←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۰۹: | خط ۱۰۹: | ||
پس شماری از ایشان، [[کلام]] وی را پذیرفتند و [[سحرگاهان]]، به [[راحتی]] از آن نقطه [[حرکت]] کردند و رهسپار شدند و نجات یافتند، اما گروهی دیگر، این سخن را گزاف انگاشتند و همچنان در جایگاه خویش ماندند تا [[سپاه]] دشمن بر آنان تاخت و ایشان را [[سرکوب]] و نابود ساخت. | پس شماری از ایشان، [[کلام]] وی را پذیرفتند و [[سحرگاهان]]، به [[راحتی]] از آن نقطه [[حرکت]] کردند و رهسپار شدند و نجات یافتند، اما گروهی دیگر، این سخن را گزاف انگاشتند و همچنان در جایگاه خویش ماندند تا [[سپاه]] دشمن بر آنان تاخت و ایشان را [[سرکوب]] و نابود ساخت. | ||
این حکایت فرجام کسی است که مرا [[فرمان]] بَرد و از آنچه آوردهام [[پیروی]] کند و نیز وصف کسی است که مرا [[نافرمانی]] کند و حقیقتی را که عرضه داشتهام، [[دروغ]] انگارد<ref>صحیح بخاری، ص۱۱۵۴، ح۶۴۸۲ (کتاب الرقاق، باب ۲۶)؛ صحیح مسلم، ص۱۰۰۲، ح۱۶- (۲۲۸۳) (کتاب الفضائل، باب ۶).</ref>.<ref>[[احمد کریمیان|کریمیان، احمد]]، [[نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا (کتاب)|نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا]]، ص ۱۴۹.</ref> | این حکایت فرجام کسی است که مرا [[فرمان]] بَرد و از آنچه آوردهام [[پیروی]] کند و نیز وصف کسی است که مرا [[نافرمانی]] کند و حقیقتی را که عرضه داشتهام، [[دروغ]] انگارد<ref>صحیح بخاری، ص۱۱۵۴، ح۶۴۸۲ (کتاب الرقاق، باب ۲۶)؛ صحیح مسلم، ص۱۰۰۲، ح۱۶- (۲۲۸۳) (کتاب الفضائل، باب ۶).</ref>.<ref>[[احمد کریمیان|کریمیان، احمد]]، [[نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا (کتاب)|نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا]]، ص ۱۴۹.</ref> | ||
===[[مؤمن]]=== | |||
[[نرمش]] و [[انعطاف]]، همراه با [[صلابت]] و [[استواری]]، دو وصف بارز و ممتاز «مؤمن» است که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} بر آن انگشت اشارت نهاده و در [[تمثیل]] ساده و زیبای خویش، آن را در [[تقابل]] با [[خصلت]] «[[کافر]]» قرار داده است و میفرماید: | |||
{{متن حدیث|مَثَلُ الْمُؤْمِنِ كَمَثَلِ السُّنْبُلَةِ تَخِرُّ مَرَّةً وَ تَسْتَقِيمُ أُخْرَى وَ مَثَلُ الْكَافِرِ مَثَلُ الْأَرْزَةِ لَا يَزَالُ مُسْتَقِيماً}}<ref>مستدرک الوسائل، ج۲، ص۴۳۵؛ تحف العقول، ص۳۸؛ کنزالعمال، ج۱۴، ص۱۵۱، ح۳۸۲۰۴؛ مجمع الزوائد، ج۱، ص۴۰۸.</ref>؛ | |||
