جهنم در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
همان جای مشهوری است که پر از [[آتش]] و موجودات وحشتناک و موذی است و [[کافران]] و بدکاران پس از [[مرگ]] بدانجا می‌روند و به سزای [[کردار]] خویش می‌رسند.
جهنم همان جای مشهوری است که پر از [[آتش]] و موجودات وحشتناک و موذی است و [[کافران]] و بدکاران پس از [[مرگ]] بدانجا می‌روند و به سزای [[کردار]] خویش می‌رسند.


عذاب‌های [[دوزخ]] هم روحی‌اند و هم جسمی. برخی [[جهنمیان]] همیشه در آنجا می‌مانند و برخی دیگر پس از مدتی بخشوده می‌شوند و به [[بهشت]] می‌روند<ref>اسفار اربعه‌، ۹/ ۳۲۰.</ref>. تنها راه خلاصی از [[جهنم]] یا پایان [[کیفر]] مقرر است و یا [[شفاعت]] [[شفیعان]]<ref>المحجة البیضاء، ۱/ ۲۵۵.</ref>. [[گناهان]] برخی کسان چنان سنگین است که در جهنم جاودان خواهند شد<ref>{{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَفَرُواْ وَكَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}؛ سوره بقره، آیه ۳۹.</ref>. [[جهنم]] جای عمل نیست و بنابراین نمی‌توان در آنجا با [[عمل صالح]]، خویش را از [[عذاب]] رهانید<ref>نهج البلاغه‌، خ ۴۲.</ref>.
عذاب‌های [[دوزخ]] هم روحی‌اند و هم جسمی. برخی [[جهنمیان]] همیشه در آنجا می‌مانند و برخی دیگر پس از مدتی بخشوده می‌شوند و به [[بهشت]] می‌روند<ref>اسفار اربعه‌، ۹/ ۳۲۰.</ref>. تنها راه خلاصی از [[جهنم]] یا پایان [[کیفر]] مقرر است و یا [[شفاعت]] [[شفیعان]]<ref>المحجة البیضاء، ۱/ ۲۵۵.</ref>. [[گناهان]] برخی کسان چنان سنگین است که در جهنم جاودان خواهند شد<ref>{{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَفَرُواْ وَكَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}؛ سوره بقره، آیه ۳۹.</ref>. [[جهنم]] جای عمل نیست و بنابراین نمی‌توان در آنجا با [[عمل صالح]]، خویش را از [[عذاب]] رهانید<ref>نهج البلاغه‌، خ ۴۲.</ref>.
خط ۱۸: خط ۱۸:


طبقات دوزخ یکی از دیگری هولناک‌تر و دردآورترند و آنان که بدین طبقات راه می‌یابند، یکی از دیگری، گناهکارتر. از اینجا می‌توان نتیجه گرفت که کیفرهای دوزخی، بسته به [[گناه]] [[آدمی]] سبک و سنگین می‌شوند<ref>پیام قرآن‌، ۶/ ۴۱۹- ۴۱۷.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۲۲۲ ـ ۲۲۳.</ref>
طبقات دوزخ یکی از دیگری هولناک‌تر و دردآورترند و آنان که بدین طبقات راه می‌یابند، یکی از دیگری، گناهکارتر. از اینجا می‌توان نتیجه گرفت که کیفرهای دوزخی، بسته به [[گناه]] [[آدمی]] سبک و سنگین می‌شوند<ref>پیام قرآن‌، ۶/ ۴۱۹- ۴۱۷.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۲۲۲ ـ ۲۲۳.</ref>
== آفرینش بهشت و جهنم ==
یکی از مسایل دیرینه در میان [[متکلمان اسلامی]] که همواره درباره آن بحث و گفت‌وگو بوده، بحث آفرینش بهشت و جهنم است و اینکه آیا این دو اکنون وجود دارند و یا اینکه [[خداوند]] بعدها این دو را می‌آفریند و [[نیکوکاران]] را به [[بهشت]] و بدکاران را به [[جهنم]] می‌فرستد. [[علامه حلی]] در [[کشف]] المراد احتمال [[خلقت عالم]] دیگر غیر از این عالم را به [[دلیل عقلی]] و نقلی ممکن دانسته؛ زیرا عقلاً وقتی این عالم که ممکن‌الوجود است [[آفریده]] شده، عالم امکان آفرینش دیگر نیز که ممکن‌الوجود است به دلیل [[قاعده عقلی]] {{عربی|حُكْمُ الْأَمْثَالِ فِيمَا يَجُوزُ وَ مَا لَا يَجُوزُ وَاحِدٌ}} هست. این دو عالم قید امکان دارند؛ بنابراین اگر آفرینش یکی از این دو عالم، [[دنیا]] ممکن باشد، آفرینش دیگری [[عالم آخرت]] هم که دارای قید امکان است، ممکن خواهد بود علاوه بر اینکه خداوند نیز در [[قرآن]] می‌فرماید<ref>حلّی، حسن بن یوسف، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص۵۴۲.</ref>: {{متن قرآن|أَوَلَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِقَادِرٍ عَلَى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ بَلَى وَهُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ}}<ref>«و آیا آن کس که آفریننده آسمان‌ها و زمین است توانا نیست که مانند آنان را بیافریند؟» سوره یس، آیه ۸۱.</ref>.<ref>[[محسن فتاحی اردکانی|فتاحی اردکانی، محسن]]، [[آفرینش بهشت و جهنم (مقاله)|مقاله «آفرینش بهشت و جهنم»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۲۰۴.</ref>
== دیدگاه‌های مختلف درباره تحقق بالفعل ==
البته در میان [[فرق اسلامی]] دو قول درباره آفرینش بهشت و جهنم وجود دارد؛
دیدگاه نخست. بیشتر [[علمای اسلام]] خصوصاً [[امامیه]] و [[شیعه]]: قائل هستند که اکنون بهشت و جهنم [[خلق]] شده‌اند و وجود خارجی دارند و برای این دیدگاه [[ادله عقلی]] و نقلی متعددی مطرح شده است<ref>صالحی مازندرانی، محمدعلی، معاد، ص۱۸۰.</ref>. از برخی [[آیات قرآن]] نیز استفاده می‌شود که بهشت و جهنم اکنون آفریده شده‌اند و وجود خارجی دارند و نه اینکه بعد از برپاشدن [[قیامت]] آفریده خواهند شد. مفاد آیاتی که در آنها از آماده شدن بهشت برای نیکوکاران و بدکاران خبر داده می‌شود، این است که این دو آماده شده‌اند نه اینکه بعداً آماده می‌شوند و همین خود [[گواه]] بر وجود کنونی آن دو است. [[خداوند]] در [[قرآن]] درباره [[بهشت]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«و برای (رسیدن به) آمرزش پروردگارتان و بهشتی به پهنای آسمان‌ها و زمین که برای پرهیزگاران آماده شده است شتاب کنید» سوره آل عمران، آیه ۱۳۳.</ref>.
درباره مورد [[آتش دوزخ]] نیز می‌فرماید: {{متن قرآن|وَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ}}<ref>«و از آن آتش پروا کنید که برای کافران آماده شده است» سوره آل عمران، آیه ۱۳۱.</ref>.<ref>سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج۵، ص۵۳۹؛ همو، مفاهیم القرآن، ج۸، ص۲۹۷؛ بحرانی، ابن میثم، قواعد المرام فی علم الکلام، ص۱۶۷؛ حلّی، جعفر بن حسن، الملک فی اصول الدین، ص۱۴۰.</ref>
در برخی [[آیات]] هم کلمه {{متن قرآن|أَعَدَّ}} به‌کار رفته؛ یعنی آماده کرده است؛ [[خداوند]] در [[قرآن]] می‌فرماید:
{{متن قرآن|وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا}}<ref>«و او برای آنان بوستان‌هایی فراهم آورده که جویبارها در بن آنها روان است، هماره در آن جاودانند، رستگاری سترگ، این است» سوره توبه، آیه ۱۰۰.</ref>. یا می‌فرماید: {{متن قرآن|وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِينًا}}<ref>«و برای آنها عذابی خوارساز آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۵۷.</ref>.
مفاد این آیات نشان دهنده آماده بودن [[بهشت و جهنم]] است و آنها اگر در زمان نزول وحی وجود نداشت، نزول این آیات به [[تأویل]] نیاز دارد و تا دلیلی برای تأویل آیه وجود نداشته باشد باید به ظاهر آیه استناد کرد<ref>سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج۵، ص۵۴۰؛ همو، مفاهیم القرآن، ج۸، ص۲۹۷.</ref>.
به آیات زیر دقت کنید:
# {{متن قرآن|وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى * عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى * عِنْدَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى}}<ref>«و به یقین او را در فرودی دیگر، (نیز) دیده بود * کنار درخت سدری که در واپسین جای است * که نزد آن بوستان‌سراست» سوره نجم، آیه ۱۳-۱۵.</ref>. جنةالماوی همان [[بهشت]] و مفاد آیه این است که [[پیامبر اکرم]] [[جبرائیل]] را هنگام نزول در کنار [[سدرةالمنتهی]] در کنار بهشت دیده است. پس از آیه به روشنی استفاده می‌شود که الآن بهشت وجود خارجی دارد؛ زیرا اگر بهشت [[آفریده]] نشده بود، نشان دادن بهشت خارج از [[فصاحت]] و [[بلاغت]] بود<ref>سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج۵، ص۵۳۹؛ همو، مفاهیم القرآن، ج۸، ص۲۹۷؛ صالحی مازندرانی، محمدعلی، معاد، ص۱۷۹.</ref>.
# {{متن قرآن|كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ * لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ * ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِينِ}}<ref>«هرگز! اگر به «[[دانش]] بی‌گمان» بدانید * به [[راستی]] [[دوزخ]] را خواهید دید * سپس آن را به «دیدار بی‌گمان» خواهید دید» [[سوره تکاثر]]، [[آیه]] ۵-۷.</ref>. آیه [[گواه]] است که صاحبان [[علم‌الیقین]] در همین [[دنیا]] دوزخ را می‌بینند. پس اگر دوزخ هم‌اکنون [[آفریده]] نشده بود دیدنی نبود و معلوم می‌شود که [[جهنم]] همین الان هست، لکن ما نمی‌توانیم آن را ببینیم.
# {{متن قرآن|فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ}}<ref>«پس، از آتشی پروا کنید که هیزم آن آدمیان و سنگ‌هاست؛ برای کافران آماده شده است» سوره بقره، آیه ۲۴.</ref>. مفاد آیه آماده بودن [[آتش]] است و در این آیه تعبیر اعدت آمده است و نه تُعَدُّ یا تُخلَقُ و واژه اعدت چنان‌که در برخی از [[کتاب‌های کلامی]] نیز به آن اشاره شده [[نشانه]] مخلوق بودن بالفعل [[بهشت و دوزخ]] است<ref>جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن کریم، ج۵، ص۲۳۶-۲۳۸؛ صالحی مازندرانی، محمدعلی، معاد، ص۱۸۰.</ref>.
# {{متن قرآن|وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَنْ يَرَى}}<ref>«و دوزخ را برای هر که می‌نگرد، آشکار می‌سازند» سوره نازعات، آیه ۳۶.</ref>. یعنی آن [[روز]] جهنم را نشان می‌دهند و این نشان می‌دهد که الان جهنم، پنهان است، نه اینکه معدوم باشد.
# {{متن قرآن|وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«و بهشت را برای پرهیزگاران نزدیک می‌دارند» سوره شعراء، آیه ۹۰.</ref>. یعنی [[بهشت]] را نزدیک [[اهل تقوا]] می‌آورند. زلفاً به معنی [[قرب]] و أزلاف نزدیک کردن و نزدیک آوردن است. پس، معلوم می‌شود که بهشت اکنون وجود دارد ولی ما از آن دور هستیم و نمی‌توانیم آن را ببینیم.
# {{متن قرآن|وَجِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ يَتَذَكَّرُ الْإِنْسَانُ وَأَنَّى لَهُ الذِّكْرَى}}<ref>«و در آن روز دوزخ را (به میان) آورند، آن روز، آدمی پند می‌گیرد اما (دیگر) پند او را چه سود خواهد داشت؟» سوره فجر، آیه ۲۳.</ref>.
طبق مفاد [[آیه]] اکنون [[جهنم]] هست؛ زیرا جهنم در آن [[روز]] آورده می‌شود، نه اینکه [[آفریده]] شود<ref>صالحی مازندرانی، محمدعلی، معاد، ص۱۸۰.</ref>.
علاوه بر [[آیات]] نقل شده برخی [[روایات]] نیز دلالت دارد که [[بهشت و جهنم]] اکنون وجود دارد و نه اینکه بعداً در [[روز قیامت]] آفریده شوند و منکران آن به شدت نکوهش شده‌اند برای نمونه، [[روایت]] زیر نقل می‌شود: {{متن حدیث|عَنِ الْهَرَوِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا{{ع}}: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ! أَخْبِرْنِي عَنِ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ أَ هُمَا الْيَوْمَ مَخْلُوقَتَانِ؟ فَقَالَ: نَعَمْ، وَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} قَدْ دَخَلَ الْجَنَّةَ وَ رَأَى النَّارَ لَمَّا عُرِجَ بِهِ إِلَى السَّمَاءِ، قَالَ: فَقُلْتُ لَهُ: فَإِنَّ قَوْماً يَقُولُونَ إِنَّهُمَا الْيَوْمَ مُقَدَّرَتَانِ غَيْرُ مَخْلُوقَتَيْنِ. فَقَالَ{{ع}}: مَا أُولَئِكَ مِنَّا وَ لَا نَحْنُ مِنْهُمْ، مَنْ أَنْكَرَ خَلْقَ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ فَقَدْ كَذَّبَ النَّبِيَّ{{صل}} وَ كَذَّبَنَا وَ لَيْسَ مِنْ وَلَايَتِنَا عَلَى شَيْ‏ءٍ}}<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۸، ص۱۱۹، ح۶.</ref>؛ مردی می‌گوید: از [[امام رضا]]{{ع}} پرسیدم: ای فرزند [[رسول خدا]] به من خبر بده از بهشت و جهنم که آیا الان این دو آفریده شده‌اند یا نه؟ امام رضا{{ع}} فرمود: بله همانا رسول خدا زمانی که به [[معراج]] رفته بود به [[بهشت]] داخل شد و جهنم را دید. او می‌گوید به [[امام]] گفتم: برخی از [[مردم]] [[اعتقاد]] دارند که بهشت و جهنم مقدر هستند و هنوز آفریده نشده‌اند. امام در [[جواب]] فرمودند: آنها از ما نیستند و ما از آنها نیستیم. کسی که [[خلقت]] بهشت و جهنم را [[انکار]] کند، به [[پیامبر]] نسبت [[دروغ]] داده و ما را [[تکذیب]] کرده است و بر [[ولایت]] ما نیست... .
دیدگاه دوم. [[معتزله]] و [[خوارج]]: از نظر این دو گروه بهشت و جهنم الآن وجود خارجی ندارند، بلکه [[بهشت و دوزخ]] بعد از [[برپایی قیامت]] آفریده می‌شوند. این افراد برای مدعای خود به [[ادله نقلی]] و [[عقلی]] [[تمسک]] کرده‌اند.
'''[[دلیل نقلی]]''': این [[استدلال]] مبنی بر دو مطلب است:
# برخی [[آیات قرآنی]] نشان می‌دهد که بهشت جایگاه دائمی و همیشگی است، آنجا که بهشت به {{متن قرآن|جَنَّةُ الْخُلْدِ}}<ref>«بهشت جاودان» سوره فرقان، آیه ۱۵.</ref> و [[دوزخ]] به {{متن قرآن|دَارُ الْخُلْدِ}}<ref>«سرای جاودانه» سوره فصلت، آیه ۲۸.</ref> توصیف می‌شود و در برخی از [[آیات]] [[نعمت‌های بهشتی]] دایمی توصیف می‌شود؛ بنابراین، [[بهشت و دوزخ]] از لحظه [[آفرینش]] باید به صورت بنای جاویدان و مستمر باقی بماند و دستخوش نابودی و ویرانی نشود.
# طبق برخی [[آیات قرآن]] قبل از برپایی [[رستاخیز]] ([[نفخ صور]] نخست) همه چیز جز [[ذات خداوند]] نابود می‌شود.
اکنون با توجه به این دو مطلب باید گفت بهشت و دوزخ [[آفریده]] نشده‌اند؛ زیرا با فرض آفرینش باید [[روز]] [[برپایی قیامت]] نابود شوند؛ درحالی‌که نابودی آنها با [[جاودانگی]] آن دو که آیات نخست به آن اشاره دارد منافات دارد.
'''[[دلیل عقلی]] منکران''': از [[دلایل عقلی]] منکران، مسئله [[بیهوده]] بودن آفرینش بهشت و دوزخ قابل ملاحظه است. [[هدف از آفرینش]] بهشت و دوزخ این است که [[نیکوکاران]] و [[گنهکاران]] در آنجا به سزای اعمال خود برسند و این کار پس از برپایی قیامت انجام می‌گیرد؛ بنابراین آفرینش آنها قبل از [[قیامت]] بیهوده خواهد بود.
در [[جواب]] این نوع [[استدلال]] باید گفت، این افراد به [[عقل]] و [[خرد]] بیش از حد، تکیه و [[درک]] نکردن [[مصلحت]] را به جای نبود آن فرض کرده‌اند، چون هرگز برای ما همه جوانب این موضوع روشن نیست و شاید در آفرینش [[بهشت و جهنم]] مصلحتی باشد که از [[قدرت]] درک ما بیرون است. گذشته از این آماده کردن چنین مکان با [[نعمت]] و یا با نقمت در [[روح انسان]] [[مطیع]] اثر شگرفی می‌گذارد و او را به و [[پیروی]] از تعالیم [[الهی]] سوق می‌دهد و به در [[لطف الهی]] نسبت به [[بندگان]] اثر بسزایی دارد<ref>ر.ک: سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج۵، ص۵۴۱-۵۴۵؛ همو، مفاهیم القرآن، ج۸، ص۲۹۹-۳۰۰.</ref>.<ref>[[محسن فتاحی اردکانی|فتاحی اردکانی، محسن]]، [[آفرینش بهشت و جهنم (مقاله)|مقاله «آفرینش بهشت و جهنم»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۲۰۴.</ref>


