روش‌های آموزشی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
 
(۳۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


== روش‌های آموزشی ==
== مقدمه ==
برخی از روش‌های آموزشی [[معصومان]]{{ع}} که به‌واسطۀ آنها محتوای آموزشی خود را به دیگران منتقل می‌کردند عبارت است از:
توجه به ساختار اجتماعی و [[فرهنگ]] کهن هر [[جامعه]] در امر [[تعلیم]]، امری ضروری است. [[اهل‌بیت]]{{عم}} متناسب با ساختار اجتماعی و هویت فرهنگی جامعه عصر خود روش‌هایی را در تعلیم اتخاذ می‌کردند که در ادامه به بارزترین آنها اشاره می‌شود<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۱۳۹.</ref>.


=== روش‌های گفتاری ===
=== روش شفاهی ===
روش‌هایی را گفتاری می‌نامند که در آنها [[معلم]] آموزه‌ها را بیشتر از راه [[سخن گفتن]] به شاگردان منتقل می‌کند. در این بخش، پنج روش از روش‌های گفتاری را بررسی خواهیم کرد.
روش شفاهی، روشی گفتاری و شنیداری است که کتابت و استفاده از ابزارآلات نوشتاری در آن جایی ندارد و مبتنی بر [[قدرت]] حافظه می‌باشد. اهل‌بیت{{عم}} با توجه به شرایط جامعه، در تعلیمات خود غالباً از روش‌های شفاهی بهره می‌بردند. فرهنگ جامعه [[عرب]] فرهنگی شفاهی بود<ref>ر.ک: پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل‌بیت، ص۷۱-۷۶.</ref>. جغرافیای سخت و دشوار [[جزیرةالعرب]]، کوچ‌روی و عدم سکونت بیشتر ساکنان آن، نامناسب بودن وضع معیشتی و مهیا نبودن نیازهای اولیه و فقدان امنیت و [[آرامش]] سبب شده بود که [[اعراب]]، به یادگیری خواندن و نوشتن بی‌توجه باشند؛ از این‌رو خط عربی در آغاز [[اسلام]] به سبب دوری اعراب از [[تمدن]] و شهرنشینی، بسیار ابتدایی و ناقص بود و حتی [[قرآن]] تا [[زمان]] [[تابعان]] به قصد [[تیمّن]] و [[تبرّک]]، با همان رسم‌الخط نامناسب نوشته می‌شد و هیچ تلاشی برای [[تغییر]] و [[اصلاح]] خط صورت نمی‌گرفت<ref>ابن خلدون، مقدمه، ج۲، ص۸۳۱-۸۳۲.</ref>.


==== [[خطابه|روش خطابه]] ====
آگاهی‌های اعراب عمدتاً به روش سینه به سینه منتقل می‌شد و پایبندی به [[ارزش‌ها]] و سنت‌های پدران و نیاکان که همگی به صورت شفاهی به آنها می‌رسید، بسیار شدید بود. این ویژگی‌ها و شرایط فرهنگی و اجتماعی عرب [[جاهلیت]] که در صدر اسلام نیز به قوت خود باقی بود، سبب گردید که اهل‌بیت{{عم}} در انتقال مفاهیم مورد نظر خود بیشتر از روش‌های شفاهی و متناسب با فرهنگ جامعه بهره گیرند تا به نتایج مطلوب دست یابند.


==== روش [[مناظره]] ====
این نکته را نیز باید مدنظر قرار داد که به‌کارگیری روش‌های شفاهی و چهره به چهره در مواجهه با مخاطبانی که با [[تعالیم اسلام]] کاملاً [[بیگانه]] بودند، بیشترین اثر‌گذاری را داشت. افرادی که بیشتر، تحت تأثیر شرایط و اقتضائات [[جامعه]] خود، [[اجتماعی]] شده باشند، درصورتی‌که به هر دلیل، با تغییر و تحولات جدید روبه‌رو شوند، دچار چالشی عمیق و انقلابی درونی خواهند شد<ref>برگر و لوکمان، ساخت اجتماعی واقعیت، ص۲۰۲.</ref>. بر این اساس بهترین و کارآمد‌ترین وسیله تسریع و تسهیل این [[تغییر]]، دستگاه مکالمه شفاهی و ارتباط مستقیم است؛ دستگاه مکالمه و ارتباط مستقیمی که کاملا پیوسته و همساز، به‌کار گرفته شود<ref>برگر و لوکمان، ساخت اجتماعی واقعیت، ص۲۰۷-۲۰۹.</ref>. بنابراین اتخاذ روش شفاهی توسط [[اهل‌بیت]]{{عم}} بسیار منطقی و هدفمند بود. آنها برای انتقال مواد و محتوای تعلیمی خود با روش شفاهی از پنج شیوه به ترتیب و شرح زیر بهره می‌گرفتند<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۱۳۹ ـ ۱۴۱.</ref>:
===== مفهوم‌شناسی =====
مناظره در لغت به معنای بحث و گفتگو و نظر کردن دو نفر با هم در چیزی است<ref>لسان العرب، ماده «نظر».</ref> و در اصطلاح، [[سخن گفتن]] و [[استدلال]] دو نفر درباره چیزی به منظور [[کشف]] [[حقیقت]] آن می‌باشد<ref>دائرةالمعارف فارسی، واژه «مناظره».</ref>. در مناظره دو چیز شرط است: اول اینکه مناظره کنندگان، دست کم، دو نفر باشند و دیگری آن‌که، قصد آن در کشف حقیقت باشد.


مناظره، به معنای نظر کردن و بحث و گفتگو با هم در امری برای [[کشف]] [[حقیقت]] آن است و این غیر از [[جدل]] است که [[هدف]] آن، [[غلبه]] بر دیگری است؛ ولی چون معمولاً در [[مناظره]] از این [[هدف]] [[غفلت]] شده، از مغالطه و دلیل [[باطل]] نیز در آن استفاده می‌شود، به آن [[جدل]] و [[مجادله]] نیز می‌گویند؛ اما آیا [[معصومان]]{{عم}} در مناظره‌های خود از مغالطه و جدل نیز استفاده می‌کردند؟ این پرسشی است که در بحث بعدی به آن خواهیم پرداخت<ref>[[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی]]، ص ۸۸.</ref>.
==== اقراء ====
{{اصلی|اقراء}}
اقراء از [[روش‌های تعلیمی]] صدر اسلام به شمار می‌رود. از آنجا که این روش برخاسته از [[فرهنگ عمومی]] آن [[زمان]] است، مورد تأکید و اهتمام جدی [[اهل‌بیت]]{{عم}}، به ویژه [[پیامبر اکرم]]{{صل}} بود. اقراء به معنی خواندن می‌باشد. اقراء در صدر اسلام را می‌توان به معنی خواندن و ابلاغ حروف ضمیمه شده و مفاهیم جمع شده دانست که به قصد [[تعلیم]] دادن مواد مورد نظر از حفظ یا از روی متن مکتوب عرضه می‌گردید. بررسی [[سیره]] تعلیمی اهل‌بیت{{عم}} نیز مؤید این معنا است.


===== مناظره در [[سیره معصومان]]{{عم}} =====
اقراء مهم‌ترین روشی بود که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در تعالیم خود از آن بهره می‌برد. اقراء روشی برخاسته از فرهنگ جامعه [[عرب]] صدر اسلام بود. اقراء قرآن و [[تعلیم]] [[آموزه‌های اسلامی]] در دوران حضور پیامبر{{صل}} در [[مکه]] با دشواری‌های فراوانی همراه بود.  
مناظره از روش‌هایی است که معصومان{{عم}} از آن، برای [[کشف]] [[حقایق]] [[دینی]] و [[آموزش]] آن به دیگران بهره می‌بردند. مناظره‌های فراوانی از [[پیامبر]]{{صل}} و برخی از [[امامان معصوم]]{{ع}}، [[روایت]] شده است که برخی از آنها را مرحوم [[طبرسی]] در کتاب الاحتجاج، گردآوری کرده است. دیگران نیز برخی از مناظره‌های معصومان{{عم}} را گردآوری و به زبان فارسی ترجمه کرده‌اند<ref>مانند «بحث آزاد در اسلام»، تألیف محمد محمدی ری‌شهری؛ انتشارات دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم، ۱۳۷۲.</ref>.


مناظره‌های پیامبر{{صل}} با [[یهود]]، [[نصاری]] و دهری‌ها، از قبیل [[عبدالله بن ابی‌امیه]]، ابی‌جهل، [[عبدالله بن صوریا]] و...، مناظره‌های [[امام علی]]{{ع}} با [[ابوبکر]] بر سر مسأله [[خلافت]] و [[فدک]]، مناظره امام با اصحاب شوری، [[مهاجران]] و [[انصار]] در فضل و [[برتری]] و سابقه هرکدام در [[اسلام]]، مناظره آن حضرت با [[طلحه]] و [[زبیر]] به هنگام خروج به قصد [[عمره]] و در [[جنگ جمل]]، مناظره امام با [[احبار]] و [[رهبان]] یهود درباره [[خدا]] و معجزه‌های پیامبر، مناظره آن حضرت با ابن الکوا در مورد عدم وجود تناقض در [[قرآن]] و مناظره‌ها سایر [[ائمه]]{{عم}}، به ویژه [[امام صادق]]، [[امام کاظم]] و [[امام رضا]]{{ع}}، از جمله مناظره‌های سیره معصومان{{عم}} است.
[[تشکیل حکومت اسلامی]] در مدینه، آغاز فعالیت‌های گسترده پیامبر{{صل}} در حوزه تعلیمی و [[تبلیغی]] بود. [[دعوت]] سایر [[قبایل]] و سفرهای متعدد اعراب به مدینه جهت اطلاع یافتن از محتوای [[دعوت پیامبر]]{{صل}}، موجب تشویق‌های فراوان ایشان به اقراء قرآن و [[تعلیم]] در کنار [[تعلم]] شد.  


همچنین برخی از [[معصومان]]{{عم}} افزون بر شرکت در مناظره‌ها، برخی از [[اصحاب]] و شاگردان خود را نیز به مناظره [[تشویق]] کرده و آنها را بر این امر تجهیز می‌کردند. [[امام صادق]]{{ع}} به [[عبدالرحمن بن حجاج بجلی]] فرمود: «با [[اهل بدعت]] و رأی، [[مناظره]] کن که من خوش دارم در میان شیعیانم کسانی چون تو را ببینم»<ref>زندگی دوازده امام، ج۲، ص۲۱۳.</ref>.<ref>[[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی]]، ص ۸۹.</ref>
شرایط [[اجتماعی]] و [[سیاسی]] بر بسیاری از جنبه‌های تعلیمی اهل‌بیت{{عم}} مؤثر بود. رقابت سیاسی قرشی‌ها با [[بنی‌هاشم]]، فشار سیاسی [[خلفا]]، فتوحات، پیدایش [[حس]] غنیمت‌جویی و فاصله گرفتن از اهل‌بیت{{عم}} که در فصل بعد به تفصیل به هر یک از آنها پرداخته خواهد شد، همگی از موانعی به‌شمار می‌آیند که فعالیت تعلیمی اهل‌بیت{{عم}} را تحت تأثیر خود قرار دادند؛ اما از آنجا که اقرای قرآن عموماً با منافع دستگاه [[حکومتی]] در تعارض نبود، این بخش از سیره تعلیمی اهل‌بیت{{عم}} از عوامل و موانع مذکور متأثر نشد و بهره‌گیری از روش اقراء در سراسر دوره زندگانی اهل‌بیت{{عم}} دنبال گردید<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص۱۴۱ ـ ۱۴۲.</ref>.


