اسم اعظم: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۰۸ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۱۰ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{علم معصوم}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[اسم اعظم در قرآن]] - [[اسم اعظم در حدیث]] - [[اسم اعظم در کلام اسلامی]] - [[اسم اعظم در عرفان اسلامی]] - [[اسم اعظم در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}
{{خرد}}
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[اسم اعظم در قرآن]] | [[اسم اعظم در حدیث]] | [[اسم اعظم در کلام اسلامی]] | [[اسم اعظم در عرفان اسلامی]]</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[علم معصوم (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">


'''اسم اعظم''' به معنای: نیرویی الهی است که جایگاهی بلندتر از ملائکه دارد و تسدید کننده [[انبیا]] و [[اولیای الهی]] است.
'''اسم اعظم''' بزرگ‌ترین نام [[خداوند]] است که [[پیامبران]] و [[اولیای الهی]] به وسیلۀ آن، دست به تصرفات غیر طبیعی و خوارق عادات می‌زنند و از [[امور غیبی]] [[آگاهی]] پیدا می‌کنند. در [[روایات]]، اسم اعظم الهی اصل و عنوانی دانسته شده که شامل امور و حروف متعددی است که قابل انتقال به دیگران است. این اسم یکی از [[منابع علم]] [[ائمه]] {{ع}} دانسته شده است.


==چیستی اسم اعظم و راه رسیدن به آن==
== معناشناسی ==
*اسم اعظم برترین نام خداوند است که پیامبران و اولیای الهی به وسیلۀ آن، دست به تصرفات غیر طبیعی و خوارق عادات می‌زنند و از امور غیبی آگاهی پیدا می‌کنند.<ref>ر.ک. موسوی، سیدامین، گسترۀ علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی، ص 273</ref> اسم اعظم جلوه‏‌ای از جلوه‏‌های الهی است که برای همه کس حاصل نمی‏‌شود، یعنی مرتبه‏‌ای خاص از مراتب معرفت الهی است.<ref>ر.ک. اراکی، محسن، سخنرانی با موضوع: پرسشی دربارۀ اسم اعظم، وبگاه شفقتنا</ref> این اسم مرکب از حروف الفبا نبوده و از مقولۀ الفاظ نیست، همچنانکه مفهوم ذهنی هم نیست، بلکه مربوط به قدرت روح و میزان بهره‌مندی از ولایت است که با اذن خدا ممکن است.<ref>ر.ک. شیخ زاده، قاسم علی، رابطۀ علم غیب امام حسین(علیه السلام) و حادثۀ عاشورا، ص 78 ـ 80</ref> لذا نباید تصور کرد مراد از اسم اعظم، صرفاً لفظ یا کلمه‌ای مانند سایر کلمات رایج باشد؛ بلکه مراد حقیقت عظیمی است که حقایق متعددی را در بر می‌گیرد؛<ref>ر.ک. شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن، فصلنامۀ امامت پژوهی، ش 6، ص 170</ref> برخی از مفسرین<ref>ر.ک. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۵، ص ۳۶۳</ref> نیز قائلند اسم اعظم از قبیل الفاظ و یا مفاهیمی که الفاظ بر آنها دلالت می‌کنند نیست و اعتقاد به اینکه اسم اعظم ترکیبی از حروف لفظی باشد، سخن صحیحی نمی‌باشد.<ref>ر.ک. شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن، فصلنامۀ امامت پژوهی، ش 6، ص 170</ref> از روایات چنین استفاده می شود، هرکس از این اسم باخبر باشد، نه فقط دعایش مستجاب است، بلکه با استفاده از آن مى‌تواند به فرمان خدا، در جهان طبیعت تصرف کند و کارهاى مهمى انجام داده،<ref>ر.ک. مکارم، ناصر، تفسیر نمونه، ج 7، ص 30</ref> به تمامی اهداف خود دست پیدا کند.<ref>ر.ک. عرفانی، محمدنظیر، بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین، ص 199</ref> باید توجه داشت دربارۀ اسم اعظم، آنچه اهمیت دارد متصف شدن به حالات و کمالات روحی و خودسازی است که انسان را به مقام مستجاب الدعوه می رساند نه اینکه یک شخص آلوده با تلفظ یک اسم دعایش مستجاب شود.<ref>ر.ک. مکارم، ناصر، تفسیر نمونه، ج 7، ص 44؛ سبحانی، سید محمدجعفر، منابع علم امامان شیعه، ص 147 ـ 150</ref> هر کسی که تقوای قلب داشته باشد، علاوه بر تقوای عملی، او اسم اعظم را درک می‌نماید و امامان اسم اعظم را می‌دانند؛ بلکه به یک معنا خودشان کلمة الله و اسم اعظم می‌باشند.<ref>ر.ک. حسینی میلانی، سیدمحمد هادی، دیدگاه های علمی، ص 111 و 112</ref>
اسم اعظم [[برترین نام خداوند]] است که [[پیامبران]] و [[اولیای الهی]] به وسیلۀ آن، دست به تصرفات غیر طبیعی و خوارق عادات می‌زنند و از [[امور غیبی]] [[آگاهی]] پیدا می‌کنند. اسم اعظم جلوه‏‌ای از جلوه‏‌های الهی و مرتبه‏‌ای خاص از مراتب معرفت الهی است. این اسم مرکب از حروف الفبا نبوده و از مقولۀ الفاظ نیست، همچنانکه مفهوم ذهنی هم نیست، بلکه مربوط به [[قدرت]] [[روح]] و [[میزان]] بهره‌مندی از [[ولایت]] است که با [[اذن خدا]] ممکن است<ref>ر.ک: [[سید امین موسوی|موسوی، سید امین]]، [[گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی (کتاب)|گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی]]، ص۲۷۳؛ [[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، سخنرانی با موضوع: پرسشی دربارۀ اسم اعظم، وبگاه شفقتنا؛ [[قاسم علی شیخ‌زاده|شیخ‌زاده، قاسم علی]]، [[رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا (پایان‌نامه)|رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا]]، ص۷۸ ـ ۸۰؛ [[محمد تقی شاکر|شاکر، محمد تقی]]، [[منابع علم امام در قرآن (مقاله)|منابع علم امام در قرآن]]، ش ۶، ص۱۷۰.</ref>.
==اسم اعظم منبع علم امامان==
*اسم اعظم عنوانی است که برخی از روایات برای بیان سرچشمۀ علم امام و آگاهی‌ها و توانایی‌های او به آن اشاره دارند<ref>ر.ک. شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن، فصلنامۀ امامت پژوهی، ش 6، ص 170؛ شیخ زاده، قاسم علی، رابطۀ علم غیب امام حسین(علیه السلام) و حادثۀ عاشورا، ص 78 ـ 80؛ افقی، داوود، بررسی غلو در روایات علم اهل بیت از کتاب بصائرالدرجات، ص 60</ref> یعنی یکی از منابع علم امامان(علیهم السلام) به شمار می آید.<ref>ر.ک. سبحانی، سید محمدجعفر، منابع علم امامان شیعه، ص 147 ـ 150</ref> در روایات، یکی از ویژگی‌های پیامبر(صلی الله علیه و آله) و اهل بیت(علیهم السلام) بهره‌مندی کامل‌تر از اسم اعظم الهی بیان شده است. روایات در این نکته مشترک‌اند که اسم اعظم پروردگار هفتاد و سه حرف دارد: «اسْمَ‏ اللَّهِ‏ الْأَعْظَمَ‏ ثَلَاثَةٌ وَ سَبْعُونَ‏ حَرْفا»<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص ۲۳۰</ref> و این روایات<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱ ، ص ۲۳۰؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص ۲۰۸، ۲۰۹ و ۲۱۲</ref> در این مطلب مشترک‌اند که بهره‌مندی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و خاندان ایشان از اسم اعظم، کامل‌تر از سایر انبیا و اوصیاست؛ یعنی آگاهی به هفتاد و دو حرف، به ایشان عطا شده است.<ref>ر.ک. مظفر، محمدحسین، پژوهشی در باب علم امام، ص 78؛ شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن، فصلنامۀ امامت پژوهی، ش 6، ص 170؛ لنکرانی، محمدجواد، سخنرانی با موضوع: همگرایی قیام امام حسین با علم حضرت به شهادت خود و یارانش</ref>
==اسم اعظم و علم الکتاب==
*مطابق روایات، دو جایگاه برای اسم اعظم تصویر شده است: اوّل: جایگاه علم الغیب که دست‌رسی به آن تنها خاص پروردگار است و به جز خداوند عزوجل، کسی دیگر امکان راه یافتن به آن را ندارد؛ دوم: جایگاه علم الکتاب که منشأ قدرت و علم گستردۀ امامان(علیهم السلام) و امکان دست‌رسی ایشان به این جایگاه و بلکه اشراف به آن بیان شده است.<ref>ر.ک. شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن و روایات، ص 34 ـ 38</ref> تلفیق و جمع‌بندی میان آیات و روایات در این زمینه، نشان می‌‏دهد میان اسم اعظم و علم الکتاب رابطۀ عمیقی وجود دارد و به تعبیری آنچه در قرآن از آن تعبیر به «عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ»<ref>سوره نمل، آیه: ۴۰</ref> شده، در روایات از آن به بخشی از اسم اعظم الهی تعبیر شده است. در روایات اسم اعظم الهی یک اصل و عنوانی دانسته شده که شامل امور و به تعبیر روایات حروف متعددی است. با توجه به ویژگی‌های برجسته و گسترده‌ای که برای اسم اعظم در کلمات معصومین(علیهم السلام) نقل شد و با ملاحظۀ ارتباط علم الکتاب با اسم اعظم که از تلفیق و ارتباط روایات به دست آمد، این ادعا که کتابی که در آیات قرآن با «عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ»<ref>سوره نمل، آیه: ۴۰</ref> و یا «عِلْمُ الْكِتَابِ»<ref>سوره رعد، آیه: ۴۳</ref> معرفی شده است، علم ما کان و ما یکون را در برداشته باشد ادعای گزافی نخواهد بود بلکه پشتوانه‌ای از آیات قرآن بر عظمت و گستردگی فوق العادۀ علم الکتاب دلالت می‌نماید.<ref>ر.ک. شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن و روایات، ص 34 ـ 38</ref> و لذاست که می توان قایل شد امامانی که از اسم اعظم آگاه هستند به منزلۀ آگاهی از علم غیب است.
==روایات دربارۀ اسم اعظم و نظر بزرگان دربارۀ آن==
*در احادیث،<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱ ، ص ۲۳۰؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص ۲۰۸، ۲۰۹ و ۲۱۲</ref> اعمال و رفتار خارق العاده عیسی بن مریم(ع) که قرآن به آنها اشاره دارد و همچنین واکنش آصف به درخواست سلیمان برای احضار تخت بلقیس، ثمره و نتیجۀ عطا شدن اسم اعظم به ایشان دانسته شده است.<ref>ر.ک. شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن و روایات، ص 34 ـ 38</ref> در روایتی از امام باقر و امام صادق (علیه السلام) آمده است که فرمودند:<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافى، ج ١، ص ٣٣٠</ref> «اسم اعظم خدا ۷۳ حرف است و تنها يک حرف آن نزد آصف بود، آصف آن يک حرف را گفت و زمين ميان او و تخت بلقيس در هم نورديد تا او تخت را به دست گرفت، سپس زمين به حالت اول بازگشت، و اين عمل در كمتر از يک چشم به هم زدن انجام شد و ما ۷۲ حرف از اسم اعظم را داريم و آن يک حرف هم نزد خداست كه آن را در علم غیب براى خود مخصوص ساخته است.»<ref>ر.ک. افتخاری، سیدابراهیم، بررسی مقایسه ایی شئون امامت در مکتب قم و بغداد، ص 109 و 110؛ صالحی مالستانی، حسین، علم غیب و علم لدنی پیامبر از منظر امام خمینی، فصلنامه حضور، ش 88، صفحه؟؟؟؛ غلامی، اصغر، آفاق علم امام در الکافی، ص 478 و 479؛ مطهری، منصف علی، علم ائمه از نظر عقل و نقل، ص 143؛ گنجی، حسین، امام شناسی، ج 1، ص 159؛ صالح، سیدمحمد حسن، ارتباط مفهوم علم الکتاب و ولایت تکوینی اهل بیت(علیهم السلام)، دو فصلنامۀ معرفت کلامی، ش 2، ص 112؛ افقی، داوود، بررسی غلو در روایات علم اهل بیت از کتاب بصائرالدرجات، ص 60؛ سیده رابیل، جستاری در مسألۀ علم غیب، منتشر شده در نشریه الکترونیکی قرآن پژوهی</ref>
*همچنین از امام صادق(علیه السلام) روایت شده:<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص ۲۰۸، ح ۲</ref> «همانا به عیسی دو حرف عطا شده بود که با آن دو عمل می‌کرد، و به موسی چهار حرف و به ابراهیم هشت حرف و به نوح ۲۵ حرف و همانا خداوند متعال برای محمد(صلی الله علیه و آله) تمام آن حروف را جمع کرد و اسم اعظم ۷۳ حرف است که به محمد(صلی الله علیه و آله) ۷۲ حرفش عطا شده و تنها یک حرف از او پوشانده شده است.»<ref>ر.ک. شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن و روایات، ص 34 ـ 38؛ موسوی، سیدامین، گسترۀ علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی، ص 273؛ سبحانی، سید محمدجعفر، منابع علم امامان شیعه، ص 147 ـ 150؛ بیابانی اسکوئی، محمد، امامت، ص 145؛ صالحی مالستانی، حسین، علم غیب و علم لدنی پیامبر از منظر امام خمینی، فصلنامه حضور، ش 88، صفحه؟؟؟</ref>
*در روایتی امام باقر(علیه السلام) در پاسخ برید بن معاویه که در مورد آیۀ «قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ»<ref>سورۀ رعد، آیۀ 43</ref> سؤال می‌کند، می‌فرمایند: «منظور، ما اهل بیت(علیهم السلام) هستیم و علی(علیه السلام)، اوّل ما و افضل ما و بهترین ما بعد از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)است.» علامۀ مجلسی، معتقد است ظاهر روایت، بیانگر آن است که مراد از کتاب، قرآن است، پس معنا چنین می‌شود که "علم همه کتب، نزد ماست...". بنابراین، روشن است اسم اعظم یا علم کتاب، یکی از منابع امامان(علیهم السلام) است. همچنین تمام هفتاد و دو حرف اسم اعظم، در کتاب است و امام(علیه السلام) نیز دارای کلّ علم کتاب است.<ref>ر.ک. غلامی، اصغر، آفاق علم امام در الکافی، ص 478 و 479</ref>
شیخ صدوق معتقد است:<ref>ابن بابویه، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمه، ج 2، ص 539</ref> «خداوند متعال اسم اعظم خود را در آغاز سوره‌های قرآن و در حروف مقطعه، نهان ساخته و تنها خاندان عصمت و طهارت را از این اسم آگاه کرده و به معرفت آن، مفتخر ساخته است. جهتش این است که اگر خدای تعالی این اسم را به همه مردم می‌‌آموخت و آن را برای همه آشکار می‌‌نمود، عده‌ای از آن اسم سوء استفاده می‌کردند و آن را در برابر پیامبران و امامان(علیهم السلام) به کار می‌بردند. بر این اساس، علم مزبور را به کسانی اختصاص داد که حجت‌های او بر مردم‌اند تا بتوانند در مواقع لزوم به وسیله آن دلیل‌ها و معجزاتی را برای اثبات حقانیت خود بیاورند.»<ref> ر.ک. عظیمی، محمد صادق، سیر تطور گسترۀ علم امام در کلام اسلامی، ص 89</ref>


