←نقد و بررسی اشکالات ابن تیمیه
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۴۸: | خط ۴۸: | ||
#'''نهم''': اینکه علّامه میگوید: «این فضیلتی است که برای غیر او حاصل نشده، پس بر [[افضلیّت]] او دلالت میکند، پس او [[امام]] است». [در پاسخ] گفته میشود: شکّی نیست براساس کتاب، [[سنّت]] و [[اجماع]]، فضیلتی که در هجرت برای ابوبکر حاصل شده برای غیر او از [[صحابه]] حاصل نشده است؛ پس این افضلیّت برای او بدون [مشارکت] عمر، عثمان، علی و صحابه دیگر غیر از آنان ثابت است، در نتیجه او امام است. این دلیل، دلیل [[راستی]] است که دروغی در آن وجود ندارد. [[خداوند]] میگوید: {{متن قرآن|إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُواْ ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا}} و نظیر این [[فضیلت]] قطعاً برای غیر ابوبکر حاصل نشده، به خلاف نگهداری از [[جان]] [پیامبر] و اگر آن صحیح باشد، بسیاری از صحابه با جان خود از پیامبر [[محافظت]] کردند و این بر هر مؤمنی [[واجب]] است و از فضیلتهای اختصاصی برای بزرگان [[اصحاب]] به شمار نمیرود، در حالی که [[فضیلت]] با امور اختصاصی ثابت میشود نه با [[مشترکات]]. از این مطلب استفاده میشود احدی نقل نکرده است که علی در هنگام [[خوابیدن]] در رختخواب [[پیامبر]]{{صل}} [[اذیت]] شده است، در حالی که غیر او در [[حفاظت از پیامبر]]{{صل}} قطعا اذیّت شدهاند؛ گاهی به واسطه ضربه دیدن، گاهی با مجروح شدن و گاهی هم با کشته شدن. پس کسی که با اذیّت شدن خود را فدای [[پیامبر]] کرده، بزرگتر از آن است که بدون اذیّت خود را فدای او ساخته است و به تحقیق [[دانشمندان]] گفتهاند: آنچه از [[فضائل]] برای علی صحّت دارد، مشترک است و غیر او نیز در آن با او شریکاند، به خلاف [[صدّیق]] [[[ابوبکر]]] که بسیاری از فضائلش ـ و اکثر آنها ـ اختصاصی برای اوست و غیر از او در آنها با او [[شریک]] نیستند و این در محلّ خود به صورت مبسوط [بیان شده] است!»<ref>ابن تیمیه، منهاج السنّة: ج ۷، ص۸۱-۸۶.</ref>.<ref>سید علی میلانی، [[جواهر الکلام]]، ج۵، ص۳۸۰-۳۸۸.</ref> | #'''نهم''': اینکه علّامه میگوید: «این فضیلتی است که برای غیر او حاصل نشده، پس بر [[افضلیّت]] او دلالت میکند، پس او [[امام]] است». [در پاسخ] گفته میشود: شکّی نیست براساس کتاب، [[سنّت]] و [[اجماع]]، فضیلتی که در هجرت برای ابوبکر حاصل شده برای غیر او از [[صحابه]] حاصل نشده است؛ پس این افضلیّت برای او بدون [مشارکت] عمر، عثمان، علی و صحابه دیگر غیر از آنان ثابت است، در نتیجه او امام است. این دلیل، دلیل [[راستی]] است که دروغی در آن وجود ندارد. [[خداوند]] میگوید: {{متن قرآن|إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُواْ ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا}} و نظیر این [[فضیلت]] قطعاً برای غیر ابوبکر حاصل نشده، به خلاف نگهداری از [[جان]] [پیامبر] و اگر آن صحیح باشد، بسیاری از صحابه با جان خود از پیامبر [[محافظت]] کردند و این بر هر مؤمنی [[واجب]] است و از فضیلتهای اختصاصی برای بزرگان [[اصحاب]] به