تبعید در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'محل' به 'محل'
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{ویرایش غیرنهایی}} {{نبوت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233);...» ایجاد کرد)
 
جز (جایگزینی متن - 'محل' به 'محل')
خط ۸: خط ۸:


==مقدمه==
==مقدمه==
[[تبعید]]، از ریشه "ب ـ ع ـ د" و در لغت به معنای دور کردن است.<ref>الصحاح، ج‌۲، ص‌۴۴۸؛ لسان العرب، ج‌۳، ص‌۸۹؛ مجمع البحرین، ج‌۱، ص‌۲۱۷ ـ ۲۱۸، «بعد».</ref> این واژه در [[زبان فارسی]] در اصطلاح [[فقه]] و [[حقوق]] عبارت است از بیرون کردن [[مجرم]] از [[محل]] [[ارتکاب جرم]] یا [[اقامتگاه]] وی <ref>ترمینولوژی حقوق، ج‌۲، ص‌۱۱۳۸.</ref> و به تعبیر دیگر، مجازاتی است که به موجب آن فرد مجرم از اقامت در [[وطن]] و [[شهر]] خود [[ممنوع]] شده، برای مدتی معین به سکونت در محلی دیگر محکوم گردد.<ref>لغت نامه، ج‌۴، ص‌۶۳۸۹؛ فرهنگ بزرگ سخن، ج‌۳، ص‌۱۶۰۹.</ref> در متون [[فقهی]] واژگان [[عربی]] "تغریب"<ref>تاج‌العروس، ج‌۱، ص‌۴۱۰، «غرب»؛ بدائع الصنائع، ج‌۷، ص‌۳۹؛ المهذب البارع، ج‌۵، ص‌۳۳.</ref> و "[[نفی]] بلد"<ref>لسان العرب، ج‌۱، ص‌۶۳۹؛ تاج العروس، ج‌۱، ص‌۴۱۰، «غرب»؛ الدرالمنضود، ج‌۱، ص‌۲۹۵.</ref> در‌این معنا کاربرد دارند، هرچند در متون قانونی [[ایران]] پس از [[مشروطه]] واژه تبعید رواج یافته‌است.<ref>لغت نامه، ج‌۴، ص‌۶۳۸۹، «تبعید».</ref>
[[تبعید]]، از ریشه "ب ـ ع ـ د" و در لغت به معنای دور کردن است.<ref>الصحاح، ج‌۲، ص‌۴۴۸؛ لسان العرب، ج‌۳، ص‌۸۹؛ مجمع البحرین، ج‌۱، ص‌۲۱۷ ـ ۲۱۸، «بعد».</ref> این واژه در [[زبان فارسی]] در اصطلاح [[فقه]] و [[حقوق]] عبارت است از بیرون کردن [[مجرم]] از محل [[ارتکاب جرم]] یا [[اقامتگاه]] وی <ref>ترمینولوژی حقوق، ج‌۲، ص‌۱۱۳۸.</ref> و به تعبیر دیگر، مجازاتی است که به موجب آن فرد مجرم از اقامت در [[وطن]] و [[شهر]] خود [[ممنوع]] شده، برای مدتی معین به سکونت در محلی دیگر محکوم گردد.<ref>لغت نامه، ج‌۴، ص‌۶۳۸۹؛ فرهنگ بزرگ سخن، ج‌۳، ص‌۱۶۰۹.</ref> در متون [[فقهی]] واژگان [[عربی]] "تغریب"<ref>تاج‌العروس، ج‌۱، ص‌۴۱۰، «غرب»؛ بدائع الصنائع، ج‌۷، ص‌۳۹؛ المهذب البارع، ج‌۵، ص‌۳۳.</ref> و "[[نفی]] بلد"<ref>لسان العرب، ج‌۱، ص‌۶۳۹؛ تاج العروس، ج‌۱، ص‌۴۱۰، «غرب»؛ الدرالمنضود، ج‌۱، ص‌۲۹۵.</ref> در‌این معنا کاربرد دارند، هرچند در متون قانونی [[ایران]] پس از [[مشروطه]] واژه تبعید رواج یافته‌است.<ref>لغت نامه، ج‌۴، ص‌۶۳۸۹، «تبعید».</ref>


در متون [[تاریخی]] نوعی تبعید مطرح شده که تبعید با [[رأی]] عمومی یا "طرد [[اجتماعی]]" نامیده می‌شود. در این نوع تبعید که در یونان باستان معمول بوده، برخی افراد که اقامت آنان در یک محل خطرناک و زیان‌آور تشخیص داده می‌شد، با استناد به آرای عمومی و بدون [[محاکمه]] و [[دادرسی]] و اتهامی خاص به گونه موقت از شهر بیرون رانده ‌می‌شدند.<ref>فرهنگ علوم سیاسی، ص‌۳۰۲.</ref>
در متون [[تاریخی]] نوعی تبعید مطرح شده که تبعید با [[رأی]] عمومی یا "طرد [[اجتماعی]]" نامیده می‌شود. در این نوع تبعید که در یونان باستان معمول بوده، برخی افراد که اقامت آنان در یک محل خطرناک و زیان‌آور تشخیص داده می‌شد، با استناد به آرای عمومی و بدون [[محاکمه]] و [[دادرسی]] و اتهامی خاص به گونه موقت از شهر بیرون رانده ‌می‌شدند.<ref>فرهنگ علوم سیاسی، ص‌۳۰۲.</ref>
خط ۲۴: خط ۲۴:


==تبعید در [[اقوام]] پیشین==