== [[جهنمیان]] ==
== [[جهنمیان]] ==
خط ۳۵: خط ۷۴:
[[عذاب]] [[جهنمیان]] به دو صورت است: عذاب جسمانی و عذاب [[روحانی]]. جهنمیان نه می‌میرند و نه [[زندگی]] می‌کنند؛ بلکه همواره در حالتی میان [[حیات]] و ممات به سر می‌برند<ref>{{متن قرآن|إِنَّهُ مَن يَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِمًا فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لا يَمُوتُ فِيهَا وَلا يَحْيَى}}؛ سوره طه، آیه ۷۴.</ref> و پیوسته به [[گناه]] خود معترف‌اند<ref>{{متن قرآن|وَسِيقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلَى جَهَنَّمَ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاؤُوهَا فُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَتْلُونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِ رَبِّكُمْ وَيُنذِرُونَكُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا قَالُوا بَلَى وَلَكِنْ حَقَّتْ كَلِمَةُ الْعَذَابِ عَلَى الْكَافِرِينَ}}؛ سوره زمر، آیه ۷۱.</ref> و اظهار [[پشیمانی]] می‌کنند؛ ولی پشیمانی آنها پذیرفته نیست<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ كَفَرُوا لا تَعْتَذِرُوا الْيَوْمَ إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ}}؛ سوره تحریم، آیه ۷.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۲۲۳ ـ ۲۲۴.</ref>
[[عذاب]] [[جهنمیان]] به دو صورت است: عذاب جسمانی و عذاب [[روحانی]]. جهنمیان نه می‌میرند و نه [[زندگی]] می‌کنند؛ بلکه همواره در حالتی میان [[حیات]] و ممات به سر می‌برند<ref>{{متن قرآن|إِنَّهُ مَن يَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِمًا فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لا يَمُوتُ فِيهَا وَلا يَحْيَى}}؛ سوره طه، آیه ۷۴.</ref> و پیوسته به [[گناه]] خود معترف‌اند<ref>{{متن قرآن|وَسِيقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلَى جَهَنَّمَ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاؤُوهَا فُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَتْلُونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِ رَبِّكُمْ وَيُنذِرُونَكُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا قَالُوا بَلَى وَلَكِنْ حَقَّتْ كَلِمَةُ الْعَذَابِ عَلَى الْكَافِرِينَ}}؛ سوره زمر، آیه ۷۱.</ref> و اظهار [[پشیمانی]] می‌کنند؛ ولی پشیمانی آنها پذیرفته نیست<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ كَفَرُوا لا تَعْتَذِرُوا الْيَوْمَ إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ}}؛ سوره تحریم، آیه ۷.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۲۲۳ ـ ۲۲۴.</ref>


==آفرینش بهشت و جهنم==
== خلود در جهنم ==
یکی از مسایل دیرینه در میان [[متکلمان اسلامی]] که همواره درباره آن بحث و [[گفت‌وگو]] بوده، بحث آفرینش بهشت و جهنم است و اینکه آیا این دو اکنون وجود دارند و یا اینکه [[خداوند]] بعدها این دو را می‌آفریند و [[نیکوکاران]] را به [[بهشت]] و [[بدکاران]] را به [[جهنم]] می‌فرستد. [[علامه حلی]] در [[کشف]] المراد احتمال [[خلقت عالم]] دیگر غیر از این عالم را به [[دلیل عقلی]] و نقلی ممکن دانسته؛ زیرا عقلاً وقتی این عالم که ممکن‌الوجود است [[آفریده]] شده، عالم امکان آفرینش دیگر نیز که ممکن‌الوجود است به دلیل [[قاعده عقلی]] {{عربی|حُكْمُ الْأَمْثَالِ فِيمَا يَجُوزُ وَ مَا لَا يَجُوزُ وَاحِدٌ}} هست. این دو عالم قید امکان دارند؛ بنابراین اگر آفرینش یکی از این دو عالم، [[دنیا]] ممکن باشد، آفرینش دیگری [[عالم آخرت]] هم که دارای قید امکان است، ممکن خواهد بود علاوه بر اینکه خداوند نیز در [[قرآن]] می‌فرماید<ref>حلّی، حسن بن یوسف، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص۵۴۲.</ref>:
مسئله «[[خلود]] و [[جاودانگی]] [[عذاب]] گروهی از [[جهنمیان]]» از بحث‌هایی است که از دیرباز در میان [[متکلمان]]، [[مفسران]]، [[فلاسفه]] و [[عرفا]] مطرح بوده و موافقان و مخالفانی داشته است. البته در ادامه [[ادله]] طرفداران [[شبهات]] و ایرادات مخالفان و پاسخ آنها را بیان می‌کنیم.
{{متن قرآن|أَوَلَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِقَادِرٍ عَلَى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ بَلَى وَهُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ}}<ref>«و آیا آن کس که آفریننده آسمان‌ها و زمین است توانا نیست که مانند آنان را بیافریند؟» سوره یس، آیه ۸۱.</ref>.<ref>[[محسن فتاحی اردکانی|فتاحی اردکانی، محسن]]، [[آفرینش بهشت و جهنم (مقاله)|مقاله «آفرینش بهشت و جهنم»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۲۰۴.</ref>
 
===دیدگاه‌های مختلف درباره تحقق بالفعل===
البته در میان [[فرق اسلامی]] دو قول درباره آفرینش بهشت و جهنم وجود دارد؛
دیدگاه نخست. بیشتر [[علمای اسلام]] خصوصاً [[امامیه]] و [[شیعه]]: قائل هستند که اکنون بهشت و جهنم [[خلق]] شده‌اند و وجود خارجی دارند و برای این دیدگاه [[ادله عقلی]] و نقلی متعددی مطرح شده است<ref>صالحی مازندرانی، محمدعلی، معاد، ص۱۸۰.</ref>. از برخی [[آیات قرآن]] نیز استفاده می‌شود که بهشت و جهنم اکنون آفریده شده‌اند و وجود خارجی دارند و نه اینکه بعد از برپاشدن [[قیامت]] آفریده خواهند شد. مفاد آیاتی که در آنها از آماده شدن بهشت برای نیکوکاران و بدکاران خبر داده می‌شود، این است که این دو آماده شده‌اند نه اینکه بعداً آماده می‌شوند و همین خود [[گواه]] بر وجود کنونی آن دو است. [[خداوند]] در [[قرآن]] درباره [[بهشت]] می‌فرماید:
{{متن قرآن|وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«و برای (رسیدن به) [[آمرزش]] پروردگارتان و [[بهشتی]] به پهنای [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] که برای [[پرهیزگاران]] آماده شده است [[شتاب]] کنید» [[سوره آل عمران]]، [[آیه]] ۱۳۳.</ref>.
 
درباره مورد [[آتش دوزخ]] نیز می‌فرماید:
{{متن قرآن|وَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ}}<ref>«و از آن آتش پروا کنید که برای کافران آماده شده است» سوره آل عمران، آیه ۱۳۱.</ref>.<ref>سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج۵، ص۵۳۹؛ همو، مفاهیم القرآن، ج۸، ص۲۹۷؛ بحرانی، ابن میثم، قواعد المرام فی علم الکلام، ص۱۶۷؛ حلّی، جعفر بن حسن، الملک فی اصول الدین، ص۱۴۰.</ref>
در برخی [[آیات]] هم کلمه {{متن قرآن|أَعَدَّ}} به‌کار رفته؛ یعنی آماده کرده است؛ [[خداوند]] در [[قرآن]] می‌فرماید:
{{متن قرآن|وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا}}<ref>«و او برای آنان بوستان‌هایی فراهم آورده که جویبارها در بن آنها روان است، هماره در آن جاودانند، رستگاری سترگ، این است» سوره توبه، آیه ۱۰۰.</ref>.
یا می‌فرماید:
{{متن قرآن|وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِينًا}}<ref>«و برای آنها عذابی خوارساز آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۵۷.</ref>.
مفاد این آیات نشان دهنده آماده بودن [[بهشت و جهنم]] است و آنها اگر در [[زمان نزول وحی]] وجود نداشت، [[نزول]] این آیات به [[تأویل]] نیاز دارد و تا دلیلی برای تأویل آیه وجود نداشته باشد باید به [[ظاهر آیه]] استناد کرد<ref>سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج۵، ص۵۴۰؛ همو، مفاهیم القرآن، ج۸، ص۲۹۷.</ref>.
 
به آیات زیر دقت کنید:
#{{متن قرآن|وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى * عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى * عِنْدَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى}}<ref>«و به یقین او را در فرودی دیگر، (نیز) دیده بود * کنار درخت سدری که در واپسین جای است * که نزد آن بوستان‌سراست» سوره نجم، آیه ۱۳-۱۵.</ref>. جنةالماوی همان [[بهشت]] و مفاد آیه این است که [[پیامبر اکرم]] [[جبرائیل]] را هنگام نزول در کنار [[سدرةالمنتهی]] در کنار بهشت دیده است. پس از آیه به روشنی استفاده می‌شود که الآن بهشت وجود خارجی دارد؛ زیرا اگر بهشت [[آفریده]] نشده بود، نشان دادن بهشت خارج از [[فصاحت]] و [[بلاغت]] بود<ref>سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج۵، ص۵۳۹؛ همو، مفاهیم القرآن، ج۸، ص۲۹۷؛ صالحی مازندرانی، محمدعلی، معاد، ص۱۷۹.</ref>.
#{{متن قرآن|كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ * لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ * ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِينِ}}<ref>«هرگز! اگر به «[[دانش]] بی‌گمان» بدانید * به [[راستی]] [[دوزخ]] را خواهید دید * سپس آن را به «دیدار بی‌گمان» خواهید دید» [[سوره تکاثر]]، [[آیه]] ۵-۷.</ref>. آیه [[گواه]] است که صاحبان [[علم‌الیقین]] در همین [[دنیا]] دوزخ را می‌بینند. پس اگر دوزخ هم‌اکنون [[آفریده]] نشده بود دیدنی نبود و معلوم می‌شود که [[جهنم]] همین الان هست، لکن ما نمی‌توانیم آن را ببینیم.
#{{متن قرآن|فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ}}<ref>«پس، از آتشی پروا کنید که هیزم آن آدمیان و سنگ‌هاست؛ برای کافران آماده شده است» سوره بقره، آیه ۲۴.</ref>. مفاد آیه آماده بودن [[آتش]] است و در این آیه تعبیر اعدت آمده است و نه تُعَدُّ یا تُخلَقُ و واژه اعدت چنان‌که در برخی از [[کتاب‌های کلامی]] نیز به آن اشاره شده [[نشانه]] [[مخلوق بودن]] بالفعل [[بهشت و دوزخ]] است<ref>جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن کریم، ج۵، ص۲۳۶-۲۳۸؛ صالحی مازندرانی، محمدعلی، معاد، ص۱۸۰.</ref>.
#{{متن قرآن|وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَنْ يَرَى}}<ref>«و دوزخ را برای هر که می‌نگرد، آشکار می‌سازند» سوره نازعات، آیه ۳۶.</ref>. یعنی آن [[روز]] جهنم را نشان می‌دهند و این نشان می‌دهد که الان جهنم، پنهان است، نه اینکه معدوم باشد.
#{{متن قرآن|وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«و بهشت را برای پرهیزگاران نزدیک می‌دارند» سوره شعراء، آیه ۹۰.</ref>. یعنی [[بهشت]] را نزدیک [[اهل تقوا]] می‌آورند. زلفاً به معنی [[قرب]] و أزلاف نزدیک کردن و نزدیک آوردن است. پس، معلوم می‌شود که بهشت اکنون وجود دارد ولی ما از آن دور هستیم و نمی‌توانیم آن را ببینیم.
#{{متن قرآن|وَجِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ يَتَذَكَّرُ الْإِنْسَانُ وَأَنَّى لَهُ الذِّكْرَى}}<ref>«و در آن روز دوزخ را (به میان) آورند، آن روز، آدمی پند می‌گیرد اما (دیگر) پند او را چه سود خواهد داشت؟» سوره فجر، آیه ۲۳.</ref>.
طبق مفاد [[آیه]] اکنون [[جهنم]] هست؛ زیرا جهنم در آن [[روز]] آورده می‌شود، نه اینکه [[آفریده]] شود<ref>صالحی مازندرانی، محمدعلی، معاد، ص۱۸۰.</ref>.
علاوه بر [[آیات]] نقل شده برخی [[روایات]] نیز دلالت دارد که [[بهشت و جهنم]] اکنون وجود دارد و نه اینکه بعداً در [[روز قیامت]] آفریده شوند و [[منکران]] آن به شدت [[نکوهش]] شده‌اند برای نمونه، [[روایت]] زیر نقل می‌شود:
{{متن حدیث|عَنِ الْهَرَوِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا{{ع}}: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ! أَخْبِرْنِي عَنِ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ أَ هُمَا الْيَوْمَ مَخْلُوقَتَانِ؟ فَقَالَ: نَعَمْ، وَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} قَدْ دَخَلَ الْجَنَّةَ وَ رَأَى النَّارَ لَمَّا عُرِجَ بِهِ إِلَى السَّمَاءِ، قَالَ: فَقُلْتُ لَهُ: فَإِنَّ قَوْماً يَقُولُونَ إِنَّهُمَا الْيَوْمَ مُقَدَّرَتَانِ غَيْرُ مَخْلُوقَتَيْنِ. فَقَالَ{{ع}}: مَا أُولَئِكَ مِنَّا وَ لَا نَحْنُ مِنْهُمْ، مَنْ أَنْكَرَ خَلْقَ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ فَقَدْ كَذَّبَ النَّبِيَّ{{صل}} وَ كَذَّبَنَا وَ لَيْسَ مِنْ وَلَايَتِنَا عَلَى شَيْ‏ءٍ}}<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۸، ص۱۱۹، ح۶.</ref>؛
مردی می‌گوید: از [[امام رضا]]{{ع}} پرسیدم: ای فرزند [[رسول خدا]] به من خبر بده از بهشت و جهنم که آیا الان این دو آفریده شده‌اند یا نه؟ امام رضا{{ع}} فرمود: بله همانا رسول خدا زمانی که به [[معراج]] رفته بود به [[بهشت]] داخل شد و جهنم را دید. او می‌گوید به [[امام]] گفتم: برخی از [[مردم]] [[اعتقاد]] دارند که بهشت و جهنم مقدر هستند و هنوز آفریده نشده‌اند. امام در [[جواب]] فرمودند: آنها از ما نیستند و ما از آنها نیستیم. کسی که [[خلقت]] بهشت و جهنم را [[انکار]] کند، به [[پیامبر]] نسبت [[دروغ]] داده و ما را [[تکذیب]] کرده است و بر [[ولایت]] ما نیست....
دیدگاه دوم. [[معتزله]] و [[خوارج]]: از نظر این دو گروه بهشت و جهنم الآن وجود خارجی ندارند، بلکه [[بهشت و دوزخ]] بعد از [[برپایی قیامت]] آفریده می‌شوند. این افراد برای مدعای خود به [[ادله نقلی]] و [[عقلی]] [[تمسک]] کرده‌اند.
 
'''[[دلیل نقلی]]''': این [[استدلال]] مبنی بر دو مطلب است:
#برخی [[آیات قرآنی]] نشان می‌دهد که بهشت جایگاه دائمی و همیشگی است، آنجا که بهشت به {{متن قرآن|جَنَّةُ الْخُلْدِ}}<ref>«بهشت جاودان» سوره فرقان، آیه ۱۵.</ref> و [[دوزخ]] به {{متن قرآن|دَارُ الْخُلْدِ}}<ref>«سرای جاودانه» سوره فصلت، آیه ۲۸.</ref> توصیف می‌شود و در برخی از [[آیات]] [[نعمت‌های بهشتی]] دایمی توصیف می‌شود؛ بنابراین، [[بهشت و دوزخ]] از لحظه [[آفرینش]] باید به صورت بنای جاویدان و مستمر باقی بماند و دستخوش نابودی و ویرانی نشود.
#طبق برخی [[آیات قرآن]] قبل از برپایی [[رستاخیز]] (نفخ [[صور]] نخست) همه چیز جز [[ذات خداوند]] نابود می‌شود.
اکنون با توجه به این دو مطلب باید گفت بهشت و دوزخ [[آفریده]] نشده‌اند؛ زیرا با فرض آفرینش باید [[روز]] [[برپایی قیامت]] نابود شوند؛ درحالی‌که نابودی آنها با [[جاودانگی]] آن دو که آیات نخست به آن اشاره دارد منافات دارد.
 
