَزْدَادُوا حِلْماً». (الطبرسی، مکارم الأخلاق، ص۱۱۹).
  47. «عَنِ النَّبِيِّ(ص) رَكْعَتَانِ بِعِمَامَةٍ أَفْضَلُ مِنْ أَرْبَعَةٍ بِغَيْرِ عِمَامَةٍ». (الطبرسی، مکارم الأخلاق، ص۱۱۹).
  48. «وَ كَانَ(ص) يَلْبَسُ الْقَلَانِسَ تَحْتَ الْعَمَائِمِ وَ يَلْبَسُ الْقَلَانِسَ بِغَيْرِ الْعَمَائِمِ وَ الْعَمَائِمَ بِغَيْرِ الْقَلَانِسِ‌». (الطبرسی، مکارم الأخلاق، ص۳۵).
  49. «وَ كَانَ(ص) كَثِيراً مَا يَتَعَمَّمُ بِعَمَائِمِ الْخَزِّ السُّودِ فِي أَسْفَارِهِ وَ غَيْرِهَا وَ يَعْتَجِرُ اعْتِجَاراً. وَ قَالَتْ عَائِشَةُ وَ لَقَدْ لَبَسَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) جُبَّةَ صُوفٍ وَ عِمَامَةَ صُوفٍ ثُمَّ خَرَجَ فَخَطَبَ النَّاسَ عَلَى الْمِنْبَرِ فَمَا رَأَيْتُ شَيْئاً مِمَّا خَلَقَ اللَّهُ تَعَالَى أَحْسَنَ مِنْهُ فِيهَا». (الطبرسی، مکارم الأخلاق، ص۳۶).
  50. «رُبَّمَا لَمْ تَكُنْ لَهُ الْعِمَامَةُ فَيَشُدُّ الْعِصَابَةَ عَلَى رَأْسِهِ أَوْ عَلَى جَبْهَتِهِ وَ كَانَ شَدُّ الْعِصَابَةِ مِنْ فِعَالِهِ كَثِيراً مَا يُرَى عَلَيْهِ». (الطبرسی، مکارم الأخلاق، ص۳۶).
  51. در روایتی چنین می‌خوانیم که سفیان ثوری هنگامی که لباس سفید رنگ زیبایی را بر تن امام صادق(ع) دید، با اعتراض، زهد امیرمؤمنان(ع) و لباس خشن پوشیدن او را برای امام(ع) مطرح کرد. امام صادق(ع) نیز در پاسخ فرمود: «وَيْحَكَ إِنَّ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ كَانَ فِي زَمَانٍ ضَيِّقٍ فَإِذَا اتَّسَعَ الزَّمَانُ فَأَبْرَارُ الزَّمَانِ أَوْلَى بِهِ»؛ وای بر تو! علی بن ابی‌طالب(ع) در زمانی همراه با تنگنای اقتصادی می‌زیست، اما در صورت گشایش، نیکانِ زمان به بهره‌مندی از نعمت‌ها سزاوارترند. (الطبرسی، مکارم الأخلاق، ص۹۷).
  52. «وَ كَانَ(ص) إِذَا لَبِسَ ثَوْباً جَدِيداً قَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي كَسَانِي مَا يُوَارِي عَوْرَتِي وَ أَتَجَمَّلُ بِهِ فِي النَّاسِ». (الطبرسی، مکارم الأخلاق، ص۳۶).
  53. «وَ كَانَ(ص) إِذَا لَبِسَ ثِيَابَهُ وَ اسْتَوَى قَائِماً قَبْلَ أَنْ يَخْرُجَ قَالَ اللَّهُمَّ بِكَ اسْتَتَرْتُ وَ إِلَيْكَ تَوَجَّهْتُ وَ بِكَ اعْتَصَمْتُ وَ عَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ اللَّهُمَّ أَنْتَ ثِقَتِي وَ أَنْتَ رَجَائِي اللَّهُمَّ اكْفِنِي مَا أَهَمَّنِي وَ مَا لَا أَهَمَّنِي وَ مَا لَا أَهْتَمُّ بِهِ وَ مَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّي عَزَّ جَارُكَ وَ جَلَّ ثَنَاؤُكَ وَ لَا إِلَهَ غَيْرُكَ اللَّهُمَّ زَوِّدْنِي التَّقْوَى وَ اغْفِرْ لِي ذَنْبِي وَ وَجِّهْنِي لِلْخَيْرِ حَيْثُمَا تَوَجَّهْتُ». (الطبرسی، مکارم الأخلاق، ص۳۶).