==تبعید در [[اقوام]] پیشین==
تبعید و بیرون راندن افراد از وطن یا شهری که در آن [[زندگی]] می‌کنند، از مجازاتهایی است که از زمان‌های بسیار دور رواج داشته است، هرچند در هر عصر و منطقه‌ای با توجه به اوضاع خاص آن و ویژگی‌های محیط و فرد [[مجرم]]، دارای شرایط متفاوتی بوده است؛ گاهی تنها افراد از [[شهر]] [[محل]] سکونت خود [[اخراج]] می‌شدند و [[انتخاب]] محل اقامت آنان در [[اختیار]] خودشان بود. گاه افزون بر بیرون کردن محکومان از [[وطن]]، محل و مدت [[تبعید]] آنان نیز معین می‌شد؛ همچنین تبعیدگاهی گروهی و به صورت دسته جمعی بوده و گاه به گونه فردی صورت می‌گرفته است، چنان‌که گاهی به [[حق]] و در پی [[ارتکاب جرم]] بود و در بسیاری موارد نیز به [[باطل]] و به جهت نسبت دادن اتهاماتی ناروا صورت می‌گرفت.
تبعید و بیرون راندن افراد از وطن یا شهری که در آن [[زندگی]] می‌کنند، از مجازاتهایی است که از زمان‌های بسیار دور رواج داشته است، هرچند در هر عصر و منطقه‌ای با توجه به اوضاع خاص آن و ویژگی‌های محیط و فرد [[مجرم]]، دارای شرایط متفاوتی بوده است؛ گاهی تنها افراد از [[شهر]] محل سکونت خود [[اخراج]] می‌شدند و [[انتخاب]] محل اقامت آنان در [[اختیار]] خودشان بود. گاه افزون بر بیرون کردن محکومان از [[وطن]]، محل و مدت [[تبعید]] آنان نیز معین می‌شد؛ همچنین تبعیدگاهی گروهی و به صورت دسته جمعی بوده و گاه به گونه فردی صورت می‌گرفته است، چنان‌که گاهی به [[حق]] و در پی [[ارتکاب جرم]] بود و در بسیاری موارد نیز به [[باطل]] و به جهت نسبت دادن اتهاماتی ناروا صورت می‌گرفت.


در [[کتاب مقدس]] از تبعید [[قوم یهود]] به دست بخت‌النصر یاد شده و آمده است که وی برای مدتی طولانی گروهی از آنان را از دیار خود بیرون کرد و به [[بابل]] انتقال داد.<ref>کتاب مقدس، اول تواریخ: ۹.</ref> در برخی [[آیات قرآن]] نیز از تبعید گروهی از [[یهود]] یاد شده است؛ از جمله در [[آیه]] {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى إِذْ قَالُوا لِنَبِيٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ أَلَّا تُقَاتِلُوا قَالُوا وَمَا لَنَا أَلَّا نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِنْ دِيَارِنَا وَأَبْنَائِنَا فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْا إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ}}<ref>«آیا به (سرگذشت) بزرگان بنی اسرائیل پس از موسی ننگریسته‌ای که به پیامبری که داشتند گفتند: پادشاهی بر ما بگمار تا در راه خداوند کارزار کنیم. گفت: آیا گمان نمی‌کنید که اگر جنگ بر شما مقرّر شود، کارزار نکنید؟ گفتند: چرا در راه خداوند جنگ نکنیم در حالی که ما از سرزمینمان رانده و از فرزندانمان مانده‌ایم؛ اما چون بر آنان جنگ مقرر شد جز تنی چند رو گرداندند و خداوند به (احوال) ستمکاران داناست» سوره بقره، آیه ۲۴۶.</ref> ذکر شده که برخی [[یهودیان]] تبعید شده،<ref>روح‌المعانی، ج۲، ص۲۵۰؛ التحریر والتنویر، ج۲، ص۴۸۷.</ref> از [[پیامبر]] خویش خواستند تا فرمانده‌ای برای آنان برگزیند تا با [[نبرد]] کردن با [[دشمنان]]، به وطن خود بازگردند. [[مفسران]] گروهی از [[جباران]] یا [[جالوت]] یا عمالقه را از کسانی شمرده‌اند که بر [[سرزمین]] آنان مسلط شدند و مردان را از شهر بیرون راندند و [[زنان]] و فرزندانشان را به [[اسارت]] گرفتند.<ref>مجمع‌البیان، ج۲، ص۶۱۰ ـ ۶۱۱؛ المیزان، ج۲، ص۲۹۷.</ref>