مَثل مؤمن، چون خوشه [[غلات]] است که گاه میخمد و زمانی [[استوار]] میماند<ref>قرآن کریم در وصف یاران مخلص رسول خدا{{صل}} فرموده است: {{متن قرآن|مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا}} «محمد، پیامبر خداوند است و آنان که با ویاند، بر کافران سختگیر، میان خویش مهربانند؛ آنان را در حال رکوع و سجود میبینی که بخشش و خشنودییی از خداوند را خواستارند؛ نشان (ایمان) آنان در چهرههایشان از اثر سجود، نمایان است، داستان آنان در تورات همین است و داستان آنان در انجیل مانند کشتهای است که جوانهاش را برآورد و آن را نیرومند گرداند و ستبر شود و بر ساقههایش راست ایستد، به گونهای که دهقانان را به شگفتی آورد تا کافران را با آنها به خشم انگیزد، خداوند به کسانی از آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند نوید آمرزش و پاداشی سترگ داده است» سوره فتح، آیه ۲۹.</ref> و کافر چون درخت کاج همواره خشک و [[خشن]] است. | |||
البته [[منش]] و [[روحیات]] مؤمن تنها در تقابل با کافر نیست که با «[[منافق]]» نیز این تضاد هست<ref>تقابل میان صفات مؤمن و منافق به فراوانی در احادیث نبوی منقول است؛ از جمله: | |||
{{متن حدیث|نِيَّةُ الْمُؤْمِنِ خَيْرٌ مِنْ عَمَلِهِ وَ نِيَّةُ الْمُنَافِقِ شَرٌّ مِنْ عَمَلِهِ}}. (مستدرک الوسائل، جا، ص۹۱) این حدیث در منابع اهل سنت با تعبیر {{متن حدیث|... وَ عَمَلُ الْمُنَافِقِ خَيْرٌ مِنْ نِيَّتِهِ}} آمده است. (ر.ک: مجمع الزوائد، ج۱، ص۶۱؛ المعجم الکبیر، ج۶، ص۱۸۵، ح۵۹۴۲). | |||
{{متن حدیث|الْمُؤْمِنُ قَلِيلُ الْكَلَامِ كَثِيرُ الْعَمَلِ وَ الْمُنَافِقُ كَثِيرُ الْكَلَامِ قَلِيلُ الْعَمَلِ}}. (مستدرک الوسائل، ج۹، ص۱۸؛ بیهقی، شعب الایمان، ج۴، ص۲۶۸، ح۵۰۴۸). | |||
{{متن حدیث|الْمُؤْمِنُ يَأْكُلُ بِشَهْوَةِ أَهْلِهِ وَ الْمُنَافِقُ يَأْكُلُ أَهْلُهُ بِشَهْوَتِهِ}}. (مستدرک الوسائل، ج۱۶، ص۳۳۱). | |||
{{متن حدیث|لِسَانُ الْمُؤْمِنِ وَرَاءَ قَلْبِهِ... وَ الْمُنَافِقُ قَلْبُهُ وَرَاءَ لِسَانِهِ}}. (ارشاد القلوب، باب ۲۷ فی الصمت و با اندک اختلاف در لفظ: تنبیه الخواطر، ج۱، ص۱۱۴؛ احیاء علوم الدین، ج۴، ص۱۸۰). | |||
{{متن حدیث|إِنَّ الْمُؤْمِنَ هِمَّتُهُ فِي الصَّلَاةِ وَ الصِّيَامِ وَ الْعِبَادَةِ وَ الْمُنَافِقَ هِمَّتُهُ فِي الطَّعَامِ وَ الشَّرَابِ كَالْبَهِيمَةِ}}. (تنبیه الخواطر، ج۱، ص۱۰۷؛ احیاء علوم الدین، ج۳، ص۷۰). | |||