اسم اعظم، در [[احادیث]] و [[ادعیه]] بسیار تکرار شده و این نکته نیز آمده است که هر کس [[خدا]] را با آن نام بخواند، دعایش [[مستجاب]] می‌‌شود و می‌تواند به [[فرمان خدا]] در [[جهان]] طبیعت تصرف کند و کارهای مهمی انجام داده، به تمامی اهداف خود دست پیدا کند. البته آنچه اهمیت دارد متصف شدن به حالات و [[کمالات]] [[روحی]] و [[خودسازی]] است که [[انسان]] را به مقام [[مستجاب الدعوه]] می‌رساند، نه اینکه یک شخص [[آلوده]] با تلفظ یک اسم، دعایش مستجاب شود. نبودن دلیلی [[قاطع]] بر مراد از اسم اعظم، موجب شده است که دیدگاه‌های مختلفی درباره آن ارائه شود<ref>ر.ک: [[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، تفسیر نمونه، ج۷، ص۳۰؛ [[محمد نظیر عرفانی|عرفانی، محمد نظیر]]، [[بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین (پایان‌نامه)|بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین]]، ص۱۹۹؛ [[محمد باقر مرتضوی‌نیا|مرتضوی‌نیا، محمد باقر]]، [[اسم اعظم - مرتضوی‌نیا (مقاله)|مقاله «اسم اعظم»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]] ص ۲۵۸-۲۶۴.</ref>.