===== مِراء یا مناظره مردود =====
==== مناظره ====
با وجود اینکه مناظره یکی از شیوه‌های [[معصومان]]{{عم}} در [[آموزش دین]] و معرفی آن به دیگران به ویژه مخالفان، است، از برخی از انواع مناظره یعنی مراء، در [[دین]] منع شده است. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود: «[[پرهیزکارترین]] [[مردم]] کسی است که مراء را ترک کند، هرچند صاحب [[حق]] نیز باشد»<ref>{{متن حدیث|أَوْرَعُ النَّاسِ مَنْ تَرَكَ الْمِرَاءَ وَ إِنْ كَانَ مُحِقّاً}}؛ بحارالانوار، ج۲، ص۲۱۷.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} نیز فرمود: «مراء [[درد]] بسیار بدی است و برای [[انسان]] صفتی بدتر از آن نیست...»<ref>{{متن حدیث|الْمِرَاءُ دَاءٌ رَدِيٌّ وَ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ خَصْلَةٌ شَرٌّ مِنْهُ...}}؛ بحارالانوار، ج۲، ص۱۳۴.</ref>.
{{اصلی|مناظره در معارف و سیره معصوم}}
مناظره در اصطلاح، [[سخن گفتن]] و [[استدلال]] دو نفر درباره چیزی به منظور کشف حقیقت آن است<ref>دایرة المعارف فارسی، واژه «مناظره».</ref>. مناظره از روش‌هایی است که معصومان{{عم}} از آن، برای [[کشف]] [[حقایق]] [[دینی]] و [[آموزش]] آن به دیگران بهره می‌بردند. مناظره‌های فراوانی از [[پیامبر]]{{صل}} و برخی از [[امامان معصوم]]{{ع}}، [[روایت]] شده است که برخی از آنها را مرحوم [[طبرسی]] در کتاب الاحتجاج، گردآوری کرده است. دیگران نیز برخی از مناظره‌های معصومان{{عم}} را گردآوری و به زبان فارسی ترجمه کرده‌اند<ref>مانند «بحث آزاد در اسلام»، تألیف محمد محمدی ری‌شهری؛ انتشارات دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم، ۱۳۷۲.</ref>.


همچنین آن حضرت از علی{{ع}} نقل می‌کند که فرمود: «از مراء بپرهیزید که قلب‌ها را نسبت به [[برادران دینی]]، بدبین می‌کند و [[نفاق]] را در آن می‌رویاند...»<ref>{{متن حدیث|إِيَّاكُمْ وَ الْمِرَاءَ وَ الْخُصُومَةَ فَإِنَّهُمَا يُمْرِضَانِ الْقُلُوبَ عَلَى الْإِخْوَانِ وَ يَنْبُتُ عَلَيْهِمَا النِّفَاقُ...}}؛ بحارالانوار، ج۲، ص۱۳۹.</ref>.<ref>[[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی]]، ص ۹۴.</ref>
مناظره‌های پیامبر{{صل}} با [[یهود]]، [[نصاری]] و دهری‌ها، از قبیل [[عبدالله بن ابی‌امیه]]، ابی‌جهل، [[عبدالله بن صوریا]] و...، مناظره‌های [[امام علی]]{{ع}} با [[ابوبکر]] بر سر مسأله [[خلافت]] و [[فدک]]، مناظره امام با اصحاب شوری، [[مهاجران]] و [[انصار]] در فضل و [[برتری]] و سابقه هرکدام در [[اسلام]]، مناظره آن حضرت با [[طلحه]] و [[زبیر]] به هنگام خروج به قصد [[عمره]] و در [[جنگ جمل]]، مناظره امام با [[احبار]] و [[رهبان]] یهود درباره [[خدا]] و معجزه‌های پیامبر، مناظره آن حضرت با ابن الکوا در مورد عدم وجود تناقض در [[قرآن]] و مناظره‌ها سایر [[ائمه]]{{عم}}، به ویژه [[امام صادق]]، [[امام کاظم]] و [[امام رضا]]{{ع}}، از جمله مناظره‌های سیره معصومان{{عم}} است.
 
===== شرایط و آداب مناظره =====
مناظره در اسلام دارای [[آداب]] و شرایطی است که در اینجا به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:
# هدف از مناظره باید کشف حقیقت و رسیدن به آن باشد؛ زیرا اگر هدف غیر از این باشد ـ اعم از اینکه هدف اظهار فضل و کمال باشد و یا تحقیر و به [[خواری]] انداختن طرف مناظره و یا الزام و [[غلبه]] بر او ـ تحت عنوان‌های مراء و جدال غیر احسن، نهی شده است؛ بنابراین هدف از مناظره باید تنها کشف و [[بیان حقیقت]] باشد، نه غیر آن.
# افزون بر هدف، امر دیگری نیز در مناظره شرط است و آن اینکه در مناظره، امری غیر از حق نباید بیان شود. گاهی ممکن است هدف [[انسان]] بیان حق باشد ولی در عمل باطلی را بیان کند؛ برای مثال شخصی حقی را ادعا می‌کند، ولی برای [[اثبات]] آن از دلیل باطلی استفاده می‌نماید؛ همچنین گاهی ممکن است ادعای شخصی [[باطل]] باشد، ولی دلیل حقی را بیان می‌کند و در نتیجه‌گیری به دام [[اشتباه]] می‌افتد که بر هر دو صورت، [[جدال]] غیر احسن صادق است.
# مناظره کننده باید آگاهی‌های لازم و کافی را در مسأله مورد مناظره، داشته باشد؛ زیرا در غیر این صورت: یا مجبور است ادعای طرف مناظره را بدون دلیل [[انکار]] کند و یا برای [[اثبات]] نظر [[حق]] خود و یا ابطال نظر [[باطل]] طرف مقابل از دلیل باطل استفاده کند که هر دو مورد، در [[روایت]] [[امام صادق]]{{ع}}، از مصادیق [[جدال]] غیر احسن شمرده شده است<ref>الاحتجاج، ج۱، ص۲۳ – ۲۶.</ref>.
# در [[مناظره]] باید سخن طرف مقابل را به دقت شنید و تا سخن او تمام نشده، از پاسخ دادن اجتناب کرد؛ زیرا تا سخن طرف مقابل تمام نشده، اگر پاسخ بدهیم، ممکن است پاسخ در راستای سخن او نباشد و این بر عدم [[توانایی]] پاسخ دهنده و [[ضعف]] ادعای او حمل شده و موجب [[گمراهی]] بیشتر طرف مناظره و حتی تماشاگران بشود.
# پس از روشن شدن [[حق]]، دو طرف مناظره باید به آن گردن نهاده و از ادامه بحث بپرهیزند؛ چراکه در صورت ادامه بحث به مناقشه در حق و مراء ممنوع کشیده خواهد شد.
# پس از روشن شدن حق و باطل کردن ابطال دلیل طرف [[مناظره]]، طرف [[پیروز]] نباید بر [[باطل]] او و یا [[حق]] خود اصرار ورزد؛ زیرا در این صورت به تحقیر، [[خواری]] و استهزای او خواهد انجامید که از اهداف مراء می‌باشد.
# در [[مناظره]] باید از به کار بردن واژه‌ها و عبارت‌های ناروا و تمسخرآمیز خودداری کرد<ref>[[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی]]، ص ۹۷.</ref>.
 
===== آفت‌های مناظره =====
مناظره دارای خطرهایی است که مناظره‌جویان را گرچه ـ هدفشان [[اثبات]] و اظهار حق باشد ـ اگر بدان‌ها توجه نکنند، به کام خود می‌کشاند؛ چراکه ماهیت مناظره رقابت است و در رقابت [[انسان]] باید مواظب باشد که [[حقوق دیگران]] را ضایع نک نکند. برخی از این خطرها عبارت‌اند از:
# '''[[انکار حق]]:''' طبیعت [[مناظره]] چنین است که [[انسان]] می‌خواهد ادعای خود را ـ که آن را [[حق]] می‌داند ـ [[اثبات]] کند؛ ازاین‌رو به ناچار ممکن است ادعا و دلیل طرف مقابل را [[انکار]] کند، درحالی‌که ممکن است برخی از ادعاها و یا برخی از [[دلایل]] او حق باشد و انسان از روی [[وسوسه]] [[شیطان]] و یا [[حب نفس]] و اینکه «مبادا [[شکست]] بخورم» و... حق طرف [[مناظره]] را نادیده گرفته و انکار کند که [[انکار حق]] امری ناپسند، مردود و [[ستم]] است.
# '''[[عجب]] و [[تکبّر]]:''' برای طرف [[پیروز]] در مناظره، همواره این خطر وجود دارد که گرفتار عجب و [[تکبر]] شود؛ به ویژه اینکه بیشتر مناظره‌ها در حضور دیگران برگزار می‌شود.
# '''[[خشم]]:''' مناظره در واقع نوعی [[دشمنی]] و درگیری لفظی است که اغلب انسان را به دام خشم گرفتار می‌کند؛ زیرا گاه مجبور است حرف‌های باطل و یا انکار حق را از طرف مقابل بشنود. در این‌گونه موارد امکان اینکه انسان گرفتار خشم شود، بسیار است.
# '''[[کینه]] و [[دشمنی]]:''' [[مناظره]] ممکن است دو [[برادر]] [[مؤمن]] و یا [[مسلمان]] را به کینه و [[دشمنی]] وادارد؛ زیرا [[مناظره]] همیشه در برابر [[کافران]] و [[اهل بدعت]] نیست. گاهی ممکن است دو [[مسلمان]] نسبت به مسأله‌ای از [[فروع دین]] بر یک [[باور]] نباشند و درباره آن با هم مناظره کنند و چون یکی از دو نفر و یا هیچ‌یک نمی‌تواند دیگری را قانع کند، و یا در مناظره ممکن است از الفاظ رکیک و توهین‌آمیز نسبت به هم استفاده نمایند، بذر [[کینه]] و [[دشمنی]] بین آنها کاشته می‌شود.
# '''[[نفاق]] و [[دورویی]]:''' یکی از آفت‌های مناظره، کینه و دشمنی مناظره کنندگان نسبت به یکدیگر است؛ در عین حال، مناظره کنندگان، به ویژه در ابتدای کار، نمی‌توانند این کینه و دشمنی را برای یکدیگر اظهار کنند، بلکه برعکس در پوشانیدن آن تلاش می‌کنند و بسا به الفاظ و عباراتی روی آورند که از اظهار [[لطف]] و [[محبت]] حکایت می‌کند که این خود نوعی نفاق است افزون بر این گاه حتی مایل نیستند برخی از نظریات و عقایدشان برای یکدیگر و یا دیگران روشن شود. در این‌گونه موارد ناگزیرند سرپوشی بر آن بگذارند و یا خلاف آن را اظهار کنند که اینها همه مواردی از نفاق [[نهی]] شده و [[حرام]] است<ref>[[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی]]، ص ۱۰۰.</ref>.
 
==== روش [[سؤال و جواب]] ====
سؤال و جواب از دیگر روش‌هایی است که [[معصومان]]{{عم}} در آموزش احکام و [[معارف دینی]] از آن بهره می‌بردند. این روش، خود دارای اقسامی است که ابتدا به بیان آنها می‌پردازیم.
 
===== اقسام سؤال و جواب =====
# روش پاسخ در این روش طالب [[دانش]]، هرگونه [[پرسش]] و اشکالی را نسبت به موضوعی که با آن سروکار دارد و یا در تخصص اوست مطرح می‌کند و پاسخ آن را از [[معصوم]] می‌شنود. در این روش تلاش اساسی به عهده شاگرد است و هم اوست که باید در رشته و تخصص خود فعالیت [[علمی]] بسیاری را انجام دهد، تا پرسش‌های لازم و مناسبی را بیابد و با طرح این [[پرسش‌ها]] در محضر معصوم{{ع}} پاسخ لازم را دریافت کند؛ بنابراین، نوع اول از این روش، شاگرد محور است و معصوم{{ع}} تنها پاسخ پرسش‌های دیگران را می‌دهد.
# روش طرح سؤال: در این روش ابتدا از سوی معصوم{{ع}} پرسشی مطرح می‌شود و پاسخ آن گاهی از سوی شاگرد است و گاه از سوی معصوم؛ یعنی معصوم{{ع}} پرسش را مطرح می‌کند و شاگرد، اگر پاسخ را می‌داند پاسخ می‌دهد؛ پاسخ شاگرد یا صحیح است که در این صورت معصوم{{ع}} آن را [[تأیید]] می‌کند و یا ناقص است، که آن تکمیل می‌نماید و یا نادرست است که در این صورت نیز معصوم{{ع}} آن را [[اصلاح]] کرده و پاسخ درست را ارائه می‌کند.
# روش بحث و گفتگو یا سؤال و جواب دو طرفی: در این روش، پرسش گاه از سوی معصوم است و گاه از سوی شاگرد، ولی پرسش‌ها به صورت پیوسته و در راستای [[پاسخ‌ها]] طرح می‌شود. اگر [[امام]] پرسش را طرح کند آن‌قدر پرسش‌ها را ادامه می‌دهد تا طرف مقابل را به مطلب صحیح و حقی برساند و یا او را به تناقض گویی بکشاند؛ اما اگر غیرمعصوم سؤال را طرح کند گرچه او نیز قصدش این است که امام را به [[حق]] و یا تناقض گویی بکشاند ولی [[معصوم]]{{ع}} آن‌قدر پاسخ را درست ارائه می‌کند که [[پرسش]] کننده به [[حق]] برسد و [[تسلیم]] شود<ref>[[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی]]، ص ۱۰۶.</ref>.
 
