زن: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۹ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[زن در قرآن]] - [[زن در علوم قرآنی]] - [[زن در معارف دعا و زیارات]] - [[زن در معارف و سیره حسینی]] - [[زن در معارف و سیره سجادی]] - [[زن در معارف مهدویت]] - [[زن در معارف و سیره نبوی]] - [[زن در سیره معصوم]] - [[زن در فقه سیاسی]] - [[زن در تاریخ اسلامی]] - [[زن در عصر جاهلیت]] - [[زن در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[زن در سبک زندگی اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[زن در قرآن]] - [[زن در علوم قرآنی]] - [[زن در معارف دعا و زیارات]] - [[زن در معارف و سیره حسینی]] - [[زن در معارف و سیره سجادی]] - [[زن در معارف مهدویت]] - [[زن در معارف و سیره نبوی]] - [[زن در سیره معصوم]] - [[زن در فقه سیاسی]] - [[زن در تاریخ اسلامی]] - [[زن در عصر جاهلیت]] - [[زن در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[زن در سبک زندگی اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}


== مقدمه ==
'''«زن»''' در برابر «[[مرد]]» در معنای عام خود شامل جنس مؤنث در هر سنی می‌گردد. اسلام ارزش از دست رفته زنان را به آنان بازگرداند. بر اساس [[آیات قرآن]]، زن و مرد از نظر گوهر هستی و [[حقیقت]] وجودی، یکسان‌اند و ملاک [[برتری]] آنان نه جنسشان، بلکه تقواست. [[قرآن کریم]] از [[ظلم و ستم]] به [[زنان]] و [[دختران]] جلوگیری کرد و به آنان [[احترام]] گذاشت و [[حجاب]] را برای مصونیت آنان از نامحرمان [[واجب]] برشمرد. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} دختران را بهترین [[فرزندان]] [[انسان]] شمرد و زنان توانستند در صدر اسلام در صحنه‌های مختلف [[فرهنگی]] و [[اجتماعی]] همراه با دیگر [[مسلمانان]] حاضر شوند.
از دیدگاه [[امام سجاد]] {{ع}} در [[صحیفه]]، همه [[انسان‌ها]] ارتباطی مساوی با [[خداوند]] دارند، و تفاوتی در زن یا [[مرد بودن]] آنان نیست.


امام سجاد {{ع}} هرجا که از مرد [[مؤمن]] یاد می‌کند از زن مؤمن نیز یاد می‌کند و هر کجا به [[مرد]] [[مسلمان]] اشاره می‌کند به زن مسلمان نیز اشاره دارد. برای مثال [[حضرت]] در دعای [[فرزندان]] می‌فرماید: «ای خداوند،... و همه مردان مسلمان و [[زنان]] مسلمان و همة مردان مؤمن و زنان مؤمن را در این [[جهان]] گذران و آن جهان [[آینده]]، هرچه برای خود و فرزندانم از تو [[طلب]] داشته‌ام [[عنایت]] فرما»<ref>نیایش بیست‌و‌پنجم.</ref>.
== معناشناسی ==
وی با بهره‌گیری از [[کلام خدا]] که فرمود: - {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا}}<ref>«ای مردم! از پروردگارتان پروا کنید، همان که شما را از تنی یگانه آفرید و از (سرشت) او همسرش را پدید آورد» سوره نساء، آیه ۱.</ref>- فرقی میان زنان و مردان قائل نمی‌شود و در نیایش‌های خویش بیان می‌دارد که همه در [[راه]] رسیدن به [[خدا]] برابر و مساویند و زن نیز می‌تواند در مسیر [[قرب]] خدا و کسب [[رضای الهی]] به مقام‌هایی که برای مرد متصور است نایل آید.
«زن» در برابر «[[مرد]]» در معنای عام خود شامل جنس مؤنث در هر سنی می‌گردد<ref>دهخدا، لغتنامه، ۸/۱۱۳۹۴.</ref> و مترادف «مرأة» در زبان عربی است و جمع آن «[[زنان]]» مترادف «[[نساء]]» می‌باشد<ref>دهخدا، لغتنامه، ۱۳/۱۹۸۴۶.</ref>.<ref>[[فرشته مقوم|مقوم، فرشته]]، [[زن - مقوم (مقاله)| مقاله «زن»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۶]]، ص۵۱ ـ ۶۰.</ref>
 
== پیشینه ==
[[تاریخ]] [[جوامع بشری]] نشان می‌دهد زن در بسیاری از جامعه‌های نخستین جایگاه و منزلتی نداشت و دارای [[ارزش انسانی]] و [[استقلال]] وجودی نبود و اندک [[ارزش]] او نیز به دلیل تداوم نسل، خدمت به مردان و برطرف‌کردن نیازهای جنسی و [[عاطفی]] آنان بوده است<ref>لوبون، تمدن اسلام و عرب، ۵۰۷–۵۲۲؛ دورانت، تاریخ تمدن، ۱/۴۸–۵۴.</ref>. در غرب باستان، زن دارای [[کرامت]] و [[شخصیت]] [[انسانی]] مستقلی نبود و نه تنها مالک چیزی نمی‌شد<ref>نوری، یحیی، حقوق زن دراسلام و جهان، ۱۱–۱۲.</ref> بلکه خود نیز [[ملک]] مرد به حساب می‌آمد. در یونان باستان نیز زنان را هبه، [[اجاره]] یا [[خرید و فروش]] می‌کردند و [[زندگی]] و [[مرگ]] آنان به خواست مرد وابسته بود<ref>دورانت، تاریخ تمدن، ۱/۴۹–۵۲.</ref>. در [[دین یهود]] مردان بر زنان چیره بودند و زن انسانی معرفی می‌شد که برای خدمت به [[مرد]] [[آفریده]] شده‌ است<ref>کتاب مقدس، تورات، سفر پیدایش، ب۳، ۱–۱۶.</ref>؛ از این‌رو نزد [[یهودیان]] خرید و فروش زن امر نکوهیده‌ای نبود.<ref>کتاب مقدس، تورات، خروج، ب۱۵، ۲۲.</ref> این روند در صدر [[مسیحیت]] [[تغییر]] اندکی کرد؛ اما [[دین مسیحیت]] محدودیت‌های دیگری برای زن ایجاد کرد<ref>کونگ، زن در مسیحیت، ۳۶–۳۷.</ref>. مسیحیت، [[آفرینش]] زن را برای مرد و زن را تابع شوهر می‌داند<ref>کتاب مقدس، انجیل، نامه اول پولس، ۳، ۷، ۸ و ۹.</ref>؛ زن در همه جوانب پایین‌تر از مرد است و به مردان توصیه می‌شود از زنان اجتناب کنند<ref>کونگ، زن در مسیحیت، ۵۵–۵۷.</ref>.


[[امام زین‌العابدین]] {{ع}} در نیایش‌های خویش به دو [[جایگاه]] همسری و مادریِ زن اشاره کرده است. [[نیایش بیست‌وچهارم]] صحیفه به [[دعا]] برای [[پدر]] و [[مادر]] اختصاص دارد<ref>الصحیفة السجادیة، امام زین‌العابدین {{ع}}، الهادی، قم، ۱۴۱۸، چاپ اول؛ صحیفه سجادیه، ترجمه عبدالمحمد آیتی، انتشارات سروش، تهران، ۱۳۷۵، چاپ دوم.</ref>.<ref>[[سید مهدی بهشتی|بهشتی، سید مهدی]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «زن»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص ۲۶۱.</ref>
در اروپای قرون وسطا زن بازیچه مرد بود و به [[اعتقاد]] [[کلیسای کاتولیک]]، به استثنای [[حضرت مریم]]{{ع}}، [[روح]] [[زنان]] حالت بین [[انسان]] و حیوان دارد<ref>علویقی، زن در آئینه تاریخ، ۳۷.</ref>. پس از قرن‌ها خفقان شدید دربارۀ زنان، حامیان [[حقوق زن]] در اروپا تصمیم گرفتند فاصله بسیار زیاد میان زن و مرد را بردارند. در [[قرن]] هفدهم طرفداران [[آزادی]] زنان، [[شعار]] کسب [[حق]] [[تحصیل علم]] و [[آموزش]] سر دادند که این تلاش‌ها در نهایت پس از [[انقلاب]] فرانسه (۱۷۸۹م) به شکل‌گیری [[نهضت]] زنان انجامید<ref>حکیم‌پور، حقوق زن در کشاکش سنت و تجدد، ۳۶۴–۳۶۵.</ref>. در پایان قرن نوزدهم، دولت‌های اروپایی نهضت احیای [[حقوق زنان]] را برپا کردند<ref>دورانت؛ لذات فلسفه، ۱۴۸–۱۵۴.</ref>؛ نهضتی که ادعای [[رهایی]] زن از محجوریت و اعطای حق [[مالکیت]] و [[تصرف در اموال]] و [[حقوق]] مساوی با مرد را داشت<ref>میشل، جنبش اجتماعی زنان، ۷۳–۷۶.</ref>.


== زن ==
در جزیرةالعرب پیش از [[اسلام]]، [[زنان]] از بسیاری [[حقوق اجتماعی]] و فردی از جمله از [[حق]] [[ارث]] [[محروم]] بودند<ref>طباطبایی، المیزان، ۲/۲۶۷–۲۶۸؛ ۱۲/۲۷۶–۲۷۷ و ۲۰/۲۱۴.</ref>، فرزند دختر مایه ننگ و سرافکندگی [[خانواده]] محسوب می‌شد<ref>باهنر و هاشمی رفسنجانی، جهان در عصر بعثت، ۱۵.</ref> و به تعبیر [[قرآن کریم]] هنگامی که پدری از تولد دخترش با خبر می‌شد از شدت [[ناراحتی]] رخسارش سیاه می‌شد و به این می‌اندیشید که آیا با [[ذلت]]، دختر را نگه دارد یا اینکه او را زنده به [[گور]] کند<ref>نحل، ۵۸–۵۹.</ref>.
در [[اسلام]] [[شأن]] و [[منزلت]] زن بسان مرد [[عظیم]] است، و [[خداوند]] در [[آیات]] متعدد [[قرآنی]] به این مهم اشاره فرموده است. ؛ چراکه خیل [[انسان‌ها]]، به وجود آمده از یک زن و یک مرد به نام [[آدم]] {{ع}} و [[حوا]] {{س}} است - چه [[مؤمن]] و چه [[کافر]] - همه از یک [[پدر]] و [[مادر]] به [[دنیا]] آمده‌اند {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى...}} <ref>«ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم.».. سوره حجرات، آیه ۱۳</ref>؛ {{متن قرآن|... فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنْثَى}}<ref>«و از آن، دو گونه نر و ماده را پدید آورد» سوره قیامه، آیه ۳۹.</ref>. فقط بر اساس [[حکمت]]، موهبت‌های خاصی به مرد و زن بر اساس ظرفیت‌هایشان عطا شده است؛ مثلاً بعضی لطافت‌ها و ظرافت‌ها در جنس زن از طرف [[پروردگار]] به [[ودیعه]] گذارده شده که در مردان کمتر به چشم می‌خورد.