  54. «وَ كَانَ(ص) يَلْبَسُ الْقَمِيصَ مِنْ قِبَلِ مَيَامِنِهِ‌». (ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۱۲۷).
  55. «وَ كَانَ(ص) إِذَا نَزَعَهُ نَزَعَ مِنْ مَيَاسِرِهِ أَوَّلًا». (الطبرسی، مکارم الأخلاق، ص۳۶).
  56. «وَ كَانَ مِنْ أَفْعَالِهِ(ص) إِذَا لَبِسَ الثَّوْبَ الْجَدِيدَ حَمِدَ اللَّهَ ثُمَّ يَدْعُو مِسْكِيناً فَيُعْطِيهِ الْقَدِيمَ ثُمَّ يَقُولُ مَا مِنْ مُسْلِمٍ يَكْسُو مُسْلِماً مِنْ شَمْلِ ثِيَابِهِ لَا يَكْسُوهُ إِلَّا لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا كَانَ فِي ضَمَانِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ حِرْزِهِ وَ خَيْرِهِ وَ أَمَانِهِ حَيّاً وَ مَيِّتاً». (الطبرسی، مکارم الأخلاق، ص۳۶).
  57. جباری، محمد رضا، سیره اخلاقی پیامبر اعظم، ص ۱۳۱-۱۴۵.
  58. ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج ۱، ص۱۴۶ - ۱۴۷؛ تقی الدین مقریزی، امتاع الاسماع، ج ۲، ص۱۸۸ و ابن حزم، جوامع السیرة النبویه، ص۳۵.
  59. الطبرانی، المعجم الکبیر، ج ۱۲، ص۳۰۲؛ جلال الدین سیوطی، الجامع الصغیر، ج ۲، ص۵۴۶؛ کلینی.، الکافی، ج ۶، ص۴۴۱؛ محمد بن محمد کوفی، الجعفریات، ص۱۵۷ و حمیری قمی، قرب الاسناد، ص۳۴.
  60. فیض ملا محسن کاشانی، المحجة البیضاء، ج ۴، ص۱۴۰ و الغزالی، احیاء علوم الدین، ج ۳، ص۳۳۱ و محمدحسین طباطبایی، سنن النبی، ص۱۲۰.
  61. المحجة البیضاء، ص۱۴۲؛ احیاء علوم الدین، ص۳۳۲؛ احمد بن حنبل، مسند احمد، ج ۳، ص۳۵۷؛ البخاری، صحیح، ج ۱، ص۹۴ و مسلم نیشابوری، صحیح، ج ۲، ص۶۲.
  62. قطیفه کوچک: لباسی کوچک‌تر از قطیفه.
  63. لباسی پشمین و دارای خطوط سیاه و سفید.
  64. حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۳۵ و محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج ۳، ص۲۶۳.
  65. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، پوشاک پیامبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۲۶۱.
  66. حسن بن ابی الحسن دیلمی، اعلام الدین، ص۱۹۴؛ شیخ طوسی، الامالی، ص۵۳۱ و ورام بن ابی فراس، مجموعه ورام، ج ۲، ص۵۷.
  67. مکارم الاخلاق، ص۱۱۵؛ مستدرک الوسائل، ج ۳، ص۲۵۰؛ اعلام الدین، ص۲۰۴ و مجموعه ورام، ج ۲،ص۶۶.
  68. احمد بن محمد قسطلانی، المواهب اللدینه، ج ۲، ص۱۹۲.
  69. امتاع الاسماع، ج ۲، ص۱۹۱؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص۷۵؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ص۳۵۱ و ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه، ج۱، ص۳۲۹.
  70. تاریخ مدینه دمشق، ج۴، ص۱۹۵؛ حاکم نیشابوری، المستدرک، ج ۴، ص۱۹۶، الطبرانی، مسند الشامیین، ۱۹۹۶، ج ۲، ص۱۳۰؛ الجامع الصغیر، ج ۲، ص۳۵۶ و مکارم الاخلاق، ص۱۱۰.
  71. مجموعه ورام، ج ۲، ص۶۶؛ اعلام الدین، ص۲۰۳ و امالی طوسی، ص۵۳۸.