در [[کتاب مقدس]] از تبعید [[قوم یهود]] به دست بخت‌النصر یاد شده و آمده است که وی برای مدتی طولانی گروهی از آنان را از دیار خود بیرون کرد و به [[بابل]] انتقال داد.<ref>کتاب مقدس، اول تواریخ: ۹.</ref> در برخی [[آیات قرآن]] نیز از تبعید گروهی از [[یهود]] یاد شده است؛ از جمله در [[آیه]] {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى إِذْ قَالُوا لِنَبِيٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ أَلَّا تُقَاتِلُوا قَالُوا وَمَا لَنَا أَلَّا نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِنْ دِيَارِنَا وَأَبْنَائِنَا فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْا إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ}}<ref>«آیا به (سرگذشت) بزرگان بنی اسرائیل پس از موسی ننگریسته‌ای که به پیامبری که داشتند گفتند: پادشاهی بر ما بگمار تا در راه خداوند کارزار کنیم. گفت: آیا گمان نمی‌کنید که اگر جنگ بر شما مقرّر شود، کارزار نکنید؟ گفتند: چرا در راه خداوند جنگ نکنیم در حالی که ما از سرزمینمان رانده و از فرزندانمان مانده‌ایم؛ اما چون بر آنان جنگ مقرر شد جز تنی چند رو گرداندند و خداوند به (احوال) ستمکاران داناست» سوره بقره، آیه ۲۴۶.</ref> ذکر شده که برخی [[یهودیان]] تبعید شده،<ref>روح‌المعانی، ج۲، ص۲۵۰؛ التحریر والتنویر، ج۲، ص۴۸۷.</ref> از [[پیامبر]] خویش خواستند تا فرمانده‌ای برای آنان برگزیند تا با [[نبرد]] کردن با [[دشمنان]]، به وطن خود بازگردند. [[مفسران]] گروهی از [[جباران]] یا [[جالوت]] یا عمالقه را از کسانی شمرده‌اند که بر [[سرزمین]] آنان مسلط شدند و مردان را از شهر بیرون راندند و [[زنان]] و فرزندانشان را به [[اسارت]] گرفتند.<ref>مجمع‌البیان، ج۲، ص۶۱۰ ـ ۶۱۱؛ المیزان، ج۲، ص۲۹۷.</ref>
خط ۳۲: خط ۳۲:
همچنین [[قرآن]] به سرگذشت [[سامری]] اشاره کرده که در پی ایجاد [[انحراف]] و کجروی در میان بنی‌اسرائیل، [[حضرت موسی]]{{ع}} وی را از میان [[قوم]] خود [[تبعید]] کرد: {{متن قرآن|قَالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَكَ فِي الْحَيَاةِ أَنْ تَقُولَ لَا مِسَاسَ وَإِنَّ لَكَ مَوْعِدًا لَنْ تُخْلَفَهُ وَانْظُرْ إِلَى إِلَهِكَ الَّذِي ظَلْتَ عَلَيْهِ عَاكِفًا لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ فِي الْيَمِّ نَسْفًا}}<ref>«(موسی) گفت: برو که تو را در زندگی (کیفر) این است که بگویی: (به من) دست نزنید!  و تو را موعدی است که در آن با تو خلاف نمی‌ورزند و (اینک) در خدایت که پیوسته در خدمتش بودی بنگر که آن را می‌سوزانیم سپس (خاکستر) آن را در دریا به هر سو می‌پاشیم» سوره طه، آیه ۹۷.</ref>.<ref>تفسیرقرطبی، ج۱۱، ص‌۲۴۰؛ فتح القدیر، ج‌۳، ص‌۳۸۳؛ المیزان، ج‌۱۴، ص‌۱۹۷.</ref> برخی گفته‌اند که حضرت موسی به بنی‌اسرائیل [[فرمان]] داد تا [[همنشینی]] و [[سخن گفتن]] و [[غذا خوردن]] با سامری را ترک گویند،<ref>جامع‌البیان، ج‌۱۶، ص‌۲۵۶؛ مجمع‌البیان، ج‌۷، ص‌۴۷؛ تفسیر‌قرطبی، ج‌۱۱، ص‌۲۴۰.</ref> در نتیجه وی مجبور به ترک [[شهر]] شد و در بیابان [[همنشین]] درندگان گردید.<ref>مجمع‌البیان، ج‌۷، ص‌۴۷؛ زادالمسیر، ج‌۵، ص‌۲۲۰؛ فتح‌القدیر، ج‌۳، ص‌۳۸۳.</ref>