بنابراین، در اصل [[کرامت انسانی]]، زن و مرد یکسانند و آن‎ها که [[مقام]] والای زن را [[تحقیر]] می‌کنند، از [[تعالیم]] عالی [[اسلامی]] بهره‌ای نبرده‌اند، قبل از اسلام به اقتضای [[جاهلیت]] [[جسم]] زن را زنده زنده به [[خاک]] می‌سپردند. به [[گمان]] این که دلتنگ می‌شدند و از این [[عار]]، روی از [[قوم]] خود پنهان می‌داشتند و به [[فکر]] می‌افتادند که آیا دختر را با [[ذلت]] و [[خواری]] نگه دارند، یا زنده به [[گور]] کنند. البته [[قرآن]] می‌فرماید: «عاقلان [[آگاه]] باشند که آنها بسیار بد می‌کردند»{{متن قرآن|وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ * أَلَا سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ}} <ref>«و چون یکی از ایشان را به دختر (دار شدن) نوید دهند چهره‌اش (از خشم) سیاه می‌شود و او (ناگزیر) خشم خود را فرو می‌خورد * هان! بد داوری می‌کنند» سوره نحل، آیه ۵۸-۵۹.</ref>.
با وجود بهتر بودن شرایط [[اجتماعی]] زن در ایران باستان، از دید متون پهلوی، نگاه [[دین زرتشت]] به زن به عنوان مظهر [[شیطانی]] و [[گناه]] و مهم‌ترین [[فلسفه وجودی]]ِ وی زایش مرد است<ref>جعفری و دیگران، زن در هستی‌شناسی زرتشتی، ۱۰۵–۱۲۲.</ref>، زن در عمل در مقابل مرد در [[مقام]] ثانوی قرار داشت<ref>ویسهوفر، ایران باستان، ۲۲۴.</ref>. در ایران پس از اسلام نیز با همه تأکیدات قرآن کریم و [[پیامبر اکرم]]{{صل}} دربارۀ جایگاه زن، با گذشت [[زمان]] بسیاری از ایرانیانِ تازه مسلمان‌ شده، [[آموزه‌های دینی]] را به فراموشی سپردند و [[حقوقی]] که زنان در صدر اسلام داشتند، به مرور از آنان سلب شد و در دوره‌های گوناگون [[تاریخ]] ایران به دلیل شرایط اجتماعی و جغرافیایی، زنان حضور اجتماعی کم‌رنگی داشتند<ref>معماریانی و دشتی، زن در دوره خوارزمشاهیان، ۱۲۶؛ ناجی‌راد، موانع مشارکت زنان در فعالیتهای سیاسی، ۲۰۰.</ref>. در دوران [[صفویه]] با وجود [[مراقبت]] بر جدا بودن حریم زنان و مردان،<ref>راوندی، تاریخ اجتماعی ایران، ۳/۷۰۳؛ تقوی و موسوی، بررسی حضور اجتماعی زنان، ۸۵.</ref> نشانه‌های متعددی از حضور [[اجتماعی]] و [[سیاسی]] زنان در پشت پرده حریم خصوصی آنان در دست است<ref>فلسفی، زندگانی شاه‌عباس اول، ۳۰/۵۴؛ دنیاری، وضعیت اجتماعی زنان در دوره صفوی، ۲۵.</ref>.<ref>[[فرشته مقوم|مقوم، فرشته]]، [[زن - مقوم (مقاله)| مقاله «زن»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۶]]، ص۵۱ – ۶۰.</ref>


و هنوز هم هستند کسانی که این موجود لطیف و [[موهبت]] بزرگ [[الهی]]، موجب [[آرامش]] خاطر و [[مودت]] و [[رأفت]]، عالی‌ترین مراتب [[دوستی]] و [[صفا]] را به بازیچه‌ای مبدل کرده و او را ملعبه دست هوسرانان بی‌مروت قرار می‌دهند. این گونه بهره‌برداری خودخواهانه، نمونه‌ای دیگر از همان [[جاهلیت]] است که شکل مدرن به خود گرفته و هستی پرارزش زن را به کالایی فاقد [[ارزش]] مبدل کرده است و از این [[اشرف مخلوقات]] ([[انسان]]) موجودی پوچ و بی‌هویت ساخته است.
== [[جایگاه زن]] در [[اسلام]] ==
مگر نه این است که زن هرزه در [[روزگار]] امروز در هر [[جامعه]] و هر طرز [[فکری]] که باشد، حتی در نزد مردان هرزه، کالایی یک بار [[مصرف]] تلقی می‌شود، این [[وضع نابسامان]] جامعه مدرن امروز در مورد زن، بهتر از [[زنده به گور کردن دختران]] در [[عصر جاهلیت]] نیست!
بر اساس [[آیات قرآن کریم]]، زن و مرد از نظر گوهر هستی و [[حقیقت]] وجودی، یکسان‌اند و ملاک [[برتری]] آنان نه جنسشان، بلکه تقواست<ref>سوره نساء، آیه ۱۲۴؛ سوره نحل، آیه ۹۷.</ref>، [[اسلام]] زن را در رسیدن به کمال [[معنوی]] برابر دانسته و [[آزار]] او را نکوهش کرده<ref>سوره نور، آیه ۳۳؛ سوره احزاب، آیه ۳۵.</ref> و برای آنان [[حق]] [[بیعت]] قائل شده‌ است<ref>سوره ممتحنه، آیه ۱۲.</ref>. [[قرآن کریم]] از [[ظلم و ستم]] به [[زنان]] و زنده به‌گور کردن [[دختران]] جلوگیری کرد و به آنان [[احترام]] گذاشت، آنان را صاحب [[ارث]] دانست<ref>سوره نساء، آیه ۱۱ و ۱۲.</ref> و [[حجاب]] را برای مصونیت آنان از نامحرمان [[واجب]] برشمرد<ref>سوره نور، آیه ۳۱.</ref>.


استفاده ابزاری از زن در امور مختلف [[اجتماعی]] از قبیل: [[تبلیغات]]، سینما، و حتی به‌کارگیری و [[اشتغال]] بدون رعایت کرامت‌های والای [[انسانی]] او که متأسفانه در بعضی [[جوامع اسلامی]] هم دیده می‌شود، یک نوع نابود ساختن [[زنان]] است.
[[پیامبر اکرم]]{{صل}} دختران را بهترین [[فرزندان]] [[انسان]] شمرد<ref>نوری، میرزاحسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ۱۵/۱۱۴–۱۱۶.</ref> و زنان توانستند در صدر اسلام در صحنه‌های مختلف [[فرهنگی]] و [[اجتماعی]] از جمله در بیعت با [[پیامبر]]{{صل}} در [[عقبه]] و [[بیعت رضوان]]<ref>ابن‌عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ۴/۱۷۷۶ و ۱۹۴۸؛ ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۸/۱–۲.</ref>، در [[هجرت به حبشه]]<ref>ابن‌کثیر، البدایة و النهایه، ۳/۶۶.</ref>، در [[هجرت به مدینه]]<ref>آیتی، تاریخ پیامبر اسلام، ۱۸۲–۱۸۳.</ref> و حتی در [[جهاد با دشمن]]<ref>ابن‌عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ۴/۱۹۴۷.</ref>، همراه با دیگر [[مسلمانان]] حاضر شوند. [[امامان معصوم]]{{ع}} نیز همواره برای زنان احترام قائل بودند. [[امام‌ صادق]]{{ع}} بیشترین [[خیر و خوبی]] را در وجود [[بانوان]] دانسته‌است<ref>حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعه، ۲۰/۲۴.</ref>. در مجموع اسلام، [[مقام]] و موقعیت [[انسانی]] زن را [[تکریم]] کرد و زمینه [[رشد]] و تعالی او را فراهم کرد و زنان از [[شخصیت حقوقی]]، اجتماعی و [[سیاسی]] نسبتاً متمایز از گذشته برخوردار شدند<ref>لوبون، تمدن اسلام و عرب، ۵۱۲–۵۱۷.</ref> و زنانی چون [[فاطمه زهرا]]{{س}} و [[زینب کبری]]{{س}} در مقام انسان‌هایی دارای [[شأن]] و [[منزلت]] کامل، می‌توانند مدارج کمال را طی و در بنای [[جامعه اسلامی]] نقش مهمی ایفا کنند<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۲/۲۷۴–۲۷۵ و ۱۴/۶۰.</ref>.<ref>[[فرشته مقوم|مقوم، فرشته]]، [[زن - مقوم (مقاله)| مقاله «زن»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۶]]، ص۵۱ ـ ۶۰.</ref>
آنها که [[شخصیت]] والای زن را از وی ستانده‌اند و او را [[پست]] و حقیر و لجام گسیخته در [[تصرف]] بی‌چون و چرای مردان هرزه قرار داده‌اند. در [[حقیقت]] مهر عدم بر وجود زن زده‌اند، آیا این گونه نگرش به زن چه تفاوتی با نگاه به کالاهای مصرفی دارد؟


ارزش تن به [[همت]] والای او بستگی دارد که خویشتن را بشناسد و با [[درک]] شخصیت خود به [[هویت]] [[ارزشمند]] انسانی خویش که در [[قرآن]] بدان اشاره شده، پی ببرد، و بفهمد که در مرتبه‌ای واحد با مردان قرار دارد؛ به شرط آنکه [[مسئولیت]] خود را بداند و در [[زندگی]] به آن عمل کند.
== ارزش‌مندی زنان در اسلام ==
در [[اسلام]] [[شأن]] و [[منزلت]] زن بسان مرد عظیم است و [[خداوند]] در [[آیات]] متعدد [[قرآنی]] به این مهم اشاره فرموده است؛ چراکه خیل [[انسان‌ها]]، به وجود آمده از یک زن و یک مرد به نام [[آدم]] {{ع}} و [[حوا]] {{س}} است ـ چه [[مؤمن]] و چه [[کافر]] ـ همه از یک پدر و مادر به [[دنیا]] آمده‌اند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى...}}<ref>«ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم.».. سوره حجرات، آیه ۱۳</ref>؛ {{متن قرآن|... فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنْثَى}}<ref>«و از آن، دو گونه نر و ماده را پدید آورد» سوره قیامه، آیه ۳۹.</ref>. فقط بر اساس [[حکمت]]، موهبت‌های خاصی به مرد و زن بر اساس ظرفیت‌هایشان عطا شده است؛ مثلاً بعضی لطافت‌ها و ظرافت‌ها در جنس زن از طرف [[پروردگار]] به ودیعه گذارده شده که در مردان کمتر به چشم می‌خورد.


[[قرآن مجید]] به شکل هم‌طراز و مساوی با مرد بیان [[واقعیت]] کرده: مردان [[مسلمان]] و زنان مسلمان، و مردان [[مؤمن]] و زنان مؤمن، و مردان و زنان [[اهل]] [[طاعت]] و [[عبادت]]، و مردان و زنان راستگوی، و مردان و زنان [[صابر]]، و مردان و زنان [[خدا]] [[ترس]] [[خاشع]]، و مردان و زنان [[خیرخواه]] مسکین‌نواز، و مردان و زنان با حفاظ خوددار از [[تمایلات]] [[حرام]]، و مردان و زنانی که [[یاد خدا]] بسیار کنند، [[خدا]] بر همه آنها [[مغفرت]] و [[پاداش]] بزرگ مهیا ساخته است {{متن قرآن|إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ...}}<ref> «بی‌گمان خداوند برای مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان مؤمن.».. سوره احزاب، آیه ۳۵.</ref>.
بنابراین، در اصل [[کرامت انسانی]]، زن و مرد یکسانند و آن‎ها که [[مقام]] والای زن را تحقیر می‌کنند، از تعالیم عالی [[اسلامی]] بهره‌ای نبرده‌اند، قبل از اسلام به اقتضای [[جاهلیت]] جسم زن را زنده زنده به خاک می‌سپردند. به [[گمان]] اینکه دلتنگ می‌شدند و از این عار، روی از [[قوم]] خود پنهان می‌داشتند و به [[فکر]] می‌افتادند که آیا دختر را با [[ذلت]] و [[خواری]] نگه دارند، یا زنده به [[گور]] کنند. البته [[قرآن]] می‌فرماید: «عاقلان [[آگاه]] باشند که آنها بسیار بد می‌کردند»: {{متن قرآن|وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ * أَلَا سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ}}<ref>«و چون یکی از ایشان را به دختر (دار شدن) نوید دهند چهره‌اش (از خشم) سیاه می‌شود و او (ناگزیر) خشم خود را فرو می‌خورد * هان! بد داوری می‌کنند» سوره نحل، آیه ۵۸-۵۹.</ref>.