{{متن حدیث|الْمُؤْمِنُ دَعِبٌ لَعِبٌ وَ الْمُنَافِقُ قَطِبٌ غَضِبٌ}}. (تحف العقول، ص۴۹).</ref> و بنابر روایتی، [[تمثیل]] این تضاد و رودررویی چنین به بیان آمده است: | |||
{{متن حدیث|مَثَلُ الْمُؤْمِنِ مَثَلُ رَجُلٍ غَرَسَ نَخْلَةً فَخَافَ أَنْ تَحْمِلَ شَوْكًا، وَ مَثَلُ الْمُنَافِقِ كَمَثَلِ رَجُلٍ زَرَعَ شَوْكًا يَطْمَعُ أَنْ يَحْمِلَ تَمْرًا...}}<ref>ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۱۳، ص۲۳۰؛ حلیة الأولیاء، ج۸، ص۷۱؛ صفة الصفوه، ج۴، ص۱۶۰.</ref>؛ | |||
[[مؤمن]] در مثَل، چون مردی است که نخلی در [[زمین]] نشانده و نگران است که مبادا به جای [[نخل]] از آن خار بردمد و [[منافق]] چونان کسی است که خار مینشاند و [[انتظار]] برداشت رطب دارد... | |||
تمثیل بالا ناظر بر این [[واقعیت]] است که مؤمن با وجود آنکه همواره دلش لبریز از [[امید]] به دریای [[رحمت الهی]] و کان فضل و [[کرم]] [[ربوبی]] است و با آنکه پیوسته رفتارهای [[نیک]] و اقدامات خیرخواهانه از سرچشمه وجود او میجوشد، اما در [[مقام خوف]]، از [[سرنوشت]] فردای خویش در [[دیوان]] [[محاسبه]] [[الهی]] بسی نگران است که مبادا نقد او را به [[عیاری]] نگیرند، زیرا: | |||
[[قلب]] روی اندود نستانند در [[بازار]] [[حشر]] *** خالصی باید که از [[آتش]] برون آید سلیم<ref>غزلیات سعدی، ص۳۶۵.</ref> | |||
او در کشتزار [[زندگی]] بسی [[نخل]] عمل نشانده است، اما از آنجا که [[امید]] از [[کردار]] خود برداشته و بر [[اخلاص]] خویش [[تهمت]] نهاده و از [[عبادت]] خود شرمسار و تائب است، [[بیم]] آن دارد که از آن همه نخل، جز خار برنیاید. | |||
اما [[منافق]] که با [[رنج]] نابرده، گنجش آرزوست و با انبان تهی از عمل و [[روح]] [[آلوده]] و [[دل]] ناپالوده و نادیده گرفتن [[انتقام]] و [[قهر الهی]]، تنها بر [[رحمت]] و [[غفران]] او نظر دارد، از خارستان زندگی خویش [[انتظار]] نخلستان میبرد! | |||
از آنجا که در صفحات بعد نگاهی جدا به چهره منافق در آیینه تمثیلات [[نبوی]] خواهیم داشت، اینک در آبگینه شفاف این تمثیلات، تنها به چهره [[مؤمن]] مینگریم. | |||
[[رسول خدا]]{{صل}} در بیانی [[زیبا]] چنین فرمود: «مؤمن آیینه مؤمن است»<ref>این حدیث شریف نبوی، با اندک اختلاف در لفظ در منابع روایی فریقین چنین آمده است: | |||
{{متن حدیث|الْمُؤْمِنُ مِرْآةُ الْمُؤْمِنِ}} (بحارالانوار، ج۷۱، ص۲۶۸ و ۲۷۰؛ جامع الاخبار، ص۸۵؛ کنز العمال، ج۱، ص۱۴۱، ح۶۷۲ و ۶۷۳؛ جامع الصغیر، ج۲، ص۱۸۴). | |||