همچنین [[قرآن]] به سرگذشت [[سامری]] اشاره کرده که در پی ایجاد [[انحراف]] و کجروی در میان بنی‌اسرائیل، [[حضرت موسی]]{{ع}} وی را از میان [[قوم]] خود [[تبعید]] کرد: {{متن قرآن|قَالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَكَ فِي الْحَيَاةِ أَنْ تَقُولَ لَا مِسَاسَ وَإِنَّ لَكَ مَوْعِدًا لَنْ تُخْلَفَهُ وَانْظُرْ إِلَى إِلَهِكَ الَّذِي ظَلْتَ عَلَيْهِ عَاكِفًا لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ فِي الْيَمِّ نَسْفًا}}<ref>«(موسی) گفت: برو که تو را در زندگی (کیفر) این است که بگویی: (به من) دست نزنید!  و تو را موعدی است که در آن با تو خلاف نمی‌ورزند و (اینک) در خدایت که پیوسته در خدمتش بودی بنگر که آن را می‌سوزانیم سپس (خاکستر) آن را در دریا به هر سو می‌پاشیم» سوره طه، آیه ۹۷.</ref>.<ref>تفسیرقرطبی، ج۱۱، ص‌۲۴۰؛ فتح القدیر، ج‌۳، ص‌۳۸۳؛ المیزان، ج‌۱۴، ص‌۱۹۷.</ref> برخی گفته‌اند که حضرت موسی به بنی‌اسرائیل [[فرمان]] داد تا [[همنشینی]] و [[سخن گفتن]] و [[غذا خوردن]] با سامری را ترک گویند،<ref>جامع‌البیان، ج‌۱۶، ص‌۲۵۶؛ مجمع‌البیان، ج‌۷، ص‌۴۷؛ تفسیر‌قرطبی، ج‌۱۱، ص‌۲۴۰.</ref> در نتیجه وی مجبور به ترک [[شهر]] شد و در بیابان [[همنشین]] درندگان گردید.<ref>مجمع‌البیان، ج‌۷، ص‌۴۷؛ زادالمسیر، ج‌۵، ص‌۲۲۰؛ فتح‌القدیر، ج‌۳، ص‌۳۸۳.</ref>


در [[آیات]] متعدد دیگر نیز از [[تهدید]] شدن [[پیامبران الهی]] به تبعید از وطن، از جانب [[کافران]] یاد شده است؛ از جمله در آیه {{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّكُمْ مِنْ أَرْضِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمِينَ}}<ref>«و کافران به پیامبرانشان گفتند: شما را از سرزمینمان بیرون خواهیم راند مگر به آیین ما باز گردید آنگاه پروردگارشان به آنان  وحی کرد که بی‌گمان ستمگران را نابود خواهیم کرد» سوره ابراهیم، آیه ۱۳.</ref> این تهدید از سوی کافران نسبت به [[انبیای الهی]] مطرح شده. همچنین در آیه {{متن قرآن|قَالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يَا لُوطُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِينَ}}<ref>«گفتند: ای لوط اگر (از این سخنان) دست برنداری بی‌گمان بیرون رانده می‌شوی» سوره شعراء، آیه ۱۶۷.</ref> از تهدید شدن [[حضرت لوط]]{{ع}} به تبعید از [[محل]] اقامت خود یاد شده است. نیز‌ ر. ‌ک: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قَالُوا أَخْرِجُوهُمْ مِنْ قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ يَتَطَهَّرُونَ}}<ref>«و پاسخ قوم او جز این نبود که گفتند: اینان را از شهرتان بیرون کنید که آنان مردمی هستند که خود را پاک می‌نمایانند» سوره اعراف، آیه ۸۲.</ref>.<ref>الصافی، ج‌۴، ص‌۴۸؛ تفسیر ابن کثیر، ج‌۳، ص‌۳۵۷؛ المیزان، ج‌۱۵، ص‌۳۱۰.</ref> در آیه‌ای دیگر این تهدید در مورد [[حضرت شعیب]]{{ع}} و پیروانش نقل شده است: {{متن قرآن|قَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لَنُخْرِجَنَّكَ يَا شُعَيْبُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَكَ مِنْ قَرْيَتِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا قَالَ أَوَلَوْ كُنَّا كَارِهِينَ}}<ref>«سرکردگان سرکش از قوم او گفتند: ای شعیب! بی‌گمان تو و کسانی را که همراه تو ایمان آورده‌اند، از شهر خود بیرون خواهیم راند یا آنکه به آیین ما باز گردید؛ (شعیب) گفت:» سوره اعراف، آیه ۸۸.</ref>.<ref>تفسیر ابن کثیر، ج۲، ص۲۴۲؛ الدرالمنثور، ج‌۳، ص‌۱۰۲؛ النورالمبین، ص‌۲۴۵.</ref>.<ref>[[جواد رقوی|رقوی، جواد]]، [[تبعید (مقاله)|مقاله «تبعید»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۷</ref>