===== روش سؤال و جواب در [[سیره]] =====
از این روش در [[سیره معصومان]]{{عم}} برای آموزش احکام و [[معارف دینی]] بسیار استفاده شده است. در اینجا نمونه‌هایی از سیره آنان را بیان می‌کنیم.
 
[[حضرت علی]]{{ع}} می‌فرماید: «هر [[روز]] و هرشب بر [[پیامبر]]{{صل}} وارد می‌شدم و او مرا تحویل می‌گرفت و همواره همراه او بودم... و هرگاه از او پرسشی می‌کردم پاسخ می‌گفت وقتی پرسش‌هایم تمام می‌شد و ساکت می‌شدم، خود شروع می‌کرد. هیچ آیه‌ای از [[قرآن]] بر [[پیامبر]]{{صل}} نازل نشد، مگر اینکه آن را برایم قرائت و املا می‌کرد و من به دست خود می‌نوشتم و او [[تأویل]] و [[تفسیر]]، [[ناسخ و منسوخ]]، [[محکم و متشابه]] و عام و خاص [[آیات]] را برای من بیان می‌کرد»<ref>{{متن حدیث|كُنْتُ أَدْخُلُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} كُلَّ يَوْمٍ دَخْلَةً وَ كُلَّ لَيْلَةٍ دَخْلَةً فَيُخْلِينِي فِيهَا، أَدُورُ مَعَهُ حَيْثُ دَارَ... وَ كُنْتُ إِذَا سَأَلْتُهُ أَجَابَنِي وَ إِذَا سَكَتُّ عَنْهُ وَ فَنِيَتْ مَسَائِلِي ابْتَدَأَنِي فَمَا نَزَلَتْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} آيَةٌ مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا أَقْرَأَنِيهَا وَ أَمْلَاهَا عَلَيَّ فَكَتَبْتُهَا بِخَطِّي وَ عَلَّمَنِي تَأْوِيلَهَا وَ تَفْسِيرَهَا وَ نَاسِخَهَا وَ مَنْسُوخَهَا وَ مُحْكَمَهَا وَ مُتَشَابِهَهَا وَ خَاصَّهَا وَ عَامَّهَا...}}؛ کافی، ج۱، ص۶۴.</ref>.


این شیوه فراگیری [[امام علی]]{{ع}} و [[شیوه آموزش]] دادن [[پیامبر اکرم]]{{صل}} است. علی{{ع}} نیز با استفاده از این روش به [[اصحاب]] و [[یاران]] خود [[آموزش]] می‌داد.
همچنین برخی از [[معصومان]]{{عم}} افزون بر شرکت در مناظره‌ها، برخی از [[اصحاب]] و شاگردان خود را نیز به مناظره [[تشویق]] کرده و آنها را بر این امر تجهیز می‌کردند<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۱۴۷؛ [[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی]]، ص ۸۸ ـ ۸۹.</ref>.


در میان [[معصومان]]{{عم}}، [[امام باقر]] و [[امام صادق]]{{ع}} بیشترین زمینه مناسب را برای نشر و گسترش [[احکام]] و [[معارف اسلامی]]، در [[اختیار]] داشتند و به به صورت علنی و به اصطلاح، رسمی تدریس می‌کردند و حوزه درسی تشکیل داده بودند ولی حتی آنان نیز درسشان معمولاً به گونه‌ای نبوده که بر [[کرسی]] تدریس بنشینند و موضوع خاصی را به صورت سخنرانی، تدریس کنند، بلکه شیوه اصلی تدریس آنان همین شیوه [[سؤال و جواب]] بوده است؛ البته بیشتر از نوع اول و دوم به ویژه همین نوع که [[پرسش]] بیشتر از سوی شاگرد مطرح می‌شود و [[امام]] پاسخ می‌دهند<ref>زندگانی معلم کبیر حضرت امام جعفر صادق{{ع}}، ج۲، ص۹۹.</ref>. دیگر [[ائمه]]{{عم}} نیز بیشتر از طریق [[سؤال و جواب]] به [[آموزش]] اصحاب و شاگردان خود می‌پرداختند، به گونه‌ای که بسیاری از اصحاب کتاب‌هایی را از پرسش‌های خود یا دیگران و پاسخ‌های آن بزرگواران با عنوان «مسائل» گردآوری کرده‌اند<ref>[[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی]]، ص ۱۰۸.</ref>.
==== خطابه ====
{{اصلی|خطابه}}
خطابه از دیگر روش‌های گفتاری و شفاهی [[اهل‌بیت]]{{عم}} بود که در [[سیره]] تعلیمی خود از آن بهره می‌بردند. در صدر اسلام مکالمه نقش بسزایی در انتقال معارف به [[مردم]] داشت. در [[جوامع]] ابتدایی و فاقد سواد، زبان به مثابه روش پیوند مردم است<ref>لانگ، «دین عامیانه»، ص۲۳.</ref>؛ از این‌رو در [[جزیرةالعرب]] صدر اسلام که از بهترین نمونه‌های این جوامع محسوب می‌شد، خطابه به منزله مهم‌ترین روش انتقال دانستنی‌ها به‌شمار می‌رفت. از میان اهل‌بیت{{عم}}، [[پیامبر]]{{صل}} و [[امام علی]]{{ع}} به دلیل عهده‌دار بودن [[حکومت]] بیشترین بهره را از روش خطابه بردند؛ زیرا خطابه و خطبه‌خوانی از [[شئون]] [[مقام]] [[رهبری سیاسی]] [[جامعه]] بود.


===== فواید روش سؤال و جواب =====
خطابه در میان [[عرب جاهلی]] جایگاه مهمی داشت و در موضوعات گوناگون ایراد می‌شد. ذکر افتخارات [[قبیله]]، تهییج [[مردم]] برای شرکت در [[جنگ]]، بیان مواعظ دینی و [[اخلاقی]] و... از مواردی بودند که نیاز به خطبایی سخنور را در [[عصر جاهلیت]] [[ضرورت]] می‌بخشید<ref>ر.ک: پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل‌بیت، ص۱۰۵.</ref>.
این روش دارای فواید بسیار آموزشی است که برخی از آنها عبارت است از:
# طرح پرسش از سوی استاد و یا ایجاد پرسش در ذهن شاگرد، او را به [[جهل]] خود نسبت به مسأله متوجه خواهد ساخت، و در نتیجه انگیزه او برای فراگیری افزایش می‌یابد. وقتی انگیزه زیاد باشد توجه به استاد نیز به هنگام آموزش، افزایش می‌یابد و دانش‌آموز سعی می‌کند همه حواس خود را برای یادگیری [[آموزه‌ها]]، متمرکز سازد.
# با طرح پرسش، شاگرد، خود در فرایند [[آموزش]] شرکت می‌کند و نوعی [[آموزش]] و یادگیری فعال تحقق می‌یابد؛ به عبارت دیگر روش [[سؤال و جواب]] در راستای تحقق اصل فعالیت و هماهنگ با آن است.
# استاد با طرح [[پرسش]] به نیاز شاگردان پی برده و می‌داند که مشکل و نیاز او در چه بخشی است و هر آنچه را که او نمی‌داند و یا آگاهی‌هایش نسبت به آن کم است، بیان می‌کند.
# افزون بر اینها پرسش اگر پی‌درپی و پیوسته باشد، خواه پرسشی که استاد طرح کند و یا شاگرد، زوایای بیشتری از موضوع و مسأله [[آموزشی]] شکافته می‌شود و آموزشی عمیق‌تر و گسترده‌تر، تحقق خواهد یافت.
# همچنین، پرسش اغلب موجب تقویت قوه [[تفکر]] شاگرد می‌شود؛ چراکه برای پاسخ به پرسش قوه تفکر خود را به‌کار می‌گیرد. برخی [[پرسش‌ها]] نیز موجب تقویت ذهن و دقت دانش‌آموز می‌شود. گاه [[معصومان]]{{عم}} به قصد تقویت ذهنی [[اصحاب]] و یا برای [[شناخت]] توان [[فکری]] و ذهنی آنان، پرسشی مطرح می‌کردند.


بنابراین روش سؤال و جواب در [[سیره معصومان]]{{عم}} از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده است و شاید بتوان گفت که معصومان{{عم}} در آموزش‌های خود ـ به ویژه آموزش‌های رسمی و [[علمی]] ـ از این روش بیشتر استفاه می‌کردند؛ زیرا در آموزش‌های رسمی بیشتر کسانی شرکت می‌کنند که دارای سابقه تحصیل و [[دانش]] هستند و آنان [[قدرت]] [[تفکر]] در موضوع‌های [[علمی]] و طرح [[پرسش]] و یا پاسخ به [[پرسش‌ها]] را دارند، برخلاف روش‌های [[آموزش]] عمومی که افراد شرکت کننده در آن، عموم [[مردم]] و حتی افراد بی‌سواد هستند و برای آنان باید مطالبی را در حد آنان و به کمک روش‌های متناسب با آنان آموزش داد؛ اما [[معصومان]]{{عم}} حتی در این روش‌ها و در برابر عموم نیز گاه مطالب را به گونه‌ای با پرسش همراه می‌کردند<ref>[[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی]]، ص ۱۱۹.</ref>.
موضوع خطبه‌های پیامبر{{صل}}، بنا به شرایط اجتماعی، [[فرهنگی]] و سیاسی در ۱۳ سال حضور در [[مکه]] و ۱۰ سال حضور در [[مدینه]] متفاوت بود. خطبه‌های ایشان در مکه، بیشتر به منظور [[دعوت]] مردم به [[اسلام]] ایراد می‌شد و حول موضوعاتی چون [[توحید]]، نفی شرک و [[بت‌پرستی]]، [[نبوت]] و [[معاد]] و در مدینه علاوه بر طرح و تعمیق دعوت حول موضوعاتی چون [[امور سیاسی]]، نظامی، اجتماعی، اخلاقی، آموزش احکام و... بود.


==== نکته‌آموزی یا [[آموزش]] غیر رسمی ====
[[امام علی]]{{ع}} پس از گذشت حدود ۲۵ سال از [[رحلت پیامبر]]{{صل}} به [[خلافت]] رسیده و در مدت کوتاه خلافتشان که تنها ۴ سال و ۹ ماه به طول انجامید، بیشترین تلاش را برای انتقال و یادآوری [[معارف دینی]] به [[مردم]] صرف کرد. ایشان با در [[اختیار]] داشتن همه امکانات [[حکومتی]] از جمله «[[منبر]]» از روش خطابه بهره فراوانی برد؛ به‌طوری‌که [[مسعودی]]، تعداد خطبه‌های رایج [[امام]] در میان مردم عصر خود را ۴۸۰ [[خطبه]] دانسته است<ref>مسعودی، مروج الذهب، ج۲، ص۴۱۹.</ref> که تنها ۲۴۱ خطبه آنها توسط [[سید رضی]] جمع‌آوری شده‌اند. این شمار زیاد خطبه نشان دهنده اهمیت و نقش مستقیم منصب حکومتی منبر و خطبه‌خوانی است که امام علی{{ع}} توانست بهترین بهره‌برداری را از آن داشته باشد.
نکته‌آموزی در [[سیره معصومان]]{{عم}} از دیگر روش‌های آموزشی است که از آن زیاد استفاده شده است. اساس این روش بر این پایه [[استوار]] است که محدود کردن آموزش در [[زمان]] و مکانی خاص، آموزش را از جهت کمی و کیفی محدود می‌کند. محدودیت کمی این انحصار روشن است؛ زیرا [[انسان]] ناچار است تنها در ساعت‌های خاصی از [[روز]] و با حضور در مکان خاصی ([[مدرسه]] و کلاس درس) آموزش ببیند و بسا افرادی که گرفتاری‌های [[زندگی]] هرگز چنین اجازه‌ای را به آنان ندهد. از سوی دیگر، چند [[ساعت]] آموزش پیوسته در شبانه‌روز خسته کننده است و از کیفیت آموزش نیز می‌کاهد، درحالی‌که روش نکته‌آموزی زمان و مکان خاصی ندارد و شاگرد در هر زمان و مکان، محل کار، کوچه و خیابان، [[مسجد]] و [[بازار]] و... که استاد، مربی و یا هر کسی که سطح [[علمی]] او بالاتر و یا هم‌سطح و پایین‌تر از او نیز باشد، می‌تواند مطالبی را فراگیرد، به این شرط که همه افراد وظیفه‌شناس بوده و بنایشان بر این باشد که آنچه را می‌دانند به نیازمندان بیاموزند.