خلاصه، طبق رهنمود [[قرآن]]، زن برای رسیدن به قله [[منیع]] [[شرافت]] چیزی از مرد کم ندارد {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ...}} <ref>«فرشتگان بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند، فرود می‌آیند» سوره فصلت، آیه ۳۰.</ref>، بلکه در [[تکامل]] [[بشر]]، نقش ارزنده‌تر از مرد دارد؛ زیرا مردان برجسته [[تاریخ]] از دامان [[زنان]] پاکدامن به اوج کمال رسیده‌اند. بسیارند زنان تکامل یافته در طول تاریخ، که کمال و [[عظمت]] خود را بر مردان [[تحمیل]] کرده‌اند: [[آسیه بنت مزاحم]]، [[همسر]] مؤمنه و [[خداپرست]] [[فرعون]]، نمونه‌ای از آنها است. وقتی صندوق [[کودک]] (موسی) را در آب دید، فرعون [[اراده]] کرد تا بچه را بکشد، [[آسیه]] مانع شد و گفت: تو گفتی هر کودک زیر یک سال را هر کجا یافتند بکشند! و حال آنکه این کودک از یک سال بیشتر دارد، اگر او را بکشی تو را [[سرزنش]] خواهند کرد<ref>سوره قصص، آیه ۹ به بعد.</ref>.
و هنوز هم هستند کسانی که این موجود لطیف و موهبت بزرگ [[الهی]]، موجب [[آرامش]] خاطر و [[مودت]] و [[رأفت]]، عالی‌ترین مراتب [[دوستی]] و صفا را به بازیچه‌ای مبدل کرده و او را ملعبه دست هوسرانان بی‌مروت قرار می‌دهند. این گونه بهره‌برداری خودخواهانه، نمونه‌ای دیگر از همان [[جاهلیت]] است که شکل مدرن به خود گرفته و هستی پرارزش زن را به کالایی فاقد [[ارزش]] مبدل کرده است و از این اشرف مخلوقات ([[انسان]]) موجودی پوچ و بی‌هویت ساخته است. مگر نه این است که زن هرزه در [[روزگار]] امروز در هر [[جامعه]] و هر طرز [[فکری]] که باشد، حتی در نزد مردان هرزه، کالایی یک بار [[مصرف]] تلقی می‌شود، این وضع نابسامان جامعه مدرن امروز در مورد زن، بهتر از زنده به گور کردن دختران در [[عصر جاهلیت]] نیست!


این بانوی بزرگ، با ایفای نقش خود، زمینه‌ساز نهضتی بزرگ شد که توسط موسی {{ع}} مسیر [[اجتماع]] را دگرگون ساخت، [[مبارزه]] با فرعون‌ها برای [[رسیدن به کمال]] و [[عزت]] [[انسانی]] از دست رفته! گفت: مبادا آن شود که منجّمان گفته‌اند، این پسر همان باشد که تاج و تخت ما را نابود کند؟ آسیه با خونسردی گفت: نگران نباش کسی را که ما در دامان خودمان پرورش دهیم، هرگز آن نمی‌شود!
استفاده ابزاری از زن در امور مختلف [[اجتماعی]] از قبیل: [[تبلیغات]]، سینما، و حتی به‌کارگیری و [[اشتغال]] بدون رعایت کرامت‌های والای [[انسانی]] او که متأسفانه در بعضی [[جوامع اسلامی]] هم دیده می‌شود، یک نوع نابود ساختن [[زنان]] است. آنها که [[شخصیت]] والای زن را از وی ستانده‌اند و او را [[پست]] و حقیر و لجام گسیخته در تصرف بی‌چون و چرای مردان هرزه قرار داده‌اند. در [[حقیقت]] مهر عدم بر وجود زن زده‌اند، آیا این گونه نگرش به زن چه تفاوتی با نگاه به کالاهای مصرفی دارد؟


پس در [[ایدئولوژی]] [[اسلامی]]، زن هم به مثل [[مرد]] [[مسئول]] و [[مکلف]] است {{متن قرآن|فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لَا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأُوذُوا فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ثَوَابًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ}}<ref> «آنگاه پروردگارشان به آنان پاسخ داد که: من پاداش انجام دهنده هیچ کاری را از شما چه مرد و چه زن -که همانند یکدیگرید- تباه نمی‌گردانم بنابراین بی‌گمان از گناه آنان که مهاجرت کردند و از دیار خود رانده شدند و در راه من آزار دیدند و کارزار کردند یا کشته شدند چشم می‌پوشم و آنان را به بوستان‌هایی در خواهم آورد که از بن آنها جویباران روان است، به پاداشی از نزد خداوند؛ و پاداش نیک (تنها) نزد خداوند است» سوره آل عمران، آیه ۱۹۵</ref>؛ {{متن قرآن|وَلَا تَتَمَنَّوْا مَا فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا}}<ref>«و آنچه را که خداوند با آن برخی از شما را بر برخی دیگر برتری داده است آرزو نکنید؛ مردان را از آنچه برای خود به دست می‌آورند بهره‌ای است و زنان را (هم) از آنچه برای خویش به کف می‌آورند بهره‌ای؛ و بخشش خداوند را درخواست کنید که خداوند به هر چیزی داناست» سوره نساء، آیه ۳۲.</ref>. بلکه زودتر از مردان به این کمال می‌رسد، که [[خداوند]] او را در نه سالگی [[شایسته]] واگذاری [[مسئولیت]] دانسته است و مردان را در پانزده سالگی! کدامین [[شریعت]] و کدام طرز [[تفکر]] به اندازه [[اسلام]] به زن [[کرامت]] بخشیده؟ نقل داستان با شکوه [[مریم]](س) آن بانوی پاکدامن، [[ساره]]، [[هاجر]] و حتی [[بلقیس]] (ملکه‌ای از [[دودمان]] [[پادشاهان]] [[کشور]] [[سبأ]] در [[زمان]] [[حضرت]] [[سلیمان بن داود]]) که به تعبیر [[قرآن کریم]] در مقابل [[پیامبر خدا]] (سلیمان) سر [[تسلیم]] فرود آورد، اینها همه حاکی از شخصیت‌پردازی اسلام به جنس زن است و این داستان‌ها دلالت بر ظرفیت‌های بالای [[انسانی]] زن دارد.
ارزش زن به [[همت]] والای او بستگی دارد که خویشتن را بشناسد و با [[درک]] شخصیت خود به [[هویت]] ارزشمند انسانی خویش که در [[قرآن]] بدان اشاره شده، پی ببرد و بفهمد که در مرتبه‌ای واحد با مردان قرار دارد؛ به شرط آنکه [[مسئولیت]] خود را بداند و در [[زندگی]] به آن عمل کند.


چه کسی می‌تواند نقش [[ایثار]] خدیجه‌{{س}} را در پیشبرد اسلام [[انکار]] کند؟ او مصداق [[آیه شریفه]] [[قرآنی]]: {{متن قرآن|فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ...}}<ref>«خداوند جهادگران به جان و مال را بر جهادگریزان به پایگاهی (والا) برتری بخشیده.».. سوره نساء، آیه ۹۵.</ref> است.
[[قرآن مجید]] به شکل هم‌طراز و مساوی با مرد بیان واقعیت کرده: مردان [[مسلمان]] و زنان مسلمان و مردان [[مؤمن]] و زنان مؤمن، و مردان و زنان [[اهل]] [[طاعت]] و [[عبادت]] و مردان و زنان راستگوی، و مردان و زنان [[صابر]] و مردان و زنان [[خدا]] [[ترس]] [[خاشع]]، و مردان و زنان [[خیرخواه]] مسکین‌نواز، و مردان و زنان با حفاظ خوددار از [[تمایلات]] [[حرام]]، و مردان و زنانی که [[یاد خدا]] بسیار کنند، [[خدا]] بر همه آنها [[مغفرت]] و [[پاداش]] بزرگ مهیا ساخته است: {{متن قرآن|إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ...}}<ref> «بی‌گمان خداوند برای مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان مؤمن.».. سوره احزاب، آیه ۳۵.</ref>.
با پیدایش [[اسلام]]، [[زنان]] قدم به قدم مثل مردان بلکه جلوتر از مردان؛ در صحنه‌های مختلف [[سیاسی]] اسلام حضور فعال داشته‌اند، [[خدیجه کبری]] {{س}} اولین زنی بود که اسلام آورد<ref>{{متن حدیث|أَوَّلُ مَنْ أَسْلَمَ و من امن بالله و رسوله}} (سیره ابن هشام، ج۱، ص۲۷۴).</ref>، و [[سمیه]] اولین کسی بود که در راه اسلام [[شهید]] شد<ref>سمیه دختر خیاط به دست ابوجهل که نیزه بر سینه‌اش فرود آورد و شهیدش نمود اولین شهید اسلام است (کنزالعمال، ج۱۳، ص۶۳۰، ح۳۷۵۹۷).</ref>.


این رکورد و [[افتخار]] همیشه برای زن خواهد ماند، هم در [[اسلام آوردن]] و هم در [[حفظ]] و [[حراست]] از آن؛ یعنی [[شهادت]]، از مردان پیشی گرفته‌اند! در [[مقام]] شامخ [[خدیجه]] {{س}} همین بس که [[جبرئیل]] [[پیام‌آور الهی]] بر او [[سلام]] می‌فرستاد<ref>کنزالعمال، ج۱۳، ص۲۷۵.</ref>.
خلاصه، طبق رهنمود [[قرآن]]، زن برای رسیدن به قله منیع [[شرافت]] چیزی از مرد کم ندارد: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ...}}<ref>«فرشتگان بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند، فرود می‌آیند» سوره فصلت، آیه ۳۰.</ref>، بلکه در [[تکامل]] [[بشر]]، نقش ارزنده‌تر از مرد دارد؛ زیرا مردان برجسته [[تاریخ]] از دامان [[زنان]] پاکدامن به اوج کمال رسیده‌اند. بسیارند زنان تکامل یافته در طول تاریخ که کمال و عظمت خود را بر مردان تحمیل کرده‌اند: [[آسیه بنت مزاحم]]، [[همسر]] مؤمنه و [[خداپرست]] [[فرعون]]، نمونه‌ای از آنهاست. وقتی صندوق کودک (موسی) را در آب دید، فرعون [[اراده]] کرد تا بچه را بکشد، [[آسیه]] مانع شد و گفت: تو گفتی هر کودک زیر یک سال را هر کجا یافتند بکشند! و حال آنکه این کودک از یک سال بیشتر دارد، اگر او را بکشی تو را [[سرزنش]] خواهند کرد<ref>سوره قصص، آیه ۹ به بعد.</ref>.
هیچ [[ممنوعیت شرعی]] برای حضور فعال زنان در عرصه‌های مختلف که [[احساس تکلیف]] شود، وجود ندارد<ref>{{متن حدیث|...وَ تَوْقِيفِهِمْ عَلَى مَا أَرَادَ مِنْ مَصْلَحَةِ دِينِهِمْ وَ دُنْيَاهُمْ وَ يُخْبِرُهُمْ بِمَا وَرَدَ عَلَيْهِ}} (وسائل الشیعة، ج۵، ص۴۰).</ref>.


حضور فعال زنان در [[نماز عید]] در [[زمان پیامبر]]<ref>اسدالغابة، ج‌۵، ص۱۸۱؛ صحیح بخاری، ج۲، ص۱۸۲؛ وسائل الشیعه، ج۵، ص۱۳۳ و ۱۳۴.</ref> و یا حضور چشمگیر در [[غزوه‌ها]]<ref>شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید سه جلدی، ج۳، ص۳۷۸.</ref> و مداوای زخم‌دیدگان و آبرسانی و [[پشتیبانی]] از [[رزمندگان]] در [[صدر اسلام]] تجربه شده است.
این بانوی بزرگ، با ایفای نقش خود، زمینه‌ساز نهضتی بزرگ شد که توسط موسی {{ع}} مسیر [[اجتماع]] را دگرگون ساخت، [[مبارزه]] با فرعون‌ها برای رسیدن به کمال و [[عزت]] [[انسانی]] از دست رفته! گفت: مبادا آن شود که منجّمان گفته‌اند، این پسر همان باشد که تاج و تخت ما را نابود کند؟ آسیه با خونسردی گفت: نگران نباش کسی را که ما در دامان خودمان پرورش دهیم، هرگز آن نمی‌شود!