در [[آیات]] متعدد دیگر نیز از [[تهدید]] شدن [[پیامبران الهی]] به تبعید از وطن، از جانب [[کافران]] یاد شده است؛ از جمله در آیه {{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّكُمْ مِنْ أَرْضِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمِينَ}}<ref>«و کافران به پیامبرانشان گفتند: شما را از سرزمینمان بیرون خواهیم راند مگر به آیین ما باز گردید آنگاه پروردگارشان به آنان  وحی کرد که بی‌گمان ستمگران را نابود خواهیم کرد» سوره ابراهیم، آیه ۱۳.</ref> این تهدید از سوی کافران نسبت به [[انبیای الهی]] مطرح شده. همچنین در آیه {{متن قرآن|قَالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يَا لُوطُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِينَ}}<ref>«گفتند: ای لوط اگر (از این سخنان) دست برنداری بی‌گمان بیرون رانده می‌شوی» سوره شعراء، آیه ۱۶۷.</ref> از تهدید شدن [[حضرت لوط]]{{ع}} به تبعید از محل اقامت خود یاد شده است. نیز‌ ر. ‌ک: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قَالُوا أَخْرِجُوهُمْ مِنْ قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ يَتَطَهَّرُونَ}}<ref>«و پاسخ قوم او جز این نبود که گفتند: اینان را از شهرتان بیرون کنید که آنان مردمی هستند که خود را پاک می‌نمایانند» سوره اعراف، آیه ۸۲.</ref>.<ref>الصافی، ج‌۴، ص‌۴۸؛ تفسیر ابن کثیر، ج‌۳، ص‌۳۵۷؛ المیزان، ج‌۱۵، ص‌۳۱۰.</ref> در آیه‌ای دیگر این تهدید در مورد [[حضرت شعیب]]{{ع}} و پیروانش نقل شده است: {{متن قرآن|قَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لَنُخْرِجَنَّكَ يَا شُعَيْبُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَكَ مِنْ قَرْيَتِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا قَالَ أَوَلَوْ كُنَّا كَارِهِينَ}}<ref>«سرکردگان سرکش از قوم او گفتند: ای شعیب! بی‌گمان تو و کسانی را که همراه تو ایمان آورده‌اند، از شهر خود بیرون خواهیم راند یا آنکه به آیین ما باز گردید؛ (شعیب) گفت:» سوره اعراف، آیه ۸۸.</ref>.<ref>تفسیر ابن کثیر، ج۲، ص۲۴۲؛ الدرالمنثور، ج‌۳، ص‌۱۰۲؛ النورالمبین، ص‌۲۴۵.</ref>.<ref>[[جواد رقوی|رقوی، جواد]]، [[تبعید (مقاله)|مقاله «تبعید»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۷</ref>


==تبعید در [[عصر جاهلیت]]==
==تبعید در [[عصر جاهلیت]]==
خط ۴۲: خط ۴۲:
در اسلام نیز برای ارتکاب برخی جرایم [[کیفر]] تبعید مقرر شده که به برخی از جرایم مزبور و نیز برخی گروه‌هایی که به سبب ارتکاب جرایمی [[تبعید]] یا به آن [[تهدید]] شده‌اند اشاره می‌شود:
در اسلام نیز برای ارتکاب برخی جرایم [[کیفر]] تبعید مقرر شده که به برخی از جرایم مزبور و نیز برخی گروه‌هایی که به سبب ارتکاب جرایمی [[تبعید]] یا به آن [[تهدید]] شده‌اند اشاره می‌شود:
===محاربه===
===محاربه===
[[مجازات]] [[محارب]] و کسانی که به [[گسترش فساد]] در [[زمین]] می‌پردازند، کشته شدن یا [[قطع]] شدن دست و پا یا تبعید شدن است: {{متن قرآن|إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلَافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذَلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref>«کیفر کسانی که با خداوند و پیامبرش به جنگ برمی‌خیزند و در زمین به تبهکاری می‌کوشند جز این نیست که کشته یا به دار آویخته شوند یا دست‌ها و پاهایشان ناهمتا بریده شود یا از سرزمین خود تبعید گردند؛ این (کیفرها) برای آنان خواری در این جهان است و در جهان واپسین عذابی سترگ خواهند داشت» سوره مائده، آیه ۳۳.