== اسم اعظم در قرآن ==
{{اصلی|اسم اعظم در قرآن}}
واژۀ اسم اعظم در قرآن به‌ کار نرفته، اما برخی از [[آیات قرآن]]، مشتمل بر آن دانسته شده است؛ مانند:
# [[حروف مقطعه]]؛
#{{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}}<ref>«به نام خداوند بخشنده بخشاینده» سوره فاتحه، آیه ۱.</ref>؛
#{{متن قرآن|سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ...}}<ref>«آنچه در آسمان‌ها و زمین است خداوند را به پاکی می‌ستاید و او پیروزمند فرزانه است. فرمانفرمایی آسمان‌ها و زمین از آن اوست، زنده می‌گرداند و می‌میراند و او بر هر کاری تواناست. او، آغاز و انجام و آشکار و نهان است و به هر چیزی داناست»..... سوره حدید، آیه ۱ ـ ۶</ref>؛
#{{متن قرآن|هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}<ref>«اوست خداوندی که هیچ خدایی جز او نیست، فرمانفرمای بسیار پاک بی‌عیب، ایمنی‌بخش، گواه راستین، پیروز کام‌شکن بزرگ منش؛ پاکا که خداوند است از آنچه (بدو) شرک می‌ورزند. اوست خداوند آفریننده پدیدآور نگارگر، نام‌های نکوتر او راست؛ هر چه در آسمان‌ها و زمین است او را به پاکی می‌ستایند و او پیروزمند فرزانه است» سوره حشر، آیه ۲۳ ـ ۲۴</ref>؛
#{{متن قرآن|اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ...}}<ref>«خداوند است که هیچ خدایی جز آن زنده پایدار نیست که او را چرت و خواب فرا نمی‌گیرد، همه آنچه در آسمان‌ها و زمین است از آن اوست، کیست که جز به اذن وی نزد او شفاعت آورد؛»... سوره بقره، آیه ۲۵۵.</ref>؛
#{{متن قرآن|اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ}}<ref>«خداوند است که هیچ خدایی جز آن زنده پایدار نیست» سوره بقره، آیه ۲۵۵.</ref>؛
#{{متن قرآن|اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا رَيْبَ فِيهِ وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثًا}}<ref>«خداوند است که جز او هیچ خدایی نیست؛ بی‌گمان (او) شما را به (هنگام) رستخیز که در (برپایی) آن تردیدی نیست فراهم می‌آورد و از خداوند راستگوتر کیست؟» سوره نساء، آیه ۸۷.</ref> و... .


در [[دعاها]] و [[روایات]] مربوط به اسم اعظم، بر [[اذکار]] {{متن حدیث|الْحَیُّ}}، {{متن حدیث|الْقَیُّومُ}}، {{متن حدیث|هُوَ}} و {{متن حدیث|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ}} تأکید شده است<ref>ر.ک: [[احمد عابدی|عابدی، احمد]]، [[اسم اعظم - عابدی (مقاله)|اسم اعظم]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۳]]، ص۲۶۳.</ref>.


==تعلیم اسم اعظم==
== [[روایات]] دربارۀ اسم اعظم ==
روایات فراوانی اسم اعظم را قابل انتقال به دیگران می‌داند، پس چنین نیست که فقط هر شخصی که خود قابلیت معنوی و ایمانی آن را به دست آورد، خدا به‌طور مستقیم آن را به وی عطا کند؛ در برخی روایات آمده است که [[پیامبران]]{{عم}} به فرزندان و اوصیای خود، اسم اعظم را می‌آموختند<ref> بحارالانوار، ج‌۱۱، ص‌۲۲۷، ۲۴۶.</ref>. در روایتی، [[عمر‌ بن‌ حنظله]] می‌گوید: از [[امام باقر]]{{ع}} خواستم اسم اعظم را به من بیاموزد. فرمود: آیا توان آن را داری؟ گفتم بلی. سپس حالتی پیش آمد که خود از خواسته خویش منصرف شدم<ref> بحارالانوار، ج‌۲۷، ص‌۲۷ و رسائل توحيد، ص‌۷۳.</ref> روایات فراوانی نشان می‌دهد که در صدر اسلام، یادگیری اسم اعظم خواسته و آرزویی بزرگ بوده که برخی از همسران [[پیامبر]]{{صل}} و برخی از اصحاب [[امامان]]{{عم}} تقاضای آن را داشتند<ref> البرهان، ج۴، ص۲۱۹؛ روح‌المعانى، مج‌۱۵، ج‌۲۸، ص‌۹۳ ـ‌ ۹۴؛ بحارالانوار، ج‌۹۰، ص‌۲۲۳، ۲۲۵، ۲۲۷، ۲۳۰.</ref>؛ البتّه در این روایات اشاره شده است که یادگیری اسم اعظم قابلیت و لیاقت می‌خواهد و اسم اعظم را به هرکسی نمی‌توان آموخت، بنابراین، اسم اعظم قابل انتقال به دیگران است، گرچه برخی افراد که تقاضای یادگیری آن را داشتند، وقتی به جهت عدم قابلیت خود با آثار آن مواجه می‌شدند، از خواسته خود صرف نظر می‌کردند<ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۹ - ۲۷۰.]</ref>.
{{اصلی|اسم اعظم در حدیث}}
# [[علی بن محمد نوفلی]] از [[امام هادی]] {{ع}} [[نقل]] می‌کند که حضرت فرمود: "اسم اعظم [[خداوند]] هفتاد و سه حرف است، نزد [[آصف]] یک حرف بوده و به آن تکلم نمود، پس [[زمین]] مابین او و [[شهر]] [[سبأ]] شکافته شد، در نتیجه تخت بلقیس را در [[اختیار]] گرفته آن را خدمت [[سلیمان]] منتقل کرد، سپس در کمتر از چشم به هم زدن [[زمین]] گسترده شد به حال خود برگشت و در نزد ما هفتاد و دو حرف از اسم اعظم موجود است و یک حرف نزد [[خداوند]]، متفرد به آن، در [[علم غیب]] است"<ref>{{متن حدیث|اسْمُ اللَّهِ الْأَعْظَمُ ثَلَاثَةٌ وَ سَبْعُونَ حَرْفاً كَانَ عِنْدَ آصَفَ حَرْفٌ فَتَكَلَّمَ بِهِ فَانْخَرَقَتْ لَهُ الْأَرْضُ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ سَبَإٍ فَتَنَاوَلَ عَرْشَ بِلْقِيسَ حَتَّى صَيَّرَهُ إِلَى سُلَيْمَانَ ثُمَّ انْبَسَطَتِ الْأَرْضُ فِي أَقَلَّ مِنْ طَرْفَةِ عَيْنٍ وَ عِنْدَنَا مِنْهُ اثْنَانِ وَ سَبْعُونَ حَرْفاً وَ حَرْفٌ عِنْدَ اللَّهِ مُسْتَأْثِرٌ بِهِ فِي عِلْمِ الْغَيْبِ}}؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص ۲۳۰، ح۳.</ref>.
# همچنین از [[امام صادق]] {{ع}} [[روایت]] شده: «همانا به عیسی دو حرف عطا شده بود که با آن دو عمل می‌کرد، و به موسی چهار حرف و به ابراهیم هشت حرف و به [[نوح]] ۲۵ حرف و همانا [[خداوند متعال]] برای محمد {{صل}} تمام آن حروف را جمع کرد و اسم اعظم ۷۳ حرف است که به محمد {{صل}} ۷۲ حرفش عطا شده و تنها یک حرف از او پوشانده شده است»<ref>{{متن حدیث|إِنَّ عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ أُعْطِیَ حَرْفَیْنِ وَ کَانَ یَعْمَلُ بِهِمَا وَ أُعْطِیَ مُوسَی بْنُ عِمْرَانَ أَرْبَعَةَ أَحْرُفٍ وَ أُعْطِیَ إِبْرَاهِیمُ ثَمَانِیَةَ أَحْرُفٍ وَ أُعْطِیَ نُوحٌ خَمْسَةَ عَشَرَ حَرْفاً وَ أُعْطِیَ آدَمُ خَمْسَةً وَ عشرون [عِشْرِینَ‏] حَرْفاً وَ إِنَّهُ جَمَعَ اللَّهُ ذَلِکَ لِمُحَمَّدٍ صوَ أَهْلِ بَیْتِهِ وَ إِنَّ اسْمَ اللَّهِ الْأَعْظَمَ ثَلَاثَةٌ وَ سَبْعُونَ حَرْفاً أَعْطَی اللَّهُ مُحَمَّداً صاثْنَیْنِ وَ سَبْعِینَ حَرْفاً وَ حَجَبَ عَنْهُ حَرْفاً وَاحِداً}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۲۰۸، ح ۲.</ref>.<ref>ر.ک: [[محمد تقی شاکر|شاکر، محمد تقی]]، [[منابع علم امام در قرآن و روایات (پایان‌نامه)|منابع علم امام در قرآن و روایات]]، ص۳۴ ـ ۳۸؛ [[سید امین موسوی|موسوی، سید امین]]، [[گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی (کتاب)|گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی]]، ص۲۷۳؛ [[سید محمد جعفر سبحانی|سبحانی، سید محمد جعفر]]، [[منابع علم امامان شیعه (کتاب)|منابع علم امامان شیعه]]، ص۱۴۷ ـ ۱۵۰؛ [[محمد بیابانی اسکوئی|بیابانی اسکوئی، محمد]]، [[امامت ۵ (کتاب)|امامت]]، ص۱۴۵؛ [[حسین صالحی مالستانی|صالحی مالستانی، حسین]]، [[علم غیب و علم لدنی پیامبر از منظر امام خمینی (مقاله)|علم غیب و علم لدنی پیامبر از منظر امام خمینی]]، ش ۸۸؛ [[محمد باقر مرتضوی‌نیا|مرتضوی‌نیا، محمد باقر]]، [[اسم اعظم - مرتضوی‌نیا (مقاله)|مقاله «اسم اعظم»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]] ص ۲۵۸-۲۶۴.</ref>
# در روایتی [[امام باقر]] {{ع}} در پاسخ "برید بن معاویه" که در مورد [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}}<ref>«بگو: میان من و شما خداوند و کسی که دانش کتاب نزد اوست، گواه بس» سوره رعد، آیه ۴۳.</ref> سؤال کرد، فرمودند: "منظور، ما [[اهل بیت]] {{ع}} هستیم و [[علی]] {{ع}}، اوّل ما و [[افضل]] ما و [[بهترین]] ما بعد از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} است"<ref>{{متن حدیث|عَنْ بُرَیْدِ بْنِ مُعَاوِیَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ {{ع}}قُلْ کَفی‏ بِاللَّهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ قَالَ إِیَّانَا عَنَی وَ عَلِیٌّ أَوَّلُنَا وَ أَفْضَلُنَا وَ خَیْرُنَا بَعْدَ النَّبِیِّ ص}}؛ کافی، ج۱، ص۲۲۹.</ref>. [[علامه مجلسی]]، [[معتقد]] است ظاهر [[روایت]]، بیانگر آن است که مراد از کتاب، [[قرآن]] است، پس معنا چنین می‌شود که "[[علم]] همه کتب، نزد ماست...". بنابراین، روشن است اسم اعظم یا [[علم کتاب]]، یکی از منابع [[امامان]] {{ع}} است. همچنین تمام هفتاد و دو حرف اسم اعظم، در کتاب است و [[امام]] {{ع}} نیز دارای کلّ [[علم کتاب]] است<ref>ر.ک: [[اصغر غلامی|غلامی، اصغر]]، [[آفاق علم امام در الکافی (مقاله)|آفاق علم امام در الکافی]]، ص ۴۷۸ و ۴۷۹.</ref>.