{{متن حدیث|الْمُؤْمِنُ مِرْآةُ أَخِيهِ}} (وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۲۱۰؛ مشکاة الانوار، ص۱۰۶ و ۱۸۹؛ کنز العمال، ج۱، ص۱۵۴، ح۷۶۸). | |||
{{متن حدیث|الْمُؤْمِنُ مِرْآةٌ لِأَخِيهِ}} (مستدرک الوسائل، ج۸، ص۳۲۰؛ ج۹، ص۴۵؛ راوندی، نوادر، ص۸)</ref>. | |||
این [[تشبیه]] استعاری حاوی پیامهای [[ارزشمند]] چندی است که از نگاه نافذ خواننده هوشمند پوشیده نیست و وجه شبه آن، [[صداقت]] و صراحت آیینه و مؤمن در نمودن [[واقعیت]]، هرآنچه باشد و [[پرهیز از افراط و تفریط]] و [[اغماض]] و اغراق است. | |||
حضرت در تعبیری دیگر فرمود: | |||
{{متن حدیث|الْمُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِ بِمَنْزِلَةِ الْبُنْيَانِ يَشُدُّ بَعْضُهُ بَعْضاً}}<ref>بحارالانوار، ج۵۸، ص۱۵۰؛ جامع الاخبار، ص۸۵؛ کنز العمال، ج۱، ص۱۴۱، ح۶۷۴؛ الجامع الصغیر، ج۲، ص۱۸۴؛ مصنف ابن ابی شیبه، ج۸، ص۱۴۱، ح۱۱۲.</ref>؛ | |||
[[مؤمن]]، مؤمن را چون شالوده بناست که هر یک، دیگری را [[استحکام]] و قوت میبخشد. | |||
[[تمثیل]] مشهور و آموزنده [[رسول خدا]]{{صل}} در بیان پیوند و غمخواری [[مؤمنان]] نسبت به یکدیگر از موارد درخور [[تأمل]] است: | |||
{{متن حدیث|مَثَلُ الْمُؤْمِنِينَ فِي تَوَادِّهِمْ وَ تَرَاحُمِهِمْ كَمَثَلِ الْجَسَدِ إِذَا اشْتَكَى عُضْوٌ مِنْهُ تَدَاعَى سَائِرُهُ بِالْحُمَّى وَ السَّهَرِ}}<ref>المحجة البیضاء، ج۳، ص۳۵۷؛ بحار الانوار، ج۵۸، ص۱۵۰؛ صحیح بخاری، ص۱۰۸۲، ح۶۰۱۱ (کتاب الادب، باب ۲۷)؛ صحیح مسلم، ص۱۱۰۳، ح۲۵۸۶ (کتاب البر، باب ۱۷).</ref>؛ | |||
مؤمنان در [[دوستی]] و [[محبت]] و [[عطوفت]] با یکدیگر، همچون یک پیکرند که چون عضوی از آن به [[درد]] آید سایر اعضا در تب و [[رنج]] و [[بیداری]]، او را [[همراهی]] میکنند. | |||
بر این اساس، مؤمنان از [[آلام]] و [[ناملایمات]] دیگران همواره [[احساس]] رنج و تعب میکنند و تا [[رفع گرفتاری]] ایشان، از پای نمینشینند. مگر نه اینکه آن [[پیامبر]] [[عشق]] و [[رحمت]]، پیوسته از رنج [[مردم]] در تب و تاب بود که [[خدا]] فرمود: {{متن قرآن|عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ}}<ref>«هر رنجی ببرید بر او گران است، بسیار خواستار شماست، با مؤمنان مهربانی بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۱۲۸.</ref> مؤمنان نیز با [[تأسی]] به [[مقتدا]] و محبوب خویش، در این راه به [[تکلف]] نمیجوشند، که از عمق [[جان]] و با [[اعتقاد]] میکوشند. | |||