</ref>. محارب کسی است که با برگرفتن [[سلاح]] در [[شهر]] یا خارج آن [[رعب]] و [[وحشت]] ایجاد کند.<ref>التبیان، ج‌۳، ص‌۵۰۴؛ تحریر الوسیله، ج‌۲، ص‌۴۹۲؛ النفی و التغریب، ص‌۳۶۷.</ref> این [[آیه]] در مورد گروهی از [[مشرکان]] نازل شده که به [[مدینه]] آمدند و [[اسلام]] آوردند؛ ولی هنگام بیرون رفتن از شهر چند چوپان [[مسلمان]] را کشتند.<ref>جامع‌البیان، ج‌۶، ص‌۲۸۰ ـ ۲۸۱؛ مجمع البیان، ج‌۳، ص‌۲۹۰؛ تفسیر قرطبی، ج‌۶، ص‌۱۴۸.</ref> برخی بر آن‌اند که [[نزول آیه]] درباره گروهی از [[اهل کتاب]] بود که [[پیمان]] خود با [[پیامبراکرم]] را نقض کردند و به گسترش فساد روی آوردند.<ref>جامع‌البیان، ج‌۶، ص‌۲۷۹؛ تفسیر قرطبی، ج‌۶، ص‌۱۴۹؛ تفسیر‌ابن کثیر، ج‌۲، ص‌۵۰.</ref> مراد از جمله {{متن قرآن|يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ}} در آیه به نظر برخی [[مفسران]] [[زندانی]] کردن محارب است؛ با این [[تفسیر]] که در آیه از دور کردن [[مجرم]] از سراسر زمین سخن به میان آمده و این امر تنها با زندانی کردن وی محقق می‌گردد؛<ref>تفسیر قرطبی، ج‌۶، ص‌۱۵۲ ـ ۱۵۳؛ فتح القدیر، ج‌۲، ص‌۳۶؛ المحلی، ج‌۱۱، ص‌۱۸۱.</ref> اما بیشتر آنان مقصود از این تعبیر را تبعید محارب از شهر [[محل]] اقامت خود دانسته‌اند.<ref>جامع‌البیان، ج‌۶، ص‌۲۹۸؛ مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۲۹۲؛ المیزان، ج‌۵، ص‌۳۲۷.</ref> به نظر برخی [[فقها]] مجازات‌های مذکور در [[آیه شریفه]] برای محارب به گونه تخییری است <ref>مجمع البیان، ج‌۳، ص‌۲۹۲؛ ایضاح الفوائد، ج‌۴، ص‌۵۴۴؛ مسالک الافهام، ج‌۱۵، ص‌۸.</ref> و برخی دیگر برقرار شدن آن مجازات‌ها را به صورت ترتیبی و متناسب با [[اعمال]] مجرمانه محارب دانسته‌اند؛ مثلا گفته‌اند که اگر محارب صرفاً [[مالی]] را به [[سرقت]] برده یا رعب و [[وحشت]] ایجاد کرده باشد، [[تبعید]] می‌گردد.<ref> السرائر، ج‌۳، ص‌۵۰۶؛ الام، ج‌۶، ص‌۱۶۴؛ اعانة الطالبین، ج‌۴، ص‌۱۸۶.</ref>
[[مجازات]] [[محارب]] و کسانی که به [[گسترش فساد]] در [[زمین]] می‌پردازند، کشته شدن یا [[قطع]] شدن دست و پا یا تبعید شدن است: {{متن قرآن|إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلَافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذَلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref>«کیفر کسانی که با خداوند و پیامبرش به جنگ برمی‌خیزند و در زمین به تبهکاری می‌کوشند جز این نیست که کشته یا به دار آویخته شوند یا دست‌ها و پاهایشان ناهمتا بریده شود یا از سرزمین خود تبعید گردند؛ این (کیفرها) برای آنان خواری در این جهان است و در جهان واپسین عذابی سترگ خواهند داشت» سوره مائده، آیه ۳۳.</ref>. محارب کسی است که با برگرفتن [[سلاح]] در [[شهر]] یا خارج آن [[رعب]] و [[وحشت]] ایجاد کند.<ref>التبیان، ج‌۳، ص‌۵۰۴؛ تحریر الوسیله، ج‌۲، ص‌۴۹۲؛ النفی و التغریب، ص‌۳۶۷.</ref> این [[آیه]] در مورد گروهی از [[مشرکان]] نازل شده که به [[مدینه]] آمدند و [[اسلام]] آوردند؛ ولی هنگام بیرون رفتن از شهر چند چوپان [[مسلمان]] را کشتند.<ref>جامع‌البیان، ج‌۶، ص‌۲۸۰ ـ ۲۸۱؛ مجمع البیان، ج‌۳، ص‌۲۹۰؛ تفسیر قرطبی، ج‌۶، ص‌۱۴۸.</ref> برخی بر آن‌اند که [[نزول آیه]] درباره گروهی از [[اهل کتاب]] بود که [[پیمان]] خود با [[پیامبراکرم]] را نقض کردند و به گسترش فساد روی آوردند.<ref>جامع‌البیان، ج‌۶، ص‌۲۷۹؛ تفسیر قرطبی، ج‌۶، ص‌۱۴۹؛ تفسیر‌ابن کثیر، ج‌۲، ص‌۵۰.