  72. ابن ابی شیبه کوفی، المصنّف، ج۶، ص۳۲؛ النسائی، السنن الکبری، ج ۵، ص۴۸۲؛ ترمذی، الشمائل المحمدیه، ص۵۴ و امتاع الأسماع، ج ۶، ص۳۸۰.
  73. المستدرک، ج ۴، ص۱۹۶؛ عبدالله بن عدی، الکامل.، ج ۶، ص۳۰۸، الجامع الصغیر، ج ۲، ص۳۵۶ و مستدرک الوسائل. ج ۷، ص۲۹۴.
  74. المناقب، ج۱، ص۱۴۶.
  75. المحجة البیضاء، ص۱۴۱ و احیاء علوم الدین، ص۳۳۲.
  76. الطبقات الکبری، ج ۱، ص۳۵۵؛ نویری، نهایة الارب، ج ۱۸، ص۲۸۸ و صالحی دمشقی، سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص۳۰۳.
  77. مستدرک الوسائل، ج ۳، ص۲۱۳ و محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۸۰، ص۲۱۰.
  78. .الطبقات الکبری، ج ۳، ص۲۲؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج ۲، ص۱۸۵؛ المصنّف، ج ۱، ص۳۴۵ و مستدرک الوسائل، ج ۳، ص۳۲۲.
  79. نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم السلام، ص۱۵۹، الجعفریات، ص۱۷۴ و المستدرک الوسائل، ج ۳، ص۳۱۲.
  80. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، پوشاک پیامبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۲۶۱-۲۶۲.
  81. مسند احمد، ج ۲، ص۵۰۵؛ مسند الشامیین، ج ۲، ص۱۳۰ و سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص۲۷۰.
  82. مکارم الاخلاق، ص۱۱۷.
  83. همان و ص۱۰۲ و شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۵، ص۷۲.
  84. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، پوشاک پیامبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۲۶۲.
  85. سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص۲۶۹؛ امتاع الأسماع، ج ۷، ص۲۱؛ الجامع الصغیر، ج ۲، ص۳۱۶ و المتقی الهندی، کنزالعمال، ج ۷، ص۱۱۹.
  86. «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي كَسَانِي مَا أُوَارِي بِهِ عَوْرَتِي وَ أَتَجَمَّلُ بِهِ فِي النَّاسِ»؛ الکافی، ج ۵، ص۴۵۸ - ۴۵۹ و المصنّف، ج ۶، ص۵۸ و با اندکی اختلاف در: الطبقات الکبری، ج ۱، ص۳۵۶ -۳۵۷؛ مسند احمد، ج ۱، ص۴۴ و محمد بن یزید القزوینی، سنن ابن ماجه، ج ۲، ص۱۱۷۸.
  87. المناقب، ج ۱، ص۱۴۶ و المحجة البیضاء، ص۱۴۱.
  88. سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر، پوشاک پیامبر (مقاله)|پوشاک پیامبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۲۶۲-۲۶۳.
  89. الجعفریات، ص۲۴۰؛ مکارم الاخلاق، ص۱۰۱؛ الهیثمی، مجمع الزوائد، ج ۴، ص۱۸۱ و المعجم الکبیر، ج ۲۲، ص۳۳۷.
  90. المناقب، ج ۱، ص۱۴۶؛ مکارم الاخلاق، ص۳۶؛ احیاء علوم الدین، ص۳۳۴ و بحارالانوار، ج ۱۶، ص۲۲۷.
  91. الدار قطنی، علل، ج ۷، ص۴۱؛ ابوسعید خرگوشی، شرف المصطفی، ج ۳، ص۳۲۵؛ المحجة البیضاء، ص۱۴۲ و یوسف بن اسماعیل النبهانی، وسائل الوصول، ص۱۱۶.
  92. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، پوشاک پیامبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۲۶۳.
  93. «مَنْ لَبِسَ ثَوْباً فَاخْتَالَ فِيهِ خَسَفَ اللَّهُ بِهِ مِنْ شَفِيرِ جَهَنَّمَ»؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص۱۳؛ اعلام الدین، ص۴۱۳؛ مجموعه ورام، ج ۲، ص۲۶۰ و ابن حجر، فتح الباری، ج ۱۰، ص۲۲۲.
  94. سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر، پوشاک پیامبر (مقاله)|پوشاک پیامبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۲۶۳.
  95. الطبقات الکبری، ج ۱، ص۳۵۳.