==برخورداران از اسم اعظم==
== [[حقیقت]] اسم اعظم ==
در روایات یکی از ویژگی‌های [[پیامبر]]{{صل}} و [[آل مطهرش]]{{عم}} بهره‌مندی کامل‌تر از اسم اعظم الهی بیان گردیده شده است <ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۵]</ref>.
دربارۀ حقیقت اسم اعظم، بسیاری از [[مفسران]] آن را بر اساس ظاهر روایات، مرکب از حروف و الفاظ دانسته‌اند. برخی گفته‌اند: اسم ‌اعظم، اسمی معین نیست، بلکه هر اسمی را که [[بنده]] در حال غرق شدن در [[معرفت الهی]] و انقطاع [[فکر]] و [[عقل]] از غیر او بر زبان آورد، همان اسم اعظم است. برخی دیگر، آرا اسمی معین دانسته‌اند که میان آنان دو قول وجود دارد: جملۀ اسم اعظم به هیچ وجه نزد [[آفریدگان]]، معلوم نیست و جملۀ اسم اعظم به‌ گونه‌ای معلوم است.


روایات در این نکته مشترکند که اسم اعظم پروردگار شامل هفتاد و سه حرف می‏‌باشد و در این مطلب مشترکند که نصیب [[خاتم المرسلین]]{{صل}} و خاندان ایشان کامل‌تر از سایر [[انبیاء]] و [[اوصیاء]] آنهاست یعنی بهره‌مندی از هفتاد و دو حرف، به ایشان عطا شده است <ref>کافی ج۱ ص۲۳۰ ح۱؛ بصائر ص۲۰۸ ح۱ و ۲ ص۲۰۹ ح۴ و ۷ و ۶ و ۸، ص۲۱۲ ح۳؛ دلائل الامامة ص۲۱۹.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۵]</ref>.
صاحبان قول نخست، پنهان بودن اسم اعظم را بدان جهت دانسته‌اند که [[مردم]] بر ذکر همه [[اسمای الهی]] مواظبت کنند، به این [[امید]] که اسم اعظم نیز بر زبانشان جاری شود. شاید یکی از رازهای پنهان بودن اسم اعظم، مصون ماندن آن از دست نامحرمان و اغیار است و این خود نوعی تقدّس و [[تنزیه]] اسم خداست<ref>ر.ک: [[احمد عابدی|عابدی، احمد]]، [[اسم اعظم - عابدی (مقاله)|اسم اعظم]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۳]]، ص۲۶۲.</ref>.  


در احادیث، اعمال و رفتار خارق العادهٔ [[عیسی بن مریم]]{{ع}} که قرآن به آن اشاره دارد و همچنین واکنش آصف به درخواست سلیمان برای احضار تحت بلقیس ثمره و نتیجهٔ عطا شدن اسم اعظم به ایشان دانسته شده است <ref>کافی ج۱ ص۲۳۰ ح۲ و ۳؛ دلائل الامامة ص۲۱۹؛ بصائر ص۲۱۲ ح۳، ص۲۰۸ ح۳ ص۲۰۹ ح۷ و ۸.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۵]</ref>.
در [[روایات]]، اسم اعظم الهی یک اصل و عنوانی دانسته شده که شامل امور و به تعبیر روایات حروف متعددی است. از برخی روایات به دست می‌‏آید هر یک از آن حروف نیز دایرۀ وسیعی از [[علم]] و [[آگاهی]] را در بر می‌گیرد و دارای مدارج و مراحل صعودی متعددی هستند. از [[امام هادی]] {{ع}} نقل شده: {{متن حدیث|اسْمَ اللَّهِ الْأَعْظَمَ ثَلَاثَةٌ وَ سَبْعُونَ حَرْفا}}<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۳۰، ح۳.</ref>. در این [[روایت]] و [[روایات]] مشابه، اسم اعظم که همواره به صورت مفرد به کار رفته شامل و دربرگیرندۀ بیش از هفتاد حرف شمرده شده است، گرچه [[حقیقت]] این اسم و حروف آن حقیقتاً بر ما پوشیده است، اما از ظاهر سخنان آگاهان به آن [[حقایق]] می‌‏توان استفاده نمود مجمومۀ این حروف، تشکیل دهندۀ اسم اعظم هستند؛ لذا نباید تصور نمود مراد از اسم اعظم، صرفاً لفظ و یا یک کلمه‌ای همانند سایر کلمات رایج میان ماست، بلکه مراد حقیقت عظیمی است که حقایق متعددی را در بر می‌‏گیرد و یا به تعبیری واقعیت‌های متعددی تشکیل دهندۀ اسم اعظم [[الهی]] هستند<ref>ر.ک: [[محمد تقی شاکر|شاکر، محمد تقی]]، [[منابع علم امام در قرآن و روایات (پایان‌نامه)|منابع علم امام در قرآن و روایات]]؛ ص: ۲۶</ref>.  


اسم اعظمی که در اختیار هر یک از [[انبیاء]] الهی بوده مناسب با مقتضای زمان و نیاز مردم، و وظایف و رسالتشان به ایشان تعلق می‏‌گرفته و هر اسمی اثر و نتایجی مخصوص به خود داشته که مناسب با شرائط هر پیامبری در اختیار او قرار می‏‌گرفته است <ref>ر.ک کافی ج۱ ص۲۳۰ ح۲؛ بصائر ص۲۰۸ ح۳. </ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۵]</ref>.
روایات فراوانی اسم اعظم را قابل انتقال به دیگران می‌داند، پس چنین نیست که فقط هر شخصی که خود قابلیت [[معنوی]] و [[ایمانی]] آن را به دست آورد، [[خدا]] به‌ طور مستقیم آن را به وی عطا کند. در برخی روایات آمده است [[پیامبران]] {{ع}} به [[فرزندان]] و اوصیای خود، اسم اعظم را می‌آموختند. البتّه در این روایات اشاره شده است که یادگیری اسم اعظم قابلیت و لیاقت می‌خواهد و اسم اعظم را به هرکسی نمی‌توان آموخت<ref>ر.ک: [[احمد عابدی|عابدی، احمد]]، [[اسم اعظم - عابدی (مقاله)|اسم اعظم]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۳]]، ص۲۶۹ - ۲۷۰.</ref>.


==جایگاه اسم اعظم==
== اسم اعظم [[منبع علم امامان]] ==
مطابق ادبیات روایاتِ اسم اعظم، دو جایگاه برای اسم اعظم تصویر شده است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۵]</ref>.
اسم اعظم عنوانی است که برخی از روایات برای بیان سرچشمۀ [[علم امام]] و [[آگاهی‌ها]] و توانایی‌های او به آن اشاره دارند یعنی یکی از [[منابع علم امامان]] {{ع}} به شمار می‌آید. در روایات، یکی از [[ویژگی‌های پیامبر]] {{صل}} و [[اهل بیت]] {{ع}} بهره‌مندی کامل‌تر از اسم اعظم الهی بیان شده است یعنی [[آگاهی]] به هفتاد و دو حرف به ایشان عطا شده است و یک حرف مختص به [[خداوند متعال]] است که از آن تعبیر به [[اسم مستأثر]] می‌کنند<ref>ر.ک. [[محمد تقی شاکر|شاکر، محمد تقی]]، [[منابع علم امام در قرآن (مقاله)|منابع علم امام در قرآن]]، ش ۶، ص۱۷۰؛ [[قاسم علی شیخ‌زاده|شیخ‌زاده، قاسم علی]]، [[رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا (پایان‌نامه)|رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا]]، ص۷۸ ـ ۸۰؛ [[داوود افقی|افقی، داوود]]، [[بررسی غلو در روایات علم اهل بیت از کتاب بصائر الدرجات (پایان‌نامه)|بررسی غلو در روایات علم اهل بیت از کتاب بصائر الدرجات]]، ص۶۰؛ [[سید محمد جعفر سبحانی|سبحانی، سید محمد جعفر]]، [[منابع علم امامان شیعه (کتاب)|منابع علم امامان شیعه]]، ص۱۴۷ ـ ۱۵۰.</ref>.