'''[[دلیل عقلی]] [[منکران]]''': از [[دلایل عقلی]] منکران، مسئله [[بیهوده]] بودن آفرینش بهشت و دوزخ قابل ملاحظه است. [[هدف از آفرینش]] بهشت و دوزخ این است که [[نیکوکاران]] و [[گنهکاران]] در آنجا به [[سزای اعمال]] خود برسند و این کار پس از برپایی قیامت انجام می‌گیرد؛ بنابراین آفرینش آنها قبل از [[قیامت]] بیهوده خواهد بود.
در [[جواب]] این نوع [[استدلال]] باید گفت، این افراد به [[عقل]] و [[خرد]] بیش از حد، تکیه و [[درک]] نکردن [[مصلحت]] را به جای نبود آن فرض کرده‌اند، چون هرگز برای ما همه جوانب این موضوع روشن نیست و شاید در آفرینش [[بهشت و جهنم]] مصلحتی باشد که از [[قدرت]] درک ما بیرون است. گذشته از این آماده کردن چنین مکان با [[نعمت]] و یا با نقمت در [[روح انسان]] [[مطیع]] اثر شگرفی می‌گذارد و او را به و [[پیروی]] از [[تعالیم]] [[الهی]] [[سوق]] می‌دهد و به در [[لطف الهی]] نسبت به [[بندگان]] اثر بسزایی دارد<ref>ر.ک: سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج۵، ص۵۴۱-۵۴۵؛ همو، مفاهیم القرآن، ج۸، ص۲۹۹-۳۰۰.</ref>.<ref>[[محسن فتاحی اردکانی|فتاحی اردکانی، محسن]]، [[آفرینش بهشت و جهنم (مقاله)|مقاله «آفرینش بهشت و جهنم»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۲۰۴.</ref>
 
==[[خلود در جهنم]]==
مسئله «[[خلود]] و [[جاودانگی]] [[عذاب]] گروهی از [[جهنمیان]]» از بحث‌هایی است که از دیرباز در میان [[متکلمان]]، [[مفسران]]، [[فلاسفه]] و [[عرفا]] مطرح بوده و موافقان و مخالفانی داشته است. البته در ادامه [[ادله]] طرفداران [[شبهات]] و ایرادات مخالفان و پاسخ آنها را بیان می‌کنیم


===دیدگاه نخست: [[دلایل]] موافقان خلود===
=== دیدگاه نخست: [[دلایل]] موافقان خلود ===
اکثر [[علمای اسلامی]] در عداد طرفداران خلود هستند و برای خود ادله‌های زیر را مطرح کرده‌اند:
اکثر [[علمای اسلامی]] در عداد طرفداران خلود هستند و برای خود ادله‌های زیر را مطرح کرده‌اند:


====دلیل اول: [[قرآن کریم]]====
==== دلیل اول: [[قرآن کریم]] ====
از متقن‌ترین ادله طرفداران خلود وجود [[آیات]] فراوانی در قرآن کریم است که به [[جاودانه]] بودن [[کیفر]] برخی دلالت تام و صریح دارند و در آنها با تعابیر مختلفی این مدعا [[اثبات]] شده است که به چند نمونه اشاره می‌شود:
از متقن‌ترین ادله طرفداران خلود وجود [[آیات]] فراوانی در قرآن کریم است که به [[جاودانه]] بودن [[کیفر]] برخی دلالت تام و صریح دارند و در آنها با تعابیر مختلفی این مدعا [[اثبات]] شده است که به چند نمونه اشاره می‌شود:
#{{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«و آنان که کافر شدند و نشانه‌های ما را دروغ شمردند دمساز آتش‌اند؛ آنان در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۳۹.</ref>.
# {{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«و آنان که کافر شدند و نشانه‌های ما را دروغ شمردند دمساز آتش‌اند؛ آنان در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۳۹.</ref>.
#{{متن قرآن|يُرِيدُونَ أَنْ يَخْرُجُوا مِنَ النَّارِ وَمَا هُمْ بِخَارِجِينَ مِنْهَا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُقِيمٌ}}<ref>«می‌خواهند از آتش (دوزخ) رهایی یابند اما از آن بیرون نخواهند رفت و عذابی پایدار خواهند داشت» سوره مائده، آیه ۳۷.</ref>.
# {{متن قرآن|يُرِيدُونَ أَنْ يَخْرُجُوا مِنَ النَّارِ وَمَا هُمْ بِخَارِجِينَ مِنْهَا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُقِيمٌ}}<ref>«می‌خواهند از آتش (دوزخ) رهایی یابند اما از آن بیرون نخواهند رفت و عذابی پایدار خواهند داشت» سوره مائده، آیه ۳۷.</ref>.
#{{متن قرآن|وَنَادَوْا يَا مَالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنَا رَبُّكَ قَالَ إِنَّكُمْ مَاكِثُونَ}}<ref>«و فریاد برآورند که ای نگهبان (دوزخ)! کاش پروردگارت کار ما را تمام کند!» سوره زخرف، آیه ۷۷.</ref>.
# {{متن قرآن|وَنَادَوْا يَا مَالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنَا رَبُّكَ قَالَ إِنَّكُمْ مَاكِثُونَ}}<ref>«و فریاد برآورند که ای نگهبان (دوزخ)! کاش پروردگارت کار ما را تمام کند!» سوره زخرف، آیه ۷۷.</ref>.
#{{متن قرآن|ثُمَّ قِيلَ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ذُوقُوا عَذَابَ الْخُلْدِ}}<ref>«سپس به ستمکاران می‌گویند: عذاب جاودانه را بچشید!» سوره یونس، آیه ۵۲.</ref>.
# {{متن قرآن|ثُمَّ قِيلَ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ذُوقُوا عَذَابَ الْخُلْدِ}}<ref>«سپس به ستمکاران می‌گویند: عذاب جاودانه را بچشید!» سوره یونس، آیه ۵۲.</ref>.
 
در بیشتر آیاتی که در آنها بر عذاب دائمی برخی از جهنمیان تأکید شده، کلمه «خلود» (جاودانگی) آمده است؛ به‌طوری‌که این کلمه در اشکال مختلف آن درباره عذاب [[جهنم]] بیش از سی باب در [[قرآن]] به‌کار رفته است<ref>مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، ج۶، ص۴۷۶.</ref>. لغت «خلود» به معنای [[ثبات]] و باقی ماندن است که این بقا ممکن است برای مدت طولانی باشد و همچنین برای همیشه<ref>مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ماده خلد.</ref>. با توجه به این معنا برخی گفته‌اند، معنای [[خلود]] در [[عذاب]] این است که مدت طولانی در آن می‌مانند، نه به صورت دائمی و ابدی<ref>محمد [[رشید رضا]]، [[المنار]]، ج۱، ص۳۶۴، به نقل از: مک[[ارم]] شیرازی، [[ناصر]]، [[پیام]] [[قرآن]]، ج۶، ص۴۷۷؛ [[صاحب تفسیر المنار]] این نظریه را به مدعیان [[روشنفکری]] عصر خودش نسبت می‌دهد.</ref>. در پاسخ به این [[شبهه]] باید گفت: اگر [[جاودانگی]] عذاب تنها از لفظ خلود و مشتقات آن فهمیده می‌شد، مجال این [[تفسیرها]] بود اما همان‌طور که در [[آیات]] مذکور ملاحظه شد تنها تعبیر به خلود نشده است و تعابیری مانند {{متن قرآن|وَمَا هُمْ بِخَارِجِينَ مِنَ النَّارِ}}<ref>«ودر حالی که آنان از آتش بیرون آمدنی نیستند» سوره بقره، آیه ۱۶۷.</ref> به خارج نشدن از [[جهنم]] دلالت [[قطعی]] دارند<ref>قدردان قراملکی، محمد حسن، جهنم چرا؟، ص۱۶۶.</ref>؛ به‌طوری‌که [[علامه طباطبایی]] این تعبیر را دلیلی بر رد قائلان به همیشگی نبودن عذاب جهنم می‌داند<ref>علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۱، ص۴۰۸.</ref>.<ref>[[مهدی جدی|جدی، مهدی]]، [[خلود در جهنم (مقاله)|مقاله «خلود در جهنم»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۲۰۹.</ref>
در بیشتر آیاتی که در آنها بر عذاب دائمی برخی از جهنمیان تأکید شده، کلمه «خلود» (جاودانگی) آمده است؛ به‌طوری‌که این کلمه در اشکال مختلف آن درباره عذاب [[جهنم]] بیش از سی باب در [[قرآن]] به‌کار رفته است<ref>مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، ج۶، ص۴۷۶.</ref>. لغت «خلود» به معنای [[ثبات]] و باقی ماندن است که این بقا ممکن است برای مدت طولانی باشد و همچنین برای همیشه<ref>مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ماده خلد.</ref>. با توجه به این معنا برخی گفته‌اند، معنای [[خلود]] در [[عذاب]] این است که مدت طولانی در آن می‌مانند، نه به صورت دائمی و ابدی<ref>محمد [[رشید رضا]]، [[المنار]]، ج۱، ص۳۶۴، به نقل از: مک[[ارم]] شیرازی، [[ناصر]]، [[پیام]] [[قرآن]]، ج۶، ص۴۷۷؛ [[صاحب تفسیر المنار]] این نظریه را به مدعیان [[روشنفکری]] عصر خودش نسبت می‌دهد.</ref>. در پاسخ به این [[شبهه]] باید گفت: اگر [[جاودانگی]] عذاب تنها از لفظ خلود و مشتقات آن فهمیده می‌شد، مجال این [[تفسیرها]] بود اما همان‌طور که در [[آیات]] مذکور ملاحظه شد تنها تعبیر به خلود نشده است و تعابیری مانند {{متن قرآن|وَمَا هُمْ بِخَارِجِينَ مِنَ النَّارِ}}<ref>«ودر حالی که آنان از آتش بیرون آمدنی نیستند» سوره بقره، آیه ۱۶۷.</ref> به خارج نشدن از [[جهنم]] دلالت [[قطعی]] دارند<ref>قدردان قراملکی، محمد حسن، جهنم چرا؟، ص۱۶۶.</ref>؛ به‌طوری‌که [[علامه طباطبایی]] این تعبیر را دلیلی بر رد قائلان به همیشگی نبودن عذاب جهنم می‌داند<ref>علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۱، ص۴۰۸.</ref>.<ref>[[مهدی جدی|جدی، مهدی]]، [[خلود در جهنم (مقاله)|مقاله «خلود در جهنم»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۲۰۹.</ref>


====دلیل دوم: [[روایات]]====
==== دلیل دوم: [[روایات]] ====
# [[امام باقر]]{{ع}} فرموده‌اند: {{متن حدیث|إِذَا دَخَلَ أَهْلُ الْجَنَّةِ الْجَنَّةَ وَ أَهْلُ النَّارِ النَّارَ جِي‏ءَ بِالْمَوْتِ فَيُذْبَحُ ثُمَّ يُقَالُ خُلُودٌ فَلَا مَوْتَ أَبَداً}}<ref>علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۸، ص۳۴۷.</ref>؛ زمانی که [[جهنمیان]] به جهنم و [[بهشتیان]] به [[بهشت]] وارد شدند، [[مرگ]] را پیش آنها آورده و [[ذبح]] می‌کنند و به آنها گفته می‌شود شما برای همیشه در اینجا هستید و مرگی برای شما نیست.
# [[امام باقر]]{{ع}} فرموده‌اند: {{متن حدیث|إِذَا دَخَلَ أَهْلُ الْجَنَّةِ الْجَنَّةَ وَ أَهْلُ النَّارِ النَّارَ جِي‏ءَ بِالْمَوْتِ فَيُذْبَحُ ثُمَّ يُقَالُ خُلُودٌ فَلَا مَوْتَ أَبَداً}}<ref>علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۸، ص۳۴۷.</ref>؛ زمانی که [[جهنمیان]] به جهنم و [[بهشتیان]] به [[بهشت]] وارد شدند، [[مرگ]] را پیش آنها آورده و [[ذبح]] می‌کنند و به آنها گفته می‌شود شما برای همیشه در اینجا هستید و مرگی برای شما نیست.
# [[امام رضا]]{{ع}} به [[مأمون]] نوشتند: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ لَا يُدْخِلُ النَّارَ مُؤْمِناً وَ قَدْ وَعَدَهُ الْجَنَّةَ وَ لَا يُخْرِجُ مِنَ النَّارِ كَافِراً وَ قَدْ أَوْعَدَهُ النَّارَ وَ الْخُلُودَ فِيهَا}}<ref>علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۸، ص۳۶۲.</ref>؛ [[خداوند]] مؤمنی را که [[وعده]] بهشت به او داده به [[آتش جهنم]] وارد نمی‌کند و کافری را که به او وعده آتش جهنم و خلود در آن را داده است، از جهنم خارج نمی‌کند.<ref>[[مهدی جدی|جدی، مهدی]]، [[خلود در جهنم (مقاله)|مقاله «خلود در جهنم»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۲۱۰.</ref>
# [[امام رضا]]{{ع}} به [[مأمون]] نوشتند: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ لَا يُدْخِلُ النَّارَ مُؤْمِناً وَ قَدْ وَعَدَهُ الْجَنَّةَ وَ لَا يُخْرِجُ مِنَ النَّارِ كَافِراً وَ قَدْ أَوْعَدَهُ النَّارَ وَ الْخُلُودَ فِيهَا}}<ref>علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۸، ص۳۶۲.</ref>؛ [[خداوند]] مؤمنی را که [[وعده]] بهشت به او داده به [[آتش جهنم]] وارد نمی‌کند و کافری را که به او وعده آتش جهنم و خلود در آن را داده است، از جهنم خارج نمی‌کند<ref>[[مهدی جدی|جدی، مهدی]]، [[خلود در جهنم (مقاله)|مقاله «خلود در جهنم»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۲۱۰.</ref>.


===دیدگاه دوم: دلالیل مخالفان خلود===
=== دیدگاه دوم: دلالیل مخالفان خلود ===
کسانی که مسأله خلود را نمی‌پذیرند برای نظر خود ایرادات و اشکالاتی را در مورد این مسأله مطرح کرده‌اند که برخی از آنها را همراه با پاسخشان ذکر می‌کنیم:
کسانی که مسأله خلود را نمی‌پذیرند برای نظر خود ایرادات و اشکالاتی را در مورد این مسأله مطرح کرده‌اند که برخی از آنها را همراه با پاسخشان ذکر می‌کنیم:


۱. بقای [[فطرت الهی]]: [[سرشت]] هر [[آدمی]] اعم از [[کافر]] و [[مؤمن]] با [[طینت]] [[توحید]] [[آفریده]] شده است و تمام [[آدمیان]] در [[عالم ذر]] به ندای {{متن قرآن|أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ}} [[الهی]] پاسخ موحدانه {{متن قرآن|قَالُوا بَلَى}} داده‌اند. بنابراین طبیعت اصلی و ذاتی [[انسان]] بر محور توحید و [[خداباوری]] است. از سوی دیگر، چون [[حجاب]] [[کفر]] و [[شرک]] در مقابل [[فطرت]] توحید، عرضی و غیر ذاتی است خواه ناخواه بعد از مدتی به حسب [[ضعف]] و شدتش زایل خواهد شد؛ زیرا امر عرضی دائمی نخواهد بود<ref>مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، ج۶، ص۴۸۳-۴۹۰؛ سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ص۳۸۴-۳۸۵.</ref>. بنابراین [[کفار]] بعد از [[تحمل]] [[عذاب]] دردناک [[جهنم]] به فطرت اصلی خود برمی‌گردند و از این طریق از [[عذاب ابدی]] [[رهایی]] می‌یابند<ref>مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، ج۶، ص۴۹۱-۴۹۴.</ref>.  
۱. بقای [[فطرت الهی]]: [[سرشت]] هر [[آدمی]] اعم از [[کافر]] و [[مؤمن]] با طینت [[توحید]] [[آفریده]] شده است و تمام [[آدمیان]] در [[عالم ذر]] به ندای {{متن قرآن|أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ}} [[الهی]] پاسخ موحدانه {{متن قرآن|قَالُوا بَلَى}} داده‌اند. بنابراین طبیعت اصلی و ذاتی [[انسان]] بر محور توحید و [[خداباوری]] است. از سوی دیگر، چون [[حجاب]] [[کفر]] و [[شرک]] در مقابل [[فطرت]] توحید، عرضی و غیر ذاتی است خواه ناخواه بعد از مدتی به حسب [[ضعف]] و شدتش زایل خواهد شد؛ زیرا امر عرضی دائمی نخواهد بود<ref>مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، ج۶، ص۴۸۳-۴۹۰؛ سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ص۳۸۴-۳۸۵.</ref>. بنابراین [[کفار]] بعد از تحمل [[عذاب]] دردناک [[جهنم]] به فطرت اصلی خود برمی‌گردند و از این طریق از عذاب ابدی [[رهایی]] می‌یابند<ref>مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، ج۶، ص۴۹۱-۴۹۴.</ref>.  


'''پاسخ''': درست است که انسان با [[فطرت الهی]] [[خلق]] شده است، ولی اگر خطاها و [[انحراف‌ها]] به صورت [[عادت]] دربیایند و در [[دل]] و [[جان انسان]] [[رسوخ]] کنند، به صورت طبیعت ثانوی درآمده صورت جدیدی به انسان می‌دهند. همان‌گونه که در [[دنیا]] گروهی از [[جنایتکاران]] به مرحله‌ای از [[انحراف]] می‌رسند که حتی از جنایات خود [[لذت]] می‌برند و اموری که انسان به حسب فطرت و طبیعت از آن متنفر است، دلخواه آنها می‌شود این طبیعت ثانوی در [[آخرت]] جایی برای بازگشت به فطرت باقی نگذاشته، موجب عذاب دائمی انسان می‌شود. [[علامه طباطبایی]] در این باره می‌نویسد:
'''پاسخ''': درست است که انسان با [[فطرت الهی]] [[خلق]] شده است، ولی اگر خطاها و [[انحراف‌ها]] به صورت عادت دربیایند و در [[دل]] و [[جان انسان]] [[رسوخ]] کنند، به صورت طبیعت ثانوی درآمده صورت جدیدی به انسان می‌دهند. همان‌گونه که در [[دنیا]] گروهی از جنایتکاران به مرحله‌ای از [[انحراف]] می‌رسند که حتی از جنایات خود [[لذت]] می‌برند و اموری که انسان به حسب فطرت و طبیعت از آن متنفر است، دلخواه آنها می‌شود این طبیعت ثانوی در [[آخرت]] جایی برای بازگشت به فطرت باقی نگذاشته، موجب عذاب دائمی انسان می‌شود. [[علامه طباطبایی]] در این باره می‌نویسد:
{{عربی|وَ أَمَّا الْهَيْئَاتُ الرَّدِيَّةُ الَّتِي رَسَخَتْ فِي النَّفْسِ حَتَّى صَارَتْ صُوَرًا أَوْ كَالصُّوَرِ الْجَدِيدَةِ، تُعْطِي لِلشَّيْءِ نَوْعِيَّةً جَدِيدَةً كَالْإِنْسَانِ الْبَخِيلِ... فَمِنَ الْمَعْلُومِ أَنَّ هَذَا النَّوْعَ نَوْعٌ مُجَرَّدٌ فِي نَفْسِهِ دَائِمِيُّ الْوُجُودِ}}<ref>علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۱، ص۴۱۳.</ref>.
{{عربی|وَ أَمَّا الْهَيْئَاتُ الرَّدِيَّةُ الَّتِي رَسَخَتْ فِي النَّفْسِ حَتَّى صَارَتْ صُوَرًا أَوْ كَالصُّوَرِ الْجَدِيدَةِ، تُعْطِي لِلشَّيْءِ نَوْعِيَّةً جَدِيدَةً كَالْإِنْسَانِ الْبَخِيلِ... فَمِنَ الْمَعْلُومِ أَنَّ هَذَا النَّوْعَ نَوْعٌ مُجَرَّدٌ فِي نَفْسِهِ دَائِمِيُّ الْوُجُودِ}}<ref>علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۱، ص۴۱۳.</ref>.
حالات [[زشتی]] که در جان انسان رسوخ می‌کنند به صورت یا شبه صورت تبدیل گشته، نوع جدیدی را برای ایجاد می‌کنند؛ مثل انسان [[بخیل]] و این نوع جدید، مجرد و وجودش دائمی است.
حالات [[زشتی]] که در جان انسان رسوخ می‌کنند به صورت یا شبه صورت تبدیل گشته، نوع جدیدی را برای ایجاد می‌کنند؛ مثل انسان [[بخیل]] و این نوع جدید، مجرد و وجودش دائمی است.