  96. الکافی، ج ۶، ص۴۵۶؛ محمد بن حسن فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ج ۲، ص۳۸۲؛ احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج ۱، ص۱۲۴؛ مسند احمد، ج ۵، ص۶۴ و المعجم الکبیر، ج ۷، ص۶۴
  97. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، پوشاک پیامبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۲۶۳.
  98. مکارم الاخلاق، ص۱۱۸ و وسائل الشیعه، ج ۵، ص۲۵.
  99. علی بن الجعد، مسند ابن الجعد، ص۳۱۵؛ مسند احمد، ج ۲، ص۹۲؛ سنن ابن ماجه، ج ۲، ص۱۱۹۳ و ابن ابی جمهور، عوالی اللآلی، ج۱، ص۱۵۶.
  100. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، پوشاک پیامبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۲۶۳-۲۶۴.
  101. الکافی، ج ۶، ص۴۴۹؛ مکارم الاخلاق، ص۱۰۴ و وسائل الشیعه، ج۵، ص۲۹.
  102. الکافی، ج ۶، ص۴۵۰؛ مکارم الاخلاق، ص۱۰۳ و شیخ صدوق، الخصال، ج ۲، ص۶۱۳.
  103. سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر، پوشاک پیامبر (مقاله)|پوشاک پیامبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۲۶۴.
  104. المناقب، ج ۱، ص۱۴۶؛ مکارم الاخلاق، ص۱۰۴؛ محجة البیضاء، ص۱۴۰ و احیاء علوم الدین، ص۳۳۲.
  105. ابن الاشعث السجستانی، سنن ابی داوود، ج ۲، ص۲۵۴ و الترمذی، سنن، ج ۳، ص۱۴۹.
  106. «خَيْرُ ثِيَابِكُمُ الْبَيَاضُ، فَلْيَلْبَسْهُ أَحْيَاكُمْ وَ كَفِّنُوا فِيهِ مَوْتَاكُمْ»؛ مکارم الاخلاق، ص۱۰۴.
  107. « الْبَسُوا الثِّيَابَ الْبَيْضِ فانها اطَّهَّرَ وَ أَطْيَبُ وَ كَفِّنُوا فِيهِ مَوْتَاكُمْ»إ الطبقات الکبری، ج ۱، ص۳۴۷ و کنزالعمال، ج ۳، ص۱۰۸.
  108. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، پوشاک پیامبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۲۶۴.
  109. الصفدی، الوافی بالوفیات، ج۱، ص۷۳؛ امتاع الاسماع، ج۲، ص۱۹۱؛ شرف المصطفی، ص۳۲۰؛ المحجة البیضاء، ص۱۴۰ و احیاء علوم الدین، ص۳۳۱ - ۳۳۲.
  110. المحجة البیضاء، ص۱۴۰ و احیاء علوم الدین، ص۳۳۲.
  111. الطبقات الکبری، ص۳۵۰؛ دلائل النبوه، ج ۱، ص۲۳۷؛ المستدرک، ج ۲، ص۶۰۸ و الشمائل المحمدیه، ص۵۸.
  112. الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۵۰؛ نهایة الارب،، ج ۱۸،ص ۲۸۴ و امتاع الاسماع، ج ۷، ص۹.
  113. من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۲۵۱؛ الخصال، ج۱، ص۱۴۸ و شیخ صدوق، علل الشرایع، ج۲، ص۳۴۷.
  114. دعائم الاسلام، ج ۲، ص۱۶۰ و مستدرک الوسیله، ج ۳، ص۲۵۰.
  115. المصنّف، ج ۲، ص۶۳؛ امتاع الأسماع، ج ۶، ص۳۶۸،؛ الطبقات الکبری، ج ۱، ص۳۴۸ و تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص۲۰۴.
  116. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، پوشاک پیامبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۲۶۵.
  117. الکافی، ص۴۶۶۲؛ مکارم الاخلاق، ص۳۵ - ۳۶، الطبقات الکبری، ج ۳، ص۲۲؛ سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص۲۸۴ و الجامع الصغیر، ج ۲، ص۳۹۴.
  118. مکارم الاخلاق، ص۳۵ - ۳۶؛ سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص۲۸۵؛ نهایة الارب، ج ۱۸، ص۲۸۹ و الجامع الصغیر، ج۲، ص۳۹۴.