[[معصومان]]{{عم}} زمان و مکان خاصی برای آموزش احکام و [[معارف دینی]]، نمی‌شناختند؛ البته این به معنای بی‌نظمی و عدم [[شناخت]] موقعیت نیست بلکه عین شناخت دقیق موقعیت و استفاده مفید از آن است که حتی در کوچه و [[بازار]] و محل کار نیز از فرصت استفاده کرده، به [[تعلیم و تربیت]] [[مردم]] می‌پرداختند.
خطبه‌های اندک [[امام حسن]]{{ع}} و [[امام حسین]]{{ع}} جز در دوره کوتاه [[خلافت امام حسن]]{{ع}}، جنبه رسمی نداشت؛ چراکه از سویی از صحنه [[سیاست]] کنار زده شدند و از سوی دیگر به دلیل [[مخالفت]] با جو [[حاکم]]، تحت [[مراقبت]] و کنترل بوده و [[اجازه]] [[خطبه]] خواندن را نداشتند<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص۱۵۸ ـ ۱۵۹؛ [[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی]]، ص ۷۹.</ref>.


در این روش، محتوای [[آموزش]] مختصر و مفید است؛ در نتیجه شاگرد به راحتی می‌تواند آن را فرا بگیرد؛ به ویژه اینکه [[معصومان]]{{عم}} با به‌کارگیری فنون [[آموزشی]]، مطالب آموزشی را به سبکی ارائه می‌کردند که فراگیری به بهترین وجه و بالاترین سطح، حاصل شود.
==== [[پرسش و پاسخ|سؤال و جواب]] ====
{{اصلی|پرسش و پاسخ}}
«سؤال و جواب» از روش‌هایی است که [[اهل‌بیت]]{{عم}} در سیره تعلیمی خود از آن بهره می‌بردند. این روش نیز از ابداعات دوره اسلامی است و در [[جامعه]] عرب پیش از اسلام سابقه‌ای نداشت؛ اما زمینه [[فرهنگی]] [[عراق]] در ترویج آن بی‌تأثیر نبود<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۱۷۲.</ref>.


همچنین در این روش سعی معصومان{{عم}} بر این است که نکته و مطالب آموزشی را در مناسبت‌های خاص متناسب با آن ارائه کنند؛ مانند موارد [[ابتلا]]، نیاز و یا وقتی که حادثه‌ای در رابطه اتفاق افتاده باشد؛ ازاین‌رو است که می‌توان این روش را روش «موردی» نیز نامید؛ زیرا آموزش در مورد خاصی که برای شاگرد پیش آمده، صورت می‌گیرد<ref>[[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی]]، ص ۱۲۵.</ref>.
روش سؤال و جواب که در [[عصر جاهلیت]] به دلیل [[فقر]] [[سنت]] تعلیمی سابقه نداشت، از ابداعات و روش‌های نوین [[رسول خدا]]{{صل}} به‌شمار می‌رود. قرار گرفتن [[پیامبر]]{{صل}} در رأس [[جامعه اسلامی]] و جایگاه شناخته‌شده ایشان به عنوان [[رهبر سیاسی]] ـ [[دینی]]، موجب شده بود که ایشان در کانون توجه و مراجعه [[مردم]] برای یافتن پاسخ پرسش‌های خود قرار گیرد. موضوع سؤالات بسیار متنوع بود و هرچیز می‌توانست مورد سؤال قرار گیرد؛ به ویژه که در دوره [[پیامبر]]{{صل}} بیشتر جوانب و تعالیم [[نبوی]] برای مردم تازگی داشت.


==== روش املا ====
این روش در [[سیره]] تعلیمی دیگر [[اهل‌بیت]]{{عم}} نیز دیده می‌شود. از آنجا که هر پرسشی موجب تقویت قوای ذهنی و [[افزایش علم]] نمی‌شود، اهل‌بیت{{عم}} با بیان توصیه‌های فراوانی سعی کردند با ذکر آدابی مردم را به پرسش‌هایی جهت‌دار [[عقلانی]] و حساب‌شده سوق دهند. بر همین اساس آنها همواره مردم را به [[پرسش]] خوب و برخاسته از [[فکر]] و [[تأمل]] توصیه می‌کردند و از سؤال‌های سطحی و بی‌فایده [[نهی]] می‌کردند<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۱۷۳؛ [[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی]]، ص ۱۰۸.</ref>.
روش املا از دیگر روش‌های [[معصومان]]{{عم}} در [[آموزش احکام]] و مفاهیم [[دینی]] به [[اصحاب]] و شاگردان بوده است. [[پیامبر]]{{صل}} چون به [[حکمت الهی]] چیزی نمی‌نوشت، [[احکام]] و مسائل و [[علوم]] و [[معارف دینی]] را برای [[حضرت علی]]{{ع}} املا می‌کرد و آن حضرت آنها را به نگارش درمی‌آورد؛ حتی [[قرآن کریم]] نیز پس از [[قرائت]] [[جبرئیل]] برای [[پیامبر]] و املا آن حضرت به دست [[کاتبان وحی]] نوشته شد.


روش املا بدین‌گونه است که پیامبر، [[امام]] و یا استاد مطالب [[آموزشی]] خود را برای شاگردان، با ضبط دقیق بیان می‌کنند و آنان نیز مطالب را بدون کم‌ترین دخل و تصرفی، یادداشت می‌کنند<ref>ر.ک: تاریخ دانشگاه‌های بزرگ اسلامی، ص۲۳۷.</ref>.
==== مدارسه ====
{{اصلی|مدارسه}}
یکی از روش‌های مورد سفارش [[اهل‌بیت]]{{عم}} مذاکره یا مدارسه است. این روش از روش‌هایی می‌باشد که تنها از جانب اهل‌بیت{{عم}} به آن توصیه شده؛ چراکه در بررسی منابع حدیثی و [[تاریخی]] نشانه‌ای از پرداختن مستقیم اهل‌بیت{{عم}} به این روش وجود ندارد؛ بلکه تنها استفاده از این روش را به [[اصحاب]] خود که در شهرهای اسلامی پراکنده بودند و تعمیق [[تعالیم دینی]] آن را ایجاب می‌کرد، توصیه کرده‌اند.


این روش به [[علم]] خاصی، مانند روایت و نقل حدیث، اختصاص نداشته است، بلکه در علم اصول نیز از آن استفاده شده است؛ همچنین در دانش پزشکی نیز امام صادق{{ع}} برای برخی از شاگردان خود رساله طبی املا کرده است. البته به یک معنا می‌توان همه یا بیشتر روایاتی را که از [[معصومان]]{{عم}} - به ویژه از [[امام صادق]]{{ع}} - نقل شده است، املای آنان دانست، ولی در اصطلاح، روش املا به مواردی گفته می‌شود که استاد مطالب را از روی کتاب و یا از [[حفظ]] بخواند، با این [[هدف]] که دیگران بدون دخل و تصرف در الفاظ آن را یادداشت کنند؛ ازاین‌رو نمی‌توان همه آموزش‌های [[معصومان]]{{عم}} را به روش املا دانست؛ زیرا در بسیاری از موارد، معصومان{{عم}} [[روایات]] و [[احادیث]] را با هدف یادگیری و یا حفظ کردن دیگران و یا حتی در بسیاری موارد برای [[آگاهی]] آنان بیان کرده‌اند؛ چنان‌که اگر در خطبه‌ای روایتی قرائت می‌شد، هدف اصلی [[امام]] این بود که [[روایت]] به گوش دیگران برسد، تا از آن تأثیر بپذیرند، نه کتابت و یادداشت آن<ref>[[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی]]، ص ۱۲۹.</ref>.
این روش گفتاری به‌طور قابل ملاحظه‌ای با [[فرهنگ]] آن [[روزگار]] تناسب و هماهنگی داشت. عمومیت نداشتن سواد کتابت و حافظه [[قوی]] [[اعراب]] عاملی بود که موجب می‌شد اهل‌بیت{{عم}} برای [[حفظ]] و ماندگاری تعالیم خود در ذهن [[مسلمان]]، به ویژه اعراب اهتمام خاصی به آن داشته باشند. غیر اعراب نیز که چه بسا فاقد حافظه‌ای نیرومند بودند، با تکیه بر این روش [[تعالیم دینی]] را فرامی‌گرفتند. این عوامل سبب شد که آنان به استفاده [[مردم]] از این روش اهتمام ورزیده و توصیه‌های مؤکدی در این باب داشته باشند<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۱۷۸.</ref>.


=== روش‌های نوشتاری ===
=== روش کتابی ===
==== نامه‌نگاری ====
با وجود [[سیطره]] [[فرهنگ]] شفاهی بر [[جامعه]] [[عرب]] صدر اسلام، کتابت امری ضروری بود. [[پیامبر]]{{صل}} و [[اهل‌بیت]] ایشان{{عم}} مبلغ و حامل [[دین]] جدیدی بودند که روش‌های گفتاری و شفاهی تنها سبب [[تبلیغ]] و نشر آن در اذهان می‌شد؛ حال آن‌که انتقال و رواج این [[دین جهانی]] که به نوعی ختم همه [[ادیان]] تلقی می‌شد، به کتابت و استفاده از روش‌های کتابی نیازمند بود. کتابت در واقع مهم‌ترین ابزار [[توسعه]] و تقویت فرهنگ است که می‌تواند در طول سال‌ها و قرن‌های متمادی یادآور [[ارزش‌ها]]، [[باورها]] و هنجارهای جامعه باشد<ref>بابایی طلاتپه، محمدباقر، مبانی استراتژی فرهنگی از دیدگاه امام علی{{ع}}، ص۱۰۱.</ref>. اهل‌بیت{{عم}} با عنایت به این نیاز و [[ضرورت]] که برآمده از مقتضیات نوین پس از گسترش اسلام در خارج از [[جزیرةالعرب]] بود، درصدد برآمدند با بهره‌گیری از روش‌های کتابی آموزه‌ها و [[تعالیم اسلامی]] را تثبیت و ماندگار سازند؛ چراکه برخورد شفاهی با [[قرآن]] و [[معارف اسلامی]] که باید به نسل‌های [[آینده]] انتقال می‌یافت، نادرست بود و آنها را در معرض [[انحرافات]] گوناگون قرار می‌داد. بر همین اساس اهل‌بیت{{عم}} در [[سیره]] تعلیمی خود بر کتابت و بهره‌گیری از روش‌های کتابی تأکید فراوانی داشتند و برای تثبیت و انتقال مواد و محتوای تعلیمی خود از سه روش کتابی [[املاء]]، [[مکاتبه]] و [[صحیفه‌نگاری]] استفاده کردند که در این بخش به این روش‌ها و زمینه‌های [[اجتماعی]]، [[فرهنگی]] و [[سیاسی]] ایجاد آنها پرداخته می‌شود<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۱۸۰.</ref>.
از دیگر روش‌های آموزشی در [[سیره معصومان]]{{عم}}، روش نامه‌نگاری است؛ بدین‌گونه که [[پیامبر]]{{صل}} یا [[امام]]{{ع}} برای شخصی که در حضور ایشان نبود و یا در شهرهای دوردست می‌زیست و امکان دسترسی به امام را نداشت و یا دسترسی به پیامبر برای او با دشواری‌هایی همراه بود و گاه نیز در همان [[شهر]] می‌زیست ولی به دلایلی خاص، [[احکام]]، [[دستورات]] و اندیشه‌های [[اسلامی]] را به صورت نامه‌ای برای آنان ارسال می‌کردند. این [[دستورها]] را گاه برای خود شخص می‌نوشتند و گاه برای اینکه او، به دلیل مسؤولیتی که داشت آن را به دیگران نیز برساند و گاهی نیز نامه را برای اهالی یک شهر و یا جمعی از [[مسلمانان]] می‌نگاشتند. اساساً نامه‌نگاری در سیره معصومان{{عم}}، به ویژه در [[سیره پیامبر]]{{صل}} جایگاهی ویژه و رواج داشت؛ البته برخی از [[نامه‌های پیامبر]]{{صل}}، به ویژه نامه‌های ایشان به سران [[اقوام]] و [[ملل]] جنبه [[سیاسی]] - [[حکومتی]] و [[دعوت به اسلام]] داشته ولی بخش قابل توجهی از آنها [[آموزشی]] و [[تربیتی]] بوده است. در کتاب [[مکاتیب الرسول]]، بسیاری از نامه‌های پیامبر{{صل}} که به سران ممالک یا بزرگان اقوام، برای [[دعوت]] آنان به [[اسلام]] نوشته شده بود گردآوری شده است؛ همچنین در این کتاب بخشی از نامه‌های پیامبر{{صل}} که در آنها احکام و دستورات [[اعتقادی]]، [[فقهی]]، [[اخلاقی]] و [[اجتماعی]] بیان شده، به برخی از مسلمانان اعم از اشخاص، سران و بزرگان اقوام و نمایندگان خود، آورده شده است.