شمار نمیرود، در حالی که [[فضیلت]] با امور اختصاصی ثابت میشود نه با [[مشترکات]]. از این مطلب استفاده میشود احدی نقل نکرده است که علی در هنگام [[خوابیدن]] در رختخواب [[پیامبر]]{{صل}} [[اذیت]] شده است، در حالی که غیر او در [[حفاظت از پیامبر]]{{صل}} قطعا اذیّت شدهاند؛ گاهی به واسطه ضربه دیدن، گاهی با مجروح شدن و گاهی هم با کشته شدن. پس کسی که با اذیّت شدن خود را فدای [[پیامبر]] کرده، بزرگتر از آن است که بدون اذیّت خود را فدای او ساخته است و به تحقیق [[دانشمندان]] گفتهاند: آنچه از [[فضائل]] برای علی صحّت دارد، مشترک است و غیر او نیز در آن با او شریکاند، به خلاف [[صدّیق]] [[[ابوبکر]]] که بسیاری از فضائلش ـ و اکثر آنها ـ اختصاصی برای اوست و غیر از او در آنها با او [[شریک]] نیستند و این در محلّ خود به صورت مبسوط [بیان شده] است!»<ref>ابن تیمیه، منهاج السنّة: ج ۷، ص۸۱-۸۶.</ref>.<ref>سید علی میلانی، [[جواهر الکلام]]، ج۵، ص۳۸۰-۳۸۸.</ref> | ||
=== نقد و بررسی اشکالات ابن تیمیه === | === نقد و بررسی اشکالات [[ابن تیمیه]] === | ||
در ادامه به نقد و بررسی کلیه اشکالات و مناقشات ابن تیمیه در احادیث این آیه در قالب عناوین مرتبط با هر اشکال میپردازیم | در ادامه به نقد و بررسی کلیه اشکالات و مناقشات ابن تیمیه در [[احادیث]] این [[آیه]] در قالب عناوین مرتبط با هر اشکال میپردازیم | ||
==== عدم پایبندی به موازین علمی و فقدان مبنایی مشخّص ==== | ==== عدم [[پایبندی]] به [[موازین]] [[علمی]] و فقدان مبنایی مشخّص ==== | ||
باز هم مشاهده میشود که ابن تیمیه مطابق معمول خود، از شگرد نفی و انکار و نسبت جعل بهره جسته و از همان آغاز در صحّت حدیث تردید میکند و ثعلبی را به صراحت و سایر حدیث پژوهان و اندیشمندان سنّی را به تلویح ردّ میکند و غیر قابل اعتماد میشمارد. او هر بار تعصّب و عناد خود را بیش از پیش علنی میسازد و آشکارا به ستیز با حق میرود و از تناقض گویی و | باز هم [[مشاهده]] میشود که ابن تیمیه مطابق معمول خود، از شگرد [[نفی]] و [[انکار]] و نسبت [[جعل]] بهره جسته و از همان آغاز در صحّت [[حدیث]] تردید میکند و [[ثعلبی]] را به صراحت و سایر حدیث پژوهان و [[اندیشمندان]] [[سنّی]] را به تلویح ردّ میکند و غیر قابل [[اعتماد]] میشمارد. او هر بار [[تعصّب]] و [[عناد]] خود را بیش از پیش علنی میسازد و آشکارا به [[ستیز]] با [[حق]] میرود و از تناقض گویی و بیآبرو شدن نیز باکی ندارد. این بار [[جهل]]، عناد و تعصّب او بیشتر از پیش رخ مینماید و ما دوباره برای زدودن غبار از آئینه [[حقّ]] و [[حقیقت]]، به نقد آراء پوچ و متعصّبانه وی میپردازیم. ابن تیمیه در وجه نخست، ثعلبی را متّهم به نقل [[اسرائیلیات]] میکند و صرف استناد [[حدیثی]] به او را [[حجّت]] نمیداند. ما نیز معتقدیم که ثعلبی و دیگر [[مفسّران]]،[[ حدیث]] پژوهان، [[مورّخان]] و [[متکلّمان]] سنّی اسرائیلیات فراوانی نقل میکنند و [[کلام]] و نقلشان فاقد حجّیّت و بلکه فاقد [[ارزش]] و اعتبار است، اما خود سنّیان باید به احادیث موجود در منابع معتبرشان ملزم شوند والّا