مؤمنان که عشق به [[معبود]] و [[آرمانهای الهی]] و [[شیفتگی]] به [[ارزشهای اخلاقی]] و [[فضایل]] [[انسانی]]، آنان را نوری واحد و حقیقتی یک دست قرار داده است، در برابر [[ظلمت]] و [[کفر]] و [[نفاق]] دستی واحد و جبههای متحدند. | |||
[[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|الْمُؤْمِنُونَ يَدٌ وَاحِدَةٌ عَلَى مَنْ سِوَاهُمْ}}<ref>بحارالانوار، ج۵۸، ص۱۵۰. در برخی منابع با تعبیر {{متن حدیث|إِنَّ الْمُسَلِّمِينَ...}} و یا {{متن حدیث|الْمُسْلِمُونَ...}} آمده است؛ ارشاد القلوب، ج۲، ص۳۳۵؛ المغازی، ج۱، ص۸۳۶؛ کنزالعمال، ج۱۱، ص۳۲۷، ح۳۱۶۴۷.</ref> «مؤمنان در برابر دیگران، همدستاند». و به روایتی دیگر: | |||
{{متن حدیث|الْمُؤْمِنُونَ مُتَّحِدُونَ مُتَآزِرُونَ مُتَضَافِرُونَ كَأَنَّهُمْ نَفْسٌ وَاحِدَةٌ}}<ref>بحارالانوار، ج۵۸، ص۱۵۰.</ref>؛ «[[مؤمنان]] [[متحد]]، همدست و مددکار یکدیگرند، چنانکه گویی یک تناند». | |||
«[[مؤمن]]» گرچه در تطبیق [[صور]] [[ذهنی]] با واقعیتهای خارجی، مانند سایر [[انسانها]]، گاه دچار [[خطا]] و [[اشتباه]] میشود اما چون به [[حکم شریعت]]، [[دیانت]] و [[عقلانیت]] را اساس التزامهای [[رفتاری]] خود قرار داده است، همواره اشتباههای پیشین را چراغ راه [[آینده]] خویش قرار میدهد و از تکرار خطا میپرهیزد. | |||
[[رسول خدا]]{{صل}} این [[خصلت]] مؤمن را در تعبیری [[زیبا]] و استعاری چنین بیان فرموده است: | |||
{{متن حدیث|لَا يُلْدَغُ الْمُؤْمِنُ مِنْ جُحْرٍ مَرَّتَيْنِ}}<ref>مشکاة الانوار، ص۳۱۹ الطبقات الکبری، ج۲، ص۴۳؛ [[المعجم الکبیر]]، ج۱۲، ص۲۸۷، ح۱۳۱۳۸.</ref>؛ | |||
مؤمن از یک سوراخ دوبار گزیده نمیشود. | |||
«مؤمن»، [[انسان پاک]] [[سرشت]] و [[نیک رفتاری]] است که همچون [[زنبور عسل]]، جز [[پاک]] نمیخورد و جز پاک برجای نمینهد: | |||
{{متن حدیث|مَثَلُ الْمُؤْمِنِ كَمَثَلِ النَّحْلَةِ أَكَلَتْ طَيِّبًا وَ وَضَعَتْ طَيِّبًا}}<ref>المستدرک علی الصحیحین، ج۱، ص۱۴۷؛ الجامع الصغیر، ج۲، ص۱۵۴.</ref>. | |||
زمانی دیگر حضرت در تمثیلی زیبا و ظریف حالت دو [[انسان]] مؤمن و [[فاجر]] را به لحاظ نوع رابطهای که با [[قرآن کریم]] دارند، تبیین نموده که تأملی بر آن خالی از [[لطف]] نیست. | |||
فرمود: | |||