==== رساله و کتاب‌نویسی ====
==== املاء ====
از دیگر روش‌های آموزشی [[معصومان]]{{عم}} نوشتن رساله‌های [[علمی]] [[آموزشی]] در موضوع‌ها و مسأله‌های گوناگون [[دینی]] است که از آن راه، [[فرهنگ]] و [[معارف دینی]] گسترش می‌یافت. مراد از رساله آنچه امروزه به رساله معروف است، نیست، بلکه مراد نوشته‌ای است که در موضوع خاصی از موضوع‌های علمی نوشته شده است و آگاهی‌هایی را در آن زمینه ارائه می‌کند و از حد یک نامه نیز بیرون است. دهخدا می‌نویسد: «رساله مجله‌ای است شامل اندکی از مسائلی که از یک نوع باشد»<ref>لغت‌نامه دهخدا، ذیل: «رساله».</ref>. البته رساله گاه می‌تواند در حد یک کتاب نیز باشد؛ یعنی تعداد صفحات آن یا حجم آن به اندازه‌ای است که می‌توان عنوان امروزی کتاب را بر آن نهاد و گاهی نیز حجم آن از این مقدار کمتر است و عنوان کتاب بر آن [[صدق]] نمی‌کند. اصطلاح کتاب نیز امروزه چنین نیست که حد و مرز دقیقی داشته باشد، هرچند هر نوشته‌ای را نیز کتاب نمی‌نامند. دهخدا فرق رساله و کتاب را در کمی و زیادی و نقصان و کمال می‌داند<ref>لغت‌نامه دهخدا، ذیل: «رساله».</ref>. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} - که [[امی]] بود و هرگز با دست خود ننوشت - مطالب و نامه‌های خود را املا می‌کرد و کاتبان آن حضرت، از جمله علی{{ع}} آن را می‌نگاشتند. آن حضرت مطالب بسیاری را در زمینه [[علوم]] و [[معارف اسلامی]] ([[اعتقادات]]، [[احکام]] و [[اخلاق]]) املا کرد و علی{{ع}} آنها را به نگارش درآورد.
{{اصلی|املاء}}
«املا» از روش‌های کتابی [[تعلیم]] [[اهل‌بیت]]{{عم}} به‌شمار می‌رفت. املاء در اصطلاح [[حدیثی]]، یکی از روش‌های اخذ حدیث می‌باشد. در املاء که پس از سماع پدید می‌آید، [[پیامبر]]، [[امام]] یا استاد مطالب تعلیمی خود را به‌طور دقیق و با قصد مکتوب شدن توسط شاگردان بیان کرده و آنان نیز مطالب را بدون کم و کاست یادداشت می‌کنند<ref>غنیمه، تاریخ دانشگاه‌های بزرگ اسلامی، ص۲۳۷.</ref>. اهل‌بیت{{عم}} از این روش در تعلیمات انفرادی خود بهره برده و آن را برای تعلیم افرادی خاص به‌کار می‌بردند. املاء در دوره مورد نظر برای ثبت و ضبط [[قرآن]] و [[حدیث]] استفاده می‌گردید<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۱۸۱-۱۹۰؛ [[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی]]، ص ۱۲۹.</ref>.


علی{{ع}} نیز خود چندین کتاب و رساله به دست خویش نوشته است؛ از جمله آنها «[[مصحف علی]]{{ع}}» است. مصحف علی{{ع}} همان [[قرآنی]] است که آن حضرت گردآوری کرده و [[شأن نزول آیات]] و [[تفسیر]] آنها را نیز بدان افزوده است. کتاب دیگر آن حضرت به «[[کتاب علی]]» معروف است. این کتاب نتیجه [[املای پیامبر]]{{صل}} و [[کتابت]] علی{{ع}} است که تمام معارف، [[احکام]] [[واجبات]] و مسائل و [[سنت پیامبر]]{{صل}} در آن آمده است<ref>مکاتیب الرسول، ص۷۱.</ref>.
==== [[نامه‌نگاری|مکاتبه]] ====
{{اصلی|نامه‌نگاری}}
«مکاتبه» از ماده «کتب» و به معنای نامه‌نگاری می‌باشد. اهل‌بیت{{عم}} از این روش تعلیمی برای اشخاصی که نزد ایشان حضور نداشتند و یا در شهرهای دوردست به‌سر می‌بردند و دسترسی به آنها دشوار بود، استفاده می‌کردند؛ هرچند گاه بنا به دلایلی از این روش برای مردمی که در همان [[شهر]] سکونت داشتند نیز بهره می‌گرفتند تا [[احکام]]، [[دستورات]] و سایر تعالیم مورد نظر خود را به آنان منتقل سازند. این دستورات و تعالیم را گاه برای [[کارگزاران]] و یا نمایندگان خود ارسال می‌کردند تا در اسرع وقت، موضوع نامه به اطلاع مخاطبان رسانده شود؛ البته مکاتبات اهل‌بیت{{عم}} در موارد گوناگون و با موضوعات متنوع بسیاری انجام می‌شد که در ادامه به همه این موارد و زمینه‌های آنها اشاره خواهد شد. بنابراین مکاتبه نامه‌نگاری بود که با [[هدف]] [[آموزش]]، [[پرسش و پاسخ]] یا [[اطلاع‌رسانی]] در دستورات سیاسی - [[اداری]] میان دو طرف صورت می‌گرفت<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۱۹۰؛ [[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی]]، ص ۱۹۰.</ref>.


[[مصحف فاطمه]] نیز نام کتاب دیگری از [[امام علی]]{{ع}} است که برای [[حضرت فاطمه]]{{س}} نوشته است. [[امام سجاد]]{{ع}} نیز به نوشتن رساله‌هایی در موضوع‌های گوناگون [[دینی]] پرداخت. «[[صحیفه سجادیه]]» کتابی است شامل دعاهای آن حضرت، که [[امام]] تحت عنوان [[دعا]]، معارف بلند [[اعتقادی]] را به [[مردم]] و [[شیعیان]] آموخته است. [[رساله حقوق]] آن حضرت نیز، نمونه دیگری از رساله‌های ایشان است که در آن، [[حقوق]] گروه‌ها و صنف‌های گوناگون [[جامعه]]، از جمله [[حقوق]] [[معلم]]، حقوق والدین، حقوق رعیت، [[حاکم]] و... بیان شده است<ref>ر.ک: تحف العقول، ص۲۶۰.</ref>.
==== صحیفه‌نگاری ====
{{اصلی|صحیفه‌نگاری}}
از [[روش‌های آموزشی معصومان]]{{عم}} نوشتن رساله‌های [[علمی]] [[آموزشی]] در موضوع‌ها و مسأله‌های گوناگون [[دینی]] است که از آن راه، [[فرهنگ]] و [[معارف دینی]] گسترش می‌یافت. مراد از رساله آنچه امروزه به رساله معروف است، نیست، بلکه مراد نوشته‌ای است که در موضوع خاصی از موضوع‌های علمی نوشته شده است و آگاهی‌هایی را در آن زمینه ارائه می‌کند و از حد یک نامه نیز بیرون است. دهخدا می‌نویسد: «رساله مجله‌ای است شامل اندکی از مسائلی که از یک نوع باشد»<ref>لغت‌نامه دهخدا، ذیل: «رساله».</ref>. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} ـ که [[امی]] بود و هرگز با دست خود ننوشت ـ مطالب و نامه‌های خود را املا می‌کرد و کاتبان آن حضرت، از جمله علی{{ع}} آن را می‌نگاشتند. آن حضرت مطالب بسیاری را در زمینه [[علوم]] و [[معارف اسلامی]] ([[اعتقادات]]، [[احکام]] و [[اخلاق]]) املا کرد و علی{{ع}} آنها را به نگارش درآورد.


[[امام صادق]]{{ع}} نیز کتابی در [[توحید]] دارد که آن را املا کرده و [[مفضل بن عمر]] نگاشته است. از [[امام هادی]]{{ع}} نیز رساله‌هایی در موضوعات گوناگون در پاسخ به پرسش‌های اصحاب برجای مانده است که از جمله آنها، رساله آن حضرت در ردّ [[جبر و تفویض]] و [[اثبات]] [[عدل]] و جمع بین‌الامرین است<ref>ر.ک: تحف العقول، ص۴۸۱.</ref>. از [[امام حسن عسکری]]{{ع}} نیز [[تفسیری]] برجای مانده که به «[[تفسیر]] [[عسکری]]» معروف است و با [[املای امام]] و خط «حسن بن خالد برقی» و در یکصدوبیست رساله، تدوین شده است<ref>[[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی]]، ص ۱۳۶.</ref>.
[[امام علی]]{{ع}} نیز چند [[صحیفه]] و کتاب به دست خویش نوشته بود. از جمله این آثار [[مصحف]] ایشان است که علاوه بر [[آیات قرآن]]، [[تفسیر]] و [[شأن نزول]] آنها را نیز بدان افزوده است. «[[کتاب علی]]» یا «صحیفه [[الفرائض]]» نیز از جمله کتاب‌های امام علی{{ع}} است. این اثر، به املای پیامبر{{صل}} و کتابت امام علی{{ع}} است که تمام معارف، [[احکام]] [[واجبات]] مسائل و [[سنت پیامبر]] در آن گرد آمده است<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۱۶۳.</ref>. کتاب «[[جامعه]]» از مکتوبات مشهور [[امام علی]]{{ع}} است که به گفته [[امام صادق]]{{ع}} صحیفه‌ای به طول ۷۰ ذراع و به املای پیامبر{{صل}} بر علی{{ع}} و حاوی [[احکام]] [[حلال و حرام]]، حتی دیه یک خراش کوچک بوده است<ref>کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۲۳۹.</ref>. صحیفه‌ای مرسوم به «[[جفر]]» نیز به آن حضرت تعلق داشت که همچون دایره‌المعارفی [[غنی]]، تمام اطلاعات ضروری مربوط به [[آینده]] و گذشتگان و [[علوم]] مورد نیاز [[بشر]] در آن گردآوری شده بود<ref>کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۲۳۹.</ref>. «کتاب الدیات» نام [[صحیفه]] دیگری است که به امام علی{{ع}} منسوب می‌باشد و به موضوعاتی چون دیه نفس و اعضای بدن اختصاص داشت که [[امام]] آن را برای [[کارگزاران]] خود فرستاده بود<ref>صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۷۵.</ref>.<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۱۹۸.</ref>


=== روش آموزش عملی ===
[[مصحف فاطمه]] نیز نام کتاب دیگری از [[امام علی]]{{ع}} است که برای [[حضرت فاطمه]]{{س}} نوشته است. [[امام سجاد]]{{ع}} نیز به نوشتن رساله‌هایی در موضوع‌های گوناگون [[دینی]] پرداخت. «[[صحیفه سجادیه]]» کتابی است شامل دعاهای آن حضرت، که [[امام]] تحت عنوان [[دعا]]، معارف بلند [[اعتقادی]] را به [[مردم]] و [[شیعیان]] آموخته است.
برخی از مطالب را جز از راه عمل نمی‌توان [[آموزش]] داد و برخی را نیز از راه عمل، بهتر و آسان‌تر می‌توان آموزش داد. آموزش فنون و مهارت‌های عملی از این نوع است. در این‌گونه موارد اگر امکان آموزش شفاهی و نظری هم وجود داشته باشد، تنها بخشی از آموزش خواهد بود و برای تکمیل آن ناگزیر از آموزش عملی یا کارآموزی خواهیم بود. آموزش عملی به [[آموزشی]] گفته می‌شود که مربی و آموزش دهنده، یا خود، آنچه را که می‌خواهد آموزش دهد، انجام می‌دهد تا کارآموز و دانش‌آموز آن را ببیند و فرا بگیرد و یا اینکه شاگرد و کارآموز را به عمل وادار می‌کند تا خود [[تجربه]] کند و یاد بگیرد. نوع اول را «آموزش مشاهده‌ای» نیز می‌توان نامید؛ اما نوع دوم را «آموزش عملی» و یا «آموزش از راه عمل» می‌نامند.  