۲. جاودانه‌بودن کفار در جهنم نه جاودانه‌بودن عذاب جهنم: [[محمود شلتوت]]، [[رئیس]] [[دانشگاه]] الأزهر می‌گوید: «در [[قرآن]] عبارتی که به‌طور صریح و [[قاطع]] دلالت بر دوام [[عذاب]] [[جهنم]] باشد، وجود ندارد. تنها چیزی که از قرآن به دست می‌آید این است که [[کفار]] همواره در جهنم خواهند بود؛ بدین معنا که [[کافران]] مادامی که جهنم و عذاب آن باقی است، از آن خارج نخواهند شد؛ اما اینکه جهنم پایان ندارد یا نه، موضوع دیگری است که در قرآن [[دلیل قطعی]] بر آن نیست»<ref>{{عربی|الْعَرَضِيُّ يَزُولُ وَ لَا يَدُومُ}}.</ref>.
۲. جاودانه‌بودن کفار در جهنم نه جاودانه‌بودن عذاب جهنم: [[محمود شلتوت]]، [[رئیس]] دانشگاه الأزهر می‌گوید: «در [[قرآن]] عبارتی که به‌طور صریح و [[قاطع]] دلالت بر دوام [[عذاب]] [[جهنم]] باشد، وجود ندارد. تنها چیزی که از قرآن به دست می‌آید این است که [[کفار]] همواره در جهنم خواهند بود؛ بدین معنا که [[کافران]] مادامی که جهنم و عذاب آن باقی است، از آن خارج نخواهند شد؛ اما اینکه جهنم پایان ندارد یا نه، موضوع دیگری است که در قرآن دلیل قطعی بر آن نیست»<ref>{{عربی|الْعَرَضِيُّ يَزُولُ وَ لَا يَدُومُ}}.</ref>.
 
پاسخ: [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] جهنم را {{متن قرآن|دَارُ الْخُلْدِ}}<ref>«سرای جاودانه» سوره فصلت، آیه ۲۸.</ref> و عذاب آن را {{متن قرآن|عَذَابَ الْخُلْدِ}}<ref>«عذاب [[جاودانه]]» [[سوره یونس]]، [[آیه]] ۵۲.</ref> معرفی می‌کند؛ نتیجه این دو تعبیر آن است که عذاب جهنم به‌طور دائمی شامل حال کفار و معاندان خواهد بود و آنها هرگز از آن [[رهایی]] نمی‌یابند<ref>قدردان قراملکی، محمد حسن، جهنم چرا؟، ص۲۲۶-۲۲۹.</ref> و توجیهی که [[رئیس]] [[دانشگاه الازهر]] بیان کرده با برداشت متعارف از کلمه خلود منافات دارد.


پاسخ: [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] جهنم را {{متن قرآن|دَارُ الْخُلْدِ}}<ref>«سرای جاودانه» سوره فصلت، آیه ۲۸.</ref> و عذاب آن را {{متن قرآن|عَذَابَ الْخُلْدِ}}<ref>«عذاب [[جاودانه]]» [[سوره یونس]]، [[آیه]] ۵۲.</ref> معرفی می‌کند؛ نتیجه این دو تعبیر آن است که عذاب جهنم به‌طور دائمی شامل حال کفار و [[معاندان]] خواهد بود و آنها هرگز از آن [[رهایی]] نمی‌یابند<ref>قدردان قراملکی، محمد حسن، جهنم چرا؟، ص۲۲۶-۲۲۹.</ref> و توجیهی که [[رئیس]] [[دانشگاه الازهر]] بیان کرده با برداشت متعارف از کلمه [[خلود]] منافات دارد.
۳. خلود، نوعی است نه شخصی: برخی خلود را «خلود نوعی» دانسته‌اند، نه شخصی، به این معنی که اصل عذاب جهنم همیشگی و سرمدی است و هیچگاه عذاب آن قطع نخواهد شد ولی انسان‌های [[کافر]] و معاند بعد از تحمل عذاب متناسب با [[جرم]] خود از [[آتش دوزخ]] رهایی خواهند یافت و کفار دیگری جای آنها را خواهند گرفت<ref>علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۱، ص۴۱۳.</ref>.


۳. خلود، نوعی است نه شخصی: برخی خلود را «خلود نوعی» دانسته‌اند، نه شخصی، به این معنی که اصل عذاب جهنم همیشگی و [[سرمدی]] است و هیچگاه عذاب آن قطع نخواهد شد ولی انسان‌های [[کافر]] و معاند بعد از [[تحمل]] عذاب متناسب با [[جرم]] خود از [[آتش دوزخ]] رهایی خواهند یافت و کفار دیگری جای آنها را خواهند گرفت<ref>علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۱، ص۴۱۳.</ref>.
پاسخ: آیه {{متن قرآن|يُرِيدُونَ أَنْ يَخْرُجُوا مِنَ النَّارِ وَمَا هُمْ بِخَارِجِينَ مِنْهَا}}<ref>«می‌خواهند از آتش (دوزخ) رهایی یابند اما از آن بیرون نخواهند رفت» سوره مائده، آیه ۳۷.</ref> بر خارج نشدن برخی از [[جهنمیان]] از جهنم دلالت دارد و مخالف این نظریه است؛ زیرا طبق این آیه و [[آیات]] مشابه تک‌تک افرادی که به جهنم جای آنها را می‌شوند، به هیچ وجه از آن خارج نشده، عذاب دائمی آنها را فرا خواهد گرفت.
پاسخ: آیه {{متن قرآن|يُرِيدُونَ أَنْ يَخْرُجُوا مِنَ النَّارِ وَمَا هُمْ بِخَارِجِينَ مِنْهَا}}<ref>«می‌خواهند از آتش (دوزخ) رهایی یابند اما از آن بیرون نخواهند رفت» سوره مائده، آیه ۳۷.</ref> بر خارج نشدن برخی از [[جهنمیان]] از جهنم دلالت دارد و مخالف این نظریه است؛ زیرا طبق این آیه و [[آیات]] مشابه تک‌تک افرادی که به جهنم جای آنها را می‌شوند، به هیچ وجه از آن خارج نشده، عذاب دائمی آنها را فرا خواهد گرفت.


۴. تنافی خلود با [[عدل الهی]]: مهم‌ترین و اصلی‌ترین اشکال درباره مسئله خلود آن است که باید میان جرم و [[کیفر]] تناسب وجود داشته باشد و [[کیفر]] متناسب با [[جرم]] و [[گناه]] تعیین شود؛ در این صورت چگونه [[عذاب ابدی]] توجیه‌پذیر است با اینکه [[زمان]] [[جرم]] و [[گناه]] محدود بوده است؟ و [[انسانی]] که حداکثر صد سال در [[کفر]] و [[عناد]] [[زندگی]] کرده است چگونه در برابر صد سال گناه [[عذاب]] بی‌نهایت داشته باشد و آیا این کاری غیر عادلانه نیست؟
۴. تنافی خلود با [[عدل الهی]]: مهم‌ترین و اصلی‌ترین اشکال درباره مسئله خلود آن است که باید میان جرم و [[کیفر]] تناسب وجود داشته باشد و [[کیفر]] متناسب با [[جرم]] و [[گناه]] تعیین شود؛ در این صورت چگونه [[عذاب ابدی]] توجیه‌پذیر است با اینکه [[زمان]] [[جرم]] و [[گناه]] محدود بوده است؟ و [[انسانی]] که حداکثر صد سال در [[کفر]] و [[عناد]] [[زندگی]] کرده است چگونه در برابر صد سال گناه [[عذاب]] بی‌نهایت داشته باشد و آیا این کاری غیر عادلانه نیست؟
پاسخ: منشأ این اشکال توجه نکردن به این نکته است که نوع [[مجازات]] در [[آخرت]] با نوع مجازات در [[دنیا]] متفاوت است و پاسخ اشکال بی‌تناسبی جرم و [[جنایت]] به [[فهم]] این تفاوت بستگی دارد؛ مجازات سه گونه است:
 
پاسخ: منشأ این اشکال توجه نکردن به این نکته است که نوع [[مجازات]] در [[آخرت]] با نوع مجازات در [[دنیا]] متفاوت است و پاسخ اشکال بی‌تناسبی جرم و جنایت به فهم این تفاوت بستگی دارد؛ مجازات سه گونه است:
# مجازات قراردادی ([[تنبیه]] و [[عبرت]])؛
# مجازات قراردادی ([[تنبیه]] و [[عبرت]])؛
#مجازاتی که با گناه رابطه [[تکوینی]] و طبیعی دارد ([[مکافات دنیوی]]
# مجازاتی که با گناه رابطه [[تکوینی]] و طبیعی دارد (مکافات دنیوی)؛
#مجازاتی که تجسم خود جرم است و چیزی جدا از آن نیست ([[عذاب اخروی]]).
# مجازاتی که تجسم خود جرم است و چیزی جدا از آن نیست ([[عذاب اخروی]]).
نوع اول مجازات همان کیفرها و [[مقررات]] جزائی است که آنها را در [[جوامع بشری]] قانون‌گذاران [[الهی]] و غیر الهی وضع می‌کنند. فائده این مجازات، جلوگیری از تکرار جرم و دیگر، تشفی و [[تسلی]] خاطر ستمدیده است؛ در مواردی که از نوع جنایت و تجاوز به دیگران باشد و در چنین مجازات‌هایی قطعاً باید تناسب جرم و جنایت در نظر گرفته شود. ولی باید توجه داشت که این‌گونه [[مجازات‌ها]] در [[جهان آخرت]] معقول نیست؛ زیرا نه آخرت جای عمل است تا [[عقوبت]] کردن [[انسان]] به این منظور باشد که دوباره آن کارها را انجام ندهد و نه جای تشفی و تسلی خاطر.
نوع دوم مجازات، کیفرهایی هستند که رابطه علی و معلولی با جرم دارند؛ یعنی معلول جرم و نتیجه طبیعی آن هستند. این کیفرها را «[[مکافات]] عمل» یا [[اثر وضعی گناه]] می‌گویند؛ مثلا شراب‌خواری موجب اختلال اعصاب و تصلب شرائین و ناراحتی‌های کبدی می‌شود؛ یا [[تخلف]] از [[قوانین]] [[راهنمایی]] و [[رانندگی]] گاه موجب تصادفاتی می‌شود که سبب زمین‌گیر شدن انسان برای یک عمر می‌شود. این‌گونه مکافات‌ها نتیجه و لازمه خود عمل و جرم است و [[کیفر]] قانونی و قراردادی نیست تا گفته شود که باید تناسب جرم و مجازات در آن [[رعایت]] شود.


در نوع سوم [[مجازات]] که مخصوص مجازات [[اخروی]] است، رابطه [[جرم]] و مجازات، نه قرارداری است و نه از نوع رابطه [[تکوینی]]، بلکه رابطه قوی‌تری دارد که در آن بین جرم و مجازات، رابطه «عینیت» و «[[اتحاد]]» حکم‌فرماست؛ یعنی [[کیفر]] و [[مجازات]] در [[آخرت]] تجسم خود عمل است. [[عذاب اخروی]] صورت [[واقعی]] [[اعمال بد]] است که در آنجا خود را نشان داده و به صورت [[عذاب]] [[تمثل]] پیدا می‌کند [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] در این باره می‌فرماید: {{متن قرآن|وَبَدَا لَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا عَمِلُوا}}<ref>«و بدی‌های آنچه کرده بودند بر آنان روشن می‌شود» سوره جاثیه، آیه ۳۳.</ref>.<ref>شلتوت، محمود، الاسلام عقیدة و شریعة، ص۴۳ و۴۴؛ به نقل از: محمد عبدالخالق کاظم، الخلود فی جهنم، ص۱۷۱ و۱۷۲.</ref>
نوع اول مجازات همان کیفرها و مقررات جزائی است که آنها را در [[جوامع بشری]] قانون‌گذاران [[الهی]] و غیر الهی وضع می‌کنند. فائده این مجازات، جلوگیری از تکرار جرم و دیگر، تشفی و تسلی خاطر ستمدیده است؛ در مواردی که از نوع جنایت و تجاوز به دیگران باشد و در چنین مجازات‌هایی قطعاً باید تناسب جرم و جنایت در نظر گرفته شود. ولی باید توجه داشت که این‌گونه [[مجازات‌ها]] در [[جهان آخرت]] معقول نیست؛ زیرا نه آخرت جای عمل است تا [[عقوبت]] کردن [[انسان]] به این منظور باشد که دوباره آن کارها را انجام ندهد و نه جای تشفی و تسلی خاطر.
ولی باز این سئوال وجود دارد که چرا عملی محدود در [[دنیا]] به صورت عذابی نامحدود تجسم می‌یابد؟ در [[جواب]] این سؤال چنان‌چه قبلا گفته شد هر [[عمل زشت]] عذاب همیشگی به دنبال ندارد و وقتی [[انسان]] عمل ناروایی را به صورت مداوم انجام دهد و انجام این عمل برای او [[عادت]] شود، در این صورت اثر بد آن در نفس و [[جان انسان]] [[رسوخ]] کرده طبیعت ثانوی او می‌شود و [[حقیقت]] جدیدی را برای او شکل می‌دهد و باعث می‌شود [[فطرت انسان]] مستور و مدفون بماند و به [[حکم]] قاعده معروف «ذاتی الشیء لایختلف ولا یتخلف»؛ چیزی که ذاتی و حقیقت چیزی به شمار آید، هرگز [[تغییر]] نمی‌کند و تخلف‌پذیر نیست. این حقیقت جدید آثار دائمی در پی داشته در نتیجه مایه [[عقوبت]] و [[عذاب ابدی]] می‌شود.
[[حکیم]] [[سب]]زواری به این مطلب اشاره کرده می‌گوید: {{عربی|تَصِيرُ الْكَيْفِيَّةُ الظُّلْمَانِيَّةُ جَوْهَرِيَّةً، وَ الْعَرَضِيَّةُ السَّيِّئَةُ ذَاتِيَّةً، مِثْلَ مُرَكَّبِ الْقُوَى؛ فَإِنَّ الْفِطْرَةَ الْإِنْسَانِيَّةَ ذَاتِيَّةٌ لَا تَزُولُ، وَ الْفِطْرَةُ الثَّانِيَةُ أَيْضًا ذَاتِيَّةٌ إِذْ صَارَتْ مَلَكَةً جَوْهَرِيَّةً، إِذِ الْعَادَةُ طَبِيعَةٌ ثَانَوِيَّةٌ}}<ref>دانشنامه امام علی{{ع}}، ص۴۲۶ و۴۲۷.</ref>؛ کیفیت ظلمانی [[گناه]] صورت جوهری می‌یابد و [[آلودگی]] عرضی آن ذاتی می‌شود؛ زیرا [[فطرت]] اولیه انسان، ذاتی اوست و زوال‌پذیر نیست و فطرت ثانوی نیز هرگاه به صورت [[ملکه]] جوهری مبدل شود، جنبه ذاتی به خود می‌گیرد؛ زیرا عادت طبیعت ثانوی انسان به‌شمار می‌رود.<ref>[[مهدی جدی|جدی، مهدی]]، [[خلود در جهنم (مقاله)|مقاله «خلود در جهنم»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۲۱۱.</ref>


====کسانی که عذاب جاودان دارند====
نوع دوم مجازات، کیفرهایی هستند که رابطه علی و معلولی با جرم دارند؛ یعنی معلول جرم و نتیجه طبیعی آن هستند. این کیفرها را «مکافات عمل» یا اثر وضعی گناه می‌گویند؛ مثلا شراب‌خواری موجب اختلال اعصاب و تصلب شرائین و ناراحتی‌های کبدی می‌شود؛ یا [[تخلف]] از [[قوانین]] [[راهنمایی]] و رانندگی گاه موجب تصادفاتی می‌شود که سبب زمین‌گیر شدن انسان برای یک عمر می‌شود. این‌گونه مکافات‌ها نتیجه و لازمه خود عمل و جرم است و [[کیفر]] قانونی و قراردادی نیست تا گفته شود که باید تناسب جرم و مجازات در آن رعایت شود.
 
در نوع سوم [[مجازات]] که مخصوص مجازات [[اخروی]] است، رابطه [[جرم]] و مجازات، نه قرارداری است و نه از نوع رابطه [[تکوینی]]، بلکه رابطه قوی‌تری دارد که در آن بین جرم و مجازات، رابطه «عینیت» و «[[اتحاد]]» حکم‌فرماست؛ یعنی [[کیفر]] و [[مجازات]] در [[آخرت]] تجسم خود عمل است. [[عذاب اخروی]] صورت واقعی اعمال بد است که در آنجا خود را نشان داده و به صورت [[عذاب]] تمثل پیدا می‌کند [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] در این باره می‌فرماید: {{متن قرآن|وَبَدَا لَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا عَمِلُوا}}<ref>«و بدی‌های آنچه کرده بودند بر آنان روشن می‌شود» سوره جاثیه، آیه ۳۳.</ref>.<ref>شلتوت، محمود، الاسلام عقیدة و شریعة، ص۴۳ و۴۴؛ به نقل از: محمد عبدالخالق کاظم، الخلود فی جهنم، ص۱۷۱ و۱۷۲.</ref>
 
ولی باز این سئوال وجود دارد که چرا عملی محدود در [[دنیا]] به صورت عذابی نامحدود تجسم می‌یابد؟ در [[جواب]] این سؤال چنان‌چه قبلا گفته شد هر عمل زشت عذاب همیشگی به دنبال ندارد و وقتی [[انسان]] عمل ناروایی را به صورت مداوم انجام دهد و انجام این عمل برای او عادت شود، در این صورت اثر بد آن در نفس و [[جان انسان]] [[رسوخ]] کرده طبیعت ثانوی او می‌شود و [[حقیقت]] جدیدی را برای او شکل می‌دهد و باعث می‌شود [[فطرت انسان]] مستور و مدفون بماند و به [[حکم]] قاعده معروف «ذاتی الشیء لایختلف ولا یتخلف»؛ چیزی که ذاتی و حقیقت چیزی به شمار آید، هرگز [[تغییر]] نمی‌کند و تخلف‌پذیر نیست. این حقیقت جدید آثار دائمی در پی داشته در نتیجه مایه [[عقوبت]] و [[عذاب ابدی]] می‌شود.
 