البته باید خاطر نشان نمود که این حضورها با رعایت شئونات کمالی زنان صورت می‌گرفته است.
پس در [[ایدئولوژی]] [[اسلامی]]، زن هم به مثل [[مرد]] [[مسئول]] و [[مکلف]] است: {{متن قرآن|فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لَا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأُوذُوا فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ثَوَابًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ}}<ref> «آنگاه پروردگارشان به آنان پاسخ داد که: من پاداش انجام دهنده هیچ کاری را از شما چه مرد و چه زن -که همانند یکدیگرید- تباه نمی‌گردانم بنابراین بی‌گمان از گناه آنان که مهاجرت کردند و از دیار خود رانده شدند و در راه من آزار دیدند و کارزار کردند یا کشته شدند چشم می‌پوشم و آنان را به بوستان‌هایی در خواهم آورد که از بن آنها جویباران روان است، به پاداشی از نزد خداوند؛ و پاداش نیک (تنها) نزد خداوند است» سوره آل عمران، آیه ۱۹۵.</ref>؛ {{متن قرآن|وَلَا تَتَمَنَّوْا مَا فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا}}<ref>«و آنچه را که خداوند با آن برخی از شما را بر برخی دیگر برتری داده است آرزو نکنید؛ مردان را از آنچه برای خود به دست می‌آورند بهره‌ای است و زنان را (هم) از آنچه برای خویش به کف می‌آورند بهره‌ای؛ و بخشش خداوند را درخواست کنید که خداوند به هر چیزی داناست» سوره نساء، آیه ۳۲.</ref>. بلکه زودتر از مردان به این کمال می‌رسد، که [[خداوند]] او را در نه سالگی شایسته واگذاری [[مسئولیت]] دانسته است و مردان را در پانزده سالگی! کدامین [[شریعت]] و کدام طرز [[تفکر]] به اندازه [[اسلام]] به زن [[کرامت]] بخشیده؟ نقل داستان با شکوه [[مریم]]{{س}} آن بانوی پاکدامن، [[ساره]]، [[هاجر]] و حتی بلقیس (ملکه‌ای از [[دودمان]] [[پادشاهان]] [[کشور]] [[سبأ]] در [[زمان]] حضرت [[سلیمان بن داود]]) که به تعبیر [[قرآن کریم]] در مقابل [[پیامبر خدا]] (سلیمان) سر [[تسلیم]] فرود آورد، اینها همه حاکی از شخصیت‌پردازی اسلام به جنس زن است و این داستان‌ها دلالت بر ظرفیت‌های بالای [[انسانی]] زن دارد.
خانمی از [[پیغمبر]] سؤال کرد: اگر زنی پوششی نداشته باشد که خود را بپوشاند آیا مانعی ندارد که از [[منزل]] بیرون بیاید و در [[امور خیر]] [[اسلامی]] شرکت کند؟! [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: نه، نمی‌تواند بدون [[پوشش]] بیرون بیاید، باید دوستش او را از لباس‌های خود بپوشاند. آنگاه در کارهای خیر و در [[دعوت]] [[مؤمنان]] حاضر گردد<ref>صحیح بخاری، ج۳، ص۱۸۶.</ref>.


[[شجاعت]] زنان در [[غزوات پیامبر]] چیزی نیست که در [[تاریخ]] مخفی مانده باشد؛ زیرا [[تاریخ اسلام]] سرشار است از رشادت‌ها و ایثارگری‌های [[بانوان]]، سرگذشت نسیبه (ام [[عامر]]) بسیار شنیدنی است: در [[جنگ احد]] برای آب رسانی در معرکه حضور یافته بود، [[لشکر اسلام]] [[پیروز]] شده بود، ناگاه ورق برگشت (به خاطر [[سهل‌انگاری]] [[مسلمانان]]) [[پیروزی]] به [[شکست]] مبدل شد با [[حمله]] غافلگیرانه [[خالد]] خیلی‌ها فرار کردند<ref>فروغ ابدیت، ج۲، ص۴۶۷؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۳، ص٣۸۹.</ref>.
چه کسی می‌تواند نقش [[ایثار]] خدیجه‌{{س}} را در پیشبرد اسلام [[انکار]] کند؟ او مصداق [[آیه شریفه]] [[قرآنی]]: {{متن قرآن|فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ...}}<ref>«خداوند جهادگران به جان و مال را بر جهادگریزان به پایگاهی (والا) برتری بخشیده.».. سوره نساء، آیه ۹۵.</ref> است.


ولی نسیبه مثل شیر غرش می‌کرد، و مدام از [[پیامبر]] [[دفاع]] می‌کرد، و چون شمع دور وجود پیامبر می‌گردید <ref>سیره ابن هشام، ج۳، ص۴۵.</ref>. پیامبر در [[حق]] او [[دعا]] کردند، که [[خدا]] او را در [[بهشت]] ملازم حضرتش قرار دهد<ref>{{متن حدیث| اللّهُمَّ اجعَلهُم رُفَقائي فِي الجَنَّةِ}}. </ref>.
با پیدایش [[اسلام]]، [[زنان]] قدم به قدم مثل مردان بلکه جلوتر از مردان؛ در صحنه‌های مختلف [[سیاسی]] اسلام حضور فعال داشته‌اند، [[خدیجه کبری]] {{س}} اولین زنی بود که اسلام آورد<ref>{{متن حدیث|أَوَّلُ مَنْ أَسْلَمَ و من امن بالله و رسوله}} (سیره ابن هشام، ج۱، ص۲۷۴).</ref> و [[سمیه]] اولین کسی بود که در راه اسلام [[شهید]] شد<ref>سمیه دختر خیاط به دست ابوجهل که نیزه بر سینه‌اش فرود آورد و شهیدش نمود اولین شهید اسلام است (کنزالعمال، ج۱۳، ص۶۳۰، ح۳۷۵۹۷).</ref>.
منظره دفاع جانانه این زن [[شجاع]] از پیامبر آن چنان بود که حیرت‌آور بود؛ زیرا با [[شمشیر]] بر [[دشمن]] حمله می‌کرد، [[دشمنی]] که پسرش را مجروح ساخته بود و با ضربه‌ای محکم به ساق پایش، وی را نقش بر [[زمین]] ساخت! پیامبر از این همه [[جسارت]] به [[خنده]] افتاد، به طوری که دندان‌های عقب ایشان آشکار شد {{متن حدیث|فَضَحِكَ حَتَّى بَدَتْ نَوَاجِذُهُ}} در صورتی که خنده‌های پیامبر از حد [[تبسم]] [[تجاوز]] نمی‌کرد<ref>شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۳، ص۳۷۷.</ref>.


پیامبر در [[تمجید]] این بانوی [[فداکار]] فرمودند: [[مقام]] نسیبه در [[احد]]، بالاتر بود از مقام فلانی و فلانی<ref>{{متن حدیث| لمقام نسیبة بِنْتِ کعب الیوم خیر مِنْ فُلَانٍ وَ فُلَانٍ}}</ref>.
این رکورد و افتخار همیشه برای زن خواهد ماند، هم در اسلام آوردن و هم در [[حفظ]] و حراست از آن؛ یعنی [[شهادت]]، از مردان پیشی گرفته‌اند! در [[مقام]] شامخ [[خدیجه]] {{س}} همین بس که [[جبرئیل]] [[پیام‌آور الهی]] بر او [[سلام]] می‌فرستاد<ref>کنزالعمال، ج۱۳، ص۲۷۵.</ref>. هیچ ممنوعیت شرعی برای حضور فعال زنان در عرصه‌های مختلف که احساس تکلیف شود، وجود ندارد<ref>{{متن حدیث|...وَ تَوْقِيفِهِمْ عَلَى مَا أَرَادَ مِنْ مَصْلَحَةِ دِينِهِمْ وَ دُنْيَاهُمْ وَ يُخْبِرُهُمْ بِمَا وَرَدَ عَلَيْهِ}}، وسائل الشیعة، ج۵، ص۴۰.</ref>.


[[پایداری]] خانمی دیگر به نام حمنه (حمن) [[خواهر]] [[عبدالله بن جحش]]، خواهر [[زینب]] [[همسر پیامبر]] را ببینید!
حضور فعال زنان در [[نماز عید]] در زمان پیامبر<ref>اسدالغابة، ج‌۵، ص۱۸۱؛ صحیح بخاری، ج۲، ص۱۸۲؛ وسائل الشیعه، ج۵، ص۱۳۳ و ۱۳۴.</ref> و یا حضور چشمگیر در [[غزوه‌ها]]<ref>شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید سه جلدی، ج۳، ص۳۷۸.</ref> و مداوای زخم‌دیدگان و آبرسانی و پشتیبانی از [[رزمندگان]] در صدر اسلام تجربه شده است.


[[خدمت]] پیامبر {{صل}} می‌رسید، در حالی که دایی و [[برادر]] و شوهرش در احد [[شهید]] شده بودند، پیامبر {{صل}} فرمودند: ای حمنه! این را به حساب خدا بگذار {{عربی|"احتسبی هذا على الله"}} کنایه از این که کسی از تو کشته شده.
البته باید خاطر نشان نمود که این حضورها با رعایت شئونات کمالی زنان صورت می‌گرفته است. خانمی از [[پیغمبر]] سؤال کرد: اگر زنی پوششی نداشته باشد که خود را بپوشاند آیا مانعی ندارد که از [[منزل]] بیرون بیاید و در [[امور خیر]] [[اسلامی]] شرکت کند؟! [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: نه، نمی‌تواند بدون [[پوشش]] بیرون بیاید، باید دوستش او را از لباس‌های خود بپوشاند. آنگاه در کارهای خیر و در [[دعوت]] [[مؤمنان]] حاضر گردد<ref>صحیح بخاری، ج۳، ص۱۸۶.</ref>.


حمنه با [[قلبی]] آرام و خاطری جمع گفت: چه کسی را ای [[رسول خدا]]؟ فرمود: دایی‌ات [[حمزه]] را!
[[شجاعت]] زنان در [[غزوات پیامبر]] چیزی نیست که در [[تاریخ]] مخفی مانده باشد؛ زیرا [[تاریخ اسلام]] سرشار است از رشادت‌ها و ایثارگری‌های [[بانوان]]، سرگذشت نسیبه (ام [[عامر]]) بسیار شنیدنی است: در [[جنگ احد]] برای آب رسانی در معرکه حضور یافته بود، [[لشکر اسلام]] [[پیروز]] شده بود، ناگاه ورق برگشت (به خاطر [[سهل‌انگاری]] [[مسلمانان]]) [[پیروزی]] به [[شکست]] مبدل شد با حمله غافلگیرانه [[خالد]] خیلی‌ها فرار کردند<ref>فروغ ابدیت، ج۲، ص۴۶۷؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۳، ص٣۸۹.</ref>. ولی نسیبه مثل شیر غرش می‌کرد و مدام از [[پیامبر]] [[دفاع]] می‌کرد، و چون شمع دور وجود پیامبر می‌گردید<ref>سیره ابن هشام، ج۳، ص۴۵.</ref>. پیامبر در [[حق]] او [[دعا]] کردند، که [[خدا]] او را در [[بهشت]] ملازم حضرتش قرار دهد<ref>{{متن حدیث| اللّهُمَّ اجعَلهُم رُفَقائي فِي الجَنَّةِ}}.</ref>. منظره دفاع جانانه این زن [[شجاع]] از پیامبر آن چنان بود که حیرت‌آور بود؛ زیرا با [[شمشیر]] بر [[دشمن]] حمله می‌کرد، [[دشمنی]] که پسرش را مجروح ساخته بود و با ضربه‌ای محکم به ساق پایش، وی را نقش بر [[زمین]] ساخت! پیامبر از این همه جسارت به [[خنده]] افتاد، به طوری که دندان‌های عقب ایشان آشکار شد {{متن حدیث|فَضَحِكَ حَتَّى بَدَتْ نَوَاجِذُهُ}} در صورتی که خنده‌های پیامبر از حد [[تبسم]] [[تجاوز]] نمی‌کرد<ref>شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۳، ص۳۷۷.</ref>. پیامبر در [[تمجید]] این بانوی فداکار فرمودند: [[مقام]] نسیبه در [[احد]]، بالاتر بود از مقام فلانی و فلانی<ref>{{متن حدیث| لمقام نسیبة بِنْتِ کعب الیوم خیر مِنْ فُلَانٍ وَ فُلَانٍ}}</ref>.
دایی‌ام حمزه را؟! مگر او را کشته‌اند؟! فرمود: آری. حمنه با [[اندوه]] فراوان و [[آه]] سردی گفت: {{متن قرآن|إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}. بار دوم [[پیامبر]] فرمودند: باز هم به حساب [[خدا]] بگذار! عرض کرد که را؟ فرمود: برادرت عبدالله را<ref>عبدالله جحش در یک قبر با حمزه دفن شد (سیره ابن هشام، ج۳، ص۶۰).</ref>! حمنه، پس از [[استرجاع]] گفت: خدای رحمتش کند، [[شهادت]] گوارایش<ref>{{عربی|... و هنيئاً له الشهادة}}.</ref>.