</ref> مراد از جمله {{متن قرآن|يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ}} در آیه به نظر برخی [[مفسران]] [[زندانی]] کردن محارب است؛ با این [[تفسیر]] که در آیه از دور کردن [[مجرم]] از سراسر زمین سخن به میان آمده و این امر تنها با زندانی کردن وی محقق می‌گردد؛<ref>تفسیر قرطبی، ج‌۶، ص‌۱۵۲ ـ ۱۵۳؛ فتح القدیر، ج‌۲، ص‌۳۶؛ المحلی، ج‌۱۱، ص‌۱۸۱.</ref> اما بیشتر آنان مقصود از این تعبیر را تبعید محارب از شهر محل اقامت خود دانسته‌اند.<ref>جامع‌البیان، ج‌۶، ص‌۲۹۸؛ مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۲۹۲؛ المیزان، ج‌۵، ص‌۳۲۷.</ref> به نظر برخی [[فقها]] مجازات‌های مذکور در [[آیه شریفه]] برای محارب به گونه تخییری است <ref>مجمع البیان، ج‌۳، ص‌۲۹۲؛ ایضاح الفوائد، ج‌۴، ص‌۵۴۴؛ مسالک الافهام، ج‌۱۵، ص‌۸.</ref> و برخی دیگر برقرار شدن آن مجازات‌ها را به صورت ترتیبی و متناسب با [[اعمال]] مجرمانه محارب دانسته‌اند؛ مثلا گفته‌اند که اگر محارب صرفاً [[مالی]] را به [[سرقت]] برده یا رعب و [[وحشت]] ایجاد کرده باشد، [[تبعید]] می‌گردد.<ref> السرائر، ج‌۳، ص‌۵۰۶؛ الام، ج‌۶، ص‌۱۶۴؛ اعانة الطالبین، ج‌۴، ص‌۱۸۶.</ref>


درباره چگونگی تبعید [[محارب]] نیز [[فقها]] [[اختلاف]] نظر دارند؛ بسیاری از [[فقیهان]] امامی و برخی از [[فقهای اهل سنت]] گفته‌اند که وی به طور مستمر از شهری به [[شهر]] دیگر تبعید می‌شود تا [[توبه]] کند؛<ref>مجمع البیان، ج‌۳، ص‌۲۹۲؛ ر. ک: زبدة‌البیان، ص‌۸۳۶؛ المغنی، ج‌۱۰، ص‌۳۱۳.</ref> ولی عده‌ای برآن‌اند که محارب تنها از [[وطن]] خود [[اخراج]] می‌شود.<ref>التبیان، ج‌۳، ص‌۵۰۶.</ref> برخی دیگر گفته‌اند که وی از شهر خود تبعید و در شهری دیگر [[زندانی]] می‌گردد.<ref>تفسیر قرطبی، ج‌۶، ص‌۱۵۲؛ جواهر الکلام، ج‌۴۱، ص‌۵۹۳؛ الفقه الاسلامی، ج‌۷، ص‌۵۴۷۵.</ref> برخی از فقیهان مدت تبعید را یک سال دانسته‌اند؛<ref>الجامع للشرایع، ص‌۲۴۲؛ جواهر الکلام، ج‌۴۱، ص‌۵۹۳؛ المبدع، ج‌۷، ص‌۴۶۲.</ref> ولی بیشتر فقها آن را تا [[زمان]] توبه محارب می‌دانند.<ref> السرائر، ج‌۳، ص‌۴۵۵؛ مسالک الافهام، ج‌۱۵، ص‌۱۸؛ الفقه علی المذاهب الاربعه، ج‌۵، ص‌۴۱۱.</ref> برخی فقها با استناد به عموم [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلَافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذَلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref>«کیفر کسانی که با خداوند و پیامبرش به جنگ برمی‌خیزند و در زمین به تبهکاری می‌کوشند جز این نیست که کشته یا به دار آویخته شوند یا دست‌ها و پاهایشان ناهمتا بریده شود یا از سرزمین خود تبعید گردند؛ این (کیفرها) برای آنان خواری در این جهان است و در جهان واپسین عذابی سترگ خواهند داشت» سوره مائده، آیه ۳۳.</ref> تفاوتی میان [[زن]] و مرد قائل نشده و [[کیفر]] تبعید را شامل [[زنان]] محارب نیز شمرده‌اند؛<ref> الخلاف، ج‌۵، ص‌۴۷۰؛ السرائر، ج‌۳، ص‌۵۱۰؛ شرح الازهار، ج‌۴، ص‌۳۷۶.</ref> اما به نظر شماری از [[فقهای شیعه]] و [[اهل‌سنت]] این کیفر، ویژه مردان است.<ref>الفقه علی‌المذاهب الاربعه، ج۵، ص‌۴۱۰؛ المبسوط، ج‌۹، ص‌۱۹۷؛ النفی والتغریب، ص‌۴۰۷.</ref> اگر محارب پیش از [[دستگیری]] [[توبه]] کند مجازات‌های او از جمله تبعید ساقط خواهد شد: {{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَيْهِمْ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«جز آن کسان که پیش از آنکه بر آنان دست یابید توبه کرده باشند، پس بدانید که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره مائده، آیه ۳۴.