اوّل: جایگاه [[علم الغیب]] که دسترسی به آن تنها خاص پروردگار است و به جز خداوند عزوجل، کسی دیگر امکان ره یافت به آن را ندارد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۵]</ref>.
مطابق [[روایات]]، دو جایگاه برای اسم اعظم تصویر شده است: اوّل: جایگاه [[علم الغیب]] که دسترسی به آن تنها خاص [[پروردگار]] است و به جز [[خداوند عزوجل]]، کسی دیگر امکان راه یافتن به آن را ندارد؛ دوم: جایگاه [[علم الکتاب]] که منشأ [[قدرت]] و [[علم گستردۀ امامان]] {{ع}} و امکان دسترسی ایشان به این جایگاه و بلکه اشراف به آن بیان شده است. تلفیق و جمع‌بندی میان [[آیات]] و روایات در این زمینه، نشان می‌‏دهد میان اسم اعظم و علم الکتاب رابطۀ عمیقی وجود دارد و به تعبیری آنچه در [[قرآن]] و روایات از آن تعبیر به {{متن قرآن|عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ}}<ref>«آن که دانشی از کتاب (آسمانی) با خویش داشت» سوره نمل، آیه ۴۰.</ref> و یا {{متن قرآن|عِلْمُ الْكِتَابِ}}<ref>«کسی که دانش کتاب نزد اوست» سوره رعد، آیه ۴۳.</ref> شده، در روایات از آن به بخشی از اسم اعظم [[الهی]] تعبیر شده که [[علم ما کان]] و ما یکون را در بردارد و [[آیات قرآن]] بر عظمت و گستردگی فوق العادۀ علم الکتاب دلالت می‌نماید<ref>ر.ک: [[محمد تقی شاکر|شاکر، محمد تقی]]، [[منابع علم امام در قرآن و روایات (پایان‌نامه)|منابع علم امام در قرآن و روایات]]، ص۳۴ ـ ۳۸.</ref>.
 
[[تورات]] و [[انجیل]] و آیات قرآن به کامل بودن قرآن اشاره و آن را از جهت علم و [[معرفت]] بسیار [[برتر]] از دیگر [[کتب آسمانی]] دانسته تا حدی که قرآن را به فراگیری همه چیز توصیف نموده‌اند، در حالی توصیف [[خداوند]] از سایر کتب به بهره داشتن از بخش و برخی از علم است<ref>تفسیرالعیاشی، ج۲، ص۲۶۶، ح۵۸؛ بحارالانوار، ج۸۹، ص۱۰۲، ح۷۸.</ref>.
 
[[شیخ صدوق]] [[معتقد]] است: "[[خداوند متعال]] اسم اعظم خود را در آغاز [[سوره‌های قرآن]] و در [[حروف مقطعه]]، [[نهان]] ساخته و تنها [[خاندان عصمت و طهارت]] را از این اسم [[آگاه]] کرده و به [[معرفت]] آن مفتخر ساخته است. جهتش این است که اگر [[خدای تعالی]] این اسم را به همه [[مردم]] می‌‌آموخت و آن را برای همه آشکار می‌‌نمود، عده‌ای از آن اسم [[سوء]] استفاده می‌کردند و آن را در برابر [[پیامبران]] و [[امامان]] {{ع}} به کار می‌بردند"<ref>کمال الدین و تمام النعمه، ج۲، ص۵۳۹.</ref>.<ref>ر.ک: [[محمد صادق عظیمی|عظیمی، محمد صادق]]، [[سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی (پایان‌نامه)|سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی]]، ص۸۹.</ref>
 
== حاملان اسم اعظم ==
از [[آیات]] و [[روایات]] استفاده می‌شود برخی از [[انسان‌ها]] اسم اعظم را می‌دانستند؛ ولی مقدار بهره‌مندی آنان از این اسم [[شریف]] یکسان نبود و هرکس مقدار بیشتری از اسم اعظم نزد او بود، به همان اندازه، [[قدرت]] بیشتری برای تصرّف در [[جهان]] در [[اختیار]] داشت. هر [[انسان]] کاملی چون مظهر اسم اعظم است، آن را می‌داند؛ در [[قرآن کریم]] به برخی از کسانی که اسم اعظم را می‌دانستند، اشاره شده است:
# '''[[اهل بیت پیامبر]] {{ع}}:''' پیامبر‌ اسلام {{صل}} و [[اهل‌بیت]] {{ع}} بیشترین بهره‌مندی را از اسم‌ اعظم دارند و از ۷۳ حرف اسم اعظم، ۷۲ حرف آن نزد آنان وجود‌ دارد. براساس روایات، مقصود از [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}}<ref>«و کسی که دانش کتاب نزد اوست» سوره رعد، آیه ۴۳.</ref>، [[امیرمؤمنان]] {{ع}} و پس از ایشان سایر اهل‌بیت {{ع}} هستند. کسی که [[علم کتاب]] نزد او باشد، اسم اعظم را نیز دارد؛ زیرا [[امام صادق]] {{ع}} در روایتی فرموده است: «نزد سلیمان {{ع}} فقط یک حرف از اسم اعظم بود؛ ولی نزد علی {{ع}} تمام علم کتاب وجود داشت».
# '''[[حضرت آدم]] {{ع}}:''' [[خداوند]] همه [[اسمای الهی]] را به آدم {{ع}} آموخت و او مظهر اسم اعظم [[خدا]] بود: {{متن قرآن|وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا}}<ref>«و همه نام‌ها را به آدم آموخت» سوره بقره، آیه ۳۱.</ref>.
# '''آصف‌ بن‌ برخیا {{ع}}:''' به وی یک حرف از اسم اعظم داده شده بود که با آن یک حرف توانست کمتر از چشم برهم زدنی، تخت ملکه [[یمن]] را از یمن به [[شام]]، نزد سلیمان {{ع}}آورد: {{متن قرآن|الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ}}<ref>«آن که دانشی از کتاب (آسمانی) با خویش داشت گفت: من پیش از آنکه چشم بر هم زنی آن را برایت می‌آورم» سوره نمل، آیه ۴۰.</ref>.
# '''[[حضرت عیسی]] {{ع}}:''' او می‌توانست [[مردگان]] را زنده کند و کورمادرزاد و شخص [[مبتلا]] به [[بیماری]] پیسی را [[شفا]] دهد<ref>سوره مائده، آیه ۱۱۰.</ref>. براساس برخی [[روایات]]، عیسی {{ع}}به سبب برخورداری از اسم اعظم می‌توانست این [[اعمال]] را انجام دهد.
# '''بلعم ‌باعورا:''' در [[قرآن]]، داستان شخصی بیان شده که خداوند [[آیات]] خویش را به او داد؛ ولی وی خود را از آنها تهی ساخت<ref>سوره اعراف، آیه ۱۷۵.</ref>. طبق برخی روایات این شخص، [[بلعم باعورا]] مردی از [[بنی‌ اسرائیل]] بود که اسم اعظم به او عطا شده بود و هرگاه با آن [[دعا]] می‌کرد دعایش [[مستجاب]] می‌شد؛ ولی بر اثر [[پیروی]] از [[فرعون]] و [[دشمنی]] با موسی {{ع}} اسم اعظم را از ‌دست داد.
 
در روایات به افراد دیگری نیز اشاره شده که اسم اعظم را می‌دانستند؛ مانند: [[نوح]]، ابراهیم، موسی، [[یعقوب]]، [[خضر]]، یوشع‌ بن‌ نون و غالب قطّان یکی از اجداد‌ [[رسول خدا]] {{صل}}.
 
اسم اعظمی که در [[اختیار]] هر یک از [[انبیاء الهی]] بوده مناسب با مقتضای [[زمان]] و نیاز [[مردم]] و [[وظایف]] و رسالتشان به ایشان تعلق می‏‌گرفته و هر اسمی اثر و نتایجی مخصوص به خود داشته که مناسب با شرائط هر [[پیامبری]] در اختیار او قرار می‏‌گرفته است<ref>ر.ک: [[احمد عابدی|عابدی، احمد]]، [[اسم اعظم - عابدی (مقاله)|اسم اعظم]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۳]]، ص۲۶۷؛ [[محمد تقی شاکر|شاکر، محمد تقی]]، [[منابع علم امام در قرآن و روایات (پایان‌نامه)|منابع علم امام در قرآن و روایات]]، ص۲۵ ـ ۳۸.</ref>.