برای بار سوم فرمود: به شمار آر! گفت که را؟ فرمود: شوهرت [[مصعب]] را! بی‌اختیار گریست و قطره‌های [[اشک]] بر گونه‌های مقاومش فرو ریخت، با [[قلبی]] آکنده از [[حزن]] و [[اندوه]] برای شوهرش [[دعا]] کرد و خود را به [[رضای خدا]] [[تسلیم]] نمود<ref>تاریخ طبری، ج۲، ص۷۴؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۳، ص۳۸۸.</ref>.
[[پایداری]] خانمی دیگر به نام حمنه (حمن) خواهر [[عبدالله بن جحش]]، خواهر [[زینب]] [[همسر پیامبر]] را ببینید! خدمت پیامبر {{صل}} می‌رسید، در حالی که دایی و [[برادر]] و شوهرش در احد [[شهید]] شده بودند، پیامبر {{صل}} فرمودند: ای حمنه! این را به حساب خدا بگذار {{عربی|"احتسبی هذا على الله"}} کنایه از این که کسی از تو کشته شده. حمنه با [[قلبی]] آرام و خاطری جمع گفت: چه کسی را ای [[رسول خدا]]؟ فرمود: دایی‌ات [[حمزه]] را! دایی‌ام حمزه را؟! مگر او را کشته‌اند؟! فرمود: آری. حمنه با [[اندوه]] فراوان و آه سردی گفت: {{متن قرآن|إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}. بار دوم [[پیامبر]] فرمودند: باز هم به حساب [[خدا]] بگذار! عرض کرد که را؟ فرمود: برادرت عبدالله را<ref>عبدالله جحش در یک قبر با حمزه دفن شد (سیره ابن هشام، ج۳، ص۶۰).</ref>! حمنه، پس از [[استرجاع]] گفت: خدای رحمتش کند، [[شهادت]] گوارایش<ref>{{عربی|... و هنيئاً له الشهادة}}.</ref>. برای بار سوم فرمود: به شمار آر! گفت که را؟ فرمود: شوهرت مصعب را! بی‌اختیار گریست و قطره‌های [[اشک]] بر گونه‌های مقاومش فرو ریخت، با [[قلبی]] آکنده از [[حزن]] و [[اندوه]] برای شوهرش [[دعا]] کرد و خود را به [[رضای خدا]] [[تسلیم]] نمود<ref>تاریخ طبری، ج۲، ص۷۴؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۳، ص۳۸۸.</ref>.


این گونه [[استقامت]] در مقابل [[مصیبت‌ها]] در [[جنگ‌ها]] از قِبَل [[زنان]] بسیار است<ref>سعدیة دختر قیس خودش جنازه دو پسرش را به مدینه برد تا به خاک بسپارد (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۳، ص۳۹۵).</ref>.
این گونه [[استقامت]] در مقابل [[مصیبت‌ها]] در [[جنگ‌ها]] از قِبَل [[زنان]] بسیار است<ref>سعدیة دختر قیس خودش جنازه دو پسرش را به مدینه برد تا به خاک بسپارد (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۳، ص۳۹۵).</ref>.
[[حضرت فاطمه زهرا]] {{س}} نیز در [[جنگ احد]] با چهارده نفر دیگر برای مداوای زخمی‌ها و [[ملاقات]] پیامبر به معرکه [[احد]] آمدند<ref>شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۳، ص۳۹۴.</ref>.
[[حضرت فاطمه زهرا]] {{س}} نیز در [[جنگ احد]] با چهارده نفر دیگر برای مداوای زخمی‌ها و [[ملاقات]] پیامبر به معرکه [[احد]] آمدند<ref>شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۳، ص۳۹۴.</ref>.


[[صفیه]] [[خواهر]] [[حمزه]]، عمه بزرگوار پیامبر<ref>صفیة بنت عبدالمطلب، به همراه عاتکه عمه دیگر پیامبر {{صل}} در بقیع کنار فاطمه ام البنین مادر عباس {{ع}} دفن است.</ref> در [[غزوات]] شرکت فعالی داشت، در [[جنگ خندق]] چشمش به فرد [[جاسوسی]] از [[یهودیان]] افتاد. مردی به نام [[حسان]] از [[مسلمانان]] کنار صفیه بود، به او گفت: حسابش را برس! گفت: مگر به [[تنهایی]] می‌شود؟ صفیه خونش به [[جوش]] آمد، [[ستون]] [[خیمه]] را برداشت، چنان با او [[نبرد]] کرد، که بالأخره او را کشت! و با [[فداکاری]] خود ثابت کرد. او نخستین زنی است که مردی را به [[خاک]] و [[خون]] افکنده است.
[[صفیه]] خواهر [[حمزه]]، عمه بزرگوار پیامبر<ref>صفیة بنت عبدالمطلب، به همراه عاتکه عمه دیگر پیامبر {{صل}} در بقیع کنار فاطمه ام البنین مادر عباس {{ع}} دفن است.</ref> در [[غزوات]] شرکت فعالی داشت، در [[جنگ خندق]] چشمش به فرد [[جاسوسی]] از [[یهودیان]] افتاد. مردی به نام [[حسان]] از [[مسلمانان]] کنار صفیه بود، به او گفت: حسابش را برس! گفت: مگر به تنهایی می‌شود؟ صفیه خونش به جوش آمد، ستون [[خیمه]] را برداشت، چنان با او [[نبرد]] کرد، که بالأخره او را کشت! و با [[فداکاری]] خود ثابت کرد. او نخستین زنی است که مردی را به خاک و [[خون]] افکنده است.


[[دلیری]] او آن چنان پیامبر را به [[خنده]] واداشت که پیامبر {{صل}} را تا آن [[زمان]] آن‌گونه خندان ندیده بودند<ref>سیره ابن هشام، ج۳، ص۱۷۹؛ کنزالعمال، ج۱۳، ص۶۳۲، ح۳۷۶۰۰ و ۳۷۶۰۱.</ref>.
[[دلیری]] او آن چنان پیامبر را به [[خنده]] واداشت که پیامبر {{صل}} را تا آن [[زمان]] آن‌گونه خندان ندیده بودند<ref>سیره ابن هشام، ج۳، ص۱۷۹؛ کنزالعمال، ج۱۳، ص۶۳۲، ح۳۷۶۰۰ و ۳۷۶۰۱.</ref>.


[[پیامبر اسلام]] {{صل}} به این زنان فرمودند: برای شما هم مکانی مثل مردانتان در [[بهشت]] است<ref>شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۳، ص۳۸۸.</ref>.
[[پیامبر اسلام]] {{صل}} به این زنان فرمودند: برای شما هم مکانی مثل مردانتان در [[بهشت]] است<ref>شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۳، ص۳۸۸.</ref>.
با ذکر این مقدمه نسبتاً طولانی روشن است که [[زنان]] در طول [[تاریخ اسلام]] در پرتو حمایت‌های همه جانبه [[اسلام]] [[عزیز]] نه تنها نقش بیدارکننده، تأییدکننده، و آرام‎کننده مردان [[فداکار]] و [[مجاهد]] را داشته‌اند، بلکه خود با حضور آگاهانه جایگاه اصلی خود را در [[تاریخ]] به [[اثبات]] رسانیده‌اند.<ref>[[ملیحه خادری|خادری، ملیحه]]، [[زنان در نهضت عاشورا (مقاله)|مقاله «زنان در نهضت عاشورا»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۹ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۹]] ص ۱۵.</ref>
== [[موقعیت اجتماعی زنان]] ==


== مشارکت زنان در زندگی اجتماعی ==
با ذکر این مقدمه نسبتاً طولانی روشن است که [[زنان]] در طول [[تاریخ اسلام]] در پرتو حمایت‌های همه جانبه [[اسلام]] عزیز نه تنها نقش بیدارکننده، تأییدکننده و آرام‎کننده مردان فداکار و [[مجاهد]] را داشته‌اند، بلکه خود با حضور آگاهانه جایگاه اصلی خود را در [[تاریخ]] به [[اثبات]] رسانیده‌اند<ref>[[ملیحه خادری|خادری، ملیحه]]، [[زنان در نهضت عاشورا (مقاله)|مقاله «زنان در نهضت عاشورا»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۹ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۹]]، ص ۱۵.</ref>.


== [[احترام به مقام زن]] ==
== جستارهای وابسته ==
 
* [[حقوق زن]]
== بهترین و بدترین زنان ==
 
== معناشناسی ==
«[[زن]]» در برابر «[[مرد]]» در معنای عام خود شامل جنس مؤنث در هر سنی می‌گردد<ref>دهخدا، لغتنامه، ۸/۱۱۳۹۴.</ref> و مترادف «مرأة» در زبان عربی است و جمع آن «[[زنان]]» مترادف «[[نساء]]» می‌باشد<ref>دهخدا، لغتنامه، ۱۳/۱۹۸۴۶.</ref>.<ref>[[فرشته مقوم|مقوم، فرشته]]، [[زن - مقوم (مقاله)| مقاله «زن»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۶]]، ص۵۱ ـ ۶۰.</ref>
 
== پیشینه ==
[[تاریخ]] [[جوامع بشری]] نشان می‌دهد زن در بسیاری از جامعه‌های نخستین جایگاه و منزلتی نداشت و دارای [[ارزش انسانی]] و [[استقلال]] وجودی نبود و اندک [[ارزش]] او نیز به دلیل تداوم نسل، خدمت به مردان و برطرف‌کردن نیازهای جنسی و [[عاطفی]] آنان بوده است<ref>لوبون، تمدن اسلام و عرب، ۵۰۷–۵۲۲؛ دورانت، تاریخ تمدن، ۱/۴۸–۵۴.</ref>. در غرب باستان، [[زن]] دارای [[کرامت]] و [[شخصیت]] [[انسانی]] مستقلی نبود و نه تنها مالک چیزی نمی‌شد<ref>نوری، یحیی، حقوق زن دراسلام و جهان، ۱۱–۱۲.</ref> بلکه خود نیز [[ملک]] مرد به حساب می‌آمد. در یونان باستان نیز زنان را هبه، [[اجاره]] یا [[خرید و فروش]] می‌کردند و [[زندگی]] و [[مرگ]] آنان به خواست مرد وابسته بود<ref>دورانت، تاریخ تمدن، ۱/۴۹–۵۲.</ref>. در [[دین یهود]] مردان بر زنان چیره بودند و زن انسانی معرفی می‌شد که برای خدمت به [[مرد]] [[آفریده]] شده‌ است<ref>کتاب مقدس، تورات، سفر پیدایش، ب۳، ۱–۱۶.</ref>؛ از این‌رو نزد [[یهودیان]] خرید و فروش زن امر نکوهیده‌ای نبود.<ref>کتاب مقدس، تورات، خروج، ب۱۵، ۲۲.</ref> این روند در صدر [[مسیحیت]] [[تغییر]] اندکی کرد؛ اما [[دین مسیحیت]] محدودیت‌های دیگری برای زن ایجاد کرد<ref>کونگ، زن در مسیحیت، ۳۶–۳۷.</ref>. مسیحیت، [[آفرینش]] زن را برای مرد و زن را تابع شوهر می‌داند<ref>کتاب مقدس، انجیل، نامه اول پولس، ۳، ۷، ۸ و ۹.</ref>؛ زن در همه جوانب پایین‌تر از مرد است و به مردان توصیه می‌شود از زنان اجتناب کنند<ref>کونگ، زن در مسیحیت، ۵۵–۵۷.</ref>.
 