حکیم سبزواری به این مطلب اشاره کرده می‌گوید: {{عربی|تَصِيرُ الْكَيْفِيَّةُ الظُّلْمَانِيَّةُ جَوْهَرِيَّةً، وَ الْعَرَضِيَّةُ السَّيِّئَةُ ذَاتِيَّةً، مِثْلَ مُرَكَّبِ الْقُوَى؛ فَإِنَّ الْفِطْرَةَ الْإِنْسَانِيَّةَ ذَاتِيَّةٌ لَا تَزُولُ، وَ الْفِطْرَةُ الثَّانِيَةُ أَيْضًا ذَاتِيَّةٌ إِذْ صَارَتْ مَلَكَةً جَوْهَرِيَّةً، إِذِ الْعَادَةُ طَبِيعَةٌ ثَانَوِيَّةٌ}}<ref>دانشنامه امام علی{{ع}}، ص۴۲۶ و۴۲۷.</ref>؛ کیفیت ظلمانی [[گناه]] صورت جوهری می‌یابد و [[آلودگی]] عرضی آن ذاتی می‌شود؛ زیرا [[فطرت]] اولیه انسان، ذاتی اوست و زوال‌پذیر نیست و فطرت ثانوی نیز هرگاه به صورت ملکه جوهری مبدل شود، جنبه ذاتی به خود می‌گیرد؛ زیرا عادت طبیعت ثانوی انسان به‌شمار می‌رود<ref>[[مهدی جدی|جدی، مهدی]]، [[خلود در جهنم (مقاله)|مقاله «خلود در جهنم»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۲۱۱.</ref>.
 
==== کسانی که عذاب جاودان دارند ====
در [[آیات]] مختلف قرآن کریم گروه‌های زیر مخلدان در عذاب معرفی شده‌اند:
در [[آیات]] مختلف قرآن کریم گروه‌های زیر مخلدان در عذاب معرفی شده‌اند:
# [[کافران]]<ref>{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}} «بی‌گمان دارایی‌ها و فرزندان کافران، هرگز برای آنان در برابر (عذاب) خداوند، هیچ سودی نخواهد داشت و آنان دمساز آتشند؛ در آن جاودانند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۶.</ref>؛
# [[کافران]]<ref>{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}} «بی‌گمان دارایی‌ها و فرزندان کافران، هرگز برای آنان در برابر (عذاب) خداوند، هیچ سودی نخواهد داشت و آنان دمساز آتشند؛ در آن جاودانند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۶.</ref>؛
# [[مشرکان]]<ref>{{متن قرآن|فَادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ}} «اینک از دروازه‌های دوزخ درآیید که در آن جاودانید، و به راستی جایگاه گردنکشان بد جایگاهی است» سوره نحل، آیه ۲۹.</ref>؛
# [[مشرکان]]<ref>{{متن قرآن|فَادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ}} «اینک از دروازه‌های دوزخ درآیید که در آن جاودانید، و به راستی جایگاه گردنکشان بد جایگاهی است» سوره نحل، آیه ۲۹.</ref>؛
# [[منافقان]]<ref>{{متن قرآن|لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}} «دارایی‌ها و فرزندانشان هرگز برای آنان در برابر (عذاب) خداوند هیچ سودی ندارد، آنها اهل دوزخند، در آن جاودانند؛» سوره مجادله، آیه ۱۷.</ref>؛
# [[منافقان]]<ref>{{متن قرآن|لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}} «دارایی‌ها و فرزندانشان هرگز برای آنان در برابر (عذاب) خداوند هیچ سودی ندارد، آنها اهل دوزخند، در آن جاودانند؛» سوره مجادله، آیه ۱۷.</ref>؛
#مرتدان<ref>{{متن قرآن|كَيْفَ يَهْدِي اللَّهُ قَوْمًا كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَشَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ * أُولَئِكَ جَزَاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ * خَالِدِينَ فِيهَا لَا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلَا هُمْ يُنْظَرُونَ}} «چگونه [[خداوند]] گروهی را [[راهنمایی]] کند که پس از آنکه [[ایمان]] آوردند و [[گواهی]] دادند که این فرستاده، بر [[حقّ]] است و برهان‌ها (ی روشن) برای آنان آمد [[کفر]] ورزیدند و خداوند گروه [[ستمکاران]] را راهنمایی نمی‌کند * [[کیفر]] آنان [[لعنت]] خداوند و [[فرشتگان]] و همه [[مردم]] بر آنهاست * در آن جاودانند و نه از عذابشان کاسته می‌شود و نه به آنان مهلت خواهند داد» [[سوره آل عمران]]، [[آیه]] ۸۶-۸۸.</ref>؛
# مرتدان<ref>{{متن قرآن|كَيْفَ يَهْدِي اللَّهُ قَوْمًا كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَشَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ * أُولَئِكَ جَزَاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ * خَالِدِينَ فِيهَا لَا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلَا هُمْ يُنْظَرُونَ}} «چگونه [[خداوند]] گروهی را [[راهنمایی]] کند که پس از آنکه [[ایمان]] آوردند و [[گواهی]] دادند که این فرستاده، بر [[حقّ]] است و برهان‌ها (ی روشن) برای آنان آمد [[کفر]] ورزیدند و خداوند گروه [[ستمکاران]] را راهنمایی نمی‌کند * [[کیفر]] آنان [[لعنت]] خداوند و [[فرشتگان]] و همه [[مردم]] بر آنهاست * در آن جاودانند و نه از عذابشان کاسته می‌شود و نه به آنان مهلت خواهند داد» [[سوره آل عمران]]، [[آیه]] ۸۶-۸۸.</ref>؛
# [[تکذیب‌کنندگان]] [[آیات الهی]]<ref>{{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَاسْتَكْبَرُوا عَنْهَا أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}} «و آنان که آیات ما را دروغ شمرند و از (پذیرش) آنها سرکشی ورزند دمساز آتشند؛ آنها در آن جاودانند» سوره اعراف، آیه ۳۶.</ref>؛
# [[تکذیب‌کنندگان]] [[آیات الهی]]<ref>{{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَاسْتَكْبَرُوا عَنْهَا أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}} «و آنان که آیات ما را دروغ شمرند و از (پذیرش) آنها سرکشی ورزند دمساز آتشند؛ آنها در آن جاودانند» سوره اعراف، آیه ۳۶.</ref>؛
# [[دشمنان خدا]] و [[پیامبر]]{{صل}}<ref>{{متن قرآن|أَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّهُ مَنْ يُحَادِدِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَأَنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدًا فِيهَا ذَلِكَ الْخِزْيُ الْعَظِيمُ}} «آیا ندانسته‌اند که هر کس با خداوند و پیامبرش دشمنی ورزد بی‌گمان آتش دوزخ او راست در حالی که در آن جاودان خواهد بود؛ خواری سترگ این است» سوره توبه، آیه ۶۳.</ref>؛
# [[دشمنان خدا]] و [[پیامبر]]{{صل}}<ref>{{متن قرآن|أَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّهُ مَنْ يُحَادِدِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَأَنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدًا فِيهَا ذَلِكَ الْخِزْيُ الْعَظِيمُ}} «آیا ندانسته‌اند که هر کس با خداوند و پیامبرش دشمنی ورزد بی‌گمان آتش دوزخ او راست در حالی که در آن جاودان خواهد بود؛ خواری سترگ این است» سوره توبه، آیه ۶۳.</ref>؛
# [[ظالمان]] و [[ستمگران]]<ref>{{متن قرآن|وَتَرَاهُمْ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا خَاشِعِينَ مِنَ الذُّلِّ يَنْظُرُونَ مِنْ طَرْفٍ خَفِيٍّ وَقَالَ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ الْخَاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلَا إِنَّ الظَّالِمِينَ فِي عَذَابٍ مُقِيمٍ}} «و می‌بینی که آنان را بر آن (دوزخ) عرضه می‌دارند در حالی که از خواری خاکسارند، از زیر چشم می‌نگرند، و مؤمنان می‌گویند: زیانکاران آنانند که در روز رستخیز به خود و کسان خویش زیان رسانده‌اند، آگاه باشید که ستمگران در عذابی دیرپایند» سوره شوری، آیه ۴۵.</ref>؛
# [[ظالمان]] و [[ستمگران]]<ref>{{متن قرآن|وَتَرَاهُمْ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا خَاشِعِينَ مِنَ الذُّلِّ يَنْظُرُونَ مِنْ طَرْفٍ خَفِيٍّ وَقَالَ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ الْخَاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلَا إِنَّ الظَّالِمِينَ فِي عَذَابٍ مُقِيمٍ}} «و می‌بینی که آنان را بر آن (دوزخ) عرضه می‌دارند در حالی که از خواری خاکسارند، از زیر چشم می‌نگرند، و مؤمنان می‌گویند: زیانکاران آنانند که در روز رستخیز به خود و کسان خویش زیان رسانده‌اند، آگاه باشید که ستمگران در عذابی دیرپایند» سوره شوری، آیه ۴۵.</ref>؛
# [[اشقیاء]]<ref>{{متن قرآن|فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا فَفِي النَّارِ لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَشَهِيقٌ * خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ إِلَّا مَا شَاءَ رَبُّكَ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِمَا يُرِيدُ}} «اما آنان که نگونبخت‌اند در آتش‌اند، آنان را در آن داد و فریادی است * تا آسمان‌ها و زمین بر جاست در آن (آتش) جاودانند جز آنچه پروردگارت بخواهد، بی‌گمان پروردگارت هر کاری بخواهد می‌کند» سوره هود، آیه ۱۰۶-۱۰۷.</ref>؛
# [[اشقیاء]]<ref>{{متن قرآن|فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا فَفِي النَّارِ لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَشَهِيقٌ * خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ إِلَّا مَا شَاءَ رَبُّكَ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِمَا يُرِيدُ}} «اما آنان که نگونبخت‌اند در آتش‌اند، آنان را در آن داد و فریادی است * تا آسمان‌ها و زمین بر جاست در آن (آتش) جاودانند جز آنچه پروردگارت بخواهد، بی‌گمان پروردگارت هر کاری بخواهد می‌کند» سوره هود، آیه ۱۰۶-۱۰۷.</ref>؛
#آنها که [[غرق]] در [[گناه]] هستند<ref>{{متن قرآن|بَلَى مَنْ كَسَبَ سَيِّئَةً وَأَحَاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُهُ فَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}} «نه چنین است، آنانکه گناهی انجام دهند و گناهشان آنان را فرا گیرد، دمساز آتشند؛ آنان در آن جاودانند» [[سوره بقره]]، [[آیه]] ۸۱.</ref>؛
# آنها که غرق در [[گناه]] هستند<ref>{{متن قرآن|بَلَى مَنْ كَسَبَ سَيِّئَةً وَأَحَاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُهُ فَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}} «نه چنین است، آنانکه گناهی انجام دهند و گناهشان آنان را فرا گیرد، دمساز آتشند؛ آنان در آن جاودانند» [[سوره بقره]]، [[آیه]] ۸۱.</ref>؛ [[قاتل]] [[مؤمن]]<ref>{{متن قرآن|وَمَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا}} «و هر کس مؤمنی را به عمد بکشد کیفر او دوزخ است که در آن جاودانه خواهد بود و خداوند بر او خشم می‌گیرد و لعنت می‌فرستد و برای او عذابی سترگ آماده می‌کند» سوره نساء، آیه ۹۳.</ref>؛
[[قاتل]] [[مؤمن]]<ref>{{متن قرآن|وَمَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا}} «و هر کس مؤمنی را به عمد بکشد کیفر او دوزخ است که در آن جاودانه خواهد بود و خداوند بر او خشم می‌گیرد و لعنت می‌فرستد و برای او عذابی سترگ آماده می‌کند» سوره نساء، آیه ۹۳.</ref>؛
#رباخواران<ref>{{متن قرآن|الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا فَمَنْ جَاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهَى فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}} «آنان که ربا می‌خورند جز به گونه کسی که شیطان او را با برخورد، آشفته سر کرده باشد (به انجام کارها) بر نمی‌خیزند؛ این (آشفته سری) از آن روست که آنان می‌گویند خرید و فروش هم مانند رباست در حالی که خداوند خرید و فروش را حلال و ربا را حرام کرده است پس کسانی که اندرزی از پروردگارشان به آنان برسد و (از رباخواری) باز ایستند، آنچه گذشته، از آن آنهاست و کارشان با خداوند است و کسانی که (بدین کار) باز گردند دمساز آتشند و در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۲۷۵.</ref>؛
#رباخواران<ref>{{متن قرآن|الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا فَمَنْ جَاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهَى فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}} «آنان که ربا می‌خورند جز به گونه کسی که شیطان او را با برخورد، آشفته سر کرده باشد (به انجام کارها) بر نمی‌خیزند؛ این (آشفته سری) از آن روست که آنان می‌گویند خرید و فروش هم مانند رباست در حالی که خداوند خرید و فروش را حلال و ربا را حرام کرده است پس کسانی که اندرزی از پروردگارشان به آنان برسد و (از رباخواری) باز ایستند، آنچه گذشته، از آن آنهاست و کارشان با خداوند است و کسانی که (بدین کار) باز گردند دمساز آتشند و در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۲۷۵.</ref>؛
#سبک‌اعمالان<ref>{{متن قرآن|فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ * وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فِي جَهَنَّمَ خَالِدُونَ}} «آنگاه کسانی که ترازوهایشان سنگین آید رستگارند * و کسانی که ترازوهایشان سبک آید بر خود زیان زده‌اند؛ (آنها) در دوزخ جاودانند» سوره مؤمنون، آیه ۱۰۲-۱۰۳.</ref>؛
# سبک‌اعمالان<ref>{{متن قرآن|فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ * وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فِي جَهَنَّمَ خَالِدُونَ}} «آنگاه کسانی که ترازوهایشان سنگین آید رستگارند * و کسانی که ترازوهایشان سبک آید بر خود زیان زده‌اند؛ (آنها) در دوزخ جاودانند» سوره مؤمنون، آیه ۱۰۲-۱۰۳.</ref>؛
# [[گنهکاران]] به‌طور عام<ref>{{متن قرآن|إِلَّا بَلَاغًا مِنَ اللَّهِ وَرِسَالَاتِهِ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا}} «جز پیام‌رسانی از سوی [[خداوند]] و رساندن رسالت‌های او (اختیاری ندارم) و آنان که با خداوند و [[پیامبر]] او [[نافرمانی]] کنند بی‌گمان [[آتش دوزخ]]، آنان راست که هماره در آن جاودانند» [[سوره جن]]، [[آیه]] ۲۳.</ref>.<ref>شیرازی، صدرالدین محمد، الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعه، ج۹، ص۳۴۸.</ref>
# [[گنهکاران]] به‌طور عام<ref>{{متن قرآن|إِلَّا بَلَاغًا مِنَ اللَّهِ وَرِسَالَاتِهِ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا}} «جز پیام‌رسانی از سوی [[خداوند]] و رساندن رسالت‌های او (اختیاری ندارم) و آنان که با خداوند و [[پیامبر]] او [[نافرمانی]] کنند بی‌گمان [[آتش دوزخ]]، آنان راست که هماره در آن جاودانند» [[سوره جن]]، [[آیه]] ۲۳.</ref>.<ref>شیرازی، صدرالدین محمد، الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعه، ج۹، ص۳۴۸.</ref>
با دقت در [[آیات]] فوق این نکته معلوم می‌شود که آنچه مسلم است، [[خلود]] [[کفار]]، افراد [[بی‌ایمان]] و [[مشرکان]] در [[دوزخ]] است، اما خلود همه گنهکاران و [[معصیت‌کاران]] مسلم نیست؛ مگر اینکه [[عصیان]] و [[گناه]] چنان عظیم یا گسترده باشد که [[انسان]] را به [[کفر]] و ترک [[ایمان]] بکشاند یا فرد بی‌ایمان از [[دنیا]] برود. مثلا در آیه ۸۱ [[سوره بقره]] تعبیر {{متن قرآن|أَحَاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُهُ}}، کسی که گناهی انجام دهد و [[آثار گناه]] تمام وجود او را بپوشاند نشان می‌دهد که انجام [[گناه]] به [[تنهایی]] موجب [[خلود]] در [[آتش]] نمی‌شود، بلکه احاطه گناه به تمام وجود [[انسان]] که او را به سوی [[کفر]] [[سوق]] می‌دهد، سبب خلود می‌شود. چنان‌چه در [[آیه]] ۱۰ [[سوره روم]]<ref>{{متن قرآن|ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاءُوا السُّوأَى أَنْ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَكَانُوا بِهَا يَسْتَهْزِئُونَ}} «سپس سرانجام آنان که بدی کردند بدی بود، برای آنکه آیات خداوند را دروغ شمردند و آن را به ریشخند می‌گرفتند» سوره روم، آیه ۱۰.</ref> [[عاقبت]] انجام گناه [[تکذیب آیات الهی]] و [[مسخره کردن]] آنها دانسته شده است و این آیه نشان می‌دهد که [[اصرار]] بر انجام گناه و ادامه آن به کفر و تکذیب آیات الهی می‌انجامد، همچنین آیاتی که در آنها [[مغفرت الهی]] گسترده و شامل همه [[گناهان]] غیر از [[شرک]] شده است و [[آیات شفاعت]] و [[قبول توبه]] دلیل روشنی بر این حقیقت‌اند که [[حساب]] [[کفار]] و [[مشرکان]] از [[گنهکاران]] دیگر قابل [[بخشش]] و [[آمرزش]] جداست<ref>مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱، ص۲۲۵-۲۳۵.</ref>.
 