دوم: جایگاه [[علم الکتاب]] است که منشأ قدرت و علم گستردهٔ [[ائمه]]{{عم}}، امکان دسترسی ایشان به این جایگاه و بلکه إشراف به آن بیان شده است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۵]</ref>.
==منابع==
* [[پرونده:899550304.jpg|22px]] [[محمد تقی شاکر|شاکر، محمد تقی]]، [[منابع علم امام در قرآن و روایات (پایان‌نامه)|'''منابع علم امام در قرآن و روایات''']] (فصل اول)؛
*[[پرونده:000054.jpg|22px]] [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|''دائرة المعارف قرآن کریم ج۳'']]؛
*[[پرونده:440259451.jpg|22px]] [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|''دانشنامه کلام اسلامی ج۱'']].
== پرسش‌های وابسته ==
== پرسش‌های وابسته ==
 
{{پرسش‌های وابسته}}
* [[رابطه اسم اعظم با علم معصوم چیست؟ (پرسش)]]
* [[رابطه اسم اعظم با علم معصوم چیست؟ (پرسش)]]
* [[رابطه اسم اعظم با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]
* [[رابطه اسم اعظم با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]
* [[آیا علم به اسم اعظم الهی علم غیب است و معصوم از آن آگاهی دارد؟ (پرسش)]]
* [[آیا علم به اسم اعظم الهی علم غیب است و معصوم از آن آگاهی دارد؟ (پرسش)]]
{{پایان پرسش‌های وابسته}}


==جستارهای وابسته==
== جستارهای وابسته ==
{{پرسش‌های وابسته}}
{{مدخل وابسته}}
{{ستون-شروع|5}}
* [[اسم الهی]]
* [[علم معصوم]]
* [[علم معصوم]]
* [[علم غیب معصوم]]
* [[منابع علم معصوم]]
* [[اسم اعظم در قرآن]]؛
{{پایان مدخل وابسته}}
* [[اسم اعظم در حدیث]]؛
* [[اسم اعظم در کلام اسلامی]]؛
* [[اسم اعظم در حکمت اسلامی]]؛
* [[اسم اعظم در عرفان اسلامی]].
{{پایان}}
{{پایان}}


=='''[[:رده:آثار علم معصوم|منبع‌شناسی جامع علم معصوم]]'''==
== منابع ==
{{پرسش‌های وابسته}}
{{منابع}}
{{ستون-شروع|3}}
# [[پرونده:899550304.jpg|22px]] [[داوود افقی|افقی، داوود]]، [[بررسی غلو در روایات علم اهل بیت از کتاب بصائر الدرجات (پایان‌نامه)|'''بررسی غلو در روایات علم اهل بیت از کتاب بصائر الدرجات''']]
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم معصوم|کتاب‌شناسی علم معصوم]]؛
# [[پرونده:440259451.jpg|22px]] [[محمد باقر مرتضوی‌نیا|مرتضوی‌نیا، محمد باقر]]، [[اسم اعظم - مرتضوی‌نیا (مقاله)|مقاله «اسم اعظم»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه کلام اسلامی ج۱''']]
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم معصوم|مقاله‌شناسی علم معصوم]]؛
# [[پرونده:000054.jpg|22px]] [[احمد عابدی|عابدی، احمد]]، [[اسم اعظم - عابدی (مقاله)|'''اسم اعظم''']]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۳]]
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم معصوم]].  
# [[پرونده:95220153.jpg|22px]] [[سید محمد جعفر سبحانی|سبحانی، سید محمد جعفر]]، [[منابع علم امامان شیعه (کتاب)|'''منابع علم امامان شیعه''']]
{{پایان}}
# [[پرونده:899550304.jpg|22px]] [[محمد تقی شاکر|شاکر، محمد تقی]]، [[منابع علم امام در قرآن و روایات (پایان‌نامه)|'''منابع علم امام در قرآن و روایات''']]
{{پایان}}
# [[پرونده:89913604.jpg|22px]] [[قاسم علی شیخ‌زاده|شیخ‌زاده، قاسم علی]]، [[رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا (پایان‌نامه)|'''رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا''']]
# [[پرونده:11203.jpg|22px]] [[حسین صالحی مالستانی|صالحی مالستانی، حسین]]، [[علم غیب و علم لدنی پیامبر از منظر امام خمینی (مقاله)|'''علم غیب و علم لدنی پیامبر از منظر امام خمینی''']]
# [[پرونده:89913604.jpg|22px]] [[محمد نظیر عرفانی|عرفانی، محمد نظیر]]، [[بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین (پایان‌نامه)|'''بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین''']]
# [[پرونده:89913604.jpg|22px]] [[محمد صادق عظیمی|عظیمی، محمد صادق]]، [[سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی (پایان‌نامه)|'''سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی''']]
# [[پرونده:1103985.jpg|22px]] [[اصغر غلامی|غلامی، اصغر]]، [[آفاق علم امام در الکافی (مقاله)|'''آفاق علم امام در الکافی''']]
# [[پرونده:120128.jpg|22px]] [[سید امین موسوی|موسوی، سید امین]]، [[گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی (کتاب)|'''گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی''']]
{{پایان منابع}}


==پانویس==
== پانویس ==
{{پانویس2}}
{{پانویس}}


{{خداشناسی}}
{{خداشناسی}}
{{علم معصوم افقی}}
 
[[رده:مدخل‌های اصلی دانشنامه]]
[[رده:اسماء و صفات الهی]]
[[رده:مدخل مرتبط با علم معصوم]]
[[رده:علم معصوم]]
[[رده:مجاری علم لدنی امام]]
[[رده:اسم اعظم]]
[[رده:مدخل برگرفته از پرسمان]]
[[رده:مدخل برگرفته از پرسمان]]
[[رده:مدخل برگرفته از پرسمان علم معصوم]]
[[رده:مدخل برگرفته از پرسمان علم معصوم]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۴ آوریل ۲۰۲۴، ساعت ۰۹:۵۳

اسم اعظم بزرگ‌ترین نام خداوند است که پیامبران و اولیای الهی به وسیلۀ آن، دست به تصرفات غیر طبیعی و خوارق عادات می‌زنند و از امور غیبی آگاهی پیدا می‌کنند. در روایات، اسم اعظم الهی اصل و عنوانی دانسته شده که شامل امور و حروف متعددی است که قابل انتقال به دیگران است. این اسم یکی از منابع علم ائمه (ع) دانسته شده است.

معناشناسی

اسم اعظم برترین نام خداوند است که پیامبران و اولیای الهی به وسیلۀ آن، دست به تصرفات غیر طبیعی و خوارق عادات می‌زنند و از امور غیبی آگاهی پیدا می‌کنند. اسم اعظم جلوه‏‌ای از جلوه‏‌های الهی و مرتبه‏‌ای خاص از مراتب معرفت الهی است. این اسم مرکب از حروف الفبا نبوده و از مقولۀ الفاظ نیست، همچنانکه مفهوم ذهنی هم نیست، بلکه مربوط به قدرت روح و میزان بهره‌مندی از ولایت است که با اذن خدا ممکن است[۱].

اسم اعظم، در احادیث و ادعیه بسیار تکرار شده و این نکته نیز آمده است که هر کس خدا را با آن نام بخواند، دعایش مستجاب می‌‌شود و می‌تواند به فرمان خدا در جهان طبیعت تصرف کند و کارهای مهمی انجام داده، به تمامی اهداف خود دست پیدا کند. البته آنچه اهمیت دارد متصف شدن به حالات و کمالات روحی و خودسازی است که انسان را به مقام مستجاب الدعوه می‌رساند، نه اینکه یک شخص آلوده با تلفظ یک اسم، دعایش مستجاب شود. نبودن دلیلی قاطع بر مراد از اسم اعظم، موجب شده است که دیدگاه‌های مختلفی درباره آن ارائه شود[۲].

اسم اعظم در قرآن

واژۀ اسم اعظم در قرآن به‌ کار نرفته، اما برخی از آیات قرآن، مشتمل بر آن دانسته شده است؛ مانند:

  1. حروف مقطعه؛
  2. ﴿بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ[۳]؛
  3. ﴿سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ...[۴]؛
  4. ﴿هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ[۵]؛
  5. ﴿اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ...[۶]؛
  6. ﴿اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ[۷]؛
  7. ﴿اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا رَيْبَ فِيهِ وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثًا[۸] و... .

در دعاها و روایات مربوط به اسم اعظم، بر اذکار «الْحَیُّ»، «الْقَیُّومُ»، «هُوَ» و «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» تأکید شده است[۹].

روایات دربارۀ اسم اعظم

  1. علی بن محمد نوفلی از امام هادی (ع) نقل می‌کند که حضرت فرمود: "اسم اعظم خداوند هفتاد و سه حرف است، نزد آصف یک حرف بوده و به آن تکلم نمود، پس زمین مابین او و شهر سبأ شکافته شد، در نتیجه تخت بلقیس را در اختیار گرفته آن را خدمت سلیمان منتقل کرد، سپس در کمتر از چشم به هم زدن زمین گسترده شد به حال خود برگشت و در نزد ما هفتاد و دو حرف از اسم اعظم موجود است و یک حرف نزد خداوند، متفرد به آن، در علم غیب است"[۱۰].
  2. همچنین از امام صادق (ع) روایت شده: «همانا به عیسی دو حرف عطا شده بود که با آن دو عمل می‌کرد، و به موسی چهار حرف و به ابراهیم هشت حرف و به نوح ۲۵ حرف و همانا خداوند متعال برای محمد (ص) تمام آن حروف را جمع کرد و اسم اعظم ۷۳ حرف است که به محمد (ص) ۷۲ حرفش عطا شده و تنها یک حرف از او پوشانده شده است»[۱۱].[۱۲]
  3. در روایتی امام باقر (ع) در پاسخ "برید بن معاویه" که در مورد آیه ﴿قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ[۱۳] سؤال کرد، فرمودند: "منظور، ما اهل بیت (ع) هستیم و علی (ع)، اوّل ما و افضل ما و بهترین ما بعد از پیامبر اکرم (ص) است"[۱۴]. علامه مجلسی، معتقد است ظاهر روایت، بیانگر آن است که مراد از کتاب، قرآن است، پس معنا چنین می‌شود که "علم همه کتب، نزد ماست...". بنابراین، روشن است اسم اعظم یا علم کتاب، یکی از منابع امامان (ع) است. همچنین تمام هفتاد و دو حرف اسم اعظم، در کتاب است و امام (ع) نیز دارای کلّ علم کتاب است[۱۵].