در اروپای قرون وسطا زن بازیچه مرد بود و به [[اعتقاد]] [[کلیسای کاتولیک]]، به استثنای [[حضرت مریم]]{{ع}}، [[روح]] [[زنان]] حالت بین [[انسان]] و حیوان دارد<ref>علویقی، زن در آئینه تاریخ، ۳۷.</ref>. پس از قرن‌ها خفقان شدید دربارۀ زنان، حامیان [[حقوق زن]] در اروپا تصمیم گرفتند فاصله بسیار زیاد میان [[زن]] و مرد را بردارند. در [[قرن]] هفدهم طرفداران [[آزادی]] زنان، [[شعار]] کسب [[حق]] [[تحصیل علم]] و [[آموزش]] سر دادند که این تلاش‌ها در نهایت پس از [[انقلاب]] فرانسه (۱۷۸۹م) به شکل‌گیری [[نهضت]] زنان انجامید<ref>حکیم‌پور، حقوق زن در کشاکش سنت و تجدد، ۳۶۴–۳۶۵.</ref>. در پایان قرن نوزدهم، دولت‌های اروپایی نهضت احیای [[حقوق زنان]] را برپا کردند<ref>دورانت؛ لذات فلسفه، ۱۴۸–۱۵۴.</ref>؛ نهضتی که ادعای [[رهایی]] [[زن]] از محجوریت و اعطای حق [[مالکیت]] و [[تصرف در اموال]] و [[حقوق]] مساوی با مرد را داشت<ref>میشل، جنبش اجتماعی زنان، ۷۳–۷۶.</ref>.
 
در جزیرةالعرب پیش از [[اسلام]]، [[زنان]] از بسیاری [[حقوق اجتماعی]] و فردی از جمله از [[حق]] [[ارث]] [[محروم]] بودند<ref>طباطبایی، المیزان، ۲/۲۶۷–۲۶۸؛ ۱۲/۲۷۶–۲۷۷ و ۲۰/۲۱۴.</ref>، فرزند دختر مایه ننگ و سرافکندگی [[خانواده]] محسوب می‌شد<ref>باهنر و هاشمی رفسنجانی، جهان در عصر بعثت، ۱۵.</ref> و به تعبیر [[قرآن کریم]] هنگامی که پدری از تولد دخترش با خبر می‌شد از شدت [[ناراحتی]] رخسارش سیاه می‌شد و به این می‌اندیشید که آیا با [[ذلت]]، دختر را نگه دارد یا اینکه او را زنده به [[گور]] کند<ref>نحل، ۵۸–۵۹.</ref>.
 
با وجود بهتر بودن شرایط [[اجتماعی]] [[زن]] در ایران باستان، از دید متون پهلوی، نگاه [[دین زرتشت]] به زن به عنوان مظهر [[شیطانی]] و [[گناه]] و مهم‌ترین [[فلسفه وجودی]]ِ وی زایش مرد است<ref>جعفری و دیگران، زن در هستی‌شناسی زرتشتی، ۱۰۵–۱۲۲.</ref>، زن در عمل در مقابل مرد در [[مقام]] ثانوی قرار داشت<ref>ویسهوفر، ایران باستان، ۲۲۴.</ref>. در ایران پس از اسلام نیز با همه تأکیدات قرآن کریم و [[پیامبر اکرم]]{{صل}} دربارۀ جایگاه زن، با گذشت [[زمان]] بسیاری از ایرانیانِ تازه مسلمان‌ شده، [[آموزه‌های دینی]] را به فراموشی سپردند و [[حقوقی]] که زنان در صدر اسلام داشتند، به مرور از آنان سلب شد و در دوره‌های گوناگون [[تاریخ]] ایران به دلیل شرایط اجتماعی و جغرافیایی، زنان حضور اجتماعی کم‌رنگی داشتند<ref>معماریانی و دشتی، زن در دوره خوارزمشاهیان، ۱۲۶؛ ناجی‌راد، موانع مشارکت زنان در فعالیتهای سیاسی، ۲۰۰.</ref>. در دوران [[صفویه]] با وجود [[مراقبت]] بر جدا بودن [[حریم]] زنان و مردان،<ref>راوندی، تاریخ اجتماعی ایران، ۳/۷۰۳؛ تقوی و موسوی، بررسی حضور اجتماعی زنان، ۸۵.</ref> نشانه‌های متعددی از حضور [[اجتماعی]] و [[سیاسی]] زنان در پشت پرده [[حریم خصوصی]] آنان در دست است<ref>فلسفی، زندگانی شاه‌عباس اول، ۳۰/۵۴؛ دنیاری، وضعیت اجتماعی زنان در دوره صفوی، ۲۵.</ref>.<ref>[[فرشته مقوم|مقوم، فرشته]]، [[زن - مقوم (مقاله)| مقاله «زن»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۶]]، ص۵۱ – ۶۰.</ref>
 
== [[جایگاه زن]] در [[اسلام]] ==
بر اساس [[آیات قرآن کریم]]، [[زن]] و مرد از نظر گوهر هستی و [[حقیقت]] وجودی، یکسان‌اند و ملاک [[برتری]] آنان نه جنسشان، بلکه تقواست<ref>سوره نساء، آیه ۱۲۴؛ سوره نحل، آیه ۹۷.</ref>، [[اسلام]] زن را در رسیدن به کمال [[معنوی]] برابر دانسته و [[آزار]] او را نکوهش کرده<ref>سوره نور، آیه ۳۳؛ سوره احزاب، آیه ۳۵.</ref> و برای آنان [[حق]] [[بیعت]] قائل شده‌ است<ref>سوره ممتحنه، آیه ۱۲.</ref>. [[قرآن کریم]] از [[ظلم و ستم]] به [[زنان]] و زنده به‌گور کردن [[دختران]] جلوگیری کرد و به آنان [[احترام]] گذاشت، آنان را صاحب [[ارث]] دانست<ref>سوره نساء، آیه ۱۱ و ۱۲.</ref> و [[حجاب]] را برای مصونیت آنان از نامحرمان [[واجب]] برشمرد<ref>سوره نور، آیه ۳۱.</ref>.
 
[[پیامبر اکرم]]{{صل}} دختران را بهترین [[فرزندان]] [[انسان]] شمرد<ref>نوری، میرزاحسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ۱۵/۱۱۴–۱۱۶.</ref> و زنان توانستند در صدر اسلام در صحنه‌های مختلف [[فرهنگی]] و [[اجتماعی]] از جمله در بیعت با [[پیامبر]]{{صل}} در [[عقبه]] و [[بیعت رضوان]]<ref>ابن‌عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ۴/۱۷۷۶ و ۱۹۴۸؛ ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۸/۱–۲.</ref>، در [[هجرت به حبشه]]<ref>ابن‌کثیر، البدایة و النهایه، ۳/۶۶.</ref>، در [[هجرت به مدینه]]<ref>آیتی، تاریخ پیامبر اسلام، ۱۸۲–۱۸۳.</ref> و حتی در [[جهاد با دشمن]]<ref>ابن‌عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ۴/۱۹۴۷.</ref>، همراه با دیگر [[مسلمانان]] حاضر شوند. [[امامان معصوم]]{{ع}} نیز همواره برای زنان احترام قائل بودند. [[امام‌ صادق]]{{ع}} بیشترین [[خیر و خوبی]] را در وجود [[بانوان]] دانسته‌است<ref>حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعه، ۲۰/۲۴.</ref>. در مجموع اسلام، [[مقام]] و موقعیت [[انسانی]] زن را [[تکریم]] کرد و زمینه [[رشد]] و تعالی او را فراهم کرد و زنان از [[شخصیت حقوقی]]، اجتماعی و [[سیاسی]] نسبتاً متمایز از گذشته برخوردار شدند<ref>لوبون، تمدن اسلام و عرب، ۵۱۲–۵۱۷.</ref> و زنانی چون [[فاطمه زهرا]]{{س}} و [[زینب کبری]]{{س}} در مقام انسان‌هایی دارای [[شأن]] و [[منزلت]] کامل، می‌توانند مدارج کمال را طی و در بنای [[جامعه اسلامی]] نقش مهمی ایفا کنند<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۲/۲۷۴–۲۷۵ و ۱۴/۶۰.</ref>.<ref>[[فرشته مقوم|مقوم، فرشته]]، [[زن - مقوم (مقاله)| مقاله «زن»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۶]]، ص۵۱ ـ ۶۰.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۱۰۲: خط ۷۸:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:زن]]
[[رده:خانواده]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۸ اکتبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۲۵

«زن» در برابر «مرد» در معنای عام خود شامل جنس مؤنث در هر سنی می‌گردد. اسلام ارزش از دست رفته زنان را به آنان بازگرداند. بر اساس آیات قرآن، زن و مرد از نظر گوهر هستی و حقیقت وجودی، یکسان‌اند و ملاک برتری آنان نه جنسشان، بلکه تقواست. قرآن کریم از ظلم و ستم به زنان و دختران جلوگیری کرد و به آنان احترام گذاشت و حجاب را برای مصونیت آنان از نامحرمان واجب برشمرد. پیامبر اکرم(ص) دختران را بهترین فرزندان انسان شمرد و زنان توانستند در صدر اسلام در صحنه‌های مختلف فرهنگی و اجتماعی همراه با دیگر مسلمانان حاضر شوند.

معناشناسی

«زن» در برابر «مرد» در معنای عام خود شامل جنس مؤنث در هر سنی می‌گردد[۱] و مترادف «مرأة» در زبان عربی است و جمع آن «زنان» مترادف «نساء» می‌باشد[۲].[۳]

پیشینه

تاریخ جوامع بشری نشان می‌دهد زن در بسیاری از جامعه‌های نخستین جایگاه و منزلتی نداشت و دارای ارزش انسانی و استقلال وجودی نبود و اندک ارزش او نیز به دلیل تداوم نسل، خدمت به مردان و برطرف‌کردن نیازهای جنسی و عاطفی آنان بوده است[۴]. در غرب باستان، زن دارای کرامت و شخصیت انسانی مستقلی نبود و نه تنها مالک چیزی نمی‌شد[۵] بلکه خود نیز ملک مرد به حساب می‌آمد. در یونان باستان نیز زنان را هبه، اجاره یا خرید و فروش می‌کردند و زندگی و مرگ آنان به خواست مرد وابسته بود[۶]. در دین یهود مردان بر زنان چیره بودند و زن انسانی معرفی می‌شد که برای خدمت به مرد آفریده شده‌ است[۷]؛ از این‌رو نزد یهودیان خرید و فروش زن امر نکوهیده‌ای نبود.[۸] این روند در صدر مسیحیت تغییر اندکی کرد؛ اما دین مسیحیت محدودیت‌های دیگری برای زن ایجاد کرد[۹]. مسیحیت، آفرینش زن را برای مرد و زن را تابع شوهر می‌داند[۱۰]؛ زن در همه جوانب پایین‌تر از مرد است و به مردان توصیه می‌شود از زنان اجتناب کنند[۱۱].

در اروپای قرون وسطا زن بازیچه مرد بود و به اعتقاد کلیسای کاتولیک، به استثنای حضرت مریم(ع)، روح زنان حالت بین انسان و حیوان دارد[۱۲]. پس از قرن‌ها خفقان شدید دربارۀ زنان، حامیان حقوق زن در اروپا تصمیم گرفتند فاصله بسیار زیاد میان زن و مرد را بردارند. در قرن هفدهم طرفداران آزادی زنان، شعار کسب حق تحصیل علم و آموزش سر دادند که این تلاش‌ها در نهایت پس از انقلاب فرانسه (۱۷۸۹م) به شکل‌گیری نهضت زنان انجامید[۱۳]. در پایان قرن نوزدهم، دولت‌های اروپایی نهضت احیای حقوق زنان را برپا کردند[۱۴]؛ نهضتی که ادعای رهایی زن از محجوریت و اعطای حق مالکیت و تصرف در اموال و حقوق مساوی با مرد را داشت[۱۵].

در جزیرةالعرب پیش از اسلام، زنان از بسیاری حقوق اجتماعی و فردی از جمله از حق ارث محروم بودند[۱۶]، فرزند دختر مایه ننگ و سرافکندگی خانواده محسوب می‌شد[۱۷] و به تعبیر قرآن کریم هنگامی که پدری از تولد دخترش با خبر می‌شد از شدت ناراحتی رخسارش سیاه می‌شد و به این می‌اندیشید که آیا با ذلت، دختر را نگه دارد یا اینکه او را زنده به گور کند[۱۸].