در [[روایات]] نیز به اختصاص خلود به کفار تصریح شده است و [[امام کاظم]]{{ع}} در روایتی فرموده‌اند: {{متن حدیث|لَا يُخَلِّدُ اللَّهُ فِي النَّارِ إِلَّا أَهْلَ الْكُفْرِ وَ الْجُحُودِ وَ أَهْلَ الضَّلَالِ وَ الشِّرْكِ}}<ref>شیرازی، صدرالدین محمد، الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعه، ج۹، پاورقی ص۳۴۷.</ref>؛ [[خداوند]] فقط کفار، [[منکران]]، [[گمراهان]] و مشرکان را در آتش [[عذاب]] [[جاودانه]] می‌کند». بنابراین به نظر می‌رسد همه افرادی که در [[قرآن کریم]] به خالد در [[جهنم]] معرفی شده‌اند، مشمول خلود متبادر از [[ادله]] ([[جاودانگی]]) نمی‌شوند، بلکه صرفاً عذاب آنان نسبت به افراد دیگر [[زمان]] بیشتری طول می‌کشد.<ref>[[مهدی جدی|جدی، مهدی]]، [[خلود در جهنم (مقاله)|مقاله «خلود در جهنم»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۲۱۴.</ref>
با دقت در [[آیات]] فوق این نکته معلوم می‌شود که آنچه مسلم است، [[خلود]] [[کفار]]، افراد بی‌ایمان و [[مشرکان]] در [[دوزخ]] است، اما خلود همه گنهکاران و [[معصیت‌کاران]] مسلم نیست؛ مگر اینکه [[عصیان]] و [[گناه]] چنان عظیم یا گسترده باشد که [[انسان]] را به [[کفر]] و ترک [[ایمان]] بکشاند یا فرد بی‌ایمان از [[دنیا]] برود. مثلا در آیه ۸۱ [[سوره بقره]] تعبیر {{متن قرآن|أَحَاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُهُ}}، کسی که گناهی انجام دهد و [[آثار گناه]] تمام وجود او را بپوشاند نشان می‌دهد که انجام [[گناه]] به تنهایی موجب [[خلود]] در [[آتش]] نمی‌شود، بلکه احاطه گناه به تمام وجود [[انسان]] که او را به سوی [[کفر]] سوق می‌دهد، سبب خلود می‌شود. چنان‌چه در [[آیه]] ۱۰ [[سوره روم]]<ref>{{متن قرآن|ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاءُوا السُّوأَى أَنْ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَكَانُوا بِهَا يَسْتَهْزِئُونَ}} «سپس سرانجام آنان که بدی کردند بدی بود، برای آنکه آیات خداوند را دروغ شمردند و آن را به ریشخند می‌گرفتند» سوره روم، آیه ۱۰.</ref> عاقبت انجام گناه تکذیب آیات الهی و [[مسخره کردن]] آنها دانسته شده است و این آیه نشان می‌دهد که اصرار بر انجام گناه و ادامه آن به کفر و تکذیب آیات الهی می‌انجامد، همچنین آیاتی که در آنها [[مغفرت الهی]] گسترده و شامل همه [[گناهان]] غیر از [[شرک]] شده است و [[آیات شفاعت]] و قبول توبه دلیل روشنی بر این حقیقت‌اند که حساب [[کفار]] و [[مشرکان]] از [[گنهکاران]] دیگر قابل [[بخشش]] و [[آمرزش]] جداست<ref>مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱، ص۲۲۵-۲۳۵.</ref>.
 
در [[روایات]] نیز به اختصاص خلود به کفار تصریح شده است و [[امام کاظم]]{{ع}} در روایتی فرموده‌اند: {{متن حدیث|لَا يُخَلِّدُ اللَّهُ فِي النَّارِ إِلَّا أَهْلَ الْكُفْرِ وَ الْجُحُودِ وَ أَهْلَ الضَّلَالِ وَ الشِّرْكِ}}<ref>شیرازی، صدرالدین محمد، الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعه، ج۹، پاورقی ص۳۴۷.</ref>؛ [[خداوند]] فقط کفار، منکران، [[گمراهان]] و مشرکان را در آتش [[عذاب]] [[جاودانه]] می‌کند». بنابراین به نظر می‌رسد همه افرادی که در [[قرآن کریم]] به خالد در [[جهنم]] معرفی شده‌اند، مشمول خلود متبادر از [[ادله]] ([[جاودانگی]]) نمی‌شوند، بلکه صرفاً عذاب آنان نسبت به افراد دیگر [[زمان]] بیشتری طول می‌کشد<ref>[[مهدی جدی|جدی، مهدی]]، [[خلود در جهنم (مقاله)|مقاله «خلود در جهنم»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۲۱۴.</ref>.


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۹ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۴۱

مقدمه

جهنم همان جای مشهوری است که پر از آتش و موجودات وحشتناک و موذی است و کافران و بدکاران پس از مرگ بدانجا می‌روند و به سزای کردار خویش می‌رسند.

عذاب‌های دوزخ هم روحی‌اند و هم جسمی. برخی جهنمیان همیشه در آنجا می‌مانند و برخی دیگر پس از مدتی بخشوده می‌شوند و به بهشت می‌روند[۱]. تنها راه خلاصی از جهنم یا پایان کیفر مقرر است و یا شفاعت شفیعان[۲]. گناهان برخی کسان چنان سنگین است که در جهنم جاودان خواهند شد[۳]. جهنم جای عمل نیست و بنابراین نمی‌توان در آنجا با عمل صالح، خویش را از عذاب رهانید[۴].

در نظرگاه‌ شیعی، وجود جهنم، از مظاهر عدل الهی است. خداوند از روی عدل خویش، در آن سرای، میان مؤمنان و کافران و نیکوکاران و زشتکاران جدایی می‌اندازد[۵].

قرآن کریم، برای جهنم نام‌ها و صفت‌ها برنهاده است که عبارت‌اند از: سَقَر[۶]، سَعیر[۷]، جحیم[۸] لَظْی[۹]، حُطمَه[۱۰]، هاویه[۱۱]، حصیر[۱۲] و دار البوار[۱۳]. درک حقیقت کیفرهای دوزخی برای انسان خاکی ناممکن است؛ ولی از آیات و روایات برمی‌آید که بسیار هولناک و رنج‌آورند[۱۴]. بنابر اجماع علمای شیعه، دوزخ هم اکنون نیز وجود دارد[۱۵].

برخی روایات، جای دوزخ را "تحت الارضین السبع" به معنای زیرِ زمین‌های هفت‌گانه دانسته‌اند[۱۶]؛ اما این روایات چنان فراوان نیستند که یقین بیافرینند[۱۷]. دوزخ هفت در دارد[۱۸] و در روایت است که هفت طبقه دارد و پایین‌ترین طبقه، جهنم نام دارد. طبقه‌های بعدی عبارت‌اند از: لظی، حطمه، سقر، جحیم، سعیر و هاویه[۱۹]. برخی مفسران شیعه گفته‌اند هر یک از درهای هفت‌گانه متعلق به یکی از این طبقات است.

طبقات دوزخ یکی از دیگری هولناک‌تر و دردآورترند و آنان که بدین طبقات راه می‌یابند، یکی از دیگری، گناهکارتر. از اینجا می‌توان نتیجه گرفت که کیفرهای دوزخی، بسته به گناه آدمی سبک و سنگین می‌شوند[۲۰].[۲۱]

آفرینش بهشت و جهنم

یکی از مسایل دیرینه در میان متکلمان اسلامی که همواره درباره آن بحث و گفت‌وگو بوده، بحث آفرینش بهشت و جهنم است و اینکه آیا این دو اکنون وجود دارند و یا اینکه خداوند بعدها این دو را می‌آفریند و نیکوکاران را به بهشت و بدکاران را به جهنم می‌فرستد. علامه حلی در کشف المراد احتمال خلقت عالم دیگر غیر از این عالم را به دلیل عقلی و نقلی ممکن دانسته؛ زیرا عقلاً وقتی این عالم که ممکن‌الوجود است آفریده شده، عالم امکان آفرینش دیگر نیز که ممکن‌الوجود است به دلیل قاعده عقلی حُكْمُ الْأَمْثَالِ فِيمَا يَجُوزُ وَ مَا لَا يَجُوزُ وَاحِدٌ هست. این دو عالم قید امکان دارند؛ بنابراین اگر آفرینش یکی از این دو عالم، دنیا ممکن باشد، آفرینش دیگری عالم آخرت هم که دارای قید امکان است، ممکن خواهد بود علاوه بر اینکه خداوند نیز در قرآن می‌فرماید[۲۲]: ﴿أَوَلَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِقَادِرٍ عَلَى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ بَلَى وَهُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ[۲۳].[۲۴]

دیدگاه‌های مختلف درباره تحقق بالفعل

البته در میان فرق اسلامی دو قول درباره آفرینش بهشت و جهنم وجود دارد؛

دیدگاه نخست. بیشتر علمای اسلام خصوصاً امامیه و شیعه: قائل هستند که اکنون بهشت و جهنم خلق شده‌اند و وجود خارجی دارند و برای این دیدگاه ادله عقلی و نقلی متعددی مطرح شده است[۲۵]. از برخی آیات قرآن نیز استفاده می‌شود که بهشت و جهنم اکنون آفریده شده‌اند و وجود خارجی دارند و نه اینکه بعد از برپاشدن قیامت آفریده خواهند شد. مفاد آیاتی که در آنها از آماده شدن بهشت برای نیکوکاران و بدکاران خبر داده می‌شود، این است که این دو آماده شده‌اند نه اینکه بعداً آماده می‌شوند و همین خود گواه بر وجود کنونی آن دو است. خداوند در قرآن درباره بهشت می‌فرماید: ﴿وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ[۲۶].

درباره مورد آتش دوزخ نیز می‌فرماید: ﴿وَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ[۲۷].[۲۸]

در برخی آیات هم کلمه ﴿أَعَدَّ به‌کار رفته؛ یعنی آماده کرده است؛ خداوند در قرآن می‌فرماید: ﴿وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا[۲۹]. یا می‌فرماید: ﴿وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِينًا[۳۰].

مفاد این آیات نشان دهنده آماده بودن بهشت و جهنم است و آنها اگر در زمان نزول وحی وجود نداشت، نزول این آیات به تأویل نیاز دارد و تا دلیلی برای تأویل آیه وجود نداشته باشد باید به ظاهر آیه استناد کرد[۳۱].

به آیات زیر دقت کنید:

  1. ﴿وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى * عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى * عِنْدَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى[۳۲]. جنةالماوی همان بهشت و مفاد آیه این است که پیامبر اکرم جبرائیل را هنگام نزول در کنار سدرةالمنتهی در کنار بهشت دیده است. پس از آیه به روشنی استفاده می‌شود که الآن بهشت وجود خارجی دارد؛ زیرا اگر بهشت آفریده نشده بود، نشان دادن بهشت خارج از فصاحت و بلاغت بود[۳۳].
  2. ﴿كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ * لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ * ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِينِ[۳۴]. آیه گواه است که صاحبان علم‌الیقین در همین دنیا دوزخ را می‌بینند. پس اگر دوزخ هم‌اکنون آفریده نشده بود دیدنی نبود و معلوم می‌شود که جهنم همین الان هست، لکن ما نمی‌توانیم آن را ببینیم.
  3. ﴿فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ[۳۵]. مفاد آیه آماده بودن آتش است و در این آیه تعبیر اعدت آمده است و نه تُعَدُّ یا تُخلَقُ و واژه اعدت چنان‌که در برخی از کتاب‌های کلامی نیز به آن اشاره شده نشانه مخلوق بودن بالفعل بهشت و دوزخ است[۳۶].
  4. ﴿وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَنْ يَرَى[۳۷]. یعنی آن روز جهنم را نشان می‌دهند و این نشان می‌دهد که الان جهنم، پنهان است، نه اینکه معدوم باشد.
  5. ﴿وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ[۳۸]. یعنی بهشت را نزدیک اهل تقوا می‌آورند. زلفاً به معنی قرب و أزلاف نزدیک کردن و نزدیک آوردن است. پس، معلوم می‌شود که بهشت اکنون وجود دارد ولی ما از آن دور هستیم و نمی‌توانیم آن را ببینیم.
  6. ﴿وَجِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ يَتَذَكَّرُ الْإِنْسَانُ وَأَنَّى لَهُ الذِّكْرَى[۳۹].

طبق مفاد آیه اکنون جهنم هست؛ زیرا جهنم در آن روز آورده می‌شود، نه اینکه آفریده شود[۴۰].

علاوه بر آیات نقل شده برخی روایات نیز دلالت دارد که بهشت و جهنم اکنون وجود دارد و نه اینکه بعداً در روز قیامت آفریده شوند و منکران آن به شدت نکوهش شده‌اند برای نمونه، روایت زیر نقل می‌شود: «عَنِ الْهَرَوِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا(ع): يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ! أَخْبِرْنِي عَنِ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ أَ هُمَا الْيَوْمَ مَخْلُوقَتَانِ؟ فَقَالَ: نَعَمْ، وَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) قَدْ دَخَلَ الْجَنَّةَ وَ رَأَى النَّارَ لَمَّا عُرِجَ بِهِ إِلَى السَّمَاءِ، قَالَ: فَقُلْتُ لَهُ: فَإِنَّ قَوْماً يَقُولُونَ إِنَّهُمَا الْيَوْمَ مُقَدَّرَتَانِ غَيْرُ مَخْلُوقَتَيْنِ. فَقَالَ(ع): مَا أُولَئِكَ مِنَّا وَ لَا نَحْنُ مِنْهُمْ، مَنْ أَنْكَرَ خَلْقَ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ فَقَدْ كَذَّبَ النَّبِيَّ(ص) وَ كَذَّبَنَا وَ لَيْسَ مِنْ وَلَايَتِنَا عَلَى شَيْ‏ءٍ»[۴۱]؛ مردی می‌گوید: از امام رضا(ع) پرسیدم: ای فرزند رسول خدا به من خبر بده از بهشت و جهنم که آیا الان این دو آفریده شده‌اند یا نه؟ امام رضا(ع) فرمود: بله همانا رسول خدا زمانی که به معراج رفته بود به بهشت داخل شد و جهنم را دید. او می‌گوید به امام گفتم: برخی از مردم اعتقاد دارند که بهشت و جهنم مقدر هستند و هنوز آفریده نشده‌اند. امام در جواب فرمودند: آنها از ما نیستند و ما از آنها نیستیم. کسی که خلقت بهشت و جهنم را انکار کند، به پیامبر نسبت دروغ داده و ما را تکذیب کرده است و بر ولایت ما نیست... .

دیدگاه دوم. معتزله و خوارج: از نظر این دو گروه بهشت و جهنم الآن وجود خارجی ندارند، بلکه بهشت و دوزخ بعد از برپایی قیامت آفریده می‌شوند. این افراد برای مدعای خود به ادله نقلی و عقلی تمسک کرده‌اند.

دلیل نقلی: این استدلال مبنی بر دو مطلب است:

  1. برخی آیات قرآنی نشان می‌دهد که بهشت جایگاه دائمی و همیشگی است، آنجا که بهشت به ﴿جَنَّةُ الْخُلْدِ[۴۲] و دوزخ به ﴿دَارُ الْخُلْدِ[۴۳] توصیف می‌شود و در برخی از آیات نعمت‌های بهشتی دایمی توصیف می‌شود؛ بنابراین، بهشت و دوزخ از لحظه آفرینش باید به صورت بنای جاویدان و مستمر باقی بماند و دستخوش نابودی و ویرانی نشود.
  2. طبق برخی آیات قرآن قبل از برپایی رستاخیز (نفخ صور نخست) همه چیز جز ذات خداوند نابود می‌شود.

اکنون با توجه به این دو مطلب باید گفت بهشت و دوزخ آفریده نشده‌اند؛ زیرا با فرض آفرینش باید روز برپایی قیامت نابود شوند؛ درحالی‌که نابودی آنها با جاودانگی آن دو که آیات نخست به آن اشاره دارد منافات دارد.

دلیل عقلی منکران: از دلایل عقلی منکران، مسئله بیهوده بودن آفرینش بهشت و دوزخ قابل ملاحظه است. هدف از آفرینش بهشت و دوزخ این است که نیکوکاران و گنهکاران در آنجا به سزای اعمال خود برسند و این کار پس از برپایی قیامت انجام می‌گیرد؛ بنابراین آفرینش آنها قبل از قیامت بیهوده خواهد بود.

در جواب این نوع استدلال باید گفت، این افراد به عقل و خرد بیش از حد، تکیه و درک نکردن مصلحت را به جای نبود آن فرض کرده‌اند، چون هرگز برای ما همه جوانب این موضوع روشن نیست و شاید در آفرینش بهشت و جهنم مصلحتی باشد که از قدرت درک ما بیرون است. گذشته از این آماده کردن چنین مکان با نعمت و یا با نقمت در روح انسان مطیع اثر شگرفی می‌گذارد و او را به و پیروی از تعالیم الهی سوق می‌دهد و به در لطف الهی نسبت به بندگان اثر بسزایی دارد[۴۴].[۴۵]

جهنمیان

کسانی که اعمال بد آنها از اعمال نیکشان بیشتر است، پس از مرگ به جهنم می‌روند و کیفر می‌بینند[۴۶]. موجوداتی همچون فرشتگان نیز به عنوان مأموران عذاب در جهنم خواهند بود[۴۷]؛ ولی کسانی که در این مکان کیفر می‌بینند، انسان‌ها و اجنه‌اند[۴۸].

از برخی آیات قرآن برمی‌آید که انسان‌ها چه خوب و چه بد، همه نخست به جهنم می‌روند؛ ولی پرهیزگاران بی‌درنگ رها می‌شوند و ستمگران گرفتار می‌گردند[۴۹].

از احادیث معصومین(ع) نیز همین معنا برمی‌آید. طریق عبور افراد، بنابر ایمان و عمل دنیوی آنها، متفاوت است. برخی همچون برق می‌گذرند و برخی همچون تندباد و برخی همچون دویدن اسب و...[۵۰].

آنان که به جهنم می‌روند، بر چند دسته‌اند:

  1. گروهی سرانجام رهایی می‌یابند و به بهشت می‌روند؛ ولی توقف آنها در جهنم طولانی است.
  2. گروهی دیگر، هر چند سزاوار توقفی بیشترند، به شفاعت شفیعان مشمول لطف خداوند می‌شوند و به بهشت می‌روند.
  3. کسان دیگری نیز هستند که بر اثر بزرگی گناه، در جهنم جاودان می‌مانند. از این کسان‌اند کافران[۵۱]، منافقان[۵۲]، کسی که گناه سراسر وجودش را گرفته[۵۳]، کسی که مؤمنی را به عمد و ناحق کشته[۵۴]، رباخواران[۵۵]، ستم‌پیشگان[۵۶] و برخی کسان دیگر.