[[حماد بن عیسی]] می‌گوید: [[امام صادق]]{{ع}} روزی به من فرمود: آیا [[نماز]] [[نیکو]] می‌گزاری؟ گفتم: سرورم من کتاب حریز درباره نماز را حفظم! [[امام]] فرمود: اینها فایده ندارد، بلند شو و دو رکعت [[نماز]] بگزار. بلند شدم و نزد [[امام]] رو به [[قبله]] ایستادم و نماز را آغاز کردم و به [[رکوع]] و [[سجده]] رفتم و نماز را تمام کردم. امام فرمود: حماد! [[نیکو]] نماز نمی‌خوانی! چه [[زشت]] است برای کسی که شصت یا هفتاد سال از عمرش گذشته باشد و یک نماز کامل با تمام شرایطش نگزارده باشد. حماد می‌گوید: در خود [[احساس]] [[ذلت]] کردم و گفتم: فدایت شوم! [[نماز]] را به من بیاموز. [[امام]] رو به [[قبله]] ایستاد و دست‌های خود را بر دو ران گذاشت و انگشتان خود را به هم چسباند و پاها را با فاصله سه انگشت نزدیک هم گذاشت... سپس فرمود: حماد این‌گونه نماز بگزار»<ref>{{متن حدیث|عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} يَوْماً: تُحْسِنُ أَنْ تُصَلِّيَ يَا حَمَّادُ؟ قَالَ: فَقُلْتُ: يَا سَيِّدِي أَنَا أَحْفَظُ كِتَابَ حَرِيزٍ فِي الصَّلَاةِ. قَالَ: فَقَالَ: لَا عَلَيْكَ قُمْ صَلِّ. قَالَ: فَقُمْتُ بَيْنَ يَدَيْهِ مُتَوَجِّهاً إِلَى الْقِبْلَةِ، فَاسْتَفْتَحْتُ الصَّلَاةَ وَ رَكَعْتُ وَ سَجَدْتُ. فَقَالَ: يَا حَمَّادُ! لَا تُحْسِنُ أَنْ تُصَلِّيَ، مَا أَقْبَحَ بِالرَّجُلِ أَنْ يَأْتِيَ عَلَيْهِ سِتُّونَ سَنَةً أَوْ سَبْعُونَ سَنَةً فَمَا يُقِيمَ صَلَاةً وَاحِدَةً بِحُدُودِهَا تَامَّةً. قَالَ حَمَّادٌ: فَأَصَابَنِي فِي نَفْسِيَ الذُّلُّ، فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ فَعَلِّمْنِي الصَّلَاةَ، فَقَامَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} مُسْتَقْبِلَ الْقِبْلَةِ مُنْتَصِباً فَأَرْسَلَ يَدَيْهِ جَمِيعاً عَلَى فَخِذَيْهِ قَدْ ضَمَّ أَصَابِعَهُ وَ قَرَّبَ بَيْنَ قَدَمَيْهِ حَتَّى كَانَ بَيْنَهُمَا قَدْرُ ثَلَاثَةِ أَصَابِعَ مُفَرَّجَاتٍ... فَقَالَ: يَا حَمَّادُ! هَكَذَا صَلِّ...}} ([[مستدرک الوسائل]]، ج۴، ص۸۳).</ref>. در این [[سیره امام]] می‌توانست بفرماید: این‌گونه نماز بخوان، ولی چنین نکرد، بلکه عملاً خود نماز گزارد، سپس فرمود: این‌گونه که من نماز گزاردم، نماز بگزار.
[[امام صادق]]{{ع}} نیز کتابی در [[توحید]] دارد که آن را املا کرده و [[مفضل بن عمر]] نگاشته است. از [[امام هادی]]{{ع}} نیز رساله‌هایی در موضوعات گوناگون در پاسخ به پرسش‌های اصحاب برجای مانده است که از جمله آنها، رساله آن حضرت در ردّ [[جبر و تفویض]] و [[اثبات]] [[عدل]] و جمع بین‌الامرین است<ref>ر.ک: تحف العقول، ص۴۸۱.</ref>. از [[امام حسن عسکری]]{{ع}} نیز [[تفسیری]] برجای مانده که به «[[تفسیر]] [[عسکری]]» معروف است و با املای امام و خط «حسن بن خالد برقی» و در یکصدوبیست رساله، تدوین شده است<ref>[[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی]]، ص ۱۳۶.</ref>.


[[آموزش]] عملی چون با [[حواس]] [[انسان]] سروکار دارد، عمیق‌تر و ماندگارتر است؛ ازاین‌رو، اگر مسائلی را که به صورت نظری نیز می‌توان آموزش داد، به صورت عملی آموزش داده شود، انتقال آموزش بهتر صورت می‌گیرد و اثر آن ماندگارتر است. این [[سیره پیامبر]]{{صل}} از این مطلب حکایت می‌کند و کسی که این [[سیره]] را مشاهده کرده باشد، هرگز [[حکم]] آن مسأله را فراموش نخواهد کرد.
=== آموزش عملی ===
{{اصلی|آموزش عملی}}
یکی از مهم‌ترین و کارآمدترین روش‌هایی که [[اهل‌بیت]]{{عم}} در [[تعلیم]] مفاهیم مورد نظر خویش از آن بهره می‌بردند، روش رفتاری است. در صورتی که انتقال تعالیم در قالب گفتار شفاهی یا کتابی نگنجد و یا کارآیی لازم را نداشته باشد، از روش دیگری به نام روش رفتاری استفاده می‌شود. در این روش، مفاهیم و مواد مورد نظر از راه عمل و در قالب رفتاری عینی منتقل می‌شود که یا [[معلم]] به طور مستقیم آن امر را در [[رفتار]] خود در معرض مشاهده دیگران قرار می‌دهد و یا [[متعلم]] را به انجام عمل و رفتاری خاص وادار می‌سازد. بنابراین برخی از تعالیم، جز از راه رفتاری و مشاهده‌ای قابل تعلیم دادن نمی‌باشند؛ برای مثال [[آموزش دادن]] جراحی و طبابت در قالب گفتار و نوشتار، [[آموزشی]] ناقص، ناکارآمد و فرار خواهد بود؛ مگر اینکه متعلم به صورت بالینی و عملی، چگونگی انجام عمل جراحی و طبابت را مشاهده کند.


افزون بر این [[معصومان]]{{عم}} سعی می‌کردند آموزش‌های خود را به گونه‌ای با عمل همراه کنند. در این راستا یا خود به گونه‌ای عمل می‌کردند که یادگیری به آسانی انجام شود و یا شاگرد را به عمل وامی‌داشتند، و یا هرگاه شاگرد به عملی نیاز داشت، یا کار را [[اشتباه]] انجام می‌داد، صحیح آن را به او یاد می‌دادند. دو [[سیره پیامبر]]{{صل}} که در زیر می‌آید، گویای دو صورت اخیر است<ref>[[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی]]، ص ۱۴۰.</ref>.
مطالعه و بررسی [[سیره]] تعلیمی [[اهل‌بیت]]{{عم}} نیز بیان‌گر اهتمام و بهره‌گیری فراوان آنان از روش [[رفتاری]] است؛ روشی که کارکرد آن نه‌تنها مربوط به همه ادوار و [[جوامع]] است، بلکه با توجه به زمینه‌های [[اجتماعی]]، [[فرهنگی]] و بعضاً [[سیاسی]] [[جامعه]] صدر اسلام مؤثرترین روش تعلیمی آن [[روزگار]] محسوب می‌شد. [[اعراب]] صدر اسلام با توجه به پیشینه خاص فرهنگی خود در [[عصر جاهلیت]]، مردمی بدوی، دارای ذهن و [[فکری]] بسیط، بی‌سواد و دارای [[فرهنگ]] شفاهی و متکی به [[قدرت]] فراوان حافظه خود بودند؛ از این‌رو، یادگیری آنها غالباً از طریق دیدن و شنیدن انجام می‌شد. این زمینه فرهنگی و دیگر زمینه‌های اجتماعی و سیاسی که در ادامه به آنها پرداخته خواهد شد، سبب گردید که بخش قابل توجهی از تعالیم اهل‌بیت{{عم}} در صدر اسلام بر پایه روش [[رفتاری]] [[استوار]] شود، تا علاوه بر انتقال بهتر مواد تعلیمی، اثرگذاری و ماندگاری بیشتری در اذهان شفاهی و بسیط اعراب داشته باشد<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۲۰۰-۲۲۲.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:21390.jpg|22px]] [[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی (کتاب)|'''نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی''']]
# [[پرونده:21390.jpg|22px]] [[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی (کتاب)|'''نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی''']]
# [[پرونده:IM010735.jpg|22px]] [[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|'''پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}



نسخهٔ کنونی تا ‏۱۳ اکتبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۹:۱۲

مقدمه

توجه به ساختار اجتماعی و فرهنگ کهن هر جامعه در امر تعلیم، امری ضروری است. اهل‌بیت(ع) متناسب با ساختار اجتماعی و هویت فرهنگی جامعه عصر خود روش‌هایی را در تعلیم اتخاذ می‌کردند که در ادامه به بارزترین آنها اشاره می‌شود[۱].

روش شفاهی

روش شفاهی، روشی گفتاری و شنیداری است که کتابت و استفاده از ابزارآلات نوشتاری در آن جایی ندارد و مبتنی بر قدرت حافظه می‌باشد. اهل‌بیت(ع) با توجه به شرایط جامعه، در تعلیمات خود غالباً از روش‌های شفاهی بهره می‌بردند. فرهنگ جامعه عرب فرهنگی شفاهی بود[۲]. جغرافیای سخت و دشوار جزیرةالعرب، کوچ‌روی و عدم سکونت بیشتر ساکنان آن، نامناسب بودن وضع معیشتی و مهیا نبودن نیازهای اولیه و فقدان امنیت و آرامش سبب شده بود که اعراب، به یادگیری خواندن و نوشتن بی‌توجه باشند؛ از این‌رو خط عربی در آغاز اسلام به سبب دوری اعراب از تمدن و شهرنشینی، بسیار ابتدایی و ناقص بود و حتی قرآن تا زمان تابعان به قصد تیمّن و تبرّک، با همان رسم‌الخط نامناسب نوشته می‌شد و هیچ تلاشی برای تغییر و اصلاح خط صورت نمی‌گرفت[۳].