  119. مکارم الاخلاق، ص۳۶؛ المحجة البیضاء، ص۱۴۳ و عبداللّه بن سعید عبادی لحجی، منتهی السؤل، ج ۱، ص۵۰۹.
  120. الکافی، ج ۱، ص۲۸۰؛ علل الشرائع، ج ۱، ص۱۶۷ و مستدرک الوسائل، ج ۳، ص۲۸۰.
  121. الکافی، ص۴۶۲؛ وسائل الشیعة، ج ۵، ص۵۹ و شیخ صدوق، الامالی، ص۷۱.
  122. مکارم الاخلاق، ص۳۶۰، الکافی، ج ۶، ص۴۶۲؛ الجامع الصغیر، ج ۲، ص۳۹۴؛ کنزالعمال، ج ۷، ص۱۲۱ و امالی صدوق، ص۷۱.
  123. سبل الهدی والرشاد، ج ۷، ص۲۸۴.
  124. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، پوشاک پیامبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۲۶۵-۲۶۶.
  125. مکارم الاخلاق، ص۳۶ و بحارالانوار، ج ۱۶، ص۲۵۰.
  126. ابن سید الناس، عیون الاثر، ج ۲، ص۳۸۷؛ سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص۲۷۱، الطبقات الکبری، ج ۱، ص۳۵۲ و ابوالفرج شافعی حلبی، السیرة الحلبیه، ج۳، ص۴۸۱.
  127. سنن النبی، ص۱۲۴.
  128. مکارم الاخلاق، ص۱۱۹؛ دعائم الاسلام، ج ۲، ص۱۸۹، الکافی، ج ۶، ص۴۶۱؛ ابن سلامه، مسند الشهاب، ج ۱، ص۷۵ و الجامع الصغیر، ج ۲، ص۱۹۵.
  129. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، پوشاک پیامبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۲۶۶.
  130. الطبقات الکبری، ج ۱، ص۳۵۲؛ تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص۲۲۵، الشمائل المحمدیه، ص۸۲ و عوالی اللآلی، ج ۲، ص۲۱۴.
  131. محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج ۲، ص۸۲۴، دلائل النبوة، ج ۵، ص۶۷؛ الطبقات الکبری، ج ۲، ص۱۰۶ و تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص۱۸۹.
  132. مکارم الاخلاق، ص۳۶ و بحارالانوار، ج ۱۶، ص۲۵۰.
  133. المناقب، ج ۱، ص۱۷ و بحارالانوار، ج ۱۶، ص۱۱۰.
  134. المناقب، ج ۳، ص۱۳۶ و مکارم الاخلاق، ص۳۶.
  135. سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر، پوشاک پیامبر (مقاله)|پوشاک پیامبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۲۶۶.
  136. مکارم الاخلاق، ص۱۲۲؛ دعائم الاسلام، ج ۲، ص۱۵۸، الکافی، ج ۶، ص۴۶۲؛ الجعفریات، ص۱۵۷ و ابو الفضل علی بن حسن طبرسی، مشکاة الانوار، ص۲۶۳.
  137. مکارم الاخلاق، ص۱۰۲ و وسائل الشیعة، ج ۵، ص۷۲.
  138. وسائل الوصول، ص۱۲۹؛ منتهی السؤل، ج ۱، ص۵۷۳: الطبقات الکبری، ج ۱، ص۳۷۱ و ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۱، ص۵۰۷.
  139. مکارم الاخلاق، ج ۱، ص۱۲۵ و شیخ بهایی، مفتاح الفلاح، ص۱۶۹.
  140. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، پوشاک پیامبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۲۶۷.
  141. عیون الاثر، ص۳۸۷.
  142. مکارم الاخلاق، ص۳۷؛ مسند احمد، ج ۲، ص۶۰؛ صحیح بخاری، ج ۷، ص۴۸؛ الطبقات الکبری، ج ۱، ص۳۷۳ و صحیح مسلم، ج ۴، ص۹.
  143. مکارم الاخلاق، ص۱۲۳.
  144. [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، پوشاک پیامبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۲۶۷.
  145. المناقب، ج ۱، ص۱۷۱؛ عیون الاثر، ج ۲، ص۳۸۷ و تاریخ اسلام، ج ۱، ص۵۱۶.
  146. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۵۳.
  147. سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر، پوشاک پیامبر (مقاله)|پوشاک پیامبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۲۶۷.