با وجود بهتر بودن شرایط اجتماعی زن در ایران باستان، از دید متون پهلوی، نگاه دین زرتشت به زن به عنوان مظهر شیطانی و گناه و مهم‌ترین فلسفه وجودیِ وی زایش مرد است[۱۹]، زن در عمل در مقابل مرد در مقام ثانوی قرار داشت[۲۰]. در ایران پس از اسلام نیز با همه تأکیدات قرآن کریم و پیامبر اکرم(ص) دربارۀ جایگاه زن، با گذشت زمان بسیاری از ایرانیانِ تازه مسلمان‌ شده، آموزه‌های دینی را به فراموشی سپردند و حقوقی که زنان در صدر اسلام داشتند، به مرور از آنان سلب شد و در دوره‌های گوناگون تاریخ ایران به دلیل شرایط اجتماعی و جغرافیایی، زنان حضور اجتماعی کم‌رنگی داشتند[۲۱]. در دوران صفویه با وجود مراقبت بر جدا بودن حریم زنان و مردان،[۲۲] نشانه‌های متعددی از حضور اجتماعی و سیاسی زنان در پشت پرده حریم خصوصی آنان در دست است[۲۳].[۲۴]

جایگاه زن در اسلام

بر اساس آیات قرآن کریم، زن و مرد از نظر گوهر هستی و حقیقت وجودی، یکسان‌اند و ملاک برتری آنان نه جنسشان، بلکه تقواست[۲۵]، اسلام زن را در رسیدن به کمال معنوی برابر دانسته و آزار او را نکوهش کرده[۲۶] و برای آنان حق بیعت قائل شده‌ است[۲۷]. قرآن کریم از ظلم و ستم به زنان و زنده به‌گور کردن دختران جلوگیری کرد و به آنان احترام گذاشت، آنان را صاحب ارث دانست[۲۸] و حجاب را برای مصونیت آنان از نامحرمان واجب برشمرد[۲۹].

پیامبر اکرم(ص) دختران را بهترین فرزندان انسان شمرد[۳۰] و زنان توانستند در صدر اسلام در صحنه‌های مختلف فرهنگی و اجتماعی از جمله در بیعت با پیامبر(ص) در عقبه و بیعت رضوان[۳۱]، در هجرت به حبشه[۳۲]، در هجرت به مدینه[۳۳] و حتی در جهاد با دشمن[۳۴]، همراه با دیگر مسلمانان حاضر شوند. امامان معصوم(ع) نیز همواره برای زنان احترام قائل بودند. امام‌ صادق(ع) بیشترین خیر و خوبی را در وجود بانوان دانسته‌است[۳۵]. در مجموع اسلام، مقام و موقعیت انسانی زن را تکریم کرد و زمینه رشد و تعالی او را فراهم کرد و زنان از شخصیت حقوقی، اجتماعی و سیاسی نسبتاً متمایز از گذشته برخوردار شدند[۳۶] و زنانی چون فاطمه زهرا(س) و زینب کبری(س) در مقام انسان‌هایی دارای شأن و منزلت کامل، می‌توانند مدارج کمال را طی و در بنای جامعه اسلامی نقش مهمی ایفا کنند[۳۷].[۳۸]

ارزش‌مندی زنان در اسلام

در اسلام شأن و منزلت زن بسان مرد عظیم است و خداوند در آیات متعدد قرآنی به این مهم اشاره فرموده است؛ چراکه خیل انسان‌ها، به وجود آمده از یک زن و یک مرد به نام آدم (ع) و حوا (س) است ـ چه مؤمن و چه کافر ـ همه از یک پدر و مادر به دنیا آمده‌اند: ﴿يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى...[۳۹]؛ ﴿... فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنْثَى[۴۰]. فقط بر اساس حکمت، موهبت‌های خاصی به مرد و زن بر اساس ظرفیت‌هایشان عطا شده است؛ مثلاً بعضی لطافت‌ها و ظرافت‌ها در جنس زن از طرف پروردگار به ودیعه گذارده شده که در مردان کمتر به چشم می‌خورد.

بنابراین، در اصل کرامت انسانی، زن و مرد یکسانند و آن‎ها که مقام والای زن را تحقیر می‌کنند، از تعالیم عالی اسلامی بهره‌ای نبرده‌اند، قبل از اسلام به اقتضای جاهلیت جسم زن را زنده زنده به خاک می‌سپردند. به گمان اینکه دلتنگ می‌شدند و از این عار، روی از قوم خود پنهان می‌داشتند و به فکر می‌افتادند که آیا دختر را با ذلت و خواری نگه دارند، یا زنده به گور کنند. البته قرآن می‌فرماید: «عاقلان آگاه باشند که آنها بسیار بد می‌کردند»: ﴿وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ * أَلَا سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ[۴۱].

و هنوز هم هستند کسانی که این موجود لطیف و موهبت بزرگ الهی، موجب آرامش خاطر و مودت و رأفت، عالی‌ترین مراتب دوستی و صفا را به بازیچه‌ای مبدل کرده و او را ملعبه دست هوسرانان بی‌مروت قرار می‌دهند. این گونه بهره‌برداری خودخواهانه، نمونه‌ای دیگر از همان جاهلیت است که شکل مدرن به خود گرفته و هستی پرارزش زن را به کالایی فاقد ارزش مبدل کرده است و از این اشرف مخلوقات (انسان) موجودی پوچ و بی‌هویت ساخته است. مگر نه این است که زن هرزه در روزگار امروز در هر جامعه و هر طرز فکری که باشد، حتی در نزد مردان هرزه، کالایی یک بار مصرف تلقی می‌شود، این وضع نابسامان جامعه مدرن امروز در مورد زن، بهتر از زنده به گور کردن دختران در عصر جاهلیت نیست!

استفاده ابزاری از زن در امور مختلف اجتماعی از قبیل: تبلیغات، سینما، و حتی به‌کارگیری و اشتغال بدون رعایت کرامت‌های والای انسانی او که متأسفانه در بعضی جوامع اسلامی هم دیده می‌شود، یک نوع نابود ساختن زنان است. آنها که شخصیت والای زن را از وی ستانده‌اند و او را پست و حقیر و لجام گسیخته در تصرف بی‌چون و چرای مردان هرزه قرار داده‌اند. در حقیقت مهر عدم بر وجود زن زده‌اند، آیا این گونه نگرش به زن چه تفاوتی با نگاه به کالاهای مصرفی دارد؟

ارزش زن به همت والای او بستگی دارد که خویشتن را بشناسد و با درک شخصیت خود به هویت ارزشمند انسانی خویش که در قرآن بدان اشاره شده، پی ببرد و بفهمد که در مرتبه‌ای واحد با مردان قرار دارد؛ به شرط آنکه مسئولیت خود را بداند و در زندگی به آن عمل کند.

قرآن مجید به شکل هم‌طراز و مساوی با مرد بیان واقعیت کرده: مردان مسلمان و زنان مسلمان و مردان مؤمن و زنان مؤمن، و مردان و زنان اهل طاعت و عبادت و مردان و زنان راستگوی، و مردان و زنان صابر و مردان و زنان خدا ترس خاشع، و مردان و زنان خیرخواه مسکین‌نواز، و مردان و زنان با حفاظ خوددار از تمایلات حرام، و مردان و زنانی که یاد خدا بسیار کنند، خدا بر همه آنها مغفرت و پاداش بزرگ مهیا ساخته است: ﴿إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ...[۴۲].

خلاصه، طبق رهنمود قرآن، زن برای رسیدن به قله منیع شرافت چیزی از مرد کم ندارد: ﴿إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ...[۴۳]، بلکه در تکامل بشر، نقش ارزنده‌تر از مرد دارد؛ زیرا مردان برجسته تاریخ از دامان زنان پاکدامن به اوج کمال رسیده‌اند. بسیارند زنان تکامل یافته در طول تاریخ که کمال و عظمت خود را بر مردان تحمیل کرده‌اند: آسیه بنت مزاحم، همسر مؤمنه و خداپرست فرعون، نمونه‌ای از آنهاست. وقتی صندوق کودک (موسی) را در آب دید، فرعون اراده کرد تا بچه را بکشد، آسیه مانع شد و گفت: تو گفتی هر کودک زیر یک سال را هر کجا یافتند بکشند! و حال آنکه این کودک از یک سال بیشتر دارد، اگر او را بکشی تو را سرزنش خواهند کرد[۴۴].

این بانوی بزرگ، با ایفای نقش خود، زمینه‌ساز نهضتی بزرگ شد که توسط موسی (ع) مسیر اجتماع را دگرگون ساخت، مبارزه با فرعون‌ها برای رسیدن به کمال و عزت انسانی از دست رفته! گفت: مبادا آن شود که منجّمان گفته‌اند، این پسر همان باشد که تاج و تخت ما را نابود کند؟ آسیه با خونسردی گفت: نگران نباش کسی را که ما در دامان خودمان پرورش دهیم، هرگز آن نمی‌شود!

پس در ایدئولوژی اسلامی، زن هم به مثل مرد مسئول و مکلف است: ﴿فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لَا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأُوذُوا فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ثَوَابًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ[۴۵]؛ ﴿وَلَا تَتَمَنَّوْا مَا فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا[۴۶]. بلکه زودتر از مردان به این کمال می‌رسد، که خداوند او را در نه سالگی شایسته واگذاری مسئولیت دانسته است و مردان را در پانزده سالگی! کدامین شریعت و کدام طرز تفکر به اندازه اسلام به زن کرامت بخشیده؟ نقل داستان با شکوه مریم(س) آن بانوی پاکدامن، ساره، هاجر و حتی بلقیس (ملکه‌ای از دودمان پادشاهان کشور سبأ در زمان حضرت سلیمان بن داود) که به تعبیر قرآن کریم در مقابل پیامبر خدا (سلیمان) سر تسلیم فرود آورد، اینها همه حاکی از شخصیت‌پردازی اسلام به جنس زن است و این داستان‌ها دلالت بر ظرفیت‌های بالای انسانی زن دارد.

چه کسی می‌تواند نقش ایثار خدیجه‌(س) را در پیشبرد اسلام انکار کند؟ او مصداق آیه شریفه قرآنی: ﴿فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ...[۴۷] است.

با پیدایش اسلام، زنان قدم به قدم مثل مردان بلکه جلوتر از مردان؛ در صحنه‌های مختلف سیاسی اسلام حضور فعال داشته‌اند، خدیجه کبری (س) اولین زنی بود که اسلام آورد[۴۸] و سمیه اولین کسی بود که در راه اسلام شهید شد[۴۹].

این رکورد و افتخار همیشه برای زن خواهد ماند، هم در اسلام آوردن و هم در حفظ و حراست از آن؛ یعنی شهادت، از مردان پیشی گرفته‌اند! در مقام شامخ خدیجه (س) همین بس که جبرئیل پیام‌آور الهی بر او سلام می‌فرستاد[۵۰]. هیچ ممنوعیت شرعی برای حضور فعال زنان در عرصه‌های مختلف که احساس تکلیف شود، وجود ندارد[۵۱].

حضور فعال زنان در نماز عید در زمان پیامبر[۵۲] و یا حضور چشمگیر در غزوه‌ها[۵۳] و مداوای زخم‌دیدگان و آبرسانی و پشتیبانی از رزمندگان در صدر اسلام تجربه شده است.

البته باید خاطر نشان نمود که این حضورها با رعایت شئونات کمالی زنان صورت می‌گرفته است. خانمی از پیغمبر سؤال کرد: اگر زنی پوششی نداشته باشد که خود را بپوشاند آیا مانعی ندارد که از منزل بیرون بیاید و در امور خیر اسلامی شرکت کند؟! پیامبر (ص) فرمود: نه، نمی‌تواند بدون پوشش بیرون بیاید، باید دوستش او را از لباس‌های خود بپوشاند. آنگاه در کارهای خیر و در دعوت مؤمنان حاضر گردد[۵۴].

شجاعت زنان در غزوات پیامبر چیزی نیست که در تاریخ مخفی مانده باشد؛ زیرا تاریخ اسلام سرشار است از رشادت‌ها و ایثارگری‌های بانوان، سرگذشت نسیبه (ام عامر) بسیار شنیدنی است: در جنگ احد برای آب رسانی در معرکه حضور یافته بود، لشکر اسلام پیروز شده بود، ناگاه ورق برگشت (به خاطر سهل‌انگاری مسلمانان) پیروزی به شکست مبدل شد با حمله غافلگیرانه خالد خیلی‌ها فرار کردند[۵۵]. ولی نسیبه مثل شیر غرش می‌کرد و مدام از پیامبر دفاع می‌کرد، و چون شمع دور وجود پیامبر می‌گردید[۵۶]. پیامبر در حق او دعا کردند، که خدا او را در بهشت ملازم حضرتش قرار دهد[۵۷]. منظره دفاع جانانه این زن شجاع از پیامبر آن چنان بود که حیرت‌آور بود؛ زیرا با شمشیر بر دشمن حمله می‌کرد، دشمنی که پسرش را مجروح ساخته بود و با ضربه‌ای محکم به ساق پایش، وی را نقش بر زمین ساخت! پیامبر از این همه جسارت به خنده افتاد، به طوری که دندان‌های عقب ایشان آشکار شد «فَضَحِكَ حَتَّى بَدَتْ نَوَاجِذُهُ» در صورتی که خنده‌های پیامبر از حد تبسم تجاوز نمی‌کرد[۵۸]. پیامبر در تمجید این بانوی فداکار فرمودند: مقام نسیبه در احد، بالاتر بود از مقام فلانی و فلانی[۵۹].