{{متن حدیث|مَثَلُ الْمُؤْمِنِ الَّذِي يَقْرَأُ الْقُرْآنَ كَمَثَلِ الْأُتْرُجَّةِ الَّتِي رِيحُهَا طَيِّبٌ وَ طَعْمُهَا طَيِّبٌ وَ مَثَلُ الْمُؤْمِنِ الَّذِي لَا يَقْرَأُ الْقُرْآنَ كَمَثَلِ التَّمْرَةِ طَعْمُهَا طَيِّبٌ وَ لَا رِيحَ لَهَا؛ وَ مَثَلُ الْفَاجِرِ الَّذِي يَقْرَأُ الْقُرْآنَ كَمَثَلِ الرَّيْحَانَةِ رِيحُهَا طَيِّبٌ وَ طَعْمُهَا مُرٌّ وَ مَثَلُ الْفَاجِرِ الَّذِي لَا يَقْرَأُ الْقُرْآنَ كَمَثَلِ الْحَنْظَلَةِ طَعْمُهَا مُرٌّ وَ لَا رِيحَ لَهَا}}<ref>اعلام الدین، ص۱۰۰؛ ارشاد القلوب، ج۱، ص۷۹ باب ۱۹ به (اختصار و تفاوت در لفظ)؛ صحیح بخاری، ص۹۲۷، ح۵۰۲۰ (کتاب فضائل القرآن، باب ۱۷)؛ صحیح مسلم، ص۳۴۸، ح۲۴۳ - (۷۹۷) (کتاب صلاة المسافرین، باب ۳۷). ضمناً این خبر در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۱۰، ص۲۰ و نیز ج۲۰، ص۲۷۹ از قول امیرالمؤمنین{{ع}} نقل شده است.</ref>؛ | |||
حکایت مؤمنی که [[قرآن]] میخواند چون ترنجی است که بویی خوش دارد و مزهای [[نیکو]]. و مؤمنی که قرآن نمیخواند، به خرما میماند که شیرین است و فاقد [[بوی خوش]] و فاجری که قرآن میخواند، مثل پونه است که بویش خوش است و مزهاش تلخ، و فاجری که قرآن نمیخواند، چون حنظل<ref>هندوانه ابوجهل که نماد تلخی است. در زبان عرب گفته میشود: {{عربی|أَمَرُّ مِنَ اَلْحَنْظَلِ}}؛ یعنی تلختر از حنظل.</ref> تلخ است و بیبو. | |||
مروری بر مجامع [[روایی]] [[فریقین]]، بسیاری از تشبیهات و تمثیلات [[نبوی]] را در ترسیم چهره [[مؤمن]] باز مینماید<ref>برای نمونه میتوان به منابع زیر اشاره کرد: کافی، ج۲، ص۲۳۵، ح۱۶؛ ص۲۵۸، ح۲۵؛ وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۷۵؛ مستدرک الوسائل، ج۱، ص۳۵۴، ح۸۲۹/۳؛ ج۱۱، ص۲۸۹، ح۱۳۰۵۲؛ ج۱۲، ص۱۲۵، ح۱۳۶۹۵؛ بحارالانوار، ج۶۱، ص۲۳۸؛ ج۶۸، ص۴۲۲؛ ج۷۷، ص۳۳۹؛ ج۷۸، ص۱۸۷؛ روضةالواعظین، ج۲، ص۲۹۳؛ صحیح بخاری، ص۱۳۱۸، ح۷۴۶۶ (کتاب التوحید، باب ۳۱)؛ مسند احمد بن حنبل، ج۲، ص۵۲۳، ح۱۰۷۸۵؛ ج۴، ص۲۶۸، ح۱۸۳۸۱؛ المعجم الکبیر، ج۱۲، ص۳۴۲، ح۱۳۲۹۳؛ کنز العمال، ج۱، ص۱۴۷ تا ۱۴۹؛ ص۲۶۸، ح۷۶۱؛ ج۱۴، ص۶۶۲، ح۳۹۶۱۹؛ مسند ابی یعلی، ج۲، ص۳۵۷، ح۱۱۰۶؛ الجامع الصغیر، ج۲، ص۱۵۴ و ۱۵۵؛ مجمع الزوائد، ج۲، ص۲۹۳؛ شعب الایمان، ج۷، ص۱۴۳، ح۹۷۷۸؛ الترغیب والترهیب، ج۴، ص۱۱۷، ح۵۰۴۷.</ref>، اما دریغا که حوصله محدود این مقال مجال آن همه نیست.<ref>[[احمد کریمیان|کریمیان، احمد]]، [[نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا (کتاب)|نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا]]، ص ۱۵۵.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||