حقیقت اسم اعظم

دربارۀ حقیقت اسم اعظم، بسیاری از مفسران آن را بر اساس ظاهر روایات، مرکب از حروف و الفاظ دانسته‌اند. برخی گفته‌اند: اسم ‌اعظم، اسمی معین نیست، بلکه هر اسمی را که بنده در حال غرق شدن در معرفت الهی و انقطاع فکر و عقل از غیر او بر زبان آورد، همان اسم اعظم است. برخی دیگر، آرا اسمی معین دانسته‌اند که میان آنان دو قول وجود دارد: جملۀ اسم اعظم به هیچ وجه نزد آفریدگان، معلوم نیست و جملۀ اسم اعظم به‌ گونه‌ای معلوم است.

صاحبان قول نخست، پنهان بودن اسم اعظم را بدان جهت دانسته‌اند که مردم بر ذکر همه اسمای الهی مواظبت کنند، به این امید که اسم اعظم نیز بر زبانشان جاری شود. شاید یکی از رازهای پنهان بودن اسم اعظم، مصون ماندن آن از دست نامحرمان و اغیار است و این خود نوعی تقدّس و تنزیه اسم خداست[۱۶].

در روایات، اسم اعظم الهی یک اصل و عنوانی دانسته شده که شامل امور و به تعبیر روایات حروف متعددی است. از برخی روایات به دست می‌‏آید هر یک از آن حروف نیز دایرۀ وسیعی از علم و آگاهی را در بر می‌گیرد و دارای مدارج و مراحل صعودی متعددی هستند. از امام هادی (ع) نقل شده: «اسْمَ اللَّهِ الْأَعْظَمَ ثَلَاثَةٌ وَ سَبْعُونَ حَرْفا»[۱۷]. در این روایت و روایات مشابه، اسم اعظم که همواره به صورت مفرد به کار رفته شامل و دربرگیرندۀ بیش از هفتاد حرف شمرده شده است، گرچه حقیقت این اسم و حروف آن حقیقتاً بر ما پوشیده است، اما از ظاهر سخنان آگاهان به آن حقایق می‌‏توان استفاده نمود مجمومۀ این حروف، تشکیل دهندۀ اسم اعظم هستند؛ لذا نباید تصور نمود مراد از اسم اعظم، صرفاً لفظ و یا یک کلمه‌ای همانند سایر کلمات رایج میان ماست، بلکه مراد حقیقت عظیمی است که حقایق متعددی را در بر می‌‏گیرد و یا به تعبیری واقعیت‌های متعددی تشکیل دهندۀ اسم اعظم الهی هستند[۱۸].

روایات فراوانی اسم اعظم را قابل انتقال به دیگران می‌داند، پس چنین نیست که فقط هر شخصی که خود قابلیت معنوی و ایمانی آن را به دست آورد، خدا به‌ طور مستقیم آن را به وی عطا کند. در برخی روایات آمده است پیامبران (ع) به فرزندان و اوصیای خود، اسم اعظم را می‌آموختند. البتّه در این روایات اشاره شده است که یادگیری اسم اعظم قابلیت و لیاقت می‌خواهد و اسم اعظم را به هرکسی نمی‌توان آموخت[۱۹].

اسم اعظم منبع علم امامان

اسم اعظم عنوانی است که برخی از روایات برای بیان سرچشمۀ علم امام و آگاهی‌ها و توانایی‌های او به آن اشاره دارند یعنی یکی از منابع علم امامان (ع) به شمار می‌آید. در روایات، یکی از ویژگی‌های پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) بهره‌مندی کامل‌تر از اسم اعظم الهی بیان شده است یعنی آگاهی به هفتاد و دو حرف به ایشان عطا شده است و یک حرف مختص به خداوند متعال است که از آن تعبیر به اسم مستأثر می‌کنند[۲۰].

مطابق روایات، دو جایگاه برای اسم اعظم تصویر شده است: اوّل: جایگاه علم الغیب که دسترسی به آن تنها خاص پروردگار است و به جز خداوند عزوجل، کسی دیگر امکان راه یافتن به آن را ندارد؛ دوم: جایگاه علم الکتاب که منشأ قدرت و علم گستردۀ امامان (ع) و امکان دسترسی ایشان به این جایگاه و بلکه اشراف به آن بیان شده است. تلفیق و جمع‌بندی میان آیات و روایات در این زمینه، نشان می‌‏دهد میان اسم اعظم و علم الکتاب رابطۀ عمیقی وجود دارد و به تعبیری آنچه در قرآن و روایات از آن تعبیر به ﴿عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ[۲۱] و یا ﴿عِلْمُ الْكِتَابِ[۲۲] شده، در روایات از آن به بخشی از اسم اعظم الهی تعبیر شده که علم ما کان و ما یکون را در بردارد و آیات قرآن بر عظمت و گستردگی فوق العادۀ علم الکتاب دلالت می‌نماید[۲۳].

تورات و انجیل و آیات قرآن به کامل بودن قرآن اشاره و آن را از جهت علم و معرفت بسیار برتر از دیگر کتب آسمانی دانسته تا حدی که قرآن را به فراگیری همه چیز توصیف نموده‌اند، در حالی توصیف خداوند از سایر کتب به بهره داشتن از بخش و برخی از علم است[۲۴].

شیخ صدوق معتقد است: "خداوند متعال اسم اعظم خود را در آغاز سوره‌های قرآن و در حروف مقطعه، نهان ساخته و تنها خاندان عصمت و طهارت را از این اسم آگاه کرده و به معرفت آن مفتخر ساخته است. جهتش این است که اگر خدای تعالی این اسم را به همه مردم می‌‌آموخت و آن را برای همه آشکار می‌‌نمود، عده‌ای از آن اسم سوء استفاده می‌کردند و آن را در برابر پیامبران و امامان (ع) به کار می‌بردند"[۲۵].[۲۶]

حاملان اسم اعظم

از آیات و روایات استفاده می‌شود برخی از انسان‌ها اسم اعظم را می‌دانستند؛ ولی مقدار بهره‌مندی آنان از این اسم شریف یکسان نبود و هرکس مقدار بیشتری از اسم اعظم نزد او بود، به همان اندازه، قدرت بیشتری برای تصرّف در جهان در اختیار داشت. هر انسان کاملی چون مظهر اسم اعظم است، آن را می‌داند؛ در قرآن کریم به برخی از کسانی که اسم اعظم را می‌دانستند، اشاره شده است:

  1. اهل بیت پیامبر (ع): پیامبر‌ اسلام (ص) و اهل‌بیت (ع) بیشترین بهره‌مندی را از اسم‌ اعظم دارند و از ۷۳ حرف اسم اعظم، ۷۲ حرف آن نزد آنان وجود‌ دارد. براساس روایات، مقصود از آیه ﴿وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ[۲۷]، امیرمؤمنان (ع) و پس از ایشان سایر اهل‌بیت (ع) هستند. کسی که علم کتاب نزد او باشد، اسم اعظم را نیز دارد؛ زیرا امام صادق (ع) در روایتی فرموده است: «نزد سلیمان (ع) فقط یک حرف از اسم اعظم بود؛ ولی نزد علی (ع) تمام علم کتاب وجود داشت».
  2. حضرت آدم (ع): خداوند همه اسمای الهی را به آدم (ع) آموخت و او مظهر اسم اعظم خدا بود: ﴿وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا[۲۸].
  3. آصف‌ بن‌ برخیا (ع): به وی یک حرف از اسم اعظم داده شده بود که با آن یک حرف توانست کمتر از چشم برهم زدنی، تخت ملکه یمن را از یمن به شام، نزد سلیمان (ع)آورد: ﴿الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ[۲۹].
  4. حضرت عیسی (ع): او می‌توانست مردگان را زنده کند و کورمادرزاد و شخص مبتلا به بیماری پیسی را شفا دهد[۳۰]. براساس برخی روایات، عیسی (ع)به سبب برخورداری از اسم اعظم می‌توانست این اعمال را انجام دهد.
  5. بلعم ‌باعورا: در قرآن، داستان شخصی بیان شده که خداوند آیات خویش را به او داد؛ ولی وی خود را از آنها تهی ساخت[۳۱]. طبق برخی روایات این شخص، بلعم باعورا مردی از بنی‌ اسرائیل بود که اسم اعظم به او عطا شده بود و هرگاه با آن دعا می‌کرد دعایش مستجاب می‌شد؛ ولی بر اثر پیروی از فرعون و دشمنی با موسی (ع) اسم اعظم را از ‌دست داد.