</ref> البته این [[حکم]] به نظر فقهای شیعه و [[اهل سنت]] تنها مربوط به [[حق الله]] است؛ اما در مورد [[حق‌الناس]] از جمله [[سرقت]] [[اموال]] و کشتن افراد یا مجروح کردن آنان [[مسئولیت]] محارب برطرف نمی‌شود<ref> مجمع‌الفائده، ج‌۱۳، ص‌۲۹۸؛ زبدة البیان، ص‌۸۳۶؛ الام، ج‌۶، ص‌۱۶۴.</ref>.<ref>[[جواد رقوی|رقوی، جواد]]، [[تبعید (مقاله)|مقاله «تبعید»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۷</ref>
درباره چگونگی تبعید [[محارب]] نیز [[فقها]] [[اختلاف]] نظر دارند؛ بسیاری از [[فقیهان]] امامی و برخی از [[فقهای اهل سنت]] گفته‌اند که وی به طور مستمر از شهری به [[شهر]] دیگر تبعید می‌شود تا [[توبه]] کند؛<ref>مجمع البیان، ج‌۳، ص‌۲۹۲؛ ر. ک: زبدة‌البیان، ص‌۸۳۶؛ المغنی، ج‌۱۰، ص‌۳۱۳.</ref> ولی عده‌ای برآن‌اند که محارب تنها از [[وطن]] خود [[اخراج]] می‌شود.<ref>التبیان، ج‌۳، ص‌۵۰۶.</ref> برخی دیگر گفته‌اند که وی از شهر خود تبعید و در شهری دیگر [[زندانی]] می‌گردد.<ref>تفسیر قرطبی، ج‌۶، ص‌۱۵۲؛ جواهر الکلام، ج‌۴۱، ص‌۵۹۳؛ الفقه الاسلامی، ج‌۷، ص‌۵۴۷۵.</ref> برخی از فقیهان مدت تبعید را یک سال دانسته‌اند؛<ref>الجامع للشرایع، ص‌۲۴۲؛ جواهر الکلام، ج‌۴۱، ص‌۵۹۳؛ المبدع، ج‌۷، ص‌۴۶۲.</ref> ولی بیشتر فقها آن را تا [[زمان]] توبه محارب می‌دانند.<ref> السرائر، ج‌۳، ص‌۴۵۵؛ مسالک الافهام، ج‌۱۵، ص‌۱۸؛ الفقه علی المذاهب الاربعه، ج‌۵، ص‌۴۱۱.</ref> برخی فقها با استناد به عموم [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلَافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذَلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref>«کیفر کسانی که با خداوند و پیامبرش به جنگ برمی‌خیزند و در زمین به تبهکاری می‌کوشند جز این نیست که کشته یا به دار آویخته شوند یا دست‌ها و پاهایشان ناهمتا بریده شود یا از سرزمین خود تبعید گردند؛ این (کیفرها) برای آنان خواری در این جهان است و در جهان واپسین عذابی سترگ خواهند داشت» سوره مائده، آیه ۳۳.</ref> تفاوتی میان [[زن]] و مرد قائل نشده و [[کیفر]] تبعید را شامل [[زنان]] محارب نیز شمرده‌اند؛<ref> الخلاف، ج‌۵، ص‌۴۷۰؛ السرائر، ج‌۳، ص‌۵۱۰؛ شرح الازهار، ج‌۴، ص‌۳۷۶.</ref> اما به نظر شماری از [[فقهای شیعه]] و [[اهل‌سنت]] این کیفر، ویژه مردان است.<ref>الفقه علی‌المذاهب الاربعه، ج۵، ص‌۴۱۰؛ المبسوط، ج‌۹، ص‌۱۹۷؛ النفی والتغریب، ص‌۴۰۷.</ref> اگر محارب پیش از [[دستگیری]] [[توبه]] کند مجازات‌های او از جمله تبعید ساقط خواهد شد: {{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَيْهِمْ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«جز آن کسان که پیش از آنکه بر آنان دست یابید توبه کرده باشند، پس بدانید که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره مائده، آیه ۳۴.</ref> البته این [[حکم]] به نظر فقهای شیعه و [[اهل سنت]] تنها مربوط به [[حق الله]] است؛ اما در مورد [[حق‌الناس]] از جمله [[سرقت]] [[اموال]] و کشتن افراد یا مجروح کردن آنان [[مسئولیت]] محارب برطرف نمی‌شود<ref> مجمع‌الفائده، ج‌۱۳، ص‌۲۹۸؛ زبدة البیان، ص‌۸۳۶؛ الام، ج‌۶، ص‌۱۶۴.</ref>.<ref>[[جواد رقوی|رقوی، جواد]]، [[تبعید (مقاله)|مقاله «تبعید»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۷</ref>
۲۲۴٬۹۸۹

ویرایش