بنابر اعتقاد مشهور علمای شیعه، علت اصلی خلود در جهنم، کفر است. پس می‌توان گفت کسانی که در دوزخ جاودان می‌شوند، عمل آنها به کفر بازمی‌گردد و در حقیقت، این کسان در شمار کافران‌اند. اگر کسی مؤمن باشد و به خدا معرفت داشته باشد، هیچ گاه جاودانه در جهنم نمی‌ماند، بلکه اگر به علتی جهنمی شود، پس از کیفر دیدن و پاک شدن، رها می‌شود و به بهشت راه می‌یابد[۵۷].

عذاب جهنمیان به دو صورت است: عذاب جسمانی و عذاب روحانی. جهنمیان نه می‌میرند و نه زندگی می‌کنند؛ بلکه همواره در حالتی میان حیات و ممات به سر می‌برند[۵۸] و پیوسته به گناه خود معترف‌اند[۵۹] و اظهار پشیمانی می‌کنند؛ ولی پشیمانی آنها پذیرفته نیست[۶۰].[۶۱]

خلود در جهنم

مسئله «خلود و جاودانگی عذاب گروهی از جهنمیان» از بحث‌هایی است که از دیرباز در میان متکلمان، مفسران، فلاسفه و عرفا مطرح بوده و موافقان و مخالفانی داشته است. البته در ادامه ادله طرفداران شبهات و ایرادات مخالفان و پاسخ آنها را بیان می‌کنیم.

دیدگاه نخست: دلایل موافقان خلود

اکثر علمای اسلامی در عداد طرفداران خلود هستند و برای خود ادله‌های زیر را مطرح کرده‌اند:

دلیل اول: قرآن کریم

از متقن‌ترین ادله طرفداران خلود وجود آیات فراوانی در قرآن کریم است که به جاودانه بودن کیفر برخی دلالت تام و صریح دارند و در آنها با تعابیر مختلفی این مدعا اثبات شده است که به چند نمونه اشاره می‌شود:

  1. ﴿وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ[۶۲].
  2. ﴿يُرِيدُونَ أَنْ يَخْرُجُوا مِنَ النَّارِ وَمَا هُمْ بِخَارِجِينَ مِنْهَا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُقِيمٌ[۶۳].
  3. ﴿وَنَادَوْا يَا مَالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنَا رَبُّكَ قَالَ إِنَّكُمْ مَاكِثُونَ[۶۴].
  4. ﴿ثُمَّ قِيلَ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ذُوقُوا عَذَابَ الْخُلْدِ[۶۵].

در بیشتر آیاتی که در آنها بر عذاب دائمی برخی از جهنمیان تأکید شده، کلمه «خلود» (جاودانگی) آمده است؛ به‌طوری‌که این کلمه در اشکال مختلف آن درباره عذاب جهنم بیش از سی باب در قرآن به‌کار رفته است[۶۶]. لغت «خلود» به معنای ثبات و باقی ماندن است که این بقا ممکن است برای مدت طولانی باشد و همچنین برای همیشه[۶۷]. با توجه به این معنا برخی گفته‌اند، معنای خلود در عذاب این است که مدت طولانی در آن می‌مانند، نه به صورت دائمی و ابدی[۶۸]. در پاسخ به این شبهه باید گفت: اگر جاودانگی عذاب تنها از لفظ خلود و مشتقات آن فهمیده می‌شد، مجال این تفسیرها بود اما همان‌طور که در آیات مذکور ملاحظه شد تنها تعبیر به خلود نشده است و تعابیری مانند ﴿وَمَا هُمْ بِخَارِجِينَ مِنَ النَّارِ[۶۹] به خارج نشدن از جهنم دلالت قطعی دارند[۷۰]؛ به‌طوری‌که علامه طباطبایی این تعبیر را دلیلی بر رد قائلان به همیشگی نبودن عذاب جهنم می‌داند[۷۱].[۷۲]

دلیل دوم: روایات

  1. امام باقر(ع) فرموده‌اند: «إِذَا دَخَلَ أَهْلُ الْجَنَّةِ الْجَنَّةَ وَ أَهْلُ النَّارِ النَّارَ جِي‏ءَ بِالْمَوْتِ فَيُذْبَحُ ثُمَّ يُقَالُ خُلُودٌ فَلَا مَوْتَ أَبَداً»[۷۳]؛ زمانی که جهنمیان به جهنم و بهشتیان به بهشت وارد شدند، مرگ را پیش آنها آورده و ذبح می‌کنند و به آنها گفته می‌شود شما برای همیشه در اینجا هستید و مرگی برای شما نیست.
  2. امام رضا(ع) به مأمون نوشتند: «إِنَّ اللَّهَ لَا يُدْخِلُ النَّارَ مُؤْمِناً وَ قَدْ وَعَدَهُ الْجَنَّةَ وَ لَا يُخْرِجُ مِنَ النَّارِ كَافِراً وَ قَدْ أَوْعَدَهُ النَّارَ وَ الْخُلُودَ فِيهَا»[۷۴]؛ خداوند مؤمنی را که وعده بهشت به او داده به آتش جهنم وارد نمی‌کند و کافری را که به او وعده آتش جهنم و خلود در آن را داده است، از جهنم خارج نمی‌کند[۷۵].

دیدگاه دوم: دلالیل مخالفان خلود

کسانی که مسأله خلود را نمی‌پذیرند برای نظر خود ایرادات و اشکالاتی را در مورد این مسأله مطرح کرده‌اند که برخی از آنها را همراه با پاسخشان ذکر می‌کنیم:

۱. بقای فطرت الهی: سرشت هر آدمی اعم از کافر و مؤمن با طینت توحید آفریده شده است و تمام آدمیان در عالم ذر به ندای ﴿أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ الهی پاسخ موحدانه ﴿قَالُوا بَلَى داده‌اند. بنابراین طبیعت اصلی و ذاتی انسان بر محور توحید و خداباوری است. از سوی دیگر، چون حجاب کفر و شرک در مقابل فطرت توحید، عرضی و غیر ذاتی است خواه ناخواه بعد از مدتی به حسب ضعف و شدتش زایل خواهد شد؛ زیرا امر عرضی دائمی نخواهد بود[۷۶]. بنابراین کفار بعد از تحمل عذاب دردناک جهنم به فطرت اصلی خود برمی‌گردند و از این طریق از عذاب ابدی رهایی می‌یابند[۷۷].

پاسخ: درست است که انسان با فطرت الهی خلق شده است، ولی اگر خطاها و انحراف‌ها به صورت عادت دربیایند و در دل و جان انسان رسوخ کنند، به صورت طبیعت ثانوی درآمده صورت جدیدی به انسان می‌دهند. همان‌گونه که در دنیا گروهی از جنایتکاران به مرحله‌ای از انحراف می‌رسند که حتی از جنایات خود لذت می‌برند و اموری که انسان به حسب فطرت و طبیعت از آن متنفر است، دلخواه آنها می‌شود این طبیعت ثانوی در آخرت جایی برای بازگشت به فطرت باقی نگذاشته، موجب عذاب دائمی انسان می‌شود. علامه طباطبایی در این باره می‌نویسد: وَ أَمَّا الْهَيْئَاتُ الرَّدِيَّةُ الَّتِي رَسَخَتْ فِي النَّفْسِ حَتَّى صَارَتْ صُوَرًا أَوْ كَالصُّوَرِ الْجَدِيدَةِ، تُعْطِي لِلشَّيْءِ نَوْعِيَّةً جَدِيدَةً كَالْإِنْسَانِ الْبَخِيلِ... فَمِنَ الْمَعْلُومِ أَنَّ هَذَا النَّوْعَ نَوْعٌ مُجَرَّدٌ فِي نَفْسِهِ دَائِمِيُّ الْوُجُودِ[۷۸].

حالات زشتی که در جان انسان رسوخ می‌کنند به صورت یا شبه صورت تبدیل گشته، نوع جدیدی را برای ایجاد می‌کنند؛ مثل انسان بخیل و این نوع جدید، مجرد و وجودش دائمی است.

۲. جاودانه‌بودن کفار در جهنم نه جاودانه‌بودن عذاب جهنم: محمود شلتوت، رئیس دانشگاه الأزهر می‌گوید: «در قرآن عبارتی که به‌طور صریح و قاطع دلالت بر دوام عذاب جهنم باشد، وجود ندارد. تنها چیزی که از قرآن به دست می‌آید این است که کفار همواره در جهنم خواهند بود؛ بدین معنا که کافران مادامی که جهنم و عذاب آن باقی است، از آن خارج نخواهند شد؛ اما اینکه جهنم پایان ندارد یا نه، موضوع دیگری است که در قرآن دلیل قطعی بر آن نیست»[۷۹].

پاسخ: خداوند در قرآن کریم جهنم را ﴿دَارُ الْخُلْدِ[۸۰] و عذاب آن را ﴿عَذَابَ الْخُلْدِ[۸۱] معرفی می‌کند؛ نتیجه این دو تعبیر آن است که عذاب جهنم به‌طور دائمی شامل حال کفار و معاندان خواهد بود و آنها هرگز از آن رهایی نمی‌یابند[۸۲] و توجیهی که رئیس دانشگاه الازهر بیان کرده با برداشت متعارف از کلمه خلود منافات دارد.

۳. خلود، نوعی است نه شخصی: برخی خلود را «خلود نوعی» دانسته‌اند، نه شخصی، به این معنی که اصل عذاب جهنم همیشگی و سرمدی است و هیچگاه عذاب آن قطع نخواهد شد ولی انسان‌های کافر و معاند بعد از تحمل عذاب متناسب با جرم خود از آتش دوزخ رهایی خواهند یافت و کفار دیگری جای آنها را خواهند گرفت[۸۳].

پاسخ: آیه ﴿يُرِيدُونَ أَنْ يَخْرُجُوا مِنَ النَّارِ وَمَا هُمْ بِخَارِجِينَ مِنْهَا[۸۴] بر خارج نشدن برخی از جهنمیان از جهنم دلالت دارد و مخالف این نظریه است؛ زیرا طبق این آیه و آیات مشابه تک‌تک افرادی که به جهنم جای آنها را می‌شوند، به هیچ وجه از آن خارج نشده، عذاب دائمی آنها را فرا خواهد گرفت.

۴. تنافی خلود با عدل الهی: مهم‌ترین و اصلی‌ترین اشکال درباره مسئله خلود آن است که باید میان جرم و کیفر تناسب وجود داشته باشد و کیفر متناسب با جرم و گناه تعیین شود؛ در این صورت چگونه عذاب ابدی توجیه‌پذیر است با اینکه زمان جرم و گناه محدود بوده است؟ و انسانی که حداکثر صد سال در کفر و عناد زندگی کرده است چگونه در برابر صد سال گناه عذاب بی‌نهایت داشته باشد و آیا این کاری غیر عادلانه نیست؟

پاسخ: منشأ این اشکال توجه نکردن به این نکته است که نوع مجازات در آخرت با نوع مجازات در دنیا متفاوت است و پاسخ اشکال بی‌تناسبی جرم و جنایت به فهم این تفاوت بستگی دارد؛ مجازات سه گونه است:

  1. مجازات قراردادی (تنبیه و عبرت
  2. مجازاتی که با گناه رابطه تکوینی و طبیعی دارد (مکافات دنیوی)؛
  3. مجازاتی که تجسم خود جرم است و چیزی جدا از آن نیست (عذاب اخروی).

نوع اول مجازات همان کیفرها و مقررات جزائی است که آنها را در جوامع بشری قانون‌گذاران الهی و غیر الهی وضع می‌کنند. فائده این مجازات، جلوگیری از تکرار جرم و دیگر، تشفی و تسلی خاطر ستمدیده است؛ در مواردی که از نوع جنایت و تجاوز به دیگران باشد و در چنین مجازات‌هایی قطعاً باید تناسب جرم و جنایت در نظر گرفته شود. ولی باید توجه داشت که این‌گونه مجازات‌ها در جهان آخرت معقول نیست؛ زیرا نه آخرت جای عمل است تا عقوبت کردن انسان به این منظور باشد که دوباره آن کارها را انجام ندهد و نه جای تشفی و تسلی خاطر.

نوع دوم مجازات، کیفرهایی هستند که رابطه علی و معلولی با جرم دارند؛ یعنی معلول جرم و نتیجه طبیعی آن هستند. این کیفرها را «مکافات عمل» یا اثر وضعی گناه می‌گویند؛ مثلا شراب‌خواری موجب اختلال اعصاب و تصلب شرائین و ناراحتی‌های کبدی می‌شود؛ یا تخلف از قوانین راهنمایی و رانندگی گاه موجب تصادفاتی می‌شود که سبب زمین‌گیر شدن انسان برای یک عمر می‌شود. این‌گونه مکافات‌ها نتیجه و لازمه خود عمل و جرم است و کیفر قانونی و قراردادی نیست تا گفته شود که باید تناسب جرم و مجازات در آن رعایت شود.

در نوع سوم مجازات که مخصوص مجازات اخروی است، رابطه جرم و مجازات، نه قرارداری است و نه از نوع رابطه تکوینی، بلکه رابطه قوی‌تری دارد که در آن بین جرم و مجازات، رابطه «عینیت» و «اتحاد» حکم‌فرماست؛ یعنی کیفر و مجازات در آخرت تجسم خود عمل است. عذاب اخروی صورت واقعی اعمال بد است که در آنجا خود را نشان داده و به صورت عذاب تمثل پیدا می‌کند خداوند در قرآن کریم در این باره می‌فرماید: ﴿وَبَدَا لَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا عَمِلُوا[۸۵].[۸۶]

ولی باز این سئوال وجود دارد که چرا عملی محدود در دنیا به صورت عذابی نامحدود تجسم می‌یابد؟ در جواب این سؤال چنان‌چه قبلا گفته شد هر عمل زشت عذاب همیشگی به دنبال ندارد و وقتی انسان عمل ناروایی را به صورت مداوم انجام دهد و انجام این عمل برای او عادت شود، در این صورت اثر بد آن در نفس و جان انسان رسوخ کرده طبیعت ثانوی او می‌شود و حقیقت جدیدی را برای او شکل می‌دهد و باعث می‌شود فطرت انسان مستور و مدفون بماند و به حکم قاعده معروف «ذاتی الشیء لایختلف ولا یتخلف»؛ چیزی که ذاتی و حقیقت چیزی به شمار آید، هرگز تغییر نمی‌کند و تخلف‌پذیر نیست. این حقیقت جدید آثار دائمی در پی داشته در نتیجه مایه عقوبت و عذاب ابدی می‌شود.

حکیم سبزواری به این مطلب اشاره کرده می‌گوید: تَصِيرُ الْكَيْفِيَّةُ الظُّلْمَانِيَّةُ جَوْهَرِيَّةً، وَ الْعَرَضِيَّةُ السَّيِّئَةُ ذَاتِيَّةً، مِثْلَ مُرَكَّبِ الْقُوَى؛ فَإِنَّ الْفِطْرَةَ الْإِنْسَانِيَّةَ ذَاتِيَّةٌ لَا تَزُولُ، وَ الْفِطْرَةُ الثَّانِيَةُ أَيْضًا ذَاتِيَّةٌ إِذْ صَارَتْ مَلَكَةً جَوْهَرِيَّةً، إِذِ الْعَادَةُ طَبِيعَةٌ ثَانَوِيَّةٌ[۸۷]؛ کیفیت ظلمانی گناه صورت جوهری می‌یابد و آلودگی عرضی آن ذاتی می‌شود؛ زیرا فطرت اولیه انسان، ذاتی اوست و زوال‌پذیر نیست و فطرت ثانوی نیز هرگاه به صورت ملکه جوهری مبدل شود، جنبه ذاتی به خود می‌گیرد؛ زیرا عادت طبیعت ثانوی انسان به‌شمار می‌رود[۸۸].

کسانی که عذاب جاودان دارند

در آیات مختلف قرآن کریم گروه‌های زیر مخلدان در عذاب معرفی شده‌اند:

  1. کافران[۸۹]؛
  2. مشرکان[۹۰]؛
  3. منافقان[۹۱]؛
  4. مرتدان[۹۲]؛
  5. تکذیب‌کنندگان آیات الهی[۹۳]؛
  6. دشمنان خدا و پیامبر(ص)[۹۴]؛
  7. ظالمان و ستمگران[۹۵]؛
  8. اشقیاء[۹۶]؛
  9. آنها که غرق در گناه هستند[۹۷]؛ قاتل مؤمن[۹۸]؛
  10. رباخواران[۹۹]؛
  11. سبک‌اعمالان[۱۰۰]؛
  12. گنهکاران به‌طور عام[۱۰۱].[۱۰۲]

با دقت در آیات فوق این نکته معلوم می‌شود که آنچه مسلم است، خلود کفار، افراد بی‌ایمان و مشرکان در دوزخ است، اما خلود همه گنهکاران و معصیت‌کاران مسلم نیست؛ مگر اینکه عصیان و گناه چنان عظیم یا گسترده باشد که انسان را به کفر و ترک ایمان بکشاند یا فرد بی‌ایمان از دنیا برود. مثلا در آیه ۸۱ سوره بقره تعبیر ﴿أَحَاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُهُ، کسی که گناهی انجام دهد و آثار گناه تمام وجود او را بپوشاند نشان می‌دهد که انجام گناه به تنهایی موجب خلود در آتش نمی‌شود، بلکه احاطه گناه به تمام وجود انسان که او را به سوی کفر سوق می‌دهد، سبب خلود می‌شود. چنان‌چه در آیه ۱۰ سوره روم[۱۰۳] عاقبت انجام گناه تکذیب آیات الهی و مسخره کردن آنها دانسته شده است و این آیه نشان می‌دهد که اصرار بر انجام گناه و ادامه آن به کفر و تکذیب آیات الهی می‌انجامد، همچنین آیاتی که در آنها مغفرت الهی گسترده و شامل همه گناهان غیر از شرک شده است و آیات شفاعت و قبول توبه دلیل روشنی بر این حقیقت‌اند که حساب کفار و مشرکان از گنهکاران دیگر قابل بخشش و آمرزش جداست[۱۰۴].