پایداری خانمی دیگر به نام حمنه (حمن) خواهر عبدالله بن جحش، خواهر زینب همسر پیامبر را ببینید! خدمت پیامبر (ص) می‌رسید، در حالی که دایی و برادر و شوهرش در احد شهید شده بودند، پیامبر (ص) فرمودند: ای حمنه! این را به حساب خدا بگذار "احتسبی هذا على الله" کنایه از این که کسی از تو کشته شده. حمنه با قلبی آرام و خاطری جمع گفت: چه کسی را ای رسول خدا؟ فرمود: دایی‌ات حمزه را! دایی‌ام حمزه را؟! مگر او را کشته‌اند؟! فرمود: آری. حمنه با اندوه فراوان و آه سردی گفت: ﴿إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ. بار دوم پیامبر فرمودند: باز هم به حساب خدا بگذار! عرض کرد که را؟ فرمود: برادرت عبدالله را[۶۰]! حمنه، پس از استرجاع گفت: خدای رحمتش کند، شهادت گوارایش[۶۱]. برای بار سوم فرمود: به شمار آر! گفت که را؟ فرمود: شوهرت مصعب را! بی‌اختیار گریست و قطره‌های اشک بر گونه‌های مقاومش فرو ریخت، با قلبی آکنده از حزن و اندوه برای شوهرش دعا کرد و خود را به رضای خدا تسلیم نمود[۶۲].

این گونه استقامت در مقابل مصیبت‌ها در جنگ‌ها از قِبَل زنان بسیار است[۶۳].

حضرت فاطمه زهرا (س) نیز در جنگ احد با چهارده نفر دیگر برای مداوای زخمی‌ها و ملاقات پیامبر به معرکه احد آمدند[۶۴].

صفیه خواهر حمزه، عمه بزرگوار پیامبر[۶۵] در غزوات شرکت فعالی داشت، در جنگ خندق چشمش به فرد جاسوسی از یهودیان افتاد. مردی به نام حسان از مسلمانان کنار صفیه بود، به او گفت: حسابش را برس! گفت: مگر به تنهایی می‌شود؟ صفیه خونش به جوش آمد، ستون خیمه را برداشت، چنان با او نبرد کرد، که بالأخره او را کشت! و با فداکاری خود ثابت کرد. او نخستین زنی است که مردی را به خاک و خون افکنده است.

دلیری او آن چنان پیامبر را به خنده واداشت که پیامبر (ص) را تا آن زمان آن‌گونه خندان ندیده بودند[۶۶].

پیامبر اسلام (ص) به این زنان فرمودند: برای شما هم مکانی مثل مردانتان در بهشت است[۶۷].

با ذکر این مقدمه نسبتاً طولانی روشن است که زنان در طول تاریخ اسلام در پرتو حمایت‌های همه جانبه اسلام عزیز نه تنها نقش بیدارکننده، تأییدکننده و آرام‎کننده مردان فداکار و مجاهد را داشته‌اند، بلکه خود با حضور آگاهانه جایگاه اصلی خود را در تاریخ به اثبات رسانیده‌اند[۶۸].

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. دهخدا، لغتنامه، ۸/۱۱۳۹۴.
  2. دهخدا، لغتنامه، ۱۳/۱۹۸۴۶.
  3. مقوم، فرشته، مقاله «زن»، دانشنامه امام خمینی ج۶، ص۵۱ ـ ۶۰.
  4. لوبون، تمدن اسلام و عرب، ۵۰۷–۵۲۲؛ دورانت، تاریخ تمدن، ۱/۴۸–۵۴.
  5. نوری، یحیی، حقوق زن دراسلام و جهان، ۱۱–۱۲.
  6. دورانت، تاریخ تمدن، ۱/۴۹–۵۲.
  7. کتاب مقدس، تورات، سفر پیدایش، ب۳، ۱–۱۶.
  8. کتاب مقدس، تورات، خروج، ب۱۵، ۲۲.
  9. کونگ، زن در مسیحیت، ۳۶–۳۷.
  10. کتاب مقدس، انجیل، نامه اول پولس، ۳، ۷، ۸ و ۹.
  11. کونگ، زن در مسیحیت، ۵۵–۵۷.
  12. علویقی، زن در آئینه تاریخ، ۳۷.
  13. حکیم‌پور، حقوق زن در کشاکش سنت و تجدد، ۳۶۴–۳۶۵.
  14. دورانت؛ لذات فلسفه، ۱۴۸–۱۵۴.
  15. میشل، جنبش اجتماعی زنان، ۷۳–۷۶.
  16. طباطبایی، المیزان، ۲/۲۶۷–۲۶۸؛ ۱۲/۲۷۶–۲۷۷ و ۲۰/۲۱۴.
  17. باهنر و هاشمی رفسنجانی، جهان در عصر بعثت، ۱۵.
  18. نحل، ۵۸–۵۹.
  19. جعفری و دیگران، زن در هستی‌شناسی زرتشتی، ۱۰۵–۱۲۲.
  20. ویسهوفر، ایران باستان، ۲۲۴.
  21. معماریانی و دشتی، زن در دوره خوارزمشاهیان، ۱۲۶؛ ناجی‌راد، موانع مشارکت زنان در فعالیتهای سیاسی، ۲۰۰.
  22. راوندی، تاریخ اجتماعی ایران، ۳/۷۰۳؛ تقوی و موسوی، بررسی حضور اجتماعی زنان، ۸۵.
  23. فلسفی، زندگانی شاه‌عباس اول، ۳۰/۵۴؛ دنیاری، وضعیت اجتماعی زنان در دوره صفوی، ۲۵.
  24. مقوم، فرشته، مقاله «زن»، دانشنامه امام خمینی ج۶، ص۵۱ – ۶۰.
  25. سوره نساء، آیه ۱۲۴؛ سوره نحل، آیه ۹۷.
  26. سوره نور، آیه ۳۳؛ سوره احزاب، آیه ۳۵.
  27. سوره ممتحنه، آیه ۱۲.
  28. سوره نساء، آیه ۱۱ و ۱۲.
  29. سوره نور، آیه ۳۱.
  30. نوری، میرزاحسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ۱۵/۱۱۴–۱۱۶.
  31. ابن‌عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ۴/۱۷۷۶ و ۱۹۴۸؛ ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۸/۱–۲.
  32. ابن‌کثیر، البدایة و النهایه، ۳/۶۶.
  33. آیتی، تاریخ پیامبر اسلام، ۱۸۲–۱۸۳.
  34. ابن‌عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ۴/۱۹۴۷.
  35. حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعه، ۲۰/۲۴.
  36. لوبون، تمدن اسلام و عرب، ۵۱۲–۵۱۷.
  37. امام خمینی، صحیفه، ۱۲/۲۷۴–۲۷۵ و ۱۴/۶۰.
  38. مقوم، فرشته، مقاله «زن»، دانشنامه امام خمینی ج۶، ص۵۱ ـ ۶۰.
  39. «ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم.».. سوره حجرات، آیه ۱۳
  40. «و از آن، دو گونه نر و ماده را پدید آورد» سوره قیامه، آیه ۳۹.
  41. «و چون یکی از ایشان را به دختر (دار شدن) نوید دهند چهره‌اش (از خشم) سیاه می‌شود و او (ناگزیر) خشم خود را فرو می‌خورد * هان! بد داوری می‌کنند» سوره نحل، آیه ۵۸-۵۹.
  42. «بی‌گمان خداوند برای مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان مؤمن.».. سوره احزاب، آیه ۳۵.
  43. «فرشتگان بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند، فرود می‌آیند» سوره فصلت، آیه ۳۰.
  44. سوره قصص، آیه ۹ به بعد.
  45. «آنگاه پروردگارشان به آنان پاسخ داد که: من پاداش انجام دهنده هیچ کاری را از شما چه مرد و چه زن -که همانند یکدیگرید- تباه نمی‌گردانم بنابراین بی‌گمان از گناه آنان که مهاجرت کردند و از دیار خود رانده شدند و در راه من آزار دیدند و کارزار کردند یا کشته شدند چشم می‌پوشم و آنان را به بوستان‌هایی در خواهم آورد که از بن آنها جویباران روان است، به پاداشی از نزد خداوند؛ و پاداش نیک (تنها) نزد خداوند است» سوره آل عمران، آیه ۱۹۵.
  46. «و آنچه را که خداوند با آن برخی از شما را بر برخی دیگر برتری داده است آرزو نکنید؛ مردان را از آنچه برای خود به دست می‌آورند بهره‌ای است و زنان را (هم) از آنچه برای خویش به کف می‌آورند بهره‌ای؛ و بخشش خداوند را درخواست کنید که خداوند به هر چیزی داناست» سوره نساء، آیه ۳۲.
  47. «خداوند جهادگران به جان و مال را بر جهادگریزان به پایگاهی (والا) برتری بخشیده.».. سوره نساء، آیه ۹۵.
  48. «أَوَّلُ مَنْ أَسْلَمَ و من امن بالله و رسوله» (سیره ابن هشام، ج۱، ص۲۷۴).
  49. سمیه دختر خیاط به دست ابوجهل که نیزه بر سینه‌اش فرود آورد و شهیدش نمود اولین شهید اسلام است (کنزالعمال، ج۱۳، ص۶۳۰، ح۳۷۵۹۷).
  50. کنزالعمال، ج۱۳، ص۲۷۵.
  51. «...وَ تَوْقِيفِهِمْ عَلَى مَا أَرَادَ مِنْ مَصْلَحَةِ دِينِهِمْ وَ دُنْيَاهُمْ وَ يُخْبِرُهُمْ بِمَا وَرَدَ عَلَيْهِ»، وسائل الشیعة، ج۵، ص۴۰.
  52. اسدالغابة، ج‌۵، ص۱۸۱؛ صحیح بخاری، ج۲، ص۱۸۲؛ وسائل الشیعه، ج۵، ص۱۳۳ و ۱۳۴.
  53. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید سه جلدی، ج۳، ص۳۷۸.
  54. صحیح بخاری، ج۳، ص۱۸۶.
  55. فروغ ابدیت، ج۲، ص۴۶۷؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۳، ص٣۸۹.
  56. سیره ابن هشام، ج۳، ص۴۵.
  57. « اللّهُمَّ اجعَلهُم رُفَقائي فِي الجَنَّةِ».
  58. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۳، ص۳۷۷.
  59. « لمقام نسیبة بِنْتِ کعب الیوم خیر مِنْ فُلَانٍ وَ فُلَانٍ»
  60. عبدالله جحش در یک قبر با حمزه دفن شد (سیره ابن هشام، ج۳، ص۶۰).
  61. ... و هنيئاً له الشهادة.
  62. تاریخ طبری، ج۲، ص۷۴؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۳، ص۳۸۸.
  63. سعدیة دختر قیس خودش جنازه دو پسرش را به مدینه برد تا به خاک بسپارد (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۳، ص۳۹۵).
  64. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۳، ص۳۹۴.
  65. صفیة بنت عبدالمطلب، به همراه عاتکه عمه دیگر پیامبر (ص) در بقیع کنار فاطمه ام البنین مادر عباس (ع) دفن است.
  66. سیره ابن هشام، ج۳، ص۱۷۹؛ کنزالعمال، ج۱۳، ص۶۳۲، ح۳۷۶۰۰ و ۳۷۶۰۱.
  67. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۳، ص۳۸۸.
  68. خادری، ملیحه، مقاله «زنان در نهضت عاشورا»، فرهنگ عاشورایی ج۹، ص ۱۵.