در روایات به افراد دیگری نیز اشاره شده که اسم اعظم را می‌دانستند؛ مانند: نوح، ابراهیم، موسی، یعقوب، خضر، یوشع‌ بن‌ نون و غالب قطّان یکی از اجداد‌ رسول خدا (ص).

اسم اعظمی که در اختیار هر یک از انبیاء الهی بوده مناسب با مقتضای زمان و نیاز مردم و وظایف و رسالتشان به ایشان تعلق می‏‌گرفته و هر اسمی اثر و نتایجی مخصوص به خود داشته که مناسب با شرائط هر پیامبری در اختیار او قرار می‏‌گرفته است[۳۲].

پرسش‌های وابسته

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. ر.ک: موسوی، سید امین، گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی، ص۲۷۳؛ اراکی، محسن، سخنرانی با موضوع: پرسشی دربارۀ اسم اعظم، وبگاه شفقتنا؛ شیخ‌زاده، قاسم علی، رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا، ص۷۸ ـ ۸۰؛ شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن، ش ۶، ص۱۷۰.
  2. ر.ک: مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۷، ص۳۰؛ عرفانی، محمد نظیر، بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین، ص۱۹۹؛ مرتضوی‌نیا، محمد باقر، مقاله «اسم اعظم»، دانشنامه کلام اسلامی ج۱ ص ۲۵۸-۲۶۴.
  3. «به نام خداوند بخشنده بخشاینده» سوره فاتحه، آیه ۱.
  4. «آنچه در آسمان‌ها و زمین است خداوند را به پاکی می‌ستاید و او پیروزمند فرزانه است. فرمانفرمایی آسمان‌ها و زمین از آن اوست، زنده می‌گرداند و می‌میراند و او بر هر کاری تواناست. او، آغاز و انجام و آشکار و نهان است و به هر چیزی داناست»..... سوره حدید، آیه ۱ ـ ۶
  5. «اوست خداوندی که هیچ خدایی جز او نیست، فرمانفرمای بسیار پاک بی‌عیب، ایمنی‌بخش، گواه راستین، پیروز کام‌شکن بزرگ منش؛ پاکا که خداوند است از آنچه (بدو) شرک می‌ورزند. اوست خداوند آفریننده پدیدآور نگارگر، نام‌های نکوتر او راست؛ هر چه در آسمان‌ها و زمین است او را به پاکی می‌ستایند و او پیروزمند فرزانه است» سوره حشر، آیه ۲۳ ـ ۲۴
  6. «خداوند است که هیچ خدایی جز آن زنده پایدار نیست که او را چرت و خواب فرا نمی‌گیرد، همه آنچه در آسمان‌ها و زمین است از آن اوست، کیست که جز به اذن وی نزد او شفاعت آورد؛»... سوره بقره، آیه ۲۵۵.
  7. «خداوند است که هیچ خدایی جز آن زنده پایدار نیست» سوره بقره، آیه ۲۵۵.
  8. «خداوند است که جز او هیچ خدایی نیست؛ بی‌گمان (او) شما را به (هنگام) رستخیز که در (برپایی) آن تردیدی نیست فراهم می‌آورد و از خداوند راستگوتر کیست؟» سوره نساء، آیه ۸۷.
  9. ر.ک: عابدی، احمد، اسم اعظم، دائرة المعارف قرآن کریم ج۳، ص۲۶۳.
  10. «اسْمُ اللَّهِ الْأَعْظَمُ ثَلَاثَةٌ وَ سَبْعُونَ حَرْفاً كَانَ عِنْدَ آصَفَ حَرْفٌ فَتَكَلَّمَ بِهِ فَانْخَرَقَتْ لَهُ الْأَرْضُ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ سَبَإٍ فَتَنَاوَلَ عَرْشَ بِلْقِيسَ حَتَّى صَيَّرَهُ إِلَى سُلَيْمَانَ ثُمَّ انْبَسَطَتِ الْأَرْضُ فِي أَقَلَّ مِنْ طَرْفَةِ عَيْنٍ وَ عِنْدَنَا مِنْهُ اثْنَانِ وَ سَبْعُونَ حَرْفاً وَ حَرْفٌ عِنْدَ اللَّهِ مُسْتَأْثِرٌ بِهِ فِي عِلْمِ الْغَيْبِ»؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص ۲۳۰، ح۳.
  11. «إِنَّ عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ أُعْطِیَ حَرْفَیْنِ وَ کَانَ یَعْمَلُ بِهِمَا وَ أُعْطِیَ مُوسَی بْنُ عِمْرَانَ أَرْبَعَةَ أَحْرُفٍ وَ أُعْطِیَ إِبْرَاهِیمُ ثَمَانِیَةَ أَحْرُفٍ وَ أُعْطِیَ نُوحٌ خَمْسَةَ عَشَرَ حَرْفاً وَ أُعْطِیَ آدَمُ خَمْسَةً وَ عشرون [عِشْرِینَ‏] حَرْفاً وَ إِنَّهُ جَمَعَ اللَّهُ ذَلِکَ لِمُحَمَّدٍ صوَ أَهْلِ بَیْتِهِ وَ إِنَّ اسْمَ اللَّهِ الْأَعْظَمَ ثَلَاثَةٌ وَ سَبْعُونَ حَرْفاً أَعْطَی اللَّهُ مُحَمَّداً صاثْنَیْنِ وَ سَبْعِینَ حَرْفاً وَ حَجَبَ عَنْهُ حَرْفاً وَاحِداً»؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۲۰۸، ح ۲.
  12. ر.ک: شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن و روایات، ص۳۴ ـ ۳۸؛ موسوی، سید امین، گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی، ص۲۷۳؛ سبحانی، سید محمد جعفر، منابع علم امامان شیعه، ص۱۴۷ ـ ۱۵۰؛ بیابانی اسکوئی، محمد، امامت، ص۱۴۵؛ صالحی مالستانی، حسین، علم غیب و علم لدنی پیامبر از منظر امام خمینی، ش ۸۸؛ مرتضوی‌نیا، محمد باقر، مقاله «اسم اعظم»، دانشنامه کلام اسلامی ج۱ ص ۲۵۸-۲۶۴.
  13. «بگو: میان من و شما خداوند و کسی که دانش کتاب نزد اوست، گواه بس» سوره رعد، آیه ۴۳.
  14. «عَنْ بُرَیْدِ بْنِ مُعَاوِیَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ (ع)قُلْ کَفی‏ بِاللَّهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ قَالَ إِیَّانَا عَنَی وَ عَلِیٌّ أَوَّلُنَا وَ أَفْضَلُنَا وَ خَیْرُنَا بَعْدَ النَّبِیِّ ص»؛ کافی، ج۱، ص۲۲۹.
  15. ر.ک: غلامی، اصغر، آفاق علم امام در الکافی، ص ۴۷۸ و ۴۷۹.
  16. ر.ک: عابدی، احمد، اسم اعظم، دائرة المعارف قرآن کریم ج۳، ص۲۶۲.
  17. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۳۰، ح۳.
  18. ر.ک: شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۶
  19. ر.ک: عابدی، احمد، اسم اعظم، دائرة المعارف قرآن کریم ج۳، ص۲۶۹ - ۲۷۰.
  20. ر.ک. شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن، ش ۶، ص۱۷۰؛ شیخ‌زاده، قاسم علی، رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا، ص۷۸ ـ ۸۰؛ افقی، داوود، بررسی غلو در روایات علم اهل بیت از کتاب بصائر الدرجات، ص۶۰؛ سبحانی، سید محمد جعفر، منابع علم امامان شیعه، ص۱۴۷ ـ ۱۵۰.
  21. «آن که دانشی از کتاب (آسمانی) با خویش داشت» سوره نمل، آیه ۴۰.
  22. «کسی که دانش کتاب نزد اوست» سوره رعد، آیه ۴۳.
  23. ر.ک: شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن و روایات، ص۳۴ ـ ۳۸.
  24. تفسیرالعیاشی، ج۲، ص۲۶۶، ح۵۸؛ بحارالانوار، ج۸۹، ص۱۰۲، ح۷۸.
  25. کمال الدین و تمام النعمه، ج۲، ص۵۳۹.
  26. ر.ک: عظیمی، محمد صادق، سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی، ص۸۹.
  27. «و کسی که دانش کتاب نزد اوست» سوره رعد، آیه ۴۳.
  28. «و همه نام‌ها را به آدم آموخت» سوره بقره، آیه ۳۱.
  29. «آن که دانشی از کتاب (آسمانی) با خویش داشت گفت: من پیش از آنکه چشم بر هم زنی آن را برایت می‌آورم» سوره نمل، آیه ۴۰.
  30. سوره مائده، آیه ۱۱۰.
  31. سوره اعراف، آیه ۱۷۵.
  32. ر.ک: عابدی، احمد، اسم اعظم، دائرة المعارف قرآن کریم ج۳، ص۲۶۷؛ شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن و روایات، ص۲۵ ـ ۳۸.