در روایات نیز به اختصاص خلود به کفار تصریح شده است و امام کاظم(ع) در روایتی فرموده‌اند: «لَا يُخَلِّدُ اللَّهُ فِي النَّارِ إِلَّا أَهْلَ الْكُفْرِ وَ الْجُحُودِ وَ أَهْلَ الضَّلَالِ وَ الشِّرْكِ»[۱۰۵]؛ خداوند فقط کفار، منکران، گمراهان و مشرکان را در آتش عذاب جاودانه می‌کند». بنابراین به نظر می‌رسد همه افرادی که در قرآن کریم به خالد در جهنم معرفی شده‌اند، مشمول خلود متبادر از ادله (جاودانگی) نمی‌شوند، بلکه صرفاً عذاب آنان نسبت به افراد دیگر زمان بیشتری طول می‌کشد[۱۰۶].

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. اسفار اربعه‌، ۹/ ۳۲۰.
  2. المحجة البیضاء، ۱/ ۲۵۵.
  3. ﴿وَالَّذِينَ كَفَرُواْ وَكَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ؛ سوره بقره، آیه ۳۹.
  4. نهج البلاغه‌، خ ۴۲.
  5. مجموعه آثار شهید مطهری‌، ۱/ ۲۱۵.
  6. ﴿سَأُصْلِيهِ سَقَرَ؛ سوره مدثر، آیه ۲۶.
  7. ﴿وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِّتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لا رَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ؛ سوره شوری، آیه ۷.
  8. ﴿فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَى؛ سوره نازعات، آیه ۳۹.
  9. ﴿كَلاَّ إِنَّهَا لَظَى؛ سوره معارج، آیه ۱۵.
  10. ﴿كَلاَّ لَيُنبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحُطَمَةُ؛ سوره همزه، آیه ۴ و ۵.
  11. ﴿وَأَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ؛ سوره قارعه/ ۸.
  12. ﴿عَسَى رَبُّكُمْ أَن يَرْحَمَكُمْ وَإِنْ عُدتُّمْ عُدْنَا وَجَعَلْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ حَصِيرًا؛ سوره اسراء، آیه ۸.
  13. ﴿أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُواْ نِعْمَةَ اللَّهِ كُفْرًا وَأَحَلُّواْ قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ؛ سوره ابراهیم، آیه ۲۸.
  14. ﴿سَأُصْلِيهِ سَقَرَ وَمَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ لا تُبْقِي وَلا تَذَرُ؛ سوره مدثر، ۲۸- ۲۶.
  15. اوائل المقالات‌، ص۱۰۲؛ ﴿أَفَحَسِبَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَن يَتَّخِذُوا عِبَادِي مِن دُونِي أَوْلِيَاء إِنَّا أَعْتَدْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ نُزُلا؛ سوره کهف، آیه ۱۰۲.
  16. بحارالانوار، ۸/ ۲۰۶.
  17. معاد انسان و جهان‌، ۳۲۱.
  18. حجر/ ۴۴.
  19. تفسیر نور الثقلین‌، ۳/ ۱۹.
  20. پیام قرآن‌، ۶/ ۴۱۹- ۴۱۷.
  21. فرهنگ شیعه، ص۲۲۲ ـ ۲۲۳.
  22. حلّی، حسن بن یوسف، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص۵۴۲.
  23. «و آیا آن کس که آفریننده آسمان‌ها و زمین است توانا نیست که مانند آنان را بیافریند؟» سوره یس، آیه ۸۱.
  24. فتاحی اردکانی، محسن، مقاله «آفرینش بهشت و جهنم»، فرهنگنامه کلام اسلامی، ص ۲۰۴.
  25. صالحی مازندرانی، محمدعلی، معاد، ص۱۸۰.
  26. «و برای (رسیدن به) آمرزش پروردگارتان و بهشتی به پهنای آسمان‌ها و زمین که برای پرهیزگاران آماده شده است شتاب کنید» سوره آل عمران، آیه ۱۳۳.
  27. «و از آن آتش پروا کنید که برای کافران آماده شده است» سوره آل عمران، آیه ۱۳۱.
  28. سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج۵، ص۵۳۹؛ همو، مفاهیم القرآن، ج۸، ص۲۹۷؛ بحرانی، ابن میثم، قواعد المرام فی علم الکلام، ص۱۶۷؛ حلّی، جعفر بن حسن، الملک فی اصول الدین، ص۱۴۰.
  29. «و او برای آنان بوستان‌هایی فراهم آورده که جویبارها در بن آنها روان است، هماره در آن جاودانند، رستگاری سترگ، این است» سوره توبه، آیه ۱۰۰.
  30. «و برای آنها عذابی خوارساز آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۵۷.
  31. سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج۵، ص۵۴۰؛ همو، مفاهیم القرآن، ج۸، ص۲۹۷.
  32. «و به یقین او را در فرودی دیگر، (نیز) دیده بود * کنار درخت سدری که در واپسین جای است * که نزد آن بوستان‌سراست» سوره نجم، آیه ۱۳-۱۵.
  33. سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج۵، ص۵۳۹؛ همو، مفاهیم القرآن، ج۸، ص۲۹۷؛ صالحی مازندرانی، محمدعلی، معاد، ص۱۷۹.
  34. «هرگز! اگر به «دانش بی‌گمان» بدانید * به راستی دوزخ را خواهید دید * سپس آن را به «دیدار بی‌گمان» خواهید دید» سوره تکاثر، آیه ۵-۷.
  35. «پس، از آتشی پروا کنید که هیزم آن آدمیان و سنگ‌هاست؛ برای کافران آماده شده است» سوره بقره، آیه ۲۴.
  36. جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن کریم، ج۵، ص۲۳۶-۲۳۸؛ صالحی مازندرانی، محمدعلی، معاد، ص۱۸۰.
  37. «و دوزخ را برای هر که می‌نگرد، آشکار می‌سازند» سوره نازعات، آیه ۳۶.
  38. «و بهشت را برای پرهیزگاران نزدیک می‌دارند» سوره شعراء، آیه ۹۰.
  39. «و در آن روز دوزخ را (به میان) آورند، آن روز، آدمی پند می‌گیرد اما (دیگر) پند او را چه سود خواهد داشت؟» سوره فجر، آیه ۲۳.
  40. صالحی مازندرانی، محمدعلی، معاد، ص۱۸۰.
  41. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۸، ص۱۱۹، ح۶.
  42. «بهشت جاودان» سوره فرقان، آیه ۱۵.
  43. «سرای جاودانه» سوره فصلت، آیه ۲۸.
  44. ر.ک: سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج۵، ص۵۴۱-۵۴۵؛ همو، مفاهیم القرآن، ج۸، ص۲۹۹-۳۰۰.
  45. فتاحی اردکانی، محسن، مقاله «آفرینش بهشت و جهنم»، فرهنگنامه کلام اسلامی، ص ۲۰۴.
  46. ﴿وَأَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُمُّهُ هَاوِيَةٌ وَمَا أَدْرَاكَ مَا هِيَهْ نَارٌ حَامِيَةٌ؛ سوره قارعه، آیه ۱۱- ۸.
  47. ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلائِكَةٌ غِلاظٌ شِدَادٌ لا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ؛ سوره تحریم، آیه ۶.
  48. ﴿وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لاَّ يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ يَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ؛ سوره اعراف، آیه ۱۷۹.
  49. تفسیر نمونه‌، ۱۳/ ۱۲۱- ۱۱۷.
  50. تفسیر نورالثقلین‌، ۳/ ۳۵۳.
  51. ﴿إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَن تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلاَ أَوْلادُهُم مِّنَ اللَّهِ شَيْئًا وَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ؛ سوره آل عمران، آیه ۱۱۶.
  52. ﴿أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِم مَّا هُم مِّنكُمْ وَلا مِنْهُمْ وَيَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَهُمْ يَعْلَمُونَ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا إِنَّهُمْ سَاء مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ فَلَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ لَن تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلا أَوْلادُهُم مِّنَ اللَّهِ شَيْئًا أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ؛ سوره مجادله، آیه ۱۷- ۱۴.
  53. ﴿بَلَى مَن كَسَبَ سَيِّئَةً وَأَحَاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُهُ فَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ؛ سوره بقره، آیه ۸۱.
  54. ﴿وَمَن يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُّتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا؛ سوره نساء، آیه ۹۳.
  55. ﴿الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لاَ يَقُومُونَ إِلاَّ كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا فَمَن جَاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَانتَهَىَ فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ؛ سوره بقره، آیه ۲۷۵.
  56. ﴿فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ فِي جَهَنَّمَ خَالِدُونَ؛ سوره مؤمنون، آیه ۱۰۲ و ۱۰۳.
  57. اوائل المقالات‌، ۵۵.
  58. ﴿إِنَّهُ مَن يَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِمًا فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لا يَمُوتُ فِيهَا وَلا يَحْيَى؛ سوره طه، آیه ۷۴.
  59. ﴿وَسِيقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلَى جَهَنَّمَ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاؤُوهَا فُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَتْلُونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِ رَبِّكُمْ وَيُنذِرُونَكُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا قَالُوا بَلَى وَلَكِنْ حَقَّتْ كَلِمَةُ الْعَذَابِ عَلَى الْكَافِرِينَ؛ سوره زمر، آیه ۷۱.
  60. ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ كَفَرُوا لا تَعْتَذِرُوا الْيَوْمَ إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ؛ سوره تحریم، آیه ۷.
  61. فرهنگ شیعه، ص۲۲۳ ـ ۲۲۴.
  62. «و آنان که کافر شدند و نشانه‌های ما را دروغ شمردند دمساز آتش‌اند؛ آنان در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۳۹.
  63. «می‌خواهند از آتش (دوزخ) رهایی یابند اما از آن بیرون نخواهند رفت و عذابی پایدار خواهند داشت» سوره مائده، آیه ۳۷.
  64. «و فریاد برآورند که ای نگهبان (دوزخ)! کاش پروردگارت کار ما را تمام کند!» سوره زخرف، آیه ۷۷.
  65. «سپس به ستمکاران می‌گویند: عذاب جاودانه را بچشید!» سوره یونس، آیه ۵۲.
  66. مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، ج۶، ص۴۷۶.
  67. مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ماده خلد.
  68. محمد رشید رضا، المنار، ج۱، ص۳۶۴، به نقل از: مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، ج۶، ص۴۷۷؛ صاحب تفسیر المنار این نظریه را به مدعیان روشنفکری عصر خودش نسبت می‌دهد.
  69. «ودر حالی که آنان از آتش بیرون آمدنی نیستند» سوره بقره، آیه ۱۶۷.
  70. قدردان قراملکی، محمد حسن، جهنم چرا؟، ص۱۶۶.
  71. علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۱، ص۴۰۸.
  72. جدی، مهدی، مقاله «خلود در جهنم»، فرهنگنامه کلام اسلامی، ص ۲۰۹.
  73. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۸، ص۳۴۷.
  74. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۸، ص۳۶۲.
  75. جدی، مهدی، مقاله «خلود در جهنم»، فرهنگنامه کلام اسلامی، ص ۲۱۰.
  76. مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، ج۶، ص۴۸۳-۴۹۰؛ سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ص۳۸۴-۳۸۵.
  77. مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، ج۶، ص۴۹۱-۴۹۴.
  78. علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۱، ص۴۱۳.
  79. الْعَرَضِيُّ يَزُولُ وَ لَا يَدُومُ.
  80. «سرای جاودانه» سوره فصلت، آیه ۲۸.
  81. «عذاب جاودانه» سوره یونس، آیه ۵۲.
  82. قدردان قراملکی، محمد حسن، جهنم چرا؟، ص۲۲۶-۲۲۹.
  83. علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۱، ص۴۱۳.
  84. «می‌خواهند از آتش (دوزخ) رهایی یابند اما از آن بیرون نخواهند رفت» سوره مائده، آیه ۳۷.
  85. «و بدی‌های آنچه کرده بودند بر آنان روشن می‌شود» سوره جاثیه، آیه ۳۳.
  86. شلتوت، محمود، الاسلام عقیدة و شریعة، ص۴۳ و۴۴؛ به نقل از: محمد عبدالخالق کاظم، الخلود فی جهنم، ص۱۷۱ و۱۷۲.
  87. دانشنامه امام علی(ع)، ص۴۲۶ و۴۲۷.
  88. جدی، مهدی، مقاله «خلود در جهنم»، فرهنگنامه کلام اسلامی، ص ۲۱۱.
  89. ﴿إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ «بی‌گمان دارایی‌ها و فرزندان کافران، هرگز برای آنان در برابر (عذاب) خداوند، هیچ سودی نخواهد داشت و آنان دمساز آتشند؛ در آن جاودانند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۶.
  90. ﴿فَادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ «اینک از دروازه‌های دوزخ درآیید که در آن جاودانید، و به راستی جایگاه گردنکشان بد جایگاهی است» سوره نحل، آیه ۲۹.
  91. ﴿لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ «دارایی‌ها و فرزندانشان هرگز برای آنان در برابر (عذاب) خداوند هیچ سودی ندارد، آنها اهل دوزخند، در آن جاودانند؛» سوره مجادله، آیه ۱۷.
  92. ﴿كَيْفَ يَهْدِي اللَّهُ قَوْمًا كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَشَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ * أُولَئِكَ جَزَاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ * خَالِدِينَ فِيهَا لَا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلَا هُمْ يُنْظَرُونَ «چگونه خداوند گروهی را راهنمایی کند که پس از آنکه ایمان آوردند و گواهی دادند که این فرستاده، بر حقّ است و برهان‌ها (ی روشن) برای آنان آمد کفر ورزیدند و خداوند گروه ستمکاران را راهنمایی نمی‌کند * کیفر آنان لعنت خداوند و فرشتگان و همه مردم بر آنهاست * در آن جاودانند و نه از عذابشان کاسته می‌شود و نه به آنان مهلت خواهند داد» سوره آل عمران، آیه ۸۶-۸۸.
  93. ﴿وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَاسْتَكْبَرُوا عَنْهَا أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ «و آنان که آیات ما را دروغ شمرند و از (پذیرش) آنها سرکشی ورزند دمساز آتشند؛ آنها در آن جاودانند» سوره اعراف، آیه ۳۶.
  94. ﴿أَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّهُ مَنْ يُحَادِدِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَأَنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدًا فِيهَا ذَلِكَ الْخِزْيُ الْعَظِيمُ «آیا ندانسته‌اند که هر کس با خداوند و پیامبرش دشمنی ورزد بی‌گمان آتش دوزخ او راست در حالی که در آن جاودان خواهد بود؛ خواری سترگ این است» سوره توبه، آیه ۶۳.
  95. ﴿وَتَرَاهُمْ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا خَاشِعِينَ مِنَ الذُّلِّ يَنْظُرُونَ مِنْ طَرْفٍ خَفِيٍّ وَقَالَ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ الْخَاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلَا إِنَّ الظَّالِمِينَ فِي عَذَابٍ مُقِيمٍ «و می‌بینی که آنان را بر آن (دوزخ) عرضه می‌دارند در حالی که از خواری خاکسارند، از زیر چشم می‌نگرند، و مؤمنان می‌گویند: زیانکاران آنانند که در روز رستخیز به خود و کسان خویش زیان رسانده‌اند، آگاه باشید که ستمگران در عذابی دیرپایند» سوره شوری، آیه ۴۵.
  96. ﴿فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا فَفِي النَّارِ لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَشَهِيقٌ * خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ إِلَّا مَا شَاءَ رَبُّكَ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِمَا يُرِيدُ «اما آنان که نگونبخت‌اند در آتش‌اند، آنان را در آن داد و فریادی است * تا آسمان‌ها و زمین بر جاست در آن (آتش) جاودانند جز آنچه پروردگارت بخواهد، بی‌گمان پروردگارت هر کاری بخواهد می‌کند» سوره هود، آیه ۱۰۶-۱۰۷.
  97. ﴿بَلَى مَنْ كَسَبَ سَيِّئَةً وَأَحَاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُهُ فَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ «نه چنین است، آنانکه گناهی انجام دهند و گناهشان آنان را فرا گیرد، دمساز آتشند؛ آنان در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۸۱.
  98. ﴿وَمَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا «و هر کس مؤمنی را به عمد بکشد کیفر او دوزخ است که در آن جاودانه خواهد بود و خداوند بر او خشم می‌گیرد و لعنت می‌فرستد و برای او عذابی سترگ آماده می‌کند» سوره نساء، آیه ۹۳.
  99. ﴿الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا فَمَنْ جَاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهَى فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ «آنان که ربا می‌خورند جز به گونه کسی که شیطان او را با برخورد، آشفته سر کرده باشد (به انجام کارها) بر نمی‌خیزند؛ این (آشفته سری) از آن روست که آنان می‌گویند خرید و فروش هم مانند رباست در حالی که خداوند خرید و فروش را حلال و ربا را حرام کرده است پس کسانی که اندرزی از پروردگارشان به آنان برسد و (از رباخواری) باز ایستند، آنچه گذشته، از آن آنهاست و کارشان با خداوند است و کسانی که (بدین کار) باز گردند دمساز آتشند و در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۲۷۵.
  100. ﴿فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ * وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فِي جَهَنَّمَ خَالِدُونَ «آنگاه کسانی که ترازوهایشان سنگین آید رستگارند * و کسانی که ترازوهایشان سبک آید بر خود زیان زده‌اند؛ (آنها) در دوزخ جاودانند» سوره مؤمنون، آیه ۱۰۲-۱۰۳.
  101. ﴿إِلَّا بَلَاغًا مِنَ اللَّهِ وَرِسَالَاتِهِ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا «جز پیام‌رسانی از سوی خداوند و رساندن رسالت‌های او (اختیاری ندارم) و آنان که با خداوند و پیامبر او نافرمانی کنند بی‌گمان آتش دوزخ، آنان راست که هماره در آن جاودانند» سوره جن، آیه ۲۳.
  102. شیرازی، صدرالدین محمد، الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعه، ج۹، ص۳۴۸.
  103. ﴿ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاءُوا السُّوأَى أَنْ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَكَانُوا بِهَا يَسْتَهْزِئُونَ «سپس سرانجام آنان که بدی کردند بدی بود، برای آنکه آیات خداوند را دروغ شمردند و آن را به ریشخند می‌گرفتند» سوره روم، آیه ۱۰.
  104. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱، ص۲۲۵-۲۳۵.
  105. شیرازی، صدرالدین محمد، الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعه، ج۹، پاورقی ص۳۴۷.
  106. جدی، مهدی، مقاله «خلود در جهنم»، فرهنگنامه کلام اسلامی، ص ۲۱۴.