آگاهی‌های اعراب عمدتاً به روش سینه به سینه منتقل می‌شد و پایبندی به ارزش‌ها و سنت‌های پدران و نیاکان که همگی به صورت شفاهی به آنها می‌رسید، بسیار شدید بود. این ویژگی‌ها و شرایط فرهنگی و اجتماعی عرب جاهلیت که در صدر اسلام نیز به قوت خود باقی بود، سبب گردید که اهل‌بیت(ع) در انتقال مفاهیم مورد نظر خود بیشتر از روش‌های شفاهی و متناسب با فرهنگ جامعه بهره گیرند تا به نتایج مطلوب دست یابند.

این نکته را نیز باید مدنظر قرار داد که به‌کارگیری روش‌های شفاهی و چهره به چهره در مواجهه با مخاطبانی که با تعالیم اسلام کاملاً بیگانه بودند، بیشترین اثر‌گذاری را داشت. افرادی که بیشتر، تحت تأثیر شرایط و اقتضائات جامعه خود، اجتماعی شده باشند، درصورتی‌که به هر دلیل، با تغییر و تحولات جدید روبه‌رو شوند، دچار چالشی عمیق و انقلابی درونی خواهند شد[۴]. بر این اساس بهترین و کارآمد‌ترین وسیله تسریع و تسهیل این تغییر، دستگاه مکالمه شفاهی و ارتباط مستقیم است؛ دستگاه مکالمه و ارتباط مستقیمی که کاملا پیوسته و همساز، به‌کار گرفته شود[۵]. بنابراین اتخاذ روش شفاهی توسط اهل‌بیت(ع) بسیار منطقی و هدفمند بود. آنها برای انتقال مواد و محتوای تعلیمی خود با روش شفاهی از پنج شیوه به ترتیب و شرح زیر بهره می‌گرفتند[۶]:

اقراء

اقراء از روش‌های تعلیمی صدر اسلام به شمار می‌رود. از آنجا که این روش برخاسته از فرهنگ عمومی آن زمان است، مورد تأکید و اهتمام جدی اهل‌بیت(ع)، به ویژه پیامبر اکرم(ص) بود. اقراء به معنی خواندن می‌باشد. اقراء در صدر اسلام را می‌توان به معنی خواندن و ابلاغ حروف ضمیمه شده و مفاهیم جمع شده دانست که به قصد تعلیم دادن مواد مورد نظر از حفظ یا از روی متن مکتوب عرضه می‌گردید. بررسی سیره تعلیمی اهل‌بیت(ع) نیز مؤید این معنا است.

اقراء مهم‌ترین روشی بود که پیامبر اکرم(ص) در تعالیم خود از آن بهره می‌برد. اقراء روشی برخاسته از فرهنگ جامعه عرب صدر اسلام بود. اقراء قرآن و تعلیم آموزه‌های اسلامی در دوران حضور پیامبر(ص) در مکه با دشواری‌های فراوانی همراه بود.

تشکیل حکومت اسلامی در مدینه، آغاز فعالیت‌های گسترده پیامبر(ص) در حوزه تعلیمی و تبلیغی بود. دعوت سایر قبایل و سفرهای متعدد اعراب به مدینه جهت اطلاع یافتن از محتوای دعوت پیامبر(ص)، موجب تشویق‌های فراوان ایشان به اقراء قرآن و تعلیم در کنار تعلم شد.

شرایط اجتماعی و سیاسی بر بسیاری از جنبه‌های تعلیمی اهل‌بیت(ع) مؤثر بود. رقابت سیاسی قرشی‌ها با بنی‌هاشم، فشار سیاسی خلفا، فتوحات، پیدایش حس غنیمت‌جویی و فاصله گرفتن از اهل‌بیت(ع) که در فصل بعد به تفصیل به هر یک از آنها پرداخته خواهد شد، همگی از موانعی به‌شمار می‌آیند که فعالیت تعلیمی اهل‌بیت(ع) را تحت تأثیر خود قرار دادند؛ اما از آنجا که اقرای قرآن عموماً با منافع دستگاه حکومتی در تعارض نبود، این بخش از سیره تعلیمی اهل‌بیت(ع) از عوامل و موانع مذکور متأثر نشد و بهره‌گیری از روش اقراء در سراسر دوره زندگانی اهل‌بیت(ع) دنبال گردید[۷].

مناظره

مناظره در اصطلاح، سخن گفتن و استدلال دو نفر درباره چیزی به منظور کشف حقیقت آن است[۸]. مناظره از روش‌هایی است که معصومان(ع) از آن، برای کشف حقایق دینی و آموزش آن به دیگران بهره می‌بردند. مناظره‌های فراوانی از پیامبر(ص) و برخی از امامان معصوم(ع)، روایت شده است که برخی از آنها را مرحوم طبرسی در کتاب الاحتجاج، گردآوری کرده است. دیگران نیز برخی از مناظره‌های معصومان(ع) را گردآوری و به زبان فارسی ترجمه کرده‌اند[۹].

مناظره‌های پیامبر(ص) با یهود، نصاری و دهری‌ها، از قبیل عبدالله بن ابی‌امیه، ابی‌جهل، عبدالله بن صوریا و...، مناظره‌های امام علی(ع) با ابوبکر بر سر مسأله خلافت و فدک، مناظره امام با اصحاب شوری، مهاجران و انصار در فضل و برتری و سابقه هرکدام در اسلام، مناظره آن حضرت با طلحه و زبیر به هنگام خروج به قصد عمره و در جنگ جمل، مناظره امام با احبار و رهبان یهود درباره خدا و معجزه‌های پیامبر، مناظره آن حضرت با ابن الکوا در مورد عدم وجود تناقض در قرآن و مناظره‌ها سایر ائمه(ع)، به ویژه امام صادق، امام کاظم و امام رضا(ع)، از جمله مناظره‌های سیره معصومان(ع) است.

همچنین برخی از معصومان(ع) افزون بر شرکت در مناظره‌ها، برخی از اصحاب و شاگردان خود را نیز به مناظره تشویق کرده و آنها را بر این امر تجهیز می‌کردند[۱۰].

خطابه

خطابه از دیگر روش‌های گفتاری و شفاهی اهل‌بیت(ع) بود که در سیره تعلیمی خود از آن بهره می‌بردند. در صدر اسلام مکالمه نقش بسزایی در انتقال معارف به مردم داشت. در جوامع ابتدایی و فاقد سواد، زبان به مثابه روش پیوند مردم است[۱۱]؛ از این‌رو در جزیرةالعرب صدر اسلام که از بهترین نمونه‌های این جوامع محسوب می‌شد، خطابه به منزله مهم‌ترین روش انتقال دانستنی‌ها به‌شمار می‌رفت. از میان اهل‌بیت(ع)، پیامبر(ص) و امام علی(ع) به دلیل عهده‌دار بودن حکومت بیشترین بهره را از روش خطابه بردند؛ زیرا خطابه و خطبه‌خوانی از شئون مقام رهبری سیاسی جامعه بود.

خطابه در میان عرب جاهلی جایگاه مهمی داشت و در موضوعات گوناگون ایراد می‌شد. ذکر افتخارات قبیله، تهییج مردم برای شرکت در جنگ، بیان مواعظ دینی و اخلاقی و... از مواردی بودند که نیاز به خطبایی سخنور را در عصر جاهلیت ضرورت می‌بخشید[۱۲].

موضوع خطبه‌های پیامبر(ص)، بنا به شرایط اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در ۱۳ سال حضور در مکه و ۱۰ سال حضور در مدینه متفاوت بود. خطبه‌های ایشان در مکه، بیشتر به منظور دعوت مردم به اسلام ایراد می‌شد و حول موضوعاتی چون توحید، نفی شرک و بت‌پرستی، نبوت و معاد و در مدینه علاوه بر طرح و تعمیق دعوت حول موضوعاتی چون امور سیاسی، نظامی، اجتماعی، اخلاقی، آموزش احکام و... بود.

امام علی(ع) پس از گذشت حدود ۲۵ سال از رحلت پیامبر(ص) به خلافت رسیده و در مدت کوتاه خلافتشان که تنها ۴ سال و ۹ ماه به طول انجامید، بیشترین تلاش را برای انتقال و یادآوری معارف دینی به مردم صرف کرد. ایشان با در اختیار داشتن همه امکانات حکومتی از جمله «منبر» از روش خطابه بهره فراوانی برد؛ به‌طوری‌که مسعودی، تعداد خطبه‌های رایج امام در میان مردم عصر خود را ۴۸۰ خطبه دانسته است[۱۳] که تنها ۲۴۱ خطبه آنها توسط سید رضی جمع‌آوری شده‌اند. این شمار زیاد خطبه نشان دهنده اهمیت و نقش مستقیم منصب حکومتی منبر و خطبه‌خوانی است که امام علی(ع) توانست بهترین بهره‌برداری را از آن داشته باشد.

خطبه‌های اندک امام حسن(ع) و امام حسین(ع) جز در دوره کوتاه خلافت امام حسن(ع)، جنبه رسمی نداشت؛ چراکه از سویی از صحنه سیاست کنار زده شدند و از سوی دیگر به دلیل مخالفت با جو حاکم، تحت مراقبت و کنترل بوده و اجازه خطبه خواندن را نداشتند[۱۴].

سؤال و جواب

«سؤال و جواب» از روش‌هایی است که اهل‌بیت(ع) در سیره تعلیمی خود از آن بهره می‌بردند. این روش نیز از ابداعات دوره اسلامی است و در جامعه عرب پیش از اسلام سابقه‌ای نداشت؛ اما زمینه فرهنگی عراق در ترویج آن بی‌تأثیر نبود[۱۵].

روش سؤال و جواب که در عصر جاهلیت به دلیل فقر سنت تعلیمی سابقه نداشت، از ابداعات و روش‌های نوین رسول خدا(ص) به‌شمار می‌رود. قرار گرفتن پیامبر(ص) در رأس جامعه اسلامی و جایگاه شناخته‌شده ایشان به عنوان رهبر سیاسی ـ دینی، موجب شده بود که ایشان در کانون توجه و مراجعه مردم برای یافتن پاسخ پرسش‌های خود قرار گیرد. موضوع سؤالات بسیار متنوع بود و هرچیز می‌توانست مورد سؤال قرار گیرد؛ به ویژه که در دوره پیامبر(ص) بیشتر جوانب و تعالیم نبوی برای مردم تازگی داشت.

این روش در سیره تعلیمی دیگر اهل‌بیت(ع) نیز دیده می‌شود. از آنجا که هر پرسشی موجب تقویت قوای ذهنی و افزایش علم نمی‌شود، اهل‌بیت(ع) با بیان توصیه‌های فراوانی سعی کردند با ذکر آدابی مردم را به پرسش‌هایی جهت‌دار عقلانی و حساب‌شده سوق دهند. بر همین اساس آنها همواره مردم را به پرسش خوب و برخاسته از فکر و تأمل توصیه می‌کردند و از سؤال‌های سطحی و بی‌فایده نهی می‌کردند[۱۶].

مدارسه

یکی از روش‌های مورد سفارش اهل‌بیت(ع) مذاکره یا مدارسه است. این روش از روش‌هایی می‌باشد که تنها از جانب اهل‌بیت(ع) به آن توصیه شده؛ چراکه در بررسی منابع حدیثی و تاریخی نشانه‌ای از پرداختن مستقیم اهل‌بیت(ع) به این روش وجود ندارد؛ بلکه تنها استفاده از این روش را به اصحاب خود که در شهرهای اسلامی پراکنده بودند و تعمیق تعالیم دینی آن را ایجاب می‌کرد، توصیه کرده‌اند.

این روش گفتاری به‌طور قابل ملاحظه‌ای با فرهنگ آن روزگار تناسب و هماهنگی داشت. عمومیت نداشتن سواد کتابت و حافظه قوی اعراب عاملی بود که موجب می‌شد اهل‌بیت(ع) برای حفظ و ماندگاری تعالیم خود در ذهن مسلمان، به ویژه اعراب اهتمام خاصی به آن داشته باشند. غیر اعراب نیز که چه بسا فاقد حافظه‌ای نیرومند بودند، با تکیه بر این روش تعالیم دینی را فرامی‌گرفتند. این عوامل سبب شد که آنان به استفاده مردم از این روش اهتمام ورزیده و توصیه‌های مؤکدی در این باب داشته باشند[۱۷].