اگر کسی بدون هیچ مبنایی هر جا که مطلبی برخلاف میلش باشد آن را نفی و طرد کند، حقیقت هیچ گاه آشکار نمیشود و [[حق جویی]] معنای خود را از دست میدهد و مباحثات علمی بیارزش میشوند و جهل، [[تاریکی]] و [[باطل]]، جای [[علم]]، [[روشنایی]] و حقیقت را میگیرد. از شیوه [[جدال]] ابن تیمیه معلوم میشود که او هرگز به دنبال [[شناخت]] حقّ و حقیقت نیست و همواره در غبار آلود کردن چهره حق میکوشد،؛ چراکه وی هرگز به موازین علمی پای بند نیست و سخنانش مبنایی مشخّص و پایه و اساس [[درستی]] ندارند<ref>سید علی میلانی، [[جواهر الکلام]]، ج۵، ص۳۸۸ ـ ۳۸۹.</ref> | ||
== [[شهرت]] بیتوتۀ [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} و صحّت [[احادیث]] آن == | |||
[[خوابیدن]] [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} در رختخواب [[رسول خدا]]{{صل}} در [[شب هجرت]] چنان مشهور است که از ضروریّات [[تاریخ اسلام]] به شمار میرود و هرگز نمیتوان آن را [[انکار]] کرد و [[شیعه]] در این باره تنها به نقل [[ثعلبی]] استناد و [[احتجاج]] نمیکند، بلکه [[روایات]] این قضیّه را [[حافظان]] و [[حدیث]] پژوهان صاحب نام و با [[سند صحیح]] نقل کردهاند. در [[حدیثی]] که مشتمل بر ده منقبت و [[فضیلت]] اختصاصی برای [[امیرالمؤمنین]] است و سند آن بر اساس مبانی رجالی سنّیان به [[یقین]] صحیح و بدون اشکال است، از [[ابنعباس]] نقل شده است که گفت: «علی{{ع}} [[جان]] خود را فروخت، [[لباس پیامبر]]{{صل}} را پوشید و در جای او خوابید. [[ابن عباس]] گفت: [[مشرکان]] به [[رسول خدا]]{{صل}} [[سوء قصد]] داشتند؛ آنگاه [[ابوبکر]] آمد در حالی که علی{{ع}}[[ خواب]] بود. ابن عباس گفت: ابوبکر میپنداشت که او [[پیامبر]] خداست، از اینرو گفت: ای [[پیامبر خدا]]! علی{{ع}} به وی گفت: همانا پیامبر خدا به سوی [[چاه]] میمون [[حرکت]] کرده است، پس او را دریاب. ابن عباس گفت: ابوبکر حرکت کرد و با او داخل [[غار]] شد. علی{{ع}} را رها ساخت در حالی که به او سنگ پرتاب میشد، چنان که به پیامبر خدا سنگ میزدند و علی{{ع}} به خود میپیچید و فریاد میزد و سرش را در پیراهن فرو برده بود و تا صبح بیرون نیاورد. سپس سرش را باز کرد، پس مشرکان او را [[سرزنش]] کردند و گفتند: [[دوست]] تو را با سنگ میزدیم، اما او ناله نمیکرد در حالی که تو فریاد میزدی و ما آن را خوش نمیداریم»<ref>مسند أحمد، ج۱، ص۳۳۱؛ کتاب السنّة (ابن أبیعاصم)، ص۵۸۹، ش۱۳۵۱؛ [[السنن الکبری ]]([[نسائی]])، ج۵، ص۱۱۲-۱۱۳، ش۸۴۰۹؛ [[خصائص أمیرالمؤمنین]] (نسائی)، ص۶۳؛ [[المعجم الکبیر]]، ج۱۲، ص۷۷-۷۸؛ المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۳۳؛ [[البدایة والنهایة]]، ج۷، ص۳۷۴؛ [[مجمع الزوائد]]، ج۹، ص۱۱۹-۱۲۰؛ الإصابة، ج۴، ص۴۶۷؛ [[تاریخ مدینة دمشق]]، ج۴۲، ص۱۰۰ و ۱۰۲؛ الریاض النضرة فی [[مناقب]] العشرة، ج۳، ص۱۷۵؛ [[المناقب]] (خوارزمی)، ص۱۲۶؛ [[تفسیر]] [[ابن أبی حاتم]]، ج۶، ص۱۷۹۹، ش۱۰۰۳۸؛ [[شواهد التنزیل]]، ج۱، ص۱۲۵-۱۲۸؛ الدرّالمنثور، ج۳، ص۱۸۰و منابع دیگر.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||