روش کتابی

با وجود سیطره فرهنگ شفاهی بر جامعه عرب صدر اسلام، کتابت امری ضروری بود. پیامبر(ص) و اهل‌بیت ایشان(ع) مبلغ و حامل دین جدیدی بودند که روش‌های گفتاری و شفاهی تنها سبب تبلیغ و نشر آن در اذهان می‌شد؛ حال آن‌که انتقال و رواج این دین جهانی که به نوعی ختم همه ادیان تلقی می‌شد، به کتابت و استفاده از روش‌های کتابی نیازمند بود. کتابت در واقع مهم‌ترین ابزار توسعه و تقویت فرهنگ است که می‌تواند در طول سال‌ها و قرن‌های متمادی یادآور ارزش‌ها، باورها و هنجارهای جامعه باشد[۱۸]. اهل‌بیت(ع) با عنایت به این نیاز و ضرورت که برآمده از مقتضیات نوین پس از گسترش اسلام در خارج از جزیرةالعرب بود، درصدد برآمدند با بهره‌گیری از روش‌های کتابی آموزه‌ها و تعالیم اسلامی را تثبیت و ماندگار سازند؛ چراکه برخورد شفاهی با قرآن و معارف اسلامی که باید به نسل‌های آینده انتقال می‌یافت، نادرست بود و آنها را در معرض انحرافات گوناگون قرار می‌داد. بر همین اساس اهل‌بیت(ع) در سیره تعلیمی خود بر کتابت و بهره‌گیری از روش‌های کتابی تأکید فراوانی داشتند و برای تثبیت و انتقال مواد و محتوای تعلیمی خود از سه روش کتابی املاء، مکاتبه و صحیفه‌نگاری استفاده کردند که در این بخش به این روش‌ها و زمینه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ایجاد آنها پرداخته می‌شود[۱۹].

املاء

«املا» از روش‌های کتابی تعلیم اهل‌بیت(ع) به‌شمار می‌رفت. املاء در اصطلاح حدیثی، یکی از روش‌های اخذ حدیث می‌باشد. در املاء که پس از سماع پدید می‌آید، پیامبر، امام یا استاد مطالب تعلیمی خود را به‌طور دقیق و با قصد مکتوب شدن توسط شاگردان بیان کرده و آنان نیز مطالب را بدون کم و کاست یادداشت می‌کنند[۲۰]. اهل‌بیت(ع) از این روش در تعلیمات انفرادی خود بهره برده و آن را برای تعلیم افرادی خاص به‌کار می‌بردند. املاء در دوره مورد نظر برای ثبت و ضبط قرآن و حدیث استفاده می‌گردید[۲۱].

مکاتبه

«مکاتبه» از ماده «کتب» و به معنای نامه‌نگاری می‌باشد. اهل‌بیت(ع) از این روش تعلیمی برای اشخاصی که نزد ایشان حضور نداشتند و یا در شهرهای دوردست به‌سر می‌بردند و دسترسی به آنها دشوار بود، استفاده می‌کردند؛ هرچند گاه بنا به دلایلی از این روش برای مردمی که در همان شهر سکونت داشتند نیز بهره می‌گرفتند تا احکام، دستورات و سایر تعالیم مورد نظر خود را به آنان منتقل سازند. این دستورات و تعالیم را گاه برای کارگزاران و یا نمایندگان خود ارسال می‌کردند تا در اسرع وقت، موضوع نامه به اطلاع مخاطبان رسانده شود؛ البته مکاتبات اهل‌بیت(ع) در موارد گوناگون و با موضوعات متنوع بسیاری انجام می‌شد که در ادامه به همه این موارد و زمینه‌های آنها اشاره خواهد شد. بنابراین مکاتبه نامه‌نگاری بود که با هدف آموزش، پرسش و پاسخ یا اطلاع‌رسانی در دستورات سیاسی - اداری میان دو طرف صورت می‌گرفت[۲۲].

صحیفه‌نگاری

از روش‌های آموزشی معصومان(ع) نوشتن رساله‌های علمی آموزشی در موضوع‌ها و مسأله‌های گوناگون دینی است که از آن راه، فرهنگ و معارف دینی گسترش می‌یافت. مراد از رساله آنچه امروزه به رساله معروف است، نیست، بلکه مراد نوشته‌ای است که در موضوع خاصی از موضوع‌های علمی نوشته شده است و آگاهی‌هایی را در آن زمینه ارائه می‌کند و از حد یک نامه نیز بیرون است. دهخدا می‌نویسد: «رساله مجله‌ای است شامل اندکی از مسائلی که از یک نوع باشد»[۲۳]. پیامبر اکرم(ص) ـ که امی بود و هرگز با دست خود ننوشت ـ مطالب و نامه‌های خود را املا می‌کرد و کاتبان آن حضرت، از جمله علی(ع) آن را می‌نگاشتند. آن حضرت مطالب بسیاری را در زمینه علوم و معارف اسلامی (اعتقادات، احکام و اخلاق) املا کرد و علی(ع) آنها را به نگارش درآورد.

امام علی(ع) نیز چند صحیفه و کتاب به دست خویش نوشته بود. از جمله این آثار مصحف ایشان است که علاوه بر آیات قرآن، تفسیر و شأن نزول آنها را نیز بدان افزوده است. «کتاب علی» یا «صحیفه الفرائض» نیز از جمله کتاب‌های امام علی(ع) است. این اثر، به املای پیامبر(ص) و کتابت امام علی(ع) است که تمام معارف، احکام واجبات مسائل و سنت پیامبر در آن گرد آمده است[۲۴]. کتاب «جامعه» از مکتوبات مشهور امام علی(ع) است که به گفته امام صادق(ع) صحیفه‌ای به طول ۷۰ ذراع و به املای پیامبر(ص) بر علی(ع) و حاوی احکام حلال و حرام، حتی دیه یک خراش کوچک بوده است[۲۵]. صحیفه‌ای مرسوم به «جفر» نیز به آن حضرت تعلق داشت که همچون دایره‌المعارفی غنی، تمام اطلاعات ضروری مربوط به آینده و گذشتگان و علوم مورد نیاز بشر در آن گردآوری شده بود[۲۶]. «کتاب الدیات» نام صحیفه دیگری است که به امام علی(ع) منسوب می‌باشد و به موضوعاتی چون دیه نفس و اعضای بدن اختصاص داشت که امام آن را برای کارگزاران خود فرستاده بود[۲۷].[۲۸]

مصحف فاطمه نیز نام کتاب دیگری از امام علی(ع) است که برای حضرت فاطمه(س) نوشته است. امام سجاد(ع) نیز به نوشتن رساله‌هایی در موضوع‌های گوناگون دینی پرداخت. «صحیفه سجادیه» کتابی است شامل دعاهای آن حضرت، که امام تحت عنوان دعا، معارف بلند اعتقادی را به مردم و شیعیان آموخته است.

امام صادق(ع) نیز کتابی در توحید دارد که آن را املا کرده و مفضل بن عمر نگاشته است. از امام هادی(ع) نیز رساله‌هایی در موضوعات گوناگون در پاسخ به پرسش‌های اصحاب برجای مانده است که از جمله آنها، رساله آن حضرت در ردّ جبر و تفویض و اثبات عدل و جمع بین‌الامرین است[۲۹]. از امام حسن عسکری(ع) نیز تفسیری برجای مانده که به «تفسیر عسکری» معروف است و با املای امام و خط «حسن بن خالد برقی» و در یکصدوبیست رساله، تدوین شده است[۳۰].

آموزش عملی

یکی از مهم‌ترین و کارآمدترین روش‌هایی که اهل‌بیت(ع) در تعلیم مفاهیم مورد نظر خویش از آن بهره می‌بردند، روش رفتاری است. در صورتی که انتقال تعالیم در قالب گفتار شفاهی یا کتابی نگنجد و یا کارآیی لازم را نداشته باشد، از روش دیگری به نام روش رفتاری استفاده می‌شود. در این روش، مفاهیم و مواد مورد نظر از راه عمل و در قالب رفتاری عینی منتقل می‌شود که یا معلم به طور مستقیم آن امر را در رفتار خود در معرض مشاهده دیگران قرار می‌دهد و یا متعلم را به انجام عمل و رفتاری خاص وادار می‌سازد. بنابراین برخی از تعالیم، جز از راه رفتاری و مشاهده‌ای قابل تعلیم دادن نمی‌باشند؛ برای مثال آموزش دادن جراحی و طبابت در قالب گفتار و نوشتار، آموزشی ناقص، ناکارآمد و فرار خواهد بود؛ مگر اینکه متعلم به صورت بالینی و عملی، چگونگی انجام عمل جراحی و طبابت را مشاهده کند.

مطالعه و بررسی سیره تعلیمی اهل‌بیت(ع) نیز بیان‌گر اهتمام و بهره‌گیری فراوان آنان از روش رفتاری است؛ روشی که کارکرد آن نه‌تنها مربوط به همه ادوار و جوامع است، بلکه با توجه به زمینه‌های اجتماعی، فرهنگی و بعضاً سیاسی جامعه صدر اسلام مؤثرترین روش تعلیمی آن روزگار محسوب می‌شد. اعراب صدر اسلام با توجه به پیشینه خاص فرهنگی خود در عصر جاهلیت، مردمی بدوی، دارای ذهن و فکری بسیط، بی‌سواد و دارای فرهنگ شفاهی و متکی به قدرت فراوان حافظه خود بودند؛ از این‌رو، یادگیری آنها غالباً از طریق دیدن و شنیدن انجام می‌شد. این زمینه فرهنگی و دیگر زمینه‌های اجتماعی و سیاسی که در ادامه به آنها پرداخته خواهد شد، سبب گردید که بخش قابل توجهی از تعالیم اهل‌بیت(ع) در صدر اسلام بر پایه روش رفتاری استوار شود، تا علاوه بر انتقال بهتر مواد تعلیمی، اثرگذاری و ماندگاری بیشتری در اذهان شفاهی و بسیط اعراب داشته باشد[۳۱].

منابع

پانویس

  1. ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۱۳۹.
  2. ر.ک: پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل‌بیت، ص۷۱-۷۶.
  3. ابن خلدون، مقدمه، ج۲، ص۸۳۱-۸۳۲.
  4. برگر و لوکمان، ساخت اجتماعی واقعیت، ص۲۰۲.
  5. برگر و لوکمان، ساخت اجتماعی واقعیت، ص۲۰۷-۲۰۹.
  6. ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۱۳۹ ـ ۱۴۱.
  7. ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص۱۴۱ ـ ۱۴۲.
  8. دایرة المعارف فارسی، واژه «مناظره».
  9. مانند «بحث آزاد در اسلام»، تألیف محمد محمدی ری‌شهری؛ انتشارات دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم، ۱۳۷۲.
  10. ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۱۴۷؛ حسینی‌زاده، سید علی، نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی، ص ۸۸ ـ ۸۹.
  11. لانگ، «دین عامیانه»، ص۲۳.
  12. ر.ک: پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل‌بیت، ص۱۰۵.
  13. مسعودی، مروج الذهب، ج۲، ص۴۱۹.
  14. ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص۱۵۸ ـ ۱۵۹؛ حسینی‌زاده، سید علی، نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی، ص ۷۹.
  15. ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۱۷۲.
  16. ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۱۷۳؛ حسینی‌زاده، سید علی، نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی، ص ۱۰۸.
  17. ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۱۷۸.
  18. بابایی طلاتپه، محمدباقر، مبانی استراتژی فرهنگی از دیدگاه امام علی(ع)، ص۱۰۱.
  19. ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۱۸۰.
  20. غنیمه، تاریخ دانشگاه‌های بزرگ اسلامی، ص۲۳۷.
  21. ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۱۸۱-۱۹۰؛ حسینی‌زاده، سید علی، نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی، ص ۱۲۹.
  22. ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۱۹۰؛ حسینی‌زاده، سید علی، نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی، ص ۱۹۰.
  23. لغت‌نامه دهخدا، ذیل: «رساله».
  24. صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۱۶۳.
  25. کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۲۳۹.
  26. کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۲۳۹.
  27. صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۷۵.
  28. ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۱۹۸.
  29. ر.ک: تحف العقول، ص۴۸۱.
  30. حسینی‌زاده، سید علی، نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی، ص ۱۳۶.
  31. ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۲۰۰-۲۲۲.